
در دورانهای گوناگون تعاریف گوناگونی ، با توجه به نیاز آن زمان برای مدیریت ارائه شده است :
سه موج مختلف از مدیریت را مرور می کنیم.
یعنی مدیریت در تاریخ خود سه دوره مهــــم را گذرانده است
در نگاه اول مدیریت اینگونه تعریف میشد :
"مدیریت یعنی: هنر انجام کار توسط دیگران "
این تعریف مربوط به مدیریت دوران ارباب – رعیتی میباشد ونظر ونگاه استثماری دوران گذشته از جانب مدیریت به زیردستان و کارکنان را بیان می کند .
در این دوران ، بهره برداری از تواناییها و نیروهای دیگران به نفع خود نوعی هنر محسوب می شد ، که بیشتر در حکومتها و مدیریتهای استثماری دیده میشد. و نتایج این نوع نگاه معمولا نتیجه استثماری بوده است .
ابزار قوی در این نوع نگاه برای استثمار بیشتر ، "تحمیق مردم" بود که به استثمارگران در استثمار بیشتر مردم کمک می کرد.

در نگاه و موج دوم ، ریشه این نگاه را در زمانی میتوان دانست ، که ملتها پس از انقلاب صنعتی در جستجوی منابع جدید برای سازمانهای خود بوده اند ، و کشورها با محدودیت سرمایه ها و منابع، روبرو بودند ( اقتصاد خرد و مدیریت خرد یا مدیریت سازمانها شکل گرفت )
در نگاه دوم ، علم مدیریت را اینگونه تعریف می کردند
"مدیریت یعنی : ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود."
همیشه منابع محدود است و نیازها نامحدود ،ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود در این نگاه ، مدیریت نامیده میشد .
و مدیر کسی بود که بتواند بهترین استفاده را از سرمایه ها و منابع محدود و در دسترس خود داشته باشد تا به بهترین نحوی به اهداف و نیازهای سازمان خود برسد.
"ملاکهای موفقیت مدیران در این تفکر و در این دوره
بهره وری بیشتر و نتیجه گیریهای ، مادی و عددی آنها بوده است ." در این دوره یعنی در زمانی که با محدودیتها ســروکار داشتیم انتظار ما از اعمال مدیر شامل
برنامه ریزی ، نظارت ،ارزیابی ، کنترل و بازرسی میشد ، همانطور که میبینید در این تعریف خبری از ارزشهای درون سازمانی و بیرون سازمانی نبود.
اکنون عصر دانایی و آگاهیست ، با افزایش دانایی در جامعه و با داشتن شهروندان و مخاطبین و مشتریان آگاه تر، که در عصر اطلاعات بوجود آمده است ، و هر لحظه در جریان اطلاعات و آگاهی های جدید است موج بسیار مهم و فراگیر بزرگی در مدیریت نیز شکل می گیرد :
موج سوم تاریخ مدیریت:
این موج مبتنی بر دانایی و آگاهی و شناخت ارزشهــا میباشد و راه حل ها و مکانیزمها و روشها در مدیریت در این دوره ، " پایه محکمی در دانایی و فرهیختگی دارد"
و اصل مهم آن :
مدیریت بر اساس ارزشهای انسانی و مسئولیتهای اجتماعی میباشد .
امکان ندارد امروز شما آلودگی محیط زیست تولید کنید و انتظار داشته باشید ، مورد تحسین مشتری باشید و سازمان موفقی داشته باشید ، امکان ندارد از نیروی کار زنان و کودکان به صورت استثماری ، و با دستمزد پایین استفاده کنید و مشتریان شما قهر و اعتراض نکنند.

در اواخر مارس سال2016 سازمان عفو بین الملل در گزارشی به فیفا اعتراض نمود که در کشور قطر نقض حقوق کارگران و کار اجباری و شرایط بد اقامتی ، برای کارگران در هنگام ساخت ورزشگاههای جام جهانی برای مسابقات سال 2022 اتفاق می افتد .
این حد از انتظار رعایت حقوق انسانها ، نشان می دهد که نه تنها مشتریان ما به رعایت این حقوق حساس هستند بلکه ، سازمانهای بین المللی هم تا چندین و چند لایه پایین تر ، خود را موظف بر نظارت می دانند تا در مقابل آنچه ارزشهای انسانی نامیده میشود ، نظارت داشته باشند .
در عصر ارزشها ، امکان ندارد شما از فضای رانت ، اجحاف یا انحصار ، پولهای مشکوک و ...در تولید و بازار استفاده بفرمایید و با قهر مخاطب و مشتری روبرو نشوید .
تغییرات بسیاری در اطراف ما ، در اثر انقلاب اطلاعات بوجود آمده و ارزشها را پر رنگ تر و مهمتر کرده است و نیکیها و بدیها ، از طرف شهروندان ، مردم ، مخاطبین و مشتریان ، جوابها و واکنشهای بزرگتری را در پی دارد . پس در اولین قدم : " ارزشهـــای کارکنان، مشتریان ومخـاطبین و جامعه خود را ، به خوبی بشناسید."
برنامهریزی به عنوان ((طرحی برای آیندۀ مطلوب و تعیین راههای مؤثر وصول به آن)) تعریف شده است. برنامهریزی وسیلهای است که مدیران با توسل به آن، وضعیت واحد یا سازمان تحت نظارت خود را در آینده پیشبینی و ابزار، وسایل، راهحلها و راهبردهای مناسب برای تحقق هدفهای از قبل تعیین شده را، فراهم میکنند.
سازماندهی یعنی شکستن هدف کلی و مأموریت اصلی سازمان در قالب هدفهای جزئیتر و وظایف واحدها به منظور تحقق هدف یا هدفهای از قبل تعریفشدۀ سازمان. در سازماندهی، وظایف، اختیارات و مسئولیتهای واحدها و پُستها مشخص میگردد و نحوۀ هماهنگی این متغیرها یا عوامل، معین میشود. سازماندهی نوعی فعالیت مستمر و مداوم است که مدیران همواره با آن روبرو هستند و منحصر به طراحی سازمان در هنگام شکلگیری آن نیز، نمیشود.

کنترل فعالیتی است که ضمن آن، عملیات پیشبینی شده با عملیات انجام گرفته، مقایسه میشود و در صورت وجود اختلاف و انحراف بین آنچه باید باشد و آنچه که هست، نسبت به رفع مشکل و اصلاح این نوع انحراف، اقدامات لازم انجام میگیرد. بر این اساس، کنترل
فعالیتی است که طی آن میبایستها با هستها، مطلوبها با موجودها و پیشبینی شدهها با عملکرد واقعی کارکنان مقایسه میشوند و با روشن شدن فواصل بین وضع مطلوب و وضع موجود، تصمیمات در مورد اقداماتی که باید جهت از بین بردن این فواصل انجام گیرند، مشخص میگردند.
یکی از مهمترین وظایف مدیریت و رهبری، جهت دادن و نفوذ بر اعضای سازمان میباشد. رهبری اثربخش مستلزم اِعمال نفوذ و اثرگذاری بر افراد است و مدیر اثربخش، بر افراد تحت نظارت خود تسلط دارد. ضمناً افراد نیز نفوذ و قدرت رهبر اثربخش را پذیرا هستند. قدرت عبارت است از توانایی اِعمال نفوذ بر دیگران و نفوذ نیز همان اَعمال مستقیم یا غیرمستقیم رهبر است که باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران میشود.
ارتباط تار و پود سازمان را به هم پیوند میزند و موجب یکپارچگی و وحدت سازمانی میشود. مسئولیت برقراری و حفظ شبکۀ ارتباطی سالم و اثربخش، بر عهدۀ بدنۀ مدیریت (یعنی کلیۀ مدیران در سطوح عالی، میانه و پایه) است. کلیۀ فعالیتهای مدیران بدون برخورداری سازمان از نظام ارتباطی اثربخش، فلج خواهد شد و امکان ادارۀ سازمان، از بین خواهد رفت. به هر حال، یکی از وظایف مهم مدیران هر سازمان، فراهم آوردن امکاناتی است که با بهرهگیری از آن امکانات، برقراری ارتباطات در سازمان، تسهیل میشود.
تصمیمگیری عبارت است از انتخاب یک راهحل از بین راهحلهای ممکن. بر این اساس، وظیفۀ اصلی مدیران هر سازمان آن است که در رابطه با هر مشکل، کلیۀ راهحلهای موجود را بررسی و بهترین راهحل را جهت رفع هر مشکل با مسئله، انتخاب کنند.
1٫ مدیریت سطح بالا که از هیئت مدیران، مدیر عاملان، یا اعضای هیئت اجرایی تشکیل شده است.
2٫ مدیریت سطح متوسط که از مدیرانی مثل مدیر کارکنان، تولید، فروش، بازاریابی، منابع، مالی و غیره تشکیل شده است.
3٫ مدیریت سطح پایین یا مدیران سطح عملیاتی که از سرکارگر، ناظر، کارگران روزمزد و غیره تشکیل شده اند.
مدیران سطح بالا به افرادی اطلاق می شود که جزء مقام های اصلی و اساسی شرکت هستند مثل هیئت مدیران، مدیرکل و سایر اعضای اصلی که مسئول عملکردهای سیستماتیک شرکت هستند. مدیرات سطح بالا به طور مستقیم کار اجرا نمی کنند. به طور کل برای یک شرکت بزرگ، عملکردها و مسئولیت های عمده و مهم را فرد نمی تواند انجام دهد، از اینرو نیاز به گروهی متراکم از اعضا است. مدیران سطح بالا باید بیشتر بر روی توانایی کارکنان هم در کیفیت کلی و هم تکنیکی متمرکز شوند. وظیفه آنها شامل خلاقیت، انگیزه، و حس
قضاوت است. این مدیران همچنین گروه سیاست گذار شرکت هستند که مسئول جهت کلی و فعالیت های شرکت می باشند.
ایجاد اهداف، سیاست ها و عوامل تعیین کننده لازم برای پیشرفت و توسعه هر چه بیشتر شرکت.
اجرای کامل و کارامد اهداف در شرکت و حفظ تعادل و توازن استراتژیک در کلیه اعمال انجام شده توسط مقام های بالاتر.
قرار ملاقات با بالاترین مقام شرکت مثل مدیران، روسای شرکت و از این قبیل.
بازبینی کار کلیه پرسنل در همه سطوح.
عملکرد مدیریت رده بالا فراهم آوردن توصیفی دقیق و جزء به جزء از طبیعت و ذات فعالیت های خود می باشد. اهداف نیز ممکن است جزئی باشند مثل تخصص در کار، قیمت گذاری رقابتی، بازاریابی و رابطه بین مشتریان، کارکنان و عموم.
مدیریت رده متوسط شامل اجرای سیاست ها و برنامه هایی است که توسط مدیران رده بالا تعیین شده است. این سطح مدیریت شامل مدیران هر بخش و سایر اعضای هیئت اجرایی می شود که کارکنان را به سمت اهداف تعیین شده هدایت کرده و منابع لازم را برای انجام کار دراختیار آنها قرار می دهند. این گروه مسئول اجرای سیاست ها در سازمان هستند. در این سطح، مدیران باید عملیات ها، دستورالعمل هایی که از طرف مدیران رده بالاتر داده شده را برنامه ریزی کرده، منابع لازم را جمع آوری کرده و کار کارکنان را کنترل کند.
این مدیران مسئول هدایت کلیه عملکردهای هر بخش می باشند؛ آنها راهنمایی ها و ساختارهای لازم را در جهت اهداف شرکت تامین می کنند.
اعمال و وظائف مدیران رده متوسط از این قرار است:
دنبال کردن قوانین و سیاست های تعیین شده توسط مدیران برتر.
انگیزه دادن به پرسنل برای تولید و بازدهی بیشتر.
جمع آوری گزارش تجزیه و تحلیلی جزء به جزء از شرکت و پرسنل.
درک متقابل با بخش های دیگر شرکت.
ارائه پیشنهاد به مدیران رده بالا.
این مدیران پایین ترین رده مدیران شرکت هستند که شامل سرکارگرها و ناظران اجرایی است که تعدادی کارگر به آنها برای انجام پروسه طبق برنامه کمک میکنند. مقام و مسئولیت آنها در شرکت معمولاً کمتر با کارکنان دیگر مقایسه می شود. آنها باید قوانین و راهبردهای تعیین شده توسط مدیران رده های بالاتر را دنبال کنند. اهمیت عملکردهای این سطح مدیریت را نمی توان نادیده انگاشت. اگر کارگران و کارمندان رده پایین نتوانند خوب کار را بفهمند و بدانند که چه باید بکنند (که فهماندن آن وظیفه همین مدیران رده پایین است) برنامه ها و اهداف مدیران رده بالا با شکست مواجه خواهد بود.
کیفیت و کمیت کاری که انجام می شود به عملکرد کارگران این سطح دارد و اینکه آنها برای رسیدن به اهداف شرکت تا چه حد تلاش کرده اند. ناظران این سطح باید استانداردهای کیفیت محصولات تولید شده را حفظ کرده و برنامه ها را خوب به کارگران منتقل کنند. آنها همچنین مسئول حفظ احترام و نظم میان خود و افزایش روحیه کار میان کارگران هستند.
داستان موفقیت های بزرگ مملو از اقداماتی است که باعث شده افراد موفق نظیر بیل گیتس، وین دایر، محمد علی کلی، استیو جابز و …پیش از سایر افراد جامعه حرکت کنند. اصول افزایش اعتماد به نفس تقریبا در هر جنبه ای از زندگی ما بسیار ضروری است و یکی از نکات مهم در توسعه فردی است. اما بسیاری از مردم هنوز برای دستیابی به آن در تلاش اند. متأسفانه این مسئله می تواند مانند افتادن در یک لوپ بی نهایت و بی نتیجه باشد: افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند به سختی به موفقیت دست می یابند.

حتما بخوانید: 10 سایت برتر قرآن کریم درسال 1396
اصول افزایش اعتماد به نفس یک جور طرز فکر مثبت راجع به خودتان و تواناییهایتان است و درست همان موقعی که همه چیز به هم میریزد، میتواند به فریادتان برسد و به شما کمک کند تا در برابر مشکلاتتان قوی باشید. بزرگترین و موفقترین آدمهایی که میشناسیم هم گاهی اوقات دچار کمبود اعتماد به نفس میشوند. برای تقویت اعتماد به نفس، مثل هر توانایی و مهارت دیگری باید تمرین داشته باشید تا بتوانید آن را مدیریت کنید، اما وقتی بتوانید خودتان افسار را به دست بگیرید، پیشرفت میکنید و زندگیتان از این رو به آن رو میشود.
اصول افزایش اعتماد به نفس ابزاری است که میتوانید در زندگی روزمره برای هر کاری مثل افزایش اطمینان به خود، مدیریت ترسها و انجام کارهایی که واقعا برایتان مهم هستند، از آن استفاده کنید، اما تعداد کمی از افراد میدانند اعتماد به نفس مثل یک عضله است و برای تقویتش باید همیشه از آن استفاده کرد، یعنی اگر آن را به کار نبرید، تحلیل خواهد رفت.
خبر خوب اینجاست که داشتن اعتماد به نفس قابل یادگیری و اکتسابی است. اینکه شما بر روی ارتقا اعتماد به نفس خود کار می کنید و یا دیگران را برای رسیدن به آن یاری می کنید، هردو ارزشمند است.
در زیر به14 اصول اشاره می کنیم که می تواند برای اصول افزایش اعتماد به نفس در افراد مثمر ثمر باشد
یکی از بهترین روشها برای اصول افزایش اعتماد به نفس این است که از مقایسهٔ خود با دیگران دست بردارید. مشکل اینجاست که شما فقط قسمت کوچکی از شخصیت آن فرد را که در حال مقایسهاش با خودتان هستید میبینید. هر شخص به صورت متفاوتی فکر میکند، درک میکند، احساس میکند و یاد میگیرد. شما تنها فرد در این جهان هستید که قابلیتی خاص دارید. منظور من تواناییهای خارقالعاده نیستند بلکه روش و راهی است که شما برای حل یک مسئله از آن استفاده میکنید.
حتما بخوانید: کاریزما چیست؟
آیا صدای درونتان از شما انتقاد و عیبجویی میکند و شما را آزار میدهد؟ به نظرتان اگر دشمن خودتان باشید، میتوانید کاری را بهخوبی انجام دهید؟ اگر با خودتان به نحوی صحبت میکنید که هرگز با شخص دیگری به آن طریق صحبت نکردهاید، جلوی این کار را بگیرید.
اگر در حال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه نمایید، فردای شما هم تضمین خواهد شد. اگر عمر خود را در حسرت دیروز یا نگرانی فردا سپری کنید، لحظهها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا نیز میباشد.

حتما بخوانید: تجسم خلاق چیست؟
خلاقیت چیست؟افراد خلاق چگونه هستند؟
سخنرانان خوب، با اصول افزایش اعتماد به نفس، با ثبات و با یک ریتم مناسب صحبت میکنند. آنها یاد گرفتهاند در صحبت کردن تأثیرگذارتر باشند، به جای اینکه حین سخنرانی تپق بزنند و گیر کنند، شمرده حرف میزنند و بین صحبتهایشان مکث میکنند.
مثبت اندیشی باعث بهبود اصول افزایش اعتماد به نفس میشود. این مساله باعث میشود تا نقاط قوت دیگران را نیز ببینید و از آنها نیز تعریف کنید. اما تعریف از نقاط مثبت دیگران چه ارتباطی با تقویت خود باوری در شما دارد؟
تعریف شما از دیگران باعث میشود که دیگران نیز اینگونه با شما رفتار کنند و از شما و نقاط قوت شما تعریف کنند. افرادی که از نقاط قوت شما تعریف میکنند، مانند یک ذره بین، رفتارهای مثبت شما را بهتر نشان میدهند و این امر پیشرفت و افزایش روحیه را برای شما به همراه دارد و باعث میشود خود را بیشتر باور کنید.
این کار باعث میشود جریان خون از قلب به مغز (خون شریانی) و از مغز به قلب (خون وریدی) به آسانی انجام پذیرد. حجم ریهها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود. راههای هوایی از قبیل نای، نایژهها، حلق و بینی تا حدودی در یک امتداد قرار گیرند و تنفس، راحتتر شود، میزان دید بیشتر شود، به برازندگی ظاهری شخص کمک کند و از همه مهمتر، اصول افزایش اعتماد به نفس شخص را زیاد میکند.
در همان دفتر که داستان در حال تغییر و تحول زندگیتان را یادداشت میکنید، لیستی از فعالیتهایی که در آنها خوب هستید یا از آنها لذت میبرید تهیه کنید و بکوشید بیشتر آنها را انجام دهید. آنها میتوانند در شما احساس کارآمد و شایسته بودن ایجاد کنند یا خوشحالتان کنند. به هر حال آنها را شناسایی کنید، لیستی جمع آوری کنید و آنها را تکرار کنید.
گوشه گیر بودن را کنار بگذارید و روابط اجتماعی خود را تقویت کنید. مطمئن باشید که این مسئله در اصول افزایش اعتماد به نفس شما تاثیر بسزایی دارد زیرا روابط افراد یکی از مهمترین قسمتهای زندگی هر فردی است. پس، از همین حالا شروع کنید و روابط اجتماعی خود را تقویت نمایید.

حتما بخوانید: 25 شغلی که با آن میتوانیدبه درآمد میلیونی برسید
یکی از مهمترین مقاومتها در زندگی این است که به نظر ما نقدها دسترسی خاصی به روح ما دارند و تا زمانی که از هویت آنها مطمئن نباشیم اجازهی ورود به آنها نمیدهیم و پس از بررسی، از آنها میخواهیم بهسرعت ما را ترک کنند. اجازه دهید انتقادها وارد شوند و از فرد منتقد تشکر کنید.
برای برخی افراد این جمله به معنای بهتر خوردن، تلاش برای بهتر خوابیدن و ورزش منظم است. خودتان را برای رسیدن به وضعیت ظاهری مناسب متعهد و ملزم کنید، این کار به شما نظم، پشتکار و مواجه شدن با چالش ها را میآموزد. بسیاری از ویژگیهای خوب با تلاش برای رسیدن به یک هدف به وجود میآیند.
فردی مهربانتر و محتاطتر باشید. کاری را که فکر میکنید صحیح است انجام دهید. هر زمانی که خودپسند، کوته فکر، بیرحم، ناصادق و فریبکار باشید بیشتر از هر کسی خودتان آسیب میبینید، زیرا دیگران میتوانند از شما دور شوند، اما خودتان نمیتوانید از خودتان فاصله بگیرید.
وقتی ظاهرتان خوب باشد احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت. لباسها و لوازم مناسب انتخاب کنید، زندگی و کارتان را جوری نظم و ترتیب بدهید که در خور شخصیت شما باشد و احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید، همهی اینها باعث تقویت اصول افزایش اعتماد به نفس شما میشود. لباستان باید طوری باشد که موفقیت را نشان بدهد. لوازم شخصی شما نشاندهندهی شخصیتتان هستند پس در انتخابشان دقت کنید.
همه ما در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و موانع موجود در زندگی هستیم. اجازه ندهید که این موانع اعتماد به نفس شما را از بین ببرد. آنها را مانند یک فرصت بدانید تا بتوانید بهتر از پس حل کردن آن ها برآیید.
غلبه بر ناسازگاری ها قدرتی به شما می دهد تا اصول افزایش اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. بهترین آثار موسیقی، هنری و متون ادبی توسط کسانی خلق شده که عمق ناامیدی، از دست دادن و احساس خالی بودن را تجربه کرده و بر آنها غلبه کرده اند. تجربه غم و از دست دادن و سپس غلبه بر آنها منجر به امید و پیروزی می شود. این امر شما را به موجودی منعطف تبدیل کرده و تبدیل به چیزی بیش از آنچه بودید می شوید.
دانلود PDFمقاله:14 اصول افزایش اعتماد به نفس درمقابل دیگران
بسیاری از مردم فکر می کنند که سالم بودن کار دشواری است ، که این امر ماه ها همراه با رژیم در سالن بدنسازی همراه است. با این حال، این حقیقت ندارد. با کنترل فعالیت های روزانه خود، هر کسی می تواند سالم باقی بماند. آنقدر که فکر می کنید سخت نیست.
تغذیه سالم یکی از فاکتورهای مهم برای سلامت است .طبق نظر پزشک متخصص تغذیه داشتن رژیم غذایی مناسب برای سلامت بسیار مهم است. در این بخش فعال بودن ، لذت بردن از کار ، مفید بودن در جامعه هورمون های سالمی ترشح می کند. بدن شما نشان می دهد که چه چیزی برایش خوب و چه چیزی بد است برای اینکه سالم باشید نیاز دارید که به بدنتان گوش کنید.
همیشه سالم باشیم همه به فکر این موضوع هستند که چگونه کاری کنند که طول عمرشان بیشتر شود. بسیارند کسانی که در طول زندگی تماما مشغله دارند. در این مطلب راهکار های ساده اما کارساز را به شما معرفی می کنیم که با به کار گیری از آنها سلامت خود را دو چندان می کنید.
امید به زندگی در میان مردم در تمام دنیا رو به افزایش است. در حال حاضر دستیابی به عمر طولانی توام با سلامت آرزویی دور از دسترس محسوب نمی شود. اگر کسی بخواهد سالم و سلامت به مدت طولانی عمر کند باید برخی از اصول را رعایت کند. این اصول عبارتند از: تغذیه سالم، ورزش منظم، پرهیز از مصرف سیگار و الکل و تا حد امکان پرهیز از استرس و اضطراب . در این مطلب به برخی از این اصول تغذیه ای اشاره ای خواهیم داشت.
حتما بخوانید: 14 عوامل کلیدی موفقیت کارآفرینی برای افزایش کسب و کار شما
به گفته متخصصان تغذیه مواد غذایی حاوی چربی امگا3 ضد پیری هستند. اگر موادغذایی حاوی امگا3 به صورت روزانه مصرف شوند به پایین آوردن کلسترول کمک کرده، موجب بهبود عملکرد سلول ها شده و جلوی التهاب را می گیرند که در نتیجه خطر ابتلا به سرطان، سکته مغزی و حمله قلبی کاهش می یابد. مغزگردو، دانه گیاه برزک و برخی از انواع سبزی ها حاوی امگا3 هستند ولی بهترین منبع آن غذاهای دریایی است. مطالعات منتشر شده در
ژورنال تغذیه ایالات متحده نشان می دهد، امگا3 موجود در ماهی های چرب آب های سرد برای سلامت مغز بی نهایت مفید هستند.
توصیه: هفته ای یک بار ماهی سالمون یا یک ماهی چرب دیگر را در برنامه غذایی خود لحاظ کنید؛ در عین حال مصرف روزانه اسفناج، گردو روغن سویا، دانه برزک یا کلم پیچ را فراموش نکنید.
حتما بخوانید: آموزش خود هیپنوتیزمی
2- صبحانه : هرر روز صبحانه متفاوت بخورید و روزتان را با آرامش آغاز کنید وقتی شروع به کار کردید حدود ساعت 11 یک فنجان چای یا قهوه بنوشید و استراحت کنید و می توانید یک موز کوچک یا غذاهای سبک بخورید که انرژی مورد نیاز را تامین می کنید .
3- نهار :زمان ایده آل برای صرف نهار 1 تا 1/30 بعدازظهر است و سعی کنید در وعده نهار از برنج و سبزیجات استفاده کنید و همین طور مصرف کشک در انتهای وعده غذایی موجب می شود هضم بهتری داشته باشید بعد از نهار نیم ساعت استراحت بسیار حائز اهمیت است . بعضی افراد در این زمان چرت کوتاهی می زنند و انرژی را برای بقیه روز تامین می کنند.
4- میان وعده : حدود ساعت 5 تا 5:30 دقیقه بعد از ظهر زمان مناسبی برای مصرف یک میان وعده سبک است که انرژی مورد نیاز را تامین و شکم را پر نگه می دارد و همچنین سطح قند را هم طبیعی حفظ می کند.
5- شام : شام همیشه باید سبک باشد و بیشتر نان و سبزی مصرف کنید و از خوردن برنج اجتناب کنید چون حاوی کربوهیدارت فراوانی است ، بعد از شام حتما قدم بزنید و مستقیم به رختخواب نروید.

هر روز چند حرکت کششی انجام دهید. اگر روزانه 10 دقیقه و هفته ای 3 تا 5 بار نرم بدوید، ماهیچه هایتان قوی می ماند و سلامتی همراه شما خواهد بود. یادتان باشد آهسته و پیوسته ورزش کنید. یک ساعت دویدن و بعد، یک ساعت استراحت کردن ممکن است باعث گرفتگی عضلات شود.
از آنجا که جسم و روان ارتباط عمیقی با یکدیگر دارند و اختلال سلامت در هر یک از اینها سلامت دیگری را به خطر می اندازد . امروزه متاسفانه به نظر می رسد نوع مردم به ویژه در شهر های بزرگ و صنعتی آنها را از نیاز های طبیعی خود دور کرده است و در نتیجه زمینه را برای ابتلا به بیماری های روانی آماده می کند شواهد زیادی نشان می دهد که اغلب مردم از نظر سلامت روانی و جسمی در حد مطلوب نیستند.
در صورت بی توجه ای به امر پیشگیری و درمان بیماری های روانی این بیماری و بسیاری دیگر از بیماری های مزمن و پایدار می شوند و برای همیشه افراد را در زندگی اجتماعی دچار مشکل می کند.متخصصان و سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده اند که برای رفع اختلالات روانی در کنار دار و درمانی باید ورزش هم کرد. به این گونه به نظر می رسد شرکت منظم افراد در فعالیت های بدنی و ورزش ضمن پیشگیری از ابتلا به بیماری های جسمی و روحی ، زمینه مناسبی را برای افزایش کیفیت زندگی انسان فراهم می آورد.
ورزش عامل خود باوری – تقویت اراده و احساس موفقیت و شادابی است و تخلیله هیجانی و دوری از گوشه گیری و افزایش عزت نفس را بدنبال دارد.
ورزش انسان را از حالت بی تفاوتی و افسردگی بیرون می آورد و باعث نشاط و امیدواری وی می گردد.
حتما بخوانید: 10 سایت برتر پزشکی-سلامتی در سال 1396
ما همیشه آرزو داریم تندرست بمانیم و عمری طولانی داشته باشیم .متاسفانه این ارزو گاهی بدلیل عدم رعایت بهداشت بر آورده نمی شود. دلایلی وجود دارد که می توان باور کرد که اگر از جسم و روان خود به خوبی مراقبت کنیم . می توان عمری طولانی داشت . زیست شناسان معتقدند که انسان و سایر حیوانات باید مدتی در حدود 5 برابر سال هایی که رشد جسمانی آنها طول می کشد عمر کنند.
بیشتر ناتوانی های جسمی و فشارهای روحی باعث پیری زودرس و احیانا مرگ می شود رمز زندگی سالم و عمر طولانی را باید در عادات و رفتارهایی مثل ورزش – رژیم غذایی مناسب و کاهش استرس جستجو کرد.
سلامت و شادابی افراد وابسته به حرکت و جنب و جوش است. بعد از فعالیت بدنی در مغز ماده ایی به نام مرفین ترشح می شود که باعث نشاط و شادابی خواهد شد.و این نشاط و شادابی باعث سلامت روح و جسم می شود.
پیشگیری همیشه مقدم بر درمان است کم تحرکی ما در همه حال باعث بیماری و کسالت می شود وزش باعث جلوگیری از پوکی استخوان می شود کسانیکه در سنین کودکی و نوجوانی ورزش نمی کنند در میانسالی به این عارضه مبتلا می شوند.
ورزش باعث افزایش توان عضلات می شود.در ستون فقرات ضعف عضلات شکم باعث فشردگی مهره ها بر روی دیسک ها خواهد شد. ورزش باعث افزایش جریان خون در اندام ها می شود ودر نتیجه از سکته های قلبی جلوگیری می کند. شرکت در فعالیت های ورزشی احساس مسئولیت شجاعت را به فرد می دهد

حتما بخوانید: حریم خصوصی زن و شوهر در زندگی مشترک
ورزش خون بیشتری را به مغز می رساند وقتیکه اکسیژن خون بیشتر شود رفتار و اخلاق افراد نیز بهتر می شود. ورزش سطح نمک را در مغز پایین می آورد و باعث بهتر شدن کیفیت خواب می گردد.ورزش باعث ترشح ماده ای به نام مرفین می شود که باعث نشاط و شادابی افراد خواهد شد. در ضمن ورزش توان بدنی و تقویت عضلات را به همراه دارد ورزش باعث تناسب قد و وزن و کاهش چربی های مضر در بدن می شود.
از طرف دیگر با ورزش کردن بدن مقاومت تر می شود و از ورود میکروب به ان جلوگیری می شود و مواد زائد و مسموم حاصل از غذا ها از بدن دفع می گردد.
فروید در تحقیقات خود تأکید می کند که افراد در انواع ورزش ها با ابراز احساسات ناخود آگاه تلاش خود را برای تسلط بر موقعیت های ناخوشایند انجام می دهند ورزش انسان را قادر می سازد تا بر شرایط نامساعد تسلط یابد.
ورزش باعث می شود تا تمایلات فردی تحت تأثیر خواسته های گروهی قرار گیرد و افراد کم مهارت و ضعف حمایت شوند . و روابط خوب انسانی رشد می یابد و روحیه انصاف و عدالت و ادب و احترام به قوانین در افراد شکل می گیرد.
تمرینات سبک و کم فشار ورزشی باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود این سیستم بدن را در مقابل بیماری های عفونی محافظت می کند تحقیقات نشان می دهد که ورزش مقاومت بدن را در مقابل بیماری های بدخیمی مثل سرطان را بالا می برد.
این شگفت انگیز است که قدرت ذهن ما بر روی همه چیز در زندگی ما تاثیر می گذراد. یک پیچیدگی ساده مثبت در یک وضعیت می تواند یک مانع را به یک فرصت تبدیل کند. نه تنها ذوق بیشتری برای زندگی دارید ،سیستم ایمنی بدن شما در زندگی روزمره می تواند با سرماخوردگی و بیماری های قلبی بهتر مبارزه کند. هاروارد دروغ نمی گوید.
برای شروع این مرحله دشوار، روی قدردانی تمرکز کنید. هنگامی که به فکر کردن درباره چیزهای بدی که در اطراف شما هستند می پردازی، سریعا متوقف کنید. آن را حذف کنید. به دو مورد از چیزهایی که برای آن سپاسگزارید فکر کنید. در نهایت، ذهن شما این الگو را متوجه خواهد شد و منفی ها را قبل از اینکه شما به طور آگاهانه آن را انجام دهید متوقف می کند
این بدان معنا نیست که “با زندگی خود منطبق باشید” – به این معنی “خودتان راضی باشید”. اگر شما در رژیم غذایی هستید، به خودتان اجازه بدهید کمی از آنچه که اشتیاقش را دارید اتفاق بیفتد.. اگر تماشای دختران طلایی برای سه ساعت در شب جمعه بینظیر است، انجامش دهید.. تمام چیزهای کوچکی که شما را خوشحال می کند، انجام دهید.
شادی شما ارزشمند است اگر شما خوشحال نیستید، کاملا سالم نیستید. این زمانی است که ما سرمان را مستقیم گرفته ایم و می توانیم به همه چیز حمله کنیم. اگر کار، خانواده، دوستان، رابطه و پول شما را خراب کرده است، انتخاب بین جیب گرم و آن شیرینی گندمی واقعا مهم نیست!
هنگامی که ما بر اهداف غیر قابل دستیابی متمرکز هستیم، ناامید و تنبل می شویم. پس ، چرا برای رسیدن به چیزی که هرگز اتفاق نخواهد افتاد تلاش می کنید ؟ ذهنیت سالم باید در اینجا و همیشه باشد.مطمعنا باید برای آینده نگرانی داشته باشیم، اما نباید با آنچه تاکنون اتفاق افتاده و یا نداشتید، مشغول شوید.
ازلحاظ عاطفی سالم باشید. هنگامی که شما در سفر به جای مقصد به مراحل سفر خود تمرکز کنید آسان تر می شود. اگر میخواهید از بزرگ راه بروید، تمرکز خود را بر تصمیم بعدی خود بگذارید. سپس بر روی اطمینان خود تمرکز کنید، سپس روی حرکت کردن تمرکز کنید، و غیره. حال، همیشه قبل از آینده می آید، تمرکز بر روی آنها را یاد بگیرید.
حتما بخوانید: رازهای جوان ماندن با این خوراکی ها
همه ما افرادی را میشناسیم که به نظر می رسند انرژی مارا میگیرند، اما با این حال ما با آنها دوست هستیم زیرا آنها یک تلویزیون خوب دارند و یا به خاطر… ما خسته شده ایم.. متاسفانه، برای سلامت عاطفی ما، باید بروند. آنها ما را خوب نمی شناسند و ما آن را می دانیم – ما فقط آن را نادیده می گیریم تا از موقعیت های ناخوشایند جلوگیری کنیم. سلامت روانی خود را بخواهید و این کار را انجام دهید.. در بلند مدت شما خوشحال خواهید شد.
خلاقیت فردی، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود؛ فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید - اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت - تولید می شود. تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد. در مطالعه پیرامون خلاقیت فردی، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:
1. اول آن که خلاقیت فردی می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده های گذشته، اساس خلاقیت های تازه است.
2. دوم این که خلاقیت فردی امری انحصاری است و حاصل تلاش فردی و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست؛ از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.
خلاقیت فردی، مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است؛ چیزی که یکی از روان شناسان، به نام گیلفورد، آن را «تفکر واگرا» نامید؛ تفکری که به گونه ای متفاوت از جریان عام فکری جامعه، در حل مسائل، نمود پیدا می کند.
به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد.
حتما بخوانید: 10 روش اثبات شده در مورد چگونگی ثروتمند شدن
باوراشتباه اول: گروه اول خلاقیت را همان هوش می پندارند که این در واقع باوری اشتباه است که در تحقیقات و مطالعاتی که شده به آن اشاره شده
به طور خلاصه موارد زیر برخی از نتایجی است که از پژوهش های مختلف در مورد هوش و خلاقیت فردی به دست آمده است و در این پژوهش ها ارتباطی میان افراد باهوش و خلاق دیده نشده است
هوش و خلاقیت فردی دو کیفیت متفاوت هستند
هر فرد باهوشی لزوما خلاق نیست
همه ی افراد خلاق حتما از هوش بسیار بالایی برخوردار نیستند
برای خلاق بودن به حداقلی از هوش نیاز است
باور اشتباه دوم: عده ی زیادی معتقد هستند افراد خلاق انسانهایی خاص و استثنایی هستند و خلاقیت را منحصر به نوابغ، مخترعان و دانشمندان میدانند.
.jpg)
به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.
در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.
در کار اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند.
اضطراب و دلواپسی شان در کمترین حد است.
استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.
استبداد رأی در آنها در کمترین حد ممکن است.
موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.
تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.
میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.
حتما بخوانید: افسردگی بعد از زایمان و درمان آن
به نظر می آید که ویژگی های یاد شده، این حکم را که هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می کند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می کنند که از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که انسان های بسیار خلاق، با کسانی که دارای قوه خلاقیت متوسط یا کم هستند، تفاوت دارند. «کروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فکری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد.
ورزش کردن و استراحت دادن به مغز نیز فکر خوبی است. گاهی اوقات هرقدر تلاش میکنید و به ذهن خود فشار میآورید، حتی یک فکر کوچک خلاقانه نیز جرقه نمیزند. در این مواقع بهتر است به سراغ ورزشهایی مانند پیاده روی، یوگا یا سایر ورزشها بروید و در حین ورزش سعی کنید، به ایدههایی جدید دست بیابید. این کار نوعی استراحت ذهنی است که غیرمستقیم شما را در مسیر خلاقیت قرار میدهد

کودکان هیچ مرزی برای خلاقیت فردی قائل نیستند. آنها بیملاحظه و بدون هیچ فشاری ایدههای جدید خلق میکنند. برای افزایش خلاقیت باید مشابه کودکان عمل کنید. کودک درونتان را بیدار کنید و به آن بالوپر بدهید. بگذارید ذهن به هر کجا که میخواهد برود. آن را محدود نکنید و اجازه بدهید به پرواز دربیاید و تا جایی که میتواند حرکت کند.
کودکان همهچیز را به چشم بازی نگاه میکنند. شما نیز باید از این ویژگی الگوبرداری کنید. تلاش کنید تا جنبهی مفرح هر کاری را درنظر داشته باشید. بهجای اینکه هر روز مانند جنازهای متحرک به سر کار بروید،
برای افزایش خلاقیت فردی میتوانید از کشیدن ایدهها و برنامهها روی کاغذ نیز استفاده کنید. حتما برای شما هم پیش آمده است که در گوشهی دفتر یا کتابتان شروع به کشیدن طرحهایی ناخودآگاه و ذهنی کردهاید. این کار در افزایش خلاقیت فردی بسیار مؤثر است؛ بهویژه اگر شیوهی تفکر شما بصری باشد، کشیدن طرحهای ذهنیتان باعث میشود تا سریعتر و بهتر میان بخشهای مختلف ذهنتان ارتباط برقرار شود. ایجاد شبکهی ارتباطی میان بخشهای مختلف مغزی، خلاقیتتان را روی غلتک میاندازد و به ایدههای نابتری خواهید رسید.
حتما بخوانید: 8 مرحله مهم برای رسیدن به اهداف زندگیتان
نوشتن کمک میکند آزادانه خود را بروز دهیم، به وضوح و روشنی نسبت به خود و اهدافمان دست یابیم و ایدههای جدید خلق کنیم. فقط شروع کنید به نوشتن و به این فکر نکنید که میخواهید چه بنویسید یا چقدر خوب میتوانید کلمات را روی کاغذ بیاورید. خود را ویرایش نکنید، فقط بنویسید. اگر نیاز به فکر کردن بیشتر دارید، میتوانید کلمات یا عباراتی، چون اهداف، نقاط قوت من و … بنویسید و سپس از همان جا شروع کنید.
صرف اینکه بزرگ شدهایم به این معنا نیست که نباید بازی کنیم. دکتر استوارت براون موسس انجمن ملی بازی، بازی را با اکسیژن مقایسه میکند: دورتا دور ما پر از بازی است، اما تا وقتی آنها را داریم نادیده میگیریم و به آن توجهی نمیکنیم.
جنبههای بازیگوش شخصیت خود را پرورش دهید، بدین صورت احساس لذت و خلاقیت فردی بیشتری خواهید کرد. برای شروع به بازی این ایدهها را به کار ببرید: قصد کنید که بیشتر بازی کنید، چیزهای سرگرم کننده اطراف خود نگه دارید (مانند پازل، دفتر نقاشی، هولاهپ و …)، به یک کلاس ورزشی در باشگاه نزدیک خود بروید یا یک کلاس هنری را شروع کنید، با حیوانات بازی کنید و بچههای کوچک را دور خود جمع کنید.

نه فقط رسانههای اجتماعی، بلکه خانواده و دوستان و حتی دلمشغولیهای ذهنی ما هم اغلب اوقات مزاحم تمرکز و کارکرد بهینهی ما هستند. اگر آگاهانه تصمیم نگیرید که کارتان را اولویت اول خود قرار دهید، نمیتوانید همهی پتانسیل خود را به مرحلهی عمل برسانید.استفاده از رسانههای اجتماعی و مرور اخبار را به حداقل برسانید. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که بهطور مداوم اخبار و اطلاعات را پیگیری میکنند، بیدلیل مغزتان را به پردازش افکاری وادار میکنید که کمکی به شما نخواهند کرد.
حتما بخوانید: اصول موفقیت در روابط زناشویی
خلاقترین افراد در هر زمینهای، کسانی هستند که دانش فوق العادهای دارند. افراد خلاقی مثل اینشتین، در زمینهی کاری خودشان متخصص بودهاند.
در دنیای امروز با وجود گوگل و امثال آن، این تصور وجود دارد که اطلاعات موردنیاز را میتوان در هر زمان و مکانی در اختیار داشت و نیازی به درون سپاری نیست. اما اگر مجبور باشید که برای هر چیزی جریان کاری خود را قطع کرده و به دنبال اطلاعات موردنیاز بگردید، سر رشتهی امور را مدام از دست میدهید و نمیتوانید به خوبی ایدهها را دنبال کنید.
برای به حداکثر رساندن دانش خودتان باید عادت کنید که همه چیز را برای خودتان توضیح دهید.
به عنوان مثال زمانی که یک ویدیوی آموزشی یا انگیزشی میبینید، احساس میکنید تمام آنچه گفته شده را درک کردهاید. اما اگر پس از مدتی تلاش کنید آنچه آموختهاید را برای شخص دیگری توضیح دهید، متوجه خواهید شد که احساسِ درک مطلب شما بازتابی از تسلطِ سخنران بر موضوع بوده و آنطور که فکر میکردید همه چیز را درک نکردهاید. اگر پس از چنین ویدیوها یا سخنرانیهایی، همه چیز را برای خودتان توضیح دهید، به مرور زمان در مورد درک مطالب و تسلط بر آنها، تغییر را احساس خواهید کرد.
فقر اقتصادی ناشی از عدم توانایی اقتصادی یک فرد یا گروه های انسانی است، جهت برآورده ساختن نیاز های مبرم و تدارک حد اقل ما احتیاج لازمزندگی خویش. بنابر متغییر بودن نیاز های انسانی در زمان و مکان مختلف، حدود و معیار فقر نیز تغییر مینماید ، ولی با گسترش روابطِ جوامع بشری وتسریع ارتباط میان آنان ـ که در نتیجه دست آورد های علمی ـ تخنیکی معاصر ممکن گردیده ـ سازمان ملل متحد بدون در نظرداشت اختلاف مکانی، « خط فقر» را برای کشورهای درحال رشد، عاید یک دلار در روز، برای یک نفر ، تعیین نموده است. اگرچه این معیار نیز بعضاً مورد مناقشه است. کشورهای پیشرفته صنعتی، درین زمینه معیارهای خود را دارند. مثلاً ایالات متحده امریکا در سال 2002 خط فقر را در این کشور 6.12 دالر، برای یک نفر در روز، تعیین نموده است.
عوامل فقر را به « عامل حقیقی»، « عوامل مصنوعی» و « عوامل طبیعی» تفریق نموده اند.
عامل حقیقی فقر را در کشورهای مختلف، کمبود منابع و امکانات اقتصادی این کشور ها به تناسب نفوس آنها، میدانند. نقش این عامل باالتدریج تضعیف میگردد زیرابا تسلط تدریجی انسان بر طبیعت ـ که در نتیجه دسترسی انسان به علوم و تکنالوژی معاصر ممکن گردیده و ارتقا می یابد ـ جوامع بشری قادر گردیده اند منابع و امکانات موجود اقتصادی خویش راانکشاف داده و یا استفاده بهتر از آن بنمایند.
عوامل مصنوعی فقر در کشور ها را، میتوان به عوامل داخلی و عوامل خارجی تفکیک نمود.
اولی : شامل عدم فعالیت پلان شده ومتوازن اقتصادی، ضعف مدیریت اقتصادی وشیوع فساد درآن ،سطح نازل تعلیم وتربیه ،عدم توانایی استفاده از تکنولوژی پیشرفته و کامپیوتر، فقدان نهاد های پیشرفته اجتماعی، تسلط ایدیولوژی های فرتوت،سنن وعنعنات قرون
وسطایی،وجود تبعیض های تباری وجنسی، و قوع جنگ های داخلی وتسلط نظامهای دکتاتوری میباشند.
دومی : شامل مداخلات غیر مشروع استعماری و نو استعماری میگردد که بوسیله کشورهای ثروتمند جهت اختلال نظم اقتصادی کشورهای فقیر، به غرض بدست آوردن سود هرچه بیشتر و غارت منابع اقتصادی آنان، صورت میگیرد.

حتما بخوانید: روانشناسی عشق
باید گفت که کشورهای پیشرفته سرمایه داری در ضمن آنکه دیروز با عملکرد خشن استعماری به غارت مستعمرات خویش پرداختند، با بیرون رفتن خویش از مراکزاستعمار زده ، کانون های تشنج دوامدار را در این مناطق نیز ایجاد نمودند که امروز با استفاده از آن توأم با استفادۀ نا جایز از قدرت مالی ، نظامی و تخصصی خود به غارت خویش از این کشور ها ـ به شیوه دیگر ـ ادامه میدهند. بنابرین در شرایط کنونی در اکثر موارد، عوامل مصنوعی داخلی فقیر نیز از عامل خارجی تاثیر می پذیرد، که میباید آنرا در نظر داشت.
عوامل طبیعی فقر مانند وقوع زلزله ها ، سرازیر شدن سیلاب ها و آب خیزی ها، فوران آتشفشان های ویرانگر، همچنان شیوع امراض و غیره بوده و تاثیرات مؤقت و گذرا دارند.
باید در نظرداشت که فکتورهای متعددِ عوامل فوق الذکر،دریک پروسه عمل ها وعکس العمل های پیچیده(موافق، موازی و مخالف) باعث فقر کتلوی میگردند.
در شرایط کنونی کشورهای ثروتمند با استفاده از قدرت مالی ، نظامی و تخصصی خود ودر معامله با سازمانهای اقتصادی جهان (بطور مثال سازمان تجارت جهانی) توانسته اند « نظم اقتصادی» یی را بر جهان تحمیل نمایند که در نتیجه،خود به سود های کلانی دست یابند و در آنطرف ،توده های میلونی مردم را فقیر تر و فقیرتر سازند.بنابرین در جهان امروزی نه تنها عوامل داخلی، بلکه عوامل قدرتمند بین المللی نیز در زمینه ایجاد و گسترش دامنه فقر در جهان عمل مینمایند. به همین علت معضله فقر بطور قطع معضله جهانیست و باید در همین سطح علیه آن مبارزه صورت گیرد.
حقایق و شواهد مؤید آنست که ارادۀ مسلط جهانی، نه در فکر ریشه کن نمودن عوامل فقر جهانی، بلکه میخواهند با اقدامات تدافعی، صرف از غلیان خشم توده های ملیونی فقرا جهت برهم زدن « نظم موجوداقتصادی جهان» توِأم با راه اندازی تبلیغاتو تلقینات سرسام آور، جلوگیری نمایند. درست به همین هدف است که سازمان ملل متحد در سال 2000 میلادی «اهداف توسعۀ هزارۀ» خویش را تصویب و ابلاغ نمود که درآن چنین میخوانیم:« هدف اول: تا سال 2015 باید تعداد افرادی که با درآمد کمتر از یک دلار در روز، زندگی میکنند، تا حد قابل ملاحظه یی کاسته شود.» مقامات مسوول در سازمان ملل، مفهوم «حد قابل ملاحظه یی » را مشخص ساخته و گفته اند که تعداد فقرای جهان در طول مدت تعین شده به نصف تقلیل داده خواهد شد.
طی پنجاه سال اخیر در مقایسه با پنج قرن گذشته، میزان فقر در همه کشورهای جهان از کاهش چشمگیری برخوردار بوده است. با این حال، هنوز فقر به عنوان یک پدیده هولناک مانعی برای توسعه پایدار بوده و زندگی بشر را مورد تهدید قرارداده است.
حال، این سوال مطرح است که چرا جامعه بشری که میلیون ها سال سابقه زیست در کره خاکی دارد تا این اندازه دیر بر این مشکل تاریخی فایق آمده و چرا درجه موفقیت در این زمینه در بخش وسیعی از دنیای امروز تا این حد کم و ناچیز بوده است؟
در سال های اخیر، در کشور ما نیز این مسئله مورد توجه گسترده ای قرار گرفته است.
با این حال، علی رغم این تلاش و صرف منابع مالی قابل ملاحظه ای تحت عنوان کمک به اقشار یا مناطق محروم هنوز حجم وسیعی از فقر و محرومیت ملاحظه می شود. در این راستا، به منظور ارایه یک راهکار مناسب، بررسی عوامل موثر بر فقر و تخمین شدت تاثیر هر یک از عوامل برای اولویت بندی و تخصیص منابع محدود برای اجرای سیاست ها و برنامه های فقرزدایی از اهمیت بالایی برخوردار است. مطالعه حاضر با استفاده از مجموعه ای از نظریات

حتما بخوانید: 40 نکته در مورد آداب معاشرت با خانم ها
رابطه عشق و ازدواج(عشق و علاقه قبل از ازدواج باید به وجود بیاید با بعد از ازدواج)؟
محققین و دانشمندان در قالب نظریه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و جمعیتی و براساس یک الگوی اقتصاد سنجی سعی در شناسایی عوامل موثر بر فقر در ایران و اندازه گیری شدت تاثیرگذاری هر یک از این عوامل نموده است. براساس نتایج مطالعه حاضر، سرمایه گذاری در نیروی انسانی، اصلاح ساختار توزیع درآمد و ثروت، رشد شهرنشینی و صنعتی شدن مهمترین عوامل موثر بر کاهش فقر در استان های کشور معرفی شده است.
با این وجود، در تعریف خط فقر آمده که خط فقر یا آستانه فقر حداقل درآمدی است که برای زندگی در یک کشور خاص در نظر گرفته می شود و هزینه کل و درآمد کل نیز دو شاخص بسیار مهم آن است. به عبارت دیگر، ممکن است خط فقر اندکی از میزان هزینه های اعلام شده توسط مراجع آماری کمتر باشد و توجه به آن بخش از هزینه ها دارد که دیگر امکان حذف آنها وجود ندارد. به بیان ساده تر، خط فقر می گوید دیگر نمی توان چیزی را از مخارج و سبد معیشت خانوار کم کرد و میزان تعیین شده حتما باید وجود داشته باشد.
در سالهای اخیر این خط از سوی مراجع رسمی در ایران اعلام نشده و کارشناسان بازار کار میگویند نگرانی دولتها از بیان این خط این است که برخی مقایسهها در جامعه صورت گیرد. این مسئله درباره میزان درآمد کارگران در سالهای گذشته مطرح بوده و مقامات کارگری میگویند میزان درآمد و حداقل مزد مشمولان قانون کار بسیار کمتر از خط فقر قرار دارد.
برخی صاحبنظران اقتصادی معتقدند درست در زمانی که این نرخ اعلام شد، زندگی در کلانشهرها با درآمد ماهیانه کمتر از 2 میلیون و 700 هزارتومان به معنای زندگی زیر خط فقر بوده است. توجه به این ارقام نشان می دهد که واقع بینانه دیدن خط فقر یعنی اینکه درآمد ماهیانه 2 میلیون و 616 هزارتومان در سال گذشته برای خانوارهای شهری، به معنای قرار داشتن در خط فقر بوده است.
کارشناسان اقتصادی عنوان کرده اند، خط فقر زندگی در پایتخت در سالجاری به 2 میلیون و 700 هزارتومان برای یک خانوار 5 نفره رسیده است. سهم هر فرد در این بخش ماهیانه 540 هزارتومان است ولی نمی توان گفت فرضا فردی با این میزان درآمد و زندگی مجردی می تواند هزینه های مسکن، خوراک، پوشاک و سایر نیازهای خود را تنها با 540 هزارتومان در ماه تامین کند.
اشاره: فقیر بودن به خودی خود عیب نیست؛ آنچه ناپسند است این است که انسان با سوء اختیار خویش مبتلا به فقر شده، خود و دیگران را به زحمت بیندازد. کم نیستند کسانی که مدام با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند و با وام بعدی قسطهای قبلی را می دهند؛ همیشه هشت شان گرو نُهشان است و اینگونه روزگار می گذرانند.
علاج این معضل چیست؟ و چگونه می توان از چنگال آن نجات پیدا کرد؟
پاسخ این سوال در آموزه های اسلامی مردم با سه نوع فقر دست در گریبانند
اول فقری که در اثر سوء تدبیر و یا ترک برخی از دستورات دینی نصیبشان شده است؛
دوم فقری که کفاره گناهان مومنین است
سوم فقری که محصول کم کاری و یا بی دینی آنها نیست بلکه قرار است از تحمل آن پاداش و ترفیع درجه نصیبشان شود.

حتما بخوانید: آموزش جذب دیگران وافزایش جذابیت
فقری که در سوال این نوشتار مطرح است از جنس اول است و ما برآنیم تا به پاسخ آن بپردازیم. در متون دینی به سوء رفتارهایی اشاره شده که هر یک عاملی هستند برای فقر و تنگدستی و انسان می تواند با ترک آنها از چنگال فقر نجات یابد.
مهمترین چیزی که انسان را زمینگیر فقر می کند آلوده شدن به گناه و معصیت است. قرآن وعده داد که اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوندخیر و برکت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می کند؛ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض .
و در سوره طلاق فرمود هر کس از گناه بپرهیزد خداوند روزی او را از جایی که هیچ گمان نمی کند تامین خواهد کرد؛ در کارش گشایش ایجاد کرده و سختی آن را برایش آسان می گرداند؛ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مخَْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ ... وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا .
تاثیر گناه در فقیر کردن انسان چنان جدی است که امیرالمومنین علی علیه السلام به ما آموخت تا در دعا اینگونه بخوانیم: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْکُفْرِ وَ یُطِیلُ الْفِکْرَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَجْلِبُ الْعُسْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین
خداوندا از تو طلب آمرزش می کنم نسبت به هر گناهی که مرا به کفر می کشاند و توان فکر کردن را از من می گیرد و باعث فقر من شده و زندگی مرا به سختی می اندازد. و نیز می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ قَطْعُ الرِّزْق
؛ پروردگارا! از تو طلب بخشش دارم نسبت به هر گناهی که باعث قطع رزق می شود. از آنچه تا کنون نقل شد به دست می آید که اصولا گناه برکت را از زندگی انسان برده و او را گرفتار فقر و تهی دستی می گرداند. در روایات نام برخی از گناهان که تاثیر جدی تری در فقر و تنگدستی دارند ذکر شده است که ما نیز آنها را بازگو می کنیم.
1. امام صادق علیه السلام فرمود: الذُّنُوبُ ... الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا 8؛ زنا از گناهانی است که جلوی نزول رزق را می گیرد.
2. قطع ارتباط با خویشاوندان نزدیک از دیگر گناهانی که موجب فقر است قطع رحم یا همان قطع ارتباط با بستگان نزدیک مانند: پدر، مادر، برادر، خواهر و مانند آن است. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: قَطِیعَةُ الرَّحِمِ تُورِثُ الْفَقْر 9؛ قطع ارتباط خویشاوندی فقرآور است.
3. . اسراف تهیه کالا بیش از حد نیاز و تلف کردن بخشی از نعمتهای خدادادی سبب می شود که انسان از همان مقدار ضروری هم محروم شود. امام صادق علیه السلام فرمودند: إِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ إِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الْغِنَی 10
؛ اسراف انسان را فقیر می کند و مدیریت صحیح اقتصادی باعث بی نیازی انسان می شود