https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/Reasons-for-Affective-Personality-Disorder

را را موثر می‌دانند....

دلایل ایجاد اختلال شخصیت وابسته


دلایل ایجاد ویژگی‌های وابستگی در فرد هنوز به‌طور کامل مشخص نمی‌باشد، ولی محققین عواملی چون آمادگی زیستی و پایه‌های ارثی و نیز عوامل محیطی را را موثر می‌دانند.

کودکانی که در کودکی خلق و خوی محتاط و ترس از خود نشان می‌دهند، احتمال بروز اختلال شخصیت وابسته در بزرگسالی در آنها بیشتر است. در این خانواده‌ها نرخ اختلال اضطراب منتشر، فوبیا و شخصیت اجتنابی بالاتر است. اما ژن‌ها سرنوشت ما را تعیین نمی‌کنند. ویژگی‌های محیطی نیز باید وجود داشته باشد تا اختلال شخصیت وابسته شکل بگیرد. ویژگی‌های خانواده‌های مستعد اختلال شخصیت وابسته عبارت است از: حمایت و مراقبت بیش از اندازه والدین، کنترلگری زیاد والدین، تأکید کمتر بر استقلال، تعیین استانداردهای بالا برای موفقیت و ابراز توجه و عشق ناکافی به کودک، تحقیر شدن در موقعیت‌های اجتماعی و روابط فردی و در نتیجه ایجاد دودلی درباره توانایی‌های خود . اختلال شخصیت وابسته

 

تکرار این تجربیات باعث می‌شود که آنها باور کنند بهتر است مطیع باشند تا آنکه فردی رقابت‌طلب و تنها شوند. شرایط فرهنگی نیز زنان را تشویق به وابستگی می‌کند. زنان بیشتر از مردان تشخیص اختلال شخصیت وابسته دریافت می‌کنند.


 

اختلال شخصیت وابسته-راه‌های درمان وابستگی

1.باید مشخص کنید که در چه حوزه‌هایی به‌دیگران متکی هستید. در زمینه خرید خانه، رانندگی، انجام کارهای اداری و بانکی، درآمدزایی و شغل، ارتباطات اجتماعی با دیگران، بیان نیازها و خواسته‌های خود، مدیریت امور خانه، تربیت فرزندان و … . پس از روشن کردن حوزه وابستگی در خود، لازم است تا تکالیفی را برای خود به‌تنهایی یا بهمراه درمانگر مشخص کنید.

 

این تکالیف نباید آنقدر سنگین باشد که از عهده آن بر نیایید و نه آنقدر سبک باشد که هیچ اضطراب و فشاری را در شما ایجاد نکند. به‌طور مثال می‌توانید از خرید کردن شروع کنید. اگر پیشتر هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشته‌اید و همواره به‌دیگران متکی بوده‌اید، ابتدا سراغ خریدهای کوچکتر بروید و خریدهای بزرگتری مانند تلویزیون و اجاق گاز را در مراحل بعدی انجام دهید تا میزان اعتماد به‌نفس شما در اثر خریدهای کوچکتر بالا رفته و آماده خریدهای بزرگتر شوید. این قانون درباره همه حوزه‌ها صادق می‌باشد. هر چقدر بیشتر تجربه انجام کارهای مختلف را داشته باشید، اعتماد به‌نفس شما بیشتر می‌شود و مراحل بعدی را راحت‌تر انجام می‌دهید. به‌خودتان بگویید که هیچ کس از زمان تولد نحوه انجام کارها را بلد نبوده است و تنها پس از آزمایش و خطا و ایجاد فرصت یادگیری برای خود بوده است که امور را فراگرفته است، پس من نیز قرار نیست در دفعات اول عالی عمل کنم و هیچ اشتباهی نداشته باشم. در صورت بروز اشتباه نیز فاجعه نمی‌شود و توانایی جبران کردن آن را دارم.

 

هر تصمیم‌گیری مستقلانه‌ای، احساس اعتماد به‌ نفس شما را بالاتر می‌برد. تا جای ممکن برای انجام امور نباید با پرس و جوی زیاد از دیگران، تأییدطلبی کنید. هر چقدر بیشتر درباره موضوعات مختلف بدون تأیید دیگران تصمیم‌گیری کنید، اعتماد بیشتری به تصمیمات خود پیدا می‌کنید. باید درک کنید که تنها یک تصمیم درست وجود ندارد و هر تصمیمی، نقاط قوت و ضعف خودش را دارد و دیگران نیز تنها بر اساس قضاوت خودشان نظر می‌دهند و در نهایت این شما هستید که بیشتر از همه نسبت به خودتان آگاهی دارید. به‌خود یادآور می‌شوید که تصمیمی که توسط خودتان اتخاذ شده، اگرچه لزوماً بهترین تصمیم نیست، زیرا هیچ تصمیمی بهترین تصمیم نیست و همه تصمیمات تنها در طیفی از مناسب تا نامناسب قرار می‌گیرند، ولکن احتمالاً به‌جهت آگاهی بیشتر شما از نیازها و اولویت‌هایتان مناسبتر از باقی تصمیمات خواهد بود.


 

2.اقدام دیگری که باید انجام دهید، آگاهی و مقابله با خطاهای شناختی خود است. شما باید با افکار شناختی عدم توانایی خود مقابله کنید (مقاله خطاهای شناختی را مطالعه کنید). افکاری همچون: خیلی این موضوع سخت است- از پس آن بر نمی‌آیم- شکست می‌خورم و … . اینها افکار غلطی هستند که از کودکی در ذهن شما جای گرفته است و اکنون شما آنها را به‌عنوان حقیقت قبول دارید، درحالیکه هیچ شاهدی بر واقعی بودن آنها ندارید. شما به‌دلیل این افکار غلط، راهکاری را برای خود اتخاذ کرده‌اید که عبارت است از پیدا کردن شخصی برای مراقبت از شما و تکیه کردن به او و کمتر خود را در موقعیت‌های تجربه کردن امور و در نتیجه یادگیری قرار داده‌اید.

 

برای مقابله با این افکار، مزایا و معایب این افکار را بنویسید. ب‌طور مثال، شما فکر می‌کنید که فردی ناتوان و کم‌مهارت هستید. باور ناتوانی خود را بررسی می‌کنید و ببینید چه شاهدی برای آن دارید. بررسی کنید که باور داشتن به این فکر، چه مزایا و معایبی برای شما دارد.

 

مزیت: باعث می‌شود تا شکست نخورم و امور به‌نحو بدی پیش نروند. باعث می‌شود تا با دیگری در ارتباط بمانم و تنها نشوم. معایب: بسیاری از مواقع سپردن کارها به‌دیگری و تأییدطلبی، از آنها تضمین نمی‌کند که من شکست نمی‌خورم. تکیه بر دیگران هزینه زیادی برای من دارد، از جمله مجبورم گوش به‌ فرمان و مهربان باشم و از نیازهای خودم چشم بپوشم و همیشه محتاج دیگری بمانم. این باور باعث می‌شود هیچگاه جرات تجربه کردن امور را به‌خودم ندهم. ضمن آنکه من شاهدی برای ناتوان بودن خودم ندارم. این تنها باور من است. هیچوقت خود را در محک تجربه قرار نداده‌ام. بالعکس، در بعضی از امور که وارد شده‌ام خوب عمل کرده‌ام (مثال‌های آن را بنویسید).

 

لازم به‌ ذکر است که فرد وابسته، توانایی‌هایش را کمتر از حد واقعی آن تخمین می‌زند. بنابراین به‌خود یادآور شوید که توانایی‌تان بیشتر از پیش فرض شما است و به‌خود بگویید که این باور غلط من است که خود را کم‌توان و دارای مهارت اندک توصیف می‌کنم. من باید توانایی‌ها و مهارت‌هایم را بیازمایم و می‌دانم که اندک اندک مهارت‌های من بیشتر می‌شود. زیرا من مانند همه انسان‌های دیگر لازم است تا تجربه کنم و آنگاه یاد می‌گیرم.

 

باور غلط دیگر افراد دارای اختلال شخصیت وابسته آن است که فکر می‌کنند در صورت مستقل شدن، تنها می‌شوند و فرد مستقل، فردی جدا و بدون رابطه است. این از خطای شناختی قطبی‌نگری یا صفر و صد دیدن امور است. در این مورد نیز باید مزایا و معایب مستقل شدن را بنویسید.

 

معایب: اگر کمتر به همسرم وابسته باشم و خودم کارها و مسئولیت‌هایم را انجام دهم، آنوقت زمان کمتری را با همسرم می‌گذرانم. در صورت مستقل شدن احتمالاً دیگر آنقدر به‌فکر رابطه‌ام نخواهم بود و رابطه‌ام به‌خطر می‌افتد. اگر مستقل شوم، خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

 

مزایا: خیلی کارهای دیگر است که می‌توانم با همسرم انجام دهم. مستقل شدن به معنای تنها شدن نمی‌باشد، بلکه حتی فرد مستقل نیز تا حدی به دیگران وابسته است و وابستگی و استقلال یک طیف هستند.

 

اگر وابستگی مطلق و استقلال مطلق را دو سر یک بردار در نظر بگیریم، ویژگی‌های فردی را که دچار وابستگی مطلق است و یا به تعبیر دیگر، دارایاختلال شخصیت وابسته است را توضیح دادیم.

 

اما ویژگی‌های فردی که دارای استقلال مطلق هستند، عبارت است از:

 

1همه کارها را به تنهایی انجام می‌دهد.

2همه تصمیمات را خودش به تنهایی و بدون در نظر گرفتن نظر دیگران می‌گیرد.

3هر چه به‌فکرش می‌رسد را بدون در نظر گرفتن تأثیرش بر دیگران بیان می‌کند.

4کاملاً مستقل و توانا است.

5به هیچ کس نیازی ندارد.

6خشن و تندخو است.

7تنها و جدا افتاده است.


 

همانگونه که ملاحظه می‌کنید، منظور از مستقل شدن آن نیست که از آن سوی بام بیفتید، بلکه انسان نرمال بین این دو حد قرار می‌گیرد که در عین آنکه درباره توانایی‌های خودش یقین دارد و می‌داند که به تنهایی قادر است از پس امور خود بر بیاید، ولکن در بعضی از امور با دیگران مشورت و همکاری می‌کند. نظر دیگران را در نظر می‌گیرد (ولکن دهن‌بین نمی‌باشد). در هنگام نیاز، نظر و مخالفت خود را آزادانه و بدون نگرانی از ناراحت شدن دیگران بیان می‌کند. برای انجام بهتر امور از دیگران کمک و مشورت می‌گیرد.


 

3.راه دیگر ایجاد حس خودبسندگی و استقلال تقویت مهارت‌های سه‌گانه زیر است:

 

1)  اختلال شخصیت وابسته-خوداظهارگری:

بیان خواسته‌ها و نیازهای خود بدون ترس از دست دادن و طرد شدن و نه گفتن در زمان‌هایی که علاقه‌ای به انجام آن کار ندارید و در نظر گرفتن اولویت‌ها و هدف‌های خود در زندگی،


 

2) اختلال شخصیت وابسته-قدرت تصمیم‌گیری:

باید بدانید که توان تصمیم‌گیری شما نه کمتر و نه بیشتر از دیگران است. باید بدانید که هر انسانی امکان دارد اشتباه کند. شما ریسک اشتباه کردن را می‌پذیرید و تمرین می‌کنید تا به تنهایی و بدون تأییدطلبی و پرسیدن نظر دیگران تصمیم بگیرید. باید یاد بگیرید که به قدرت تصمیم‌گیری خود ایمان بیاورید،


3) اختلال شخصیت وابسته-قدرت حل مساله:

پس از تصمیم‌گیری امکان دارد در مواردی کارها آنگونه که فکر می‌کنید پیش نرود. معمولاً همینطور است. پس آماده هستید تا با هر مشکلی مقابله کنید. مشکل‌ها را بررسی کرده و سعی می‌کنید بهترین تصمیم ممکن را بگیرید. آزمایش و خطا را روند یادگیری می‌دانید.

 

در روش حل مساله، ابتدا مشکل را به‌طور دقیق تعریف می‌کنید؛ زیرا اکثر افراد مشکل را خیلی مبهم و ناقص درک می‌کنند. از خود بپرسید مشکل چیست، کی و کجا شروع شد، چه کسانی در بروز مشکل نقش دارند؟ در مرحله بعد، تمام راه‌حل‌های ممکن را بدون آنکه قضاوتی درباره خوب و بد آن داشته باشید، به‌ذهن بیاورید. در نهایت، معایب و محاسن هر روش را بررسی و ارزیابی کنید. پس از اجرای راه‌حل انتخابی خود، نتایج آن را با پیشبینی‌های خود مقایسه کنید. در صورتی که به نتیجه مطلوب نرسیدید، موانع را بررسی کنید و مجدداً سیکل بالا را تکرار کنید.

 


4) اختلال شخصیت وابسته-مهارت کنترل :

به‌جهت غلبه بر ویژگی‌های وابستگی، باید مهارت کنترل خود را نیز کسب کنید. بدین منظور لازم است تا در طول دوره‌ای که بر ویژگی وابستگی خود کار می‌کنید، پیش از انجام هر تمرین (به‌طور مثال خرید کردن به‌تنهایی) شدت و مدت رفتارهای خود را ثبت کنید و پیشگویی خود را از نتایج انجام هر تمرین بنویسید. پس از انجام تمرین، نتیجه واقعی آن را نیز بنویسید.

 

نکته بعدی آن است که درک کنید استاندارد واقعی برای هر رفتار چه می‌باشد. افراد دارای اختلال شخصیت وابسته معمولاً استانداردهای غیرواقع‌بینانه‌ای دارند. به‌طور مثال، فرد باید درک کند که آیا نیاز او به طلب کمک از دیگران واقعی است و یا آنکه ناشی از اطمینان‌طلبی در او می‌باشد. شما نباید انتظار استانداردهای بالا و غیرقابل وصول از خود داشته باشید. شما باید استاندارد معقولی را با کمک دیگری و یا درمانگر تهیه کنید.

و نکته آخر آنکه، شما باید پس از وصول به استانداردهایی که خودتان مطابق با توانمندی‌ها و ویژگی‌های خود تعریف کرده‌اید خودتان را تشویق کنید. شما نباید منتظر تحسین و تشویق دیگری باشید، بلکه بر اساس استانداردهای خود، باید خود را تشویق  کنید. در عین حال به خود یادآوری کنید که بهبود، فرایندی زمانبر است.


 

5) اختلال شخصیت وابسته-کنترل اضطراب:

در حین درمان، به‌طور معمول فرد احساس اضطراب زیادی می‌کند و لازم است تا اضطراب خود را به‌نحوی کنترل کند تا بتواند قادر بر انجام تمرین‌ها گردد و بتواند خود را با موقعیت‌های اضطراب‌زا به‌طور تدریجی مواجه کند. هرچقدر بیشتر اضطراب خود را مدیریت کنید، توان انجام کارهای مستقلانه بیشتری خواهید داشت. برای آگاهی بیشتر در این رابطه می‌توانید به مقاله اضطراب چیست؟ با نشانه‌های اضطراب و راه‌های درمان آن آشنا شوید، مراجعه کنید.


 

6) اختلال شخصیت وابسته-فراگیری مهارت‌های اجتماعی:

کمبود مهارت اجتماعی از جمله مواردی است که گروهی از افراد دارای اختلال شخصیت وابسته از آن رنج می‌برند. آنها به‌دلیل آنکه کمتر خود را در معرض تعاملات اجتماعی قرار داده‌اند، اعتماد به‌نفس لازم در این زمینه را ندارند. اگر شما نیز از این مشکل رنج می‌برید، لازم است تا مقاله راهنمای سریع برای افزایش اعتماد به‌نفس اجتماعی را مطالعه کنید.

 

https://keramatzade.com/What-are-organizational-success-factors

وامل موفقیت سازمانی چیست؟


موفقیت در کسب و کار، نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عوامل است که می‌توان آنها را عوامل کلیدی موفقیت سازمانی نامید. مشاوران کسب‌وکار و نویسندگان مختلف، پس از چند دهه مطالعه روی موفق‌ترین شرکت‌های دنیا، عواملی را که باعث می‌شود یک شرکت در کسب‌وکارش موفق باشد یا با شکست مواجه شود، مشخص کرده‌اند. اگر به‌دنبال کسب موفقیت بیشتر در کسب‌ و‌ کار و باقی ماندن در عرصه‌ی رقابت‌ها هستید، این مطلب را دنبال کنید.

 

تحقیقات و مطالعات انجام‌شده روی شرکت‌های موفق طی سالیان متمادی نشان می‌دهد که عوامل کلیدی موفقیت سازمانی تقریبا یکسان هستند. همه‌ی نویسندگان و مشاورانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، عوامل یکسانی را با زبان‌ها و بیان‌های مختلف به‌عنوان عوامل کلیدی موفقیت سازمانیاعلام می‌کنند.

 

همان‌طور که انسان برای زنده ماندن و بقا به چیزهایی مانند غذا، آب‌و‌هوای مناسب و دوری از خطر نیازمند است، شرکت‌های تجاری هم برای زنده ماندن و موفقیت، به مجموعه‌ای از فاکتورهای اساسی نیازمندند. همراه ما باشید تا با این فاکتورهای اساسی و عوامل کلیدی موفقیت سازمانی آشنا شوید.


عوامل کلیدی موفقیت سازمانی

 

هر سازمانی که می‌خواهد به موفقیت سازمانی دست پیدا کند و در بازار رقابت باقی بماند، به این پنج عامل حیاتی نیاز دارد:

 

کارکنان: کسانی که سازمان را تشکیل می‌دهند؛

هدف: دلیلی برای ایجاد سازمان و همکاری اعضا؛

فرایندها و عملیات: فعالیت‌هایی که کارکنان برای دستیابی به هدف انجام می‌دهند؛

منابع مادی: جایی برای کار کردن، وسایل و تجهیزات موردنیاز، پول کافی برای پرداخت صورت‌حساب‌ها و حقوق کارکنان؛

مشتری: افرادی که خارج از سازمان و شرکت هستند و برای استفاده از خدمات و محصولات سازمان، هزینه می‌کنند. مثلا افرادی که مالیات‌ می‌پردازند، مشتریِ سازمان‌های دولتی محسوب می‌شوند و بقای بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی هم به مشارکت حامیان آنها بستگی دارد.

 

اما همان‌طور که داشتن یک بدن سالم به تنهایی از شما یک ورزشکار نمی‌سازد و برای ورزشکار و قهرمان شدن باید تمرین کنید، مهارت‌های مختلفی بیاموزید، به اندازه‌ی کافی بخوابید، تغذیه‌ صحیح داشته باشید و…، صرفا وجود این 5 مورد بالا، شرط کافی برای موفقیت سازمانی شما نیست، بلکه نحوه‌ی مدیریت و استفاده از این منابع است که به موفقیت یک شرکت منتهی می‌شود. در ادامه‌ نقش و شیوه‌ی مدیریت این عوامل کلیدی را برای بقای یک شرکت توضیح می‌دهیم.

 

مقاله مرتبط:موفقیت شغلی چگونه به دست می آید؟

1مدیریت و توسعه‌‌ کارکنان-موفقیت سازمانی

 

یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانی، کارکنان آن سازمان هستند. کارمندان و اعضای یک سازمان و شرکت، امروزه تمایل دارند که طبق ساختار و هدایت مدیر مربوطه فعالیت کنند و در عین حال دوست دارند برای گسترش مهارت‌ها و دانش خود، آزادی عمل داشته باشند و از طرف مدیران تشویق شوند. مدیریت صحیح و تأثیرگذار نیروی انسانی، به این معناست که مدیر باید بین قوانین محدودکننده و آزادی عمل، تعادل ایجاد کند. قوانین محدودکننده عبارتند از: ساختار سازمانی، قوانین سازمان و جهت‌گیری‌هایی که از طرف مدیران مطرح می‌شود و آزادی عمل عبارت است از: ایجاد فرصت و تشویق کارمندان به رشد فردی، بهبود مهارت‌ها و افزایش خلاقیت.

 

شما به‌عنوان یک مدیر، اگر فقط در یک جهت تلاش کنید و بین این دو مفهوم تعادل ایجاد نکنید، اشتباه جبران‌ناپذیری در مدیریت خود مرتکب می‌شوید، چرا که در چنین شرایطی، سازمان شما ممکن است ساختار خشک و سختی داشته باشد یا برعکس، دچار هرج‌ومرج شود. هر فردی در سازمان دارای مجموعه‌ای از نیازهاست که در قالب‌های زیر قرار می‌گیرند: آزادی عمل در برابر ساختار، دستور در برابر فرصت، منطق در برابر ارزش‌های شخصی و مواردی از این دست.

 

مدیران موفق، همه‌ی افراد را با یک شیوه‌ی یکسان، مدیریت و رهبری نمی‌کنند مگر در برخی موارد و قوانین پایه‌‌ای شرکت. این مدیران هر فرد را با توجه به نیازهایش و با توجه به آنچه که به او انگیزه می‌دهد، مدیریت می‌کنند. این شیوه البته کار بسیار سخت و پیچیده‌ای است اما، برای رسیدن به موفقیت ضروری است.


2موفقیت سازمانی-تمرکز استراتژیک

 

در دنیای امروز که به‌سرعت در حال تغییر است، برای باقی ماندن در عرصه‌ی رقابت، داشتن هدف به‌تنهایی کافی نیست. مدیران برای موفقیت یک سازمان، باید منابع‌شان را بر بزرگترین فرصت‌های ممکن که روزبه‌روز در حال تغییر هستند، متمرکز کنند. برای اینکه این تغییراتِ لحظه‌ای را به‌وضوح درک کنید، کافی است اتفاقات چند سال اخیر دنیا و تحولات شرکت خود را بررسی کنید.

 

مشتریان عمده و منابع درآمد، در هر زمان ممکن است تغییر کنند یا به‌طورکلی از بین بروند. بنابراین بسیار ضرورت دارد که یک مدیر بر نتایج دلخواه پایانی مثل افزایش فروش، سود و رضایت مشتری تمرکز کند. در عین حال باید بتواند کشتیِ کسب‌وکار را در دریای پرتلاطم رقابت، هدایت کند. وظیفه‌ی اصلی مدیران موفق و متمرکز، این است که عوامل موفقیت سازمانی را برای عملکرد بهتر شرکت، هم‌راستا کنند و بهم پیوند بدهند.

 

مقاله مرتبط:اهرام مدیریت و سطوح سازنده آن

 

 موفقیت سازمانی- عملیات یا فعالیت‌های روزانه‌ی کارمندان

عملیات یا آنچه که کارمندان یک شرکت در راستای ایجاد ارزش برای مشتری و به‌دست آوردن درآمد انجام می‌دهند، مشخص می‌کند که آن شرکت در مسیر پیشرفت قرار دارد یا محکوم به شکست است. مثل سایر عوامل کلیدی موفقیت این مورد هم قابل جدا شدن از سایر موارد نیست و با آنها ارتباط و پیوستگی دارد. اقدامات کارمندان در جهت تمرکز استراتژیک شرکت است و با منابع مادی و مشتریانی که برای دریافت خدمات و محصولات شرکت، هزینه می‌پردازند، ارتباط تنگاتنگی دارد.

 

عملکرد مؤثر و صحیح کارمندان باعث می‌شود که مشتریان همان خدمات و محصولی را که انتظار دارند، از شرکت دریافت کنند، در واقع محصولات و خدمات مورد نظر خود را با قیمت درست و کیفیت مطلوب دریافت می‌کنند. مدیریت عملیات مطلوب و مؤثر، بر مدت چرخه (از زمان شروع تولید یک محصول یا سرویس تا پایان آن)، کنترل قیمت و کنترل کیفیت (که نیازمند انواع تحلیل‌ها و سنجش‌هاست) تمرکز دارد. در واقع، تمرکز استراتژیک بیشتر بر مسائل خارجی شرکت تمرکز دارد و مدیریت عملیات بیشتر متوجه مسائل داخلی شرکت است. هردوی این عوامل باید در هماهنگی کامل باشند که این هماهنگی باید با برنامه‌ریزی و تلاش همه‌جانبه صورت بگیرد نه به‌طور اتوماتیک. به همین دلیل است که برقراری ارتباط مؤثر، شریان‌ حیاتی یک سازمان موفق است.


4موفقیت سازمانی-منابع مادی

 

امور مالی، امکانات و تجهیزات از مهم‌ترین منابع مادی و از عوامل کلیدی موفقیت سازمانی هستند. اگر پول کافی در اختیار نداشته باشید، نمی‌توانید شرکتی را راه‌اندازی و حفظ کنید. یکی از بزرگترین مخارج شرکت‌ها، تأمین کردن امکانات و تجهیزات مناسب برای کسانی است که در شرکت کار می‌کنند یا به هر نحو با شرکت همکاری دارند.

 

مدیران باتجربه اهمیت جریان نقدی (cash flow) را به‌خوبی درک می‌کنند. مهم نیست که مشتریان چقدر به شما بدهکار هستند، تا زمانی که این پول در حساب بانکی شما نباشد، نمی‌توانید از آن برای حفظ شرکت استفاده کنید. عدم موفقیت در مدیریت جریان نقدی، مهم‌ترین دلیل شکست کسب‌و‌کارهاست. بسیاری از صاحبان کسب‌و‌کارها، موجودی شرکت را به فردی دیگر واگذار می‌کنند و در زمان نیاز به آن دسترسی ندارند. در بدترین شرایط، حتی ممکن است این فرد با اختلاس و دزدی، به منابع مالی شرکت دستبرد بزند و شرکت را با مشکلات فراوانی مواجه کند.

به همین ترتیب، امکانات و تجهیزات مناسب و قابل توجه، باعث می‌شود که کارمندان شرکت احساس غرور کنند و انرژی و اشتیاق فراوانی برای ادامه‌ی فعالیت در شرکت داشته باشند. البته فراهم کردن این امکانات، هزینه‌های زیادی برای شرکت‌ها دارد. اقتصاد، یک مفهوم دوره‌ای است، به این معنا که ممکن است شما در بهترین شرایط اقتصادی و در بهترین اوضاع مالی شرکت، امکاناتی را برای کارمندان در نظر بگیرید اما در دوران رکود اقتصادی نتوانید همان امکانات را به کارمندان ارائه کنی.

 

مقاله مرتبط:هدف گذاری سازمانی

5موفقیت سازمانی-برقراری ارتباط با مشتریان

مشتریان، منابع تزریق درآمد به شرکت هستند، بنابراین می‌توان آنها را مهم‌ترین عامل موفقیت یک شرکت در نظر گرفت. پیتر دراکر (Peter Drucker)یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مدیریت، سال‌ها قبل بیان کرده بود که هدف اصلی کسب‌وکار، به‌دست آوردن و نگه داشتن مشتری است.

 

به‌دست آوردن مشتریان، در قالب بازاریابی، امکان‌پذیر است. در واقع این عامل موفقیت دربردارنده‌ی انواع روش‌های بازاریابی و فروش است. مهم‌ترین عامل برای موفقیت در ارتباط با مشتریان، این است که به آنها همان چیزی را بدهیم که نیاز دارند، نه آن چیزی که خودمان می‌خواهیم به فروش برسانیم.

 

فروش و بازاریابی مؤثر با پرسش از مشتریان در مورد نیازهایشان آغاز می‌شود، اینکه محصول یا خدمت ارائه‌شده توسط شرکت، باید کدام مشکل‌ مشتری را حل کند یا کدام کمبودشان را جبران کند. با برقراری ارتباط با مشتریان و پرسیدن سؤال از آنها، یک شرکت بهتر می‌تواند وفاداری مشتری را توسعه بدهد و رقیبان خود را از صحنه دور نگه دارد. در معنای وسیع‌تر، برقراری ارتباط با مشتری به منزله‌ی ارتباط با دنیای خارج است. بنابراین با کمک این ارتباط می‌توانید عملکرد رقیبان را بسنجید، تغییرات بازار را تحلیل کنید و شرکت

 

را با تغییرات و نیاز بازار تطبیق بدهید. این مورد در رابطه‌ی تنگاتنگی با تمرکز استراتژیک قرار دارد.

برای اینکه در مورد عوامل کلیدی موفقیت سازمانی بیشتر یاد بگیرید، کتاب «5 عامل کلیدی موفقیت – سیستمی قدرتمند برای موفقیت در کسب‌وکار» را مطالعه کنید. این کتاب شامل اطلاعات جزئی‌تر و بیشتری درباره‌ی مواردی است که در بالا به‌طور خلاصه به آنها اشاره کردیم. با اطلاعات ارزشمند و نکته‌های کاربردی این کتاب که براساس 25 سال مطالعه و تحقیق در رموز موفقیت کسب‌وکارها انجام شده است، می‌توانید کسب‌‌وکار موفق‌تری داشته باشید.

 

https://keramatzade.com/Marriage-from-the-perspective-of-Islam

دارد .

ازدواج از دید اسلام


مطمئنا شما خوب می ‏دانید که ازدواج از دید اسلام بزرگ‏ترین و مهم‏ترین حادثه زندگى انسان است و دختران و پسران میوه‏هاى باغ زندگى انسان‏هایند و دست آفرینش نوعى جاذبه و کشش درونى در آن‏ها به ودیعت نهاده است . اضطراب و ناآرامى آنان در این سنین از طریق ازدواج از دید اسلام به سکونت و آرامش تبدیل مى گردد و قرآن که راز آفریدن همسر را (لتسکنوا الیها) مى‏داند، بدین نکته اشاره دارد .

البته ازدواج از دید اسلام و زندگى مشترک وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است که روحیه ‏ها و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزدیک باشد . در غیر این صورت، ریسمان وحدت و یگانگى به ضعف و سستى مى‏گراید و سرانجام گسسته مى‏شود. در زندگى خود شاهد پدیده‏هاى تلخ و درد آورى هستیم که دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏ آزارد و کاخ زندگى مشترک زوجین را فرو مى‏پاشد . بى‏تردید محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خیالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق این پدیده‏ها به شمار مى‏آید . بنابراین، اگر در گزینش همسر اصول صحیح رعایت‏شود، بخش عظیمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشکلات از میان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زیباتر مى‏شود .

با توجه به نقش بسیار سازنده ازدواج از دید اسلام در زندگى فردى و اجتماعى،  سفارش های فراوانى در مورد ازدواج شده که همگى بر اهمیت و آثار ارزنده آن دلالت دارد و ناگفته پیداست که تعابیرى مثل }النکاح سنتى فمن رغبتى عن سنتى فلیس من}{ ازدواج سنت و آیین من است و هر که به سنت من پشت کند از من نیستبه طور کلى در جهت تشویق و ترغیب به این امر الهى و سنت نبوى(ص) است و هدف از آن ایجاد انگیزه و یادآورى اهمیت و ارزش آن است و با این گونه روایات درصدد گوشزد کردن آثار و خیرات عمیق آن مى‏باشند؛ چنانچه در مورد محاسبه نفس نیز داریم که: کسى که نفس خود را محاسبه نکند و پرونده اعمالش را بررسى ننماید از ما اهل بیت نمى‏باشد و واضح است که این حدیث به این معنا نیست که چنین فردى شیعه و دوستدار ما خانواده نمى‏ باشد.

 

بلکه هدف توجه دادن به اهمیت محاسبه نفس مى‏باشد. با توجه به این نکته معلوم مى‏شود در این روایات خطاب به کسانى است که با وجود داشتن امکانات و زمینه ازدواج به این سنت پیامبر(ص) اهمیتى نمى‏دهند و با این کار عملاً به سنت و شیوه و روش پیامبر(ص) بى‏اعتنایى کرده و آن را کوچک و کم‏اهمیت مى‏شمرند و این زمینه‏ساز تخلف و سرپیچى و پشت کردن به دیگر سنت‏هاى پیامبر و اولیاى الهى(ع) و انحراف از دین مبین مى‏باشد. مسلماً خطاب این گونه احادیث با افرادى نیست که به خاطر عدم آمادگى و یا وجود موانعى بر سر راهشان هنوز براى ازدواج آمادگى ندارند. بلکه بیشتر متوجه کسانى است که به خاطر ترس از فقر و ندارى و یا عدم توکل بر قدرت خداوند و یا ترس از مسؤولیت‏ پذیرى زیر بار ازدواج نمى‏روند.


 

ازدواج از دید اسلام که داراى فواید بسیاری است از جمله:

 1. بقاى نسل، 2. آرامش و تعادل روحى و جسمى، 3. سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه، 4. تامین نیاز طبیعی و غریزی انسان, 5. ارضاى حس محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و... .V}روم (30)، آیه 21؛ تفسیر المیزان، ج 15، المؤمنون، ذیل آیه 6.{V

البته ممکن است بعضى از این فایده‏ها براى برخى مهم‏تر باشد؛ گاهى شخصى به جهت ارضاى غریزه جنسى خود، ازدواج مى‏کند و آن را از نظر اهمیت در رتبه اول قرار مى‏دهد و گاهى به دست آوردن شریک و یاورى دلسوز در زندگى براى او اهمیت دارد و... باید دانست که بعضى از این فواید در ازدواجموقّت نیز تحقق مى‏یابد.

 

اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تاکید دارد که انسان در شگفتى فرو مى‏رود . استاد محمد تقى جعفرى مى‏فرمود: «برتراند راسل، فیلسوف مشهور اروپایى، به من نوشت: چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع کرده است؟ در جواب نوشتم: مساله انسان است . با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آید»

 

یکی از مهم ترین دام های شیطان که به وسیله آن بیشتر افراداز صراط مستقیم الهی و دین حق منحرف می شوند و به گرداب معصیت وگناه می افتند، مساله غریزه جنسی است . وقتی انسان مورد حلالی برای ارضای این غریزه و خاموش کردن این آتش سوزان داشته باشد، دیگر فکرخیانت به نوامیس دیگران و آلوده شدن به گناهان دیگر ( از قبیل لواط واستمنا ) از سرش بیرون می رود .همچنین مرتکب گناهان دیگری که مقدمه برای بعضی از کارها است ( مثل دروغ ، حیله و مکر، خودکشی ، قتل و .... ) نمی شود و این مساله به تجربه ثابت شده است . آری ( ( اگر کسی ازدواج کنددر واقع نصف دینش را حفظ کرده ، پس باید راجع به نصف دیگرش تقواپیشه کند ) ) ؛ چون نصف دیگر گناهان هم منشا دیگری دارد (مثل ربا خواری ،رشوه ، ظلم و تعدی ، حب ریاست که منشا آنها حب و علاقه به دنیا است).

بى‏شک هیچ شالوده‏اى، مقدس‏تر از بناى رفیع ازدواج نیست‏V}رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزویج»؛ «هیچ بنایى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است»: (وسائل الشیعه، ج 14، ص‏3).{ و هر ملتى در دین و آیین خود به نوعى از آن بهره‏مند است. دین اسلام بیش از همه بر آن تأکید دارد و براى آن آثار و فواید مهمى یاد کرده است.

مقاله مرتبط:معیارهای انتخاب همسر مناسب از دیدگاه اسلام

 

در قرآن مجید سه آیه در اهمیت اصل ازدواج از دید اسلام آمده و همگان را به آن تشویق و دعوت کرده است:

1 }«وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»{A؛ V}نور()، آیه 32.{ ؛ «مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح را، اگر فقیر و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است».

2 }«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»{ ؛ }روم (30)، آیه 21.{ ؛ «و از نشانه‏هاى او این است که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتاتان مودت و رحمت قرار داد. در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکر مى‏کنند».

 

3 }«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا»{A؛V}نساء(4)، آیه 3.{V ؛ «و اگر مى‏ترسید که عدالت را رعایت نکنید با زنان پاک ازدواج کنید دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى‏ترسید عدالت را رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانى که مالک آنهایید، استفاده کنید. این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى‏کند».

 

علاوه بر آیات، روایات بسیارى نیز در این زمینه وجود دارد؛ چنان که از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله نقل شده است: «هر کس ازدواج کند، به درستى که از نصف دینش پاسدارى کرده است». }«من تزوج فقد احرز نصف دینه». (وسائل الشیعه، ج 14، ص 5).

از این رو فقیهان ازدواج را از مستحبّات مؤکد بر شمرده‏اند و آن را براى کسى که به سبب نگرفتن همسر به گناه بیفتد، واجب دانسته‏اند.

در اسلام و سنت پیامبر(ص) ترک ازدواج و رهبانیت تبلیغ نشده است، بلکه بین رهبانیت و هرج و مرج نسبى راه صحیح و متعادل که ازدواج و کامیابى شروع و کنترل شده جنسى است پذیرفته شده است.

از طرف دیگر ممکن است اشخاص مشکلاتى داشته باشند و نتوانند ازدواج کنند در اینصورت نمى‏توان گفت دین آنها ناقص است. آرى، اگر شخصى براى او امکانات ازدواج فراهم باشد و شخص خوبى هم در دسترس باشد و با این همه ازدواج نکند. سنتى از سنت‏هاى پیامبر(ص) را ترک نموده است.

ارضاى غریزه جنسى و تأمین نیازهاى فیزیولوژیک انسان از آثار مثبت ازدواج است؛ ولى مى‏توان فلسفه و حقیقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو کرد: تکمیل، تسکین و تولید.

 

مقاله مرتبط:چگونه یک ازدواج موفق داشته باشیم؟

 

  1. رسیدن به تکامل روحی با ازدواج از دید اسلام

هیچ انسانى به تنهایى کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش مى‏ کند. جوان در پى رسیدن به استقلال فکرى است؛ براى جبران نواقص و تأمین نیازهاى بى شمار خود به سوى ازدواج سوق داده مى‏شود و با گزینش همسرى مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم مى‏کند. مرحوم شهید مطهرى در این باره مى‏فرماید: «تشکیل خانواده یعنى یک نوع علاقه‏مند شدن به سرنوشت دیگران.... و یکى از علل این که در اسلامازدواج یک امر مقدس و عبادت تلقى شده است همین است... ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعى فردى و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است... پختگى اى که در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده ایجاد مى‏شود، در هیچ جاى دیگر نمى‏توان به آن رسید. و آن را فقط در ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.»1

شخصیت انسان پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعى تبدیل مى‏شود؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگى مشترک خود را شدیداً مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگى و تربیت فرزندان آینده تلقى مى‏کند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهاى خود را به کار مى‏گیرد؛ به عبارت دیگر، احساس مسؤولیت اجتماعى در او شکل مى‏گیرد و بسیارى از شایستگى‏ها و توانمندى‏هاى نهفته در درونش را شکوفا مى‏سازد.

بنابراین، مى‏توان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه‏اى آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل مى‏شود. مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحى و جسمى به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل مى‏کنند.


 

  1. رسیدن به آرامش و امنین با ازدواج از دید اسلام

مهم‏ترین نیازى که بر اثر ازدواج تأمین مى‏شود، نیاز به آرامش و احساس امنیت و آسودگى است این نیاز که در سرشت آدمى ریشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفه ازدواج مى‏فرماید: «از آیات و نشانه‏هاى خداوند این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار دادیم تا در کنار آنان آ رامش یابید.»

 بنابراین، همسر موجب آرامش و امنیت خاطر و محیط خانه وسیله آرامش روحى زن و مرد قرار داده شده است. در اوایل جوانى احساس تنهایى، بیهودگى و نداشتن پناهگاه انسان را فرا مى‏گیرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسرى شایسته و دلسوز این احساس را از بین مى‏برد و او را به آرامش روحى مى‏رساند. این احساس آرامش به ثبات فکرى و روحى، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت مى‏انجامد. در واقع دست آفرینش نوعى کشش درونى میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانى‏شان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد. دانشمندان علوم تجربى و انسانى نیز ارضاى صحیح و به موقع غریزه جنسى و ترشح معتدل غدد جنسى را براى سلامت جسم و روان آدمى لازم دانسته، عدم آن را سبب پاره‏اى از بیمارى‏هاى روانى و گاه جسمانى شمرده‏اند.


 

  1. بقای نسل آدمی با ازدواج از دید اسلام

یکى از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقاى نسل آدمى است. تولید و تکثیر نسل را نباید کوچک و بى اهمیت شمرد؛ زیرا هدف آفرینش جهان وجود انسان و پرورش و تکامل او است. تولید و پرورش انسان‏هاى خدا پرست و موحد و نیکوکار و صالح، مطلوب خداى جهان آفرین است. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براى پدر و مادر یک عمل صالح شمرده مى‏شود و در سعادت دنیا و آخرت آن‏ها مؤثر است به همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «چه مانع دارد که مؤمن براى خودش همسرى برگزیند. شاید خدا فرزندى به او عطا کند که با گفتن لااله الاالله زمین را سنگین سازد.»

 

در حقیقت زوج‏ها از طریق فرزندان خود رشته پیوند میان اعضاى یک نسل را به وجود مى‏آورند. این امر از اهداف اساسى ازدواج است؛ وجود فرزندان به گرمى، پویایى و صفاى کانون خانواده مى‏انجامد و انگیزه ادامه زندگى را در انسان تقویت مى‏کند.

البته روشن است که در پرتو ازدواج یکى از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزه جنسى) تأمین و به روشى درست ارضا مى‏شود.

با تأمین این نیاز جسمانى، فرد از نظر روانى، ذهنى و اخلاقى به آرامش مى‏رسد و مسیر بسیارى از انحرافات جنسى و اخلاقى و اجتماعى بسته مى‏شود.

فواید دیگر : گذشته از نیازها که ضرورت ازدواج را معنی می بخشند ، بنای ازدواج تنها بر رفع ضرورتها تکیه ندارد ، بلکه علاوه بر آن ، بر منافع و فواید دیگری نیز استوار است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود .

 

مقاله مرتبط:11 اسرار کلیدی برای داشتن یک  زندگی مشترک موفق

 

  1. بزرگ شدن روح با ازدواج از دید اسلام

یکی از مهمترین نتایجی که در اثر ازدواج حاصل می شود بیرون رفتن فرد از مدار فردیت خود و شکسته شدن نسبی اما قابل توجه حصار نفسانیت انسان است ، ازدواج توأم با توجه به یک فرد دیگر ـ که تا بحال غریبه بوده و یا حکم نامحرم داشته است ـ می باشد و این امری است مهم ، چرا که تا بحال جوان ما بجز وجود خود و آمال و آرزوهای خود فکری دیگر نداشته است ، اما بواسطه ازدواج ، یک نفر دیگر نیز در مدار برنامه ریزی و توجه او قرار می گیرد و حاضر است از وجود خود و داشته های خود به دیگری نیز عطا کند و بواسطه محبت و دوستی که ایجاد میشود (( من )) وجودی فرد گسترش یافته و از مدار صرف خودبینی خارج می گردد و تلاش برای آسودگی ، رفاه و آسایش یک نفر دیگر حکایت از بزرگ شدن روح فرد می کند چرا که وی ، یک نفر دیگر را تحت لطف قرار می دهد و بواسطه وی یک نفر دیگر زندگی راحت تری را تجربه می کند .


 

  1. تمرین محبّت کردن با ازدواج از دید اسلام

در ازدواج یک اتفاق مهم دیگر می افتد و یا بایستی بیفتد و آن صمیمیت و دوستی بین دو نفر است و این یکی از اهداف مهم دین اسلام است که افراد با هم دوست و صمیمی شوند . خداوند در ازدواج چاشنی یک ارتباط محبت آمیز را با قرار دادن مودت و رحمت بین زوجین قرار داده است ، بنابرینازدواج یکی از بهترین زمینه ها برای تمرین محبت کردن ـ آنهم یک محبت حلال ، طیب و مهمتر از همه واقعی ـ را فراهم می کند و همین تمرین محبت کردنها کم کم انسان را و روحش را بزرگتر و رئوف تر می کند .


 

  1. تمرین در ارتباطات با ازدواج از دید اسلام

 در ازدواج از دید اسلام فرد سالها تمرین می کند که رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ کند و آنرا در حد عالی نگه دارد و این تلاش خود بخود تغییرات عمیقی را در افراد بوجود می آورد ، وقتی فرد عادت کند سالها به خوبی صحبت کند ، اهل عطوفت و گذشت باشد ، رفتار مهربانی داشته باشد ، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود که دیگری را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه خودش به او اهمیت دهد ، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال ، خواهید گفت این فرد بافرد قبل از ازدواج خیلی فرق کرده و خیلی بهتر شده است .


 

  1. شخصیت مفیدتر و مستقل تر با ازدواج از دید اسلام

در ازدواج از دید اسلام بدلیل اینکه افراد با واقعیتهای زندگی بیشتر مرتبط می شوند و مسئولیت های بیشتری را بر عهده می گیرند ، لذا جسم و ذهن هر دو برای بهبود و رفاه زندگی تلاش بیشتری را می کنند و نتیجتاً فرد از لحاظ فردی از حالت نیاز و وابستگی به سوی استقلال و خودکفایی گام بر می دارد و از لحاظ اجتماعی فرد کم کم از یک وجود مصرف کننده به وجود تولید کننده یا خدمات دهنده در اجتماع تبدیل می شود .


 

  1. سیر بزرگ شدن انسان با ازدواج از دید اسلام

آنزمان که فرزندانی هم به جمع زوجین اضافه شوند ، این بار زن و مرد از مقام زوجیت به مقام والدین ارتقا می یابند و چه زحمتها ، تلاشها و کوششها برای اینکه انسانی دیگر به این دنیا قدم بگذارد و رشد و پروش یابد را متحمل می شوند و اگر زمانی زن و مرد به یکدیگر عشق می ورزیدند به این دلیل بود که از همدیگر لذت می بردند ، با آمدن فرزندان ، علاوه بر خود به کسانی دیگر نیز مهر و محبت می ورزند ، اما این دفعه نه به این دلیل که نفعی و لذتی ببرند ، بلکه بدین علت که نفعی برسانند و بهره ای را ارزانی کنند . و در این مقام است که انسانها با کمی توجه به رشحاتی از مفهوم خدا بودن و بنده پروری پی می برند .

------------

1. تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهرى. ص 252.

2. سوره روم (30): آیه 21

https://keramatzade.com/Time-Management

است. در این مقاله با 20 نکته درباره مدیریت زمان آشنا می‌شوید که در جوانی باید بدانید و به کار ببندید.

20 نکته در مدیریت زمان برای بهره وری بیشتر


با اینکه همه‌ی ما در هر شبانه‌روز 24 ساعت وقت داریم، ولی به نظر می‌رسد برخی افراد در همین زمان کارهای بیشتری را به انجام می‌رسانند. پاسخ در مهارتِ «مدیریت زمان» نهفته است. این افراد زمان را به شکلی استثنایی و متفاوت از دیگران مدیریت می‌کنند. یکی از سخت‌ترین مهارت‌هایی که در آغاز فعالیت‌های شغلی‌تان باید بیاموزید، «مدیریت زمان» است. مدیریت زمان مفهوم پیچیده‌ای نیست، اما عمل کردن به آن به‌طرز حیرت‌آوری دشوار است. در این مقاله با 20 نکته درباره مدیریت زمان آشنا می‌شوید که در جوانی باید بدانید و به کار ببندید.

 

«اِتیِن گارباگلی» (Étienne Garbugli) نویسنده و طراحِ اهل مونترال کانادا، این دوران را پشت سر گذاشته است و با بالاتر رفتن سنش، آموخته است که چطور  حرفه‌اش را به شکل کارآمدتری مدیریت زمان کند. او آنچه را که برای خودش و کارآفرینان دیگر مفید بود، تحلیل و بررسی کرد و در سال 2013 سخنرانی همه‌گیرِ وی، با موضوع «26 نکته‌ی مدیریت زمان که کاش در بیست‌سالگی می‌دانستم» از طرف سایت «اسلایدشیر» (‌SlideShare) به عنوان «محبوب‌ترین سخنرانی»‌ سال شناخته شد. اوایل سال 2015، گارباگلی سخنرانیِ پرمخاطب سال 2013 را با سخنرانی دیگری با عنوان «25 نکته‌ی مدیریت زمان برای شروع طوفانی سال نو» ادامه داد.

 

در این مقاله برترین نکته‌ها از هر دو سخنرانی گردآوری شده است. اگر عاقل باشید سعی می‌کنید این عادت‌ها را در جوانی در خودتان نهادینه کنید، زیرا به همان میزان که برای یک کارآموز 22 ساله مفید هستند، می‌توانند به کار یک مدیر اجرایی 50 ساله نیز بیایند.


 

مدیریت زمان -همیشه وقت هست

شما هرگز «وقت کم نمی‌آورید». این یعنی اگر کاری را در موعد مقرر تمام نکرده‌اید، حتما به این دلیل است که آن کار برای‌تان چندان ضروری یا چندان لذت‌بخش نبوده است.


 

2. مدیریت زمان -روزها همیشه سریع‌تر از آنچه انتظار دارید می‌گذرند

کمی زمان «حائل» بین کارهای‌تان در نظر بگیرید. از برنامه‌های بسیار دقیق دوری کنید تا در برنامه‌ریزی، دچار زیاده‌روی نشوید. گارباگلی می‌نویسد: «هرچه وظیفه یا هدفی دقیق‌تر باشد، انجام نشدن آن محتمل‌تر می‌شود

 

مقاله مرتبط:تکنیک های مدیریت زمان در زندگی

 

مدیریت زمان -وقتی روی دور هستید، فعالیت‌های بیشتری انجام خواهید داد.

بعضی روزها خیلی سرِحال نیستید، اما روزهایی هستند که بیشترین بهره‌وری را دارید و به قول معروف روی دور هستید. در این روزها می‌توانید تمرکزتان را حتی تا 12 ساعت حفظ کنید. از چنین روزهایی نهایت استفاده را ببرید.


مدیریت زمان -به دنبال فعالیت‌هایی باشید که هم برای زندگی شخصی‌تان و هم برای زندگی حرفه‌ای‌تان سودمند باشند

«کریس گیل‌بوُ»، نویسنده و کارآفرین آمریکایی می‌گوید: «برای داشتن بیشترین بازده، اهداف شخصی و حرفه‌ای‌تان را همسو کنید.» برای نمونه، اگر علاقه‌ای برای سفر به ژاپن یا کار کردن در آنجا ندارید، بهتر است به جای اینکه در کلاس‌های آموزش زبان ژاپنی شرکتکنید، چند ماهی وقتتان را صرف گذراندن دوره‌ای آموزشی کنید که به بهبود و توسعه‌ی تجربیات شغلی‌تان کمک می‌کند.

 


5  مدیریت زمان -فشار آوردن به خود» با «فرسودگی شغلی»، یکی نیست

سخت‌کوشی، گاهی مستلزمِ کم‌خوابی کشیدن و تلاش بی‌وقفه است. اما حتی اگر بسیار باانگیزه باشید، باید برای استراحت کردن نیز وقت بگذارید. در غیر این صورت خستگی مفرط شما را از پای درمی‌آورد و بهره‌وری‌تان را کاهش می‌دهد.


 

6  مدیریت زمان -هم‌زمان انجام دادنِ کارها، تمرکز را از بین می‌برد

تحقیقات نشان داده است که مغز انسان هنگامی که تمرکز خود را از موضوعی به موضوع دیگر معطوف می‌کند، انرژی بیشتری مصرف می‌کند. اگر در طول روز، چند کار را هم‌زمان با هم انجام می‌دهید، مغزتان را به شدت خسته می‌کنید.

مقاله مرتبط:با این 10 نکته حواس پرتی خود را درمان کنید

 

7  مدیریت زمان -حواس‌پرتی‌‌ها قابل کنترل هستند

با استفاده از روش «پومودورو»، کارهای‌تان را به بازه‌های زمانیِ 25 دقیقه‌ای با 3 تا 5 دقیقه استراحت بین هر دو بازه‌ی کاری تقسیم کنید یا از نرم‌افزارهایی مانند «سلف‌کنترل» (‌SelfControl) استفاده کنید تا از سر زدن به سایت‌هایی مانند فیسبوک یا توئیتر در بازه‌های زمانی مشخص جلوگیری کنید.

روش «پومودورو» از روی واژه‌ای ایتالیایی به معنای «گوجه‌فرنگی» نام‌گذاری شده است و «فرانسیسکو سیریلو» آن را از روی ایده‌ی یک تایمرِ آشپزخانه به شکل گوجه‌فرنگی، ابداع کرده است.


 

8مدیریت زمان -انجام یک کار کوچک بهترین راه شروع به کار است

ممکن است آماده کردن یک سخنرانی در ساعت 8 صبح بسیار ترسناک به نظر برسد. پس بهتر است با انجام کارهایی کوچک و سریع مانند پاسخ دادن به ایمیل‌های کاری مهم، ذهن‌تان را وارد مسیر درست کنید و بعد به آماده‌سازی سخنرانی بپردازید.


 

9مدیریت زمان -کمال‌گرایی مانع انجام کارهای روزانه‌ می‌شود

 

«جورج پَتِن» ژنرالِ آمریکایی، گفته است: «نقشه‌ی خوبی که همین الآن اجرا شود، بسیار بهتر از نقشه‌ای عالی است که هفته‌ی آینده اجرا خواهد شد


 

10ساعات کاری طولانی‌تر لزوما به معنی بهره‌وری بیشتر نیست

خودتان را با این فکر گول نزنید که نشستن پشت میزتان باعث می‌شود که کارهای‌تان خود‌به‌خود تمام شوند. هر چه در توان دارید انجام دهید تا به جای اینکه مجبور شوید تا دیروقت کار کنید، کاری را که در دست دارید، در موعد مقرر به پایان برسانید.


 

11مدیریت زمان -کارهایی را که به تمرکز فکری احتیاج دارند از سایر کارها جدا کنید

اگر به طور مداوم جریان کاری‌تان را متوقف می‌کنید تا به مسائل دیگری فکر کنید، سرعت کار کردن‌تان را کاهش می‌دهید.


 

12کارهای بی‌اهمیت را کنار بگذارید

اگر تمام روز در حال پاسخ دادن به ایمیل‌های‌تان یا به‌روز کردن برنامه‌تان هستید، روال کارتان را مختل خواهید کرد. بهتر است مدت زمان مشخصی از روز را به چنین کارهای کوچکی اختصاص دهید.

 

مقاله مرتبط:درمان بی انگیزگی در محیط کار

 

13مدیریت زمان -اگر خیلی طول نمی‌کشد، پیام‌ها و ایمیل‌های دیگران را به‌محض اینکه به دست‌تان می‌رسند، پاسخ دهید

«دیوید آلِن»، مشاور بهره‌وری و نویسنده‌ی آمریکایی، قانونی «دو دقیقه‌ای» دارد که به نام «کَلکِ کارها را بکَن!» معروف است. توصیه می‌شود که این قانون را در مورد ارتباطات نوشتاری‌تان به کار ببرید. به این صورت که اگر می‌توانید ایمیلی را همین حالا پاسخ دهید، به جای اینکه آن را کنار بگذارید، فورا جوابش را بنویسید.


 

14کارهای عظیم، ساده‌تر انجام می‌شوند اگر به چشم کاری چند‌ تکه به آنها بنگرید

«نیکُلاس لو سِیبان»، مربی‌ فوتبالِ اهل آلابامای ایالات متحده، از فلسفه‌ی مشابهی استفاده می‌کند که خودش آن را «روند» (the Process) می‌نامد. او به جای اینکه بازیکنان را مجبور کند به قهرمانی در مسابقات فکر کنند، به آنها آموزش می‌دهد که فقط‌و‌فقط روی وظیفه‌ای که همین حالا پیشِ‌رو دارند تمرکز کنند، یعنی تک‌تکِ دفاع‌ها، پاس‌ها و گل‌ها.


 

15اگر بیش از بیست‌ دقیقه زمان می‌برد که کاری را آغاز کنید، کار دیگری را انجام دهید

اگر به هر دلیلی کارتان پیش نمی‌رود، سراغ مورد دیگری بروید تا بتوانید دوباره در مسیر بهره‌وری قرار بگیرید.


 

16مدیریت زمان -هیچ دو کاری اهمیت یکسان ندارند

تهیه‌ی فهرست روزانه‌ی کارهایی که «باید انجام دهید» (To-do list) راه مؤثری برای برنامه‌ریزیِ روزتان است، اما نکته‌ی مهم اولویت‌بندی کارها است. روزتان را با کارهایی با اولویت بالاتر شروع کنید و کارهای بی‌اهمیتی مانند بایگانی کردن را برای زمانی بگذارید که ذهن‌تان تخلیه شده‌ است.


 

17مدیریت زمان -تنها کار واقعا ضروریِ هر روز را شناسایی کنید

 

برای کمک به اولویت‌بندی‌تان، ببینید کدام کار از همه مهم‌تر است و انرژی‌تان را صرف انجام آن کار در اسرع وقت کنید.


 

18.محول کردن برخی کارها به دیگران ضروری است

برای اینکه بازده و کارآییِ واقعی داشته باشید، ترس از محول کردن کارها به افراد دیگر را کنار بگذارید. جان کالوین مَکسوِل، نویسنده‌ی آمریکاییِ کتابِ «افراد موفق چگونه فکر می‌کنند، فکرتان را تغییر دهید تا زندگی‌تان تغییر کند»، می‌گوید: «اگر کسی می‌تواند کاری را تا 80 درصد به خوبیِ شما انجام دهد، آن کار را به او بسپارید


 

19مدیریت زمان -تمرکز روی گذشته مانع پیشرفت است

خودتان را با موفقیت‌ها و شکست‌های گذشته مشغول نکنید، بلکه روی آنچه که پیشِ‌روی‌تان است تمرکز کنید.


 

20مدیریت زمان -یادداشت بردارید

 

فکر نکنید که هر ایده‌ی خوبی که در طول روز به ذهن‌تان می‌رسد، تا آخر شب به یادتان خواهد ماند. فرقی نمی‌کند که دفترچه‌‌ی یادداشتی دارید یا تخته‌‌‌ای سفید، یا اینکه از اپلیکیشن‌هایی مانند «اِوِرنوت» (Evernote) استفاده می‌کنید. ایده‌های‌تان را یادداشت کنید.

 

https://keramatzade.com/What-is-jealousy-of-women-

امکان‌پذیر است.....

حسادت زنانه چیست؟


حسادت زنانه معمولا اختیاری نیست و زمینه و اشکال آن متفاوت است. حسادت زنانه ممکن است باعث اختلاف زوجین با یکدیگر شود ولی درمان آن امکان‌پذیر است.

تحول اجتماعی متفاوت زنان و مردان از دوران کودکی موجب می‌شود آنان رفتارهایی را بیاموزند که به نقش جنسیتی آنها مربوط می‌شود. گاهی نیز رفتار یکسانی از جانب هردو گروه زنان و مردان نام و قضاوت متفاوتی به خود می‌گیرد. حسادت زنانه نیز یک رفتار آموخته شده است که مشابه آن در مردان به غیرت تعبیر می‌شود. در این مقاله به موضوع حسادت زنانه نسبت به رفتار همسرشان با زنان دیگر بیشتر پرداخته‌ایم.

 

حسادت زنانه از یک سری رفتارهای بد آموخته شده نشات می‌گیرد که گاهی بر عملکرد خانوادگی، تحصیلی و شغلی فرد نیز تاثیر می‌گذارد. در بعضی موارد زن‌ها به مردان نیز به خاطر آزادی‌هایشان ممکن است حسادت زنانه کنند.

 

برخی از مردان به رفتار همسران خود نسبت به افراد جنس مخالف در روابط اجتماعی، حساسیت‌هایی نشان می‌دهند که آن را غیرت می‌دانند و از همسر خود می‌خواهند که با جنس مخالف خود با متانت برخورد کنند. این رفتار، در زنان حسادت‌ زنانه نامگذاری شده است. این حس که در زن‌ها وجود دارد، معمولا اختیاری نیست و زمینه و اشکال آن متفاوت است. این حساسیت‌ها اغلب باعث اختلاف آنها با همسرشان شده ولی گاهی ممکن است جنبه مثبت آن باعث پیشرفت زندگی زناشویی شود.


 

دلایل حسادت زنانه

 

برخی از زنان به دلیل اینکه نیاز به توجه، حمایت و محبت بیشتری از همسرخود دارند، اگر احساس کنند که همسر آنها به چیزی علاقه دارد اما در توان آنها نیست و همسر آنها به جنس مخالف خود توجه نشان می‌دهد، تحمل این موضوع برایشان سخت و دشوار شده و حسادت آنها برانگیخته می‌شود.

بخشی از این حساسیت‌ها برمی‌گردد به خود آن فرد که چه تصوراتی از خودش دارد. یعنی فرد احساس می‌کند شاید دیگر آن شرایط فیزیکی و یا جذابیت را برای همسرش ندارد.

در برخی موارد در زنان این رفتار به وسواس فکری تبدیل می‌شود و مدام نگران هستند که همسرشان به آنها خیانت و یا بی‌وفایی کرده و با جنس مخالف ارتباط برقرار ‌کند. متاسفانه آمار و یا اخباری که ناشی از ارتباطات بین مردان و زنان و یا خیانت‌های زناشویی است باعث می‌شود که این حساسیت بیشتر شود.

ریشه برخی از این حساسیت‌ها به نوع رابطه بین زوجین برمی‌گردد که رابطه آنها مبتنی بر عشق و صمیمیت نبوده و زوجین به هم اعتماد ندارند. بخصوص اگر هم در گذشته سوابق منفی در پرونده آنها باشد؛ این حس حسادت در آنها بیشتر تقویت می‌شود.

متاسفانه برخی از زوجین قبل از ازدواج روابط بی‌قاعده‌ای که با جنس مخالف در گذشته را داشته‌‍‌اند، برای همدیگر بازگو می‌کنند که این مسئله باعث می‌شود، اعتماد آنها نسبت به یکدیگر سلب شود.

مقاله مرتبط:دلایل ایجاد اختلال شخصیت وابسته

 

چگونه مردها باعث حسادت زنانه می‌شوند؟

برخی از مردان در روابط خود با همسرشان، از اعماق درون، احساس عدم امنیت می‌کنند. تصور مردها بر این است که هر چقدر همسرشان نسبت به اعمال و رفتار وی حسودی کنند، نزد وی، جذّاب‌تر و خواستنی تر جلوه می‌کنند.

در صورتی که از ابتدا نیز یک عدم اطمینان خفته در زندگی آنها باشد و در این بین مرد به زنی دیگر توجه یا نگاه کند، آن وقت است که این حس خفته در زن نیز بیدار و مشکلات خطرسازی را به دنبال دارد.

خیلی از مردها بدون منظور این کار را می‌کنند. آنها با زنان دیگر اطراف خود لاس زده و جلب توجه می‌کنند. این مرد در نظر دیگران تنها یک مرد چشم چران و هوس ران است. آنان از این کار نیت خاصی ندارند و همسرانشان می‌توانند با روشی زنانه و اقتدار خود اوضاع را دوباره تحت اختیار بگیریند.

در خیلی از موارد ریشه اصلی این رفتارها، این است که این مردها از مشکل کمبود توجه رنج می‌برند. آنها از درون قصد اذیت کردن همسرشان را ندارند. در این بین زن به شدت عصبی شده و حسادت زنانه او برانگیخته می‌شود، اگر زندگی خود را دوست داشته باشد، به مرد خود توجه بیشتری کرده و روابط زندگی را مستحکم‌تر می‌کند، در غیر این صورت، مطمئنا تنها نظاره کرده و منتظر متلاشی شدن رابطه خود می‌شود.

 

حسادت های زنانه


راهکارهایی برای درمان حسادت زنانه


 حسادت زنانه -اعتماد به نفس‌تان را تقویت کنید

 

یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای دور شدن از حس حسادت این است که اعتماد به‌نفس‌تان را تقویت کنید. پس هر کاری که از دست‌تان برمی‌آید، انجام دهید تا اعتماد به نفس‌تان به تدریج بیشتر و بیشتر شود. وقتی نسبت به خودتان اعتماد به نفس کافی ندارید، توانایی و امکانات‌تان را دست‌کم می‌گیرید و به دیگران حسادت می‌کنید. در صورت نیاز مشورت با روانشناس را از یاد نبرید.

مقاله مرتبط:انواع اضطراب که باید آن ها را شناسایی کنید

 

  حسادت زنانه -توانایی‌های‌تان را بشناسید

در گام بعدی خودتان را از گذشته بیشتر دوست داشته باشید و به وجودتان بها دهید. حسادت در افرادی بیشتر ایجاد می‌شود که به جای پرورش توانایی‌های خود، مدام زندگی دیگران را جست‌وجو می‌کنند تا ببینند زندگی آنها چه نتایجی داشته است. اگرخودتان را فردی توانا بدانید، به دست‌یافته‌های دیگران حسادت نمی‌کنید.


 

   حسادت زنانه -خوشبخت باشید

 

خوشبختی واژه‌ای است که خیلی از ما برای داشتن آن به دیگران حسادت می‌کنیم اما باید یاد بگیریم بدون حسادت به دیگران هم می‌شود خوشبخت بود. خوشبخت بودن فرمول ساده‌ای دارد. اگر از داشته‌ها و چیزهایی که در زندگی به دست می‌آورید، لذت ببرید، شما هم خوشبخت می‌شوید. پس همین حالا یک قلم و کاغذ ‌بردارید و خوشبختی‌های کوچک و بزرگ‌تان را یادداشت کنید؛ هر روز به آنها نگاه کنید و در ذهن‌تان تکرار کنید:«بی‌نیاز ازحسادت به دیگران، خوشبختم

 

حسادت های زنانه

 

   حسادت زنانه -خود را با دیگران مقایسه نکنید

 

تحت هیچ شرایطی خودتان را با دیگران مقایسه نکنید چون این کاربه حسادت شما دامن می‌زند. نسبت به ارزش‌های واقعی خودتان آگاهی داشته باشید. جایگاه و شرایط اجتماعی‌تان را بپذیرید و به آنچه در زندگی دارید، افتخار کنید. در این‌ صورت حسادت وجودتان کم‌کم خاموش می‌شود و دیگران به زندگی شما غبطه می‌خورند. با واقعیت کنار بیایید و به خاطر برخی از کمبودها، اعتماد به نفس‌تان را از دست ندهید و اهداف‌تان را نبازید.

 

قبول کنید که این کاستی‌ها انگیزه خوبی برای تلاش و پشتکار هستند و نباید به خاطرشان به دیگران حسادت کنید.

 

مقاله مرتبط:چگونه صبور و آرام باشیم؟

 

  حسادت زنانه -ایده‌آل‌هایتان را بازنگری کنید

افکار کلیشه‌ای و تبلیغات جامعه را از ذهن‌تان دور کنید و براساس واقعیت‌های موجود اهداف تازه‌ای را برای خودتان انتخاب کنید که با توجه به توانایی‌های‌تان، دور از دسترس نباشند.


 

  حسادت زنانه - به روانشناس مراجعه کنید

تصورات منفی که زن نسبت به همسرش دارد، حسادت زنانه را در درون خود تقویت کرده و اگر به حد افراطی آن برسد؛ به سوءظن و بدبینی تبدیل می‌شود که ریشه آن اختلالات روانی است که باید درمان شود. بعضی از زوجین هم باید زوج درمانی داشته و رابطه زناشویی خود را از نو بسازند تا یک رابطه خوب و کامل داشته باشند.


 

  حسادت زنانه -شکرگزار باشید

قدر نعمت‌ها و داشته‌های‌تان را بدانید و همیشه شکرگزار باشید. اگر در زندگی چیزی را به دست نیاورده‌اید شاید به اندازه کافی کوشش نکرده‌اید و شاید باید مسیر دیگری را در پیش بگیرید.


 

توصیه های مفید جهت حسادت زنانه

توصیه های مفید جهت حسادت زنانه اگر در خود حسادتی می بینید، اول سعی کنید آن را پیش خود اعتراف کنید، سپس در صورت امکان با دوستی که حافظ اسرار شماست در میان بگذارید، همین کار باعث آرام شدن شما می شود.

 

اگر حدس شما در خصوص رفتار شوهرتان درست بود، اول ان را با همسرتان در میان بگذارید و به او بگویید که این کارهای تومرا « آزرده خاطر » کرده است، اما هرگز به او نگویید که این کار تو مرا « خشمگین » کرده است! در این صورت او هرگاه که بخواهد شما را خشمگین کند آن عمل را تکرار خواهد کرد و نقطه ضعف خود را بدون جهت افشا نکنید.

هرگز شخصیت خود را آن قدر پایین نیاورید که از شوهرتان بپرسید، فلان زن در فلان مجلس به نظ رتو چطور بوده؟ بیان همین مطلب، حساسیت و آسیب پذیری شما را به همسرتان نشان خواهد داد.

در صورتی که هنوز با مردی ازدواج نکرده اید، هرگز برای از میدان به در کردن رقیب، به مبارزه بر نخیزید. از حیله های معمول زنانه، هرگز استفاده نکنید و برای او دام نگذارید!

ممکن است مردی در اثر این عمل با شما ازدواج کند، ولی مطمئن باشید که پس از ازدواج، به اصل موضوع پی خواهد برد، آن وقت است که به شما وفادار نخواهد ماند.

احساس عدم منیت خود را به او نفهمانید که در این صورت بازنده هستید! دوست شما نباید به خاطر شما از همه کس دست بشوید. به او فرصت بدهید تا خودش تصمیم بگیرد، پا فشاری شما کار را خراب تر می کند.

سعی کنید «صاحب اختیار » مرد خویش نباشید و به خودنبالید که همسرتان بدون اجازه شما آب نمی خورد. تملک یک مرد، با عشق اصیل و سالم فرق دارد.

 

حسادت، اگر تبدیل به رفاقت شود، نابود کننده ی شما است! پس در گردونه ی رقابت نیفتید. در صورتی که از روی حسادت به دیگران، همسر کسی بشوید. ممکن است بعداً پشیمان شوید، زیرا حسادت، قضاوت رت تیره و تار می کند. ئاگر ادامه دوستیتان در مخاطره است، با حسادت شما او بر نمی گردد. اگر اوضاع تغییر نکرد، صبور باشید، با حسادت کار خراب تر می شود. به خود متکی بودن توأم با اندکی حوصله، و نداشتن از این که دارید او را از دست می دهید. به موقعیت شما کمک بیشتری می کند.

اگر مردی را دوست دارید. اعم از اینکه در دوره های نامزدی هستید یا با او ازدواج کرده اید و سال های اولیه زندگی را سپری می کنید. سعی کنید به اوحسادت نکنید برای اینکه به این مرحله برسید. بیشتر به ارزش ها و توانایی های خود بها بدهیدو دایم بر روی آنها تکیه کنید. اگر ممکن است در یک زمینه کاری، هنری و یا حرفه و فنی فعالیت کنید تا حس احترام شما نسبت به خودتان بالا رود در این صورت میزان حسادت زنانه شما کمتر خواهد شد.