https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/Promoting-organizational-culture

چیست؟»

روش های ارتقاء فرهنگ سازمانی از دید کارشناسان برتر دنیا


نقشِ رهبران منابع انسانی در شکل‌گیری فرهنگ سازمانی چیست؟ این افراد برای درک بهتر فرهنگ سازمانی، ارتقا آن و تبدیل شرکت به یک محیط کار عالی، چه کاری می‌توانند انجام بدهند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها، از رهبران فکری صنایع، نویسندگان و کارشناسانی از اِیربی‌اِن‌بی، شاپیفای، گرین‌هاوس و شرکت‌های بزرگ دیگر، سؤال ساده‌ای را پرسیدیم. «مهم‌ترین کاری که رهبران منابع انسانی می‌توانند برای بهبود فرهنگ سازمانی انجام بدهند، چیست؟»

پاسخ‌های دریافت شده به‌اندازه‌ی تعداد خود کارشناسان متنوع بود. این کارشناسان از حوزه‌های کاری متفاوت و از سازمان‌هایی با ابعاد، صنایع و باورهای گوناگون، پاسخ‌گوی پرسش ما بودند. هریک از آنها به‌رغمِ تفاوت‌هایشان، بینش‌های تفکربرانگیزی داشتند. در این مقاله پاسخ‌های عبرت‌آموز این 12 کارشناس را با شما به‌اشتراک می‌گذاریم و شما را با نکات مهمی درباره‌ی شکل‌گیری فرهنگ سازمانی آشنا می‌کنیم.


بینش‌های مشابه در میان پاسخ‌های کارشناسان فرهنگ سازمانی

 

  1. شما به‌ عنوان رهبر، باید به‌منظورِ ترویج فرهنگ سازمانی با همه‌ی افراد شرکت، کار کنید. یک فرهنگ نمونه، حاصل تلاش‌ یک فرد نیست، بلکه حاصل همکاری و مشارکت عده‌ی زیادی از افراد و مالکیت همگانی فرهنگ شرکت است؛
  2. «گوش دادن» یک مهارت کلیدی است. اگر واقعا به‌ دنبالِ ارزیابی و درک احساس واقعی افراد از فرهنگ کنونی شرکت هستید، گوش دادن به بازخوردها و اطلاعات، گنجینه‌ای از ایده‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهد که به کمک آن می‌توانید فرهنگ شرکت را بهبود بدهید؛
  3. فرهنگ شرکت و عملکرد آن، متأثر از یکدیگر هستند. نسبت به چگونگی بازتاب اهداف و استراتژی‌هایتان و تأثیر آنها بر فرهنگ شرکت و به‌طور کلی اثرات مثبت و منفی فرهنگ در راه موفقیتِ شرکت، دوراندیش و حساس باشید.

 

12 توصیه برای بهبود فرهنگ سازمانی از زبان کارشناسان - مارک لوی


1. مارک لِوی، مدیر کل بخشِ تجربه‌ی کارمند در شرکت اِیربی‌اِن‌بی-فرهنگ سازمانی

«به کارمندان‌تان توجه کنید و آنها را از طریقِ اهداف و ارزش‌های بنیادی‌تان، برای ایجاد فرهنگ سازمانی مشارکت بدهید.»


2. مایا جوسِباچ‌ویلی، نایب رئیس بخش منابع انسانی و استراتژی در شرکت گرین‌هاوس-فرهنگ سازمانی

«فرهنگ، برآمده از دو چیز است: از یک سو، کارکنان سازمان و از سوی دیگر، هنجارها و رفتارهایی که در شرکت متداول هستند. سازمان‌ها به‌منظور بهبود فرهنگ، باید در هر دو حیطه‌، به‌صورت حساب‌شده عمل کنند. یکی از بهترین کارهایی که رهبران منابع انسانی می‌توانند در حمایت از این رویکرد انجام بدهند، استخدام افرادی است که وجودشان برای ارتقای فرهنگ سازمانی مفید است. پس از شناساییِ ارزش‌هایی که شرکت درصددِ ترویج آنهاست، مصاحبه‌ استخدامی باید وقف شناسایی آن ارزش‌ها شود. برای مثال، اگر برای یک شرکت «مشارکت» ارزش است، در مصاحبه‌ی استخدامی باید چنین سؤالی پرسیده شود: «تا حالا شده در یک پروژه به همکارت کمکی کنی که خارج از توانایی تو بوده؟» این خصلت‌های فردی باید به‌اندازه‌ی مهارت‌های فنی لازم برای موفقیت در محیط کار، مشخص و قطعی باشند.»

 


3. تیم سَکِت، کارشناس منابع انسانی و استعدادیابی و نویسنده‌ی اصلی وبلاگ «Fistful of Talent»-فرهنگ سازمانی

«نتایج عملیاتی را بهتر کنید! همه دوست دارند یک فرمول جادویی برای بهتر کردن فرهنگ سازمانی وجود داشته باشد. اما در عمل، مردم مایل‌اند برای شرکت‌هایی کار کنند که کارشان را خوب بلدند! به‌ندرت می‌شنوید که یک شرکت بسیار سودآور، درگیر فرهنگ سازمانی خود باشد. همه‌ی ما دوست داریم در تیم برنده بازی کنیم!»


4. کِیتی بِرک، نایب رئیس بخش تجربه و فرهنگ در شرکت هاب‌اسپات-فرهنگ سازمانی

 

شرکت هاب‌اسپات - 12 توصیه برای بهبود فرهنگ سازمانی از زبان کارشناسان

 

«مهم‌ترین کارِ رهبران منابع انسانی برای بهبود فرهنگ سازمانی، از میان برداشتن این تصور است که بهترین ایده‌ها برای بهبود سازمان از سوی مقامات ارشد پیشنهاد می‌شوند. توجه کردن به کارمندان، اهمیت دادن به آنها و عمل کردن بر اساس بازخورد آنها، مهم‌ترین کاری است که رهبران منابع انسانی می‌توانند در جهت تأثیرگذاریِ مثبت بر سازمان و فرهنگ آن انجام بدهند.»


5. دکتر سیدنی فینکلستاین، نویسنده، استاد رهبری و استراتژی و مدیر نهاد رهبری مدرسه‌ی کسب‌وکار تاک در کالج دارت‌ماوس-فرهنگ سازمانی

«فرهنگ سازمانی در اقتصاد مدرن باید بر خلاقیت، نوآوری و چالاکی تمرکز کند. تغییر و وقفه را هم‌اکنون پشت‌سر گذاشته‌ایم. تنها سؤال این است که آیا کسب‌وکار شما قادر به ادامه‌ی کار یا بهتر از آن، پیشگام بودن، خواهد بود. رهبران نیروی انسانی همراه با مدیرعامل، مسئولیت مهمی در ایجاد و تقویت فرهنگی دارند که بتواند در این دنیای جدید پیروز میدان نبرد باشد. مهم‌ترین کاری که رهبران منابع انسانی می‌توانند انجام بدهند، تشخیص این حقیقت است که تمرکز روی صلاحیت‌ها و مبانی اداریِ منابع انسانی سنتی، تنها زمانی به ارزش سازمان می‌افزاید که بتواند خلاقیت، نوآوری و چالاکی را هم در کنار خود ترویج کند. اگر آنها نتوانند از پس این کار برآیند، نباید وقت‌شان را صرف این کار کنند.»

 


6. کلوُد سیلور، مدیر قلب ارشد در آژانس وِی‌نِرمِدیا-فرهنگ سازمانی

 

کلوُد سیلور - 12 توصیه برای بهبود فرهنگ سازمانی از زبان کارشناسان

 

تعریف «مدیر قلب ارشد»: (Chief Heart Officer) یا (CHO) عنوان جدید و قدرتمندی برای توصیف نقش فردی است که مسئولیتِ فرهنگ و رفاه کارمندان شرکت (یا ضربان قلب کسب‌وکار) بر عهده‌ی اوست.

«مهم‌ترین کاری که می‌توانید برای فرهنگ سازمانی خود انجام بدهید توجه کردن به افرادی است که بخشی از سازمان شما هستند. استقبال از کارمندان و برقراری ارتباط واقعی با آنها حیاتی است. در محیط کار قدم بزنید، از کارمندان‌ بپرسید مشغول انجام چه کاری هستند، با تک‌تک‌ آنها ارتباط برقرار کنید، با عده‌ای از آنها در یک جلسه‌ی دوستانه صحبت کنید تا از افکارشان مطلع شوید. تمامی این ارتباطات به ایجاد محیطی کمک می‌کند که در آن، همکاران شما به‌اندازه‌ی کافی از امنیت و آرامش برخوردار هستند که صرف‌نظر از جایگاه‌شان در سازمان، برای بهتر شدن خودشان و دیگران گام بردارند.»


7. جاکوب مورگان، نویسنده‌ی پرفروش، سخنگو و پیشرو-فرهنگ سازمانی

«پس از بررسی دقیقِ بیش از 250 سازمان جهانی دریافتم که تجربه‌ی کارمند، ترکیبی از سه محیط است: فرهنگ، فناوری و فضای فیزیکی. توصیه‌ی من به رهبران منابع انسانی این است که بر روی هر سه محیط تمرکز کنند، نه فقط فرهنگ. با وجود این، اگر فرهنگ اولویت باشد، اطمینان حاصل کنید که هدف هر مدیری در سازمان این است که کارمندانش را از آنچه هستند، موفق‌تر کند.»


8. جینا لائو، مدیر بخش فرهنگ سازمانی و عملیات تیم در شرکت هِلوساین

«مهم‌ترین راه بهبود فرهنگ سازمانی، ردوبدل کردنِ بازخورد‌های قوی و معتبر میان اعضای تیم و رهبران ارشد سازمان است. با وجود اینکه این کار آسان به‌نظر می‌رسد، اما معمولا نادیده گرفته می‌شود. کارمندان باید راهی برای به‌اشتراک گذاشتن مزایا و معایب کاری که انجام می‌دهند، داشته باشند. این به‌ نفع کل تیم است که امکان گفت‌وگوهای صادقانه‌ درباره‌ی حوزه‌های نیازمند پیشرفت وجود داشته باشد. اعضای تیم باید اطمینان یابند که بازخوردهایشان به گوش رهبران سازمان می‌رسد و رهبران نیز حاضر به پشتیبانی و سرمایه‌گذاری در پیشرفت‌های مورد نیاز سازمان هستند.

راه‌های زیادی برای به‌اشتراک گذاشتن بازخورد وجود دارد. ما در هِلوساین ترکیبی از نظرسنجی‌ها را داریم، جلسات تالار شهر، جلسات کمیته‌ی فرهنگ، جلسات تک‌به‌تک با مدیر عملیات، مدیر ارشد فناوری و مدیرعامل اجرایی.

ما باور داریم که فرهنگ سازمانی زمانی می‌تواند به بهترین شکل پرورش یابد که کل تیم در فرایند شکل‌گیری فرهنگ، حل مشکلات و رفع موانع مشارکت داشته باشند.»

 


9. جِی.تی.اُدانِل، بنیان‌گذار و مدیرعامل اجرایی وبسایت وُرک‌ایت‌دِیلی-فرهنگ سازمانی

 

جِی.تی.اُدانِل، بنیان‌گذار و مدیرعامل اجرایی وبسایت وُرک‌ایت‌دِیلی - 12 توصیه برای بهبود فرهنگ سازمانی از زبان کارشناسان

 

«مهم‌ترین کار رهبران منابع انسانی، اطمینان از روشن بودن اهداف، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های رهبری است. اهداف، نقطه‌ی اوج خواسته‌های شما در کسب‌وکارتان هستند که می‌خواهید به آنها برسید، مثلا هدف شما این است که ظرف مدت سه سال در صنعت خود بهترین خدمات‌رسان باشید. استراتژی‌ها، نحوه‌ی برنامه‌ ریزی شما برای رسیدن به آن اهداف هستند، استراتژی شما شاید این باشد که در خصوص خدمات مشتری و بازده‌ی دریافتی از سوی مشتری برای سرمایه‌گذاری، بهتر از رقبا عمل ‌کنید. تاکتیک‌ها، فعالیت‌هایی هستند که به کمک آنها استراتژی‌ها را به اجرا درمی‌آورید، پس به تمام درخواست‌های مشتری ظرف یک‌ساعت پاسخ می‌دهید و تا مشتری احساس نکند که 100 درصد به درخواستش رسیدگی کرده‌اید، به پیگیری خود ادامه می‌دهید.

وقتی همه‌ی افراد این سه تعریف را درک کنند، کارشان را راحت‌تر انجام می‌دهند و می‌توانند از جانب شما تصمیمات کاریِ خوبی بگیرند. در نتیجه، احساس موفقیت می‌کنند، چون می‌دانند کاری را انجام می‌دهند که از آنها خواسته شده است.

وقتی اهداف، استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها درست تعریف شوند و به اجرا درآیند، رهبران منابع انسانی راحت‌تر می‌توانند استعدادهای برتر را جذب کنند، آموزش بدهند و در سازمان نگه دارند.»


10. دیوید هاسِل، مدیرعامل اجرایی شرکت فیفتین فایو- 15Five-فرهنگ سازمانی

«اگر تاکنون فرهنگ بازخورد را ایجاد نکرده‌اید، دست‌به‌کار شوید. وقتی فرهنگ باز، صادقانه و شفاف بازخورد ایجاد شده باشد، برای مدیران اِعمال تغییرات لازم جهت بهبود فرهنگ، بسیار آسان‌تر خواهد شد. مدیریت بدون وجود فرهنگِ بازخورد، شبیه پروازِ بدون دید است.»


11. شانون فیتسجرالد، مدیر بخش منابع انسانی در شرکت میوز-فرهنگ سازمانی

«به عقیده‌ی من مهم‌ترین کاری که رهبران منابع انسانی می‌توانند برای بهبود فرهنگ سازمانی انجام بدهند، آموزش مدیران و پشتیبانی از آنهاست. رابطه‌ی بین مدیران و کارمندان در پیش‌بینی شادی تیم و مشارکت اعضای آن، حیاتی است. رهبران منابع انسانی فرصت دارند در زمینه‌ی ایجاد و تقویت این روابط به مدیران کمک کنند.»

 


12. دانیال وایناند، مدیر ارشد بخش فرهنگ سازمانی در شرکت شاپیفای

 

لوگوی شرکت شاپیفای - 12 توصیه برای بهبود فرهنگ سازمانی از زبان کارشناسان

 

«سعی نکنید کسی باشید که نیستید. مهم‌ترین نکته درباره‌ی پرورش یک فرهنگ سالم، اصیل بودن آن است. پس به تیم مدیریت و شخصیت‌های اثرگذار سازمان خود نگاهی بیندازید و به این فکر کنید که چه چیزی برای آنها ارزش واقعی دارد و متمایزشان می‌کند تا بتوانید فرهنگ کنونی را تعریف کنید. تفکر واقعی افراد و رفتارهایی که فاقد قاعده و اصول هستند، شاخص‌های واقعی فرهنگ کنونی شما خواهند بود. زمانی که فرهنگ کنونی را شناختید و آن را تعریف کردید، می‌بایست اعمال هرگونه تغییری که در نظر گرفته‌اید را، از جانب تیم رهبری و افراد استخدام شده، آغاز کنید.

هیچ فرهنگی وجود ندارد که با روحیه‌ی همه‌ی افراد سازگاری داشته باشد. با این‌ حال، فرهنگی که در آن، تیم شما یک چیز را بشنود، اما چیزی دیگری را ببیند و باور کند، بازدارنده‌ی پیشرفت شما خواهد بود.»


نتیجه‌گیری

ایجاد فرهنگ سازمانی آسان نیست، اما به پیشنهاد کارشناسانی که در این مقاله معرفی کرده‌ایم، با اتخاذ یک رویکرد حساب‌شده و آگاهانه، راحت‌تر به این هدف می‌رسید.

از نظر شما مهم‌ترین کاری که رهبران منابع انسانی می‌توانند برای بهبود فرهنگ سازمانی انجام بدهند، چیست؟

 

برگرفته از: Hazelhq

احمدرضا کرامت

گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

https://keramatzade.com/What-is-leadership-Leadership-from-33-leading-world-executives

رهبری چیست؟ رهبری از دید 33 مدیر برجسته دنیا


فرهنگ لغات وبستر رهبری را به‌عنوان «قدرت یا توانایی هدایت افراد دیگر» تعریف کرده است، اما اغلب مردم رهبری را چیزی فراتر از این تعریف می‌دانند. از هر کس بپرسید که رهبر بودن به چه معناست، احتمالا هر بار جوابی منحصربه‌فرد می‌شنوید؛ چون هر فردی ایده‌ی خودش را در مورد رهبریدارد و نیز هر رهبری به شیوه‌ی خود تیمش را هدایت می‌کند. بعضی افراد فکر می‌کنند رهبری به معنای راهنمایی دیگران برای تکمیل یک تکلیف خاص است، و بعضی دیگر باور دارند رهبری یعنی انگیزه دادن به اعضای تیم‌تان تا بهترین عملکرد را از خود نشان دهند. اگرچه تعاریف متنوع هستند، کل نظرات وجوه مشترکی دارند: رهبران افرادی هستند که می‌دانند چگونه به اهداف برسند و چطور افراد را در طی این مسیر تشویق کنند. در این مقاله از صاحبان کسب‌وکار، مدیران و متخصصان پرسیده شده که به نظرشان رهبری چیست و در پاسخ 33 تعریف مختلف از رهبری ارائه شده است.


 

رهبری ،کیتی کریستی (Katie Christy)، بنیان‌گذار Activate Your Talent:

«رهبری نه تنها توانایی درک و به‌کارگیری استعدادهای درونی است، بلکه به کار بردن مؤثر نقاط قوت تیم برای تکمیل یک مأموریت است. هیچ نسخه‌ی منحصربه‌فرد، پاسخ کلیدی یا فرمولی برای رهبری وجود ندارد. رهبری به معنای بروز متواضعانه و صحیح شخصیت منحصربه‌فرد شما در راستای بهبود محیطی است که در آن حضور دارید.»باب رینا (Bob Reina)، مؤسس و مدیرعامل Talk Fusion:

«رهبری یعنی داشتن قلبی فداکار و رضایت همیشگی برای به فکر دیگران بودن و کمک کردن.»


رهبری،سمی کوهن (Sammy Cohen)، از پایه‌گذاران Neon Bandits:

«برای من، رهبری یعنی به‌کار‌گیری نقاط قوت و توجه به نقاط ضعف با کارآمدترین و مؤثرترین شیوه‌ی ممکن. یعنی تیم‌‌تان و خودتان را بشناسید و بهترین کار را برای موفقیت هر دو انجام دهید.»

 


رهبری،آندریا واکر-لیدی (Andrea Walker-Leidy)، مالک Walker Publicity Consulting:

«رهبری یعنی توانایی دیدن یک مشکل و یافتن راه حل. افراد بسیاری حاضرند در مورد مشکلات صحبت یا حتی همدلی کنند، اما تعداد اندکی پس از دیدن مشکل یا چالش از عهده‌ی آن برمی‌آیند. فقط یک رهبر یک مشکل را واقعا به‌عنوان یک چالش می‌بیند و می‌خواهد آن را حل کند. به همین دلیل افراد می‌خواهند از چنین فردی پیروی کنند و رهبر واقعی پیروانی دارد.»

 


رهبری چیست - برابر بودن در آغاز کردن و توانایی تبدیل شدن به مربی در زمان مورد نیاز


متیو آدامز (Matthew Adams)، مدیر ارتباطات Tru-Colour Bandages:

«رهبری، داشتن تواضع برای اولویت دادن به کارمندان است تا شرکت بتواند رشد کند. رهبران باید برای کارمندان‌شان زمان بگذارند و مطمئن شوند آنها در محیط کار احساس راحتی می‌کنند. این اقدام، کارآمدی و بهره‌وری شرکت را بالا می‌برد.»


مارک لیتل (Mark Little)، مؤسس و رئیس Diversified Funding:

«رهبر کسی است که با الگو بودن خود تیم را هدایت می‌کند و شرافت انجام کار درست را دارد، حتی زمانی که این کار مورد قبول دیگران نیست. یک رهبر خوب اثر مثبت بر دیگران می‌گذارد، آنها را تشویق می‌کند تا افراد بهتری باشند و به الگوی بقیه در زندگی تبدیل شوند.»


جوردن فرنچ (Jordan French)، رئیس BNB Shield:

«رهبری خدمت به افرادی که است برای شما کار می‌کنند، آن هم با در اختیار قرار گذاشتن ابزاری که برای موفقیت نیاز دارند. کارکنان شما باید با نگاه رو به جلو، مشتاقانه منتظر مشتری باشند، نه اینکه نگاه‌شان به پشت سر باشد و انتظار کمکی از سوی شما داشته باشند. همچنین رهبری یعنی تحسین آنچه خوب پیش می‌رود و هدایت از طریق قبول مسئولیت زودهنگام و بلافاصله، زمانی که چیزی درست پیش نمی‌رود.»


مکنزی مرزلوف (Makenzie Marzluff)، بنیان‌گذار Delighted By:

«رهبری توانایی بیان و دنبال کردن چشم‌انداز تجاری بدون هیچ عذری است. رهبری به معنای استفاده از شهود برای هدایت خود و تشویق تیم‌تان برای همراهی است. رهبری یعنی گوش دادن به «صدای درونی»، حتی زمانی که وضع موجود خطرناک، ترسناک و چالشی به نظر می‌رسد.»

 


رندی استاکلین (Randy Stocklin)، از پایه‌گذاران و مدیرعامل Readers.com:

«رهبری به معنای توانایی کمک به مردم برای رسیدن به چیزهایی است که فکر می‌کنند ناممکن هستند. رهبران مربیانی صبور برای رشد مردم و نه بازیکن هستند. رضایت آنها با رسیدن به اهداف از طریق دیگران جلب می‌شود. رهبران به افراد از طریق یک چشم‌انداز مشترک و ایجاد محیطی که در آن احساس ارزشمندی و رضایت می‌کنند، انگیزه می‌دهند.»

 


میندی گیبینز-کلین (Mindy Gibbins-Klein)، مؤسس REAL Thought Leaders:

«رهبری به معنای داشتن یک چشم‌انداز و به اشتراک گذاشتن آن با دیگران و تشویق آنها برای حمایت از چشم‌اندازتان است، تا زمانی که برای خودشان چشم‌اندازی بسازند.»


لیزا کش هانسون (Lisa Cash Hanson)، مدیرعامل Snuggwugg:

«رهبری، توانایی راهنمایی دیگران بدون وادار کردن‌ ایشان به یک مسیر یا تصمیم خاص است، به‌طوری که همچنان احساس قدرت و موفقیت را در آنها نگه می‌دارد.»


رهبری چیست - کمک به دیگران برای رشد کردن و تبدیل شدن به رهبر


استن کیمر (Stan Kimer)، رئیس Total Engagement Consulting by Kimer:

«رهبری مؤثر یعنی فراهم کردن چشم‌انداز و انگیزه برای یک تیم تا برای رسیدن به هدفی مشترک با هم کار کنند؛ سپس فهم استعدادها و خلق‌وخوی هر فرد و تشویق تک تک آنها برای داشتن بهترین عملکرد در راستای رسیدن به هدف گروهی است.»

 

 


دفنی مالوری (Daphne Mallory)، متخصص کسب‌وکار خانوادگی در The Daphne Mallory Company:

«رهبری هنر خدمت به دیگران از طریق تجهیز کردن آنها با آموزش، ابزار و افراد در کنار زمان، انرژی و هوش احساسی خودتان است تا بتوانند بفهمند که هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای دارای ظرفیت کاملی هستند.»


کتی هیسلی (Kathy Heasley)، بنیان‌گذار و رئیس Heasley & Partners:

«رهبری یعنی داشتن جسارت کافی برای داشتن چشم‌انداز و تواضع برای تشخیص اینکه در رسیدن به این چشم‌انداز نیاز به تلاش افراد بسیاری است؛ افرادی که وقتی به جای صرفا کار کردن، استعدادها و نبوغ خود را به اشتراک می‌گذارند، بیشترین احساس رضایت را دارند. رهبران چنین فرهنگی به وجود می‌آورند و در خدمت منافع جمعی هستند و اجازه می‌دهند دیگران بلندپروازی کنند.»


الکسیس دیویس (Alexis Davis)، پایه‌گذار و طراح Hoo-Kong by Alexis Davis:

«از نظر من یک رهبر، فردی است که ورودی‌ها و خروجی‌های یک کسب‌وکار را می‌داند، پس می‌تواند با پیروانش همدلی کند. علاوه بر تأثیر مثبتی که رهبر بر افراد مورد هدایتش دارد، رهبری یعنی تنظیم لحن، انگیزه دادن و الهام‌بخشی، بزرگ فکر کردن و هرگز دست از تلاش برنداشتن، حتی زمانی که دیگران می‌خواهند انصراف دهند.»


جودی کروکت (Judy Crockett)، مالک Interactive Marketing & Communication:

«رهبر واقعی از ایجاد چارچوبی که دیگران را به بهره‌برداری از مهارت‌ها و ایده‌هایشان تشویق می‌کند، اطمینان دارد و آزادانه در کل پروژه یا شرکت مشارکت می‌کند.»

 


لری گرفیلد (Larry Garfield)، رئیس Garfield Group:

«در تجربه‌ی من، رهبری یعنی سه چیز: گوش دادن، تشویق کردن و قدرت بخشیدن. طی سال‌ها، سعی کردم یادم بگیرم با گوش دادن فعالانه بهتر کار کنم و مطمئن شوم دیدگاه طرف مقابل را واقعا درک می‌کنم و از این اعتماد و همکاری برای تشویق و قدرت بخشیدن استفاده کنم. رهبری یعنی انتظارات بالایی داشتن و فراهم کردن زمان و منابع برای انجام کاری فوق‌العاده.»

 

رهبری چیست - داشتن راه حل برای مشکلات


دان شونباوم (Dan Schoenbaum)، مدیر عامل Redbooth:

«من رهبری را اینگونه تعریف می‌کنم: دانستن اینکه چه زمانی باید رهبری و تیمی را در طول مسیر راهنمایی کرد و چه زمانی باید گامی به عقب برداشت و اجازه داد تا دیگران هدایت کنند. درست شبیه ورزشکاری که می‌داند در هر زمان دقیقا باید در چه موقعیتی قرار گیرد، یک رهبر تجاری توازن حساس بین اینکه چگونه به دیگران کمک کند تا تبدیل به رهبر شوند، به آرزوهای شغلی نیرو دهد و اینکه به آنها فرصتی برای درخشش دهد.»


کرت اوهلیر (Kurt Uhlir)، مدیرعامل و از مؤسسان Sideqik:

«افراد زیادی مدیریت را به‌عنوان رهبری می‌بینند، در حالی که چنین نیست. رهبری از تأثیرگذاری می‌آید و تأثیرگذاری می‌تواند از هر کس در هر مقام و نقشی ناشی شود. گشاده‌رویی و معتبر بودن، کمک به دیگران و کار کردن در راستای یک مأموریت مشترک، باعث ایجاد تأثیرگذاری می‌شود. رهبری واقعی زمانی است که اطرافیان شما به شکل مثبت تحت تأثیر زندگی شما قرار می‌گیرند.»

 


رهبری،دارلن تنس (Darlene Tenes)، بنیان‌گذار و طراح CasaQ:

«رهبری زمانی است که کسی حاضر است در جلو بایستد، به‌عنوان هدف یا قهرمانی که مسئولیت موفقیت یا شکست یک هدف را می‌پذیرد. هر کسی جرأت ندارد یک رهبر باشد و شخصا ریسک کند که با چنین مسئولیت‌هایی روبه‌رو شود.»

 


کتی ایسلی (Katie Easley)، مؤسس Kate Ryan Design:

«رهبری یعنی خارج شدن از محدوده‌ی آرامش و قبول خطر برای کسب پاداش.»


دارسی ایکنبرگ (Darcy Eikenberg)، پایه‌گذار RedCapeRevolution.com:

«رهبر کسی است که دقیقا می‌داند کارهای درست برای انجام چه هستند و اعتماد به نفس برای دانستن اینکه چه زمانی اشتباه می‌کند و شجاعت انجام کارهای درست را حتی در زمان‌های سخت دارد.»

 


مت بارنی (Matt Barney)، بنیان‌گذار و مدیر عامل LeaderAmp:

«رهبری یعنی با رویابافی در مورد آنچه ممکن است و قانع کردن دیگران برای کمک به شما برای تحقق بخشیدن به آن، آینده را به زمان حال بیاورید.»

 


رهبری،جری بولاندر (Jarie Bolander)، مدیر عملیات و از مؤسسان Lab Sensor Solutions:

«رهبری یعنی اهمیت دادن به هدف و افراد شرکت‌تان به جای مشکلات و موفقیت شخصی خود. رهبری یعنی داشتن چشم‌انداز بزرگ‌تر که در آن شرکت شما تلاش می‌کند به سوی آن برود و در عین حال مسیر را برای دیگران باز می‌گذارد تا رشد کنند و به رهبر تبدیل شوند.»


سوزان آشر (Susan Ascher)، مدیر عامل، پایه‌گذار و رئیس SusanAscher.com:

«رهبر کسی است که شما را به جایی می‌برد که تنها نیستید.»

رهبری چیست - انگیزه بخشیدن به دیگران

 


ماری هانسن (Marie Hansen)، رئیس کالج کسب‌وکار دانشگاه هوسن (Husson):

«رهبری یعنی استفاده از تأثیرگذاری یک نفر برای کمک در راهنمایی دیگران برای دستیابی موفق به یک هدف، بدون میل به شناخته شدن و عدم نگرانی از اینکه دیگران چه فکری می‌کنند و نیز با آگاهی از مسائل داخلی یا خارجی که ممکن است نتایج مورد نظر را تغییر دهند.»


رهبری،مایکل وومک (Michael Womack)، از مؤسسان hovelstay.com:

«رهبری به معنای یافتن شیوه‌هایی برای هدایت بهتر یا انگیزه دادن به تیم نیست، بلکه به معنای شروع از جایی که است همه با هم برابرند و در زمانی که دیگران نیاز به مربی دارند، شما به مربی تبدیل شوید.»


تام مدین (Tom Madine)، مدیرعامل و رئیس Worldwide Express:

«سبک‌های رهبری متفاوت هستند، اما هسته‌ی مرکزی همه‌شان چنین است: رهبران عالی باعث می‌شوند افرادی که رهبری می‌کنند به چیزی بیش از آنچه بدون رهبری به دست می‌آوردند، برسند. مؤثرترین رهبران این کار را نه با ترس، ارعاب یا کینه، بلکه با ایجاد توافقی بر یک هدف مشترک انجام می‌دهند.»


رهبری،استیو زیتچیک (Steve Zeitchik)، مدیرعامل Focal Point Strategies:

«رهبری یعنی تشویق دیگران برای پیگیری چشم‌انداز شما با معیارهایی که شما تعیین کرده‌اید تا جایی که به یک تلاش، چشم‌انداز و موفقیت مشترک تبدیل شود.»


کندرا کلمن (Kendra Coleman)، مشاور Sheppard Moscow:

«برای من، رهبری یک اقدام است، یک تصمیم برای موضع گرفتن یا گام برداشتن به‌منظور تشویق، الهام‌بخشی یا تحریک کردن دیگران برای حرکت کردن با شما. فراتر از این، مؤثرترین رهبران به‌ قدرت یا عنوان موقعیتی خود برای رهبری تکیه نمی‌کنند، بلکه توانایی آنها برای استفاده از قدرت شخصی‌شان در ترکیب با استفاده از تأثیرگذاری استراتژیک چیزی است که آنها را مؤثر می‌کند.»

 


رهبری،جوناس فالک (Jonas Falk)، مدیرعامل OrganicLife:

«رهبری توانایی قبول یک تیم متشکل از افراد متوسط و تغییر آنها به فوق ستاره‌هاست. بهترین رهبر کسی است که هر روز کارکنانش را تشویق می‌کند تا به بهترین‌ها برسند.»


سونی نیومن (Sonny Newman)، رئیس EE Technologies:

«رهبری یعنی تأثیرگذاری بر دیگران با شخصیت، فروتنی و الگو بودن‌. مشخص است که چه زمانی دیگران بدون هیچ اجبار یا تحمیلی از یک نفر پیروی می‌کنند.»


رهبری،دیوید کاسولو (David Casullo)، رئیس Bates Communications:

«رهبری یک عمل جمعی از سوی تک تک افرادی است که شما بر آنها تأثیرگذار هستید. رفتار شما (اقدامات و کلمات‌تان) تعیین می‌کند چگونه تأثیرگذار خواهید بود. کار ما به‌عنوان رهبران، انرژی دادن به دیگران است.»

برگرفته از: businessnewsdaily

احمدرضا کرامت

گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

https://keramatzade.com/10-Secrets-to-Business-Success

هوافضا به یک کارآفرین برجسته تبدیل شود. 

10 راز موفقیت در کسب‌ و‌ کار 


کسب و کار،ایلان ریو ماسک (Elon Reeve Musk) نمونه‌ی به تمام معنای یک انسان موفق است. ماسک در سه حوزه‌ی مهندسی، اختراع و سرمایه‌گذاری از جمله‌ی مجرب‌ترین‌ها شناخته می‌شود. وی فقط دو روز پس از آغاز به تحصیل در دوره‌ی دکترای فیزیک کاربردی در دانشگاه اِستَنفورد، از ادامه‌ی تحصیل صرف‌ نظر کرد تا در زمینه‌ی اینترنت، انرژی‌های تجدیدپذیر و هوافضا به یک کارآفرین برجسته تبدیل شود. ماسک در حال حاضر، مدیرعامل تِسلا موتورز (Tesla Motors)، مدیرعامل و مدیر ارشد فناوری اِسپِیس‌ایکس (SpaceX) و رئیس هیئت مدیره‌ی سولارسیتی (SolarCity) است. پیروزی وی در تحقق رؤیای کارآفرینی، یکی از الهام‌بخش‌ترین نمونه‌های موفقیت به شمار می‌رود. زندگی این نابغه‌ی 45 ساله‌ی آمریکایی-کانادایی پر از رازهای موفقیت در کسب‌ و‌ کار است که در این مقاله به 10 مورد برتر آن اشاره می‌کنیم.


1. کسب و کار ،تخت گاز نروید

 

مرکز کنترل اِسپِیس‌ایکس در کالیفرنیا
مرکز کنترل اِسپِیس‌ایکس در کالیفرنیا
 

 

ماسک هرگز در استخدام نیرو شتاب‌زده عمل نمی‌کند. به اعتقاد وی، استخدام نیرو فرآیندی است که به صرف وقت و انرژی نیاز دارد. عجله در این فرآیند و استخدام حساب نشده‌ی نیرو از چپ و راست، در نهایت موجب زیان یا حتی ورشکستگی شرکت خواهد شد. پس چنانچه از جمله کارآفرینانی هستید که قصد دارید کسب‌‌ و کار را وسعت ببخشید، در استخدام نیرو محتاط عمل کنید، چرا که قرار است در آینده‌ی نزدیک با همین کارمندان جدیدی که استخدام می‌کنید، تعاملات کاری داشته باشید. پس لازم است فقط افرادی را انتخاب کنید که قابلیت‌های‌شان مورد اطمینان باشد و شایستگی ورود به موقعیت شغلی پیشنهاد شده را داشته باشند.

 


2. در کسب‌ و کار احساسی عمل نکنید

 

دوراهی عقل و احساس

چنانچه طبق روال گذشته، هر بار که با تصمیمات طاقت‌فرسا مواجه می‌شوید، طوری عمل کنید که دیگران در نتیجه‌ی تصمیمات‌تان به گرفتاری و زحمت بیفتند، مسیر پیشرفت برای‌تان ناهموار خواهد شد. به عنوان شخصی که در رأس کار است، انتظار می‌رود در قبال مسائلی که به رشد و پیشرفت شرکت‌تان مربوط می‌شود، مسئولیت‌پذیر باشید. به موجب این مسئولیت‌پذیری، گاهی ناگزیر می‌شوید تصمیمی بگیرید که برای‌تان خیلی دشوار است. احساساتی شدن در چنین موقعیت‌هایی فقط به وخیم‌تر شدن اوضاع می‌انجامد. پس به عقل‌تان رجوع کنید و تمرکزتان را از دست ندهید.

 


3. کسب و کار ،پذیرای شکست باشید

 

انفجار موشک فالکون 9
انفجار موشک فالکون 9 سخت‌ترین شکست اِسپِیس‌ایکس در تاریخ 14 ساله‌ی این شرکت بوده است.

یادتان باشد تا طعم شکست را نچشید، هرگز نمی‌توانید به اهداف‌تان برسید. ماسک هر بار که دست به اقدامات پرریسک زده است، از احتمال بالای شکست در اقداماتش آگاه بوده است. به عبارت دیگر، احتمال بالای شکست هرگز باعث نشد که از حرکت به سوی موفقیت بترسد. به اعتقاد وی، وقتی تصمیم بگیرید تمام دنیا را شگفت‌زده کنید، کاملا طبیعی است که گاهی اوضاع به هم بریزد. پس بدانید که شکست، وسیله‌ی دستیابی به اهداف و آرزوهای زندگی‌ است.

 


 

4. کسب و کار ،از سخت‌کوشی هیچ گریزی نیست

 

کار و تلاش

 

کسی که حاضر نیست خودش را به زحمت بیندازد، چطور می‌تواند انتظار داشته باشد در زندگی به اهداف بزرگ و آنچنانی برسد؟ چنانچه اهل کار و تلاش نباشید، از عهده‌ی خودتان هم نمی‌توانید بربیایید، چه برسد به اینکه بخواهید یک شرکت را بگردانید. سختکوشی نه فقط در مدیریت کسب‌ و‌ کار به درد می‌خورد، بلکه از جمله اساسی‌ترین ملزومات دستیابی به اهداف دور و دراز است. اینکه فقط دست روی دست بگذارید و آرزو کنید اتفاق دلخواه‌تان بیفتد، یعنی توهم و خیال‌بافی. در زندگی واقعی لازم است خودتان دست به کار شوید و یک بار برای همیشه با موانعی که دیگران نتوانستند کنار بزنند، دست‌وپنجه نرم کنید.


 

5. کسب و کار ،به محدودیت‌های‌ خود اذعان داشته باشید

 

ایلان ماسک

 

ماسک علاوه بر اینکه به طرزی عالی توانست قابلیت‌هایش را به درستی بشناسد و پیگیری کند، به درستی درک کرد که نمی‌تواند همه‌ی وقت و انرژی خود را به اِسپِیس‌ایکس و تِسلا اختصاص دهد. شما هم لازم است از محدوده‌ی آسایش بیرون بزنید و خودتان را از تمامی عواملی که مانع‌تان می‌شوند، رها کنید. در عین حال، به محدودیت‌ها و نقاط ضعف‌ خود اذعان داشته باشید. فکر نکنید که با این کار، قابلیت‌های‌تان بی‌اهمیت شمرده خواهند شد، بلکه با این کار به خودتان فرصت می‌دهید که نقاط ضعف‌تان را برطرف کنید. مطمئن باشید در صورتی که به محدودیت‌های‌ خود اذعان داشته باشید، به هدف‌تان نزدیک‌تر خواهید شد.


6. کسب و کار ،هدف‌ زندگی‌تان را مشخص کنید

 

پیدا کردن هدف زندگی

 

سعی کنید در زندگی، یک هدف والا و البته مشخص داشته باشید تا بتوانید از پسِ تصمیمات بی‌شماری که زندگی، پیش روی‌تان قرار می‌دهد، بربیایید. وقتی هدف مشخصی داشته باشید، تصویر واضحی در ذهن‌تان شکل می‌گیرد که نشان می‌دهد چه تصمیمی باید بگیرید. ماسک از انگیزه‌ای که پشت راه‌اندازی اِسپِیس‌ایکس بود، آگاهی کامل داشت و درست به همین دلیل توانست خواسته‌اش را به هر قیمتی که بود، عملی کند. به اعتقاد وی، اغلب مردم، آینده‌ای را که بشر بتواند سفرهای بین‌‌ِ سیاره‌ای داشته باشد، الهام‌بخش‌تر و هیجان‌انگیزتر از آینده‌ای می‌دانند که بشر مجبور باشد برای همیشه تا زمان انقراض کامل در همین سیاره‌ محبوس بماند. با این اوصاف، ماسک به خوبی می‌دانست که چه هدفی دارد و این دقیقا همان چیزی است که در زندگی هر فرد از اهمیت بسزایی برخوردار است.

 


7. کسب و کار ،به ندای درون‌تان گوش دهید

 

 ایلان ماسک
سخنرانی ایلان ماسک در جشن فارغ‌التحصیلی دانشجویان دانشگاه کال‌تِک

 

شاید به نظر خیلی‌ها، ترک تحصیل از دانشگاه اِستَنفورد چیزی جز یک تصمیم احمقانه نباشد، اما واقعیت این است که ماسک می‌دانست چه راهی در پیش گرفته است. وی در این تصمیم از ندای درونی خود پیروی کرد و چشم‌اندازی را که برای آینده‌اش در نظر داشت، وسعت بخشید. گاهی وقت‌ها گوش دادن به ندای درون می‌تواند خیلی ثمربخش باشد و به یکی از عالی‌ترین و مؤثرترین تصمیمات زندگی‌تان بینجامد.

 


8.کسب و کار ، از اینکه متمایز باشید نترسید

 

متمایز بودن

 

سعی کنید برای مقابله با چیزی که همه کورکورانه دنبالش می‌کنند، جسارت کافی داشته باشید. چنانچه هدف‌تان چیزی است که قبلا توسط شخص دیگری محقق شده است، پس بدانید که قابلیت‌های‌تان را برای تحقق اهداف عالی‌تر دست کم گرفته‌اید. یاد بگیرید که به تایید دیگران نیازی نداشته باشید و برای‌تان مهم نباشد که دیگران چطور قضاوت‌تان می‌کنند. به خودتان ایمان بیاورید و بدانید که خودتان می‌توانید بهترین قضاوت را در مورد تصمیمات‌تان داشته باشید.

 


9. کسب و کار ،اطراف‌تان را از افراد جربزه‌دار پر کنید

 

ایلان ماسک و فرانتس فون هولزهاوزِن (Franz von Holzhausen)، از طراحان تسلا
ایلان ماسک و فرانتس فون هولزهاوزِن (Franz von Holzhausen)، از طراحان تسلا

 

کسب و کار ،افرادی که بیشترِ وقت‌تان را با آنها می‌گذرانید، تأثیر بسزایی روی شما و طرز فکرتان می‌گذارند. پس چه بهتر که اطراف‌تان را از افراد باهوش و کاردان پر کنید. به این منظور، لازم است روی مهارت‌های درون‌فردی از قبیل مهارت‌های ارتباطی حسابی کار کنید. با گذشت زمان، متوجه خواهید شد که طرز فکر و راهکارهایی که در پیش می‌گیرید، تا حد زیادی از اطرافیان‌تان تأثیر پذیرفته است.


 

10. کسب و کار ،از کار خیر غافل نشوید

 

کمک به دیگران

کسب و کار ،بسیار عالی و ستودنی است که به اهداف‌تان دست پیدا کرده‌اید و اکنون در حال تجربه‌ی موفقیت و لذت‌های مربوطه هستید. یادتان باشد در اوقات شادی نسبت به دیگران سخاوتمند باشید. شاید خودتان هم در مراحل اولیه قبل از اینکه به موفقیت برسید، سختی‌های زیادی کشیده باشید. پس حتما حال افرادی را که در سختی زندگی می‌کنند، عمیقا می‌فهمید. ماسک بخش قابل توجهی از ثروتش را به کمپین «عهد بخشندگی» (Giving Pledge) بخشیده است. این کمپین در سال 2010 توسط بیل گیتس و وارِن بافِت راه‌اندازی شد. این کمپین از ثروتمندان دنیا دعوت کرده است، ثروت‌شان را در امور خیریه خرج کنند.

 

برگرفته از: listaka.com

احمدرضا کرامت

گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

https://keramatzade.com/Marketing-of-the-leaders-of-the-most-successful-businesses-in-the-world

فوت و فن های بازاریابی رهبران موفق‌ در کسب‌‌ و‌ کارهای دنیا


بازاریابی رهبران موفق واژه‌ای است که توصیف‌های بی‌شماری برای آن وجود دارد؛ بسته به نوع رسانه، مخاطب‌ و کسب‌و‌کار، بازار متحول و پویای امروزی، مفاهیم متنوع و وسیعی را برای «بازاریابی رهبران موفق» بازتعریف می‌کند. بنابراین، شنیدن شرح‌های متفاوت از یک واژه‌ی واحد از زبان بازاریاب‌ها و صاحبان کسب‌و‌کار نسبت به مفهوم چند‌وجهی «بازاریابی رهبران موفق» امری‌ کاملا بدیهی است.

در این مقاله می‌خواهیم با 50 تعریف بازاریابی رهبران موفق یا از دید متخصصین مطرح و صاحب‌نام فعال در حوزه‌های مختلف کسب‌و‌کار در سراسر جهان آشنا شویم.

 


1. انجمن بازاریابی رهبران موفق آمریکا (AMA)

 

تعریف بازاریابی از دید AMA

 

بازاریابی رهبران موفق یعنی زنجیره‌ای از اقدامات، تمهید روش‌های متداول، و فرایندی شامل خلق، برقراری ارتباط، ارائه، و نیز تبادل موارد پیشنهادی که از منظر مشتریان، ارباب رجوع، شرکای تجاری و در نگاه کلان کل جامعه دارای ارزش است.


2. فیلیپ کاتلر (بازاریابی رهبران  موفق)

بازاریابی، علم و هنر کشف، خلق و تولید ارزش برای ایجاد رضایت در بازار هدف با تمرکز بر سودآفرینی است. بازاریابی نیازها و خواسته‌های تحقق نیافته را شناسایی می‌کند.

 

بازاریابی یعنی تعریف، اندازه‌گیری و تعیین بزرگی بازار شناسایی شده و میزان استعداد سودآوری آن بازار؛ مبتنی بر این تشخیص که یک بنگاه تجاری قادر است تا در کدام بخش از بازار بهترین عملکرد را داشته باشد، «بازاریابی» با طراحی و ارتقای خدمات و محصولات متناسب با بازار مورد‌نظر نقش‌آفرینی می‌کند.


3. جِی بایِر(بازاریابی رهبران  موفق)

در‌حقیقت، بازاریابی، پیام‌ها یا کنش‌های بازار است که خود مولد پیام‌ها یا کنش‌هایی است.


4. جولی باریل(بازاریابی رهبران  موفق)

به شکل سنتی، بازاریابی ابزاری ارتباطی، مبادلاتی است و با هدف جلب اقبال مشتریِ هدف به القای ارزش می‌پردازد که این در نهایت به فروش محصولات و خدمات منتهی می‌شود. هر‌چند که با ظهور رسانه‌های دیجیتال، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های خلاقانه، مفهوم آن تا حد زیادی دستخوش تغییر شده است؛ امروزه، بازاریابی به ایجاد رابطه‌ای پایدار، عمیق و هدفمند با افرادی می‌پردازد که طالب محصولات و خدمات آنها هستند. گستره‌ی متنوع و روز‌افزون دنیای رسانه‌ها در عین حال که توانایی ارتباطی بازاریاب‌ها را با دشواری‌هایی روبرو می‌کند، ضمنا فرصت‌ها و امکانات فوق‌العاده‌ای را برای خلق دستاورد‌های چشمگیر در اختیار آنها قرار می‌دهد.


5. مری الن بیانکو(بازاریابی رهبران  موفق)

تعریفی بازاریابی از دید مری الن بیانکو همان تحقیق، هدف‌گذاری، ارتباطات (تبلیغات/ ایمیل تبلیغاتی) و بیشتر روابط عمومی است. نسبتِ بازاریابی به فروش برای بازاریاب‌ها مانند نسبتِ شخم زدن به کشت‌وکار برای کشاورزان است. بازاریابی شرایطی را فراهم می‌کند تا مشتری گامی عملی در جهت خرید محصول یا خدمات مورد‌نظر‌ خویش بردارد.

 


6. رنه بلاژه(بازاریابی رهبران  موفق)

 

تعریف بازاریابی از دید رنه بلاژه

 

بازاریابی گونه‌ای از تعامل جاری ارتباطات با مشتری است که در آن پرورش و هدایت هدفمند ذهنی، و اطلاع‌رسانی صورت می‌گیرد و منجر به ارتباط با مشتری در بستر زمان می‌شود. ایجاد رابطه «در بستر زمان» بخش مهمی از این تعریف است زیرا اعتماد فقط در گذر زمان شکل می‌گیرد.

با شکل‌گیری اعتماد، اجتماعی از مشتریان حول محصولات و خدمات پدید می‌آید که درست همانند صاحب محصول یا خدمت مورد‌نظر نسبت به آن شور و شوق از خود نشان می‌دهند. این مشتریان به مشتریان فعال، وفادار و مبلغانی بدل می‌شوند که محصول و خدمت شما را به دیگران توصیه می‌کنند، خرید از شما را ادامه می‌دهند و در اکثر موارد به جمع دوستان شما می‌پیوندند. بازاریابی شیوه‌ی موثر شناسایی عوامل کشش و شور و شوق مشتریان نسبت به خود برند است که با مشارکت دادن مشتری در این فرآیند، منجر به شکل‌گیری بهترین بخش از این روند یعنی پیوند قلبی و دوستی‌ میان برند و مشتری می‌شود.


7. توبی بلومبرگ(بازاریابی رهبران  موفق)

پروفسور فیلیپ کاتلر معتقد است که بازاریابی یعنی رفع نیازهای مشتری با هدف سودآوری است. اما تعریف بازاریابی از نگاه بلومبرگ از هدف اطلاع‌رسانی ویژگی‌های محصول فراتر می‌رود؛ بازاریاب‌ها برای ایجاد تجربه‌ای 360 درجه مسئولیت دارند. مثلا در هر یک از شبکه‌های اجتماعی جهانی مختلف نیازهای ارتباطی متفاوتی پاسخ داده می‌شود. پس باید مدیوم‌های مختلف، روش کار و جایگاه هر یک را به خوبی شناسایی کرد. از اینرو، باید در پاسخگویی به نیازهای ارتباطی کاربر در شبکه‌ای مانند «توییتر» با کارکرد و رویکرد یک بازی آنلاین تبلیغاتی تفاوت‌هایی قائل شد. نقطه‌ی ارتباط با هر مشتری برای ارائه‌ی خدمات تا فروش باید به‌دقت بررسی شود و این موارد ملاحظات بازاریابی مدرن را تشکیل می‌دهد.


8. مت بلومبرگ(بازاریابی رهبران  موفق)

بازاریابی در صورت اجرای صحیح، خود یکی از استراتژی‌های کسب‌وکار است؛ گزاره‌ی ارزشمند (وجه پرکشش یک شرکت یا محصول در نگاه مشتریان :value proposition)، استراتژی‌ بازار (راهکار عملی که چگونگی دستیابی یک شرکت به مشتریان و مزیت رقابتی را تبیین می‌کند :GTM strategy)، و جایگاه و تصویر جهانی برند در ذهن مصرف‌کننده (brand positioning). و بازاریابی به شیوه‌ی نادرست یعنی تهیه‌ی فهرست بی‌پایانی از کارهایی تبلیغاتی و انجام امور مختلف در جهت ارتقای برند که هرگز به سرانجام و نتیجه‌ی مشخصی نخواهد رسید.

در عصر حاضر، بازاریابی باید به طور عمده قابلیت سنجش اثربخشی، ثمربخشی و اندازه‌گیری میزان اهداف کسب و کار را داشته باشد. هنگامیکه بازاریابی به شکل درست انجام شود یعنی از نقطه «الف» آغاز و با نظم و دقت به نقطه «ب» برسد و سپس آمیخته با آمیزه‌های فرهنگ به سمت نقطه «ج» شتاب بگیرد.


9. مارک بورجس

تعریف بازاریابی از دید مارک بورجس فرآیندی است که در آن هر شرکت نیازهای مشتریان را به درآمد تبدیل می‌کند.


10. لیندا بایِر(بازاریابی رهبران  موفق)

به کمک طراحی، بازاریابی پیام/هدف درست را به همان فردی که باید می‌رساند. این رابطه به معنای یافتن فردی است که با محصول و خدمت شما به طرزی نامحسوس و وسوسه‌انگیزی ارتباط فردی برقرار می‌کند. بازاریابی می‌تواند به سادگی برقراری هوشمندانه‌ی ارتباطات هدفمند با افراد متخصص و مشتریان احتمالی در یک رویداد (event) یا به پیچیدگی کمپینی تبلیغاتی با هزینه‌ی چندین میلیون دلاری باشد. کمپینی که در آن انواع رسانه‌های چاپی، دیجیتالی، روابط عمومی، شبکه‌های اجتماعی و… در خدمت انتقال پیامی مشخص با هدفی واحد باشد. برخی از بهترین دست‌آورد‌های بازاریابی حاصل بهره‌گیری از ساده‌ترین خلاقیت‌هاست. گاهی اوقات سادگی بهترین استراتژی است.


11. مارجوری کِلِی من

 

تعریف بازاریابی از دید مارجوری کلی من

 

بازاریابی یعنی برند‌سازی کنید و دیگران را متقاعد‌کنید که برندتان یعنی محصول، خدمت و شرکت شما بهترین است و از رابطه‌ای که میان شما و مشتری شکل گرفته است، حفاظت کنید.


12. اندرو کوهن

تعریف بازاریابی از نظر اندرو کوهن همان شناخت و رفع نیازها و خواسته‌های مشتریان است.


13. هایدی کوهن

همگام با اهداف کسب‌وکار شرکت، بازاریابی منابع کمیاب مشتری، توجه و درآمد خالص را برای رسیدن به درآمدی سودآور جذب می‌کند. بازاریابی فرایند رساندن محصول یا خدمات از تولیدکننده به مشتری نهایی است. این فرایند از توسعه و تولید محصول آغاز می‌شود و تا فروش نهایی و خدمات پس از فروش ادامه می‌یابد. استراتژی بازاریابی شامل اهداف تجاری، مشتریان هدف، استراتژی‌های بازاریابی، راهبردهای بازاریابی و معیار‌های مرتبط با آن است.

کارکرد بازاریابی در طول تمام فرایند خرید مشتری ادامه می‌یابد؛ این فرایند شامل تحقیق و پرس‌وجو برای خرید، مشارکت در فرایند خرید، خرید، بعد از خرید (خدمات پس از فروش) است و تا وفادارشدن مشتری ادامه پیدا می کند.


14. سُل کُلت

بازاریابی یعنی فراهم آوردن شرایطی که مشتری با تجربه‌ی آن مجاب به برقراری ارتباط شخصی می‌شود و تمایل دارد که این تجربه‌ی خوشایند را با دیگران به اشتراک بگذارد.


15. جف کالتر

بازاریابی یعنی روایتی جالب توجه از کسب‌و‌کار خود برای جلب‌نظر مشتریان، شرکا، سرمایه‌گذاران، کارکنان و همه‌ی افرادی که با شرکت در تعامل هستند. این روایت شما به مشتری کمک می‌کند که تصمیم بگیرد آیا به محصول شما به عنوان یک کالای خوشایند نگاه کند یا از آن تصویری از یک کالای ضروری ناخوشایند در ذهن خود داشته باشد. این شیوه‌ی تعامل افراد با برند شما است. این در‌حقیقت تاثیر واقعی برند شما در آغاز ارتباط، میانه‌ی راه و در پایان رابطه با مشتری است.


16. استیو داوسُن

بازاریابی یعنی کالاهایی که مرجوع نمی‌شوند و مشتریانی که دوباره برای خرید محصول ما باز‌می‌گردند.


17. سَم دِکِر

بازاریابی یعنی ایجاد ارتباط میان مشتری و محصولات، برند و کسب‌و‌کار شما به طریقی که مشتری تمایل داشته باشد محصول شما را بخرد. یا همان‌طور که رجیس مک کنا می‌گوید: «بازاریابی یعنی همه چیز.»

 


18. شناندو دیاز

بازاریابی دارای کمترین رابطه با ارائه‌‌دهنده‌ی خدمات است و در عوض ارتباط تنگانگی با خود مشتری دارد. بازاریابی با جهت‌دهی صحیح و خلق حس همراهی در درون ذهن مشتری و پاسخگویی به نیاز‌های مشتری به طور همزمان با تثبیت جایگاه ارائه‌دهنده‌ی خدمات نزد مخاطب، تصویری از یک مرجع و مشاور قابل‌اعتماد را در ذهن ایشان شکل می‌دهد.

بازاریابی درست و خوب، جاده‌ای دوطرفه است و خواسته‌های مشتریان را درک می‌کند و آن ها را محقق می‌سازد.


19. استیو دیکستاین

تعریف بازاریابی از نظر دیکستاین به خشنود کردن مصرف کننده، مشتری یا کاربر با ایجاد کسب منفعت یا دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده خلاصه می‌شود.


20. آنتوان دایدیِن

 

تعریف بازاریابی از دید آنتوان دایدیِن

 

بازاریابی ضرورتا به منظور ارتقای اهداف مشترک سازمانی یک شرکت به ارتباطات برون‌سازمانی می‌پردازد. این ارتباطات، فرایندی است که شرکت‌ها برای رسیدن به اهداف اصلی و نهایی خود از تمام ابزارهای ارتباطی مانند تبلیغات، بازاریابی و فروش و… در قالب یک بخش واحد و متمرکز به طرزی کارآمد استفاده می‌کنند.


21. جِنی دیِتریش

بازاریابی، در‌حقیقت برندسازی، نام‌گذاری، قیمت‌گذاری و ایجاد پلی است میان رسانه‌هایی که در ازای استفاده از آنها هزینه می‌دهیم و رسانه‌هایی که از آنها درآمد نیز کسب می‌کنیم. بازاریابی، فروش نیست.


22. سالی فالکو

بازاریابی نوین مشتری‌محور است و عامل این تمرکز، شبکه‌های اجتماعی است. بازارها بار دیگر گفتمانی شده است. بازاریابی یعنی شناخت بازار، تولید محصول مناسب، ایجاد انگیزش برای خرید یک محصول و اطلاع‌رسانی آن محصول در بازار هدف (مشتریان بالقوه). امروزه دیگر کیفیت خوب کافی نیست. گذشت آن زمانی که مشتری فقط برای کیفیت برتر به سراغ محصولی می‌رفت. در واقع، دیگر فروش مداوم یک محصول بدون اطلاع‌رسانی و تبلیغات مناسب و نیز بازاریابی هوشمند امکان‌پذیر نیست.


23. جِیسن فالز

بازاریابی کمک کردن به مردم برای خرید محصول و خدمات شما است.


24. سَم فیورلا

بازاریابی، در‌واقع «بازی‌ساز» اصلی کسب‌و‌کار شما است. یادتان نرود که کلیدی‌ترین و بهترین بازیکن هر تیمی، لزوما بازیکنی نیست که مدام گل به ثمر می‌رساند، بلکه مهره‌ای مؤثرتر است که شرایط و موقعیت‌های گل را خلق می‌کند و در اصطلاح بازی‌ساز است. هر تیم حرفه‌ای بازاریابی برای عملکرد کارا در زمین بازی، سریعا شرایط رقیب را بررسی می‌کند، نقاط ضعف و قوت آنها را درمی‌یابد و با تحلیل درست و نگاه استراتژیک امکانات لازم را در اختیار فروشنده قرار می‌دهد. در‌حقیقت، این بازاریاب بازی‌ساز است که پاس گل را به فروشنده می‌دهد.

 


25. پل فلنیگن

 

تعریف بازاریابی از نظر پل فلنیگن

 

اگر با هر فردی که نسبت به شرکت و محصول‌ شما علاقه نشان می‌دهد، ارتباطی متعهدانه برقرار کنید، در عمل، به پرسش بازاریابی چیست، پاسخ درستی داده‌اید.


26. آگوستین فو

بازاریابی فرایند به معرض نمایش گذاشتن محصول برای مشتری هدف است؛‌ این با اتخاذ راهکارها و کانال‌یابی مناسب، سنجش واکنش و بازخوردهای مشتری و در‌نهایت هدایت او به سمت خرید معنا می‌یابد.


27. کریس گَرِت

بازاریابی یعنی روند برقراری ارتباطات موثر با خریداران احتمالی و مشتریان به شیوه‌ای که به توسعه‌ی سودمند و ارتقای محصولات و خدمات منتهی شود.


28. لوییس گلر

بازاریابی واژه‌ای است برای شرح چگونگی تشویق مردم به خرید محصولات‌مان. اگر قرار است بازاریابی در حجم وسیعی صورت بگیرد باید از استراتژی یا فکر و ایده‌ای کلان برای جلب حواس و تحریک میل مشتری نسبت به محصول‌مان بهره‌ی لازم را ببریم.

وقتی به بازاریابی مشغول هستیم، کار را با یک برنامه شروع می‌کنیم: اهداف، استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها و چگونگی به‌کارگیری استراتژی را مشخص می‌کنیم. در واقع بازاریابی فرایندی است که به شرکت‌ها برای ایجاد ارتباط میان خود و خریداران احتمالی و مشتریان کمک می‌کند و برای آنها ارزش‌آفرین است. البته همه‌ی اینها به شرط آن است که فرایند به‌درستی شکل بگیرد.


29. سو جِرمانیان

بازاریابی باید مبتنی بر راه‌های ارتباطی مختلف، داده‌‌محوری و مشتری‌ مداری باشد. در این صورت به نتایج قابل سنجشی در بازار در سطح کلان می‌رسیم؛ به علایق و نیازهای مشتریان و کسب‌وکار نیز پاسخ داده می‌شود.

 


30. جاش گلانتز

 

تعریف بازاریابی از دید جاش گلانتز

 

بازاریابی گفت‌وگویی است میان یک شرکت یا برند با مصرف‌کننده که منجر به یادآوری برند و ایجاد ترجیح و خرید می‌شود. در دنیای امروز که همه با شبکه‌های اجتماعی با یکدیگر مرتبط هستند، تبلیغات زبانی و به اصطلاح تبلیغات دهان‌به‌دهان نقش مهمی ایفا می‌کند. بازاریاب‌های سنتی باید برای تأثیر‌گذاری بیشتر و ماندن در صحنه‌ی رقابت سخت تلاش کنند.


31. تریش گرین

بازاریابی راهی برای برقراری ارتباط میان محصول و خدمات پیشنهادی شما و نیازها و خواسته‌های مشتریان است. بازاریابی با تحقیق در مورد بازار هدف و استفاده‌ی بهینه از امکانات و رسانه‌های متنوع برای انتقال پیام مورد نظر شما است. هدف ایجاد راهبردی برای تولید محصول، قیمت‌گذاری و توزیع آن است تا هم شما به عنوان یک شرکت به هدف خود دست یابید و هم مشتری به هدف‌اش برسد. بازاریابی فرایندی است در حال تکامل و رشد و همواره بررسی می‌کند که آیا پیام مورد نظر شما با نیازها و خواسته‌های مشتریان‌تان همخوانی دارد یا خیر؟


32. کَتی هالیگان

بازاریابی در نهایت مسئول ارزش‌آفرینی از طریق برند یعنی وجهه استراتژیک کسب و کار شما است. برای رسیدن به این هدف، بازاریابی مخاطب هدف و جذاب‌ترین بخش‌های بازار را که قابلیت رشد دارند، شناسایی می‌کند. بازاریابی باعث می‌شود، سازمان جایگاه متمایز و ارزش‌آفرین برند را تعریف کند و آن را در هر نقطه‌ی ارتباطی با مشتری تحت نظر بگیرد. بازاریابی به شما اطمینان می‌دهد که پیشنهادی متمایز و متقاعدکننده به مشتری هدف ابلاغ شده است. بازاریابی پاسخگوی رشد شرکت شما است و توانایی شناسایی و تأمین مشتریان جدید را دارد. بازاریابی به پیشنهادات تازه می‌پردازد و رشد سودآور بازارهای تازه را در نظر می‌گیرد.


33. آن هَندلی

بازاریابی تمام آن چیزی است که برای خلق داستان کسب‌و‌کار خود و به اشتراک‌گذاری آن نیاز دارید.


34. جفری هارمون

وقتی محصول شما باکیفیت و خوب است، فقط باید روی آموزش و آگاهی دادن به مخاطب کار کنید. آموزش درست و آگاهی بخشیدن به افراد درباره محصول می‌تواند میل لازم نسبت به محصول را در مشتریان برانگیزاند.


35. جفری هِیزلت

 

تعریف بازاریابی از دید جفری هیزلت

 

بازاریابی دلیل حضور شما در زمین بازی را معین می‌کند و به تمام پرسش‌های سخت پاسخ می‌دهد. در گام بعدی باید برنامه‌ای طراحی بشود و در آن انتظارات ویژه در مورد فروش مطرح بشود و نیز به طور واضح به جلب رضایت توجه بشود. شور و اشتیاق نمی‌تواند جایگزین برنامه‌ریزی بشود. برای رسیدن به اهداف‌تان همیشه با درصدی از بحث‌ها و تنش‌ها رو به رو خواهید بود. با بحث‌ها و پیگیری تضادها می‌توانید گروه‌تان را به سمت پیشرفت هدایت کنید. خطر کنید و از اشتباه کردن نترسید. یادتان باشد هیچ کس تا‌به‌حال به خاطر خطا در کمپین بازاریابی فنا نشده است. اگر خواهان رشد هستید باید خطر کنید. کسب و کار خود را در فضا و حال و هوایی تازه مدیریت کنید.


36. آری هرزوگ

بازاریابی یعنی شناخت درست خریدار احتمالی و مشتری، به طوری که ارتباطی عالی و درست میان مشتری و شرکت شکل بگیرد. در این صورت بدون هیچ پرسشی، مشتری خبرنامه‌های شما را مطالعه می‌کند، آنها را با دوستان خود به اشتراک می‌گذارد و کارت خرید از شما را همیشه همراه خواهد داشت. از طریق شبکه‌های اجتماعی نیز تعامل خود با شما را حفظ می کند.


37. آن هولند

بازاریابی چتری است که تحقیقات، برندسازی، روابط عمومی، تبلیغات، پاسخگویی مستقیم، ترفیع و تبلیغات، وفادارسازی، ایجاد تقاضا و … را پوشش می‌دهد.


38. جویی آیازِتو

بازاریابی هدایت مردم به‌سوی خرید بیشتر از ما است.


39. ماکس کلایوف

بازاریابی علم و هنر تولید، ایجاد رضایت و حفظ مشتریان است و همه این‌ها در ضمن سودآوری و ارزش‌آفرینی شکل می‌گیرد. بازاریابی به هر‌ روی، قوانین و وظایف را در هم می آمیزد. بازاریابی باید بالاترین استانداردهای اخلاقی را نیز رعایت کند. مثلا به محیط زیست احترام بگذارد و برای تبدیل شدن دنیا به مکانی بهتر باری زندگی تلاش‌های لازم را به انجام رساند.


40. جری کاپ

 

تعریف بازاریابی از دید جری کاپز

 

بازاریابی مفید به مشتریانی که در شرف خرید هستند، ارزش محصول و خدمات شما را با هزینه کمتری یادآوری می‌کند.


41. دیو کِرپِن

کِرپِن تعریف بازاریابی را در علم و هنر ارتباطات متقاعدکننده خلاصه می‌کند.


42. رابین کورمن

بازاریابی افزایش آگاهی و بینش خریدار، میزان خرید و تکرار خرید و ارتقای میل نسبت به محصول/خدمت است به طوری که برای مشتری مزایایی به همراه دارد و همه اینها از طریق تبلیغات، بسته‌بندی، توزیع، قیمت‌گذاری و ترفیع یا همان چاشنی‌های فروش رخ می‌دهند. قبلا تعاملات بازاریابی یک طرفه بود اما امروز این تعامل دوطرفه شده است و تغییرات شکل گرفته ناشی از وجود شبکه‌های اجتماعی، بازاریابی ویروسی(شیوه‌ای از بازاریابی که مصرف‌کنندگان با مشوق‌هایی به اشتراک‌گذاشتن اطلاعات مربوط به یک شرکت یا محصول با دیگران ترغیب می‌شوند :viral marketing) و … است که بعضی مواقع توسط خود شرکت و در مورد محصول/خدمت به مشتری پیشنهاد می‌شود.


43. پل کولاویس

کولاویس تعریف بازاریابی را اینگونه ارائه می‌کند: کشف آنچه که مشتری بالقوه می‌خواهد و تقاضا می‌کند و پاسخ‌گویی به این خواسته به طور مؤثرتر و کاراتر نسبت به سایر رقبا.


44. جِری لنتزِم

بازاریابی تعاملی دوسویه و ارزش‌آفرین است میان مشتری و بازاریاب و از طریق ارایه‌ی محصول و خدمات مناسب به مشتریِ هدف که برای رفع نیازهای او با استفاده از ابزارهای خرید و تعامل مناسب شکل می‌گیرد. مکالمات بازاریابی روایتی است از محصول و خدمات شما به مشتری که او را طی گفتمان صحیح با شرکت پیوند می‌دهد. این گفتگومان درست شامل گوش سپردن، مشارکت، وابستگی و ارتباط و نهایتا خرید می‌شود.


45. ربکا لیب(بازاریابی رهبران  موفق)

بازاریابی فرایندی است استراتژیک، چندوجهی و تاکتیکی که به فروش خدمات مشتریان و حفظ و نگهداشت مشتری کمک می‌کند. گام‌های اولیه‌ی بازاریابی شامل شناسایی مخاطبان هدف، توسعه استراتژی بازاریابی/ارتباطات است و معمولا روش‌ها و کانال‌های متعددی مانند تبلیغات، روابط عمومی، بازاریابی محتوا، رسانه‌های چاپی و دیجیتالی، برگزاری رویدادها و…به اندازه ‌گیری و ارزیابی نتایج می‌پردازند و فرایند بررسی اطلاعات و تغییرات و توسعه بازار به طور پیوسته مورد بازبینی قرار می‌گیرد. بازاریابی می‌تواند حلقه‌ی بازخورد میان سازمان و خریداران احتمالی و مشتریان را تشکیل بدهد. حلقه‌ای که به آگاهی و پیشرفت کسب‌وکار کمک می‌کند.


46. آن مارشمن(بازاریابی رهبران  موفق)

بازاریابی تعریف فرصت‌های کسب و کار، شناسایی مشتریان سودآور و محصول/خدماتی است که نیازهای مشتری را رفع می‌کند و موجب شکل‌گیری ارتباط میان مشتری و شرکت می‌شود. بازاریابی با پاسخگویی به تقاضای مشتریان، محصول یا خدمات شرکت برای ایجاد ارتباط با مشتری را ارزش‌آفرینی می‌کند.


47. دیوید میشلر

بازاریابی علم و هنر ایجاد تقاضا به سمت رشدی پرسود است.


48. دورین موران(بازاریابی رهبران  موفق)

آگاه کردن مشتری برای شناخت نیازهایی که از آنها بی‌خبر است، معنای بازاریابی است.


49. پل موسنسون(بازاریابی رهبران  موفق)

بازاریابی علم و هنر قانع کردن خریدار بالقوه برای خرید از شرکتی است که مسئول ایجاد پیامی متقاعد‌کننده است. این پیام از طریق کانال‌ها و راه‌های ارتباطی هدف‌گیری شده با دسترسی و تکرار مناسب، خریداران بالقوه را در چرخه‌ی خرید همراهی می‌کند. چرخه‌ی خرید شامل این مراحل است: توجه، علاقه‌مندی، تمایل و خرید.

 


50. شارون موستین(بازاریابی رهبران  موفق)

 

تعریف بازاریابی از دید شارون موستین

 

بازاریابی فرایندی است مجتمع با کانال‌های ارتباطی چندگانه (بازاریابی آنلاین و بازاریابی آفلاین) که مبتنی بر مشتری مداری است و به تعریف، بخش‌بندی، دسترسی به مشتری بالقوه و متقاعد کردن او برای خرید محصولات و خدمات می‌پردازد. این فرایند با تجزیه و تحلیل معیار‌های مختلف برای بازبینی استراتژی‌ها همراه است؛‌ بازبینی و اصلاحات برای تکرار فرایند با هدف بهینه‌سازی میزان بازگشت سرمایه لازم است.(بازاریابی رهبران  موفق)

 

برگرفته از:heidicohen.com

احمدرضا کرامت

گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

 

https://keramatzade.com/Manage-Small-Businesses

پیشرفت کرده و به موفقیت رسیده‌اند.

چگونه کسب وکارهای کوچک خود را مدیریت کنیم؟


لازم نیست حتما یکی از 500 یا حتی 500هزار شرکت برتر به‌لحاظ میزان فروش باشید تا بتوانید از نکات گفته‌شده در این مقاله برای دستیابی به عملکرد تجاری خوب بهره ببرید. درواقع بعضی از کسب و‌ کارهای کوچکِ بسیار خوب هم، با اجرای برخی از این اصول مدیریت، پیشرفت کرده و به موفقیت رسیده‌اند. اگر شما نیز صاحب کسب و‌ کاری هستید و برای موفقیت در آن تلاش می‌کنید، می‌توانید در ادامه با ما همراه باشید و با استفاده از اصول و نکات مدیریتِ کسب و کارهای کوچک که در این مقاله مطرح شده است، در مسیر رشد و پیشرفت تجارت خود گام بردارید.(مدیریت کسب و  کار کوچک)

 

در بخش‌های مختلف این مقاله به مثال‌هایی فرضی و خیالی از صنعت رستوران اشاره می‌کنیم. البته باید توجه داشته باشید که اصول بیان‌شده در اینجا درمورد تمام صنعت‌ها کاربرد دارد و مختص صنعت رستوران نیست. شاید در حوالی خود رستوران‌هایی سراغ داشته باشید که از این اصول پیروی نمی‌کنند و به همین دلیل برای حفظ کسب و کار خود به‌ سختی تلاش می‌کنند. البته درنهایت نیز به‌علت رعایت‌ نکردن این نکات بسته می‌شوند.


1. دانش به‌ تنهایی کافی نیست و مدیریت لازم است

اگر در رشته و زمینه‌ی کاری خود متخصص هستید، نباید تصور کنید همین برای شما کافی است و از ویژگی‌های ضروری مدیریت کسب و کار برخوردارید. وقتی در روز اول، کار خود را شروع می‌کنید، نباید انتظار داشته باشید مشتریان فورا به‌سمت شرکت شما هجوم بیاورند، آن‌هم فقط به این دلیل که از دانش کافی برای کارتان برخوردارید. در گام نخست، به بازاریابی و مدیریت نیاز دارید تا چرخ‌های کسب و کار خود را روغن‌کاری و آماده کنید.چند سرآشپز یا عاشق آشپزی می‌شناسید یا دیده‌اید که به‌دلیل عشقی که به آشپزی و غذا داشته‌اند، رستورانی باز کرده و چند ماه یا چند سال بعد به‌دلیل استقبالِ اندک مشتریان، مجبور شده‌اند آن را ببندند؟ تهیه‌ی غذای خوب به‌تنهایی کافی نیست؛ مردم باید درمورد غذاهای شما بدانند تا سراغش بیایند. به‌علاوه باید کسب و کارتان را به‌شیوه‌ای منظم و مؤثر اداره کنید. برای این کار به توصیه‌های کارشناسان مالیاتی و مالی نیاز دارید و درنهایت نیز باید مدیرکلی باتجربه، سکان امور را در دست بگیرد.


 

2. مدیریت کنید و افراد مناسب را استخدام کنید

 

مدیریت کسب و کارهای کوچک - افراد مناسب را استخدام کنید

 

اگر از نظر فنی در رشته‌ی خود متخصص هستید ولی مثلا از دانش و تجربه‌ی کافی در بازاریابی برخوردار نیستید، باید افراد مناسبی را برای انجام امور مربوط به بازاریابی استخدام کنید. بازاریابی موجب می‌شود مردم برای مراجعه به شما تمایل پیدا کنند. ترفند بعدی این است که کاری کنید مردم دوباره به شرکت شما برگردند و شرکت‌تان را به دوستان خود نیز توصیه کنند.


 

3. دوستان‌تان را استخدام نکنید-مدیریت

شاید این مسئله بدیهی به‌نظر برسد، ولی بارهاوبارها شاهد آن بوده‌ایم که افراد برای استخدام به‌سراغ دوستان و آشنایان خود رفته‌اند. این کار علاوه‌بر اینکه می‌تواند به دوستی شما آسیب برساند و حتی گاهی دوستی‌ها را از بین ببرد، به مدیریت کسب و کار شما نیز آسیب می‌زند. البته گاهی ممکن است این کار سودمند باشد، ولی باید با احتیاطِ بسیاری دوست خود را استخدام کنید و حتما حیطه‌ی دوستی و حیطه‌ی کاری خود را به‌طور شفاف برای او مشخص کنید تا بداند در محیط کار، شخص دیگری خواهید بود. این کار ممکن است نیازمند گفت‌وگوی بسیاری بین شما و دوست‌تان باشد. به‌طورکلی در صورت استخدام دوستان خود، باید در زمان کار و پس از آن رفتارها و برخوردهای متفاوتی داشته باشید و مسائل کاری را با روابط دوستانه قاتی نکنید.


 

4. تصمیم‌های ناگهانی نگیرید؛ مدیریت و استراتژیِ برنامه‌ریزی اهمیت زیادی دارد

فردی را در نظر بگیرید که اخیرا به‌عنوان صاحب بخشی از یک رستوران شروع به فعالیت کرده است. این رستوران در مکان خوبی قرار گرفته و درنهایت رستوران موفقی خواهد بود، ولی با توجه‌ به کاهش رونق کسب‌و‌کارها در آن منطقه، صاحبان رستوران باید بیشتر تلاش کنند که مشتریان به رستوران آنها جذب شوند و همچنین با رضایت آنجا را ترک کنند.

در شبی بسیار آزاردهنده، بسیاری از مردم شهر برای صرف غذا به این رستوران محلی مراجعه کرده بودند. در رستوران خدمه‌ی کافی وجود نداشت و ازسوی‌دیگر، در پاسیوِ رستوران نیز باران شدیدی می‌بارید. دراین‌میان، یکی از سرآشپزها نیز رستوران را ترک کرد. پس‌ازآن، صاحبان رستوران تصمیم‌هایی نسنجیده و ناگهانی گرفتند: یکی از تصمیم‌های آنها دو برابرکردن تعداد خدمه‌ی رستوران در تمام شیفت‌های کاری بود. به‌نظر می‌رسید آنها پیش از اجرای این ایده از عواقب آن آگاه نبودند. با این کار تعداد خدمه‌ی آنها بسیار بیش از حد لازم افزایش یافت. درنتیجه دستمزدهای ساعتی‌ای که باید پرداخت می‌کردند، به‌طور تصاعدی و غیرضروری افزایش یافت و سهم هر پیشخدمت از انعام‌ها نیز به‌میزان قابل‌توجهی کاهش پیدا کرد. اغلب، تعدادی از خدمه پیش از آنکه شب به پایان برسد، رستوران را ترک می‌کردند و به همین دلیل رستوران بهترین کارکنان خود را از دست می‌داد.

شاید با خود بگویید: «خُب، اینکه مشکلی نیست؛ خدمه‌ی بیشتری استخدام کنند»، ولی خدمه‌ی رستوران به‌منزله‌ی خط مقدم‌اند و استفاده از خدمه‌ای که به‌خوبی آموزش ندیده‌اند و تجربه‌ی کافی ندارند، به‌معنی پایان کار است. بنابراین حفظ خدمه‌ی خوب اهمیت زیادی دارد. درواقع این تصمیم ناگهانیِ صاحبان رستوران، تصمیمی بسیار زیان‌آور بود.

 


5. ارتقا و جذب نیرو از درون سازمان همیشه خوب نیست(مدیریت کسب و کار)

 

مدیریت کسب و کارهای کوچک - پرهیز از جذب و ارتقاء صرفا افراد داخل سازمان

 

ارتقای کارکنان مشغول‌ به‌ کار در سازمان موجب می‌شود بیشتر تلاش کنند و این روش به بعضی کارکنان انگیزه‌ بیشتری برای کارکردن می‌دهد. در این شکی نیست. ولی هرگز نباید نیروی موردنیاز خود را صرفا از درون سازمان جذب کنید، زیرا گاهی مجموعه‌مهارت‌های لازم در پایگاه کارکنان موجود، وجود ندارد.

برای مثال رستورانی را در نظر بگیرید که متصدیانِ قسمت نوشیدنی‌ها را صرفا از میان کارکنان رستوران استخدام می‌کند. اگر پیشخدمتی با تلاش و پشتکار، توانایی‌های خود را ثابت کند، می‌تواند به متصدی قسمت نوشیدنی‌ها ارتقا‌ پیدا کند. البته پیشخدمت‌ها و متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها یکسان نیستند و مهارت‌های آنها قابل‌انتقال نیست. همچنین همه‌ی پیشخدمت‌ها توانایی درک نکات ظریفِ کارکردن در قسمت نوشیدنی‌ها را ندارند، آن‌هم در رستورانی شلوغ. بنابراین طبیعی است که متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها در این رستواران معمولا مهارت کافی نداشته باشند و برای کارکردن در این موقعیت به اندازه‌ی کافی آماده نباشند. آنها از دانش کافی درمورد ترکیب‌کردن نوشیدنی‌ها برخوردار نیستند، نمی‌توانند نوشیدنی‌ها را به‌سرعت آماده کنند و از ریتم و سرعت مناسب برای مدیریت قسمت نوشیدنی‌ها در زمان‌های شلوغ نیز برخوردار نیستند. درواقع با واگذارکردن مسئولیت‌های سنگین‌تری که از عهده‌ی این افراد خارج است، آنها را به درون آتش پرتاب کرده‌اید و آنها مجبورند با آزمون و خطا برای بقای خود تلاش کنند: یا در میان شعله‌های آتش پایین بروند و درنهایت کار خود را رها کنند، یا اینکه اخراج شوند.

صاحبان این رستوران درنهایت کسب و کار خود را از دست خواهند داد، زیرا اصرار دارند به‌جای استخدام متصدیانی حرفه‌ای از خارج از رستوران، پیشخدمت‌های رستوران را ارتقا دهند و آنها را به متصدیانی بی‌کفایت و ناشایسته تبدیل کنند. وقتی رستوران شلوغی را اداره می‌کنید، به‌کارگیری نیروی کارِ خوب، عنصری ضروری برای درست پیش‌رفتن کارهاست.

 


6. کسب و کار خوب یعنی مدیریت و هماهنگی و ثبات داشته باشید

 

مدیریت کسب و کارهای کوچک - همبرگر کوارتر پاوندر مک دونالد

هماهنگی کلید اصلی مدیریت کسب و کاری خوب است. حتی اگر هیچ‌یک از موارد دیگر را رعایت نمی‌کنید، حتما باید هماهنگی و ثبات داشته باشید. هماهنگی همان نکته‌ای است که فرنچایزها براساس آن کار می‌کنند. برای نمونه، مک‌دونالد پیشگام و تجسم عینی هماهنگی و ثبات است. وقتی به یکی از شعبه‌های مک‌دونالد در هرجای دنیا وارد شوید، دقیقا می‌دانید اگر همبرگر کوارتر پاوندر (quarter pounder) سفارش دهید، چه چیزی دریافت می‌کنید؛ همه‌ی ویژگی‌ها را می‌دانید: از مواد تشکیل‌دهنده گرفته تا حجم غذا و همچنین چاشنی‌ها و مخلفات آن.

در مقابل، رستوران تازه‌کاری را در نظر بگیرید که صاحبان آن تصور می‌کنند رستوران‌شان بسیار رؤیایی و فانتزی است. سرآشپزِ رستوران نیز همیشه در نحوه‌ی ارائه و مواد تشکیل‌ دهنده‌ی غذاهای اصلی رستوران تغییراتی می‌دهد و فکر می‌کند با این کار می‌تواند غذاهای متنوعی عرضه کند که کیفیت آنها هر روز بهتر می‌شود. ولی مثلا وقتی در این رستوران ماهی قزل‌آلا سفارش می‌دهید، هرگز نمی‌دانید غذای شما چقدر ادویه دارد، چه چیزهایی همراه آن سِرو می‌شود و غذا چگونه درست شده است. با ناهماهنگی و بی‌ثباتی نمی‌توانید مشتریان وفاداری داشته باشید که دوباره به شما مراجعه کنند؛ برای رسیدن به این هدف باید مطمئن و باثبات باشید.

باثبات‌بودن، حرفه‌ایگری، برنامه‌ریزی مناسب برای استراتژی‌ها و همکاری با کارشناسان و استفاده از نظرات آنها رمزِ داشتن مدیریت کسب و کاری درجه‌ یک و موفق است. نباید چرخ را ازنو اختراع کنید و باخود بگویید کسب و کار من با دیگران متفاوت است و مجبور نیستم از این قوانین پیروی کنم. کارایی چرخ پیش‌ازاین ثابت شده و متأسفانه باید بگویم کسب و کار شما تفاوت چندانی با کسب و کارهای دیگر ندارد. اگر به‌خوبی از پس مدیریتکسب و کارتان بربیایید، کارتان رونق خواهد گرفت. همین و بس.

 

منبع: wisebread.com

احمدرضا کرامت

گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده