
برقراری تعادل میان وظایف و کارهای گوناگون در زندگی آسان نیست. کار، درس، خرده کاریهای هر روزهی زندگی؛ درحالی که باید هوای دوستان و خانواده را هم داشته باشید! به همهی اینها زمانی را که نیاز دارید به خودتان برسید هم اضافه کنید. در چنین معرکهای بیشک برنامه ریزی روزانه به شما کمک میکند. با برنامه ریزی، مدیریت و کنترل کارها آسانتر میشود، میتوانید میان اهداف کوتاهمدت و بلندمدت تعادل برقرار و کارها را بر اساس اهمیتی که برایتان دارند اولویتبندی کنید.
برای اینکه از زندگی خود لذت ببریم و رضایتمندی خود را از زندگی بیشتر و بیشتر کنیم تغییراتی در اندیشه و در زندگی نیازمندیم که قرآن کریم این تغییرات را به خوبی برای ما بیان می کند. چرا که بعضی فکر می کنند همه چیز در زندگی پول و اقتصاد حلاصه شده است و بعد از اینکه سال ها برای بدست اوردن آن تلاش و کوشش می کنند وقتی آن را بدست آوردند و از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی قرار می گیرند باز مشاهده می کنند که هنوز رضایت کامل از زندگی را ندارند و با کمبود های فروانی در زندگی خود مواجه هستند . برای اینکه رضایت مندی خود را از زندگی بیشتر کنیم و در سایه این رضایتمندی از زندگی خود لذت ببریم قرآن کریم روش های خوبی را برای ما بیان کرده است که با عمل به این نسخه های طلایی میتوانیم بیشترین رضایت از زندگی را داشته باشیم .
در این یادداشت شما را با چند روش ارزان برای لذت بردن از زندگی آشنا می کنیم
بزرگی گفته است، "هدر رفته ترین روز، روزی است که در آن نخندیده باشید". واقعاً درست است. هیچوقت نباید آنقدر سرتان مشغول باشد که وقت برای خندیدن نداشته باشید یا آنقدر فرد جدی باشید که لبخند نزنید. درعوض، دور و بر خود را با آدم های شوخ و بامزه پر کنید تا همیشه خنده بر لبانتان باشد.
مقاله مرتبط:8 راز برای داشتن خانواده شاد
هر روز ما به اشکال و مدل های مختلف با زیبایی روبه رو می شویم. واقعاً جای خجالت است که خیلی از آدم ها آنقدر به این زیبایی ها عادت می کنند که دیگر به تحسین آن نمی پردازند. توصیه ما این است که به آدم ها، گیاهان، اسباب و اثاثیه اطرافتان، ساختمان ها و ... دوباره نگاهی بیندازید و برای تحسین آن لحظه ای زمان بگذارید.
امتحانش ضرر ندارد. الان، همین الان تلفن را بردارید و به یک دوست قدیمی زنگ بزنید. به این ترتیب هر دوی شما از یک لذت ارزان زندگی لذت خواهید برد.
هدیه های قدیمی که گرفته اید نگاه کنید، عکس های خاطره انگیز هم بد نیست. یاد آوری روزهای خوش هم زیباست . از قدیم گفته اند وصف العیش نصف العیش.
آشپزی کردن یکی از راه هایی است که به آرامش و لذت می انجامد. اگر برای کسانی که دوستشان دارید آشپزی کنید، لذتتان را دو برابر خواهد کرد.
مقاله مرتبط:چگونه از زندگی خود لذت ببریم و شاد باشیم؟
مشکلات زندگی تمامی ندارد پس اگر با آنها شوخی کنید شادی هایتان هم تمامی نخواهد داشت . البته فراموش نکنید منظور از شوخی این نیست که خودتان را سرکوب کنید و به باد تمسخر بگیرید
اگر نبود جوی آب هم هست بر روی لبه جوی راه بروید: می خندید باور کنید لذت بخش است. اگر شک دارید امتحان کنید.
یکی از عادت های بد برخی از ما این است که بهترین لباس ها، غذاها، تفریحات، پول ها و حتی احساساتمان را برای روز مبادا نگه می داریم. زیاد بگو دوستت دارم. از آنچه در اختیار داری استفاده کن و آن را برای روز مبادا ذخیره نکن.
چرا به خودتان جایزه نمی دهید! طی یک روز عادی همه ما مطمئنا موفقیت های کوچکی به دست می آوریم. شاید بالاخره موفق شده باشید با یک مشتری سرسخت برخورد کنید، یک فروش کرده باشید، یا کسی در کارتان تحسینتان کرده باشد. البته اینها موفقیت هایی نیست که ارزش ندارد برایش مهمانی بگیرید اما چرا نباید لحظه ای را برای جشن گرفتن این موفقیت های کوچک خود اختصاص دهید؟ این تجربه را با کس دیگری درمیان بگذارید، با یک ناهار خوشمزه به خودتان پاداش بدهید و یا این که با یک شاخه گل، یک بستنی خوشمزه، یک لباس مخصوص خانه ارزان و شیک، یک بسته پفک، پاستیل و .... از خودتان قدردانی کنید.
هر روز افراد زیادی به ما محبت می کنند. قدر دانی و تشکر از آنها نه تنها خستگی را از تن ایشان به در می کند باعث لذت و شادی خود شما هم می شود.
- موقع پیاده شدن از تاکسی از راننده تشکر کنید.
- از همکارتان به خاطر همکاری و همراهی تشکر کنید.
- از رئیستان بابت کار خوبی که برایتان انجام داده تشکر کنید.
- از مادر یا همسرتان به خاطر غذای خوشمزه تشکر کنید.
- از خدا تشکر کنید.
مقاله مرتبط:زندگی بهتر با این برنامه ریزی ها
شعر خواندن را هم امتحان کنید: این تفریحی است که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. تفریحی که ثروتمندان و فقرا در آن شریک اند. اما هر کدام به وسع و سطح سواد و درک هنری خودشان
طبیعت مسکنی بسیار قوی برای استرس و فشارهای زندگی مدرن است. خوردن ناهار در پارک، سر زدن به گلخانه ها یا تماشای غروب خورشید چند ایده ساده برای لذت بردن از طبیعت است.
یکی از بهترین سرگرمی های روزهای گرم سال این است که شام را بردارید و به همراه اعضای خانواده به نزدیک ترین پارک محل بروید.
دوستی با بچه ها کودک درونتان را هر چند در خواب عمیق باشد بیدار می کند و به یادتان می آورد که وقتی نوزاد بودید روزی 300 بار می خندیدید اما این روز ها هفته ای یک لبخند می زنید!
هر کاری از دستتان بر می آید برای اطرافیانتان انجام دهید. لازم نیست پول خرج کنید شنیدن درد دل یک دوست، همکار و یا همسفر اتوبوس، حمل کردن خرید های یک فرد مسن و .... هرچه از دستتان برمی آید. لذت کمک کردن به دیگران را ازخودتان نگیرید.
اگر بیرون خود را مرتب کنید درونتان هم مرتب می شود. اتاق، محل کار، راه پله های ساختمان، کوچه و ماشینتان را تمیز کنید و بعد از اتمام کار از تمیزی لذت ببرید.
به صبحها و شبهایتان، دوباره فکر کنید:
آیا روزهایتان همیشه در عجله برای بیرون زدن از خانه است؟ آیا شب ها فقط تلویزیون را خاموش می کنید و به رختخواب می روید؟ تنظیم یک برنامه برای روزها و شب ها بسیار فایده بخش است. مثلاً صبحها تنظیم کنید که یک ساعت زودتر بیدار شوید و آن زمان را برای کار کردن روی خودتان بگذرانید، مثلاً کتاب خواندن، چیز نوشتن یا ورزش کردن. شب ها هم قبل از رفتن به رختخواب زمانی را به این فکر کنید که روزتان را چگونه گذراندید.
دانلودpdf مقاله :نکاتی برای داشتن یک زندگی ایده آل
بهترین و مشهورترین مدیران جهان در هنگامی که به اوج شکوفایی و بالندگی دوران کاری خود و شرکتشان رسیده اند در مصاحبه با خبرنگاران یک نکته را به طور مشترک یادآوری کرده اند . آنها با افتخار از دورانی صحبت می کنند که آنها را به عنوان یک بازاریاب می شناخته اند . آنها تنها به این دلیل این نکته را مخفی نمی کنند چون آنها نیز از همین شیوه به این موفقیت رسیده اند ؛ یک ضرب المثل ژاپنی می گوید : پروانه نباید فراموش کند روزی کرم بوده است .
آیا تاکنون تلاش کرم ابریشم برای پروانه شدن را دیده اید ؟ اگر با دقت به این کار توجه کنید ؛ می بینید که تمامی تلاش کرم ها برای رسیدن به اوج زیبایی و کمال است . وقتی بازاریابان برای خود هدفی را انتخاب می کنند برای رسیدن به آن هدف ، تمامی تلاش خود را که همان کسب مهارت و دانش نسبت به فنون بازاریابی است را به کار می بندند و پس از مدتی گام برداشتن در مسیر لذت بخش پیشرفت ، کسب ثروت و توانمندی است و این محقق نمی شود مگر با تلاش و پشتکار . البته نباید فراموش کرد اگر در مسیر درستی گام برندارد ، هرچه بیشتر و سریعتر گام بردارید ، از مسیر اصلی زودتر و سریعتر دور خواهید شد.
دلیل : مشتریان عاشق افراد مودب و با اخلاق هستند چرا که بخشی از خواسته های اساسی آنان یعنی نیاز به احترام را تامین می کند .
وقتی مشتری نتواند نیازش را به شما خوب بفهماند قعطعا شما نیز نمی توانید نیاز او را رفع کنید .
اگر از دیگران ، رقبا ، اجناس و یا سایر خدمات دیگران بد گویی کنید قطعا به طور ناخودآگاه خریدار اعتماد کمتری نسبت به شما ، اجناس و خدمات شما خواهد کرد و این یعنی سم بازاریابی .
این نکته برای حفظ مشتری و تبلیغ رایگان برای شما بسیار اساسیست .
مشتری شما را شریک و دوست خود می پندارد در نتیجه با اعتماد بیشتری از شما خرید می کند . پس رعایت قوانین دوستی در عین حال حفظ حداکثری سود برای خود و کارفرما مهم است .
مقاله مرتبط:17 روش برای جلب مشتری درکسب و کار
رفتارهای عصبی باعث برهم زدن تمرکز مشتری در نتیجه عدم موفقیت در فروش و یا نارضایتی از فروش خواهد شد .
معمولا اگر گرم و محکم دست داده شود موجب دلگرمی و اطمینان بین دو طرف می شود
یک نویسنده ژاپنی کتابی دارد تحت عنوان تاثیر لبخند در فروش اما مهترین نکته آن را به این صورت می شود خلاصه کرد که معمولا فروش اتفاق نمی افتد مگر اینکه لبخندی بروی لبان یکی از دو طرف شکل بگیرد .
مقاله مرتبط:10 عامل برای رسیدن به موفقیت تجاری در بازار کار
دلیل : زیرا لذت خرید را به دلایل زیر از خریدار خواهد گرفت .
· عدم آگاهی دقیق از سیگاری بودن و یا نبودن مشتریان احتمالی
· مزاحمت هنگام عرضه مطالب به مشتری
· برهم زدن تمرکز مشتری احتمالی
· برهم زدن تمرکز فروشنده
· بوی بد دهان و زردی و تیرگی لب ها و دندان ها
· آلودگی فضا و عدم کاسته شدن از شرایط مطلوب خرید
· سرعت انتقال
در بازاریابی و فروش زمان بندی و ساختار و سناریوی فروش بسیار مهم است . بارها دیده ام که فروشی اتفاق نیفتاده زیرا که گفتاری ، مزیتی و خدمتی در زمان مناسب و به هنگام گفته نشده است . سرعت انتقال باعث تسریع در فروش میشود .
· حضور ذهن
حضور ذهن قوی در تشخیص و شناسایی مزیت های کالا و خدمات کمک بسیاری به فروشنده می کند همچنین این ویژگی به خصوص در مورد مشتریان و ویژگی های شخصی و شخصیتی آنان کاملا مشتری را در مقابل شما رام می کند .
کمک شایانی در جهت تشخیص نیاز مشتری و رفع آن می کند .
· جریجه دار نکردن احساسات دیگران
· اجتناب از بیان اشتباهات مشتری
· عدم بیان نقاط ضعیف مشتری
· سعی نکنید توانایی فکری و هوشی خود را اثبات کنید
· گوش دادن مودبانه به حرف دیگران
· گوش دادن و تشخیص نیاز مشتری
· حراف نبودن
مقاله مرتبط:8 راهکار متفاوت برای جذب مشتریان جدید
· به تعهد خود در هر صورت عمل کنید
فراموش نکنید هر عمل منفی برای شما هفت امتیاز منفی خواهد داشت و هر عمل مثبت تنها یک امتیاز خواهد داشت . پس مبلغان خود را با امتیاز منفی هرگز راهی نکنید .
· در موردی اگر نمی توانید ، صادقانه علت را به مشتری بگویید
صداقت بهترین سیاست است حتا اگر به ضرر شما باشد ، کائنات تمامی خسارت های شما را بطور تمام و کمال پرداخت خواهد کرد .
همیشه مرز خندیدن و موقعیت آن را رعایت کنید زیرا خنده مانند نمکی می ماند که کمبود و یا ازدیاد آن به یک میزان موجب شکست و یا پیروزی شما خواهد شد .
موجب باور پذیرتر شدن و اطمینان بیشتر به شما خواهد شد .
دایره لغات خود را گسترش دهید زیرا شما با مشتریان فراوانی روبرو هستید که هر کدام با فرهنگ و دیالوگ متفاوتی به شما مراجعه می کنند .
پیدا کردن راه حل بهتر و سریعتر برای حل مشکل مشتری در نتیجه موفقیت بیشتر را به دنبال دارد .
فروشنده ای که شور اشتیاق فراوان جهت کسب موفقیت در فروش را ندارد هیچ گاه بیلط ورود به بهشت بازاریابی را دریافت نخواهد کرد .
تنبلی در بازاریابی موجب شکست است . آلمانی ها ضرب المثلی دارند یا این مضمون موفقیت سه چیز نیاز دارد 1. پشتکار 2. پشتکار 3. پشتکار
فروشندگی حرفه ای است پیچیده و قابل تامل . موفقیت در این حرفه در گروی برخورداری از مهارت فنی و تخصصی و مهارت برقراری ارتباط و تعامل با دیگران می باشد و موفقیت در فروش یعنی کسب در آمد بیشتر . حال ویژگی فروشندگان بزرگ و حرفه ای چیست که ما از آن غافلیم و همیشه از نا کارآمدی سیستم و عدم دریافت درآمد کافی گله مندیم ؟
چرا انگیزه درونی مهم ترین خصوصیت فروشندگان موفق است ؟
برای کشتی گمشده باد موافق بی معنیست ؛ چون که شما تا انگیزه و هدفی را برای خودتان ترسیم نکنید نمی توانید و نمی دانید به کجا خواهید رفت . همه فروشندگان مشهور از یک نظر مشابه هستند ( تلاش خستگی ناپذبر درخشیدن و موفق شدن ) این پویایی بسیار قوی چیزی نیست که بتوان آن را آموزش داد .
چرا نظم در کار فروش امریست اساسی ؟
حتا تصور این که مشتریان خرید مدوام و گسترده ، از کسی که خود هنوز برنامه مشخص و منظمی برای کارها و فروش ندارند را نمی توان کرد ، چرا که همیشه این ترس در مشتری وجود دارد که ممکن است بدلیل این بی نظمی از جانب فروشنده متضرر شود . فروشندگان بزرگ دلسوزی و برنامه های سازمان یافته به شرح تفصیلی تهیه می کنند و سپس بر اساس جدول زمانبدی شده به شیوه های منظم عمل می کنند .
چرا بستن تعداد قراردادها ملاک تشخیص برتری بازاریابان است ؟
نبستن قرارداد دقیقا مانند توپی می ماند که تنها به تیر دروازه خورده است و طبق قاعده مشهور فوتبالی تیمی که گل نزند ، گل خواهد خورد . اگر فروشنده ای نتواند قرارداد فروش را ببندد سایر مهارتهای او به هیچ دردی نخواهد خورد . کسانی که که در بستن قرارداد از مهارت بالایی برخوردارند همانند ورزشکاران بزرگ هستند ، آنها از شکست وحشتی ندارند تا قرارداد فروش بسته نشود از پای نمی نشینند . آنان به کار خود اعتماد راسخ دارند و خوب می دانند که از عهده فروش های بزرگ بر می آیند .
چرا رابطه را مهمترین ابزار بازاریابی می دانند ؟
حتما شما نیز بازی رابطه را بخاطر دارید ، همان بازیی که با یک تکه سیم شکل ها و یا کلمات به هم مرتبط را وصل می کردیم و اگر جواب مثبت بود چراغ بالای صفحه بازی روشن می شد . فروشندگی هم دقیق همین ارتباط میان نیاز ها و خدمات . تولید کنندگان و مصرف کنندگان و مزایای کالا و واژه و دیالوگ های فروشندگی می باشد و یک بازاریاب موفق دقیقا نقش همان سیم را بازی می کنند که مرتبط ها را به هم وصل می کند و باعث عمل فروش می گردد . در محیط بازاریابی کنونی که مبتنی بر رابطه است شاید مهترین مساله یک فروشنده حرفه ای این باشد که بتواند با مشتری رابطه برقرار کند .
Marketing-techniques
دانلودpdf مقاله :فنون بازاریابی
رویا ها برای روان مانند اکسیژن برای ریه ها هستند. اگر به سمت آنها حرکت کنیم هورمون های شادی آزاد خواهند شد، و با نادیده گرفتن آنها احساسات بد را تقویت کرده ایم.
بعضی ها برای رویاهای خود می جنگند و امید و خوش بینی را در ذهن خود زنده نگه می دارند. تا بتوانند سعادتی را که در نظر دارند در آینده بدست آورند. در حالیکه دیگر افراد رویا های خود را در ضمیر نا خودآگاه خود دفن می کنند و تا آخر عمر نا امید و افسرده باقی می مانند.
یکی از علل احساس ناامیدی در زندگی، شکست و انتظار شکست می باشد. اگر شما همیشه انتظار شکست را داشته باشید و توانمندی های خود را باور نداشته باشید، احساس خوبی در زندگی نخواهید داشت.
انسان فطرتا زیبایی طلب بوده و دوست دارد با تنوع زندگی کند؛ چنانچه محیط زندگی یا فرایند زندگی یکنواخت باشد، روند تغییر و تبدّل انرژی روانی با خلل مواجه می گردد. گاهی انسان به تغییرات اندکی در زندگی نیاز دارد. مثل گردش، تفریح و یا حتی تغییر چیدمان منزل.
مقاله مرتبط:دلایل ایجاد اختلال شخصیت وابسته
رفع نیازها احساس لذت در زندگی را به دنبال دارد. در واقع نیازها به عنوان یکی از انگیزه های حیاتی هستند. اگر نیازها نبودند انسان در زندگی بسیاری از دلخوشی ها را از دست می داد و خیلی از فعالیت ها را ترک می کرد. حال این نکته نیز حایز اهمیت است که اگر نیازها به درستی و به موقع و متناسب پاسخ داده نشوند می تواند منجر به احساس سستی و بی حوصلگی در فرد شود.
رکود و نداشتن مشغله کافی در زندگی و بیکاری و داشتن ساعات زیادی که نمی دانیم با چه فعالیت هایی آن را پر کنیم و یا پر کردن آن با فعالیت های غیر مفید و بی ارزش می تواند به احساس سستی و بی حوصلگی منجر گردد.
اگر ارزش های وجودی خودتان را نشناسید و آنها را باور نکنید راجع به خودتان و زندگی تان احساس خوبی نخواهید داشت. تنها انسان هایی احساس خوبی در زندگی دارند که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند و خودشان را به عنوان انسانی خوب و کارآمد قبول دارند.
چنانچه کاری را انجام می دهید که به آن علاقه ندارید خیلی طبیعی است که از آن احساس لذت نکنید، و هنگامی که می خواهید به کار مشغول شوید بدترین احساس را داشته باشید، و همیشه در زندگی احساس خستگی کنید. دو چیز در زندگی باعث نیک بختی و احساس لذت در زندگی است : یکی همسر دلخواه و مناسب و دیگری شغل متناسب و دلخواه.
اگر رشته تحصیلی شما مورد علاقه تان نباشد یا مطابق با استعدادهای شما نباشد، پیشرفت چندانی در آن رشته نخواهید داشت و تحصیل به مسئله بغرنج و عذاب آورتبدیل خواهد شد.
یکی از علل احساس ناامیدی در زندگی، شکست و انتظار شکست می باشد
در زندگی همهی افراد اتفاقات تلخی افتاده که فراموشی آن بسیار سخت است. آنان تمام مدت به ناملایمات زندگی خود فکر میکنند و به همین دلیل از شادی و خوشی لحظهی حال بیبهره میمانند و از زندگی ناامید می شوند؛ اما چگونه با ناامیدی مبارزه کنیم؟ آیا راهی برای فراموش ناملایمات وجود دارد؟ در ادامه به معرفی ده مرحلهی مبارزه با ناامیدی می پردازیم؛ با ما همراه باشید.
مقاله مرتبط:افسردگی فصلی چگونه به وجود می آید؟
جملات تاکیدی مثبت قبل از خواب که آرامش را به شما هدیه میدهد
گاهی هیچ چیز بر وفق مرادتان پیش نمیرود؛ عشقتان را از دست میدهید، شغلتان را از دست میدهید، پول زیادی از دست میدهید. و از همه چیز و هم کس در زندگی ناامید می شوید.
در این زمان است که دوست دارید تسلیم شوید اما تسلیم نمیشوید چون نمیتوانید! در واقع باید راهی برای حل مشکل پیدا کنید. در این مواقع چه کارهایی انجام میدهید تا دوباره شادمانی و خوشبختیتان را بیابید؟
در ادامه شما را با روشی ده مرحلهای برای انجام این کار آشنا میکنیم.
زمانی که ناامید شده بودم، برگهای روی یخچال چسباندم تا فهرست کارهایم را بر آن بنویسم. این فهرست ده شماره داشت و من هر روز صبح در صدر این فهرست مینوشتم «نفس بکش». همین. تا چند ماه جز این، هیچ چیز دیگری در فهرستم نبود.
درست است که گاهی غیرممکن به نظر میرسد اما آن روز خوب بلاخره میرسد. تا آن موقع، فقط باید همین کار را انجام بدهید: نفس بکشید.
قانون اول زندگی این است که همه چیز در گذر است. لحظات خوب، لحظات بد، همگی میگذرند و باقی نمیمانند. بدشانسیهای شما تا ابد ادامه نخواهد داشت و روزهای خوب زندگی را هم خواهید دید. همیشه همینطور است، چرا که این، قانون زندگی است. پس تا آن موقع همچنان نفس بکشید.
شاید امروز یا فردا خبری نباشد، اما اگر مرحلهی اول و دوم را خوب به خاطر بسپرید، سرانجام به آن روز خوب میرسید. قول میدهم.
احتمالا دلتان میخواهد کابوسی که زندگیتان را فراگرفته همین امروز و به تمامی از بین برود اما چرخ روزگار به خواست شما نمیگردد. اندوه، مشکلات مالی، جدایی، همه و همه دردسرهایی هستند که آهسته آهسته و قدم به قدم میتوانید از دلشان بگذرید. وقتی سرانجام صبح سپید خود را دیدید، روی پاهایتان بایستید و به سویش بروید اما آهسته آهسته.
مقاله مرتبط:دلایل احساس نارضایتی در زندگی چیست
اگر مار و پله بازی کرده باشید، بهطور قطع میدانید چقدر احساس خستگی و ناامیدی میکنید وقتی تا نیمهی راه بالا رفتهاید و ناگهان مجبور میشوید سرجای اولتان برگردید و دوباره از ابتدا بازی را شروع کنید. زندگی هم مانند بازی مار و پله است. همین که خیال میکنید به هدف خود رسیدهاید، احساس میکنید اوضاع بهتر شده است، وضعیت کاریتان به ثبات رسیده و از روزهای بد گذشتهاید دوباره همه چیز واژگون میشود. اشکالی ندارد، این رسم روزگار است. مانند بازی مار و پله به خانهی اول برگردید و یادتان نرود نفس بکشید.
زمان حلال مشکلات نیست. مردم اینطور میگویند و دوست دارند اینطور باشد، اما واقعیت اینگونه نیست. از روزی که همه چیزم را در زندگی از دست دادم ده سال میگذرد. وقتی میگویم همه چیز اغراق نمیکنم. ده سال گذشته است اما هنوز بعضی روزها این مسئله آزارم میدهد. اندوه مثل انرژی اتمی میماند، عمرش به هزار سال میرسد. این تصور که اتفاقات تلخ سرانجام روزی بهطور معجزهآسایی از یادتان می رود فقط شما را در مرداب گذشته نگه میدارد. آنچه میخواهید کاسته شدن از حجم درد است تا بتوانید از نو آغاز کنید. رنج خط پایان ندارد، اما میتواند نقطهی شروعی دوباره برایتان باشد.
به خودتان اجازهی غصه خوردن بدهید؛ اگر عشقتان را از دست دادهاید، جلوی اشکهایتان را نگیرید. اگر به خاطر یک سهلانگاری یا اشتباه، شغل، خانه یا مزرعهتان را از دست دادید، از دست خودتان عصبانی شوید اما به این عصبانیت ادامه ندهید. دیر یا زود باید از این کار دست بکشید. زمانش که برسد متوجه خواهید شد. اما آن روز که رسید به جلو نگاه کنید و به خودتان یاد بدهید که دیگر به عقب برنگردید.
گاهی وقتی در حال غرق شدن هستیم، وسوسه میشویم اولین جلیقهی نجاتی که به سویمان پرتاب میکنند بگیریم: مثل یک سرمایهگذاری بزرگ که میتواند هر آنچه باختهایم بازگرداند یا عشقی جدید که تمام دردهایمان را التیام بخشد. وقتی در چنین شرایطی هستیم بیش از هر چیز میخواهیم دردمان به پایان برسد. اما حواستان باشد، تنها وقتی میتوانید تصمیمهای بزرگ بگیرید که این همه آسیبدیده و در فشار نباشید.
وقتی روی شنهای ساحل چیزی مینویسید، با آمدن اولین موج دیگر آن نوشته وجود نخواهد داشت. قبول کنید آنچه در حال تجربهی آن هستید یکی از اتفاقات گذرای زندگی است. زندگی جدید شما احتمالا شباهتی به زندگی قدیمیتان ندارد. زخم خود را بپوشانید و به سمت زندگی جدیدتان حرکت کنید، حالا هرچه میخواهد باشد. تا فرصت هست از نو روی شنها بنویسید.
مهمترین مرحله همین است که از آنچه برایتان مانده، لذت ببرید. اگر بتوانید همهی این مراحل را انجام دهید، و خرد نشوید، پس آنچه باقیمانده، شخصیت قابل احترامتان است. آنچه برایتان رخ داد خوب نبود اما از دل آتش به سلامت گذشتید. طی کردن این مسیر شما را به انسان بهتری تبدیل میکند. هرگز این را فراموش نکنید.
گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده
دانلودpdf مقاله :روش های فرار از ناامیدی
در زندگی هر کدام از ما لحظههای سختی پیش میآیند که برای مبارزه با آنها باید خیلی قوی باشیم. در این مبارزه نه حرفها و قضاوتهای دیگران و نه مرور خاطرات گذشته هیچ کمکی به ما نمیکند و تنها طرز تفکر و اعتقاداتمان است که میتواند به دادمان برسد. دید هرکس نسبت به زندگی از احساسات درونیاش سرچشمه میگیرد. اگر این باورها منفی باشند خوشبختی و شادی را نابود میکنند. در این متن 9 رفتار را که نشان میدهند طرز فکرتان غلط است و هرچه زودتر باید به فکر تغییر نگرشتان باشید با هم مرور میکنیم.
سعی کنید از دل هر لحظهی زندگیتان شادی را بیرون بکشید. در اینصورت یاد میگیرید که فقط روی نکات مثبت تمرکز کنید. نباید فقط به افکار منفی توجه کنید و اجازه بدهید زندگیتان را خراب کنند؛ چه این افکار منفی به خودتان مربوط باشند و چه به دیگران. البته نمیتوانید سرتان را مثل کبک زیر برف فرو کنید و به همهچیز بیاعتنا باشید، اما تفکر منفی دیدتان را کور میکند و مانع لذت بردن از زندگی میشود.
نگرش منفی به هیچوجه زندگیتان را بهتر نمیکند. هرچند در وجود هر آدمی منفیبافی، اضطراب و ترس وجود دارد و گاهی هم به کارمان میآید، اما اگر بهطور ریشهای به آن فکر کنیم متوجه میشویم که منفیبافی و بدبینی هیچوقت حال کسی را بهتر نکرده است و قرار نیست به ما هم کمکی بکند. واقعیت زندگی مثبت است. اگر همیشه به همهچیز با دید منفی نگاه میکنید، شاید وقت آن رسیده است که به تغییر نگرشتان فکر کنید.
به صداهای درونتان با دقت گوش کنید. بعضیها همیشه در حال غر زدن هستند، آگاهانه یا ناخودآگاه همیشه از همهچیز شکایت میکنند؛ وضعیت زندگی، رفتار و حرفهای دیگران، گذشته و خلاصه زمین و زمان و هوا و هرچیزی که به ذهنشان برسد. شکایت یعنی نپذیرفتن واقعیت. شکایت و غر زدن فقط بهطرز وحشتناکی شما را مضطرب و منفیباف میکند.
کسی که شکایت میکند یعنی خود را فریبخورده میداند. وقتی چیزی بر وفق مرادتان نیست، اگر یک حرکت مثبت انجام بدهید، انرژی میگیرید و حالتان بهتر میشود. بنابراین اگر چیزی واقعا شما را اذیت میکند، یا آن را بپذیرید یا موقعیتتان را با اقدام مثبتی تغییر بدهید یا کاملا آن را فراموش کنید و اصلا به آن فکر نکنید.
همیشه به خودتان یادآوری کنید که اگر نمیتوانید چیزی را عوض کنید باید به فکر تغییر نگرشتان نسبت به آن باشید. اگر هر کاری از دستتان برمیآمده انجام دادهاید و باز هم نشده، بپذیرید که شادی میتواند در آنچه هست باشد و نباید ذهنتان را با اضطراب و آرزوی آنچه نیست مسموم کنید. آنچه اتفاق افتاده، چه بخواهید و چه نخواهید اتفاق افتاده و بقیهاش به شما برمیگردد که چطور با قضیه کنار بیایید.
بیخیالی به ما احساس آزادی میدهد و آزادیِ احساس تنها شرط شادی است. اگر قلبتان پر از خشم، دلخوری و حسادت باشد نمیتوانید آزاد باشید. یادتان باشد شما نمیتوانید دیگران را عوض کنید، با این کار فقط خودتان را آزار میدهید و دیگر آن آدم خوشقلب سابق نخواهید بود.
شمشیرتان را غلاف کنید و دیگر حتی در ذهنتان هم کسی را مقصر نکنید. آدم قوی کسی است که در هنگام عصبانیت خود را کنترل میکند نه کسی که با همه سر ستیز دارد و خیلی زود عصبانی میشود. این تغییر نگرش به شما کمک میکند احساس شادی را خیلی بیشتر از قبل تجربه کنید.\
مقاله مرتبط:قضاوت های عجولانه خود را ترک کنیم
نگرانی هیچ کمکی به شما نمیکند و فقط شادیتان را از بین میبرد. انگار دارید از تمام قوهی تخیلتان استفاده میکنید تا چیزهایی را که دوست ندارید خلق کنید. اگر چیزی در زندگیتان بههم ریخت لازم نیست بنشینید و یکسره خودتان را در موقعیتهای افتضاحی که ممکن است در آینده رخ بدهد تصور کنید.
به یاد داشته باشید که مسئله چیزی که میبینید نیست، بلکه نحوهی نگرش شماست. برای توصیف وضعیتتان همیشه دو راه وجود دارد. طرز فکر شما مثل یک تکه آجر است که میتوانید از آن برای ساختن پله استفاده کنید (تا به موفقیت برسید) یا اینکه با آن سدی بسازید و تمام امید و خوشحالیتان را از بین ببرید. در واقع شما میتوانید با تغییر نگرش خود مسئلهی مهمی را که با آن روبهرو هستید بازتعریف کنید.
حرف آخر اینکه لازم نیست همهی مشکلات یکشبه حل بشوند و همهچیز عالی و بینقص باشد. نگران نباشید، خوب تمرکز کنید و عاقلانه عمل کنید. ذهن شما به اندازهی کرهی زمین (شاید هم بیشتر از آن) جا دارد و میتوانید هرچیزی را در آن تصور کنید. هرچیزی را که مرتبا در ذهنتان مرور کنید، زندگیتان هم به همان سمت میرود.
انتظارات بیجا را کنار بگذارید. برای یک لحظه هم که شده این تغییر نگرش را بپذیرید و شکرگزار آنچه دارید باشید. مهم نیست که نیمی از لیوانتان خالی است، مهم این است که شما یک لیوان دارید و چیزی در آن است. مثبتاندیش باشید؛ سپاسگزاری همهی زندگیتان را تغییر میدهد. میزان شادی و موفقیت شما دقیقا متناسب با نحوهی نگرش و اندازهی تفکرتان است.
هیچوقت هیچچیز دقیقا همانطور که شما میخواهید پیش نمیرود. آرزوی بهترینها را داشته باشید اما انتظاراتتان را در پایینترین سطح نگه دارید. با واقعیت کنار بیایید و با آن نجنگید. انتظاراتتان نباید مانع دیدن تمام اتفاقهای خوب اطرافتان شود. حتی اگر شکست خوردهاید، احساس و تجربهی جدیدی بهدست آوردهاید که ارزشمند است.
گرچه غم احساس ناخوشایندی برای ما انسانهاست اما خیلی مهم است. غم، ذهن و بدن را قوی میکند. اگر همیشه در مرزهای خوشبختیتان گیر کنید و فقط اتفاقهای خوب نصیبتان شود هیچوقت شجاع، قوی و موفق نمیشوید. در واقع هر کسی به تجربهی یک زندگی واقعی نیاز دارد و هیچچیز واقعی نمیشود مگر اینکه برای اولین بار آن را تجربه کنید.
زندگی مثل بازی شطرنج است. برای برنده شدن باید حرکت کنید حتی اگر حرکت بعدی خیلی سخت باشد و آمادگیاش را نداشته باشید. یادگیری یک حرکت درست با بصیرت و دانش بهدست میآید و گاهی هم زندگی درسهای تلخی به آدم میدهد.
مقاله مرتبط:تکنیک های تغییر باور ذهنی
وقتی چیزهای زیادی دارید و به حقتان قانع نیستید ناامیدتر از زمانی هستید که چیزی ندارید اما به دلخوشیهای کم هم راضی میشوید. به عبارت دیگر بهعنوان یک انسان وقتی کمبودهای زیادی داشته باشیم کمتر احساس نارضایتی میکنیم نسبت به زمانی که چیزهای زیادی داریم و خواستههایمان به مرور زمان بیشتر میشوند. پس همیشه باید قانع و سپاسگزار باشیم. با تغییر نگرش نسبت به خواستههایمان و قناعت میتوانیم احساس رضایت را بیشتر از قبل تجربه کنیم.
خیلی از مردم به خاطر چیزهایی که در زندگی سهمشان نشده خود را عذاب میدهند، در حالیکه حتی یک لحظه به این فکر نمیکنند که واقعا چه میخواهند. از خودتان بپرسید: «اگر فلان اتفاق میافتاد آیا واقعا زندگی من بهتر میشد؟ یا من فقط از آنچه دارم ناراضی هستم؟»
شادی در واقع همان حس سپاسگزاری است. در واقع انتخاب با خودمان است. ما میتوانیم از هر لحظه به بهترین شکل استفاده کنیم یا اینکه با حسرت خوردن و نارضایتی زندگی خود را خراب کنیم. میتوانیم خودمان را به یک فرد قوی و شاد یا شکستخورده تبدیل کنیم.
بهترین راهی که میتوانید خودتان را از افسردگی یا رکود نجات بدهید این است که چیز جدیدی یاد بگیرید. این تنها کاری است که تقریبا هیچوقت شکست نمیخورد؛ میتوانید خیلی آرام و ساده رشد کنید و شاهد پیشرفت خود باشید.
هر آدمی به مرور زمان پیر و شکسته میشود. بعضی وقتها ممکن است کل شب را به گذشته یا به اولین عشق زندگیتان فکر کنید، ممکن است گاهی حالتان از رفتار اطرافیانتان بههم بخورد و به خاطر بدیهای آدمهای دور و بَرتان احساساتتان صدمه دیده باشد. اما همیشه فقط یک چیز میتواند حالتان را خوب کند. درس بگیرید. یاد بگیرید که چرا زندگیتان گاهی اوقات ساز ناکوک میزند، چه چیز وضعیت زندگیتان را بدتر میکند و چه چیزی به آن هیجان میدهد. این تنها کاری است که ذهنتان هیچ وقت از انجام دادنش خسته نمیشود، نمیترسد، شکنجه نمیشود و هیچوقت تأسف نمیخورد.
یادگیری درمان هر بیماریای است. به چیزهای زیادی که برای یاد گرفتن وجود دارد نگاه کنید و از همین الان شروع کنید.
مقاله مرتبط:اسرار قدرت ذهن ناخودآگاه
نوستالژی گاهی یک اتفاق خوب و ضروری است. راهی است برای اینکه از تجربههای زندگی درس بگیریم و بابت هرچیزی که بهدست آوردهایم یا حتی از دست دادهایم سپاسگزار باشیم. اما اگر این نوستالژی آرزوها و اهدافتان را به سمتی هدایت کند که به زمان افسانهای قدیم برگردید، مخصوصا اگر فکر کنید که در حال حاضر زندگی خوبی ندارید، نوستالژی به یک حالت ذهنی بد تبدیل میشود که فقط برایتان ترس و نارضایتی بهدنبال دارد.
اجازه ندهید گذشته، زندگی الانتان را خراب کند. گذشتهتان نه شما را مجبور میکند، نه مانعتان میشود و نه شکستتان میدهد، فقط شما را قوی میکند تا به آدمی که امروز هستید تبدیل شوید.
و حرف آخر اینکه یک نگرش خوب به شما کمک میکند تا از منابع موجود، زمان، تلاش و انرژیتان به بهترین شکل استفاده کنید و از آنها برای خلق تغییرات مثبت بهره ببرید. تغییر نگرش به این معنی نیست که باید هر کاری را امتحان کنید یا در هر کاری موفق باشید، بلکه باید از هرچیزی که دارید استفاده کنید و از زندگیتان نهایت لذت را ببرید.
طرز تفکر شما شالوده و سنگ بنای همهی اتفاقاتی است که در زندگیتان رخ میدهد. باورها، رفتار، احساسات و عواطفتان هستند که نگرش شما را میسازند. طرز فکرتان میتواند در راه رسیدن به خوشبختی به شما کمک کند یا آزارتان بدهد. به محض اینکه نگرشتان تغییر کند، همهچیز تغییر میکند و بهتر میشود.
در حالیکه تلاش میکنید نگرشتان را تغییر بدهید، این تغییرات مثبت نیز در اثر رسیدن به تعادل بهدست میآیند:
احساس ایمان، اطمینان و اراده؛
پیشروی، تمرکز و تعهد به هدفهای معنیدار؛
بصیرت نسبت به فرصتها و موانع زندگی فعلیتان؛
احساس رضایت و شادی نسبت به پیشرفت روزانه.
دانلودpdf مقاله :علائمی که نشان میدهد به شما باید تغییر کنید
آیا تا به حال به این نکته دقت کردهاید که هر کدام از آدمها تا چه اندازه توانایی شیفته کردن هر فردی را دارند؟ فرقی نمیکند ظاهرشان چطور باشد یا چقدر پول داشته باشند، بعضی از افراد میتوانند به محض ورود به اتاق، در مرکز توجه قرار بگیرند.
آنهایی که اعتماد به نفس دارند، به طور کلی مثبت هستند زیرا آن چه که هستند و آن چه که انجام میدهند را دوست دارند. مکالماتتان را با عیبجویی از دیگری، ایراد گرفتن از یک مکان و یا انتقاد از یک شخصیت سیاسی شروع نکنید. در عوض، روی مواردی که دوستشان دارید تمرکز کنید، تا دیگران مجذوبتان شوند و مایل باشند کنارتان بمانند.
اگر طوری به نظر بیایید که انگار از هر چیزی که سر راهتان قرار میگیرد متنفرید، افراد نگران خواهند شد که مبادا امواج منفی شما به آنها هم سرایت ک
ند.
حرف زدن با اعتماد به نفس به این معنی نیست که بیشتر یا بلندتر از دیگران صحبت کنید. در مورد موضوعی مهم حرف بزنید، بدون اینکه هدفتان مجاب کردن دیگران باشد. با آرامش صحبت کنید و کلامتان شفاف و آشکار باشد. با تغییر تُن صدا، ریتم و لحنتان، روی مهمترین کلماتتان تأکید کنید تا کلامتان جالب و جذاب جلوه کند.
برای تمرین صحبت کردن با اعتماد به نفس، میتوانید حرفهای خودتان را ضبط کرده تا از وجود اعتماد به نفس در هنگام حرف زدن خود اطمینان حاصل کنید.برای اینکه فردی با اعتماد به نفس به نظر بیایید، در ابتدا باید اعتماد به نفس در خودتان را باور داشته باشید. آنهایی که واقعا از اعتماد به نفس برخوردارند، هر چه که هستند،هر کاری که انجام میدهند و هر ظاهری که دارند را دوست داشته و پذیرفتهاند.
اگر در درونتان اعتماد به نفس را احساس نمیکنید، ، نقصهایتان را بشناسید و به وضعیت ظاهریتان برسید تا نشان دهید این موضوع برایتان مهم است.اگر همچنان بر روی پرورش اعتماد به نفس درونیتان کار میکنید به خاطر داشته باشید که صدایی سرشار از اعتماد به نفس، پوشش درخور و مناسب و زبان بدن خوب و قوی کمک زیادی به این موضوع خواهد کرد. (برای پرورش اعتمادبه نفس می توانید در کارگاه های محمد جانبلاغی شرکت کنید
زبان بدن شما میتواند بیانکننده احساسات شما نسبت به خودتان باشد تا از این طریق در نظر دیگران دستیافتنیتر و خوشبرخوردتر جلوه کنید. زبان بدن نادرست باعث میشود تا در نظر دیگران خجالتی یا بیاراده جلوه کنید، پس باید به گونهای رفتار کنید که اعتماد به نفس، تعهد و زنده بودنتان را نشان دهید.
حالا چند تکنیک برای اجرای زبان بدن :
یک فرد کاریزماتیک، صاف میایستد و با قدمهای محکم و مصمم راه میرود، با غرور در جمع غریبهها حاضر میشود و آمادهی پذیرفتن فرصتهای جدید است. یک فرد کاریزماتیک به جای جمع کردن دستهایش بر روی سینه خود، از آنها برای ایما و اشاره استفاده میکند.
هیچ چیزی به مانند وضعیت بدنی خوب و مناسب، نمیتواند اعتماد به نفستان را نشان دهد. صاف بنشینید و محکم بایستید، اما خشک و انعطافناپذیر نباشید. وقتی با کسی ملاقات میکنید دستانش را محکم بفشارید و به چشمهایش نگاه کنید. هنگام حرف زدن با دیگری و یا حتی وقتی که فقط منتظر هستید، زبان بدن مثبتی از خود نشان دهید.
رو به کسی که با او حرف میزنید بنشینید، پاهایتان را روی هم نیندازید، بازوهایتان را هم ضربدری نکنید و دستهایتان را هم از صورتتان دور نگه دارید. نگاهتان آرام باشد، بیقرار نباشید و نگرانی و اضطراب را هم منتقل نکنید.به حرکاتتان دقت کنید. آیا وقتی صحبت میکنید، زبان بدنتان مکمل گفتارتان است؟ نگران، بیدقت و یا خسته و دلزده به نظر نمیرسید؟ اگر در مورد چیزی هیجانزده باشید، زبان بدنتان این هیجان را منتقل نمیکند؟
جلوی آینه صحبت کنید و یا حتی وانمود کنید در حال گفتوگو با کسی هستید. چشمهایتان چگونه است؟ دستهایتان چطور؟ آیا شبیه یک سیاستمدار زرنگ حرف میزنید یا یک شخصیت کاریزماتیک؟ در صورتی که کسی حتی صدایتان را نشنود، آیا متوجه انتقال احساسات شما خواهد شد؟ به طور مداوم تمرین کنید و مواردی را که برای بهتر شدن میبایست روی آنها کار شود، یادداشت کنید.
در این صورت قادر خواهید بود به شیوهای غیرکلامی به او نزدیکتر شوید. اگر طرف مقابلتان سر و دستش را خیلی حرکت میدهد شما هم میتوانید همین کار را انجام دهید، البته اگر فرد خیلی محتاط و موقری باشد نباید خیلی از حرکات سر و دستتان استفاده کنید.
نه به این معنا که به او خیره شوید اما این طور هم نباشد که جز طرف مقابل به دور و برتان و هر جای دیگر نگاه بیندازید. نه فقط با صدا بلکه با چشمهایتان هم توجهشان را جلب کنید. موبایل و ساعتتان را چک نکنید یا دنبال صحبت با کسی غیر از فرد مقابلتان نباشید، در غیر این صورت به نظر میرسد حواستان به گفتوگویتان نیست.
ببینید حرکات آنها تا چه اندازه مصنوعی است یا با کلامشان سازگار نیست. این افراد، بیثبات یا غیرقابل اعتماد از آب در میآیند. حتما کسانی را هم میبینید که از زبان بدنشان فوقالعاده خوب استفاده میکنند. آنها به طور کلی کسانی هستند که از مهارتهای ارتباطی مؤثری برخوردارند و قابل اعتمادتر و سزاوارتر به نظر میرسند.
این اشخاص معمولا هنرپیشههای موفق، رهبران مذهبی و دانشمندان هستند. در مورد استفاده از زبان بدن، نمونههای خوب و بد را پیدا کرده، سپس با دقت به آنها نگاه کنید و نکات لازم را یاد بگیرید.در هنگام دیدار با افراد بدون هیچ دلیلی لبخند بزنید. لبخند شما نشاندهندهی اشتیاقتان برای آشنایی با طرف مقابل است.( می توانید در کارگاه های فن بیان و مذاکره محمد جانبلاغی شرکت کنید)
فرقی نمیکند با چه کسی صحبت میکنید، باید همیشه سعیتان این باشد که طرف مقابلتان را جذب کنید و رفتارتان حس خاص بودن را تداعی کند. برای داشتن کاریزمای واقعی، باید بتوانید در مورد هر موضوعی با هر کسی صحبت کنید و یک شنوندهی خوب و با دقت باشید.
چگونگی انجام این موارد در زیر آورده شده است:
مثلا اگر با یک کارفرمای احتمالی، گروهی از خیرین سرمایهدار، یک کودک، یک غریبه، و یا یک دختر یا پسر جذاب و خوشتیپ صحبت میکنید آنها را بالاتر یا پایینتر از خودتان قرار ندهید. به هر فرد در جایگاه خود احترام بگذارید و انتظار داشته باشید که آنها هم همینطور پذیرای شما باشند.
بدون کنجکاوی در کار دیگران، از آنها سؤالهایی را در مورد زندگیشان، سوابقشان و یا نظرشان در مورد موضوعاتی خاص بپرسید. شما با مهم جلوه دادن کارهایی که انجام میدهند به آنها میگویید که به افکارشان احترام میگذارید.
وقتی دیگران با شما حرف میزنند با علاقهمندی به صحبتهایشان گوش بدهید
با حرکت سر یا با کلامی کوتاه، همدلی و توافقتان را اعلام کنید، مثلا «میفهمم» یا «درست است» تا او مطمئن شود که به او گوش میدهید و به چیزی که میگوید علاقه دارید. اگر سرشانهی طرف مقابل را کمی لمس کنید، توافق یا همدلیتان را با حرفهای او نشان داده و این احساس را به او میدهید که ارتباط خوبی با او برقرار کردهاید.
تا در دیدارهای مجدد، راحتتر اسمشان را به یاد بیاورید.در اظهار ارادت به دیگران سخاوتمند باشید اما ریاکاری نکنید، از طرف دیگر اظهار ارادت و تحسین آنها را هم با وقار و مهربانی بپذیرید اما هیجانزده نشوید.یادتان باشد کاریزماتیک بودن به معنی راضی نگه داشتن دیگران نیست. برای افراد کاریزماتیک طرز فکر مردم چندان اهمیتی ندارد، آنها به طور کلی با جذبه بوده و با تکیه بر ویژگیهای خودشان کاریزماتیک هستند.
برای اینکه ببینیم چگونه کاریزماتیک باشیم، باید شوخی کردن را فراموش نکنیم. یک فرد واقعا کاریزماتیک باید بتواند به راحتی دیگران را بخنداند. یکی از خصلتهای کسی که همه دوست دارند با او باشند این است که قادر باشد گروهی را بخنداند و سر ذوق آورد. شما باید بتوانید با شوخ طبعیتان دیگران را مجذوب خود کنید.
چگونگی انجام این کار در زیر اشاره شده است:
اگر یاد بگیرید چطور خودتان را دست بیندازید، دیگران جذب اعتماد به نفستان شده و با شما راحتتر خواهند بود. برای این کار لزوما نباید خودتان را کوچک کرده تا به آنها بگویید که به عیبهایتان واقف هستید و اجازه دهید دیگران هم در خندیدن به ایرادهایتان شریک شوند. اگر بتوانید از عهدهی این کار بربیایید، یعنی از کاریزمای واقعی برخوردار هستید.
شما باید با ذوق و قریحهی فرد یا گروهی که در حال گفتوگو هستید آشنا و هماهنگ باشید. اگر با کسانی صحبت میکنید که شوخ طبعیشان، وقیحانه یا تهاجمی است، از همراهی با آنها نترسید. اما اگر در جمعی با روحیهی حساس یا در کنار یک بزرگتر هستید، لحن شوخیتان را ملایم کرده و به شوخیهای مختصر و غیرتهاجمی بسنده کنید.
نباید با لحن یا شوخی نامناسب کسی را عصبانی کنید یا برنجانید.خودتان را برای خنداندن دیگران خیلی به زحمت نیندازید. قرار نیست هر پنج ثانیه یکبار بامزهگی و شوخ طبعیتان را نشان دهید. یک شوخی یا لطیفهی به موقع میتواند تا مدت طولانی اثرش را حفظ کند. کیفیت را به کمیت ترجیح بدهید و در طول یک گفتوگو، به چند شوخی مناسب بسنده کنید.
اگر با کسی راحت هستید و قصد جذب او را دارید، میتوانید با شوخی کردن با او، طنازی را یاد بگیرید. این کار شما را به او نزدیکتر میکند و نشان میدهد هیچ چیزی را خیلی جدی نمیگیرید. فقط حواستان باشد کسی را انتخاب کنید که ظرفیت پذیرش شوخیهای شما را داشته باشد.
گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده
دانلودpdf مقاله :4 راهکار عمده برای تبدیل شدن به یک شخصیت کاریزماتیک؟