
خواب یکی از نیازهای اصلی و ضروری انسان است که فواید روحی و جسمی بسیاری دارد، ازجمله تقویت حافظه، کاهش استرس، افزایش تمرکز، کمک به ثابت نگه داشتن وزن و… . بعضی از مردم بهمحض آنکه سرشان را روی بالش میگذارند، خوابشان میبرد، اما بهخواب رفتن بقیه چندین ساعت طول میکشد یا در طول شب چندبار از خواب بیدار میشوند.
داشتن یک خواب شبانهی خوب و کافی یکی از مهمترین کارهایی است که میتوانید در جهت حفظ سلامتی بدن و همچنین آرامش فکر و ذهنتان انجام دهید. خواب کافی زمان و انرژی لازم را در اختیار بدنتان قرار میدهد تا از اضطرابها و نگرانیهای روز گذشته جدا شود و برای روز آینده بازیابی و بازسازی گردد.
اما مسئله اینجاست که هنگامی که پای خواب در میان باشد، تنها کمّیت آن نیست که اهمیت دارد، بلکه کیفیت هم مهم است! اینکه در زمان بیداری چه احساسی دارید، به شدت به این بستگی دارد که چگونه میخوابید. به طور مشابه، درمان مسائلی مانند خستگی در طول روز و مشکلات خواب، معمولا در برنامهی روزانه و سبک زندگیتان نهفته است.
پس اگر شما هم چنین مسائلی را تجربه کردهاید، نکات زیر را امتحان کنید و از میانشان، آنهایی را پیدا کنید که بیشترین کمک را به بهبود خوابتان میکنند، باعث میشوند که احساس بهرهوری بیشتری کنید، از نظر ذهنی آماده باشید، هیجاناتتان را متعادل سازید و در طول روز پرانرژی باشید. پس در این مقاله ببینید چطور میتوانید خواب راحتی داشته باشید.
نداشتن خواب کافی یا باکیفیت، میتواند عوارض جبرانناپذیری روی بدن داشته باشد. شاید شما بتوانید اثرات ظاهری یک یا چند شب بیخوابی را با چرت زدن در وسط روز و چند لیوان قهوه ازبین ببرید، اما اگر این مشکل دائمی یا مزمن شود، آنگاه اوضاع واقعا از کنترلتان خارج خواهد شد.
درصد زیادی از مردم با نوعی اختلال خواب دست و پنجه نرم میکنند. اگر شما هم جزء این افراد هستید یا کسی را میشناسید که مدتهاست از بی خوابی و اختلالات خواب شکایت میکند، مطلب زیر را ازدست ندهید!
اکثر افراد گاهی اوقات بهعلت استرس، برنامههای فشرده و سایر عوامل بیرونی، مشکلات خواب را تجربه میکنند. بااینحال هنگامیکه این مشکلات بهطور منظم اتفاق میافتند و در زندگی روزمره اختلال ایجاد میکنند، ممکن است نشاندهندهی اختلال خواب باشند.
بسته به نوع اختلال خواب، افراد ممکن است بهسختی بهخواب بروند و در طول روز بهشدت احساس خستگی کنند. کمبود خواب میتواند روی انرژی، خلق و خو، تمرکز و سلامت کلی تأثیر منفی بگذارد.
در برخی موارد، اختلالات خواب میتوانند نشانهای از یک مشکل سلامتی جسمی یا روحی باشند. اینگونه مشکلات خواب معمولا با درمانِ علت زمینهای برطرف میشوند. هنگامیکه اختلالات خواب در اثر یک بیماری دیگر ایجاد نشده باشند، درمان معمولا شامل ترکیبی از درمانهای پزشکی و تغییرات سبک زندگی است.
اگر حدس میزنید که ممکن است یک نوع اختلال خواب داشته باشید، لازم است فورا برای تشخیص و درمان آن به پزشک مراجعه کنید. اختلالات خوابدرصورتیکه درمان نشوند،
عوارض منفی ایجاد میکنند که میتوانند به مشکلات سلامتی بیشتر منجر شوند. آنها میتوانند بر عملکرد شما در محل کار تأثیر بگذارند، باعث تنش و کشمکش در روابط شوند و در توانایی شما برای انجام فعالیتهای روزمره اختلال ایجاد کنند.
علائم میتوانند بسته به شدت و نوع اختلال خواب، متفاوت باشند. همچنین اگر اختلالات خواب درنتیجهی یک بیماری دیگر بهوجود آمده باشند، ممکن است علائم مختلف و متنوعی از خود بروز دهند. بااینحال علائم کلی اختلالات خواب عبارتاند از:
شرایط، بیماریها و اختلالات بسیاری وجود دارند که میتوانند باعث بروز اختلالات خواب شوند. در بسیاری از موارد، اختلالات خواب درنتیجهی یک مشکل سلامتی زمینهای بهوجود میآیند.

آلرژیها، سرماخوردگی ها و عفونتهای دستگاه تنفسی فوقانی میتوانند تنفس را در شب دشوار کنند. ناتوانی در تنفس ازطریق بینی نیز میتواند باعثمشکلات خواب شود.
نوکتوریا یا تکرر ادرار شبانه ممکن است باعث شود چندین بار در طول شب از خواب بیدار شوید که همین در خوابتان اختلال ایجاد میکند. عدم تعادل هورمونی و بیماریهای دستگاه ادراری میتوانند در ایجاد این وضعیت نقش داشته باشند. اگر تکرر ادرار شما با خونریزی یا درد همراه است، حتما بلافاصله به پزشک مراجعه کنید.
درد ثابت و دائمی میتواند بهخواب رفتن را دشوار کند. حتی ممکن است پس از بهخواب رفتن، شما را از خواب بیدار کند. برخی از شایعترین علل درد مزمن عبارتاند از:
در برخی موارد، درد مزمن ممکن است با اختلالات خواب تشدید شود. بهعنوان مثال پزشکان بر این باورند که پیشرفت فیبرومیالژیا ممکن است بامشکلات خواب مرتبط باشد.
استرس و اضطراب، اغلب بر کیفیت خواب تأثیر منفی میگذارند. در این شرایط بهخواب رفتن یا در خواب ماندن برای شما دشوار میشود. کابوس دیدن، حرف زدن در خواب یا راه رفتن در خواب نیز ممکن است خوابتان را برهم بزند.
انواع بسیار مختلفی از اختلالات خواب وجود دارند که برخی از آنها ممکن است بهدلیلِ مشکلات سلامتی زمینهای ایجاد شوند.

بیخوابی عبارت است از ناتوانی در بهخواب رفتن یا در خواب ماندن. بیخوابی میتواند بهخاطر پرواززدگی (jet leg)، استرس و اضطراب و هورمونها یا مشکلات گوارشی ایجاد شود؛ همچنین ممکن است نشانهای از یک بیماری دیگر باشد. بیخوابی برای سلامت کلی و کیفیت زندگی شما بسیار مضر است و میتواند باعث بروز مشکلات زیر شود:
متأسفانه بیخوابی در ایالاتمتحده، بسیار شایع است. تقریبا 50 درصد از بزرگسالان آمریکایی در برههای از زندگیشان دچار بیخوابی میشوند. این اختلال بیشتر از همه در میان سالمندان و زنان دیده میشود.
سه نوع بی خوابی وجود دارد:
مزمن: هنگامیکه بیخوابی بهطور منظم برای حداقل یک ماه ادامه دارد.
متناوب: هنگامیکه بیخوابی بهصورت دورهای اتفاق میافتد.
گذرا: هنگامیکه بیخوابی در هر بار فقط برای چند روز طول میکشد.
آپنهی خواب بروز وقفههای تنفسی در طول خواب است. این یک وضعیت پزشکی جدی است که باعث میشود، بدن اکسیژن کمتری دریافت کند و همچنین میتواند شما را در طول شب از خواب بیدار کند.
پاراسومنیاها، گروهی از اختلالات خواب هستند که باعث حرکات و رفتارهای غیرطبیعی در هنگام خواب میشوند. آنها عبارتاند از:
سندروم پای بیقرار (RLS) یعنی نیاز شدید به تکان دادن پاها. این نیاز گاهیاوقات با حس مورمور شدن و سوزش در پاها همراه است. درحالیکه این علائم میتوانند در طول روز اتفاق بیفتند، اما در شب بسیار شایعتر هستند. RLS اغلب با مشکلات سلامتی خاص ازجمله ADHD و بیماری پارکینسون مرتبط است، اما علت دقیق آن مشخص نیست.
نارکولپسی حملات خوابی است که در طول روز اتفاق میافتند. این بدان معناست که شما ناگهان احساس خستگی میکنید و بدون اطلاع بهخواب میروید. این اختلال اغلب میتواند به فلج خواب نیز منجر شود؛ وضعیتی که باعث میشود شما قادر نباشید بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب، بدنتان را حرکت دهید.
هرچند نارکولپسی ممکن است بهخودیخود رخ دهد، اما معمولا به اختلالات عصبی خاصی مانند اسکلروز چندگانه یا ام اس (MS) مربوط است.
پزشک شما اول یک معاینهی فیزیکی انجام خواهد داد و اطلاعاتی در مورد علائم و سابقهی پزشکی شما جمعآوری میکند. همچنین ممکن است آزمایشهای مختلفی را برای شما تجویز کند، ازجمله:
مطالعهای مربوط به خواب است که سطوح اکسیژن، حرکات بدن و امواج مغزی را ارزیابی میکند تا مشخص کند که آنها چگونه باعث اختلال در خواب میشوند.
آزمایشی که فعالیت الکتریکی را در مغز بررسی میکند و هرگونه مشکلات احتمالی مربوط به این فعالیت را شناسایی میکند.
یک آزمایش خون که معمولا برای تشخیص نارکولپسی و سایر مشکلات سلامتی زمینهای بهکار میرود که ممکن است موجب بروز مشکلات خواب شوند.
این آزمایشها میتوانند در تعیین دورهی درمان مناسب برای اختلالات خواب، بسیار ضروری باشند.
درمان اختلالات خواب میتواند بسته به نوع و علت زمینهای آنها متفاوت باشد و بهطور کلی شامل ترکیبی از درمانهای پزشکی و تغییرات سبک زندگی است.
درمانهای پزشکی
درمان پزشکی برای اختلالات خواب ممکن است شامل هر یک از موارد زیر باشد:
ایجاد تغییراتی در سبک زندگی میتواند کیفیت خواب شما را تا حد زیادی بهبود ببخشد؛ بهخصوص هنگامیکه به همراه درمانهای پزشکی انجام شود. اینها برخی از تغییراتی هستند که باید درنظر بگیرید:
خوابیدن و بیدار شدن در یک ساعت مشخص در هر روز نیز میتواند کیفیت خواب شما را بهطور قابل توجهی افزایش دهد. درحالیکه ممکن است در آخر هفتهها وسوسه شوید تا دیرتر از خواب بیدار شوید، اما این کار میتواند بیدار شدن و بهخواب رفتن را در طول هفتهی کاری برای شما دشوارتر سازد.
اثرات اختلالات خواب میتوانند آن قدر مخرب باشند که شما به کمک فوری نیاز پیدا کنید. متأسفانه حل مشکلات خواب طولانی مدت به زمان بیشتری نیاز دارد. بااینحال اگر برنامهی درمانیتان را بهدقت دنبال کنید و بهطور منظم با پزشکتان در ارتباط باشید، درنهایت میتوانید راهی برای غلبه بر این مشکل و داشتن خوابی بهتر پیدا کنید. همچنین ممکن است لازم باشد برای بهدست آوردن اطلاعات بیشتر و در میان گذاشتن آن با پزشکتان، به وبسایت انجمن پزشکی خواب ایران مراجعه کنید.
منبع: کرامت زاده
دانلود PDF مقاله :اختلالات و مشکلات خوابیدن و روش های درمان آن را بشناسید
یکی از مواردی که همه سازمان ها و حتی انسان ها به آن توجه دارند، موضوع بهره وری است، اینکه سازمانشان و یا اصلاً خودشان بهره وری بالایی داشته باشند.
اگر در تعریفی ساده بخواهیم بهره وری را در سازمانی توضیح دهیم، یعنی میزان خروجی و سود سازمان نسبت به هزینه ها.
یعنی اگر سازمانی بتواند با ثابت نگهداشتن کیفیت، از میزان هزینه های سازمانی خود کم کند، می تواند بگوید بهره وری ایجاد کرده است. در استاندارد ایزو 9001 از بهره وری بسیار گفته شده است و یکی از اهداف استاندارد ایزو 9001:2015 بالا بردن بهره وری سازمان در حوزه سیستم مدیریت کیفیت است.
معمولا برنامههای تشویقی طوری پیریزی میشوند که همهی بودجهی صرفشده برای پاداشها، همسو با مُد بازار باشد. یعنی در خیلی از شرکتها در تخصیص پاداش، عملکرد کارمندان مورد توجه قرار نمیگیرد و فقط درصدی از درآمد بهعنوان پاداش در نظر گرفته میشود. برای خرید ابزارهای آموزشی هم بیشتر به این توجه میشود که کدام تأمینکننده، کمترین هزینه را پیشنهاد میدهد نه اینکه کدام یک بیشترین بهره وری را تضمین میکند. در هنگام استخدام کارمندان نیز بیشتر به کم کردن هزینهها اهمیت داده میشود و بهبود قابلیت یا ظرفیت شرکت، کمتر در نظر گرفته میشود.

میزانی که فعالیت های برنامه ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه ریزی شده بدست آمده است.
منظور از عبارت بالا این است که هرگاه شاخص هایی مرتبط با برنامه ریزی و با محوریت زمان داشته باشیم، از اثربخشی صحبت کرده ایم.
شاخص هایی مانند: مدت زمان تولید، تحویل به موقع ، برنامه ریزی، مدت زمان رسیدگی به شکایات مشتری و ....
رابطه میان نتایج بدست آمده با منابع استفاده شده.
منظور از عبارت بالا این است که هرگاه شاخص هایی مرتبط با کار و منابع تعریف کردیم، یا هرگاه صحبت از پول به میان آمد، از کارایی صحبت کرده ایم.
بعنوان مثال: اتمام پروژه با بودجه مصوب، استفاده از حداقل نیروی انسانی، هزینه های تعمیرات و نگهداری و ....
حال سازمانی را می توانیم بهره وربنامیم که بتواند هر دو پارامتر اثربخشی و کارایی را داشته باشد.
برای من افزایش بهره وری در کار ، در حقیقت داشتن بهرهوری بالا در زندگی است. من یکی از موسسان شرکت سرمایهگذاری سنترویو کپیتال Centerview Capital هستم، و باید بگویم فعالیتهای شخصی و حرفهای من همدیگر را تغذیه میکنند.
دنبالکردن این چهار اصل کمکتان میکند بهره وری زندگیتان را بالا ببرید و خروجی خلاقانهی کارتان را به بیشترین حد برسانید.
مدیریت انرژی و سلامت شما بهاندازهی مدیریت زمانتان اهمیتدارد.
نتایج پژوهشهای دانشگاه هاروارد نشان میدهند کمبود خواب، بهره وری و راندمان کاری را پایین میآورد، باعث بهوجود آمدن خطا و اشتباه در انجامدادن کار میشود و برخی بیماریها نیز با آن ارتباط دارند.
پژوهشها نشان میدهند ورزش کردن مزایای زیادی برای ذهن دارد.
متفاوت فکر کنید: در حوزهای کاملا نامرتبط با حوزهی کاریتان کارهای ذهنی و خلاقانه داشته باشید تا به ایدهّ های جدید دست پیدا کنید.
پژوهشها نشان میدهند داشتن یک استراحت کوتاه 15 دقیقهای بعد از هر 90 دقیقه کار و چند وقت استراحت بلندتر میتواند تاثیر مثبتی روی بهره وری کاری داشتهباشد.
به نخوردن نهارهای سنگین اکتفا نکنید. سازمان جهانی تغذیه اعلامکرده است تغذیهی درست میتواند بهره وری را تا 20 درصد افزایشدهد.
پژوهشهای علمی همچنین حاکی از تاثیرات مثبت ذهنآرامی روی شکل ذهن، عملکرد و طول عمر آدمی تاثیر مثبت دارند.
عوامل حواسپرتی را به حداقل برسانید. بسیاری از آدمها فکر میکنند انجامدادن چند کار بهطور همزمان، بهرهوریشان را افزایش میدهد، در صورتیکه در حقیقت خلاف این امر صادق است. این کار علاوه بر کاهش بهره وری، میتواند باعث ایجاد استرس شود و از تفکر عمیق که لازمهی رسیدن به نوآوری است، جلوگیری کند.

موقع انجام دادن کار و فکر کردن، وای فای دستگاه هایتان را خاموش کنید.
بهجای این که ایمیلّ هایتان را همان لحظهای که برایتان ارسال میشوند بخوانید، هر روز تنها 2 یا 3 بار برای خواندن ایمیلّهایتان وقت بگذارید.
برای جلسههایتان تنها به اندازه ای که تخمین زدهاید وقت بگذارید، نه به اندازهی عرف کاری که یک ساعت برای هر جلسه است.
آزاد بودن یا نبودن وقتتان را بهنحوی به دیگران نشاندهید (مثلا وقتی وقتتان آزاد است در اتاقتان را باز بگذارید و وقتی کار دارید در اتاقتان را ببندید).
دما، نور، مرتببودن وسایل، دکور و صداهای اطراف، همه و همه روی حال و هوا و بهره وری شما تاثیر دارند. اینها را به بهترین شکل ممکن برای خودتان تنظیمکنید، مثلا لامپ چراغ مطالعهی میزتان را عوضکنید، پنکه یا دستگاه تصفیهی هوا کنارتان داشتهباشید یا روی میزتان گیاه بگذارید.
فهرستکردن کارهایی که باید انجامدهید، چه کارهای کوچک و چه کارهای بزرگ، شما را قادر میسازد بهتر برنامهریزی کنید، بلکه شما را از استرس ناشی از فراموش کردن کارهایتان خلاصمیکند. پروژههای بزرگ (مثل “معرفی محصول برای مشتری”) را به پروژههای کوچکتر تقسیمکنید (مثلا “نیم ساعت مشخصکردن چارچوب کلی کار و یک ساعت خواندن منابع مربوطه”).
برنامهریزی کنید و زمان انجام دادن کارهایتان را به ترتیب اولویتشان مشخصکنید. اگر برای انجام دادن کارهای با اولویت بیشتر وقت ندارید، یکی از کارهایتان کم اهمیتتر را از برنامه حذفکنید تا برای آن کار وقت داشته باشید.
توجهکردن به زمان و برنامهریزی کمکتان میکند کارهای بیش تری انجام دهید. بهجای اینکه انجامدادن کارهای بزرگ و مشکل را به آخر روز بیندازید، آنها را قبل از بقیهی کارها انجامدهید.
آدمها اغلب دربارهی بهره وری خودشان نگران هستند، اما بهرهوری دیگران هم بیتردید روی بهره وری شما تاثیر میگذارد. سعیکنید به دیگران هم کمک کنید و از آنهایی که کارهایشان را بهشکل بهینه انجام میدهند کمک بگیرید. از فناوری استفادهکنید. در ادامه من فهرست نرمافزارهای تلفن همراهی که معمولا استفاده میکنم را آوردهام:
کایبر Kyber: نرمافزار تلفن همراهی که برای “فهرستکردن کارها، برنامهریزی و انجامدادنشان” که پیشتر از آن صحبتکردهام، بسیار کمکم میکند. به علاوه، با این نرمافزار میتوانم با آنّهایی که بهره وری بیشتری دارند و از من سختکوشتر و بابرنامهتر هستند هم ارتباط داشتهباشم.
اورنوت Evernote: من دیگر روی کاغذ یاد داشت برنمیدارم. با این نرمافزار یکبار چیزی را یادداشت میکنم و بعد روی هر دستگاه دیگری به آن دسترسی خواهم داشت.
اینستاکارت Instacart: برای داشتن تغذیهی سالم، باید همیشه به خوراکیهای سالم دسترسی داشت. با این نرمافزار میتوانم با پرداخت سالیانه 90 دلار ، همهجا خوارکی سالم دریافتکنم.
گوگل شاپینگ Google Shopping: این نرمافزار مشابه نرمافزار انستاکارت است، منتهی برای مواد غیرفاسدشدنی. تحویل اجناس هم در همان روز یا روز بعد است.
مایفیتنسپَل MyFitnessPal: این نرمافزار تلفن همراه، تغذیه و ورزش من را رصد میکند.
تقریبا همهی عادتها نتیجهی گرفتن تصمیمات کوچک هستند، و البته پیشرفتّهای بسیار کوچک میتوانند در دزارمدت موفقیتهای بزرگی را به همراه داشتهباشند. لازم نیست برای افزایش بهره وری تغییرات بزرگی در عادتهایتان ایجاد کنید. تنها کافی است سعیکنید در هر کدام از حوزههای یاد شده 1 درصد عملکرد بهتری داشتهباشید و خیلیزود خواهید دید چه تفاوت بزرگی در بهره وری زندگیتان ایجاد میشود.
دانلود PDFمقاله :عوامل افزایش بهره وری در کار و زندگی چیست؟
در طول یک دههی گذشته، نامهای جدیدی برای صدها شرکت، محصول، و خدمات ایجاد کردهایم. در این مقاله، به 20فن و نکته برای برند سازی کسب و کار ، برند و محصول و برخی از میانبرها، ایدههای ترغیبکنندهی فکر، و محرک ذهن اشاره میکنیم که در طول مسیر این دهه، تجربه و مشاهده کردهایم. با بازده همراه باشید و ببینید برای برند سازی کسب و کار چه کارهای خلاقانه ای میتوان انجام داد.
کار را با نوشتن یک تیتر تبلیغاتی، یا وعدهی خاصیت یا فایدهای منحصر، یا یک درونمایه برای محصولتان شروع کنید. سپس دنبال نامی بگردید که بازتاب کنندهی استراتژی بازاریابیتان باشد. مثلا قهوهی آمادهای تولید میکنید که طعم و بوی آن درست مانند قهوهی بو داده و آسیاب شدهی واقعی است؛ از این رو، میتوانید ناماش را “ TASTER’S CHOICEبه معنی برگزیدهی چِشَندگان” بگذارید. صابون حمام جدیدتان مملو از روغنها و نرمکنندههایی است که باعث میشوند با لمس پوستتان، احساس نرمی ابریشمی به طرف مقابل منتقل شود؛ از این رو، “ CARESSیا مثلا نوازش” ممکن است نام مناسبی برای این محصول باشد. رستورانهای زنجیرهای مکزیکیتان با استفاده از دستورالعملهای پخت مکزیکی غذاهای تندی را ارائه میکند که آب از دهان مشتریان جاری میسازند؛ بنابراین، شاید نام “انچیلادا“ نام مناسبی برای آن باشد.
یک دسر ژلهای تحت نام ” JELL-O یا مثلا ژلو” به بازار میآید. یک نوشیدنی میوهای برای کودکان ممکن است به صورت “ FROOT یا مثلا میوو” نامگذاری شود. یک واژه با یک غلط املایی تعمدی میتواند به نام محصولتان تبدیل شود. به عنوان یک نمونهی دیگر میتوان به نام شرکت “ TOYS R US” اشاره کرد.
جریان رقابت را به خوبی بررسی کنید. اگر همه به دنبال نام هایتک (high-tech) هستند، شما هایتاچ (high-touch) را انتخاب کنید. چنانچه تمام گروههای اسمی، مردانه به نظر میرسند، شما از گروههای اسمی زنانه استفاده کنید. بیمارستانی در آرکانزاس متوجه شد، رقبایاش برای نامگذاری مراکز زایمانشان، تماما از نامهای جدی و ساده استفاده کردهاند – مثلا مرکز زایمان یا زایشگاه. بنابراین، این بیمارستان نام “ STORK & COMPANYبه معنی لکلک و شرکا” را برای خود برگزید؛ جامعه از این نام استقبال کرد. فهرست بلند بالایی از نامهای خودرو وجود دارند که سه بخشی هستند و به “a یا ا” ختم میشوند: اچیوا، آرورا، براوادا، سلیکا، کرولا، کرسیدا، اینتگرا، ماکسیما، میاتا، پرویا، تردیا، و غیره. اگر در حال برندینگ مدل جدید خودرویتان هستید، شاید بهتر باشد خلاف جریان آب شنا کنید.
کارتان (یا ماموریت اجباریتان) را با ساختن انواع و اقسام اسمها شروع کنید – تا آنجا که میتوانید نام و برند سازی کسب و کار متفاوت بسازید. همهی نامها را جایی یادداشت کنید. هنوز معلوم نیست کدامشان بد یا کدامشان خوب هستند. قضاوت را به بعد موکول کنید. اگر در یک جلسهی گروهی این کار را انجام میدهید، برای ایدههای بد و ناخوشایند یک جریمه تعیین کنید، مثلا در پاسخ به این گونه ایدهها بگویید، “چه ایدهی مزخرفی!”؛ وی مجبور خواهد بود دو ایدهی جدید و بهتر برای نام مورد نظر پیشنهاد دهد.
فقط به دنبال فهرست کوتاهی از دو یا سه گزینهی احتمالی نباشید. اسمهای زیادی ایجاد کنید. با یک جستجوی معمولی در فهرست نامهای تجاری موجود، حداقل 8 نام از هر 10 نام پیشنهاد شده رد خواهند شد (گاهی اوقات حتی بیشتر).
راجر ون اوچ، مشاور خلاقی است که توصیه میکند ذهنتان را برای چیزهایی باز کنید که در نگاه اول، به نظر نمیرسند ربطی به مشکلتان داشته باشند. واژهنامهیتان را باز کنید و تا صفحهی 133، سه واژه انتخاب کنید. این واژهها را به هر شکلی با نام مورد نیازتان ارتباط دهید. (مثلا بررسی کنید آیا میتوانید از این واژه به صورت استعاری استفاده کنید؟) نام تیم ورزشی محبوبتان را روی کاغذ بنویسید. این نام چه تاثیری بر روی پروژهای خواهد داشت که در حال انجاماش هستید؟ ایدههای تصادفی میتوانند ذهنتان را شکوفا کنند.
“هما”: هواپیمایی ملی ایران. ”نزاجا”: نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران. یا ”ناسا” (NASA): سازمان ملی هوانوردی و فضایی ایالات متحدهی آمریکا (National Aeronautics and Space Administration). البته ساختن سر واژه کمی دشوار است. ولی اگر بتوانید به سر واژهای برسید که معنی واقعی نیز داشته باشد (مثلا اتکا: اداره تدارکات کارکنان ارتش)، یک مفهوم بازاریابی برای نامتان ساختهاید.
از تلفنهای مکرر دور باشید. از فضای دفتر خارج شوید. وقتی جسماً آرام و راحت باشید، به بهترین نحو میتوانید به کار نامگذاری بپردازید. از لحاظ هیجانی هم باید در محیطی به این کار بپردازید که بتوانید هر فرصت و احتمالی را بپذیرید.

آنها معمولا نامهایی مبتکرانه و پر معنی انتخاب میکنند. بررسی کنید که آنها برای انتخاب این نامها چه فرایند فکری را پشت سر میگذارند. “آذین” برای یک فروشگاه زیورآلات و لوازم آرایشی؛ “بویان” برای یک فروشگاه عطر و ادکلن. “دیبا” برای یک پارچهفروشی.
سعی کنید با کنار هم گذاشتن بخشهای مختلف واژههایی که در اختیار دارید، یک واژهی جدید بسازید. در برخی موارد، میتوانید کل واژهها را به هم پیوند بزنید. به این روش زبانشناسی ساختمانی (constructional linguistics) میگویند. به ترکیب یک خودرو (car) و یک وَن (van) میگویند ”کاروان (caravan)”. به گزارش هفتگی (week) اخبار (news) ”نیوزویک (Newsweek)” گفته میشود. اینگونه اسمها در همه جای اطرافمان یافت میشوند. مثلا، “آبفا” برای شرکت آب و فاضلاب، ”آدیداس” که از نام موسس این شرکت، آدولف داسلر گرفته شده است. در دههی 1860 میلادی، شرکت سازندهی کفپوشهای سخت و ارزانقیمتی که از الیاف کتان (در زبان لاتین ” linum”) و نوعی روغن به نام ” oleum” ساخته میشد، نام “لینولئوم، LINOLEUM” را برای خود برگزید. واژهی ”نابیسکو، NABISCO” از ترکیب عبارت “National Biscuit Company، به معنی شرکت ملی بیسکوئیت” به وجود آمده است.
چه تصویری میتواند شرکت یا محصولتان را بازنمود کند؟ یک حیوان؟ یک رنگ؟ یک اقیانوس؟ یک کوه؟ یک مفهوم بصری ممکن است شما را به نام مورد نظرتان برساند. یک بازاریاب برای نامگذاری یک داروی جدید گلودرد که در بطری اسپری فروخته میشد، به دنبال نامی مناسب بود. برای آنکه این دارو را بتوان به خوبی به نقطهی مورد نظر اسپری کرد، دهان باید کاملا باز میشد. این کار تصویری از یک رامکنندهی شیر را در ذهن متبادر میکرد که سرش را در دهان شیر فرو برده است.
نام این دارو “ THROAT TAMER به معنی رامکنندهی گلو” شد؛ این نام از مفهوم تسکین “غرش” ناشی از سرفههای گلودرد نیز دور نبود. شرکت کولمورگن برای انجام برخی کارهای صنعتی، به تازگی یک موتور جریان مستقیم بسیار نازک را به بازار معرفی کرده بود.
مسطح بودن این محصول برای این شرکت یک مزیت بود، و البته یک مفهوم بصری کلیدی نیز با خود به همراه داشت؛ نام موفق این موتور: “PANCAKE، پنکیک”.
سطح تحصیلات و جایگاه اجتماعی مشتری غالبا قابلقبولترین واژگان را برای نامگذاری تعیین میکند. زبان علمی یا دانشگاهی معمولا مناسب محصولات دارویی است. زبان رسمی نیز ممکن است بیشتر مناسب خدمات بانکی باشد. ولی واژگان متعلق به زیر دیپلم بهترین گزینه برای محصولاتی است که مصرفکنندهی عام دارند.
یک جفت کتانی 100 دلاری باعث میشود بتوانم سریعتر و چابکتر بدوم. بنابراین، چه اسمی میتواند این چنین سرعت و چابکی را نشان دهد؟ “REEBOK، ریباک“ نام یک غزال سریع و چابک آفریقایی. “PUMA، پوما“ یک واژهی اسپانیایی برای نوعی شیر کوهی. آیا سایر کتانیها با نامهای دیگر، به مشتریان حس سرعت و چابکی را القا میکنند؟
تصور کنید محصولتان در دستان مشتری است، و وی واقعا در حال استفاده از آن است. در قدیم، یک بازاریاب متوجه شد بسیاری از آدمها تمایل دارند در مسیر رفت و آمد به محل کارشان از دستگاه ضبط صدا استفاده کنند. به همین خاطر، نام دستگاه جدید ضبط صدای قابل حملاش را “ COMMUTERبه معنی مسافر، یا عابر” گذاشت.
شرکتی به نام سیرز نوعی باتری خودرو تولید کرد که بسیار سرسخت و بادوام بود. این شرکت برای توصیف این مفهوم پیچیده (سرسخت و بادوام) به شیوهای ساده، عبارت “DIE-HARD، جان سخت” را از واژهنامه قرض گرفت. زبانشناسان به این کار “اقتباس از یک استعاره” میگویند. مثال دیگر: نام “کلوسآپ، CLOSE-UP” نامی است برای خمیر دندانی که دارای انواع مختلفی با یک فرمول است. (این برند در بازار، به عنوان خمیردندانِ بوسندگان مشهور است).

روزگاری، ملوانان آلمانی برای اشاره به یک کشتی جدید از عبارت ”spiksplinternieuw” استفاده میکردند. این عبارت یعنی “هر میخ و هر چوب این کشتی جدید است.” بعدها انگلیسیها این عبارت را به زبان انگلیسی تبدیل کردند و به این صورت نوشتند: “ spick and spannew”، و سپس سربازان آمریکایی آن را به صورت آمریکایی برگرداندند: ” spic and span”. در نهایت، یک تولیدکنندهی زیرک مواد شوینده خانگی این نام را برای خود اختیار کرد: SPIC-AND-SPAN.
جهت تلاش برای یافتن نامهای خطیر و بسیار مهم، تنها واژهنامهی مناسب، واژهنامهی انگلیسی 13 جلدی شگفتانگیز آکسفورد است. گزینهی بعدی با فاصلهی زیاد نسبت به آکسفورد، ویرایش سوم واژهنامهی بینالمللی وبستر است. همچنین، حین انجام نامگذاری، به یک اصطلاحنامه یا تزاروس نیز نیاز پیدا میکنید. اصطلاحنامههای کوچکی را که در هر دفتری، یک جلد از آن وجود دارد، فراموش کنید. یک اصطلاحنامهی کامل و قطور پیدا کنید. مثلا، تزاروس مارچ (March’s Thesaurus) گزینهی مناسبی است. یا حتی یک گزینهی بهتر: هممعنی یاب (Synonym Finder، نویسنده جی. آی. رودیل، انتشارات وارنر). این کتاب حاوی 1.5 میلیون واژهی هممعنی (مترادف) است.
شرکت پروکتر اند گمبل، در 1878، صابون جدیدی اختراع کرد. این صابون سفید رنگ و بسیار خالص بود، و بر خلاف سایر صابونها، روی آب شناور میماند. هرلی پروکتر در تلاش بود نام مناسبی برای این محصول انتخاب کند. تا اینکه یک روز صبح یکشنبه، صدای کشیشی را شنید که آیهی هشتم از فصل 45 کتاب مزامیر را میخواند – “ همه رختهای تو مُرّ و عود و سلیخه است، از قصرهای عاج (ivory) که به تارها تو را خوش ساختند.” آقای پروکترِ جوان بالاخره نام مناسب را پیدا کرد؛ ivory به معنی عاج (با اینکه عاج در حقیقت، کاملا سفید رنگ نیست و قطعا روی آب نیز شناور نمیماند!).
امروز به این روش، گروه کانونی یا پنل آنلاین میگویند. هر از گاهی، این روش فرصت مناسبی را پیش روی برخیها گذاشته است. یک داروساز اهل بالتیمور، به نام جرج بانتینگ، در اوایل قرن بیستم، کرم پوست جدیدی را تولید کرد. وی این کرم را در ظرفهای کوچک آبی رنگی با برچسب “داروی آفتاب سوختگی دکتر بانتینگ” به فروش رساند. زنانی که هرگز بدون چتر آفتاب از خانه خارج نمیشدند، با هیجان زیادی از این محصول صحبت کردند. ولی جرج به دنبال گسترش کسب و کارش بود. تا اینکه یک روز، مردی وارد فروشگاهاش شد و اظهار کرد که این داروی آفتاب سوختگی، به شکل معجزهآسایی اگزمایاش را درمان کرده است (اگزما نوعی التهاب دردناک پوست است). دکتر بانتینگ از این فرصت استفاده کرد و نام محصولاش را از داروی آفتاب سوختگی دکتر بانتینگ به NOXZEMA (نوگزما) تغییر داد.
محصول یا کسب و کارتان چه فایده یا صفتی را در اختیار دارد؟ NYQUIL (نایکوئیل)، یک داروی ضد سرماخوردگی است که از ترکیب بخش اول واژهی night (به صورت ny، به معنی شب) و بخش دوم از واژهی tranquil (به صورت quil، به معنی آرامش) ساخته شد.
این نام خواب شبانهی آرام و راحتی را وعده میدهد. “اگر مطمئن هستید، دستهایتان را بالا ببرید”، پیامی است که به درستی بر روی یک محصول خوشبو کننده نوشته شده است. زبانشناسان مشاهده کردهاند که فحوای یک نام، بسیار قویتر از آوای آن نام است. به علاوه، نام از مجموعهای از ارتباطات تشکیل شده است.
دنبال ترجمهی ریشه واژهها، واژههای اصلی، و اصطلاحات مرتبط برای برند سازی کسب و کار بگردید. میتسوبیشی (که نماد آن از سه الماس یا علامت خشت تشکیل شده است) واژهی DIAMANTE (تزیین شده با جواهرات) را به عنوان نام خودروی جدید لوکساش برگزید. VOLVO (ولوو) واژهای است لاتین، به معنی “من میچرخم”. اوریو به یونانی یعنی “تپه”. (شکل اولیهی بیسکوئیتهای این شرکت تپه مانند بود). قهوهی بدون کافئین نخستین بار در اروپا معرفی شد. SANKA ادغامی از عبارت فرانسوی “ sans caffein یعنی بدون کافئین” است. مالک یک شرابخانهی کوچک، تلاشهایاش را در قبال یک دوست با عبارت ” labor of love به معنی کار دل” توصیف کرد. همین عبارت به نامی برای این شرابخانه تبدیل شد. این اصطلاح به زبان فرانسه “ TRAVAIL DU COEUR ” است.
مدتی قبل، در جلسه کسب و کار با دیدگاهی نو، من باعث تعجب تمام افراد حاضر در اتاق کنفرانس شدم. مدتی پس از شروع ارائه و صحبت های یکی از عوامل اجرایی آژانس تبلیغاتی، از جایم بلند شدم، پیش او رفتم و لپ تاپش را بستم.
من در این باره توضیحاتی ارائه کردم: با اینکه 20 مورد عالی از مشتریان مختلف برای بحث و بررسی در اختیار داریم، قصد داریم راهی متفاوت پیش بگیریم. چه کاری بهتر از برگزار کردن جلسه معارفه با روشی متفاوت؟ با این کار، در واقع، صورت جلسه را دور انداختم. در حالیکه برنامه ای برای بر هم زدن روال طبیعی کار ها نداشتم، از اتفاق بعدی، کاملا خوشحال شدم: ما مکالمه ای فوق العاده مفید درباره اهداف و چالش های یکی از مشتریان آینده نگر و تخصص های تیم داشتیم. سخنرانی آغازین، تبدیل به گفتگویی تعاملی و سرزنده شد. این چشم انداز، یکی از مشتریان اصلی ماست.
البته، تمام افراد از این کار من متعجب شدند، و من هم بعدا از آن ها عذرخواهی کردم. اما من دوست دارم جلسات کاری موفق، کوتاه، تعاملی و پربار برگزار شوند.
این مقدمه از زبان کوین مینی، موسس BFG Communications نوشته شده. در ادامه این مطلب نکات مهم و موثر در رابطه با برگزاری جلسات کاری موفق و موثر را که تجربه او هستند، مطالعه کنید.
طی یک هفتهی شلوغ کاری، چیزی که یک مدیر کمتر به آن نیاز دارد، اتلاف ساعتهای ارزشمند خود به دلیل برگزاری جلسات کاری غیر مفید و به دردنخور است.
مدیران باید روی تمام دقایق خود حسابکنند. طبق نظرسنجی که توسط سلری دات کام در مارس 2012 انجام شد 47 درصد از کارکنان مصاحبهشونده اعتقاد داشتند بیشترین اتلاف وقت آنها، به دلیل شرکت در جلسات زیاد است.

وقتی جلسات کاری موفق به خوبی برگزارشوند، میتوانند بسیار مولد باشند و در زمان کوتاه، به دستیافتهای زیادی نائل شوند. در زیر، چهارده راز داشتن جلسات شدیداً مولد بیان خواهند شد.
افرادی که به موقع در سالن کنفرانس حاضر شده اند، نباید حتی 5 دقیقه بیشتر برای حضور فرد دیگری صبر کنند. در را بسته و جلسه را آغاز کنید. منتظر افراد بدقول ماندن، تنها باعث تقویت رفتار آنان خواهد شد. کسانی که دیر می رسند و باعث ناراحتی دیگران می شوند، دیگر این اشتباه را مرتکب نخواهند شد.
هدف مورد نظر خود را پیش از شروع جلسه مشخص کنید. اگر قصد دارید دستور کاری در این مورد بنویسید، بهتر است آن را به کوتاه ترین شکل ممکن بنویسید تا اهدافتان از طریق نامه ای طولانی و خسته کننده به اعضای تیم منتقل نشود.
سعی کنید تعداد افراد شرکت کننده در جلسه را حداکثر به 5 تا 7 نفر کاهش دهید. وقتی گروه بزرگ تر شود، برخی اعضا تبدیل تماشاگر می شوند.
بیشتر مواقع، زمانی که برای انجام کاری در نظر می گیرید، زمان واقعی لازم برای انجام آن است. احتمالا، بر اساس تقویم های Gmail یا Outlook، یک ساعت، زمان پیشفرض انجام کار ها محسوب می شود. سعی کنید جلسات کاری موفق را برای 30، 45 یا حتی 15 دقیقه برنامه ریزی کنید. صرفه جویی در زمان، هرچند هم کوتاه، می تواند در پربار بودن روزتان موثر باشد.
در تمام شرکت های موفق، اگر در بحث های انجام گرفته در جلسات شرکت نکنید، دیگر دعوت نخواهید شد. فعال بودن و به اشتراک گذاشتن ایده ها، امری ضروری محسوب می شود.
برای رعایت این نکات، می توانید ارائه بصری زیبا تری داشته باشید. از تصاویر، بیشتر از کلمات استفاده کنید؛ استفاده از قانون توییتر در ارائه ها کاملا منطقی به نظر می رسد، در یک اسلاید، از بیش از 140 کاراکتر استفاده نکنید. بهتر است ارائه خود را با خلاصه از تصمیمات و قدم های بعدی به پایان ببرید.
برگزاری جلسات کاری موفق، در خارج از سالن کنفرانس، ایده ای مناسب برای تیم های کوچک به نظر می رسد. می توانید در طول جلسه، قدم بزنید تا در فضای آزاد بنشینید.
هدایت ملاقات های تیمی با روش های مناسب، باعث جاری شدن بهتر ایده های اعضا خواهد شد. قطعا زمانیکه افراد از حضور در جلسه خسته و کسل شوند، برای اتمام آن ثانیه شماری خواهند کرد. نظر شما چیست؟
جلسات کاری موفق اغلب زمان ارزشمندی از کارکنان را به خود اختصاص میدهند و بهره وری آنها را کاهش میدهند. وقتی برای جلسات طرحریزی میکنید، برنامهها و فشارکاری هفتهی جاری کارکنان را شناساییکنید.
طبق تحقیق انجام شده در 2009 توسط ون ایز گود دات نت (یک خدمت که به تصمیمگیری بهینه راجع به زمان مناسب رویدادها کمک میکند)، بهترین زمان هفته برای جلسات، ساعت 3 بعد از ظهر روز یکشنبه است. به این دلیل که این تاریخ، به اندازهای به شرکتکنندگان وقت میدهد تا به ضربالاجلهای تعیینشده دست یابند.
دستور جلسات کاری موفق باید شامل جزییات گام به گام جلسات، شامل تعیین زمان برای طرح سوالات، باشند. حتی اگر جزییات، بدیهی به نظر برسند، آن را در دستور جلسه قرار دهید تا تمام شرکتکنندگان بتوانند هدف جلسه را درککنند. اطمینان یابید هر موضوع در دستور جلسه، به روشنی توصیف میشود و زمان مناسبی برای آن درنظر گرفته میشود.

رد شدن از یک موضوع ذکرشده در دستور جلسه موردی ندارد، اما افزودن به دستور جلسه، حین برگزاری جلسه اقدام مناسبی نیست.
500 شرکت موفق و برتر فورچون، از قبیل اپل و گوگل، ساز وکارهایی برای برگزاری جلسات کاری موفق مولد به شکل علمی دارند. چگونه؟ این کارفرمایان، در هر جلسه به هر یک از کارکنان، مسئولیت واگذار میکنند.
آدام لاشینسکی، نویسندهی کتابی با عنوان ”داخل اپل: تحسین شدهترین و رازآلودترین شرکت امریکا در عمل چگونه کار میکند”، کشف کرد که اپل در جلسات خود، از طریق ایجاد افراد مستقیماً مسئول، پاسخگویی ایجاد میکند. این فرد، مسئولیت موضوعات در دستور جلسه را برعهده دارد که به عنوان مسئول آن تعیین شده است.
مفهوم مشابهی را به کار گیرید: برای مثال، رییس جلسه باید کارکنان را وادار کند تا دربارهی دستآوردهای خود طی هفته، صرفنظر از کوچک یا بزرگ بودن آن، گزارش کنند. به این ترتیب، تمام کارمندان مشارکت میکنند و در قبال کار خود، پاسخگوتر خواهند بود.
مدیرعامل آمازون، جف بزاس، راهبردی برای کسب اطمینان از این امر ایجاد کرد که افراد مناسب در جلسات شرکت میکنند. برای اینکه مدیران بتوانند تیمهای مولد بسازند، تیمها باید به قدری کوچک باشند که بتوان با دو پیتزا، اعضای تیم را تغذیه کرد.
مدیران میتوانند این نظریه را برای مشخصکردن افرادی به کار گیرند که باید به جلسات دعوت شوند. به جای برگزاری یک جلسهی بزرگ در هر هفته و برای تمام کارکنان، گروههای کوچکتری (شاید بر مبنای بخشها) ایجاد میشود و کارکنان کلیدی برای شرکت در جلسات دعوت میشوند.
وقتی کارکنان در جلسات دیر حاضر میشوند، باعث میشوند جلسات بیش از زمان مورد انتظار به درازا بکشند و عدم تمرکز افزایش مییابد. برای کسب اطمینان از اینکه تمام افراد سر وقت در جلسه حاضر میشوند، برای شرکت در جلسات پاداش در نظر بگیرید.

ابتدا، زمان شروع دقیقی را برای جلسه در نظر بگیرید. برای مثال، اجازه دهید فرض کنیم که جلسات سهشنبهها رأس ساعت 3 عصر شروع میشوند. اگر کارکنان، دقیقاً رأس ساعت 3 عصر حاضر نشوند، با برچسب تأخیری شناسایی میشوند و باید بعد از جلسه برای تمیز کردن اتاق جلسه، بیشتر بمانند.
کارکنانی را که زودتر حاضر میشوند، میتوان به عنوان نخستین گزینه برای انتخاب شدن در پروژههای جدید، تشویق کرد.
در انتهای جلسات کاری موفق، تمام شرکتکنندگان را ملزم کنید تا آنچه را یاد گرفتند به همراه اهداف جدید خود، در فرصتی 30 ثانیهای به اشتراک بگذارند. این امر به رییس جلسه کمک میکند تا تعیینکند شرکتکنندگان چه اطلاعاتی را حفظ کردهاند و آیا نیازی به تبیین بیشتر موضوعات خاص وجود دارد یا خیر.
روسای جلسات میتوانند مجموعهای از سوالات را در انتهای جلسات مطرح کنند تا دریابند که کدام یک از شرکتکنندگان، چیزی یاد گرفتهاند. در زیر چند مثال ارائه شده است و در هفتهی آینده، طبق برنامه به چه چیزی دست خواهید یافت؟
چه اطلاعاتی از این جلسه را در تیم کاری خود تقویت خواهید کرد؟
یک چیز ارزشمند را نام ببرید که از این جلسه یاد گرفتید.
تمام جلسات باید زمان شروع و پایان مشخصی داشته باشند تا اطمینان ایجاد شود که جلسات از اهداف خود دور نشدهاند. زمان شروع و پایان به روسای جلسات کمک میکند تا شرکتکنندگان را در مسیر اصلی نگه دارند و فضا برای بحثهای غیرضروری جانبی یا بحثهای تکراری ملالآور را کاهش میدهد.
نهایتاً، جلسات مولد باید به خوبی طراحیشوند و بر هدف خاصی متمرکز باشند. با دعوت از افراد مناسب برای شرکت در جلسات و ارتقای مباحث به هنگام و مشارکتدهنده، بهرهوری جلسات کاری موفق به شکل قابل توجهی ارتقا خواهد یافت.
همه میدانند که شیفتهی کسی بودی و سرانجام به هر دلیلی (او حرفی زده، کاری کرده، تو عاشق او بودی ولی او نبوده و…) رابطهی میان شما به پایان رسیده است. اهمیتی ندارد که این مسئله را چطور برای خودت توجیه میکنی، چون در هر صورت باید واقعیت را بپذیری و با آن کنار بیایی. نگه داشتن احساسات، نداشتن اعتماد به نفس، غم و خشم موجب میشود که حال خوبی نداشته باشید و نتوانید رابطهای را با شخص دیگری که تناسب بیشتری با شما دارد، شروع کنید. ولی پیش از اینکه خودتان را بهخاطر فراموش نکردن رابطهی دوطرفهای که چند هفته، ماه یا حتی سال پیش به پایان رسیده، سرزنش کنید، بهیاد داشته باشید که شما تنها کسی نیستید که نمیداند چطور باید شکست عشقی خود را فراموش کند.
درواقع بسیاری از مردان و زنان وارد رابطههایی میشوند که شانس زیادی برای پایداری و ادامهی آنها وجود ندارد. همراه ما باشید، با اجرای توصیهها و راهنماییهای زیر که توسط متخصصان ارائه شده، بهسرعت میتوانید شکست عشقی خود را فراموش کنید.
قبل از اینکه ژست انسانی قوی را به خود بگیرید و ادعا کنید که نمیگذارید احساسات بر شما غلبه کنند، فراموش نکنید که هرچه بیشتر احساسات خود را انکار کنید، کمتر از آنها رها میشوید. راه سالمتر، عاقلانهتر و مسئولانهتر این است که درمورد احساساتِ همواره درحال تغییرتان صداقت داشته باشید (ابراز احساسات). یکی از راههای کنار آمدن با شکست عشقی این است که دلشکستگی خود را بپذیرید و فراموش نکنید که گریه کردن به درمان قلب شکسته و فراموش کردن شکست عشقی کمک میکند.
گاهی در کنار آمدن با شکست عشقی خود خوب پیش رفتهاید، برای مدتی دیگر به آن فکر نکردهاید و درمورد شور و عشق گذشتهتان احساس غم و اندوه ندارید، ولی نگاهی سریع به حساب کاربری طرف مقابل در رسانههای اجتماعی شما را ماهها به عقب برگرداند. با دیدن حساب او فورا احساس ناراحتی میکنید یا به خودتان میگویید که او شادتر از شماست یا توانسته فرد دیگری را پیدا کند. اگرچه این ممکن است درست باشد، ولی نباید به چیزهایی که در رسانههای اجتماعی میبینید اعتماد کنید؛ بهعلاوه، این مسئله نباید برای شما اهمیتی داشته باشد. شما تنها زمانی واقعا به رابطهی قبلیتان پایان میدهید و شکست عشقی خود را فراموش میکنید که تمام ارتباطهایتان با او را در تمام جنبهها، ازجمله رسانههای دیجیتالی قطع کنید.

رسانههای اجتماعی نادیده گرفتن رابطه عاشقانه قبلی را بسیار دشوار کردهاند. بنابراین اولین چیزی که تی اونی کولمن (رواندرمانگر و مربی روابط) توصیه میکند، حذف کردن طرف مقابل از فهرست دوستان و تماسها، دستکم تا زمانی است که او را فراموش کرده یا پذیرفتهاید که صفحهی او را بررسی نکنید. «بهعلاوه، باید مراقب صفحات یا پستهای دوستان مشترکتان نیز باشید، چون ممکن است که در این صفحهها تصاویری از شریک سابقتان را ببینید، از خبرهای مربوط به او مطلع شوید یا از رابطهی عاشقانهی جدید او باخبر شوید.»
گاهی به این دلیل نمیتوانید همسر قبلیتان را فراموش کنید که او هنوز هم بهترین دوست شماست یا هنوز هم همیشه در فکرش هستید. شما نباید همچنان با او وقت بگذرانید و دوست باشید. مثلا وقتی برنامهی موردعلاقهاش در تلویزیون پخش میشود، برایش پیامک نفرستید. راحتترین و سالمترین راه برای فراموش کردن یک فرد این است که مرزهای مشخصی را با او ایجاد کنید. گرچه درست است “هر که از دیده برود لزوما از دل نمیرود”،
ایجاد فاصلهای آگاهانه و تعمدی میان شما، بدون شک فرایند کنار آمدن با شکست عشقی و فراموش کردن طرف مقابل را سادهتر میکند.
برای اینکه به سرعت کسی را فراموش کنید، تمام چیزهایی که او را بهیاد شما میاندازد، دور بریزید. مجلهها و مسواک او را که هنوز در گوشه و کنار خانهتان مانده دور بریزید. از او نخواهید که وسایلتان را به شما برگرداند. از تشویق کردن تیم او دست بردارید. لباسها و وسایل او را در خانه نگه ندارید. گریه کنید و بدون وجود هر چیزی که شما را بهیاد گذشته میاندازد، دوباره از نو شروع کنید. هر چیزی مانند هدیهها و یادگاریهای کوچک و ارزان قیمت، کارت پستالها یا نامهها و حتی لباسهایی که زمانی به او تعلق داشتهاند، باید دور ریخته شوند. کولمن میگوید: «همهی اینها یادگاریهایی هستند که احساساتی شدید و خاطراتی را در ذهنتان ایجاد میکنند که منتهیبه عقدههای روحی میشوند.»
اگر میپرسید که چطور میتوانید شکست عشقی خود را فراموش کنید، یکی از مهمترین گامهایی که باید بردارید، پذیرش تصمیمِ گرفته شده است. فرقی نمیکند که شما جدایی را انتخاب کردهاید یا او، درهرصورت نباید تصمیمی را که گرفته شده، تجزیهوتحلیل و ارزیابی کنید. دیگر لحظهبهلحظهی رابطهتان را ارزیابی و نقد نکنید و فکرتان را به کارهایی که میتوانستید یا باید انجام میدادید، مشغول نکنید. دیگر بهدنبال دلیل و توضیح نباشید و یاد بگیرید که قطعیت جدایی خود را بپذیرید.
کیسه بوکس باشگاه را بهیاد میآورید؟ بهتر است از آن استفاده کنید. این که روزها روی تخت بخوانید، فقط باعث میشود که از خودتان نفرت داشته باشید. اجازه ندهید که این جدایی، سستی و تنبلی شما را توجیه کند. با انجام فعالیتهای فیزیکی، افکار ناخوشایند را دور بریزید. برای نمونه، به گروه فعالی بپیوندید، در تیم ورزشی عضو شوید یا در پارک نزدیک خانهتان بسکتبال بازی کنید. حتی پیاده روی هم برای جسم و روحتان خوب است. وقتی فکرتان درگیر و قلبتان خسته است، کمی هوای تازه میتواند اثر زیادی داشته باشد.

حالا که مجرد هستید، از زمان و آزادی بیشتری که این موقعیت برایتان ایجاد کرده، استفاده کنید. از زمانی که با نامزدتان بودهاید، چه چیزهایی را ازدست دادهاید؟ با دوستانتان بیرون بروید، در کلاسی شرکت کنید، وقت بیشتری را با خانوادهتان بگذرانید و از انجام کارهایی که قبلا نمیتوانستید انجام بدهید، لذت ببرید. یکی از راهحلهای تأثیرگذار فراموش کردن شکست عشقی این است که شادی و خوشبختی را در حوزههای دیگری جستوجو کنید. به فصل جدید زندگیتان به چشم شروع تازهای نگاه کنید. نظم و ترتیبی به زندگیتان بدهید. خودتان را رها کنید. به رؤیاها، اولویتها و مواردی که همیشه آرزوی انجامشان را داشتهاید فکر کنید و آنها را دنبال کنید.
البته ممکن است که این مورد، ناخوشایند و بیرحمانه بهنظر برسد، ولی اگر میخواهید فقط یکی از روشهای فهرستشده در اینجا را انجام بدهید، آن یک روش حتما همین مورد باشد. وقتی خاطرات در سرتان میچرخند، همهچیز گیجکننده میشود. وقتی احساساتی میشوید و به رابطهی قدیمیتان حالتی رؤیایی و آرمانگرایانه میدهید، بسیاری از خاطرات مهم را نادیده میگیرید.
ولی اگر فهرستی از حقایق را بنویسید، شامل چیزهایی که گفته است یا رفتارهایی که با شما داشته است، به جایی میرسید که با خودتان فکر کنید، چرا درمورد کسی که چنین رفتارهای وحشتناکی با من داشته اینطور رمانتیک فکر میکنم؟
مجسم کردن رابطهی مردهی خود، تاکتیکی برای فراموش کردن شکست عشقی است. تمرینهای تجسم یا حتی آویزان کردن تصاویر به برانگیختن تلنگری ذهنی که موجب ایجاد انگیزه برای تغییر میشود، کمک کند. میتوانید تابوتی را مجسم کنید که درون قبری گذاشته میشود و به خودتان بگویید که رابطهی قدیمیتان داخل آن تابوت قراردارد. یا تصویر نعشکش یا اسکلت را در دفتر کار یا کنار تختخوابتان آویزان کنید. قراردادن این نمادها در اطرافتان باعث ایجاد انگیزه برای تغییر میشود.
با برقراری ارتباط با دوستان و برگشتن به جمعهای اجتماعیتان راحتتر میتوانید رابطهی قدیمیتان را فراموش کنید. دوباره با دوستانتان تماس بگیرید و برنامههایی با آنها بریزید؛ حتی اگر تمایلی ندارید که با آنها جایی بروید. با انجام این کار فرصتی پیدا میکنید که دوباره با دوستان صمیمیتان وقت بگذرانید، کمی شاد باشید و احساس کنید که طبیعی و عادیتر شدهاید. وقتی احساس خیلی بدی دارید، دوستانتان میتوانند حمایتگر شما باشند. همچنین میتوانید هر چقدر که میخواهید درمورد جزئیات رابطه و جداییتان با آنها صحبت کنید و از بازخوردها و نظرات آنها استفاده کنید. براون میگوید: «از دوستانتان بخواهید شما را تشویق کنند که بر زخمهایتان غلبه کنید و برای شروع دوباره زندگی گامهایی بردارید.»
وقتی احساس خیلی بدی دارید، یکی از بهترین کارهایی که میتوانید انجام بدهید این است که برای بهبود سلامتی روحی و جسمی خود تلاش کنید. رژیم غذایی سالم و جدیدی را شروع کنید تا احساس بهتری درمورد سلامتیتان داشته باشید. در کلاسهای جدیدی در دانشگاهتان شرکت کنید تا بتوانید افراد جدیدی را ملاقات کنید و افق دیدتان را گستردهتر کنید. به سفر بروید. کارهایی را انجام بدهید که باعث میشود احساس بهتری نسبتبه خودتان پیدا کنید. فعال بودن، روش بسیار خوبی برای سرعت بخشیدن به ایجاد و تقویت عزت نفس و نیز افزایش اعتماد به نفس دوباره است. با داشتن چشماندازی جدید، ادامهی حرکت بسیار آسانتر میشود.
به قول معروف: «وقتی دری بسته میشود، در دیگری باز میشود.» معمولا این گفتههای کلیشهای کمک زیادی به درمان قلبی مجروح نمیکنند، ولی این یکی میتواند مفید باشد. حتی اگر فرد عزیزی را ازدست دادهاید، شاید فرد دیگری که حتی ممکن است بیشتر از او برای شما مناسب باشد، درست در اطرافتان باشد. درست است، شاید فرد سابق زندگی شما فوقالعاده بوده است، ولی شاید کسی که در آینده وارد زندگیتان خواهد شد، حتی از او هم عالیتر باشد. بهجای اینکه درمورد گذشتهتان افسوس بخورید، وقت زیادی را برای رؤیاپردازی درمورد آنچه پیش رویتان قرار دارد، صرف کنید. گذشتن و فراموش کردن رابطهای قدیمی، آسان نیست.
فراموش کردن گذشته به این معنی است که باید قلبتان را به روی فرد تازهای بازکنید. باید در هر لحظهای، انتظار پیدا کردن عشقی جدید را داشته باشید. به جلو پیش رفتن و پیشبینی کردن آینده باعث میشود که نگاه به گذشته و افسوس خوردن را کنار بگذارید. رابطهی عاشقانه میتواند در هر جایی و هر زمانی ظاهر شود.
وظیفهی شما این است که وقتی با آن مواجه میشوید، خوشحال و آماده باشید، نه اینکه همچنان در گذشتهتان گیر کرده باشید.
میدانم که این مورد نسبتا ساده بهنظر میرسد، ولی توجه به آن بسیار مهم است. دکتر گری براون، متخصص روابط عاطفی میگوید: «بهترین راه برای [فراموش کردن] این است که تمام راههای تماس، ازجمله ملاقاتهای شخصی را حذف کنید.» یعنی به فکر مشاجره و درگیری در کافیشاپ یا باشگاه ورزشی محل زندگیتان نباشید. اگر هنوز هم در مکانهایی او را ملاقات میکنید، شاید لازم باشد که برنامههایتان را تغییر بدهید.
تصور کنید که وقتی از غصه خوردن برای از دست دادن همسر سابقتان دست بردارید، زندگیتان چقدر خوب خواهد شد. دکتر گری براون میگوید: «هرچه جزئیات بیشتری را مجسم کنید، احتمال اینکه به رؤیای جدیدتان جان ببخشید نیز بیشتر خواهد بود.» اگر برایتان مفید است، جایی را به تابلوی آرزوهایتان اختصاص دهید، یعنی مثلا روی قسمتی از یک دیوار، عکسها و نوشتههایی قرار دهید که رویاها و آرزوها شما را توصیف میکنند.
این یکی بسیار مهم است. قانون تماس نگرفتن را شروع کنید و تازمانیکه از غصه خوردن دست برداشتهاید و به جایی رسیدهاید که پذیرفتهاید همهچیز تمام شده است، آن را ادامه بدهید. کولمن میگوید: «تازمانیکه پیش خود استدلال میکنید که احتمال کمی وجود دارد که همسر سابقتان هنوز هم نسبتبه شما احساسی داشته باشد، نگران این باشد که چه کار میکنید یا بخواهد بداند که در زندگیتان چه میگذرد، نمیتوانید چرخهی دلمشغولی و همیشه فکرکردن به او را قطع کنید.»
آمیکا گربر ، متخصص روابط بلند مدت، برای وبسایت TruthFinder توضیح میدهد: وقتی با جدایی سختی روبهرو هستید، حس میکنید جایی که در آن زندگی میکنید، یادآوری همیشگی و ثابتی از رابطهای است که ازدستدادهاید. «گاهی بهترین راه برای رهایی از عادتی آزاردهنده (ترک عادت بد) این است که چیزی بهشدت متفاوت را امتحان کنید. به سفری که همیشه آرزویش را داشتهاید بروید. برای همراهی با خود بهترین دوستانتان را دعوت کنید یا بهتر از آن، بهتنهایی سفر کنید. هیچ چیزی آزادتر و رهاتر از سفر کردن بهتنهایی نیست و باعث میشود بهیاد بیاورید که مجرد بودن چه حس خوبی دارد.»
گربر میگوید اگر با شریک سابقتان در یک جا زندگی میکردید، هر چیزی در خانهتان شما را بهیاد او میاندازد و فراموش کردن او سخت است. «اگر مدت قرارداد اجارهتان تقریبا تمام شده است، به فکر نقلمکان به محلهی جدیدی در شهرتان باشید تا شروع تازهای داشته باشید. یا دستکم بعضی از اسباب و لوازم خانه را جابهجا و دیوارها را رنگ کنید.»
صحبت کردن با فردی متخصص میتواند کمک زیادی به شما بکند. براون میگوید، اگر ماهها گذشته است و شما هنوز هم به او فکر میکنید تاجایی که نمیتوانید بهخوبی در اجتماع، خانه، محل کار و احتمالا دانشگاه عمل کنید، شاید وقت آن رسیده است که به فردی متخصص مراجعه کنید. کمک گرفتن از متخصصان هیچ اشکالی ندارد. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که از فکر کردن و وابستگی به شریک سابقتان دست بردارید.
گرچه ممکن است فکر کنید که دنیا به پایان رسیده و هرگز نمیتوانید شریک سابقتان را فراموش کنید، ولی اشتباه میکنید. گربر توصیه میکند که فهرستی از کارهایی را که دوست دارید و آرامتان میکند تهیه کنید و آنها را انجام بدهید. او میگوید: «بیشتر مردم چند بار ازدواج میکنند، روابط فراوانی را تجربه میکنند و بارها عاشق میشوند. پایان رابطه عاطفی شما به این معنی نیست که دنیا هم به پایان رسیده است.
منبع : کرامت زاده و دیلی میل