https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/10-ideas-that-made-their-owners-wealthy

پافشاری شما بر پیروی از علایق و متعهد ماندن به ایده‌تان بستگی دارد.

10 ایده که صاحبانشان را ثروتمند کرد


«ایده‌ تو احمقانه است.» آیا تابه‌حال کسی به شما گفته است که ایده‌ کسب‌وکارتان موفق نخواهد بود؟ ایده‌ شما بیش‌ از حد عجیب، خاص یا متفاوت است؟ در اینجا باید دست به معامله و ریسک بزنید و این را هم بدانید که موفقیت شما در کارآفرینی شدیدا به میزان پافشاری شما بر پیروی از علایق و متعهد ماندن به ایده‌تان بستگی دارد. جز این، تنها چیزی که اهمیت دارد، این است که مشتریانی پیدا کنید که تمایل داشته باشند برای محصول شما پول کافی خرج کنند تا کسب‌ و کار شما رشد سالمی داشته باشد. در ادامه‌، فهرستی از ایده‌های به ظاهر احمقانه ارائه می‌کنیم که همه‌‌شان در واقعیت، موفق بوده‌اند. اگر این فهرست، متقاعدتان نکرد که علاقه‌ی شخصی‌تان را دنبال و آن را به کسب‌وکار تبدیل کنید، احتمالا هیچ‌چیز دیگری نمی‌تواند شما را متقاعد کند.


 

    1. ایده ،وبسایت I Do, Now I Don’t

    زمانی که نامزد جاش آپرمن، پس از سه ماه نامزدی او را ترک کرد، جاش به‌شدت غمگین شده بود. تمام چیزی که نامزدش برای او باقی گذاشته بود، حلقه‌ی نامزدی بسیار گران‌قیمتی بود که ماه‌ها برای خرید آن پول جمع کرده بود، اما زمانی که حلقه را به مغازه‌ی جواهرفروشی برد که بفروشد، شدیدا تعجب کرد؛ آنها برای حلقه‌ای که او بیش از 10هزار دلار خریده بود، حاضر بودند فقط 3500 دلار پرداخت کنند.در نتیجه او تصمیم گرفت وب‌سایت I Do, Now I Don’t را راه‌اندازی کند. این وب‌سایت به افراد این امکان را می‌دهد که حلقه‌ی ازدواج‌ یا سایر جواهرات‌شان را به دیگر کاربران سایت بفروشند، بدون اینکه نیازی به مراجعه به مغازه‌ی جواهرفروشی داشته باشند.

     


    2. ایده ،مکانی برای خرد کردن

     

    ایده های به ظاهر احمقانه - مکانی برای خرد کردن

     

    آیا تاکنون عمدا بشقابی را شکسته‌اید؟ درباره‌ی زمانی صحبت می‌کنم که استرس یا عصبانیت، شما را فرا گرفته و شروع می‌کنید به شکستن وسایل درون اتاق. هنگامی که این وسایل خرد می‌شوند، احساس رضایت واقعی به شما دست می‌دهد. احساس بسیار خوبی دارد؛ درست است؟ حتی ممکن است احساس کنید استرس یا عصبانیت‌تان بلافاصله فروکش کرده است.

    ایده‌ی اصلی «مکانی برای خرد کردن» همین است. این کسب‌وکار در توکیو راه‌‌اندازی شده است و به مشتری‌ها اجازه می‌دهد وارد این مکان شوند، بشقاب یا فنجانی را که می‌خواهند خریداری کنند و آن را روی یک دیوار بتنی خرد کنند. آنها می‌توانند فحش بدهند، پاهایشان را به زمین بکوبند یا هر کار دیگری که فکر می‌کنند در کاهش استرس شان مؤثر است، انجام دهند. فکر می‌کنم چنین کسب‌وکاری در شهری مانند تهران بسیار موفق خواهد بود.

     


    3. ایده ،هندوانه‌ی مکعبی‌شکل

     

    ایده های به ظاهر احمقانه - هندوانه‌ی مربع

    هندوانه‌های بزرگ و گرد، به‌خوبی در قفسه‌ی فروشگاه‌ها و یخچال خانه‌ها قرار نمی‌گیرند. درنتیجه به‌جای اینکه هندوانه را از زندگی‌مان حذف کنیم، می‌توانیم به‌سراغ ایده‌ی کارآفرین‌های ژاپنی برویم. آنها راه‌حلی پیدا کردند که می‌توانستند با استفاده از آن، هندوانه‌ی مربعی تولید کنند. این محصول با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شده و در سراسر جهان به‌سرعت فروش می‌رود. چرا این ایده را در منطقه‌ی خودتان اجرا نمی‌کنید؟‌ حتی آموزش آنلاین برای این کار هم در دسترس است. اگر تجار ژاپنی توانسته‌اند از این راه پول دربیاورند، چرا شما نتوانید؟

     


    4. ایده ،صفحه‌ی اصلیِ میلیون‌ دلاری

    پیکسل کوچک‌ترین واحد در صفحه‌‌نمایش‌هاست. در سال 2005، ایده‌ی کسب‌وکار منحصر‌به‌فردی به ذهن دانشجویی کارآفرین رسید. او تصمیم گرفت تبلیغات وب‌سایت را به‌صورت بسته‌های 10پیکسلی بفروشد، مانند تابلو‌های تبلیغاتی که براساس متر مربع فروخته می‌شود. هر صفحه‌ی ال‌سی‌دیِ معمولی می‌تواند 1024 پیکسل نمایش دهد. معنای این حرف این است که خرید فضایی به‌اندازه‌ی یک عکس پروفایل، هزینه‌ی بسیار زیادی به‌همراه خواهد داشت. اما این ایده با استقبال خوبی مواجه شد و در کمتر از یک سال، وب‌سایت میلیون‌ دلاری تبدیل به ترکیبی از تبلیغات مختلف شد که به‌نظر می‌رسید فردی نابینا آنها را کنار هم چیده است. جالب است بدانید درآمد ناخالص این وب‌سایت به 1.037.100 دلار رسیده است.


    5. ایده ،جاذبه‌ی مثبت

    بسیاری از زوج‌ها تلاش می‌کنند به مبنایی مشترک برسند، مثل یک عادت یا طنز تلویزیونی که موردعلاقه‌ی هر دو نفر باشد. یکی از ایده‌‌های خوب برای یک وب‌سایت‌ دوست‌یابی، این است که افرادی را به هم معرفی کند که مطمئن باشد به‌شکلی مثبت باهم تطبیق دارند، اما چگونه تطبیقی؟ برای یک وب‌سایت خلاق، این تطبیق، عبارت بود از ابتلا به ویروس ایدز. پاول گراوس و برندن کوچلین وب‌سایت PasitivesDating.com را در سال 2005 راه‌اندازی کردند. این وب‌سایت به‌صورت بی‌نام، صرفا افراد مبتلا به ویروس ایدز را به هم معرفی می‌کرد. در طی چند سال، این وب‌سایت موفق شده بود بیش از 50 هزار عضو جذب کند.


     

    6. ایده ،جناغ پلاستیکی

    آیا انسان‌ها این‌قدر در جست‌وجوی خوش‌شانسی‌اند که احساس کنند به جناغ مصنوعی احتیاج دارند؟ ظاهرا چنین است (سنت شکستن جناغ به تمدن ایتروسک که بیش از 700 سال پیش در ایتالیا زندگی می‌کردند مربوط می‌شود. آنها بر این باور بودند که پرندگان قدرت پیش‌بینی آینده را دارند و شکستن جناغ آنها و نگه‌ داشتن آن نزد خود می‌تواند خوش‌اقبالی را برای آنها به ارمغان بیاورد). ایده‌ی تأسیس کارخانه‌ی تولید جناغ مصنوعی به ذهن کن آرونی رسید و او تصمیم گرفت نیاز جهانی به این محصول را تأمین کند. این کارخانه اکنون روزی 30هزار جناغ پلاستیکی تولید می‌کند که هرکدام را به‌قیمت 3 دلار می‌فروشد.


    7. ایده ،عینک آفتابی برای سگ

     

    ایده های به ظاهر احمقانه - عینک آفتابی برای سگ

    توسعه‌ی صنعت مراقبت از حیوانات خانگی رشد بسیار زیادی داشته است و در همه‌ی اقلام توسعه پیدا کرده است: از تختخواب تا لباس. اما عینک آفتابی برای سگ چیز بسیار عجیبی است.

    این‌طور که پیداست، برای هر چیزی بازاری وجود داد. برای سگ‌هایی که زیاد به نور آفتاب عادت ندارند، عینک آفتابی راه‌حل مناسبی است. شرکت تولیدکننده‌ی عینک آفتابی برای سگ‌ها موردتوجه شبکه‌های خبری قرار گرفت و حتی شبکه‌ی نشنال‌جئوگرافی نیز به آن پرداخت. در دوره‌‌ی فیس‌بوک، تصاویر جذاب سگ‌هایی که عینک آفتابی زده‌ بودند، باعث افزایش فروش این محصول شد.


    8. ایده ،تعطیلات کاری

    بیشتر افراد به تعطیلات می‌روند تا از نگرانی‌های محیط کارشان فاصله بگیرند، اما وب‌سایت «تعطیلی تعطیلات» ایده‌ی متفاوتی را دنبال می‌کند.

    این شرکت به شما پیشنهاد می‌کند که از زمان‌های بی‌ارزش‌تان برای امتحان‌کردن شغلی جدید و ترجیحا شغل موردعلاقه‌تان استفاده کنید. آیا همیشه در آرزوی این بوده‌اید که در مزرعه‌‌ای واقعی محصول برداشت کنید؟ متصدی کفن‌ودفن چطور؟ این وب‌سایت که در سال 2004 تأسیس شده است، اکنون بیش از 125 شغل منحصر‌به‌فرد را پیشنهاد می‌کند که می‌توانید آنها را امتحان کنید. همچنین بیش از 300 راهنما در آن وجود دارد که به شما کمک می‌کنند این شغل‌ها را تجربه کنید.


     

    9. ایده ،نامه‌ی بابانوئل

    بسیاری از افراد بر این باورند که کریسمس جنبه‌ی تجاری پیدا کرده است، به‌ویژه زمانی که بابانوئل بطری‌های بزرگ نوشیدنی در دست می‌گیرد و اسباب‌بازی‌های مختلفی به مردم می‌فروشد. اما ارسال نامه‌ی بابانوئل، تجاری‌ترین جنبه‌ی این جشن است: یک آدرس پستی فرضی در قطب شمال ثبت می‌کنید و بعد، 10 دلار پول می‌پردازید تا برای کودکان معصوم و ساده، نامه‌ای از طرف بابانوئل فرستاده شود. اما چه کسی حاضر است برای چنین چیزی پول پرداخت کند؟

    جالب است بدانید از زمان راه‌اندازی نامه‌ی بابانوئل چیزی حدود 200هزار نفر این نامه‌ها را سفارش داده‌اند و بیش از 2میلیون دلار برای خوشحال‌کردن کودکان در روز کریسمس پول خرج شده است.


    10. ایده ،آکواریوم بدون ماهی

     

    ایده های به ظاهر احمقانه - آکواریوم بدون ماهی

    «بوم‌سپهر بسته» نوعی حیوان خانگی عالی برای قرن بیست‌ویکم است. این حیوان خانگی از این جهت عالی است که نیازی به خوابیدن، آب‌دادن، راه‌رفتن یا حمام‌کردن ندارد، به این دلیل که بوم‌سپهر چیزی جز آکواریوم بدون ماهی نیست. هر گوی شیشه‌ای، شامل اکوسیستمی خودبسنده است که در آن، میگوی کوچکی از خزه‌ای که با نور خورشید رشد می‌کند، تغذیه می‌کند. هیچ کثیفی و زحمتی در کار نیست و البته هیچ هیجانی هم ندارد.

    نتیجه‌ی اخلاقی این داستان‌ها چیست؟ بازار، درست مانند انسان‌ها مدام در حال دگرگونی است. چیزی که ما امروز آن را بی‌مصرف می‌دانیم، ممکن است فصل بعد به پرفروش‌ترین کالای بازار تبدیل شود. این موضوع ممکن است به نوآورانه‌ بودن محصول، سرگرم‌کننده‌ بودن تولید آن یا صرفا احمقانه بودن ایده‌ی آن مربوط باشد. فقط، به‌یاد داشته باشید که در بازار، همیشه جایی برای ایده های ناب کسب و کار وجود دارد، چیزی که می‌تواند برای شما موفقیت به‌همراه بیاورد و همچنین می‌تواند پای شما را به این فهرست باز کند.

    احمدرضا کرامت

    گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

    https://keramatzade.com/Great-Ideas-for-Ideas

    روزمرگی‌هایی که بیهوده، فکر را اشغال می‌کنند، پاک کنیم.

    تکنیک های عالی برای ایده پردازی


    خیلی وقت‌ها، ایده‌هایی به ذهن‌مان خطور می‌کنند: راهکارهایی برای مشکلات غیر قابل حل بشری، روش‌هایی برای یک شبه پولدار شدن، اختراع ریموت کنترل برای یخچال و خلاصه ایده‌هایی که احساس خود‌ ادیسون پنداری‌ را در ما حسابی تقویت می‌کنند. اما ایده‌ی ناب و درست و حسابی، حاصل یک لحظه الهام است؛ یعنی برای رسیدن به آن باید ذهن‌مان را از روزمرگی‌هایی که بیهوده، فکر را اشغال می‌کنند، پاک کنیم.

    البته دوره‌ی ایده پردازی به سبک سنتی و خسته‌کننده، مدتهاست تمام شده و حالا زمانه‌ای است که باید از تکنیک‌های ابتکاری و لذت‌بخش استفاده کنیم. هرچه فرآیند تفکر خلاقانه‌تر باشد،‌ ایده‌ی حاصل از آن جالب‌تر و بهتر خواهد بود. در این مقاله می‌خواهیم در ابتدا با مراحل ایده پردازیِ مؤثر، آشنا شویم و سپس 15 تکنیکی را که قبلا امتحانشان را برای ایده پردازی پس داده‌اند، بگوییم.


    پس اول سری به سه مرحله‌ای که در هر ایده پردازی موفقی باید طی شوند، می‌زنیم:

    مرحله‌ی 1: ایده پردازی ،خلق

     

    مرحله اول ایده پردازی: خلق

    ایده پردازی برای حل مشکل یا تأمین یکی از ملزومات کاری‌، می‌تواند برای بسیاری از کسب‌وکارها نقطه‌ی شروع مناسبی باشد. معمولا شرکت‌ها درد را به خوبی شناسایی می‌کنند. اما مهم‌تر از تشخیصِ مشکل، فراهم آوردن بسترِ ایده پردازی برای درمانِ درد است. ایده‌ها فقط چاره‌ی مشکلات نیستند و به غیر از درمانگری، در دو حوزه‌ی دیگر هم کاربرد دارند: شایستگی‌ محوری و نیازسنجیِ مشتریان.

    در حوزه‌ی شایستگی‌ محوری، می‌توان از ایده پردازی به منظور افزایش توانمندی‌های شرکت استفاده کرد. در این نوع ایده پردازی، سازمان به دنبال خلقخدمات و محصولات تازه یا بازارهای جدید برای خدمات و محصولات موجود است.

     

    در بحث نیازسنجیِ مشتریان نیز ایده پردازی کمک می‌کند تا از فواید تحقیقات متداول در بازاریابی (مانند گروه‌های کانونی و نظرسنجی‌ها) بیش‌تر بهره‏‌مند شویم و از اشتراک‌گذاری ایده‏‌ها به عنوان فرصتی برای انجام چنین بررسی‌های سودمندی استفاده کنیم.

     


    مرحله‌ی 2: ایده پردازی ،انتخاب

     

    مرحله دوم ایده پردازی: انتخاب

    انتخاب بهترین ایده‌ها خیلی زودتر از شروع فرآیند ایده پردازی آغاز می‌شود. در اینجا تعیین معیارهایی که ایده‌ها بر اساس آنها سنجیده می‌شوند، کسانی که مسئول ارزیابی آنها هستند و اینکه ایده‌های اصلی برای ارزیابی بیشتر و به اجرا در آمدن چطور به تیم‌های داخلی ارائه می‌شوند، اهمیت پیدا می‌کند. فرآیند انتخابِ خوب را معمولا با استفاده از برچسب‌ و تگ‌ برای تبدیل ایده‌ها به دسته‌بندی‌های معنادار شروع می‌کنیم. برای این منظور، می‌توانیم محصولات را دسته‌بندی کنیم: موبایل، لپ‌تاپ، تبلت (برچسب)؛ در گام بعدی جزئیات بیش‌تری را در نظر می‌گیریم و ویژگی‌ها یا خصوصیات محصول را به آن «تگ» می‌کنیم: مثلا سبُک، باطری با طول عمر بالا، قابل حمل… یا به سراغ خصوصیت‌هایی مانند سیستم عامل، صفحه نمایش و… می‌رویم. در مرحله‏‌ی بعدی، با استفاده از این برچسب‌ها و تگ‌ها، ایده‌ها را اولویت‌بندی می‌کنیم. دسته‌بندی‌ها و تگ‌زنی‌ها باید طوری باشد که مانند فیلتر عمل کند و تنها بهترین ایده‏‌ها را تا مرحله‌ی اجرا بدرقه کند.


    مرحله‌ی 3: ایده پردازی ،پیاده‌سازی

    مرحله سوم ایده پردازی: پیاده سازی

    موفقیت در فرآیند پیاده‌سازی، بستگی به توانایی سازمان برای انتخاب برترین ایده‌ها و عمل کردن براساس آنها دارد. به علاوه، سازمان باید جریان کاری منظمی داشته باشد، به طوری که کارکنان سازمان، به خوبی از نقش خود در مراحلِ مختلف فرآیند ایده پردازی آگاهی داشته باشند. اگر سازمانی بخواهد ایده پردازی را شروع کند، طراحی فرآیند مناسبی برای ایده پردازی (یعنی مشخص کردن دقیقِ نقش‌ها و مسئولیت‌ها) اهمیت زیادی خواهد داشت. افرادی که برای نقش‌های مختلف، انتخاب می‌شوند باید آمادگی پذیرش ایده‌های جدید را داشته باشند؛ ایده‌هایی که لزوما در داخل سازمان خلق نشده‌اند. حتی ممکن است بتوان به این افراد براساس عملکردشان در پیاده‌سازی رویکردهای جدید، پاداش هم داد.


    تکنیک‌های مؤثر در ایده پردازی

    1. ایده پردازی ،تکنیک اسکمپر

    SCAMPER روشی برای ایده پردازی است که توسط باب اِبری (Bob Eberie) طراحی شده و قدرت اراده را در ایده پردازی به عنوان محرک اصلی در نظر می‌گیرد. در واقع این روش،‌ چک‌لیست شناخته شده‌ای را شامل می‌شود که به فرد کمک می‌کند ایده‌هایش را برای بهبود محصولات موجود یا تولید یک محصول کاملا جدید ثبت کند. چک‌لیست تکنیک اسکمپر موارد زیر را در بر می‌گیرد:‌

    حرف S که از کلمه‌ی substitution به معنی جانشین‌سازی گرفته شده است.

    حرف C که از کلمه combine به معنی ترکیب کردن آمده است.

    حرف A که از کلمه‌ی adapt به معنیِ سازگاری و تعدیل کردن می‌آید.

    حرف M که به کلمه‌ی magnify به معنی بزرگ سازی اشاره دارد.

    حرف P که از کلمه‌ی put to other uses به معنی استفاده در سایر موارد وام گرفته شده است.

    حرف E که از کلمه‌ی elimination به معنی حذف کردن گرفته شده است.

    حرف R که از کلمه‌ی reverse به معنی معکوس‌سازی می‌آید.


    2. طوفان فکری

     

    اهمیت طوفان فکری - ایده پردازی

    در این فرآیند راه حل‌های بسیاری برای مشکلِ مشخصی، پیشنهاد می‌شود. اینجا تأکید روی تعداد ایده‌هاست نه درستی یا غلطی آنها. یعنی همه‌ی افراد، بدون ترس از انتقاد، آزادانه نظرشان را بیان می‌کنند و ایده‌هایشان با آغوش باز پذیرفته می‌شوند. در واقع، در یک جلسه‌ی طوفان فکری،‌ ایده هرچه نامتعارف‌تر،‌ بهتر! چرا که کم کردن شاخ و برگ ایده‌‌های بزرگ یا عجیب و غریب، ساده‌تر از تبدیل ایده‌‌ای کوچک به راه‌حلی مؤثر است.

    خیلی وقت‌ها چند ایده‌ی کوچک با هم ترکیب می‌شوند تا ایده‌ی خوبی به دست بیاید. به این کار هم می‌گویند : 3=1+1 !

    اگرچه طوفان فکری را می‌توان یک نفره هم ترتیب داد (آدم‌هایی که با خودشان حرف می‌زنند را ندیده‌اید؟!) اما معمولا بر پا کردن چنین طوفانی، کاری گروهی است که با حضور جمعی متشکل از 6 تا 10 نفر انجام می‌شود.


    3. لیست‌سازی

    تهیه لیست یک روش کاملا تحلیلی است که در آن با شناسایی نقاط قوت،‌ خصوصیت‌های مختلف محصول یا خدمت ارائه شده را فهرست می‌کنیم. مثلا برای اینکه بفهمیم چطور می‌توانیم یک محصول را بهتر کنیم،‌ قطعات آن را از هم جدا می‌کنیم،‌ ویژگی‌های فیزیکی هر قطعه را یادداشت می‌کنیم و تمام کارکردهای هر قطعه را بررسی می‌کنیم تا ببینیم تغییر در هر یک از اینها چه تأثیر مثبت یا منفی در عملکرد محصول دارد.


    4. نقشه‌ ذهنی

    نقشه‌ی ذهنی تکنیکی گرافیکی است که برای ترسیمِ ارتباط موجود میان قسمت‌های مختلف اطلاعات گردآوری شده یا ایده‌ها به کار می‌رود. در این تکنیک، هر داده یا ایده روی کاغذ نوشته شده و بعد با خط یا منحنی به ایده یا داده‌ی قبل یا بعد از خودش وصل می‌شود. به این ترتیب، شبکه‌ای از روابط به وجود می‌آید. این تکنیک اولین بار توسط محققی بریتانیایی به نام تونی بوزان (Tony Buzan) در کتابی با عنوان «از کله‌ات استفاده کن» که در سال 1972 منتشر شده است، در عالم ایده پردازی پیدایش شد. از نقشه‌‌های ذهنی در طوفان‌های فکری و در برنامه‌ریزی برای پروژه‌ها استفاده می‌شود. همچنین این تکینک در حل مسئله و یادداشت‌برداری نیز کاربرد دارد. مثل همه‌ی تکنیک‌های دیگری که از نقشه‌کشی استفاده می‌کنند، تکنیک نقشه‌ی ذهنی هم به دنبال طبقه بندی اطلاعات است تا بتواند مفاهیم و ایده‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارد.

    برای تهیه‌ی نقشه‌‌ی ذهنی، اول باید عبارت یا کلمه‌ای را در وسط صفحه بنویسیم. بعد، باید هرچیزی که در رابطه با آن کلمه یا عبارت به ذهن‌مان می‌رسد در گوشه و کنار همان صفحه، بدون هیچ ترتیب مشخصی یادداشت کنیم. دست آخر هم باید سعی کنیم ارتباط میانِ تمام آن عبارت‌ها یا کلمات را با هم پیدا کنیم. مثل کاری که در شکل زیر انجام شده است:

     

    اهمکیت نقشه ذهنی - ایده پردازی


    5. تصویرسازی و محرک‌های تصویری

    ‌ تصویرسازی یعنی برای فهمیدن یک مسئله،‌آن را به صورت بصری یا تصویری بررسی کنیم. در این روش، شما دیگر مجبور نیستید به خود مشکل فکر کنید، بلکه روی بخشِ کاملا متفاوتی (یعنی تصویر یا تصاویر) متمرکز می‌شوید. اما نکته اینجاست که همینطور که به تصویر نگاه می‌کنید،‌ ضمیرناخودآگاه شما کماکان به مسئله‌ی اصلی فکر می‌کند. بدین ترتیب،‌ از طریق کشف و شهود، ناگهان راه‌حل‌های زیاد و متنوعی به ذهن‌تان می‌رسد که باید به سرعت آنها را یادداشت کنید.

    یکی از بهترین تکنیک‌ها برای اینکه ذهن بتواند بین ایده‌ها و نکته‌ها رابطه برقرار کند، استفاده ازمحرک‌های تصویری است. این محرک‌ها باعث می‌شوند احساسات، عواطف و غرایز فرد که در طوفان فکری و در مواجهه با چالش‌های ابتکاری خیلی به کار می‌آیند، بیدار شوند.

    نحوه‌ی کار به این صورت است که تسهیل‌کننده (همان فردی که مسئول اجرای تکنیک است) تعدادی عکس از پیش تهیه شده را بین شرکت‌کنندگان پخش می‌کند. بعد از آنها می‌خواهد به عکسی که در اختیار دارند، نگاه کنند و هر چه دل تنگشان می‌خواهد را بنویسند. برایان ماتیمور (Bryan Mattimore) معتقد است که تصویر باید از لحاظ بصری جذاب باشد،‌ به چندین موضوع در آن اشاره شده باشد و انوع مختلفی از ارتباطات را به نمایش گذارد. در مرحله‌ی بعدی،‌ شرکت‌کنندگان، تیم‌های دونفره تشکیل می‌دهند و درباره‌ی ایده‌هایی که به ذهن‌شان رسیده، حرف می‌زنند تا مسئله‌ی مورد بحث در طوفان فکریِ مختصر و مفیدی، بررسی شود. در نهایت هم،‌ این گروه‌های دو نفره، ایده‌های منتخب را با دیگران به اشتراک می‌گذارند.

    ماتیمور می‌گوید که محرک‌های بصری بهتر است به ویژگی‌های مسئله‌ی مورد بحث اشاره کنند. مثلا اگر مشکل مورد نظر به صنایع تولیدی مربوط است،‌ بهتر است از تصاویر صنعتی استفاده شود. اما حتما باید در میان این عکس‌ها، تصاویر تصادفی هم بگنجانید،‌ چون ممکن است این نوع تصاویر، جرقه‌ی مبتکرانه‌ترین راه‌حل‌ها باشند.


    6. استوری‌بورد

    ممکن است قبلا در مورد کاربرد این تکنیک در سینما مطالبی شنیده باشید. نقش استوری‌بورد در ایده پردازی هم تفاوت چندانی با کاربرد آن در سینما ندارد؛ یعنی قرار است به کمک آن، داستانِ تصویری برای رسیدن به ایده‌ی مطلوب را خلق کنیم. استوری‌بوردها به افراد خلاق امکان می‌دهند تا اطلاعاتی را که در طول تحقیق به دست آورده‌اند به دیگران ارائه دهند. برای استفاده از این تکنیک،‌ باید مراحل و اطلاعات مختلفِ مربوط به هر ایده را روی برگه‌ها یا کارت‌های جداگانه‌ای نمایش دهید و آنها را روی تخته،‌ پنل یا هر سطح دیگری که می‌‌پسندید در کنار هم قرار دهید. همینطور ممکن است به جای استفاده از کارت، صِرفا به کشیدن قاب و کادری اکتفا کنید. مهم این است که تصاویر قابل درک، روابط بین ایده‌های مختلف کاملا مشخص و برای بیننده قابل فهم باشند. چیزی شبیه به این:

     

    اهمیت استوری بورد - ایده پردازی


    7. نقش‌بازی

    بله، درست خواندید،‌ نقش‌بازی! در این روش ایده را «بازی» می‌کنیم. در این روش، هر یک از افراد، نقشِ یکی از اعضا یا اجزای دخیل در ایده را برعهده می‌گیرد و درست مثل یک تئاتر آن نقش را بازی می‌کند؛ هم فال است و هم تماشا. هم لذت می‌برید و هم افراد از لاک دفاعی بیرون می‌آیند و ذهن‌شان بازتر می‌شود. این کار باعث می‌شود،‌ تا هر لحظه انتظار ایده‌ی محشری را داشته باشید.


    8. تحلیل ریخت‌شناسی

     

    تحلیل ریخت‌شناسی - ایده پردازی

    این تکنیک از شناخت ساختاری جنبه‌های مختلف مسئله و مطالعه‌ی روابط بین آنها استفاده می‌کند. مثلا فرض کنید مسئله، تهیه‌ی تی‌شرت باشد. در اینجا سه جنبه‌ی مهم داریم: جنس،‌ رنگ،‌ سایز. هرکدام از این ابعاد، در حالت معمولی، ممکن است چند حالت یا خصیصه داشته باشند. مثلا ممکن است تی‌شرت‌ها در 3 رنگ آبی، سبز و قرمز موجود باشند. حالا با فرض اینکه 4 جنس مختلف و 3 سایز داشته باشیم،‌ 3×4×3 ترکیب مختلف برای چنین مسئله‌ای امکان‌پذیر خواهد بود. برای پیشرفت کار، ممکن است به این نتیجه برسیم که باید یکی از این ویژگی‌ها را تغییر داد یا ترکیب‌های جدیدی به وجود آورد.


    9. ایده پردازی ،پیوندهای اجباری

    این یک تکنیک بسیار ساده است: ایده‌های کاملا متفاوت را به هم ربط می‌دهیم تا یک ایده‌ی جدید به دست بیاوریم. شاید نتیجه‌ی کار خیلی منحصربفرد و خاص نباشد، اما معمولا جالب و هیجان‌انگیز است. خیلی از محصولاتی که امروز از آنها استفاده می‌کنیم، نتیجه‌ی پیوندهای اجباری هستند. مثلا،‌ ساعتی که ماشین‌حساب هم هست؛ کفشی که چراغ می‌زند؛ ناخن‌گیری که دربازکن هم دارد و غیره. کمتر پیش می‌آید که نتیجه‌ی این روش به کشف‌های جدید یا محصولات انقلابی منجر شود اما معمولا محصولات به دست آمده، بازار خوبی دارند.


    10. رویاپردازی

     

    رویا پردازی در ایده پردازی

    با اینکه خیلی‌ها قبول ندارند،‌ اما رؤیاپردازی یکی از بهترین روش‌ها برای رسیدن به ایده‌های عالی است. خود کلمه‌ی «رؤیاپردازی» اجازه می‌دهد، خیلی راحت و بازیگوشانه فکر کنیم. با این روش، رابطه‌ای عاطفی بین فرد و مسئله برقرار می‌شود که دستیابی به ایده‌ای فوق‌العاده را آسان می‌کند. وقتی در زمینه‌ی ایده پردازی از رؤیاپردازی حرف می‌زنیم، منظور خیال‌بافیِ مفید در راستای یک هدف مشخص است. خیلی از مخترعان از همین رؤیاپردازی به ایده‌های ناب رسیده‌اند. بهترین مثالش؟ اختراع هواپیما! اگر برادران رایت به رؤیایشان اجازه‌ی پرواز نداده بودند،‌ انسان‌ها هنوز گاری‌سوار بودند!

     


    11. ایده پردازی ،افکارنویسی

    این روش هم خیلی ساده است. از شرکت‌کنندگان بخواهید به جای اعلامِ ایده‌هایشان، آنها را بنویسند. چند دقیقه‌ای برای این کار وقت در نظر بگیرید و بعد هرکس باید نوشته‌هایش را به فرد دیگری بدهد. این فرد، نوشته را می‌‌خواند و خودش هم به آنها چندتایی اضافه می‌کند. دوباره بعد از چند دقیقه برگه‌ها رد و بدل می‌شوند. بعد از مثلا 15 دقیقه‌، یک نفر برگه‌ها را جمع می‌کند و در همان جلسه، درباره‌ی آنها بحث می‌کنید.


    12. تفکر معکوس

    نقش تفکر معکوس در ایده پردازی

    از خود کلمه‌ی «تفکر معکوس» معلوم است که این روش با روش‌های منطقی و عادی فرق دارد. یعنی، به جای فکر کردن درباره‌ی مسئله باید به ایده‌های مخالف فکر کنیم! مثلا به جای «چطور دنبال‌کننده‌هایم را بیشتر کنم؟»،‌ مسئله‌ی «چطور کاری کنم که اصلا هیچ دنبال‌کننده‌ای نداشته باشم؟»‌ را حل کنید! خواهید دید که برای بیشتر افراد ایده پردازی منفی ساده‌تر است چون بیشتر حال می‌دهد! اما زیاد هم وقت‌تان را سر تفکر معکوس نگذارید. 10-15 ایده‌ی معکوس، کافی است. بعد از پایان جلسه، هم می‌توانید همچنان در همان فضایِ معکوس به ایده پردازی ادامه دهید و هم، می‌توانید برای محکم‌کاری، دوباره مسئله را معکوس کنید. مثلا «من دیگر هیچ‌کدام از اکانت‌های شبکه‌های اجتماعیم را به روز نمی‌کنم» به «از حالا به بعد همیشه اکانت‌هایم را در تمام شبکه‌های اجتماعی به روز نگه می‌دارم» تغییر می‌کند.


    13. ایده پردازی ،زیر سئوال بردن مفروضات

    در بیشتر کسب‌وکارها اصولی نانوشته اما تأثیرگذار وجود دارد که همه برای انجام کارها به این اصول مراجعه می‌کنند. متأسفانه، کسی هم متوجه نیست که زیرسئوال بردن این مفروضات در هر قدم، یعنی باز کردن در به روی ایده‌ها و امکانات جدید!

    ماتیمور درباره‌ی زیرسئوال بردن مفروضات می‌گوید: «شرکت‌کنندگان باید برای چالشِ خلاقانه چارچوبی درنظر بگیرند. بعد باید 20 الی 30 مفروض (چه صحیح و چه غلط) تهیه کنند. در قدم بعدی باید از میان آنها چند مفروض را انتخاب کرده و به عنوان محرکی برای خلق ایده‌ی جدید یا آغاز تفکر استفاده کنند.»


    14. ایده پردازی ،معاشرت اجتماعی

    اگر قرار باشد کارکنان فقط با همکاران و دوستان‌شان معاشرت داشته باشند،‌ بعد از مدتی یک بُعدی می‌شوند و تنها از یک زاویه به مسائل نگاه می‌کنند. پس به آنها امکان بدهید با افرادی در محیط‌های کاری دیگر معاشرت کنند، مثلا آنها را تشویق کنید تا در لینکدین عضو شده و درگفتگوهای سودمندِ آن شرکت کنند. این کار دیدگاه‌شان را به روز می‌کند و شاید به جرقه‌های ذهنیِ تازه منجر شود. معاشرت اجتماعی در حوزه‌ی ایده پردازی، ممکن است حتی به گفتگوهایی منجر شود که هیچ ارتباطی با مشکل موجود نداشته باشند.

     


    15. تشریک مساعی

     

    همانطور که از عنوان پیداست، در تکنیک تشریک مساعی دو یا چند نفر دست در دست هم می‌دهند تا به هدف خاصی برسند. طراحان معمولا به این شکل عمل می‌کنند و به ایده‌های خلاقانه‌ی خود، در تشریک مساعی با سایرین و گروه همکاران، پر و بال می‌دهند.

    اینکه باید از کدام تکنیک استفاده کنید را می‌توانید با در نظر گرفتن نوع مسئله‌ی مورد نظر، نگرش مدیران و کارکنان به موضوع و امکانات در دسترس، مشخص کنید. در هر صورت فراموش نکنید، هرچه فرآیند ایده پردازی آزادانه‌تر و «طبیعی‌تر» دنبال شود، ایده‌ی بهتری به دست خواهد آمد.


    احمدرضا کرامت

    گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

    Great Ideas for Ideas

    منبع : cleverism.com

    دانلودpdf مقاله :تکنیک های عالی برای ایده پردازی

    https://keramatzade.com/Secure-Online-Investment-Trading

    ملموس‌تر باشد.

    تجارت آنلاین سرمایه‌گذاری مطمئن


    آیا قصد خرید یک کسب‌وکار آنلاین را دارید؟ همانطور که می‌دانید گزینه‌های زیادی پیش‌روی شماست. انتخابِ گزینه‌ی مناسبی که بتواند منعکس‌کننده‌ی اولویت‌های مورد نظر هر فرد باشد، از جمله چالش‌های جدی‌ای است که معمولاً در شروعِ یک کسب‌وکار آنلاین وجود دارد. برای شروع و دست به کار شدن، ابتدا لازم است شیوه‌ای را انتخاب کنید که برای شما ملموس‌تر باشد. در این مقاله راجع به 4 دلیل برای اینکه تجارت آنلاینسرمایه‌گذاری مطمئنی است، بیشتر می‌خوانید.

     

    در شروع هر کسب‌وکار آنلاینی باید بدانیم قرار است پول‌مان را در کجا و برای چه مقصودی سرمایه‌گذاری کنیم و با این کار چه مقدار سود یا تجربه کسب می‌کنیم و قرار است به کجا برسیم.

    تجارت آنلاین


    در ادامه به دلایلی اشاره می‌کنیم که شما را ترغیب می‌کند به سراغ کسب‌ و کارآنلاین بروید.

    1. تجارت آنلاین ،پایین بودن هزینه‌های عمومی کسب‌وکار

    اگر تجارت آنلاین به درستی راه‌اندازی شود، در طول کار نیز هزینه‌ی کمتری متحمل می‌شوید. این مسئله به‌خصوص در مواردی که هزینه‌ای در رابطه با محصولات فیزیکی، توزیع، اجاره و موارد دیگر وجود ندارد، کاملا صدق می‌کند.

    بدون شک، ایجاد و توسعه‌ی محتوا از جمله موضوعاتی است که در بحث تجارت آنلاین اولویت بیشتری دارد. اگرچه تولیدِ محتوا، بهینه‌سازی برای موتورهای جست‌وجو (SEO)، رسانه‌های اجتماعی و دیگر کانال‌های بازاریابی، نیازمند صرف هزینه و زمان هستند، اما در مقایسه با شرکت‌های غیر مجازی به منابع بسیار کمتری نیاز دارند.

    بدون شک، کاهش هزینه‌ها اغلب منجر به سوددهی بیشتر هم می‌شود. هزاران روش منحصربه‌فرد در تجارت آنلاین وجود دارد که از طریق کاهش دادن هزینه‌ها موجب جذابیت بیشتر این نوع کسب‌وکار می‌شود.


    2. تجارت آنلاین ،بالا بودن انطباق‌پذیری با نیازهای بازار

    بازاریابی یکی از مهمترین مؤلفه‌ها در هر کسب‌وکاری است. یکی از دلایل جذابیت بازاریابی آنلاین این است که امکان ردیابی و ارزیابی میزان برگشتِ سرمایه در این شیوه وجود دارد، درحالی که معمولا در تجارت آفلاین امکان دسترسی به این موارد به سرعت و سهولت امکان‌پذیر نیست. در واقع با بهره‌گیری از ابزارها و داده‌های در دسترس، می‌توانید خیلی سریع خود را با شرایط وفق دهید و هر زمان که لازم باشد، استراتژی خود را تغییر دهید.

    اگر شما دو ایده‌ی جذاب و خوب دارید، اما نمی‌دانید کدام یکی بهترین گزینه است، پیشنهاد می‌کنیم هر یک از بخش‌های تبلیغات، سیستم ارسال انبوه ایمیل، صفحات و فرم‌های فروش و دیگر موارد را تقسیم کنید و با یکی از روش‌ها و استراتژی‌های انتخابیِ خود امتحان کنید.

    با استفاده از سرویس گوگل آنالیتیکس در گوگل که آمار بازدیدکنندگان یک وب‌سایت را نشان می‌دهد، می‌توانید میزان تغییرات واقعی و علاقه‌ی مشتریان را ارزیابی کنید و هرگاه احساس کردید یکی از استراتژی‌ها کارایی ندارد به سراغ روش بعدی بروید. اگر تعداد بازدیدکنندگان پایین است، با استفاده از چند ترفند آن را افزایش دهید.

    خوشبختانه امروزه، به لطف افزایش تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی، هدف قرار دادن یک جمعیت خاص به کار ساده‌ای تبدیل شده است. بنابراین، بهتر است جمعیتِ هدف را شناسایی کنید و سپس خدمات و محصولات خود را به مخاطبانِ علاقه‌مند، ارائه دهید.

    کانال‌های بازاریابی زیادی وجود دارد که می‌توانید از مزایای آنها استفاده کنید. وبلاگ‌ها، پادکست‌ها، فیلم‌ها و رسانه‌های اجتماعی، ارسال انبوه ایمیل و استفاده از کاغذ سفید (سندی که برای راهنمایی خوانندگان در درک یک مسئله، حل یک مشکل و یا اتخاذ یک تصمیم تدوین می‌گردد)، کتاب‌های الکترونیکی و خیلی چیزهای دیگر از جمله مواردی است که در معرفی و توسعه‌ی تجارت آنلاین خود، می‌توانید از آنها استفاده کنید.

    به‌طور خلاصه، همه‌ی این عوامل کمک می‌کنند تا در کسب‌وکار آنلاین خود سازگاری بیشتری با نیازهای بازار داشته باشید. در تجارت آنلاین، خیلی سریع می‌توانید مشخص کنید کدام روش درست عمل می‌کند و کدام کارآیی ندارد و بر همین اساس استراتژی خود را مطابق با هدف به‌سرعت تغییر دهید.


    3. تجارت آنلاین ،انعطاف‌پذیری بیشتر

     

    انعطاف پذیری

    در کسب‌وکارهای آفلاین، باید فضایی حقیقی برای فروش محصول داشته باشید. هرچند داشتن فضای حقیقی مزیت‌هایی دارد، اما بالا بودن میزان انعطاف‌پذیری در کسب‌وکارهای آنلاین برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و کارآفرینان جذابیت بیشتری دارد.

    در کسب‌ و کار آنلاین، حتی می‌توانید از خانه هم کار خود را انجام دهید. در واقع در تجارت آنلاین هرکجای دنیا که باشید می‌توانید به کارتان برسید، فقط کافی‌ست به اینترنت دسترسی داشته باشید. شاید کسب درآمدهای بی‌دردسر برای بسیاری از افراد تنها یک رؤیا باشد، اما برخی در واقعیت، به آن دست یافته‌اند.

    اگر تجارت آنلاین به‌درستی طراحی و برنامه‌ریزی شده باشد، ممکن است شما نیازی به استخدام کارمند هم برای حفظ و نگهداری، پشتیبانی و حتی توسعه‌ی زیرساخت‌های آن نداشته باشید و حتی زمان زیادی را نیز به کسب‌وکار آنلاین خود اختصاص ندهید.

    بدین ترتیب، کسب‌وکارهای آنلاین محبوب آن دسته از فعالان اقتصادی خواهد بود که تمایل به سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف دارند و یا اینکه در جست‌وجوی مشاغلی هستند که با انعطاف‌پذیری بیشتر به آنها امکان دهد تا وقت بیشتری را در کنار خانواده بگذرانند.


    4. تجارت آنلاین ،پایین بودن ریسک سرمایه‌گذاری

    یک سرمایه‌گذار زیرک، کاری نمی‌کند که آینده‌ی تجارت آنلاین خود با خطر مواجه شود. شما در هر زمان لزوما برنده نیستید، اما با سعی و تلاش می‌توانید اقدامات پرخطر و ریسک سرمایه‌گذاری‌های غیرمعقول را کاهش دهید.

    در بسیاری از بخش‌ها، کسب‌وکار آنلاین در مقایسه با تجارت آفلاین ریسک کمتری دارد. از آنجایی که میزان سازگاری و انعطاف‌پذیری در تجارت آنلاینبسیار بالاست، معمولا راه‌اندازی آن نیز هزینه‌ی زیادی ندارد. گاهی می‌توان کسب‌وکاری شکست‌خورده را در مدت زمان کوتاهی به سوددهی رساند.

    اصلا قصد نداریم بگوییم، امکان شکست در تجارت آنلاین وجود ندارد، بلکه منظور ما این است که در این شیوه هر زمان احساس خطر کنید، می‌توانید استراتژی کار را به‌سرعت تغییر دهید و از اول شروع کنید. راه‌های زیادی برای کسب درآمد آنلاین وجود دارد و یافتن مناسب‌ترین راه فقط از طریقِ تجربه امکان‌پذیر است.

    خرید و فروش کسب‌وکارهای آنلاین بسیار ساده‌تر از آن‌ چیزی است که در تصور شما وجود دارد. جزئیات زیادی برای فروش کسب‌وکاری وجود دارد که نیازمند فضای جغرافیایی و عملیاتیِ پیچیده‌تری است. از آنجایی که این مدل تجارت وابسته به یک نقطه‌ی جغرافیایی نیست، انرژی کمتری نیز برای حفظ و نگهداری آن صرف می‌شود و درنتیجه، سرمایه‌گذاران زیادی جذب کسب‌وکارهای آنلاینی می‌شوند که بسیار سودآور هم باشد.

    در تجارت آنلاین انرژی کمتری صرف انجام ریزه‌کاری‌های حقوقی برای سرمایه‌گذاری می‌شود و به همان نسبت نیز ریسک‌پذیری آن پایین‌تر است.

    آغاز یک کسب‌وکار جدید در مقایسه با خریداری یک کسب‌وکار موجود

    اکنون شما این شانس را داشته‌اید که اصول ابتدایی و مزیت‌ سرمایه‌گذاری را در تجارت آنلاین یاد بگیرید. اگرچه، احتمالا هنوز در مورد شروعِ کار تردید دارید و نمی‌دانید بهترین گزینه، خرید تجارت آنلاین است که از قبل وجود داشته یا راه‌اندازی یک نمونه‌ی جدید؟

    راه‌اندازی یک تجارت جدید نیازمند زمان و سرمایه‌ی قابل‌توجهی است و همانطور که می‌دانید موفقیت در هر کاری به دانش و تجربه‌ی شما در آن رشته بستگی دارد. نداشتن تجربه و شناخت از شیوه‌ی کار، گاهی باعث می‌شود افراد بر روی یک شیوه‌ی خاص تعصبِ بی‌جا داشته باشند که گاهی همین جانبداری یک‌سویه، موجب از بین رفتن فرصت‌های بالقوه می‌شود.


    دلایلی که در ادامه به آنها اشاره شده است، نشان می‌دهد چرا خرید تجارت آنلاینی که از از قبل موجود است، تصمیم بهتری است:

    • کسب‌وکاری که از قبل راه‌اندازی شده و به سوددهی رسیده است، در واقع امتحان خود را پس داده و مجبور نیستید زمانی را برای تست‌ کردن، تجربه‌ کردن و پیدا کردن راه‌تان به سوی سودآوری صرف کنید.
    • وقتی به عنوان یک فرد جدید وارد کار می‌شوید، بهتر می‌توانید اشتباهات مدیر قبلی را متوجه شوید و با روش‌های خاص خود، به‌دنبال رفع اشکالات و خطاهای فعلی می‌روید.
    • می‌توانید دانش و تجربه‌ی کافی برای ادامه‌ی کار را از همین کسب‌و‌کار فعلی به دست بیاورید.
    • سطح تجارت متناسب با میزان دارایی شما تعریف می‌شود.

    و در پایان

    در این مقاله سعی کردیم دلایلی را با شما در میان بگذاریم که نشان می‌دهد کسب‌و‌کار آنلاین، سرمایه‌گذاری مطمئنی است.

    هر کارآفرین و سرمایه‌گذار در ابتدا باید در ابتدا بررسی کند که چقدر زمان دارد و سرمایه‌ای که می‌تواند برای این کار در نظر بگیرد، چقدر است.
    همانطور که پیش از این نیز گفته شد، انطباق‌پذیری و انعطاف‌ در کسب‌و‌کارهای آنلاین بسیار بالاست. خرید کسب‌وکار آنلاینی که از قبل وجود داشته است، مزایای زیادی دارد و از طرف‌ دیگر این شیوه از تجارت آنلاین، به شما امکان می‌دهد از منابع موجود بهترین نتیجه را کسب کنید.

     

    احمدرضا کرامت

    گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

    Secure Online Investment Trading

    برگرفته از: entrepreneur.com

     

    https://keramatzade.com/Family-businesses

    دارند، اما نباید از قدرت غول‌های تجاری دنیا که مدیریت خانوادگی دارند، غافل شد. 

    مزیت کسب و کارهای خانوادگی 

     

    برای بسیاری از افراد «کسب و کارهای خانوادگی» معادل یک شرکت کوچک یا شاید متوسط است که به‌صورت محدود فعالیت دارد و با مشکلاتی مانند «چه کسی رئیس باشد؟»، سروکار دارد. اگرچه کسب‌ و کارهایی که «مامان و بابا»ها راه می‌اندازند کم‌وبیش چنین ویژگی‌هایی دارند، اما نباید از قدرت غول‌های تجاری دنیا که مدیریت خانوادگی دارند، غافل شد. پژوهشی در دانشگاه پلی‌تکنیک مونترال مبتنی بر بررسی 149 کسب و کار خانوادگی با درآمدی بیشتر از یک میلیارد دلار، نشان داد: کسب و کارهای خانوادگی در دوران رونق اقتصادی نسبت به کسب‌ و کارهای دیگر درآمد بیشتری خلق نمی‌کنند، اما در دوران رکود و بحران عملکرد بسیار بهتری دارند. همچنین در درازمدت و در چرخه‌ی بین 1997 تا 2009 عملکرد مالی کسب‌ و کارهای خانوادگی بهتر از کسب‌ و کارهای دیگر بوده. با ما همراه باشید تا از دلایلی که منجر به این تفاوت در عملکرد می‌شوند، آگاه شوید.

     


    30 درصد از فروش سالانه‌ی شرکت‌هایی که بیش از یک میلیارد دلار فروش دارند، توسط چنین شرکت‌هایی ایجاد می‌شود. از جمله‌ی این شرکت‌ها می‌توان به والمارت، سامسونگ، تاتا (Tata) و شرکت خودروسازی پورشه اشاره کرد که بهتر است بدانید این‌گونه شرکت‌ها در حال گسترش روزافزون هستند. نوع مالکیت منحصربه‌فرد کسب‌ و کارهای خانوادگی در درازمدت، مسیر حرکت مشخص و معینی ایجاد می‌کنند که دیگر کسب‌ و کارهای رایج معمولا از آن بی‌بهره‌اند، اما دانش اندکی درباره‌ی دلیل تفاوت کسب و کارهای خانوادگی با کسب‌ و کارهای دیگر وجود دارد. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند کسب و کارهای خانوادگی در درازمدت بهتر از کسب‌ و کارهای دیگر عمل می‌کنند، درحالی که برخی پژوهش‌ها، عکس این را نشان داده‌اند.برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه دانشگاه پلی‌تکنیک مونترال، پژوهشی روی شرکت‌های خانوادگی در کشورهای مختلف از جمله ایالات متحده، کانادا، فرانسه، اسپانیا، پرتغال، ایتالیا و مکزیک با درآمد بیش از یک میلیون دلار انجام داد. سهام چشمگیری از این کسب‌ و کارها، نه لزوما اکثریت، متعلق به یک خانواده بود و اعضای خانواده در هیئت مدیره و همچنین در مدیریت شرکت نقش فعالی داشتند. روش‌هایی که این دو نوع از شرکت‌ها برای موفقیت خود استفاده کرده‌اند و عواملی که عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مورد بررسی قرار گرفته است.

    این پژوهش به این نتیجه رسید که کسب‌ و کارهای خانوادگی بر استقامت و انعطاف نسبت به عملکرد تمرکز بیشتری دارند. این‌گونه کسب‌ و کارها درآمد چشمگیر دوران رونق را برای افزایش توان‌شان در گذر از روزهای سخت ذخیره می‌کنند. مدیرعامل یک کسب‌ و کار خانوادگی به همان محرک‌های مالی یک مدیر‌عامل کسب‌ و کار غیرخانوادگی اهمیت می‌دهد، اما تعهدات خانوادگی باعث می‌شود تصمیم‌های راهبردی متفاوتی بگیرد. مدیر یک کسب‌ و کار خانوادگی با دید بلندمدت 10 تا 20 ساله و با در نظر گرفتن ثمرات کسب‌ و کار برای نسل بعد، تصمیم‌گیری می‌کند. همچنین این مدیران در زمینه‌ی مدیریت بحران‌ بهتر از حوزه‌ی بهره‌گیری از فرصت‌ها عمل می‌کنند.

    کسب‌ و کارهای خانوادگی می‌توانند در برنامه‌ ریزی و مدیریت درازمدت الگو باشند. این پژوهش نشان داد: برخی از کسب‌ و کارهای غیرخانوادگی از روش‌های مدیریتی کسب‌ و کارهای خانوادگی تقلید می‌کنند. همان‌طور که پیش‌تر بیان کردیم کسب‌ و کارهای خانوادگی در دوران خوب اقتصادی ضعیف‌تر از دیگران و در بحران‌ها پیش‌قراول هستند.


     

    اکنون به دلایل استقامت و انعطاف‌پذیری بیشتر کسب‌ و کارهای خانوادگی می‌پردازیم. این پژوهش 7 دلیل را شناسایی کرد.

    1. کسب و کارهای خانوادگی ،در سختی‌ها و در خوشی‌ها مقتصد و صرفه‌جو هستند

     

    کسب و کار خانوادگی صرفه‌ جو هستند

    یک کسب‌ و کار خانوادگی را می‌توان از دفتر مرکزی آن شناخت! برخلاف بیشتر شرکت‌های بزرگ چندملیتی، این کسب‌ و کارها دفتر لوکسی ندارند. به قول مدیرعامل یکی از کسب‌ و کارهای خانوادگیِ مورد بررسی در این پژوهش: «راحت‌ترین درآمد، پولی است که خرجش نکردیم!» شرکت‌های بسیاری به دنبال اعطای سهام به مدیران و کارکنان هستند تا مشکلات ناشی از رویه‌ی رایج کارفرما-کارمند را کاهش دهند، اما کسب‌ و کارهای خانوادگی چون سرمایه‌ی شرکت را سرمایه‌ی خانواده می‌دانند، تلاش می‌کنند دارایی‌شان را نگاه‌ دارند. با بررسی عملکرد مالی شرکت در یک چرخه‌ی اقتصادی، مشاهده می‌کنید کسب‌ و کارهای خانوادگی که با ساختار مالی ساده‌تری دوران بحران را پشت سر گذاشته‌اند، زیان کمتری متحمل شده‌اند.

     


    2. کسب و کارهای خانوادگی ،در صرف هزینه‌های کلان بسیار محتاط هستند

    کسب‌ و کارهای خانوادگی نسبت به هزینه‌های کلان بسیار با احتیاط تصمیم می‌گیرند. به قول مدیرعامل یک کسب‌ و کار خانوادگی: «ما یک قانون طلایی داریم! بیشتر از دخل‌مان خرج نمی‌کنیم». این قانون ظاهرا بسیار معقول و منطقی به نظر می‌رسد، اما در واقعیت کمتر مدیرعاملی در کسب‌ و کار غیرخانوادگی به آن توجه می‌کند. به‌طور مثال اگر درآمد خالص یک کسب‌ و کار خانوادگی سالانه، 450 میلیارد تومان باشد، تلاش می‌کنند مخارج سالانه‌شان را زیر 400 میلیارد تومان نگاه دارند و باقی‌مانده‌ی این پول را برای روز مبادا ذخیره کنند.

    در بیشتر کسب‌ و کارهای خانوادگی برای تصمیم‌ گیری درباره‌ی پروژه‌های کلان، نخست سودآوری خود پروژه بررسی می‌شود و سپس با پروژه‌های دیگر که از نظر هزینه با معیارهای مالی شرکت هم‌خوانی دارند، مقایسه می‌شود. بنابراین به دلیل این سخت‌گیری و تمایل به سرمایه‌ گذاری در پروژه‌ها بااطمینان بالا، در دوران رونق اقتصادی فرصت‌های خوبی را از دست می‌دهند، اما در مقابل در بحران‌ها کمتر زیان می‌کنند؛ زیرا از پروژه‌های با ریسک بالا که ممکن است تبدیل به «چاه ویل» شوند، اجتناب می‌کنند.


    3. کسب و کارهای خانوادگی ،بدهی‌های اندکی دارند

     

    کسب و کار خانوادگی به دلیل بدهی کمتر آزادی عمل بیشتری دارند.

     

    میزانی از بدهی معقول و متناسب، یک نکته‌ی مثبت به‌شمار می‌رود؛ زیرا باعث می‌شود اهرم‌های مالی، خلق ارزش را بیشینه کنند. درحالی‌ که کسب‌ و کارهای خانوادگی نسبت به بدهی با احتیاط رفتار می‌کنند. بدهی باعث می‌شود در دشواری‌ها آزادی عمل کمتری داشته باشید و به معنای رجوع به سرمایه‌گذارانی خارج از خانواده است. در پژوهش پیش‌گفته در طی سال‌های 2001 تا 2009، بدهی به طور متوسط 37 درصد سرمایه‌ی شرکت‌های خانوادگی را تشکیل می‌دهد. این رقم برای شرکت‌های دیگر 47 درصد است. در نتیجه کسب‌ و کارهای خانوادگی مجبور به پرداخت هزینه‌های هنگفت برای بقا در دوران رکود نشدند. به نقل از یکی از مدیران کسب‌ و کار خانوادگی: «ما با جسارت پولدار نشده‌ایم! در حقیقت ما خیلی محتاطانه پول‌مان را به جای سپردن به بانک‌ها درون شرکت نگه می‌داریم».


    4. کسب و کارهای خانوادگی ،زیرمجموعه‌ی کوچک‌تر و کمتری دارند

    اجتناب از توسعه و دگرگونی با خرید شرکت‌های مختلف شاید سخت‌ترین کار یک مدیر باشد. کسب مالکیت شرکت‌های جدید و افزودن زیرمجموعه‌ها با مخاطره‌ی بسیار همراه است، اما فرصت‌هایی هم به دنبال دارد. کسب‌ و کارهای خانوادگی بیشتر به شرکت‌های کوچک در نزدیکی پایگاه اصلی‌شان و توسعه‌ی جغرافیایی طی قرادادهایی ساده تمایل دارند. این اصل یک استثنا دارد؛ زمانی که اعضای خانواده به این نتیجه برسند که بخش سنتی نیازمند تغییرات ساختاری و حتی توسعه است یا باور داشته باشند بدون همراهی با بدنه‌ی صنعت، بقای درازمدت آنها به خطر می‌افتد. اما شرکت‌های خانوادگی معمولا معامله‌گرهای فعالی نیستند و رشد طی یک روند طبیعی و شراکت را به خرید شرکت‌های دیگر ترجیح می‌دهند. مدیر منابع انسانی یک کسب‌ و کار موفق خانوادگی به ما گفت: «ما علاقه‌ای به خرید شرکت‌های بزرگ نداریم؛ روند یکپارچه‌شدن‌شان پرمخاطره است و کافی است در زمان اشتباه اقدام کنید تا صاحب یک شرکت در معرض سقوط شوید. علاوه‌بر آن ممکن است مجبور شوید فرهنگ شرکت را جایگزین کنید».


    5. کسب و کارهای خانوادگی ،بسیاری از آنها تنوع و گوناگونی شگفت‌انگیزی دارند

     

    کسب و کار خانوادگی متنوع‌ تر است.

     

    تعداد زیادی از کسب‌ و کارهای خانوادگی مانند میچلین و والمارت در طول سال‌ها بر هسته‌ی نخستین فعالیت‌شان تمرکز کرده‌اند. با اینکه تجربه‌ نشان داده است ایجاد تنوع در سطح فردی ساده‌تر از اقدام آن در سطح کلان مانند شرکت است. بسیاری از کسب‌ و کارهای خانوادگی از جمله کارگیل (Cargill)، تاتا و ال‌جی نسبت به شرکت‌های دیگر زمینه‌ی فعالیت بسیار متنوع‌تری دارند. در مطالعه‌ی انجام شده، 46٪ کسب و کار‌های خانوادگی از تنوع چشمگیر برخوردار بودند ولی تنها 20٪ کسب و کارهای غیرخانوادگی زمینه‌ی فعالیت متنوع داشتند. برخی از آنها طی یک روند طبیعی وارد زمینه‌ی فعالیت جدیدی شده‌اند؛ برخی دیگر شرکت‌های جدید را خریده‌اند و فعالیت‌شان را حول این شرکت (با زمینه‌ی فعالیت متفاوت) جدید توسعه داده‌اند. مدیران کسب‌ و کارهای خانوادگی معتقدند تنوع و گوناگونی در دوران رکود روشی کلیدی برای حفظ سرمایه‌ی خانواده است.

     


    6. کسب و کارهای خانوادگی ،جهانی‌تر هستند

    کسب‌ و کارهای خانوادگی جاه‌طلبی زیادی برای شناخته شدن در خارج از مرزها دارند. آنها نسبت به کسب‌ و کارهای غیرخانوادگی درآمد بیشتری از فروش خارجی‌شان کسب می‌کنند. البته توسعه‌ی این کسب‌ و کارها در خارج از مرزها، روندی طبیعی دارد یا ناشی از خرید شرکت‌های کوچک محلی است که گردش مالی بالایی ندارند. همچنین کسب‌ و کارهای خانوادگی برای نتیجه‌گرفتن از یک بازار جدید بسیار شکیبا هستند. مدیرعامل یکی از کسب و کارهای بزرگ جهانی معتقد است «ما بدون پذیرش زیان داخلی طی 20 سال گذشته، نمی‌توانستیم به یک کسب و کار پیشرو در جهان تبدیل شویم».


    7. نیروهای با استعدادشان را بهتر حفظ می‌کنند

     

    کسب و کار خانوادگی بهتر از نیروی کارش محافظت می کند.

     

    ماندگاری کارکنان در کسب‌ و کارهای خانوادگی بیشتر و بهتر از کسب‌ و کارهای غیرخانوادگی است. رهبران کسب‌ و کارهای خانوادگی برای مزیت‌های همکاری طولانی‌مدت از جمله اعتماد بیشتر، شناخت بهتر کارکنان و تصمیم‌های آنان و فرهنگ قوی‌تر ارزش قائلند. کسب‌ و کارهای خانوادگی ویژگی‌هایی مشابه «سازمان‌های با قابلیت اعتماد بالا» دارند. در این سازمان‌ها همکاری بلندمدت کارکنان متخصص منجر به خلق تیم‌های کاری پویا و کارآمد و یک الگوی فکری جامع می‌شود که به تحقق اهداف کمک می‌کند. مدیرعامل یکی از کسب‌ و کارهای موضوع پژوهش مذکور می‌گوید: «شاید باهوش‌ترین کارکنان را نداشته باشیم، اما آنها کارشان را بهتر از هر کسی بلدند و هنگام بروز مشکلات، کل تیم به سرعت واکنش نشان می‌دهند».

    جالب است که کسب‌ و کارهای خانوادگی برای حفظ کارکنان کمتر به محرک‌های مالی تکیه می‌کنند. آنها بر خلق فرهنگ تعهد و تحقق اهداف، اجتناب از تعدیل نیرو در دوران رکود، سپردن جایگاه‌های بالا به اعضای دورن سازمان و سرمایه‌گذاری روی افراد تأکید می‌کنند. کسب‌ و کارهای خانوادگی نسبت به کسب‌ و کارهای دیگر هزینه‌ی بیشتری را صرف آموزش کارکنان می‌کنند.

    با آزمون این 7 اصل متوجه هماهنگی و هم‌افزایی آنها خواهید شد. تحقق یکی از آنها، پیگیری بقیه‌ی آن را ساده‌تر می‌کند. صرفه‌جویی و بدهی اندک احتمال تعدیل نیرو را کاهش و در نتیجه ابقای نیروی کار را تقویت می‌کند. توسعه‌ی جهانی منجر به تنوع و کاهش ریسک می‌شود. خرید شرکت‌های کمتر به معنای بدهی کمتر است. پول پس‌انداز‌شده‌ی ناشی از صرفه‌جویی را می‌توان با دقت و احتیاط در صرف هزینه‌های کلان، در موارد مناسب سرمایه‌گذاری کرد. این اصول در خلاء عمل نمی‌کنند، بلکه هر یک دیگری را تقویت می‌کند.

    مدیران کسب‌وکارهای خانوادگی از وجود رقبایی که دست به انتخاب‌های شگفت‌انگیز و تصمیم‌گیری‌های مخاطره‌آمیز می‌زنند، آگاهند. آنها می‌دانند که احتیاط بیش از حد باعث می‌شود برخی فرصت‌ها را از دست بدهند، اما امیدوارند در گذر زمان و با تغییر چرخه‌ی اقتصادی و گذر پیوسته از رونق به رکود، درآمد بیشتری خلق کنند.

    تکرار این چرخه‌ها سریع‌تر شده است. با ادامه‌ی این روند استراتژی تمرکز بر انعطاف و استقامت که در کسب‌ و کارهای خانوادگی جاری است، هواداران بیشتری پیدا می‌کند. در اقتصاد جهانی امروز که بحران‌ها یکی پس از دیگری رخ می‌دهند، پذیرش درآمد کمتر در دوران رونق برای تضمین بقا در دوران رکود، ترفندی است که مدیران با خشنودی آن را به‌کار می‌بندند.


     

    احمدرضا کرامت

    گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

    Family businesses

    منبع : hbr

    https://keramatzade.com/What-is-the-secret-of-success-for-small-businesses-

    4 راز موفقیت کسب و کارهای کوچک


    سیستم مدیریت کسب و کار در ایالات متحده در سراسر جهان تحسین می‌شود و خیلی از کشورها سعی در تقلید از آن دارند. دو خصوصیت برجسته‌ی این سیستم اشتیاق برای ساختن آینده‌ای بهتر و تمایل به تغییر در راستای رسیدن به آن هدف هستند. هیچ جامعه‌ای به این اندازه‌ در ایجاد کسب و کارهای جدید جرئت و جسارت ندارد. ما گاهی انقدر غرق در ایده‌ها و افکار خودمان می‌شویم که فراموش می‌کنیم باید اصولی ابتدایی را از دیگران بیاموزیم و چه چیزی مهم‌تر از آموختن اصول مدیریت از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین شرکت‌های جهان است.
    بسیاری از کارآفرینان حتی بدون آموزش دیدن، از نظر فنی در زمینه‌ی فعالیت خود متخصص هستند و اصول مدیریتی را هم خوب می‌شناسند. در اینجا منظور ما از «مدیریت»، بخشی از کسب و کار است که به تخصص‌های فنی مربوط نمی‌شود، بلکه بیشتر به فعالیت‌های پشت صحنه می‌پردازد. علت ناموفق بودن کسب‌ و کارهای کوچک، در همان سال‌های ابتدایی، عدم‌ مدیریت صحیح است. علت ناموفق بودن آنها ضعف در محصولات یا خدمات نیست، بلکه به نبود مدیریت صحیح در پشت صحنه مربوط می‌شود.
    به‌محض اینکه کسب و کاری رشد کرد و به سطح خاصی رسید، تکنیک‌های مدیریتی باید تغییر کند، در غیر این صورت کسب و کار مورد نظر با مشکل مواجه خواهد شد. این سطح برای بسیاری از کسب و کارهای کوچک داشتن حدود 5 تا 15 کارمند و فروش سالانه‌ی 1 تا 3 میلیارد تومان است. گاهی این مبلغ بیشتر و گاهی هم کمتر است، با این حال، وقتی کسب و کارهای کوچک به این مرحله می‌رسند، صاحب آن کسب و کار باید تغییر کند و به جای مدیریت محصولات، مدیریت انسان‌ها را بر عهده بگیرد و از متخصص فنی به متفکر راهبردی تبدیل شود. این امر یعنی ایجاد تغییر در بسیاری از عادات و همه می‌دانیم این کار آسان نیست، اما اگر مدیر نتواند رشد کند، باید شاهد عدم موفقیت در کسب و کارهای کوچک خود باشد.

     


    کسب و کارهای کوچک موفق چه تفاوتی با کسب و کارهایی ناموفق دارند؟

     

    راز موفقیت کسب و کارهای کوچک

    مهم‌ترین مزیت آنها نسبت به کسب و کارهای کوچک ناموفق این است که مدیران‌شان خصوصیات فردی خود را به هدف پیشرفت در کسب و کارشان تغییر داده‌‌ و بهبود بخشیده‌اند. در کل، آنها نگاه مثبتی به کسب و کارشان و زندگی در معنای کلی آن دارند.

     

    بیست سال دیگر از کارهایی که در زندگی انجام نداده‌اید بیشتر پشیمان خواهید شد تا از کارهایی که انجام داده‌اید. پس بادبان‌ها را بکشید و از بندر امن دور شوید. کشتی خود را به دل باد بسپارید تا سرزمین‌های جدید کشف کنید و رؤیا‌ها در سر بپرورانید.

    – مارک تواین

    موفقیت در کسب و کارهای کوچک ناشی از ثابت قدم بودن مدیران آنهاست.

    اگر بدون کار و تلاش به‌دنبال موفقیت می‌گردید، به فرهنگ لغات مراجعه کنید.

    – ماری بی. اسمیت

    آنها مدیران صبوری هستند.

    کارآفرینان موفق افرادی هستند که بین مانع و فرصت تفاوتی قائل نمی‌شوند، بلکه از هر دوی آنها به نفع خود استفاده می‌کنند.

    – ویکتور کیام

    آنها پشتکار دارند.

    بسیاری از شکست‌های دنیا به این دلیل است که افراد هنگام تسلیم شدن نمی‌دانستند چقدر به موفقیت نزدیک شده بودند.

    – توماس ادیسون

     

    دومین نکته این است که صاحبان کسب و کارهای کوچک موفق، از ابتدا طرحی تجاری و راهبردی‌ برای کسب و کارشان طراحی می‌کنند که به‌وضوح مفهوم کسب و کار، رسالت و فلسفه‌‌‌اش را توضیح می‌دهد. در این سندِ مکتوب، آنها اهداف شخصی را در کنار اهداف تجاری تعیین می‌کنند و زمان مشخص و استراتژی‌هایی برای رسیدن به آن اهداف در نظر می‌گیرند.

    سومین راز موفقیت کسب و کارهای کوچک این است که صاحبان آنها ساختاری سازمانی توسعه داده‌‌اند که مانند دستگاهی کار می‌کند که به خوبی روغن‌کاری شده‌ است. این ساختار، به‌همراه تمامی سیاست‌ها و روال‌هایش، تمام افرادی را که نقشی در کار دارند، تشویق می‌کند تا نهایت تلاش‌شان را انجام دهند و برای افرادی که کارشان را به بهترین نحو انجام می‌‌دهند پاداش در نظر می‌گیرد و افرادی که رفتارهای مورد انتظار را از خود نشان نمی‌‌دهند، تنبیه می‌کند. جایگاه‌، وظایف و مسئولیت‌ها کاملا مشخص و به افراد مورد نظر منتقل شده‌اند و عملکرد آنها به‌طور منظم بررسی می‌شود. آموزش، برنامه‌های توسعه‌ی شغلی و طرح‌های مربوط به پاداش‌ها به شکلی طراحی شده‌ است که تمامی افراد را به بالاترین حد مشارکت تشویق می‌کند. مدیران کسب و کارهای کوچک موفق، کارمندان و شرکایشان را ارزشمندترین دارایی خود می‌‌دانند.

     


     

    چهارمین و آخرین راز موفقیت کسب و کارهای کوچک، توسعه‌ی سیستم‌های پشتیبانی عملیاتی است. این سیستم‌ها می‌توانند مالی یا غیرمالی، دستی یا خودکار باشند و هدف آنها، پشتیبانی از تمامی فعالیت‌های سازمان و کارآمد کردن آنهاست. اگر این سیستم‌ها خوب طراحی شده باشند، می‌توانند مدیران را از بار بسیاری از فعالیت‌های روزانه خلاص کنند و به آنها زمان بیشتری برای رسیدگی به طرح‌های راهبردی بدهند. اطلاعات به دست آمده از این سیستم‌های ردیابی، اطلاعاتی حیاتی درباره‌ی فروش، نقدینگی و دیگر اطلاعات مالی هستند که به مدیران مربوطه برای گرفتن بهترین تصمیمات در اسرع وقت کمک می‌کنند. آنها قبل از اینکه خطری در سیستم دیده شود، به مدیران اخطارهای لازم را می‌دهند.

    به‌طور خلاصه، چهار راز موفقیت کسب و کارهای کوچک به شرح زیر هستند:

    1. صاحبان کسب و کارهای موفق، رفتارهای مثبت، تعهد، صبر و پشتکار را در خود ایجاد کرده‌اند.

    2. یک طرح تجاریِ صحیح و راهبردی‌ وجود دارد.

    3. ساختاری سازمانی ایجاد شده است که افراد را تشویق می‌کند نهایت تلاش‌شان را در وظایف محوله‌ی خود انجام دهند.

    4. از سیستم پشتیبانی عملیاتی‌ استفاده می‌شود که عملکردها را ردیابی و مدیران ارشد را از بار فعالیت‌های کوچک روزانه خلاص می‌کند، در حالی که اطلاعات مهمی برای مدیریت صحیح کسب و کار در اختیارشان قرار می‌دهد.

     


    طرح تجاری موفق چیست؟

     

    برای موفقیت در کسب و کار کوچک باید از طرح تجاری مناسبی استفاده کنیم

    کسب و کارهای موفق در چارچوب برنامه‌ریزی‌شده‌ای فعالیت می‌‌کنند. طرح تجاری‌ که به موفقیت در کسب و کارهای کوچک منجر می‌شود، معمولا برای دو یا سه سال نوشته می‌شود. این طرح، رسالت شرکت را در خدمات‌رسانی به مشتریانش توضیح می‌دهد. نقاط‌ قوت شرکت را در تجارت و بازاریابی تجزیه و تحلیل می‌کند. نقاط‌ ضعف را پیدا و راه‌های غلبه بر آنها را شناسایی می‌کند. بازار هدف و استراتژی‌های قیمت‌گذاری را مشخص می‌کند. همچنین استراتژی‌های همکاری یا مشارکت با دیگر کسب و کارها را شناسایی می‌کند که برای رسیدن به موفقیت حیاتی هستند. این طرح دیگر موقعیت‌های حیاتی برای سلامت و موفقیت در کسب و کارهای کوچک در بلندمدت را نیز به خوبی توضیح می‌دهد.

    با داشتن طرح تجاری دقیق و حساب‌شده، شانس رسیدن به موفقیت در کسب و کارهای کوچک بسیار زیاد است. بدون داشتن یک طرحی تجاری‌ مؤثر، کسب و کار شما به سمت شکست پیش می‌رود. یک ضرب‌المثل آمریکایی می‌گوید: «شکست در برنامه‌ریزی به معنای برنامه‌ریزی برای شکست است».

     


    ساختار سازمانی چیست؟

     

    اجازه دهید در اینجا نگاه دقیق‌تری به ساختار سازمانی بیندازیم.

    مهم‌ترین بلوک‌های سازنده‌ی ساختار سازمانی به شرح زیر هستند:

    • نمودار سازمانی که کاربردهای اصلی عملیات سازمان را به تصویر می‌کشد و ارتباطات بین این کاربردها را گزارش می‌دهد؛
    • شرح وظایفِ مدیران، ناظران و کارکنان متخصص به همراه گزارشی دقیق از روابط و ملزومات ذهنی و جسمی مورد نیاز در انجام هر کار، مهارت، وظیفه و مسئولیت‌، به‌علاوه‌ی استاندارد‌های اجرایی هر کدام از این کارهاست؛
    • فهرست وظایف و کارها برای کارگران کارخانه یا بخش‌های تدارکات و خدمات که روابط بین آنها را گزارش می‌دهد و ملزومات ذهنی و جسمی، مهارت‌ها و مسئولیت‌های شغلی‌شان و استانداردهای اجرایی آنها را مشخص می‌کند؛
    • سیستم ارزیابی عملکرد شغلی، عملکرد تمامی کارکنان را بررسی و آنها را به پیشرفت مداوم تشویق می‌کند؛
    • دستورالعمل‌های اطلاعاتی شامل کتاب راهنمای کارکنان و راهنمای سیاست‌ها و روال‌های کاری که مرزهای قابل قبول را مشخص می‌کند و توقعات از کارکنان را معرفی می‌کند؛
    • سیستم پاداش برای تمامی کارمندان که به آنها در ازای عملکرد خوب‌شان با در نظر گرفتن سهمی از سود شرکت پاداش می‌دهد.

    وقتی تمامی اجزای سازمانی در جای خود قرار داشته باشند و به‌صورت روزانه مورد استفاده قرار بگیرند، سازمان از ساختار و هدف برخوردار خواهد بود. کارمندان می‌دانند شرکت به کدام سمت حرکت می‌کند و دقیقا نقش خودشان را در این حرکت خواهند شناخت. ایشان می‌‌دانند مرز رفتارهایی که از آنها انتظار می‌رود چیست و در ازای عملکرد خوب‌شان پاداش دریافت خواهند کرد.

     


    سیستم پشتیبانی عملیاتی چیست؟

     

    نرم‌افزارهای پشتیبانی برای موفقیت در کسب و کار کوچک حیاتی هستند

    ساده‌ترین نوع سیستم، فرمی است مانند فرم درخواست استخدام یا اعتبار، مجوز برگشت محصول یا سند اجازه‌ی حمل‌و‌نقل. مثال‌های دیگر از سیستم شامل پیش‌بینی و مدیریت نقدینگی، برنامه‌ی بودجه، گزارش مغایرت و توزیع پاداش‌ها هستند. بسیاری از این سیستم‌ها معمولا با روش‌های پشتیبانی کامپیوتری مانند مایکروسافت اکسل یا نرم‌افزارهای تخصصی دیگری همراه هستند.

    یکی از مهم‌ترین سیستم‌ها برای کسب‌ و کارهای کوچک، سیستم حسابداری است که می‌تواند سیستم ساده‌ای مانند QuickBooks یا Peachtree باشد. این سیستم‌های ساده معمولا برای کسب و کارهای غیرتولیدی مناسب هستند که فعالیت‌شان در حد خرید و فروش است. آنها همچنین می‌توانند مشتریان، فروشنده‌ها، حساب‌های پرداختی و دریافتی را به خوبی مدیریت کنند. در نهایت، این قابلیت را دارند که گزارش‌های عالیِ مدیریتی تهیه کنند.

    برای کسب و کارهایی که تولیدی هستند و بعد از خرید مواد اولیه محصولی را تغییر می‌دهند یا تولید می‌کنند یا برای کسب و کارهای خرده‌فروشی در مقیاس بزرگ، نرم‌افزار‌های خاصِ این صنایع شاید مناسب‌تر باشند. قبل از خرید این سیستم‌ها باید دقت شود، چون این سیستم‌ها برای استفاده‌ی بلند‌مدت خیلی گران‌تر از سیستم‌های ساده هستند، محاسبه‌ی هزینه‌ی محصولات را به خوبی انجام می‌‌دهند، ولی معمولا از عهده حسابرسی‌های معمولی به خوبی بر نمی‌آیند و فرمت مشخصی برای تهیه‌ی گزارش دارند که معمولا به سختی می‌توان آن را تغییر داد.

    فرقی نمی‌کند چه نوع کسب و کاری داشته باشید، به هر حال، داشتن بسته‌ی نرم‌افزاری حسابداری برای محاسبه‌ی معاملات روزانه در زمان واقعی که استفاده‌ی آن برای کارمندان راحت باشد، بخشی از نیازهای اولیه‌تان است. در دنیای کسب و کار امروز که به سرعت در حال تغییر است، نمی‌توان منتظر حسابدارها ماند تا هفته‌ها و حتی ماه‌ها برای تهیه‌ی گزارش وقت صرف کنند.

    دیگر سیستم‌هایی مورد نیاز برای کسب و کارهای کوچک به شرح زیر هستند:

    • مدیریت نقدینگی: از این سیستم برای پیش‌بینی استفاده می‌شود که حساب‌های قابل دریافت و دیگر مبالغ ورودی را در مقابل حساب‌های پرداختی و دیگر مبالغ خروجی قرار و به مدیران اجازه می‌دهد کمبودها را پیش‌بینی کنند و قبل از اینکه بحران از راه برسد، جلوی آن را بگیرند. این پیش‌نمایی‌ها حداقل باید شش هفته زودتر صورت بگیرند. اگر این سیستم به خوبی اجرا شود، یکی از کارمندان اداری می‌تواند در کمتر از 15 تا 30 دقیقه در هفته گزارشی برای مدیران آماده کند.
    • بودجه: این برنامه‌ی سود یک ساله و در مدیریت کنترل بسیار حیاتی است. این سیستم باید به پیشینه‌ی ساختار هزینه‌ای سازمان مرتبط باشد، اما بودجه‌بندی باید بر مبنای صفر باشد و تمامی هزینه‌ها (نه تنها کاهش یا افزایش) باید توجیه شوند. این سیستم به‌صورت خودکار بودجه‌ی ماهیانه ایجاد می‌کند که مستقیما به حجم فروش مرتبط است. اگر این سیستم به خوبی تنظیم شده باشد، فقط چند ساعت برای مدیریت داده‌‌ها نیاز دارد.
    • گزارش مغایرت: این سیستم مکمل سیستم بودجه است. باید به‌صورت خودکار کار کند تا بتواند نتایج واقعی را با بودجه مقایسه و به‌صورت ماهیانه گزارش تهیه کند. این گزارش باید قسمت‌هایی را که با مشکل روبه‌رو هستند و مدیریت باید سریعا در مورد آنها اقدام کند، مشخص کند. این سیستم هم اگر به‌ خوبی تنظیم شده باشد، 10 تا 15 دقیقه در ماه زمان برای آماده کردن گزارش نیاز دارد.
    • گزارش شاخص کلیدی: این گزارش در یک صفحه تغییرات هفتگی در نقدینگی، حساب‌های قابل‌دریافت، حساب‌های قابل‌پرداخت، فروش و لیست موجودی کالاها را نشان می‌دهد. 10 تا 15 دقیقه در هفته برای تهیه‌ی این گزارش‌ها زمان نیاز است.
    • کاربرگ هزینه‌ی نیروی کار: این کاربرگ، ردِ هزینه‌‌‌های مربوط به کارمندان و بخش‌های سازمان را دنبال می‌کند. هزینه‌ی کامل هر کارمند در ساعت یا در سال به دقت محاسبه و گزارش می‌شود. این گزارش می‌تواند در استراتژی و محاسبه‌ی قیمت‌گذاری استفاده شود. برگه‌ی دیگری برای سود هر کارمند به آن اضافه و به هر کارمند داده می‌شود تا بسته‌ی پاداش خود را محاسبه کند. این سیستم 15 تا 30 دقیقه در هر فصل کاری برای به‌روز کردن اطلاعات زمان نیاز دارد.
    • سیستم قیمت‌گذاری محصولات: این سیستم با توجه به بودجه و هزینه‌های انجام شده، قیمت محصولات را به‌صورت خودکار محاسبه می‌کند. همچنین می‌‌تواند سود خالصِ قبل از پرداخت مالیات را نیز بر حسب قیمت‌های پیش‌بینی شده محاسبه کند. این سیستم با توجه به نیاز سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    • کاربرگ برنامه‌ی پاداش: این سیستمی برای توزیع عادلانه‌ی سود بین کارمندان با توجه به میزان وفاداری‌شان به سازمان، عملکرد و میزان مسئولیت‌ها است. اگر به خوبی اجرا شود، 10 تا 15 دقیقه در هر فصل کاری برای به‌روزرسانیِ داده‌ها زمان نیاز دارد.
    • محاسبه‌کننده‌ی نقطه‌ی سر‌به‌سر: این سیستم، فروش سر‌به‌سر شرکت را با توجه به حجم فروش در روز، هفته یا سال محاسبه می‌کند. همچنین تصمیمات مهمی را که تأثیر اساسی در ساختار هزینه‌ای سازمان دارند، قبل از اینکه به مرحله‌ی عمل درآیند تجزیه و تحلیل می‌کند. این سیستم به میزان نیاز شرکت مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    • گزارش فروش هفتگی: این سیستم برای تهیه‌ی گزارش‌هایی است که به حساب فروش‌، با توجه به گروه محصولات و فروشنده‌ها به صورت هفتگی، ماهیانه و سالانه رسیدگی می‌کند. 15 تا 30 دقیقه در هفته برای به‌روزرسانی زمان نیاز دارد.

    به‌طور خلاصه، اصول مدیریتی برای موفقیت در کسب و کارهای کوچک که در این مقاله مطرح شدند، می‌توانند به‌عنوان چهار پایه‌ی یک صندلی در نظر گرفته شوند. صندلی‌ای که یک یا دو پایه داشته باشد کاملا بی‌ثبات است. صندلیِ سه‌پایه کمی ثباتش بیشتر است، ولی اگر وزن زیادی روی آن قرار بگیرد، واژگون می‌شود. باثبات‌ترین صندلی باید چهار پایه داشته باشد.

    یک بار دیگر چهار راز که موفقیت کسب و کارهای کوچک شما را تضمین می‌کنند یادآوری می‌کنیم:

    1. مدیریت ارشد مثبت، متعهد و باپشتکار؛
    2. مفهوم مشخصی از کسب و کار و برنامه‌ی کسب و کار راهبردی؛
    3. سازمانی کارآمد و سازمان‌یافته؛
    4. سیستم‌های ابتدایی و خودکار برای پشتیبانی از سازمان و اطمینان از عملکرد خوب آن.

    کسب و کاری که از این چهار رکن اصلی برخوردار باشد، شانس بیشتری برای موفقیت دارد.

     

    احمدرضا کرامت

    گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

    What is the secret of success for small businesses?

    منبع : businessknowhow