
معمولاً وقتی به مردان ایرانی می گویید درآمد بیشتری کسب کنید و این شغل درآمد کافی ندارد، آن ها پس از اندکی تفکر و تامل به سراغ مسافر کشی می روند. معمولاً شغل دوم ایرانی ها مسافرکشی و کار در آژانس است اما این تنها شغل دوم در ایران نیست و پیشنهاد های فراوان برای شغل دوم در ایران وجود دارد.
اگر علاوه بر شغل ثابتتان یک شغل دوم با ساعات کاری منعطف و پاره وقت پیدا کنید با این شغل هم می توانید درآمد کسب کنید و هم سرگرم شوید. کسب درآمد بیشتر موضوعی است که همه ما در جستجوی آن هستیم. به لحاظ وضعیت اقتصادی جامعه وجود شغل دوم برای هر فردی ضروری است زیرا جامعه امروز ایران با پیشرفت تکنولوژی و تجملات به سمت سرمایه داری و کسب ثروت گروییده است.
در گذشته شغل دوم نیاز نبود و خرج و مخارج زندگی با وجود یک شغل ثابت می گذشت اما اکنون مخارج زندگی به دلیل تجمل گرایی و گرانی بالا رفته است. شغل دوم به معنی رفتن به محل کار دیگر و داشتن ساعت کاری خاص برای آن نیست زیرا اگر شما بخواهید در دو محل متفاوت بیش از توانتان کار کنید بازده مناسب خود را از دست می دهید و خسته می شوید.
اگر کل روز را پشت میز مینشینید، شبها از کار با کامپیوتر اجتناب کنید. ممکن است فکر کنید ایستادن پشت صندوق یا کار در یک رستوران شلوغ به عنوان گارسون، کاری متفاوت است اما بهتر است سعی کنید کاری را که به آن علاقه دارید به عنوان شغل دوم انتخاب کنید. اگر حیوانات را دوست دارید، میتوانید مراقبت از حیوانات را به عهده بگیرید یا اگر به موسیقی علاقه دارید، میتوانید راهنمای سالن کنسرت باشید.
هر شغلی با میزانی از استرس همراه است، اما اگر شغل اصلی شما خیلی پر استرس است، شبها شغلی مانند کنترل خطوط هوایی را انتخاب نکنید. سعی کنید شغل دومتان کمترین میزان استرس را داشته باشد. اگر کارمند با انگیزهای باشید ممکن است به نظر برسد که تمایل به داشتن دو شغل دارید، در این صورت ممکن است به عنوان مسئول نظارت نیز انتخاب شوید اما، سعی کنید مسئولیتهای اضافی را با احتیاط قبول کنید، زیرا ممکن است کمی به درآمدتان اضافه شود اما اگر میزان استرس را افزایش دهد دیگر ارزشی نخواهد داشت.

حتما بخوانید: دلایل احساس نارضایتی در زندگی چیست
برای گفتن یا نگفتن دو شغله بودن به رئیستان دقت به خرج دهید. این موضوعی است که خیلیها با آن درگیر هستند، ممکن است برداشت رئیس ازدو شغله بودن شما این باشد که توانایی و بهرهوریتان در شغل اصلی تحت تاثیر قرار میگیرد، از طرفی بد نیست که رئیستان بداند شما چرا راس ساعتی خاص محل کارتان را ترک میکنید و این را به معنای فراری بودن شما از کار برداشت نکند. همچنین دو شغله بودن ممکن است عواقبی داشته باشد که باید نسبت به آن هوشیار باشید. چنانچه شغل دوم روی کار اصلی اثر بگذارد، بسیاری از کارفرمایان اجازهی این کار را نمیدهند. برای مثال کارمندان کنترل خطوط هوایی اجازهی چنین کاری را ندارند زیرا ممکن است خسته شوند و کنترل هواپیماها از دستشان خارج شود. اگر در مورد مطرح کردن این موضوع تردید دارید، باید بدانید که صداقت داشتن بهترین سیاست است.
همیشه به یاد داشته باشید که شغل اصلی شما بر هر کاری اولویت دارد. بنابراین سعی کنید در شغل دومتان رئیس انعطافپذیری پیدا کنید تا اگر برای کار اصلی نیاز به مرخصی داشتید بتوانید مرخصی بگیرید. ممکن است نیاز باشد که به یک سفر کاری بروید یا برای یک پروژهی خاص اضافهکاری داشته باشید. صاحبان مشاغل و کسب و کارهای کوچک و مستقل معمولا شرایط خاص شما را درک میکنند و برای کنار آمدن با این شرایط سختگیری نمیکنند و بر خلاف تصور، برخی از زنجیرههای بزرگ، زمانبندی قابل انعطافی دارند و حتی میتوانند کار را به شخص دیگری در نزدیکترین مکان واگذار کنند.
پیش از انتخاب شغل دوم در نظر بگیرید چقدر به درآمد ماهیانهتان افزوده میشود و تنها به میزانی کار کنید که به درآمد مدنظرتان برسید. درآمد اضافه را برای چیزی معین در نظر بگیرید مثلا برای تسویهی کارت اعتباری یا ایجاد یک حساب پسانداز، به این ترتیب بهتر میتوانید نتایج کارتان را ببینید.

حتما بخوانید: فن بیان چیست ؟چگونه می توانیم فن بیان خود را تقویت کنیم؟
هیچکس نمیتواند 24 ساعته کار کند، شما باید حداقل یک شبانه روز کامل در طول هفته استراحت داشته باشید و اگر فکر میکنید به دلیل زیاد کار کردن از فعالیتهای اجتماعی بازماندهاید به خاطر بیاورید که بخشی از پولهایتان باید صرف تفریح و خوشگذرانی شود.
دو شغله بودن طبیعتا استرسزاست اما بیشتر از آن ممکن است بر روابط شما با دیگران تاثیر بگذارد. اگر میتوانید پیش از انتخاب شغل دوم با همسرتان مشورت کنید تا از احساس او در مورد اضافه کاریتان باخبر شوید. حواستان را جمع کنید و از رفت و آمد و رابطه با نزدیکان و دوستانتان غافل نشوید. یادتان نرود که همیشه میتوان پول درآورد یا کار دیگری پیدا کرد اما روابط دوستی و فامیلی خیلی مهمتر هستند و نباید از آنها غافل شوید زیرا به راحتی قابل جایگزینی نیستند.
خستگی بیش از حد ناشی از کار زیاد موجب به خطر افتادن سلامتی میشود و روی جسم اثر منفی دارد. وقتی شما دو شغله میشوید زمان کمتری برای خوابیدن دارید، در حالی که بدن شما به خواب کافی نیاز دارد، تندتر غذا میخورید و کمتر به سلامتی خود اهمیت میدهید در حالی که به تغذیهی مناسبتری نیاز دارید.
ممکن است تمایل بیشتری به مصرف نوشیدنیهای کافئیندار داشته باشید تا خستگیتان در برود و مصرف این نوشیدنیها موجب کمخوابی میشود. سعی کنید بیشتر ورزش کنید، یک رژیم غذایی مناسب داشته باشید و حداقل 6 ساعت در روز بخوابید تا توانایی جسمیتان افزایش یابد و آمادگی مواجهه با شغل دوم را داشته باشید.
برخی افراد از مولتیویتامینها و مواد انرژیزا برای سرپا ماندن و بیشتر کار کردن استفاده میکنند که ما مطلقا چنین روشی را توصیه نمیکنیم.
تا زمانی که نیازهای مالی ضروریتان برطرف شود، کار دوم را ادامه دهید. مثلا یک سال کار کنید و شش ماه به خودتان استراحت بدهید. به این ترتیب همواره با موقعیتهای جدید و افراد جدید مواجه میشوید. هرگز به مدت طولانی و بیوقفه دوشغله نباشید. یکی از خوبیهای دو شغله بودن این است که قدر لحظات و ایامی را که در حال استراحت هستید، بیشتر میدانید و سعی میکنید از آن بهتر استفاده کنید.
انتخاب شغل دوم بخشی چالشبرانگیز از زندگی کاری افراد است. بخشی که بدون برنامهریزی دقیق ممکن است باعث ایجاد مشکل شود. به همین دلیل پس از دانستن اصول اصلی حاکم بر انتخاب اینگونه مشاغل که در بخش دیگری به آنها اشاره شد، در ادامه گامهای اصلی در فرایند انتخاب شغل دوم را به شما معرفی میکنیم. این گامها باعث تسهیل فرایند کاریابی و ورود موفق به شغل دوم برای شما خواهد شد:
هنگام انتخاب شغل دوم نیز مانند شغل اصلی، باید به نقاط قوت خود توجه ویژهای داشته باشید. سعی کنید فهرستی از قابلیتهای کارساز خود را تهیه کرده و بر اساس این فهرست کاریابی را آغاز کنید. هنگام شناسایی این نقاط از بدبینی یا خوشبینی پرهیز کنید و تا حد امکان واقعبین باشید. یافتن ویژگیهای مثبت و مزیتهای رقابتی، شما را قادر خواهد کرد تا در زمینه مناسب برای کار جستجو کنید و در ادامه مسیر، این ویژگیها را بیشتر تقویت نمایید.

حتما بخوانید: 10 سایت برتر قرآن کریم درسال 1396
هر فردی در کنار ویژگیهای مثبت، در برخی از حوزهها نیز ضعیف است. واقعبینی به معنای پذیرش همزمان این دو وجه است. فهرست ویژگیهای شما باید در کنار نقاط برتری بخش، به موارد ضعیفتر نیز اشاره کند. آگاهی از این نکات به شما کمک میکند تا در طول زمان برای رفع آنها برنامهریزی کنید. البته با توجه به محدودیتهای موجود در انتخاب شغل دوم، بهتر است بیشتر بر نقاط قوت خود تکیه داشته باشید.
در طول مدت حضور در شغل اصلی، بخش زیادی از انرژی شما صرف انجام وظایف مرتبط با حوزه کاریتان خواهد شد. طبیعی است که اگر شغل دومشما با این حوزه فاصله زیادی داشته باشد، مجبور خواهید بود اندک توان باقیمانده خود را نیز صرف سازگاری با این شغل کنید. در حالی که اگر شغل دوم به نوعی مکمّل شغل اول باشد، میتوانید با فراغت بیشتری وظایف را انجام دهید. نکته دیگر این است که تخصص شما به طور معمول در زمینه خاصی شکل گرفته و ورود به شغلی که چندان در آن مهارت ندارید، باعث آسیبِ وجهه کاری شما خواهد شد.
به شغل دوم مانند فرصتی برای تقویت تواناییهای خود نگاه کنید؛ زیرا با کار بیشتر و مواجه شدن با چالشهای جدید، مهارتهای مورد نیاز شما تقویت میشود. در این زمینه منابع مختلفی در دسترس شماست که میتوانید با کمترین هزینه از آنها استفاده کرده و پشتوانه علمی و مهارتی خود را تقویت کنید.
مشاغل دوم نیز از قواعدی مشابه با کار اصلی شما پیروی میکنند. بر همین اساس، برخی از مشاغل بار مسئولیت بیشتری دارند و میزان ریسک آنها بالاتر است. البته نمیتوان در مورد ورود به چنین مشاغلی پرهیز از آنها توصیه کلی داشت. با این حال، بهتر است پیش از پذیرش مسئولیت در شغل دوم، تمام خطرات و چالشهای آن را شناسایی کنید. به یاد داشته باشید که زمان و انرژی شما در این مشاغل محدودتر است و به همین دلیل ممکن است توانایی کنترل کامل شرایط را نداشته باشید.
شغل دوم میتواند مجالی برای ورود به حوزههای مورد علاقه شما باشد؛ بهویژه اگر در این شغل صرفاً پول هدف شما نیست. سعی کنید زمینهها و استعدادهایی را که در فشار کاری چندان توجهی به آنها نداشتهاید به تدریج شناسایی نموده و در زمان انتخاب کار فرعی از آنها به عنوان راهنما استفاده کنید. از این طریق میتوانید انتخاب خود را انگیزه تقویت بیشتر کنید و شاید در نهایت همین شغل دوم به سبب استعداد و علاقه، به گزینه اول شما تبدیل شود.
مدیتیشن می تواند به آرامش افراد در استرس، به حفظ سلامتی و به بهبودی بیماران کمک کند .کسانی که مدیتیشن را به صورت مرتب انجام می دهند، هم کمتر دچار اضطراب و افسردگی می شوند و هم شادمانی و رضایت بیشتری از زندگی دارند. مدیتیشن آرامش عمیقی ایجاد می کند که در آن احساس توازن و تعادل فکری خواهید کرد. دستاورد این تعادل فکری افزایش بصیرت، ارتقای افکار، و خونسردی در برخورد با مشکلات است. آرامش و خود شناسی بیشتر و پذیرش بهتر دیگران روابط اجتماعی را نیز دگرگون می کند. مدیتیشن با ایجاد شرایط رهایی از استرس می تواند به کاهش علائم بسیاری از بیماریها کمک کند.
1- بر اساس یافته های بالینی مدیتیشن منظم می تواند در درمان حمله اضطراب، اختلال اضطرابی فراگیر، زخمهای گوارشی، التهاب روده بزرگ، پسوریازیس، وبرخی اختلالات افسردگی مانند دیس تایمی موثر باشد.
2- مدیتیشن می تواند به عنوان مکمل درمان در فشار خون بالا، پیشگیری از سکته قلبی،سخت شدن دیواره عروق، التهاب مفاصل، دردهای عضلانی، سرطان، بی خوابی، میگرن، و سکته مغزی به کار رود.
3- مدیتیشن می تواند درمان مکملی برای آلرژیهای خفیف تا متوسط وآسم باشد، چون کاهش استرس در این بیماریها نقش پیشگیری کننده دارد.
4- مدیتیشن موجب کاهش علائم و بهبود عملکرد در بیماریهای عصبی مانند پارکینسون، ام اس، و صرع می شود.
یوگا و مدیتیشن در لحظه باعث آرامش شما می شوند. بررسی های علمی جدید نشان می دهد این ورزش ها و سایر تمرینات ذهنی تغییرات مرتبط با استرس در ژن های مرتبط با ضعف سلامتی و افسردگی را معکوس می کنند.
در مقاله جدیدی که در مرزهای ایمونولوژی منتشر شد، محققان بریتانیایی یافته های 18 مطالعه منتشر شده را که شامل 846 نفر بود و اثرات بیولوژیکیمدیتیشن، یوگا، تمرینات تنفسی، چی گونگ و تای چی را بررسی کردند، تحلیل نمودند. نویسندگان می گویند، مطالعات نشان می دهد این تمرینات ذهنی، ژن ها و مسیرهای ژنتیکی را سرکوب کرده و باعث التهاب می شوند.
نویسندگان در مقاله خود می نویسند: التهاب می تواند به طور موقت سیستم ایمنی بدن را تقویت کند و از عفونت و آسیب محافظت کند. اما در جامعه امروز، که در آن استرس در درجه اول روانشناسی است، پاسخ التهابی بدن می تواند مزمن شود و سلامت جسمی و روانی را مختل کند.
محققان دریافتند افرادی که این فعالیت ها را به طور منظم انجام می دهند، نشانه های التهاب کمتری دارند؛ کاهش تولید پروتئین های التهابی. آنها نوشتند که این می تواند “کاهش معکوس مولکولی اثرات تنش مزمن” باشد که ممکن است به کاهش خطر بیماری و بیماری مرتبط با التهاب تبدیل شود.
مدیتیشن از نظر فیزیکی و روانی، تاثیر شگفت انگیزی روی بدن دارد.اما علاوه اینکه به صورت کلی برایتان خوب است، برخی مشکلات مزمن وجود دارد که توسط این ورزش کاهش پیدا کرده یا به کلی متوقف می شوند.

حتما بخوانید: دلایل بی حوصلگی چیست؟؟
ابتدا خبر بد: فشار خون بالا ” قاتل خاموش ” نام گذاری شده که هر ساله باعث مرگ بسیاری می شود. بسیاری از مردم بدون اینکه بدانند دچار فشار خون بالا هستند و متاسفانه این مشکل مزمن باعث می شود فرد بیشتر در خطر مشکلاتی نظیر حملات قلبی و سکته مغزی قرار بگیرد.
خبر خوب: مشخص شده که مدیتیشن می تواند به کاهش فشار خون کمک کند و همچنین ژن هایی که باعث التهاب می شوند را نیز خاموش می کند.
آسم بیماری کشنده ای است که در سال 2013 باعث حدود نیم میلیون مرگ و میر شده است. با اینکه آسم بر اثر فاکتورهای مختلفی مانند آلودگی هوا، آلرژن ها، استرس و برخی داروهای خاص بروز می کند، در واقع واکنش التهابی بدن است به این موارد که مشکل اصلی می باشند. در یک تحقیق، محققان مدیتیشن را با موسیقی درمانی و ورزش جهت بهبود آسم مقایسه کرده بودند و حدس بزنید نتیجه چه شد؟ بله مدیتیشن تاثیر بسیار بیشتری داشت.
این نوع بیماری ها به ندرت کشنده می شوند، اما زندگی کردن را برای فردی که به آن مبتلا است دشوار می کنند و گاهی نیز باعث بروز موقعیت های خجالت آوری می شوند.
IBS و IBD همچنین نمونه هایی از مشکلات مزمنی هستند که بر اثر واکنش های بیش از حد التهابی به وجود می آیند. در یک مطالعه آزمایشی با 48 نفر داوطلب، محققان به این نتیجه رسیدند که مدیتیشن می تواند تاثیر بسیار بالایی روی این بیماری ها داشته باشد. بعد از 9 هفته آزمایش که در هر روز به مدت 15 تا 20 دقیقه مدیتیشن کار می شد، افراد داوطلب شاهد کاهش علائم، درد کمتر و همچنین بالا رفتن چشمگیر سطح زندگی کلی شان بودند.
بسیاری بر این باورند که آرتریت روماتوئید یک بیماری مفصلی است که فقط برای افراد مسن اتفاق می افتد. اما جالب است بدانید با اینکه احتمال ابتلای به این بیماری با افزایش سن بالا می رود، ولی بعد از 15 سالگی هر زمان ممکن است به آن مبتلا شوید. همچنین این بیماری تنها در مفاصل خود را نشان نمی دهد، آرتریت می تواند روی ریه، کلیه، قلب و رگ های خونی نیز تاثیر بگذارد.
خوشبختانه مدیتیشن روی این مورد نیز می تواند تاثیر بگذارد. با اینکه مدیتیشن نمی تواند آرتریت را درمان کند اما تحقیقات نشان داده اند تاثیر بسیار بالایی روی بهبود این بیماری دارد. در این تحقیقات داوطلبان به مدت 12 ماه، 10 دوره مدیتیشن و تمدد اعصاب را گذراندند و در پایان تاثیر بسیاری در بهبود آنها مشاهده شد.
اگر به دنبال خارج شدن از لوپ زندگیتان هستید و میخواهید آدم موفق و شادی باشید احتمالا مقالات زیادی در مورد سبک زندگی خواندهاید، تقریبا در تمام مقاله ها مثل یک روز پربار برای شما می خوانیم که آدمهای موفق و ابر-ثروتمندان حتما بخشی از زمانشان را در روز به مراقبه یا مدیتیشناختصاص می دهند. برای اینکه سبک زندگی موفق خود را کامل کنید با سبکتو برای شروع و انجام یک مراقبه ساده همراه باشید:
مدیتیشن در حقیقت به رفتاری گفته می شود که شما تمام اتفاقات و درگیریهای ذهنتان را کنار می گذارید و سعی می کنید ذهن را از همه چیز خالی کنید. در واقع روی “هیچ چیز” تمرکز می کنید. با این کار ذهن آرام می گیرد و فکرهای بیهوده ای که ذهن شما را مشغول کرده را دور می ریزد، فشار خونتان تنظیم میشود و مهمتر از همه خلاقیت تان افزایش مییابد. این مراقبه ساده تنها 10 دقیقه وقت لازم دارد و بهتر است صبح ها بعد از بیدار شدن و شب ها قبل از خواب انجام دهید. خوب شروع کنیم:
به طور کلی سعی کنید یک قسمت از خانه را برای خودتان انتخاب کنید و فضای اختصاصی خودتان بدانید، جایی که در آن احساس آرامش کنید اینطوری هر وقت نیاز به آرامش داشتید میدانید کجا به آن میرسید این فضا میتواند یک کوسن کوچک کنار پنجره باشد یا یک اتاق مخصوص برای اینکار. حالا برای مراقبه سراغ همان مکان خاصتان بروید یا آن را در جایی که راحت هستید و تا جای ممکن سکوت است و سر راه بقیه نیست انجام دهید. میتواند هر جایی باشد، روی زمین، روی صندلی یا روی تخت

حتما بخوانید: چگونه هوش مالی داشته باشیم
هرجایی که هستید راحت بشینید عضلات بدنتان را در وضعیت غیر معمول قرار ندهید و راحت باشید اگر روی صندلی نشستهاید میتوانید پاهایتان را آویزان بگذارید فقط یادتان باشد که کف پایتان به زمین نچسبیده باشد یا حتی میتوانید دراز بکشید البته به شرطی که خوابتان نرود! اما بهترین وضعیت چهارزانو است و تا جایی که می توانید سعی کنید به جایی
تکیه ندهید چون باعث ایجاد احساس خواب آلودگی میشود. کمرتان را صاف کنید و یک نفس عمیق بکشید.
چشمانتان را ببندید و سعی کنید آرام باشید. اتفاقاتی که فکرتان را درگیر کرده را در ذهن بیاورید و بدون اینکه بخواهید به جزییاتش فکر کنید به کناری ببرید. حالا نفس های عمیقتر بکشید و روی صدای دم و بازدمتان تمرکز کنید فقط صدای نفستان را گوش دهید و به آن فکر کنید. تمام کاری که در مراقبه باید انجام دهید دور کردن فکرهای روزمره و کنار زدن آنهاست. باید تمرکز کنید که هیچ فکری در ذهنتان نباشد. در مراقبه به روش های مختلفی این کار را انجام می دهند مثلا از مانترا که یک صدای بی معنی است و آن را مدام تکرار می کنند تا بر روی آن تمرکز کنند و فکرشان را از مسایل حاشیه ای دور کنند. در اینجا می توانید از هر روشی که راحت هستید تمرکزتان را پیدا کنید. تنها چیزی که مهم است این است که روی هیچ چیز تمرکز داشته باشید و به نظر ما تمرکز بر روی تنفس یک روش عالی است
همانطور که به صدای دم و بازدمتان فکر می کنید (با چشمان بسته) بالای سرتان را ببینید یعنی انگار از بالا خودتان را نگاه میکنید. همزمان صدای نفس کشیدنتان را هم گوش کنید حالا نگاهتان را به سمت پایین بیاورید. به جریان دم و بازدم فکر کنید به مسیری که اکسیژن ها طی میکند از لحظه ای که وارد بینی میشود و گردشی که در بدن دارند، وقتی که وارد قلب میشود و تبدیل به کربن دی اکسید میشوند و تا زمانی که از بینی خارج میشوند. با این جریان همراه شوید بیشتر بهش فکر کنید ببینید که ششهایتان را سبک و پر از هوا میشود مغزتان را ببینید که با اکسیژن تازه میشود و کربندیاکسیدی که خارج می شود.
دانلود PDF مقاله:فواید مدیتیشن ها و اموزش ساده آن برای تازه کارها
25 دانستنی های روانشناسی که جالب است بدانید
در دنیای امروز پیوند محکمی میان روانشناسی و بسیاری از علوم دیگر برقرار است و آگاهی عمومی از برخی واقعیت های روانشناسی در زندگی روزمره و کار روزانه میتواند مفید باشد. در ادامه با ما همراه باشید تا 25 جالبترین دانستنی های روانشناسی را بدانید.
1. افراد 18 تا 33 ساله پراسترسترین افراد کره زمین هستند.
خانواده، تحصیل، کار، همهی اینها میتوانند برای این گروه سنی خیلی استرسآور باشند.
2. بودن در میان آدمهای خوشبخت، باعث میشود که شما هم خوشبختتر شوید
پژوهش جدیدی که در ژورنال سایکونروانداکرینولاجی منتشر شد نشان میدهد که استرس و خوشبختی هر دو مسری هستند، و بودن در میان هر یک از این گروهها به طور مستقیم روی ما تاثیر میگذارد
3. آهنگ مورد علاقهتان احتمالا با یک رویداد عاطفی در ارتباط است.
این درمورد شما و هر شخص دیگری صدق میکند.
4: دانستنی های روانشناسی :هر انسانی پنج مرحلهی اندوه دارد
ممکن است این را از منابع پرشمار مانند سریالهای تلویزیونی، فیلمها، یا کتابها شنیدهباشید. مطالعهی اصلی میگوید وقتی یک شخص با واقعیت مرگ قریبالوقوع یا یک تقدیر سخت و رنجآور دیگر روبهرو میشود، یک سری مراحل هیجانی را تجربه میکند.
1. انکار- “من خوبم”، “چنین اتفاقی نمیافتد، برای من نمیافتد”.
2. خشم- “چرا من؟ این انصاف نیست! “، “چهطور این اتفاق برای من افتاد؟”، “مقصر کیست؟”
3. چانهزنی- “حاضرم هرکاری بکنم تا چند سال بیشتر زنده بمانم.” “حاضرم حاصل عمرم را بدهم تا…”
4. افسردگی- “من خیلی غمگینم، چرا خودم را به زحمت بیندازم؟”؛ “من قرار است به زودی بمیرم پس چه اهمیتی دارد؟”؛ “من عشقم را از دست دادم، چرا باید ادامه بدهم؟”
5. پذیرش- “اشکالی ندارد.”؛ “من نمیتوانم با آن بجنگم، اما شاید بتوانم برایش آماده شوم.”
5.اگر اهدافتان را اعلام کنید، کمتر احتمال دارد موفق شوید.
درست است. آزمونها از 1930به خوبی این را اثبات کردهاند.
6. دانستنی های روانشناسی :اثر موتزارت واقعی است
اثر موتزارت به پژوهشی اشاره دارد که نشان میدهد ممکن است گوش کردن به موسیقی موتزارت موجب بهبود عملکرد در وظایف ذهنی شود- که با عنوان استدلال فضایی زمانی شناخته میشود. استدلال فضایی زمانی هم در علوم رایانه و هم در روانشناسی وجود دارد. این استدلال توانایی تصویرسازی الگوهای فضایی و دستکاری آنها در ذهن بر اساس یک ترتیب زمانی است.

7.امروزه بچهها حساستر و عصبیتر از یک بیماری روانی متوسط الحال در دههی 1950 هستند.
این خیلی ترسآور است اما عجیب نیست. حدود نیمی از جمعیت اکنون از اضطراب، افسردگی، یا سوءمصرف مواد رنج میبرد.
8. بعضی از اعمال مذهبی استرس را کاهش میدهند.
“کتاب درسی اختلالات روحی از انتشارات روانپزشکی آمریکا ” نشان میدهد آدمهایی که در مراقبه و دعاهای مذهبی شرکت میکنند کمتر دچاراسترس میشوند.
9. دانستنی های روانشناسی :همهی آدمها احساس مشابهی دارند
شما شدیدا نیاز دارید آدمهای دیگر دوستتان داشتهباشند و تحسینتان کنند. تمایل دارید خودتان را نکوهش کنید. قابلیتهای استفادهنشدهی بسیار زیادی دارید که آنها را برایتان خودتان تبدیل به امتیاز نکردهاید.
با اینکه چند ضعف شخصیتی دارید، اما درکل میتوانید این ضعفها را جبران کنید. نحوهی تطبیقپذیری جنسیتتان با مسائل مختلف، مشکلاتی برایتان ایجاد کرده است. شما در بیرون استوار و مسلط به خودتان هستید، اما از درون تمایل دارید احساس نگرانی و ناامنی داشته باشید. گاهی دچار تردیدهای جدی میشوید که آیا تصمیم درستی گرفتهاید یا کار درست را انجام دادهاید یا نه.
10. اگر خودتان را متقاعد کنید که خوابیدهاید، مغزتان فریب میخورد که واقعا خوب خوابیدهاید.
و اینگونه انرژی بیشتری به شما میدهد. پژوهشگران آن را “خواب دارونما” مینامند.
11.دانستنی های روانشناسی :اثر میهمانی شبانه را بشناسید
حتی در یک مکان شلوغ و پر سروصدا اگر کسی نامتان را بیاورد، میتوانید صدای آن فرد را در میان صداهای دیگر تشخیص دهید و روی آن تمرکز کنید. این اثر دربارهی اطلاعات دیگری هم که برایمان مهم است صدق میکند. این اثر تصور روانشناسان را از درونداد شنیداری و توجه به محرکهای شنیداری تغییر داد.
12. موسیقی چشماندازتان را تحت تاثیر قرار میدهد.
این یکی تا حدی بدیهی به نظر میرسد! پژوهشی در دانشگاه گرونینگن نشان دادهاست موسیقی تاثیر شگرفی روی ادراکتان دارد.
13. اگر پولتان را به جای خرید مال و منال، صرف کسب تجربه کنید، خوشبختتر خواهید بود-
در حوزهی علمیِ مطالعه روی رفاه عاطفی، موضوع خوشبختی هر روز بیشتر از روز قبل معروف میشود. پژوهشها در این حوزه اظهار میکنند که آدمها اغلب، چیزهایی که آنها را خوشحال میکند مثل رفتن به تعطیلات یا حضور در رویدادها، قربانی میکنند تا از عهدهی خرید مال و منال (مثلا ملک و املاک) بربیایند.
14. هرچه بیش تر برای دیگران مایه بگذارید، شادتر هستید.
بر اساس پژوهشهای متعدد این موضوع درست است. مطمئن باشید در این تعطیلات برای دیگران خیلی مایه میگذارید!
15. آدمهای باهوش خودشان را دستکم میگیرند و آدمهای نادان فکر میکنند نابغه هستند.
نام این پدیده اثر دانینگ-کروگر است، و واقعی است. کافی است به فیسبوک بروید تا ببینید درمورد چهچیزی صحبت میکنم.
16. دانستنی های روانشناسی :اثر تماشاچی تاثیر عجیب روی جامعه دارد
شاید بخواهید باور کنید که اگر در یک تصادف یا وضعیت اضطراری باشید، در صورتی که در مکانی شلوغ باشید، شانس نجاتتان بیشتر است. اما آزمایشها و رخدادهای بیشمار خلاف آن را اثبات کردهاند. هرچه تعداد تماشاچیان بیشتر باشد، احتمال اینکه یکی از آنها کمکتان کند کمتر خواهدبود. علتاش پدیدهای به نام پخش شدن مسئولیت است که به واسطهی آن احتمال اینکه یک فرد در حضور دیگران مسئولیت اقدام کردن یا نکردن را قبول کند، کم است.

17. شما میتوانید خواب فردی را که در حال خواب دیدن است تغییر دهید
کار مغز اغلب اوقات این است که محرکهای رخداده در واقعیت را در خوابهایی که فرد میبیند، اعمال کند. فرض کنید روی کسی که خواب است آب ریختهاید و او ناگهان بیدار میشود و آنچه را در خواب دیدهاست برایتان تعریف میکند. در اغلب موارد این آب پاشیدن با ظرافت در خواب گنجانیده شدهاست. این موضوع الهامبخش سکانسی در فیلم تلقین بود.
18. وقتی رویداد مربوط به گذشته را به یاد میآورید، درواقع دارید آخرین باری را به یاد میآورید که آن را به یاد آوردید.
بسیار خوب، این یکی سرم را به دوران انداخت. برای همین است که خاطراتمان به مرور زمان محو میشوند و عوض میشوند.
19. وقتی با استفاده از یک زبان دیگر فکر میکنید، تصمیماتتان عاقلانهتر هستند.
پژوهشی در دانشگاه شیکاگو نشان دادهاست شهروندان کرهای که با استفاده از زبانهای خارجی فکر میکنند سوگیریشان در مجموع کمتر است. چه خوب.
20. افراد کمدی و بامزه بیش از سایر افراد استرس دارند
تحقیقات بر روی کمدین ها و افراد بامزه نشان میدهد که آنها دارای میانگین سطح استرس بالاتری نسبت به دیگران هستند.
گریه کردن باعث میشود احساس بهتری پیدا کنید، استرس را کاهش میدهد و به سلامت بدن کمک میکند.
21. قدردانی میتواند باعث افزایش ترشح دوپامین و سروتونین شود، درست مثل داروهای ضد افسردگی.
22. 82٪ مردم اگر سگشان همراهشان باشد در هنگام نزدیک شدن به افراد جذاب احساس اعتماد بنفس بیشتری دارند.
سندروم ترومن یک اختلال روانی است که در آن بیمار معتقد است که در یک برنامه ی تلویزیونی زندگی میکند.
23. 68٪ مردم مبتلا به سندروم ویبره ی فانتوم هستند، یعنی وقتی گوشی آنها روی ویبره نیست حس ویبره دارند.
24. هیچ شخص نابینایی تابحال به اسکیزوفرنی مبتلا نشده است.
25. Anorexia بی اشتهایی بر اثر اختلالات روانی) دارای بالاترین میزان مرگ ومیر نسبت به هرگونه اختلال روانی دیگر است. 5 تا 20 درصد مبتلایان به آن جان سالم به در نمیبرند.
منبع:factslides
سن ازدواج در ایران نیز دچار تغییر و تحولاتی شده است. سن ازدواج قانونی در ایران 13 سال برای دختران و 15 سال برای پسران است اما آمارهای سازمان ثبت احوال نشان میدهد در حال حاضر سن ازدواج در مردان به بالای 35 سال و در دختران به بالای 30 سال رسیده است.
در آمار مربوط به 1394 در ایران بیشترین ازدواجها یعنی حدود 84 درصد ازدواجها برای مردان در سنین 20 تا 34 سالگی و حدود 79 درصد برای زناندر سنین 15 تا 29 سالگی ثبت شده است.
برای بررسی این موضوع و نقد اینکه آیا نوجوانان در این سنین قادر به اداره یک زنگی مستقل هستند یا خیر نظرات دکتر سیدعلی احمدی ابهری، روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران را جویا شدهایم که میخوانید.
سوال: آقای دکتر! آیا تنها با رسیدن به بلوغ جسمانی، میتوان از عوامل دیگری که در شروع یک زندگی مشترک نقش دارند چشمپوشی کرد؟
از نظر ما سن ازدواج باید مبتنی بر سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی باشد. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است که برای دختران از حدود سنین 12 تا 14 سالگی و در پسران از حدود 14 تا 16 سالگی شروع میشود. بلوغ روانی، عنوانی است که روانپزشکان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام میبرند.
از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته میشود. اما اختلافی که ما با حقوقدانان در این زمینه داریم این است که حقوقدانها به حداقل کفایت میکنند و معتقدند فقط کافی است فرد توان تشخیص مصالح خود را داشته باشد ولی عقیده روانپزشکان و اصولا مکاتب روانشناختی بر این است که فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحلهای برسد که نه تنها نسبت به خود شناخت کافی پیدا کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلکه نسبت به فردی که در نظر دارد با او ازدواج کند نیز شناخت کافی بهدست آورد.
سوال: و منظور از بلوغ اجتماعی چیست؟
بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است. این امر، مستلزم برآوردهشدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی، علمی، آموزشی و... برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسکن و حداقل نیازهای خانواده را تامین کند.
سوال: خصوصیاتی که ذکر کردید معمولا در چه سنی بهدست میآید؟
بستگی به فرد دارد. یک فرد ممکن است در سن 20 سالگی زمینههای فوق را یکجا و کامل پیدا کند. در حالی که فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد. در مورد خانمها هم به همین شکل است. یک دختر جوان ممکن است در سن 14 تا 15 سالگی به رشد کامل جسمانی رسیده باشد اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یک رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی که با او پیوند میخورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد.
در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلکه به جامعه هم کشیده میشود. جامعهای که نیازمند افراد فعال، آگاه، پخته و توانمند است. بنابراین ما فقط سن ازدواج را ملاک اولیه و اصلی برای تشکیل خانواده قرار نمیدهیم.
البته به این نکته هم باید اشاره کنم که خردهگیری و سختگیری و اینکه افراد فکر کنند ابتدا باید همه امکانات را فراهم و تمام دورههای تحصیل را طی کنند، شغل پردرآمد داشته باشند و بعد ازدواج کنند را تایید نمیکنیم.
صحبت ما در مورد حداقلهاست. اگر فرد بتواند به توانمندیهای شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و... برسد، میتواند ازدواج کند که این اتفاق میتواند در شروع دهه سوم زندگی باشد که بسیار هم مطلوب است. البته گاهی ممکن است افراد در همان زمان هم آمادگی لازم برای ازدواج را پیدا نکنند و انجام این کار مهم به سنین و سالهای بعدی موکول شود.

سوال: آیا جوانان کشور ما این قابلیت را دارند که در سنین ذکر شده به این حد از بلوغ روانی و اجتماعی برسند؟
ممکن است برای تعداد کمی از افراد این اتفاق بیفتد اما طبیعتا این امر برای اکثریت افراد جامعه محقق نمیشود. البته این تعداد کم نیز وابسته به خانوادهشان هستند. خانواده این افراد، معمولا خانوادهای تحصیلکرده و هوشمند هستند، خانوادههایی که ازدواج والدین بر پایه اصول و سن ازدواج و انتخابشان برنامهریزی شده است و مسیر رشد درستی را برای فرزندانشان فراهم کردهاند.
سوال: پس با توجه به گفتههای شما، رسیدن به این حد از بلوغ در شهر و روستا و با توجه به سطح تحصیلات، فرهنگ و سایر شرایط محیطی در افراد متفاوت است؟
بله دقیقا. برای هر فرد، هر خانواده و هر اجتماع کوچک و بزرگ این مساله متفاوت است. اما به هر حال ما یک حداقلهایی را نیاز داریم. علت تاکید بر انجام مشاوره قبل از ازدواج نیز همین است که ما ببینیم دو نفری که میخواهند ازدواج کنند به بلوغ روانی و اجتماعی رسیدهاند یا خیر.
سوال: بهتر است تفاوت سنی زوجین چقدر باشد؟
ما اختلاف سنی 5 سال را مطلوب میدانیم. در این صورت میتوانیم بگوییم که زمینهها به عنوان قدم اول یعنی حداقل اختلاف سن ازدواج شروع میشود. اگر مبنا را فقط سن در نظر بگیریم، میتوانیم بگوییم حداقل سن ازدواج در دختران 18 سال و در پسران 5 سال بیشتر یعنی 23 سال است البته با حداقل توانمندیها، مهارتها، حرفه و تحصیلات.
اگر خانمی از همسرش بزرگتر بود چطور؟
این مساله هم اگر بهصورت موردی در جامعه وجود داشته باشد و همراه با مشاورههای لازم، شناخت فردی و شناخت نسبت به فرد مقابل باشد، مشکلی نیست و میتوان آن را پذیرفت اما به عنوان یک قانون عام مورد تایید نیست.
سوال: همیشه بحث بر سر فاصله سنی زوجین است و کمتر در مورد فاصله سنی والدین با فرزندانشان اظهارنظر میشود. نظر شما در این رابطه چیست؟
ازدواج کردن به مفهوم این نیست که بلافاصله زوجین بچهدار شوند. البته اگر زوج سن بالاتری داشته و پختگی و تجربه داشته باشند، چنانچه بلافاصله بعد از ازدواج بچهدار شوند، مشکل چندانی نخواهند داشت. اما جوانانی که با حداقل سنینی که صحبت کردیم ازدواج میکنند نباید برای بچهدار شدن عجله کنند. شروع زندگی به معنای افزایش تعداد افراد خانواده نیست.
شروع زندگی مستلزم زمانهایی است که زندگی مشترک برای یک زوج بسیار جوان معنادار شود و اصطلاحا جا بیفتد. بنابراین پاسخ به این سوال که یک دامنه وسیعی را شامل میشود، خیلی آسان نیست. اگر ازدواج در دهه سوم زندگی که مطلوبترین زمان برای ازدواج است صورت بگیرد و در این سنین زوج صاحب فرزند شوند فاصله مناسبی بین آنها و فرزندانشان ایجاد میشود.
به عنوان نمونه برای یک مرد 30 ساله و یک زن 25 ساله بچهدار شدن بسیار مناسب است. اما برای زوجی که در 23 سالگی و 18 سالگی هستند زود است و باید ابتدا تجربه کسب کنند و بعد صاحب فرزند شوند.
نرخ ازدواج در امریکا بهطور کلی در تمام سنین پایین است. تنها 51 درصد از جامعه امریکا متأهل هستند، در حالی که در 1960 این نرخ 72 درصد بوده است.

احتمالا در این سن تحصیلات دانشگاهیتان را به پایان رساندهاید و به دنبال شغل هستید. در این مرحله احتمالا به دنبال ازدواج با همکلاسیتان هستید.
مزایا:
هر دوی شما جوان هستید. از این رو امکان رشد، تغییر، و حرکت در یک مسیر مشترک برایتان وجود دارد. اگر تصمیم به بچهدار شدن داشته باشید، والدین جوانی خواهید بود و اختلاف سنیتان با فرزندانتان زیاد نیست. همچنین به اندازهی کافی برای بزرگتر کردن خانوادهتان و بهدنیا آوردن فرزندان بیشتر زمان دارید. وقتی فرزندانتان به سن دانشگاه برسند شما هنوز در دهه 40 زندگیتان هستید و فرصت و توانایی کافی برای ماجراجویی و سفر را خواهید داشت.
معایب:
وقتی زیر 25 سال باشید، ممکن است خودتان را بهخوبی نشناسید، بهویژه وقتی پای این موضوع به میان بیاید که میخواهید با زندگیتان چه کنید و به چه چیزی باور دارید. پس از عبور از 25 سالگی ارزشهای افراد تا حدودی تغییر میکنند.
این روزهای طلایی همان زمانی است که به ماهیت و شخصیت خودتان پی میبرید. متوجه میشوید در نهایت میخواهید چه کاری انجام دهید.
مزایا:
احتمال بیشتری دارد با فردی آشنا شوید که ارزشهای مشابهی با یکدیگر داشته باشید. همچنین، زمان کافی در اختیار دارید تا با دوستان محردتان وقت بکذرانید، سفر کنید، و ساعتهای طولانی را به کار کردن اختصاص دهید.
معایب:
بر اساس یک مطالعهی آنلاین صورت گرفته در این زمینه، توان درآمدزایی بانوان پس از 30 سالگی افزایش مییابد، ولی اگر در 30 سالگی ازدواج کنید، بچهدار شدن و تربیت فرزند مانعی بر سر راه درآمدزاییتان است.
30 سالگی برای زنان مرحلهی دوم بیست سالگیشان است و فرصتهای جدیدی سر راهشان قرار میگیرد. هم از لحاظ شغلی و هم از لحاظ مالی به ثبات میرسند.
مزایا:
در این سن نه تنها به خودشناسی رسیدهاید و هدفتان از زندگی را مشخص کردهاید، بلکه حس خوبی نسبت به پیدا کردن یک شریک عاطفی خواهید داشت. دوام زندگیها پس از این سن بیشتر است و نرخ طلاق پایینتر است.
معایب:
برخلاف باور عامه مردم، باروری زنان از 28 سالگی کم میشود. نرخ ناباروری زنان در 30-34 سالگی 8-15 درصد افزایش مییابد، ولی خبر خوب این است که اگر در باردار شدن پشتکار داشته باشید برای این کار زمان دارید.

برخی بانوان برای تصمیم گرفتن به ازدواج به زمان بیشتری نیاز دارند. این دسته از بانوان زمانی تصمیم به ازدواج میگیرند که چند شغل را امتحان کرده باشند، به چند سفر خارجی رفته باشند و در این مسیر با زندگی و اهدافشان بیشتر آشنا شوند. آنها میخواهند با مردان بیشتری آشنا شوند و بررسی کنند چه کسانی را نمیخواهند، یا نمیتوانند، بهعنوان شریک زندگی انتخاب کنند.
مزایا:
در این سن، احتمالا اولین ازدواج، آخرین ازدواج شما است. خوب، به خاطر داشته باشید، وقتی تا بدینجا برای ازدواج صبر کردهاید، این حق شما است که هر نوع مراسمی را که دوست دارید تجربه کنید. والدین شما آنقدر از انتخاب شریک زندگیتان خوشحال هستند که به هزینههای مراسم یا فهرست میهمانان، توجهی نمیکنند.
معایب:
مشکلی که در اینحا وجود دارد این است که احتمال ناباروری 15-32 درصد افزایش مییابد. شما در این سن تنها 33 درصد شانس باردار شدن دارید.
در میانسالی، قطعا به بانویی مستقل تبدیل شدهاید که از درخشیدن در حرفهتان لذت میبرید و دایره دوستان خوبی دارید که شما را از لحاظ عاطفی حمایت میکنند. دوباره دایره انتخابهایتان افزایش مییابد زیرا مردان مطلقه، بیوه و پدران تنها نیز به دایره انتخابهایتان اضافه میشوند.
مزایا:
شما در این سن تجربیاتی که میخواستید به دست آوردهاید، به مکانهایی که میخواستید سفر کردهاید و از نردبان موفقیت بالا رفتهاید و به ثبات رسیدهاید. پس، دیگر حسرت بخشهای کشف نشدهی زندگیتان را نمیخورید.
معایب:
اگر هنوز هم به بچهدار شدن علاقه داشته باشید، احتمالا به کمک یک متخصص نیاز خواهید داشت، ولی از لحاظ روحی و مالی توانایی فائق آمدن بر این چالش را دارید.
برای آنکه راه پولدار شدن در ایران را بدانید باید تمام راه پولدار شدن در خانه ، راه پولدار شدن با سرمایه کم ، راه پولدار شدن بدون سرمایه و راه پولدار شدن از طریق اینترنت را هم بلد باشید. برخی از پولدارهای تهران و ایران اغلب از راه های پول درآوردن و راههای کسب درآمد عجیب و غریبی حرف می زنند که شما را وسوسه میکنند
هرچه زودتر آستین بالا بزنید و برای خودتان یک منبع درآمد جانبی پیدا کنید. 5 راه پولدار شدن در ایران را بدانید و انجام دهید
اگر شما هم با ما در رویای پولدار شدن مشترک هستید پس با بازده همراه باشید و این مقاله 5 راه پولدار شدن در ایران را بخوانید امیدوارم از همین امروز دست به کار شوید و به رویای خود برسید.
![]()
درست است که بازار بورس اوراق بهادار ایران بسیار نوسان دارد و خیلی ها در این بازار ضرر کرده اند. اما یادتان باشد آنهایی که سود سرشاری نصیب شان شده هرگز نیامده اند برای شما از میزان سودشان تعریف کنند! اگر در دوره های آموزش سرمایه گذاری و آشنایی با بازار اوراق بهادار و سهام ثبت نام کنید در مدت کوتاهی اطلاعات کاملی به دست می آورید و می توانید با همراهی یک مشاور مالی یا یک کارگزار خوب هرچقدر که در توان تان است در بازار سرمایه کنید و به طور آنلاین خودتان وضعیت پولتان را رصد کنید
کافی است یک روز تصمیم بگیرید و درباره یکی از شهرهای ایران که محصولات غذایی خوب و معروفی دارد تحقیق کنید سپس دور و برتان با مغازه های مختلف یک صحبتی بکنید و بازاریابی محصول مورد نظرتان را انجام دهید. بعد که از یکی دو فروشنده قول قطعی گرفتید و حتی توانستید یک پیش پرداخت اولیه (البته با سپردن وثیقه) بگیرید با یک سفر ارزان قیمت به آن شهر بروید و محصول مورد نظر را بخرید و بیاورید.
تا به حال به سوغات مختلف شهرهای دیگر که در شهر شما فروخته می شود دقت کرده اید؟ چرا شما یکی از آن فروشنده ها نباشید و پس از مدتی تبدیل به قطب وارد کردن آن محصول مخصوص به شهرتان نشوید و ثروت سرشاری برای خودتان رقم نزنید.
فیلم های دنباله دار و کوتاه اما اثرگذار و کاربردی تهیه کنید. مدتی هم برایش در فضای مجازی بازاریابی کنید. در کانال ها و گروه های مختلف تلگرامی، اینستاگرام، صفحه فیسبوکتان و هرجایی که میشناسید درباره اش عکس ها و متن های هیجان انگیز بگذارید. می بینید که پس از مدتی مشتری خودش را پیدا میکند.
یا یک صندوق خانوادگی تشکیل دهید وبا جمع آوری مبلغی پول از تمام فامیل یک باغ میوه یا مزرعه پرمحصولی را بخرید و حسابی سود کنید. یا اگر زبان چرب و نرمی داشتید به عنوان مشاور املاک وارد عمل شوید و حق العمل خوبی عاید خود کنید. این به شما بر میگردد که از کدام راه بخواهید در این حوزه فعالیت کنید. فقط یادتان باشد هرکاری که خواستید انجام دهید قبلش جستجو و بررسی را بسیار دقیق و موشکافانه در نظر داشته باشید.