https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/successful-marriage

ی داشتن یک ازدواج موفق این مقاله را مطالعه کنید

این روزها انتخاب همسر یکی از دغدغه های بزرگ و اساسی و از طرفی مهمترین تصمیم دختران و پسران جوان شده است، و هنگامی که انتخاب همسر به درستی انجام می شود برای صد سال آینده زندگی زناشویی با آسودگی خیال بیشتری آماده می شویم؛ همچنین برای نسل ها و آیندگان بعد از خود نیز مشکلات کمتری به ارث می گذاریم.

سال‌های سال مباحث بسیار کلیشه‌ای برای موفقیت در ازدواج در گوش جوانان خوانده می‌شود. به عنوان مثال

خانواده‌ی فرد مورد نظر را به خوبی بشناسید.
باطن فرد را بر ظاهرش ترجیح دهید.
فردی را انتخاب کنید که از نظر سن و سال و تحصیلات متناسب با شما باشد.
و … .
اگرچه این‌ها مواردی هستند که حتما باید به هنگام ازدواج آن‌ها را در نظر گرفت، اما اغلب در ابتدای آشنایی همه‌ی موارد در حالت ایده‌آل قرار دارند و مشکلات بعدها و اغلب به دلیل مهارت‌های ضعیف افراد در برقراری ارتباطات شکل می‌گیرند. با گذشت زمان، ما بیشتر از این‌که نگران روابط‌مان باشیم، نگران ماشینِ در گاراژمان هستیم و یا نگران بیمه‌ی بازنشستگی‌مان.

بنابراین همان‌طور که می‌بینید قسمت کوچکی از یک ازدواج موفق به انتخاب صحیح شریک زندگی برمی‌گردد، قسمت اعظم آن به بلوغ فکری افراد وروابط خوب بعد از ازدواج وابسته است


حتما بخوانید: مهارت گفتگو در خواستگاری​


ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است

دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در وهله اول باید بدانند که قرار نیست فقط یک «آدم خوب» پیدا کنند. چرا فقط خوب بودن کافی نیست؟ بگذارید موضوع را با مثالی روشن کنیم؛ مثلا در مشاوره پیش از ازدواج وقتی از دخترخانم سوال می شود که اگر پسری به خواستگاری شما بیاید که پاک باشد، خانواده دار باشد، با اخلاق باشد، متعهد باشد یا هر ویژگی را که مد نظر شما هست داشته باشد ولی این آقا یک ویژگی دیگر هم دارد؛ اینکه او فوق العاده خسیس است، آیا باز هم با او ازدواج می کنید؟ پاسخ اغلب دخترخانم ها منفی است یا مثلا به آقاپسری بگویند دختر خانمی هست پاکدامن، محترم، دارای خانواده خوب و همه ملاک های شما برای ازدواج را دارد ولی بدبین است و اگر چند دقیقه دیر به منزل برسید باید به او جواب پس بدهید، آیا شما می توانید با این فرد زیر یک سقف زندگی کنید؟

مسلما اکثر افراد نمی پذیرند. مگر اینکه عاشق باشند و چشم هایشان را روی خیلی از مسائل ببندند؛ مثلا یکی از مواردی که زوج ها حتما باید راجع به آن صحبت کنند دیدگاه هایشان در خصوص زندگی جنسی است. این روزها تامین خواسته های جنسی بیش از گذشته برای افراد اهمیت پیدا کرده است و برای برخی حتی از جمله ملاک های مهم ازدواج محسوب می شود. پس تنها پیدا کردن یک آدم خوب کافی نیست؛ اگرچه ملاک های ازدواجبرای هر فردی متفاوت است
ازدواج یعنی پذیرش همیشگی فردی که کاملا از شما متفاوت است. روحیات متفاوتی دارد، علایقش فرق می کند و شرایط رشد و پرورش متفاوتی دارد. بنابراین اگر فردیت تان خیلی پررنگ است یا عادت ندارید، سازهای مخالف را بشنوید، هنوز آماده ازدواج نیستید.


افسانه ها و ضرب المثل های عامیانه را کنار بگذارید، اینکه «من و تو باید ما شویم» یا «من و تو یک روح هستیم در دو بدن» به درد ارتباط عاطفی طولانی مدت نمی خورند، در واقع این عقاید نه تنها مفید نیستند، بلکه می توانند به رابطه آسیب هم برسانند. وقتی طرفین رابطه «فردیت» خود را به نفع «رابطه» کنار بگذارند، نه تنها بهبودی در رابطه ایجاد نمی شود، بلکه پس از مدتی نارضایتی از رابطه شروع می شود و اختلاف ها به شکل شدیدتری دیده می شوند.


در رابطه عاطفی سالم، طرفین فردیت دیگری را به رسمیت می شناسند، علایق و نیازهای او را می پذیرند و آن ها را نادیده نمی گیرند. اشکال کار از جایی آغاز می شود که شما توانایی کنار آمدن با تفاوت های طرف مقابل تان را ندارید و بنابراین سعی می کنید که او را شکل خودتان کنید، تغییر دهید و کنترل یا محدودش کنید. ارتباط عاطفی طولانی مدت، نیازمند «سازگاری» و «پذیرش» ویژگی های متفاوت دیگری است. شما قرار است مدتی طولانی با فردی که کاملاً متفاوت با شماست، زندگی کنید، پس به جای جنگ برای تغییر دیگری، پذیرش تان را بالا ببرید.

 

5 معیار ازدواج

حتما بخوانید: راه کارهای بهبود روابط زناشویی​

8 راه برای جلب توجه با قانون جذب
 

5 معیار ازدواج موفق از دید دکتر هلاکویی

 

1) برابری

در سن ( اختلاف سن حداکثر 5 تا 7 سال )
در زیبایی
عیب ها را 10 تا 20 درصد بیشتر در نظر بگیرید.
خوش بخت کسی است که مردم او را بدتر از آن چه هست بدانند. بدبخت کسی است که مردم اورا بهتر از آن که هست بدانند
"دنبال ازدواج نا برابر نروید که دورانش به سر آمده است.
از نظر جامعه شناسی ازدواج و 
خانواده یک نهاد « Institution» است.واقعیت مساله این است که در حالی که نهاد به حساب می آید، روابط داخلی در آن بر اساس « Organization» و سازمان بوده.مفهوم آن این است که مساله برتری یا مساله رهبری، فرماندهی و فرمانبرداری بوده.مساله بالا و پایین بوده. به همین جهت است، که ما در طول تاریخ در حالی که به یک اعتبار نهاد خانواده داشتیم، از نظر من سازمان خانواده داشتیم و در آن کاملا سیستم سلسله مراتب وجود داشته.  کاملا طبقه بندی شده بوده بر اساس سن و جنس و بقیه جنبه ها و به همین دلیل است که ما در دنیای امروز دنبال ازدواجبرابر هستیم.

معنی ازدواج برابر این هست که نسبتا همه چیزتون باید با هم برابر باشد.

حتما بخوانید: 11 اسرار کلیدی برای داشتن یک  زندگی مشترک موفق​

اسرار قدرت ذهن ناخودآگاه​


از سنتان گرفته که بین بیست تا چهل سالگی بیشتر از پنج یا هفت سال فاصله را اصلا توصیه نمی کنم تا حتی زیباییتون.بیخودی نروید دنبال یک زن بسیار زیبا، وقتی که خودتون زشتید اشکال کارتون در این است که بعد از سه چهار ماه می گویند که هرچه سیب سرخ است مال دست چلاغ است. 
به همسرتون توجه می شود و او گرفتاری هایی پیدا می کند شما حرص می خورید و بدبختی پیدا می کنید.در هیچ زمینه ای دنبال آدم متفاوت در این مورد نروید. 
ازدواج، ازدواج برابر است امروز دوتا بال برابر یک پرنده است یا دوتا پرنده هستند که بتوانند بال در بال هم در آسمان ها پرواز کنند.دنبال ازدواج نابرابر نروید که از پا در می آیید. یعنی اینجا اصلا جایش نیست.  تمام شده دورانش.سیستم بر اساس نابرابری کار نمی کند.
مانند دو چرخ اتوموبیلی که اگر برابر نباشد، گرفتاریست و یادتان باشد که بیخودی فکر نکنید مانند گذشتگان که در ازدواج آدم باید کم بدهد و زیاد بخرد. در گذشته ها سن را کم می کردند و اوضاع رو عوض می کردند تا بتوانند کسی را به دست بیاورند.



فرض این بود که بعد از اینکه ازدواج کردند دیگر تمام شده، قسمت بوده و همین.اما، متاسفانه در دنیای امروز پشت ازدواج نوشته شده بعد از فروش پس گرفته می شود؛ حتی اگر کاملا مصرف شده باشد.حتی، من پیشنهادم این است که عیب و اشکالاتتان را ده بیست درصد هم بیشتر نشان دهید که دیگر راحت باشید، همین است.یادتان باشد آدم خوشبخت کسی است که مردم او را بدتر از چیزی می دانند که هست.آدم بدبخت و گرفتار کسی است که مردم او را بهتر از چیزی می دانند که هست.
بنابراین، اینقدر کوشش نکنید که بگید من از این بهترم. بعدا می خواهید چه خاکی تو سرتون (ببخشید) بکنید.


حتما بخوانید: عوامل پرحرفی در کودکان


2) شباهت ها و تناسب ها

به دنبال شباهت ها و تناسب ها یا همگن بودن ها بروید.در اصول کلی و اساسی باید شبیه و مانند باشید. در گذشته ازدواج را اقتران میگفتند.یعنی قرین و قرینه. نزدیک شبیه و مانند.یک دفعه کار عجیب و غریب نکنید. یک مرتبه نروید یک کسی را درست عکس خودتون انتخاب کنید و فکر کنید که حالا ترکیب ما درست شد.ترکیبتون درست شده ولی یک حرف دیگری راجع به این ترکیب می زنند.و به همین جهت است که مواظب تناسب ها باشید. از زمینه های مختلف و جنبه های مختلف.   


3) برای همدیگر جذاب باشند ( زیبایی عادی میشود ولی زشتی هرگز عادی نمیشود)

در ارتباط با زیبایی و ظاهر، مطمئن باشید کسی را که می خواهید با او ازدواج کنید "physically you are attractive"  اصلا هم گوش به حرف بزرگسالان ندهید که قیافه عادی می شود.
راست میگویند قیافه زیبا بعد از یک مدتی عادی می شود تا حدی.اما قیافه زشت هیچ وقت عادی نمی شودبنابراین، فریب یک چنین بازی ای را نخورید.
زشتی از نظر شماست اگر یک کسی را از نظر فیزیکی بهش جذب نیستید، کشش ندارید زور بیخودی نزنید 
دعا نخوانید مواد استفاده نکنید. که انشالله بعدا میشه.

نه، اوضاع در این موارد معمولا بدتر میشه که بهتر نمیشه. بنابراین مطمئن باشید که در ظاهر این آدم را می پذیرید.   

 

ازدواج

حتما بخوانید:   آرامش و آگاهی در زندگی

چگونه مرد مورد علاقتون را به سمت خودتون جذب کنید؟​

4) شباهت خانواده ها (ترکیب خانواده ها به هم بیایند)

درست است که شما دونفر ازدواج می کنید، اما هم ریشه در خانواده دارید هم بسیاریتون ساقه و شاخه و برگ در خانواده دارید.نگاه کنید که ترکیب خانواده ها به هم بخورد.برخی از خانواده ها به هم نمی خورند با وجودی که میتوانند ایرانی باشند، و با وجودی که می توانند در بسیاری از زمینه ها مانند هم باشند.مهم این است که این دو خانواده در یک اصولی شباهت هایی با هم دارند.


باورها و اعتقاد های مشابه ( مذهب و فرهنگ )


نظام باورها و اعتقادات بر می گردد به مسایل مذهبی و ترکیب این دو به نظر من مساله مذهب و فرهنگ را مطرح می کند.
درست است که آدم ها با مذاهب و فرهنگ های مختلف می توانند ازدواج کنند و بنده هم نه می گویم نمی توانند و نه حرفم این است که بد و غلط است.ولی روزی که شما با کسی که خارج از مذهب و فرهنگتون باشد، ازدواج می کنید؛ خودتان را به زحمت و خطر بسیار انداخته اید.یعنی درست مانند کسی می مانید که به مجرد اینکه سوار اتوموبیل می شوید سرعت اتوموبیل شما شصت-هشتاد مایل است، احتمال دارد در برخی مواقع کمتر باشد، اما اینکه جریمه بگیرید و تصادف های سنگین بکنید فراوان است. 
به همین جهت است که من فکر می کنم در حالی که این مسایل جنبه استثنای خودش را دارد؛ ولی اصولا وقتی که به آمار و ارقام نگاه می کنید و به روابط علت و معلولی نگاه می کنید که بالاتر از مفهوم آماری است؛ شما کاملا می توانید ببینید که روزی که آمدید با کسی ازدواج کردید که مذهب و فرهنگش با شما متفاوت است، اشکالات و گرفتاری های بسیار دارید.

حتما بخوانید: داشتن احساس خوب در زندگی​

حریم شخصی  چیست؟​

 

مگر اینکه شما نخواهید با آن آدم واقعا در بیامیزید.چون بنده این نکته را عرض کنم که شما به نظر من می توانید پنج جور ازدواج کنید.
یکی اینکه فقط ده بیست درصدتون با آن آدم شریک است، یکی چهل درصد/ یکی شصت درصد / و یکی هشتاد درصد و یکی صد درصد.ازدواج سالمی که پایدار می ماند این ازدواج است ولی اگر شما آمدید با کسانی که تفاوتهای زیاد دارند ازدواج  کردید شما در حقیقت قبول کردید که در این زمینه ها چهل درصد ما کاری به کار هم نداریم و اینجاست که یک خطر جدی در این خلا و فضا وجود دارد که همیشه می تواند به وجود بیاید.
به همین جهت است که بنده یک توصیه ای دارم که، کاری را که نمی خواهید تمام کنید/ نمی توانید تمام کنید / نباید تمام کنید/ را اصلا شروع نکنید!
بنابراین، روزی که شما فرضتان بر این است که تفاوت مذهبی برای من با این ویژگی های مذهبیم می تواند مساله بیاورد/ خانواده من را خوشحال نمی کند / درگیری به وجود می آورد/ حمایت آنها را ندارم/ مخالفتشان را خواهد داشت/ وقتی با کسی آشنا می شوید که مذهبش متفاوت است، نزدیک نشوید.
چون اگر نزدیک شوید، برخی از اوقات دقیقا به خاطر اشکالاتی که با خانواده و فرهنگ یا مذهبتان دارید، به سمت آن آدم کشیده می شوید و در آغاز گرچه این ارتباط شما با آن آدم است، ولی بعدا چاقوی گرفتار کننده شما با او خواهد بود.
مخصوصا در فرهنگ ها و مذاهبی که با هم در حال تضاد هستند و تناقض یا به عنوان فرهنگ متقابل می شناسیم.
یا مذاهبی که با هم در طول تاریخ یا هم اکنون در جنگند. شما وقتی که تلویزیون را روشن می کنید و اخبار می آید، مساله خواهید داشت.
در حالی که در یک خانه نشسته اید و همدیگر را دوست دارید.زیرا حوادث و اتفاقات، کاملا می تواند 
زندگی شما را به هم بزند.در حالی که اصلا موضوع آن طرف دنیا ای بسا به شما ارتباطی پیدا نمی کرد، اگر مذهب و فرهنگتون متفاوت نبود.بنابراین مهم است که مواظب این تفاوت ها باشیم.

 

گروه تحقیقاتی کرامت

دانلود PDF مقاله:ازدواج موفق

مطالب مرتبط

https://keramatzade.com/Life

معناگرایی زندگی تا چه میزان در ایجاد احساس نشاط و شادابی در زندگی تاثیرگذار است.

با این قوانین، زندگی فوق العاده ای بسازید واز آن لذت ببرید


زندگی برای هر کس معنای خاصی دارد. این مسئله به نحوه نگرش و افکار هر انسان، ارتباط مستقیم دارد. یعنی هر انسانی زندگی را به گونه ای می بیند که در مورد آن فکر می کند. هرچند نکته ای در این میان وجود دارد و آن این است که خلقت انسان به گونه ای است که کمال طلبی و هدفدار زندگیکردن، در ذات اوست. اما این خصلت ذاتی هم ممکن است به دلایل متعددی در نهاد برخی از افراد نهفته بماند و به فراموشی سپرده شود.

به طور کلی این مطلب برای اغلب افراد صادق است که بیهودگی و بی هدفی در زندگی، آنها را راضی نمی کند و مسلما اگر زندگی معنایی برای انسان نداشته باشد، زنده بودن یک انسان ارزشی نخواهد داشت. هرچند که همه امکانات زندگی کردن فراهم باشد.

دلیل ایجاد حس نارضایتی در زندگی به خاطر نداشتن یا کمبود رفاه نیست. چه بسیار افرادی که در زندگی ساده و حتی سختی قرار دارند، اما از زندگیراضی هستند و از لذتهای زندگی شان بهره می برند. آنچه مشخص است اینکه ناکامی در دریافت معنای واقعی زندگی است که موجب احساس ناامیدی و یاس در زندگی می شود.

می توان اینطور بیان کرد که زندگی دارای دو بعد است. یک بعد به معنای مادی و بعد دیگر معنوی است. آنچه مهم است اینکه هر انسانی کامیابی خود را بیشتر در کدام بعد ببیند. مسلما چیزهای مادی جزئی از زندگی هستند که فناپذیر و نابود شدنی هستند ولی مسائل معنوی، پایدار و فناناپذیرند. همان طور که روح انسان هم فناناپذیر است و با مرگ از بین نمی رود.

چه بسیار افرادی که به لحاظ مادی و رفاهی از بهترین امکانات برخوردار بوده و در نهایت دچار بحران هویت شده اند و گرفتار سرگشتگی و ناامیدی. همچون پسری 22 ساله که در بخشی از خاطرات خود اینطور بیان می کند:


" هرچند تمام کارهایی که جامعه برای خوشبخت شدن دیکته می کند، انجام داده بودم، اما هیچ دلیلی برای ادامه زندگی نمی یافتم. نمی دانستم چرا زنده ام و چرا زنده بودنم می تواند مهم باشد. زندگی هیچ معنایی برایم نداشت. این بحران شک و پریشانی کم کم به تمامی جنبه های زندگی ام کشیده شد."

با خود فکر می کردم، آیا به راستی زندگی کاملا نسبی است؟آیا همه اش همین است؟ پنجاه-یا هشتاد سالی از این خوشی ها و ناخوشی های زودگذر استفاده کردن، کار کردن، خوابیدن، خوردن، لذت بردن از خوشی های زمینی و همین. و بعد انگار نه انگار که روزی زنده بوده ای؟! اگر چنین است پس اصلا چرا باید زندگی کرد؟چرا باید برای زندگی بی هدف تلاش کرد؟چرا باید خوب بود؟چرا باید به فکر سلامتی بود؟


حتما بخوانید: خودباوری و راه های تقویت آن​

مقابله با احساس گناه


 معنی زندگیحس نارضایتی در زندگی

هر چه بیشتر می گذشت همه چیز بیشتر غیرقابل تحمل می شد و مرا به این نتیجه می رساند که زندگی به راستی ارزش زیستن ندارد1

این عبارات نشان دهنده این هستند که بعد روحانی و معناگرایی زندگی تا چه میزان در ایجاد احساس نشاط و شادابی در زندگی تاثیرگذار است.

نویسنده ای به نام آلپورت می گوید: "امروزه در اروپا، روان شناسان و روان پزشکان، آشکارا از فروید(که ناکامی جنسی را علت ناراحتی های روانی می داند) روی برگردانده اند و به "هستی درمانی" روی آورده اند که مکتب "معنا درمانی" یکی از آنهاست.  

 

زندگی

حتما بخوانید:  خودخواهی چیست؟

اعتماد به نفس کاذب​

بحران معنا در زندگی امروز به یکی از اصلی ترین دغدغه های بشر تبدیل شده است. همین امر به اضافه احساس کمبود معنویات در زندگی موجب شده تا به سمت ایجاد مامنی در این زمینه ها باشند. به این ترتیب بسیاری از علوم بشری ساخته شده تا نیازهای روحی و معنوی را پاسخ دهد در حالیکه این راهکارها هم اثر موقتی دارند. چرا که منشا الهی ندارند.

بحران بی معنایی در زندگی بسیاری از افراد وجود دارد و آنها را آزار می دهد. اینکه نمی دانند برای چه پا به این دنیا گذاشته اند و چه باید بکنند. برخی دیگر هم با بحرانی به نام ناتمام ماندن معنا مواجه می شوند. یعنی برخی از افراد برای زندگی معنایی را در نظر داشته اند ولی زمانی که به آن می رسند، آن را بی ارزش تر از آن می دانند که به خاطرش زندگی کنند. این بدان معناست که مسائل موجود در ذهن این افراد نمی تواند توجیه کننده زندگانی آنها باشد. به این ترتیب نمی توانند فلسفه مرگ و حیات را برای خود تعریف کنند و همین امر موجب افسردگی شان می شود.


آنچه مهم است دریافت این مطلب است که باور داشته باشیم که معنای زندگی باید باارزش تر از خود زندگی باشد و آنچه قرار است فلسفه زندگی را توجیه کند باید فراتر و والاتر باشد. می توان گفت که معنای یک زندگی به یک معامله شباهت دارد که منفعت و سود، آنرا توجیه پذیر می سازد.

مسلما توجیهی وجود ندارد که کسی بخواهد در معامله ای زیانبار شرکت کند.
هر کاری که می خواهد انجام شود باید فایده ای داشته باشد که در غیر این صورت، انجام آن بی معناست.

در مورد معنای زندگی هم همین بحث مطرح است. آنچه انسان به خاطر ان به دنیا می آید و از دنیا می رود، باید ارزشمندتر از زندگی باشد که در غیر این صورت انسان دچار خسران و ضرر شده است. آنچه مهم است حیات جاودان انسان است که به سرای آخرت مربوط می شود. هرچه در این دنیاست به خاطر انسان است و ابزاری برای اینکه به حیات واقعی خود برسد.

حتما بخوانید:  چشم زخم در قرآن و روش های مقابله با آن

قوانین موفقیت از دیدگاه قرآن​

امروز واقعا به چه چیزی در زندگی احتیاج دارید؟


هر کاری که انجام می دهید می تواند شما را خوشحال یا ناراحت کند. شما می توانید از زندگی خود راضی باشید و یا احساس ناخوشایند نارضایتی و نا‌کاملی از زندگی خود داشته باشید. شما می توانید از آنچه دارید احساس رضایت کنید و در راستای بهتر کردنش تلاش موفقیت‌آمیز کنید و یا ازش نا امید باشید.
اگر شما بخواهید که حتما به همه کارهایی که انجام می‌دهید برسید، احتمالا همیشه ناراحت خواهید بود و احساس ناامیدی و یاس و نارضایتی از آنچه امروزتان آنگونه است خواهید داشت.
اما نباید نا امید باشید. زیرا انتخاب با شما است.

چه چیزی شما را برای انجام زندگی ایده‌آل‌تان آماده خواهد کرد؟
ما انسان هستیم. ما خودمان را برای بهترینمان بودن آماده می‌کنیم. برای مثال به خودمان چیز هایی مانند این می گوییم:

وقتی 1 میلیون دلار در بانک داشته باشم، کارم را رها می کنم و کسب و کار خودم را شروع می کنم.
وقتی بازنشسته شوم به مسافرت و ماجراجویی خواهم رفت.


مشکل این اظهارات این است که آن ها شما را از اول برای شکست خوردن آماده می کنند. زمانی که شرایط باید ایجاد شوند تا شما موفق شوید، شما هرگز موفق نخواهید شد.
خب چه چیزی لازم است تا زندگی تون رو به این سبک تا 100 سالگی ادامه بدید. آیا داشتن یک خانه بزرگ و تمیز کمک می‌کنه؟
حقوق سالیانه تضمین شده چطور؟ اگر حقوق لازم باشه باید چقدر باشه؟ سالی 25 میلیون تومان؟ 50 میلیون تومان؟
نگاه به آینده به صورت اظهارات حقیقی و قطعی، می تواند هر انسانی را واقع گرایانه کند و شما را با جزییات چیزهایی که برای 
رسیدن به اهدافتاناحتیاج دارید آشنا خواهد کرد. این کمک می کند آن ها قابل انجام و همین طور دست یافتنی به نظر برسند.


چطور از حال لذت ببرید؟

اگر هر کاری که امروز انجام می دهید شما را بی‌رمق و ناراضی می‌کند، چه کار باید بکنید که امروز احساس خرسندی کنید؟ چگونه باید زندگی کنید تااحساس آرامش کنید؟ چطور باید زندگی کنید تا از لحظه لحظه زندگیتون لذت ببرید؟
من همیشه در حال تغییر و بهبود زندگی ام در این چند سال بوده ام. زمانی که با بخشی از کسب و کارم احساس رضایت می کردم، اون رو به کسی که احساس هیجان داشت میفروختم و زمانی که مشتریانی داشتم که احساس لذت از همکاری نداشتیم، راهمان را از هم جدا می کردیم. چه کاری می‌خواهم انجام دهم؟ بنویسم. پس طوری برنامه زندگی‌ام را چیده‌ام که بتوانم هر روز مقداری بنویسم. زمانی که کاری که انتخاب کرده‌ام را انجام می دهم، با زندگی‌ام خوشحال تر هستم. وقتی دو روز خوشحال تر هستم، احساس خرسندی بیشتری از زندگی دارم. بله زمانی که برنامه ریزی زندگی‌ام را طوری که بتوانم کارهایی که می خواهم را انجام بدهم و آنطور که می خواهم زندگی کنم می‌چینم، آینده‌ام را به طور واضح‌تری می توانم ببینم.
لازم نیست صبر کنم یک تفاق رویایی رخ بدهد تا خرسند باشم و به آینده امیدوار شوم؛ این ها می توانند همین امروز اتفاق بیفتند.


چگونه برای زندگی خود هدف تعیین کنیم؟

روشن‌سازی اهداف

حتما باید اهداف زندگی را روشن کرد؛ تا فرد به آنها آگاهی داشته باشد و در نتیجه این آگاهی است که رفتارهای فرد شکل می‌گیرد. در صورت عدمتعیین اهداف، انسان به فردی منفعل و فاقد اثرگذاری در زندگی، تبدیل می‌شود و اهدافی از سوی محیط و دیگران به وی تحمیل شده و رفتارهای فرد بر اثر اهداف دیگران که وی به آنها آگاهی ندارد، شکل می‌گیرد.

زندگی موفق

حتما بخوانید:  6 داستان از موفق ترین افراد که با شکست جنگیدند

رازهای  قانون جذب که با آن به موفقیت می رسید​

اهداف برای همه جنبه‌های زندگی

یکی از محورهای اصلی در تدوین هدف‌های زندگی، توجه به این موضوع است که زندگی، جنبه‌های مختلفی مانند جنبه‌های تحصیلی، شغلی،خانوادگی، اجتماعی و دینی دارد و فرد با رشد در تمامی جنبه‌ها، می‌تواند به سطح بالای ظرفیت وجودی خویش برسد. او بایستی برای جنبه‌های گوناگون زندگی، هدف‌هایی متناسب را مشخص نماید.ما نباید تنها برای جنبه‌ای خاص، هدف را تعیین کنیم؛ زیرا در آن صورت، رفتارهای دیگر، بدون هدف می‌مانند و در این صورت، رفتارهای فرد تنها تحت تاثیر هدف‌های یک جنبه زندگی او شکل می‌گیرد و در نتیجه، یا دچار رشد تک بعدی می‌شود و یا به دلیل فقدان تعادل در رفتارها، آن جنبه را نیز نمی‌تواند رشد دهد؛ زیرا جنبه‌های گوناگون سبک زندگی، با یکدیگر تعامل دارند و تغییرات هر جنبه بر جنبه‌های دیگر اثرگذار است.



 

نوشتن اهداف زندگی

برای تعیین هدف‌ها، ضروری است که هدف‌های خود را بنویسیم. شاید این موضوع جزئی و کم اهمیت جلوه کند؛ امّا نوشتن هدف‌ها، نقش بسیار مهمی در جهت درک، اصلاح و برنامه ریزی آنها دارد. شاید بگویید که حافظه من، حافظه ای قوی است؛ امّا همیشه این جمله را آویزه گوش کنیم که کمرنگ ترین قلم‌ها هم ماندگارتر از قوی ترین حافظه‌ها هستند. زمانی که فرد هدف‌های خود را بنویسد، با مرور آنها، نسبت به آنها درک و شناخت بهتری پیدا می‌کند و با درک بهتر آنها، در صورت لزوم، می‌تواند آنها را اصلاح کند. زمانی که فرد هدف‌های خود را می‌نویسد، در واقع، برای خودش یک سند تهیه می‌کند و تعهد به سند، بسیار بیشتر از گفتار شفاهی است.


تعیین اهداف کلی

فرد برای تعیین و نوشتن هدف‌های هر جنبه زندگی، در مرحله اول، می‌تواند افق‌ها و چشم اندازهای کلی آن جنبه را بیان کند. در این مرحله، فرد هدف‌های خود را باید به صورت کلی تعریف کند. تخیل در این مرحله، می‌تواند بسیار مورد استفاده قرار بگیرد؛ به طوری که فرد تمامی تصورات خود را نسبت به آینده خویش، تعیین کند و حتی می‌تواند آنها را در ذهن خود پرورش دهد. یکی از عوامل بسیار مهم در تعیین هدف‌های کلی، آگاهی از ظرفیت‌های وجودی است که خداوند به انسان عطا کرده است. بر همین اساس، توجه به مبانی دینی و انسان‌شناسی در تعیین هدف‌ها، نقش مهم و موثّری دارد.



تعیین اهداف جزئی

پس از آن که فرد هدف‌های کلی خود را تعیین کرد، بایستی برای رسیدن به هدف‌های فوق، مجموعه ای از هدف‌های جزئی و عینی را تدوین کند. در این مرحله، فرد با توجه به واقعیات، هدف‌هایی جزئی و دست یافتنی را طراحی می‌کند.


ارزیابی اهداف


پس از تعیین هدف‌های جزئی و عینی، بایستی یک ارزیابی نیز داشته باشیم. انسان، زمانی که هدف‌های خود را تعیین کرد، باید آنها را مورد ارزیابی قرار دهد و ارزیابی خود را بر اساس نتیجه هدف‌ها، تصور کند. در مرحله ارزیابی هدف‌ها، می‌بایست به علائق و باورهای خود توجه کنیم.



اولویت بندی اهداف

هدف‌هایی که از مرحله ارزیابی هدف‌های موفق گذر کنند، بایستی اولویت بندی شوند. در این مرحله،اهداف بر اساس اهمیت زمانی و اولویت بندی، به گروه‌های بلندمدت، میانی و کوتاه مدت، تقسیم می‌شوند و می‌توانند به فرد کمک کنند.


برنامه‌ریزی برای تحقق اهداف

فرد برای تحقق هدف‌های خود، بایستی برنامه ریزی کند. وی در این مرحله باید به توانایی‌ها و مهارت‌های خود توجه ویژه ای داشته باشد و در صورتی که تحقق هدفی نیازمند مهارت خاصی باشد و فرد فاقد آن مهارت باشد، باید برای کسب مهارت‌های لازم، اقدام کند یا آن که هدف خود را تغییر دهد.


عمل

فرد در مسیر تحقق هدف‌های خود، باید رفتارهایی متناسب با آنها انجام دهد. او در این مرحله می‌تواند با توجه به هدف‌های خود، با دیگران و افراد آگاه در زمینه انجام رفتارهای مناسب، در جهت تحقق هدف‌هایش، مشورت کند و با توجه به هدف‌های اولویت دارش در جنبه‌های گوناگون زندگی، اعمال مختلفی را انجام دهد.

 


حتما بخوانید:  6 راه برای ثروتمند شدن

ثروتمند شدن از دیدگاه قرآن​

ارزیابی رفتارها

ما باید دائما رفتارهایمان را با توجه به هدف‌هایی که برای خود متصور هستیم، مورد ارزیابی قرار دهیم. هدف‌ها، مبنایی برای ارزیابی رفتارهای انسان هستند. در صورتی که فرد در وصول به اهداف موفق نشود، بایستی رفتارهای خود را تغییر دهد؛ تا رفتارهای مذکور به اهداف منتهی شوند.از آن جا که بعضی رفتارها بدون تامّل و تدبّر از ما سر می‌زند، می‌توان با توجه به رفتاری که اکنون انجام می‌دهیم، هدف‌هایمان را مورد ارزیابی قرار دهیم و حتی به برخی از هدف‌های پنهان شده، آگاهی یابیم.
 

گروه تحقیقاتی کرامت

 

دانلود PDF مقاله:بااین قوانین زندگی فوق العاده ای بسازید واز آن لذت ببرید

مطالب مرتبط

https://keramatzade.com/Anthony-Robbins

ی چند کتاب پرداخت،

سرگذشت آنتونی رابینز و رسیدن به اصول موفقیت توسط آن

آنتونی رابینز (Anthony robbins) در سال 1961 در خانواده ای نسبتا” فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن 22 سالگی در آپارتمان 40 متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرف های غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یک صد و بیست کیلوگرم وزن داشت و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت.

در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رؤیایی در نظر می گرفت. آنتونی رابینز سرانجام مصمم شد که با چاقی خود مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آن ها را ضد و نقیص یافت و آن ها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات و نحوه ی تغذیه ی او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کم تر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتا” با شیوه های روان شناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را به دست آورد.
موفقیتی که در زمینه ی کنترل وزن نصیب آنتونی رابینز شد، وی را به اندیشه واداشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه در مورد هرکسی به کار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای به دست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.


حتما بخوانید: تکنیک های تغییر باور ذهنی​

شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کام یابی گام بردارید. می توانید به همه ی خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومندتر باشید.

پس از آن آنتونی رابینز معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عینا” همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

زندگینامه آنتونی رابینز

حتما بخوانید: 7 راه برای رسیدن به اهداف​


آنتونی رابینز در این هنگام به مطالعه ی عمیق کتب روان شناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل «برنامه ریزی عصبی کلامی» و «روش های انجام بهینه ی کارها» آشنا گردید و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشم گیری نایل شد، تدریجا” توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.
آنتونی رابینز در سال 1984 شیوه های تازه ی روان شناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازی های المپیک 1984 نمایان گردید. پس از آن ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه ی تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنان چه بتواند ادعاهای خود را عملا” به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. 

 


آنتونی رابینز نه تنها توانست مدت این دوره را به کم تر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط 70% بود به 100% افزایش داد. قابل توجه این که خود وی تیراندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آن چه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیقروانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه ی یادگیری بود.

این موفقیت ها، پاداش های مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه ی آرزوها و خواسته های خود رسید. در کم تر از دو سال با همسر دل خواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز «سن دیه گو» خرید که از طرفی مشرف به دریا بود.آنتونی رابینز اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آن چه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را «بنیاد رابینز»، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیت های فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه ده ها هزار نفر را آموزش می دهد.

آنتونی رابینز برای بهبود عمل کرد کارکنان، با سازمان هایی از قبیل IBM، American express ،Mac Daglas ،AT&T و ارتش ایالات متحده و هم چنین تیم های ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک هم کاری کرد. وی هم چنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگ سالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال 1991 بنیادی غیر انتفاعی را به وجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده، افراد بی خانمان، سالمندان و زندانیان است.

آنتونی رابینز

حتما بخوانید: 7 ایده درآمدزایی کارآفرینی اینترنتی​


با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری از افراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترس های بی دلیل (نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بی شماری شرکت کردند. آنتونی رابینز از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه ی افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن برنامه ی «عبور از روی آتش» او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نام برده شده تا این زمان هم چنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.

علاقه ی خاص آنتونی رابینز به این است تا با کمک به افراد، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند. روابط خود را با افراد جامعه بهتر سازند، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

آنتونی رابینز در سال 1986 در حالی که بیش از 25 سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام «به سوی کام یابی» به رشته ی تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در 1987 عنوان پر فروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.
آنتونی رابینز معتقد است که ساختمان مغز و اعصاب افراد بشر، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عینا” همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

در سال 1991 کتاب دیگری به نام به سوی کام یابی2 (نیروی عظیم درون را فعال کنید) به رشته ی تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پر فروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال 1371 این دو کتاب توسط آقای مهدی مجردزاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.

خود او در پشت جلد کتاب به سوی کام یابی چنین می نویسد: “شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کام یابی گام بردارید. می توانید به همه ی خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومندتر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فورا” صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید. می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت و خوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را از خود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”

آقای آنتونی رابینز، در حال حاضر 35 سال دارد و با همسر و فرزندانش در «دلماکالیفرنیا» زندگی می کند. رابینز از روش های گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه ی تفکر و ارزیابی ما (که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به این که یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارندگی آن ها نیز نمی شویم، نهایتا” سرنوشت ما را شکل می دهند.


حتما بخوانید: 3 گام برای راه اندازی کسب و کار کوچک​


نام آنتونی رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبه رو هستید، کارهای تان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با آنتونی رابینز آغاز کنید.
 

 

دانلود PDF‌مقاله :سرگذشت آنتونی رابینز و رسیدن به اصول موفقیت توسط آن

دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند، از محصولات زیر نیز استقبال کرده اند

کتاب صوتی موفقیت نامحدود در20 روز-آنتونی رابینز

کتاب صوتی موفقیت نامحدود در20 روز-آنتونی رابینز

کتاب صوتی موفقیت نامحدود در 20 روز اثر آنتونی رابینز، مدرس – سخنران و مربی موفقیت است که میشه این کتاب رو معروف ترین و بهترین کتاب رابینز در ایران دونست. به جرات می توان گفت که کتاب موفقیت نامحدود در 20 روز بهترین کتابی است که از این نویسنده منتشر شده است

https://keramatzade.com/Recognition-of-womens-

نشوید که مناسب شما نیست. چرا که وابستگی یا دلبستگی باعث می‌شود قطع ارتباط برای هر دوی شما سخت‌تر شود

6 نکته طلایی برای شناخت زنان

بعضی آقایان فکر می کنند که خانم ها شخصیت مرموز دارند و نمی شود آنان را شناخت. اما اینطور نیست شما می توانید با چند راه کار ساده ولی با اهمیت که در اینجا قرار داده ایم همسرانتان را بشناسید تا بتوانید مطابق علایق آنان رفتار کنید و زندگیتان با دوام تر شود.


هر چند همه ی ما بر سر این موضوع توافق داریم که هیچکس کامل نیست، اما چند ویژگی وجود دارد که اگر در یک زن وجود داشته باشد می تواند روی روابط زناشویی او در زندگی مشترک و ازدواج موفق تاثیر معکوس بگذارد.


قطعا برای مردان مهم است که بتوانند شناخت زنان را قبل از آن که رابطه عاطفی  برقرار کنند بشناسند. اما جذابیت‌های ظاهری به راحتی می‌تواند مردان را کور کند به طوری که باعث شود آنها از ویژگی‌های شخصیتی شناخت زنان کاملا چشم بپوشند.

اگرچه سخت به نظر می‌رسد اما شما باید در ابتدای شروع یک رابطه و پیش از آن که رابطه‌تان جدی شود، ارزیابی‌های مهمی را  انجام دهید. این ارزشیابی‌ها به شما کمک می‌کند تا دچار وابستگی و یا دلبستگی با کسی نشوید که مناسب شما نیست. چرا که وابستگی یا دلبستگی باعث می‌شود قطع ارتباط برای هر دوی شما سخت‌تر شود
 

همه انسان ها راز و رمزهایی برای خود دارند که اگر آنها را بشناسیم، بهتر می توانیم با هم در تعامل باشیم. در این بین در شناخت زنان پیچیدگی های خاصی وجود دارد که  رازهای شناخت زنان به رابطه بهتر زن و مرد کمک می کند.  در اینجا به بیان تیتر وار راز مهم که به شما کمک می کند شناخت زنانرا بهتر بفهمید، می پردازیم 

 

شناخت دختران

حتما بخوانید: چگونه روابط دوستانه پایدار داشته باشیم؟​

رازهای  قانون جذب که با آن به موفقیت می رسید​


برای شناخت زنان این موارد را بررسی کنید:


1. برای شناخت زنان ارزش‌های آنها چیست؟

آیا می‌توانید چیزهایی که برای او ارزشمند هستند و او را در زندگی هدایت می‌کنند را بشناسید؟ منظور این نیست که بتوانید کاملا دقیق و جزئی این ارزش‌ها را شناسایی کنید بلکه منظور این است که باید بتوانید ارزش‌های ثابت افراد در زندگی را بیابید. شما باید بفهمید که زندگی طرف مقابلتان بر اساس قاعده و نظم جلو می‌رود و یا این که با فکر و خیال و توهم می‌گذرد!

آیا شریک زندگی شما در زندگی هدف مشخصی دارد یا بی هدف زندگی می‌کند؟ کسانی که در زندگی ارزش‌هایی دارند حتما اهدافی نیز برای خودشان تعریف می‌کنند. چه چیزی باعث می‌شود افراد صبح‌ها بیدار شوند و چه چیزی باعث می‌شود برای زندگی انگیزه داشته باشند؟

اهداف و ارزش‌های طرف شما ممکن است با خود شما متفاوت باشد و شما می‌توانید با شناسایی آنها متوجه شوید که آیا با شما در زندگی سازگار است یا نه. این که دختری در زندگی به آنچنان بلوغی رسیده باشد که بتواند در زندگی ارزش‌هایی داشته و هدفی را برای خود تعیین کند نشان از شخصیت بالای اوست حتی اگر کاملا اهدافش با شما منطبق نباشد.

دختری که هدف و ارزشی در زندگی برای خودش تعریف نکرده باشد یعنی در واقع هیچ قطب نمایی ندارد که او را در زندگی هدایت کند. این موضوع بدین معناست که مسیر زندگی او ناگهانی و غیر قابل پیش‌بینی است و شما نمی‌دانید به کدامین سمت می‌رود.

حتما بخوانید: ثروتمند شدن از دیدگاه قرآن​

                                چگونه با تغییر باورهای خود ثروتمند شویم؟

شاید بتوانید به کمک صحبت با شریک زندگیتان درباره جهان هستی و اهمیت زندگی و هدف خودتان از زندگی به ارزش‌ها و اهداف دختر مورد نظرتان در زندگی پی ببرید.


 

2. برای شناخت زنان ببینید چگونه با دیگران تعامل می‌کند؟

منظور از دیگران، تعامل با دوستان، خانواده، همکاران، غریبه‌ها و مهم‌تر از همه زیر دستان است. اگر دختر مورد نظر شما با دیگران به درستی صحبت می‌کند یعنی این شخص خود محور نیست و در عین رشد یافتگی، فروتن است. 

اگر شریک زندگی شما قضاوت کرد، خود بزرگ‌بین بود و الفاظ منفی برای دیگران به کار برد باید حواستان را جمع کنید. چنین شخصی خیال می‌کند که همیشه حق با اوست و دیگران نوکران و زیر دستان او هستند.

اگر فرد مورد نظر شما ازدواج و یا رابطه ناموفق داشته توجه کنید که چگونه درباره زندگی سابق و همسر سابقش صحبت می‌کند چرا که این راه یکی از بهترین راه ها برای فهمیدن این موضوع است که او در یک رابطه چگونه عمل می‌کند. اگر فرد مورد نظر شما چندین رابطه را پشت سر گذاشته باشد و همه آنها را به خاطر همه چیز مورد سرزنش قرار دهد یعنی به بلوغ فکری کافی نرسیده است و خوداندیشی کافی ندارد.


 

3.برای شناخت زنان ،ارتباط او با اطرافیانش چگونه است؟

بررسی روابط افراد با اطرافیان و خانواده‌اشان راهی مناسب برای شناخت زنان و مردان است. زمانی که شما با یک دختر آشنا می‌شوید و می‌خواهید با او ازدواج کنید طبیعتا با دوستان، خانواده و همکارانش نیز آشنا می‌شوید. اگر این ارتباطات به حد کافی عمیق و خوب بود یعنی شما با دختری دارای ویژگی شخصیتی خوب مواجهید.

چنین افرادی احتمالا به جای آن که تعداد بسیاری رفاقت سطحی داشته باشند،‌ در دوست‌یابی موفقند و چند دوست خوب دارند. شاید با این دوستان برای مدت زمان طولانی رفاقت داشته باشند که این نیز نشانه بسیار خوبیست. ارتباط چنین دختری با خانواده اش در بیشتر اوقات مثبت است و این نشان می‌دهد که به خوبی و بدون مشکل تربیت شده است.


در غیر این صورت یعنی اگر دختری با خانواده اش رابطه خوبی نداشته باشد، به مهمانی‌های گوناگون برود و تعداد بسیار زیادی دوست سطحی داشته و یا دنبال‌کننده‌های بسیار زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشته باشد، نمی‌تواند شریک زندگی خوبی تلقی شود.

 

دختران

 

4. برای شناخت زنان پرس و جو کنید

اگر می خواهید زنی را خوب بشناسید، بهتر است از او سوال کنید. این یک روش اساسی برای شناخت زنان است به خصوص اگر آنها کم حرف و خجالتی باشند. 
بنابراین، با سوال پرسیدن می توانید از علاقه، عادات، سرگرمی ها، اهداف و هیجانات آنها مطلع شوید. گاهی اوقات 
زنان احساس راحتی نداشته و لحن صدای شان همراه با ناراحتی و درد می باشد. 

بنابراین، اگر احساس می کنید که مشکلی وجود دارد، اما وی از گفتن امتناع می کند، به او فرصت داده و در موقعیت مناسبی در کمال آرامش مشکل را جویا شوید. 
مثلا می توانید از جملاتی همچون "به نظر ناراحت و عصبانی می آیی و من نگرانت هستم. چیزی اذیتت می کند؟" و یا "امروز زیاد خوب نیستی. مشکلی پیش آمده است؟" استفاده کنید.

حتما بخوانید: هیپنوتیزم درمانی​

                          10 نشانه ای که افراد افسرده دارند​


5. آگاهی از تجربیات گذشته جهت شناخت زنان

درباره خانواده و دوران بچگی او بپرسید. 
البته وی را تحت فشار نگذاشته و اجازه دهید تا رفته رفته احساسات و تجربیات گذشته خود را با شما درمیان بگذارد.



6. شنونده خوب بودن برای شناخت زنان

برای فهم دیگران به ویژه زنان، شنیدن بسیار مهم است. بنابراین، سعی کنید تمام حواس تان را روی گفته ها و حالات او متمرکز شده و حتی برای درک بیشتر، از آنها سوال بپرسید. 
مردم و به ویژه زنان دوست دارند شنیده شوند

 

برای شناخت زنان موارد زیر را به یاد بسپارید

به حرف های زن توجه کنید، گوش کنید. اما راه حل ارائه ندهید.

زن دوست دارد مرد مقتدرداشته باشد.
زن دوست دارد به او احترام بگذارند.
زن دوست دارد حضورش را درک کنند.
اگر زن بتواند راحت و با فراغ بال درباره مسائل روزش حرف بزند فشار دریافتی خود را تخلیه کرده است.


زمانی که مرد حرمت احساسات آسیب دیده زن را نادیده می گیرد و بهایی به آن ها نمی دهد و آزردگی را بیشتر می کند، مقاومت زن را تحریک می کند زمانی که زن عقب نشینی می کند مرد تصور می کند که برنده شده ولی در واقع باخته است

وقتی زن ناراحت است برای حل مشکل خود نیازمند کسی است که به حرف هایش گوش فرا دهد.
وقتی زنی ناراحت است می خواهد درباره ناراحتی اش حرف بزند و بعد تصمیم بگیرد که می خواهد چگونه عمل کند.
بدترین حرکت مرد در گفت وگوی با همسرش بی اعتبار کردن احساسات اوست.
برای اینکه مرد بتواند با 
موفقیت با انتقاد زنش برخورد کند باید بداند که احساسات زنش موقتی هستند. با گوش دادن به احساسات منفی زن، مرد به زن فرصت می دهد که احساسات مثبت خود را نیز کشف کند.
صحبت و داشتن ارتباط با یکدیگر، زنان را ارضاء می کند و برایشان منبع کمال است.
اگر زن نگران است در فکر راه حلی فوری برای مشکلاتش نمی باشد در عوض در جستجوی آرامش است و زمانی آرامش می یابد که درکش کنند.

زن ها در چه مواردی احساس دوست نداشتن دارند؟ 
هنگامی که مرد دوستش ندارد، و صمیمی نباشد و احترام خاصی برایش قایل نباشد و به احساسات او بها ندهد در عوض او را مقصر بداند و با او همدردی نکند. و هنگامی که به اطمینان خاطری که مورد نیازش است دسترسی پیدا نکند.

زمانی که مرد حرمت احساسات آسیب دیده زن را نادیده می گیرد و بهایی به آن ها نمی دهد و آزردگی را بیشتر می کند، مقاومت زن را تحریک می کند زمانی که زن عقب نشینی می کند مرد تصور می کند که برنده شده ولی در واقع باخته است.گل

زن ها با صدای بلند فکر می کنند و کشفیات درونیشان را با شنونده ای علاقمند در میان می گذارند. حتی چرا زن ها حرف می زنند؟ زنان با صحبت کردن احساس بهتری دارند و روحیه شان را بدست می آورند و از این طریق می توانند خود را شناسائی کنند. گفتگو از نظر مردان 
جنبه اخذ اطلاعات دارد اما برای زنان لذت بخش و آرامش بخش ا ست و موجب تخلیه روانی آنها می شود لذا توصیه می شود آقایان روزانه بیست دقیقه با همسران خود صحبت کنند آن هم دوستانه و در مکان و زمان مناسب.

احساسات زن از مرد جوشانتر است، زن از مرد سریع الهیجان تر است، یعنی زن در اموری که مورد علاقه یا ترسش هست زودتر و سریعتر تحت تاثیر احساسات خویش قرار می گیرد

همچنین اظهار نظر دیگران برای خانم ها بسیار مهمتر است تا مردان...
 

دانلود PDF‌مقاله :6 نکته طلایی برای شناختن شخصیت زن ها

مطالب مرتبط

https://keramatzade.com/Successful-entrepreneur

ازهای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق


کم نیستند کسانی که ابتدا تصمیم می‌گیرند کارآفرین شوند و سپس با خود فکر می‌کنند که حالا که می‌خواهیم کارآفرین شویم، چه کاری از دست‌مان برمی‌آید؟

می‌توان حدس زد که این افراد بخش قابل توجهی از آمار شکست کسب و کارهای نوپا را نیز به خود اختصاص می‌دهند.
می‌توانیم بپذیریم که در مراحل اولیه‌ی کارآفرینی، طرح تجاری یا بیزینس پلن را با همه‌ی جزئیات آن نداشته باشیم و ندانیم. اما مدل کسب و کار، یکی از زیرمجموعه‌های طرح 
کسب و کار است که باید قبل از خلق یک فعال تجاری جدید، در ذهن‌مان شکل گرفته باشد.


بارزترین شکل کارآفرین راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید است که به آن استارتاپ گفته می‌شود. در سال‌های اخیر، مفهوم کارآفرینی از حوزه‌ی کسب‌وکار فراتر رفته و به ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز وارد شده است.

کارآفرینی طیف وسیعی از فعالیت‌ها را شامل می‌شود که بسته به نوع کسب‌وکار و ایده‌ پشت آن متفاوتند. از فعالیت‌های کارآفرینی کوچک‌مقیاس که انفرادی و پاره‌وقت اجرا می‌شوند گرفته تا پروژه‌های وسیع‌تر که فرصت‌های شغلی بیشتری را فراهم می‌کنند، همگی نمونه‌هایی از کارآفرینی محسوب می‌شوند. 


بسیاری از کارآفرینان برای تأمین سرمایه‌ی لازم جهت شروع کسب‌وکار جدید خود می‌توانند به سرمایه‌گذاران خطرپذیر (venture investors) یا سرمایه‌گذاران فرشته (angel investors) رجوع کنند. این قبیل سرمایه‌گذاران، نیازهای مالی استارتاپ‌های نوپا را برطرف می‌کنند و مهم‌ترین منبع تأمین سرمایه‌ی کارآفرین به شمار می‌روند. ناگفته نماند این سرمایه‌گذاران فقط از استارتاپ‌هایی حمایت خواهند کرد که پتانسیل سودآوری قابل توجهی داشته باشند یا سودآوری آنها پیشتر ثابت شده باشد

 

کارآفرینان برتر

حتما بخوانید:  12 سایت پر طرفدار و پرمخاطب ایرانی در سال96​


آیا یک کارآفرین موفق حتماً به آموزش رسمی کارآفرینی نیاز دارد؟


پاسخ منطقی به چنین سوالی، منفی است.

کارآفرین های موفق بسیاری را می‌شناسیم که آموزش‌های رسمی ندیده‌اند.

از سوی دیگر، دانش کارآفرینی هم بر اساس مطالعه‌ی رفتار و تصمیم های کارآفرینان تدوین شده است. به عبارت دیگر، رابطه‌ی بین علم کارآفرینی و افراد کارآفرین، عکسِ چیزی است که معمولاً به ذهن می‌رسد.

بیش از آنکه کارآفرین‌ها به دانش کارآفرینی نیاز داشته باشند، دانش کارآفرینی نیازمند تجربه کارآفرینان است.


 

چگونه ایده کارآفرین  ما به کسب و کار میلیون دلاری تبدیل شود؟


در سال 2017، تنها 38% استارت آپ ها درصد رشد خود را طبق روندهای آماری گزارش دادند. و این قوی ترین نرخ رشد تمام دهه است. اکثر شرکت ها کوچک باقی می ماند زیرا رشد کسب و کار سخت است.

 

ماموریت داشته باشید

هیچکس با رویای فروش رشد نمیکند بیایید با آن رو به رو شوید. کسب و کار من تنها به فروش بطری آب ختم نمیشود. ماموریت من این است که آمریکا سالمتر بماند و این دغدغه مشتریان و کارمندانم نیز هست. وقت مشخصی را صرف توسعه و شفاف سازی هدف و ماموریت خود بکنید. اگر مردم درک کننند که جزئی از ماموریت شما هستند،آنگاه مقدمات رشد شما را فراهم میکنند.


 

ماشین هایتان را روغن کاری کنید

برای رشد باید بصورت کارآمد و موثر کار کنید. روی تکنولوژی ها سرمایه گذارید تا فرایندهای اجرایی مانند مدیریت موجودی، تخمین بینش مشتری و... اتوماتیک انجام شود. سرمایه گذاری در سیستم ها، افراد و فرایندها از اصول اولیه کسب و کار است و موجب حفظ عناصر اولیه کسب و کار، کسب مزیت های رقابتی و رشد میشود.

 

تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق

 حتما بخوانید: 10 عامل برای رسیدن به موفقیت تجاری در بازار کار​

       10 سایت خبری برتر ایران در سال1396


ریسک کنید

هسته مشتریان ما، مشتریان وفادار هستند. که میتوانیم خدمات بیشتری به آنها بدهیم. برخلاف نظر سرمایه گذاران میتوانیم آنلاین شاپ خود را راه بیاندازیم تا مشتریان بتوانند مستقیما از خودمان خرید کنند. نتایج مفیدتری به دست می آید نسبت به زمانی که خرده فروشان و توزیع کنندگان داشته باشیم. کمتر از دو سال، ارتباط مستقیم با مشتریان (DTC) و فروش به آنها 3/1 کسب و کارم را دربرگرفت.
استراتژی اصلی رشد 40% استارت آپ ها، بهبود روابط با مشتریان فعلی است. افرادی که در حال حاضر، مایل به خرید محصولات و خدمات موجود می باشند. ولی بگردید راهی پیدا کنید که بیش از این مثمرثمر باشد.


 

 افق دیدتان را گسترش دهید

فایده اصلی فروش مستقیم به مشتری، کسب داده ها و اطلاعات بیشتر از آنهاست. در استارت آپم فهمیده ایم که اکثر مشتریان در شرکت های تکنولوژی محور به کارند و به نوشیدنی ها و غذاهای سالم اهمیت میدند در نتیجه توانستیم با شرکت های آنها وارد مذاکره بشیم و قرارداد همکاری و فروش منعقد کنیم. چگونه میتوانیم به مشتریان هدف خود در راه بزرگتر و بهتر دسترسی داشته باشیم؟ افق های خود را فراتر از روشهای معمولی فروش گسترش دهید.


 

متفاوت عمل کنید

پارسال کرم ضدآفتاب بر پایه میوه تولید کردیم. لوازم آرایش را وارد خط تولید کردیم. در بازار جدید ورود کردیم و مخاطبان جدیدی را به دست آوردیم. در نتیجه جریان درآمدی جدیدی کسب کردیم. تنوع در محصولات نه تنها یک راه حل رشد شرکت است، بلکه باعث تقویت و ارزش سهام در بازار هم میشود. اگرچه ریسکی است ولی گر زمان بندی، محصولات و خدمات شما دارای قاعده منحصر به فرد باشد و با ماموریت و چشم انداز شرکت هماهنگ باشند موجب رشد در بازار فعلی میشوند.


 

قدم به قدم رشد کنید

رشد اتفاقی رخ نمیدهند. باید برای آن برنامه ریزی کنید و آماده استفاده از هرگونه فرصت پیش رو باشید. عموما استارت آپ ها قدم به قدم جلو میروند. محصولات و خدمات، ارتباط با مشتریان، عرضه کنندگان و تمامی اتفاقات بازار را مرحله به مرحله انجام میدهند. برای اطمینان از اینکه بر رشد تمرکز دارید حداقل 2ساعت در هفته به استراتژی های بالا فکر کنید. استارت آپتان فراتر از انتظار رشد خواهد کرد.



با سرمایه کم چه کارهایی می توانیم راه بیندازیم و کارآفرین باشیم؟


بیشتر افراد وقتی صحبت از راه اندازی یک کسب و کار به میان می آید، به دنبال تامین مالی و سرمایه اولیه هستند و اغلب به دلیل نداشتن سرمایه فراوان اولیه، ایده های خود را به آرزو تبدیل می کنند و در دل خود نگه می دارند و حتی آن را بیان نمی کنند. گاهی نیز قضیه برعکس است؛

سرمایه ای اندک و زیر 5 میلیون تومان در دست داریم اما ایده ای برای راه اندازی کسب و کار نداریم و فکر می کنیم که با این سرمایه اندک کاری نمی توان انجام داد، اما نمی دانیم که با سرمایه کمتر از 5 میلیون تومان هم می توان کسب و کاری آغاز کرد و به درآمد رسید.

بله این یک واقعیت است که تمام کسب و کارهایی که اطراف ما شکل گرفته اند، سرمایه های اولیه میلیونی و میلیاردی نداشته اند. قصد داریم در این مطلب درباره تعدادی از کسب و کارهایی صحبت کنیم که با کمتر از 5 میلیون تومان هم می توان آنها را تاسیس کرد.

در یک تقسیم بندی، کسب و کارها براساس قلمرو فعالیت به شش دسته تقسیم می شوند؛ مانند کسب و کارهای الکترونیکی، خانگی، خانوادگی، روستایی، کوچک، متوسط و بزرگ که البته از میان آنها کسب و کارهای کوچک، متوسط و بزرگ نیاز به سرمایه اولیه بیشتر از 5 میلیون دارند؛ بنابراین در ادامه از موارد دیگر مثال می زنیم.

 

رازهای کارآفرینی

حتما بخوانید: چگونه جذابیت مردانه داشته باشیم؟​

10 تمرین برای ایجاد شوق،شادی و هیجان در زندگی​


1)  با کسب و کارهای اینترنتی ،کارآفرین باشیم

فروش محصولات یا خدمات از طریق اینترنت را «کسب و کار اینترنتی» می گویند. تجهیزات مورد نیاز برای اینگونه کسب و کارها کامپیوتر، اینترنت و یک خط تلفن است که به وسیله آن می توان یک «فروشگاه اینترنتی» راه اندازی کرد.

به طور کلی برای راه اندازی یک سایت، هزینه ای کمتر از 2 میلیون تومان مورد نیاز است. از نمونه های بارز این کسب و کارها می توان به سایت های فروش شارژ کارت، سایت های تبلیغاتی و همچنین سایت هایی مانند isiarchive.com و «مدیر سبز» اشاره کرد.


 

2) کسب و کارهای خانگی

هر فعالیتی که در محل سکونت شخص انجام گیرد و با استفاده از وسایل و امکانات منزل راه اندازی شود، «کسب و کار خانگی» نامیده می شود؛ مشاغلی نظیر: «کارگاه تولید شمع تزیینی»، «بسته بندی مواد و فروش به سوپرمارکت های محله؛ یعنی خرید حبوبات به صورت فله و پاک کردن و بسته بندی و در نهایت فروش آنها»، «پرورش قارچ»، «ورمی کمپوست» و «تهیه غذاهای خانگی». تعداد بی شماری از کسب و کارهای بزرگ و موفق امروزی را می توان نام برد که از کسب و کارهای خانگی با سرمایه اندک آغاز کرده اند که از آن جمله می توان به محصولات غذایی بهروز (بهروز فروتن) و محصولات بیک (علی اکبر رفوگران) اشاره کرد.


 

3) کسب و کارهای خانوادگی

کسب و کارهایی که افراد یک خانواده و خویشاوندان راه اندازی می کنند. در این گونه کسب و کارها می توان سرمایه چند خانواده در فامیل را جمع آوری کرد و یک کسب و کار کوچک همانند کسب و کارهای خانگی در قالب یک کارگاه کوچک به راه انداخت؛ نمونه موفق اینگونه کسب و کارها را می توان در شهرهایی چون قم و اصفهان و در تولیدی های گز و سوهان مشاهده کرد.


 

4) با راه اندازی  کسب و کارهای روستایی،کارآفرین باشیم

آن دسته از مشاغل نوپا که در روستاها با هزینه های بسیار کم و منابع طبیعی زیاد قابل راه اندازی هستند که از آن جمله می توان به «پرورش گیاهان تزیینی»، «پرورش انواع حیوانات خانگی و پرندگان زینتی» و «گیاهان دارویی» اشاره کرد.

اینها واقعیت های اطراف ما هستند که اغلب، آنها را نادیده می گیریم؛ به علاوه مزایای خاصی برای کسب و کارهای اینچنینی وجود دارد که از آن جمله می توان به زودبازده بودن آنها، حمایت دولت و صندوق های کارآفرین و حتی برخی از بانک ها و موسسات مالی برای تامین سرمایه اولیه و گسترش این نوع مشاغل اشاره کرد.
 

دانلود PDF  مقاله :رازهای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق

مطالب مرتبط

نظرات