همهی ما این جملهی معروف را شنیدهایم که گذشتهها گذشته است و شاید بارها هم آن را بهزبان آورده باشیم اما برای خیلی از ما، گذشته نهتنها جایی نرفته بلکه هر روز همراهمان است. بسیاری از ما هر روز را با مرور خاطرات و اتفاقهای ناگوار گذشته سپری میکنیم، بارها خودمان را سرزنش میکنیم، شرمنده میشویم، خجالت میکشیم، در خودمان میشکنیم و… اما تا کی میتوانیم این روند را ادامه دهیم؟
حتما شنیدید که «افکار ما کیفیت زندگی مان را تعیین می کنند» حالا اگر ما بیش تر وقت مان را صرف فکر کردن به خاطرات بد گذشته بکنیم و به خاطر چیزی که نمی توانیم تغییرش دهیم، ناراحت شویم، بدون تردید امواج و افکار منفی را سمت خود جذب می کنیم و اتفاقات بد بیش تری برایمان اتفاق می افتد.
«همان طور که آن چه می خورید روی شما اثر می گذارد، آن چه که به ذهن تان راه می دهید نیز برایتان تعیین کننده است»
ـــ برایان تریسی
از طرف دیگر چون ذهن ما درگیر این مسائل شده، جای خالی برای جذب موفقیت ندارد و تا زمانی که این گذشته را رها نکنیم، در خوشبختی را به روی خود بستیم. در حقیقت ما خودمان را از داشتن زندگی خوب محروم می کنیم چون افکار خوب و مثبتی نداریم و روی ناراحتی تمرکز کردیم.
برایان تریسی تعبیر جالبی در مورد این موضوع دارد؛ او افکار را شبیه خوراکی هایی که می خوریم می داند ! بیش تر ما برای داشتن عمر طولانی تر، نگران کیفیت غذایمان هستیم و هر خوراکی نمی خوریم، پس چطور اجازه ی مرور و نگه داشتن هر فکر و خاطره ی بدی را به خودمان می دهیم؟
در حقیقت اگر زندگی ناموفقی دارید و می خواهید ریشه ی شکست و موانع زندگی تان را پیدا کنید، بهتر است آن را در افکار تان جستجو کنید. شاید شما از آن دسته از آدم هایی هستید که اسیر خاطرات بد هستند و از تاثیرات آن در زندگی شان بی خبرند. بیش تر اوقات، فکر کردن به خاطرات بد باعث تکرار این اتفاقات می شود و خاطرات بد جدیدی برایمان رقم می خورد.
فکرهای منفی، منفی ها را به زندگی مان دعوت می کنند و فکر های مثبت باعث می شوند اتفاقات خوب و مثبت برایمان رقم بخورد.
به عبارت دیگر، یکی از بزرگ ترین مانع های خوشبختی و رسیدن به موفقیت مرور خاطرات بد زندگی مان است.
«اگر من نگرش و طرز فکرم را تغییر ندهم، او مرا تحت کنترل در خواهد آورد.»
ـــ نلسون ماندلا
امروزه روانشناسان به این نتیجه رسیدند که مرور خاطرات بد با افسردگی رابطه ی مستقیم دارد.
پس اگر احساس می کنید در طول روز درباره ی اتفاقات بد زندگی تان خیلی فکر می کنید بهتر است حتما تمام تلاش تان را برای تغییر این روند انجام دهید، چون در غیر این صورت نه تنها موفقیت و خوشبختی را از خود دور می کنید بلکه به احتمال زیاد دچار نا امیدی، افسردگی و کلی احساس بد دیگر خواهید شد و از رویاهایتان فاصله خواهید گرفت.
اگر بعد از فهمیدن تاثیرات بد این کار، به این نتیجه رسیدید که مسیر زندگی تان را عوض کنید و از این به بعد به خاطرات بدتان فکر نکنید، از روش های زیر برای انجام درست این کار می توانید کمک بگیرید :

ممکن است در کمدتان عکس، نامه، آزمایش یا هر مدرک دیگری داشته باشید که با دیدن آن ها خاطرات بد گذشته برایتان مرور می شود. بلند شوید و همین الان آن ها را از بین ببرید. تردید نداشته باشید؛ چون از بین بردن هر چیزی که شما را یاد اتفاقات بد می اندازد، از مهم ترین قدم های فراموش کردن گذشته است.این کار باعث می شود تا کم تر یاد گذشته بیافتید.
وقتی افکار منفی به سراغ شما می آیند، از پر و بال دادن به آن ها خود داری کنید و آن ها را به حال خودشان رها کنید.
بعضی از ما عادت داریم با ذره بین به جان خاطرات بدمان بیافتیم و شروع به گفتن ای کاش فلان کار را نمی کردم و ای کاش فلان کار را انجام می دادم، بکنیم. بهتر است ذره بین تان را کنار گذاشته و سعی کنید ذهن تان را به سمت دیگری ببرید.گذشته قابل تغییر نیست؛ پس بهتر است حواسمان باشد زمان حال و آینده مان را از دست ندهیم.
اگر فکر می کنید این اتفاق هیچ نکته ی مثبتی برای شما در پی نداشت، سخت در اشتباهید. تجربه، درس عبرت و … همگی نکات مثبت ماجرا هستند که قبلا در مقاله «داستان تان را عوض کنید، زندگی تان عوض میشود» خواندید.
پس شما چند قدم از کسانی که تجربه ی مشابه ندارند جلوترید؛ از این فرصت نهایت استفاده را برای ساختن آینده ببرید.
![]()
اگر ذهنتان دائما روی چیزهای منفی تمرکز کند که در گذشته اتفاق افتاده است، آنگاه زندگیتان در جهت منفی پیش خواهد رفت. زندگی شما در جهت افکار غالبتان حرکت میکند، بنابراین هر چیزی که ذهنتان را روی آن متمرکز کنید، زندگی و احساساتتان نیز همان را دنبال خواهد کرد.
یکی از راههای فراموش کردن گذشته این است که بهجای تمرکز روی چیزهای منفی که در گذشته اتفاق افتاده است و فکر کردن به همهی دلشکستگیها، تمام چیزهایی که ازدست دادهاید و موقعیتهای خجالتآوری که به آنها افتخار نمیکنید، شروعبه بازیابی افکار منفیتان کنید و سعی کنید مثبت فکر کنید و افکار منفیتان را با افکار مثبتی مانند این جایگزین کنید:
اگر هر روز صبح با فکرکردن به جملات الهام بخش از خواب بیدار شوید و آنها را محکم و بلند تکرار کنید، همهی آنها به واقعیت تبدیل خواهند شد. شما خیلی زود متوجه میشوید که دیگر هیچکس نمیتواند از گذشتهتان علیه شما استفاده کند، چون برای همیشه آن را رها کردهاید.
گاهی اوقات با افرادی دوست هستید که از اعماق وجودتان میدانید هیچ کار مثبتی در زندگیتان انجام نمیدهند، بهجز آنکه شما را در زندگی عقب میاندازند. اگر احساس کردید یک رابطهی دوستی باعث بهتعویقافتادن اهدافتان در زندگی میشود، هیچ ایرادی ندارد که آن رابطه را قطع کنید.
دوستان منفی هیچ جایی در زندگی شما ندارند؛ چون شما قصد دارید روی چیزهای مثبت تمرکز کنید، پس آنها را کنار بگذارید. شما باید خودتان را متمایز و جدا کنید تا بتوانید در جایی باشید که آرزو دارید. شما باید از دوستانی که همیشه کارهای اشتباه گذشتهتان را بهیاد شما میآورند، فاصله بگیرید.
وقتی میگوییم خودتان را متمایز و جدا کنید، منظورمان این است که به آنچه در اطرافتان میگذرد، هیچ توجهی نکنید و روی خود و دیدگاهتان تمرکز کنید. در این وضعیت چون با خودتان خلوت میکنید، ممکن است بهشدت احساس تنهایی کنید اما این هزینهای است که باید بپردازید تا بتوانید در جایی باشید که آرزو دارید.

یکی از مهمترین راههایی که در فراموش کردن گذشته به شما کمک میکند، تعیین اهداف برای آینده است. شما باید این واقعیت را بپذیرید که دنیا به آخر نرسیده است و شما ظرفیتهای زیادی برای دستیابی به چیزهای بزرگتر در زندگیتان دارید.
خودتان را درحالانجام کارهای مهم و قابلتوجه در آینده، رفتن به دانشگاه، بهدستآوردن شغل دلخواه، شروع کسب و کار جدید، پیداکردن نیمه گمشده تان و… تصور کنید. برای خودتان اهداف بلندمدت و کوتاهمدت تعیین کنید، برای هر کدام به خودتان مهلت مشخصی بدهید و روند پیشرفتتان را دنبال کنید.
یکی از چیزهایی که شما را از نظر عاطفی و روحی نابود میکند، روح نابخشایشگر است. در دل داشتن کینهی یک نفر، مانند آن است که شما سم بخورید اما انتظار داشته باشید که آن فرد بمیرد. همهی شما این کار را انجام میدهید و فکر میکنید که دارید به خودتان لطف میکنید اما این کار هیچ فایدهای ندارد، جز آنکه شما را از نظر عاطفی درهم میشکند.
تنها راهی که میتوانید بهوسیلهی آن گامی برای فراموش کردن گذشته بردارید، بخشیدن هر کسی است که کار اشتباهی در حق شما انجام داده است. فرقی نمیکند که چقدر بد دلتان را شکستهاند،
اگر بتوانید به آنها نگاه کنید و با لبخند بگوید «تو را میبخشم» – که اصلا کار آسانی نیست – آنگاه خودتان را از قفسی که خود را در آن زندانی کردهاید، آزاد میکنید. روح نفرت را با عشق جایگزین کنید. برای این کار باید یاد بگیرید حتی وقتی غیر ممکن است، بتوانید ببخشید.
آیا تابهحال احساس کردهاید که دیگر، هیچکس شما و تصمیم گیری هایتان را درک نمیکند؟ اگر پاسخ شما بله است، احتمالا دلیلش این است که آنها چیزی را که شما میبینید، نمیبینند و جور دیگری به مسائل نگاه میکنند.
شما مجبور نیستید برای انجام کارهای موردنظرتان به دیگران توضیح دهید. نباید دائما بهدنبال تأیید دیگران باشید و نگران آن باشید که از کارتان خوششان میآید یا نه. شما نمیتوانید همه را راضی و خشنود کنید؛ این غیرممکن است.
تلاشکردن برای راضی نگهداشتن همه، هیچ نتیجهای ندارد جز آنکه باعث ناامیدی و یأس شما میشود. احتمالا همهی شما با این طرز فکر بزرگ شدهاید که بهترین روش برای زندگیکردن آن است که همه دوستتان داشته باشند اما این ممکن نیست. شما هرقدر هم که خوب باشید، همیشه افرادی وجود خواهند داشت که شما را دوست ندارند، چون از شما خوششان نمیآید. بپذیرید که این هم بخشی از زندگی است.
فراموش نکنید، اگر هنوز دربارهی گذشتهتان فکر میکنید، قادر نخواهید بود به جلو حرکت کنید و شاهد پیشرفت در زندگی خودتان باشید. آیا میتوانید یک دونده را تصور کنید که سعی دارد با یک کولهپشتی سنگین در یک مسابقهی دوی صدمتر رقابت کند؟ بله او به احتمال زیاد، مسابقه را بهپایان خواهد رساند اما نمیتواند آن را در زمان مقرر تمام کند یا برنده شود.
بسیاری از ما آمادهی دویدن در رقابت زندگیمان هستیم، آمادهایم که بهدنبال اهداف و آرزوهای والایمان برویم اما یک کار مهم وجود دارد که اول باید آن را انجام دهیم؛ ما باید آن کولهپشتی سنگین را که پر از شرم، پشیمانیها، ناخشنودی، اشتباهات، شکستها، دلهای شکسته، کینهها و … است، زمین بگذاریم. مطمئن باشید که با فراموش کردن گذشته و زمین گذاشتن آن کولهپشتی سنگین، رقابت شما در زندگی بسیار آسانتر خواهد شد.
سن ازدواج در ایران نیز دچار تغییر و تحولاتی شده است. سن ازدواج قانونی در ایران 13 سال برای دختران و 15 سال برای پسران است اما آمارهای سازمان ثبت احوال نشان میدهد در حال حاضر سن ازدواج در مردان به بالای 35 سال و در دختران به بالای 30 سال رسیده است.
در آمار مربوط به 1394 در ایران بیشترین ازدواجها یعنی حدود 84 درصد ازدواجها برای مردان در سنین 20 تا 34 سالگی و حدود 79 درصد برای زناندر سنین 15 تا 29 سالگی ثبت شده است.
برای بررسی این موضوع و نقد اینکه آیا نوجوانان در این سنین قادر به اداره یک زنگی مستقل هستند یا خیر نظرات دکتر سیدعلی احمدی ابهری، روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران را جویا شدهایم که میخوانید.
سوال: آقای دکتر! آیا تنها با رسیدن به بلوغ جسمانی، میتوان از عوامل دیگری که در شروع یک زندگی مشترک نقش دارند چشمپوشی کرد؟
از نظر ما سن ازدواج باید مبتنی بر سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی باشد. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است که برای دختران از حدود سنین 12 تا 14 سالگی و در پسران از حدود 14 تا 16 سالگی شروع میشود. بلوغ روانی، عنوانی است که روانپزشکان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام میبرند.
از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته میشود. اما اختلافی که ما با حقوقدانان در این زمینه داریم این است که حقوقدانها به حداقل کفایت میکنند و معتقدند فقط کافی است فرد توان تشخیص مصالح خود را داشته باشد ولی عقیده روانپزشکان و اصولا مکاتب روانشناختی بر این است که فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحلهای برسد که نه تنها نسبت به خود شناخت کافی پیدا کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلکه نسبت به فردی که در نظر دارد با او ازدواج کند نیز شناخت کافی بهدست آورد.
سوال: و منظور از بلوغ اجتماعی چیست؟
بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است. این امر، مستلزم برآوردهشدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی، علمی، آموزشی و... برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسکن و حداقل نیازهای خانواده را تامین کند.
سوال: خصوصیاتی که ذکر کردید معمولا در چه سنی بهدست میآید؟
بستگی به فرد دارد. یک فرد ممکن است در سن 20 سالگی زمینههای فوق را یکجا و کامل پیدا کند. در حالی که فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد. در مورد خانمها هم به همین شکل است. یک دختر جوان ممکن است در سن 14 تا 15 سالگی به رشد کامل جسمانی رسیده باشد اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یک رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی که با او پیوند میخورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد.
در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلکه به جامعه هم کشیده میشود. جامعهای که نیازمند افراد فعال، آگاه، پخته و توانمند است. بنابراین ما فقط سن ازدواج را ملاک اولیه و اصلی برای تشکیل خانواده قرار نمیدهیم.
البته به این نکته هم باید اشاره کنم که خردهگیری و سختگیری و اینکه افراد فکر کنند ابتدا باید همه امکانات را فراهم و تمام دورههای تحصیل را طی کنند، شغل پردرآمد داشته باشند و بعد ازدواج کنند را تایید نمیکنیم.
صحبت ما در مورد حداقلهاست. اگر فرد بتواند به توانمندیهای شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و... برسد، میتواند ازدواج کند که این اتفاق میتواند در شروع دهه سوم زندگی باشد که بسیار هم مطلوب است. البته گاهی ممکن است افراد در همان زمان هم آمادگی لازم برای ازدواج را پیدا نکنند و انجام این کار مهم به سنین و سالهای بعدی موکول شود.

سوال: آیا جوانان کشور ما این قابلیت را دارند که در سنین ذکر شده به این حد از بلوغ روانی و اجتماعی برسند؟
ممکن است برای تعداد کمی از افراد این اتفاق بیفتد اما طبیعتا این امر برای اکثریت افراد جامعه محقق نمیشود. البته این تعداد کم نیز وابسته به خانوادهشان هستند. خانواده این افراد، معمولا خانوادهای تحصیلکرده و هوشمند هستند، خانوادههایی که ازدواج والدین بر پایه اصول و سن ازدواج و انتخابشان برنامهریزی شده است و مسیر رشد درستی را برای فرزندانشان فراهم کردهاند.
سوال: پس با توجه به گفتههای شما، رسیدن به این حد از بلوغ در شهر و روستا و با توجه به سطح تحصیلات، فرهنگ و سایر شرایط محیطی در افراد متفاوت است؟
بله دقیقا. برای هر فرد، هر خانواده و هر اجتماع کوچک و بزرگ این مساله متفاوت است. اما به هر حال ما یک حداقلهایی را نیاز داریم. علت تاکید بر انجام مشاوره قبل از ازدواج نیز همین است که ما ببینیم دو نفری که میخواهند ازدواج کنند به بلوغ روانی و اجتماعی رسیدهاند یا خیر.
سوال: بهتر است تفاوت سنی زوجین چقدر باشد؟
ما اختلاف سنی 5 سال را مطلوب میدانیم. در این صورت میتوانیم بگوییم که زمینهها به عنوان قدم اول یعنی حداقل اختلاف سن ازدواج شروع میشود. اگر مبنا را فقط سن در نظر بگیریم، میتوانیم بگوییم حداقل سن ازدواج در دختران 18 سال و در پسران 5 سال بیشتر یعنی 23 سال است البته با حداقل توانمندیها، مهارتها، حرفه و تحصیلات.
اگر خانمی از همسرش بزرگتر بود چطور؟
این مساله هم اگر بهصورت موردی در جامعه وجود داشته باشد و همراه با مشاورههای لازم، شناخت فردی و شناخت نسبت به فرد مقابل باشد، مشکلی نیست و میتوان آن را پذیرفت اما به عنوان یک قانون عام مورد تایید نیست.
سوال: همیشه بحث بر سر فاصله سنی زوجین است و کمتر در مورد فاصله سنی والدین با فرزندانشان اظهارنظر میشود. نظر شما در این رابطه چیست؟
ازدواج کردن به مفهوم این نیست که بلافاصله زوجین بچهدار شوند. البته اگر زوج سن بالاتری داشته و پختگی و تجربه داشته باشند، چنانچه بلافاصله بعد از ازدواج بچهدار شوند، مشکل چندانی نخواهند داشت. اما جوانانی که با حداقل سنینی که صحبت کردیم ازدواج میکنند نباید برای بچهدار شدن عجله کنند. شروع زندگی به معنای افزایش تعداد افراد خانواده نیست.
شروع زندگی مستلزم زمانهایی است که زندگی مشترک برای یک زوج بسیار جوان معنادار شود و اصطلاحا جا بیفتد. بنابراین پاسخ به این سوال که یک دامنه وسیعی را شامل میشود، خیلی آسان نیست. اگر ازدواج در دهه سوم زندگی که مطلوبترین زمان برای ازدواج است صورت بگیرد و در این سنین زوج صاحب فرزند شوند فاصله مناسبی بین آنها و فرزندانشان ایجاد میشود.
به عنوان نمونه برای یک مرد 30 ساله و یک زن 25 ساله بچهدار شدن بسیار مناسب است. اما برای زوجی که در 23 سالگی و 18 سالگی هستند زود است و باید ابتدا تجربه کسب کنند و بعد صاحب فرزند شوند.
نرخ ازدواج در امریکا بهطور کلی در تمام سنین پایین است. تنها 51 درصد از جامعه امریکا متأهل هستند، در حالی که در 1960 این نرخ 72 درصد بوده است.

احتمالا در این سن تحصیلات دانشگاهیتان را به پایان رساندهاید و به دنبال شغل هستید. در این مرحله احتمالا به دنبال ازدواج با همکلاسیتان هستید.
مزایا:
هر دوی شما جوان هستید. از این رو امکان رشد، تغییر، و حرکت در یک مسیر مشترک برایتان وجود دارد. اگر تصمیم به بچهدار شدن داشته باشید، والدین جوانی خواهید بود و اختلاف سنیتان با فرزندانتان زیاد نیست. همچنین به اندازهی کافی برای بزرگتر کردن خانوادهتان و بهدنیا آوردن فرزندان بیشتر زمان دارید. وقتی فرزندانتان به سن دانشگاه برسند شما هنوز در دهه 40 زندگیتان هستید و فرصت و توانایی کافی برای ماجراجویی و سفر را خواهید داشت.
معایب:
وقتی زیر 25 سال باشید، ممکن است خودتان را بهخوبی نشناسید، بهویژه وقتی پای این موضوع به میان بیاید که میخواهید با زندگیتان چه کنید و به چه چیزی باور دارید. پس از عبور از 25 سالگی ارزشهای افراد تا حدودی تغییر میکنند.
این روزهای طلایی همان زمانی است که به ماهیت و شخصیت خودتان پی میبرید. متوجه میشوید در نهایت میخواهید چه کاری انجام دهید.
مزایا:
احتمال بیشتری دارد با فردی آشنا شوید که ارزشهای مشابهی با یکدیگر داشته باشید. همچنین، زمان کافی در اختیار دارید تا با دوستان محردتان وقت بکذرانید، سفر کنید، و ساعتهای طولانی را به کار کردن اختصاص دهید.
معایب:
بر اساس یک مطالعهی آنلاین صورت گرفته در این زمینه، توان درآمدزایی بانوان پس از 30 سالگی افزایش مییابد، ولی اگر در 30 سالگی ازدواج کنید، بچهدار شدن و تربیت فرزند مانعی بر سر راه درآمدزاییتان است.
30 سالگی برای زنان مرحلهی دوم بیست سالگیشان است و فرصتهای جدیدی سر راهشان قرار میگیرد. هم از لحاظ شغلی و هم از لحاظ مالی به ثبات میرسند.
مزایا:
در این سن نه تنها به خودشناسی رسیدهاید و هدفتان از زندگی را مشخص کردهاید، بلکه حس خوبی نسبت به پیدا کردن یک شریک عاطفی خواهید داشت. دوام زندگیها پس از این سن بیشتر است و نرخ طلاق پایینتر است.
معایب:
برخلاف باور عامه مردم، باروری زنان از 28 سالگی کم میشود. نرخ ناباروری زنان در 30-34 سالگی 8-15 درصد افزایش مییابد، ولی خبر خوب این است که اگر در باردار شدن پشتکار داشته باشید برای این کار زمان دارید.

برخی بانوان برای تصمیم گرفتن به ازدواج به زمان بیشتری نیاز دارند. این دسته از بانوان زمانی تصمیم به ازدواج میگیرند که چند شغل را امتحان کرده باشند، به چند سفر خارجی رفته باشند و در این مسیر با زندگی و اهدافشان بیشتر آشنا شوند. آنها میخواهند با مردان بیشتری آشنا شوند و بررسی کنند چه کسانی را نمیخواهند، یا نمیتوانند، بهعنوان شریک زندگی انتخاب کنند.
مزایا:
در این سن، احتمالا اولین ازدواج، آخرین ازدواج شما است. خوب، به خاطر داشته باشید، وقتی تا بدینجا برای ازدواج صبر کردهاید، این حق شما است که هر نوع مراسمی را که دوست دارید تجربه کنید. والدین شما آنقدر از انتخاب شریک زندگیتان خوشحال هستند که به هزینههای مراسم یا فهرست میهمانان، توجهی نمیکنند.
معایب:
مشکلی که در اینحا وجود دارد این است که احتمال ناباروری 15-32 درصد افزایش مییابد. شما در این سن تنها 33 درصد شانس باردار شدن دارید.
در میانسالی، قطعا به بانویی مستقل تبدیل شدهاید که از درخشیدن در حرفهتان لذت میبرید و دایره دوستان خوبی دارید که شما را از لحاظ عاطفی حمایت میکنند. دوباره دایره انتخابهایتان افزایش مییابد زیرا مردان مطلقه، بیوه و پدران تنها نیز به دایره انتخابهایتان اضافه میشوند.
مزایا:
شما در این سن تجربیاتی که میخواستید به دست آوردهاید، به مکانهایی که میخواستید سفر کردهاید و از نردبان موفقیت بالا رفتهاید و به ثبات رسیدهاید. پس، دیگر حسرت بخشهای کشف نشدهی زندگیتان را نمیخورید.
معایب:
اگر هنوز هم به بچهدار شدن علاقه داشته باشید، احتمالا به کمک یک متخصص نیاز خواهید داشت، ولی از لحاظ روحی و مالی توانایی فائق آمدن بر این چالش را دارید.
برای آنکه راه پولدار شدن در ایران را بدانید باید تمام راه پولدار شدن در خانه ، راه پولدار شدن با سرمایه کم ، راه پولدار شدن بدون سرمایه و راه پولدار شدن از طریق اینترنت را هم بلد باشید. برخی از پولدارهای تهران و ایران اغلب از راه های پول درآوردن و راههای کسب درآمد عجیب و غریبی حرف می زنند که شما را وسوسه میکنند
هرچه زودتر آستین بالا بزنید و برای خودتان یک منبع درآمد جانبی پیدا کنید. 5 راه پولدار شدن در ایران را بدانید و انجام دهید
اگر شما هم با ما در رویای پولدار شدن مشترک هستید پس با بازده همراه باشید و این مقاله 5 راه پولدار شدن در ایران را بخوانید امیدوارم از همین امروز دست به کار شوید و به رویای خود برسید.
![]()
درست است که بازار بورس اوراق بهادار ایران بسیار نوسان دارد و خیلی ها در این بازار ضرر کرده اند. اما یادتان باشد آنهایی که سود سرشاری نصیب شان شده هرگز نیامده اند برای شما از میزان سودشان تعریف کنند! اگر در دوره های آموزش سرمایه گذاری و آشنایی با بازار اوراق بهادار و سهام ثبت نام کنید در مدت کوتاهی اطلاعات کاملی به دست می آورید و می توانید با همراهی یک مشاور مالی یا یک کارگزار خوب هرچقدر که در توان تان است در بازار سرمایه کنید و به طور آنلاین خودتان وضعیت پولتان را رصد کنید
کافی است یک روز تصمیم بگیرید و درباره یکی از شهرهای ایران که محصولات غذایی خوب و معروفی دارد تحقیق کنید سپس دور و برتان با مغازه های مختلف یک صحبتی بکنید و بازاریابی محصول مورد نظرتان را انجام دهید. بعد که از یکی دو فروشنده قول قطعی گرفتید و حتی توانستید یک پیش پرداخت اولیه (البته با سپردن وثیقه) بگیرید با یک سفر ارزان قیمت به آن شهر بروید و محصول مورد نظر را بخرید و بیاورید.
تا به حال به سوغات مختلف شهرهای دیگر که در شهر شما فروخته می شود دقت کرده اید؟ چرا شما یکی از آن فروشنده ها نباشید و پس از مدتی تبدیل به قطب وارد کردن آن محصول مخصوص به شهرتان نشوید و ثروت سرشاری برای خودتان رقم نزنید.
فیلم های دنباله دار و کوتاه اما اثرگذار و کاربردی تهیه کنید. مدتی هم برایش در فضای مجازی بازاریابی کنید. در کانال ها و گروه های مختلف تلگرامی، اینستاگرام، صفحه فیسبوکتان و هرجایی که میشناسید درباره اش عکس ها و متن های هیجان انگیز بگذارید. می بینید که پس از مدتی مشتری خودش را پیدا میکند.
یا یک صندوق خانوادگی تشکیل دهید وبا جمع آوری مبلغی پول از تمام فامیل یک باغ میوه یا مزرعه پرمحصولی را بخرید و حسابی سود کنید. یا اگر زبان چرب و نرمی داشتید به عنوان مشاور املاک وارد عمل شوید و حق العمل خوبی عاید خود کنید. این به شما بر میگردد که از کدام راه بخواهید در این حوزه فعالیت کنید. فقط یادتان باشد هرکاری که خواستید انجام دهید قبلش جستجو و بررسی را بسیار دقیق و موشکافانه در نظر داشته باشید.
فعالیت بدنی، خواب، مواد مغذی، همه و همه برای سالم بودن ضروری هستند، ولی یک ماده مغذی وجود دارد که در این میان، از اهمیت بالایی برخوردار است (مادهای که شاید آنچنان توجهی به آن نداشته باشیم)؛. با ما همراه باشید تا با 12تا ازمهمترین مواد غذایی سرشار از اسید فولیک که باید در رژیم غذایی خود بگنجانید آشنا شوید.
احتمالا بیشتر آدمها بارها دربارهی اسید فولیک (که به آن فولات یا ویتامین B9 نیز گفته میشود) چیزهایی شنیدهاند. ولی این ویتامین واقعا چیست؟ اسید فولیک چه نقشی برای سلامتیمان ایفا میکند؟
فولات نوعی ویتامین B قابل حل در آب است. اسید فولیک به طور طبیعی در برخی خوراکیها وجود دارد، به برخی مواد غذایی اضافه میشود، و همچنین به شکل مکمل نیز در دسترس است. این ویتامین برای رشد سلولی و متابولیسم (سوخت و ساز) بسیار حیاتی است.
اکنون، یک سوال مهم دیگر؛ در شرایطی که میتوانیم اسید فولیک را از طریق مصرف مکملها دریافت کنیم، چرا باید برای تامین این ویتامین به خوراکیهای طبیعی اتکا کنیم؟ آیا هر دو منبع، مشابه یکدیگر هستند؟ پیش از پاسخ به این سوال، باید مطلب مهم دیگری را نیز بیان کنیم.
فولیک، هر دو، اشکال مختلف ویتامین B9 هستند. تفاوت در این جا است که فولات شکل طبیعی ویتامین B9 است؛ در حالی که اسید فولیک شکل مصنوعی این ویتامین به شمار میرود. از اسید فولیک برای تولید مکملها و افزودنیها به برخی محصولات غذایی نظیر آرد یا غلات صبحانه استفاده میشود.
دستگاه گوارش بدن انسان فولات را به شکل بیولوژیک و فعالی از ویتامین B9، به نام 5-MTHF تبدیل میکند. ولی اسید فولیک این گونه نیست.
اسید فولیک، به جای دستگاه گوارش، در کبد یا سایر بافتها به 5-MTHF تبدیل میشود. به همین دلیل، این فرایند به اندازهی فرایند مربوط به فولات در بدن اثربخش نیست. به عبارت دیگر، وقتی مکملهای اسید فولیک مصرف میکنید، فرایند تبدیل آن به5-MTHF به آهستگی انجام میشود. به این ترتیب، مشکل اصلی از همین جا شروع میشود. حتی دوز اندکی، به اندازهی 200 میکرو گرم اسید فولیک (در یک روز)، تا وعدهی بعدی مصرف به طور کامل سوخت و ساز (تجزیه و جذب) نمیشود. همین مسئله میتواند میزان اسید فولیک سوخت و ساز نشده (تجزیه و جذب نشده) را در جریان خون افزایش دهد، و باعث بروز برخی مشکلات جدی شود.
به این ترتیب، سوال بالا پاسخ داده شد. در صورت مصرف فولات (شکل طبیعی ویتامین B9) نگرانی بابت عدم سوخت و ساز این ماده وجود نخواهد داشت. فولات در دستگاه گوارش تجزیه و جذب میشود. بنابراین، عارضهی جانبی در بر نخواهد داشت.
البته از آنجا که معمولا فولات، و به طور کلی، ویتامین B9 را با نام اسید فولیک میشناسیم، در طول این مقاله نیز عمدتا از عبارت اسید فولیک استفاده میکنیم.
در ادامهی مقاله به بهترین خوراکیهای سرشار از اسید فولیک اشاره میکنیم.
میزان مصرف – یک فنجان (به اندازهی 193 گرم)
یک وعده مصرف لوبیا چیتی حاوی مقدار قابل توجه 1013 میکرو گرم اسید فولیک است. این میزان لوبیا چیتی حاوی 670 کالری، و مقدار ناچیزی چربی اشباع شده است.
لوبیا چیتی غنی از پتاسیم نیز هست. طبق نتایج مطالعهای که در دانشگاه پردو، ایالات متحده، به عمل آمد، مصرف بهینه پتاسیم میتواند باعث کاهش خطر سکتهی مغزی شود.
میزان مصرف – 28 گرم
اگر جزء افراد گیاهخوار نباشید، این گزینه برایتان بسیار مناسب خواهد بود. جگر گاو (81.2 میکرو گرم به ازای هر وعدهی مصرفی) و همچنین جگر مرغ (165 میکرو گرم در هر وعدهی مصرفی) حاوی مقدار زیادی اسید فولیک هستند.
به علاوه، جگر منبع بسیار خوبی برای سلنیوم نیز به شمار میرود؛ طبق یافتههای علمی، سلنیوم میتواند از بروز انواع مختلف سرطان و اختلال ماهیچهای و قلبی پیشگیری کند. ولی باید یک مسئله را به خاطر بسپارید – در مصرف جگر تعادل را رعایت کنید زیرا این مادهی غذایی حاوی چربی ترانس و کلسترول است.

میزان مصرف – یک فنجان (186 الی 256 گرم)
دانههای رسیدهی سویا حاوی 697 میکرو گرم اسید فولیک هستند؛ در حالیکه هر وعدهی مصرف سویای سبز حاوی 422 میکرو گرم اسید فولیک است. این مادهی غذایی مملو از کالری است – هر وعدهی مصرف سویا دارای 376 کالری است.
به علاوه، سویا به عنوان منبعی عالی برای پروتئین شناخته میشود. طبق نتایج مطالعهای در دانشگاه کارولینای جنوبی، پروتئین سویا باعث کاهش تجمع کلسترول بد در بدن میشود. همچنین، این مادهی غذایی تاثیر مثبتی بر تعادل کلسیم و سلامت استخوانها در زنان یائسه میگذارد.
میزان مصرف – یک فنجان (172 گرم)
هر وعدهی مصرف لوبیا چشم بلبلی حاوی حدود 358 میکرو گرم ویتامین B9 است. به علاوه، کلسترول، چربی اشباع شده، و سدیم موجود در این مادهی غذایی نیز بسیار اندک است.

میزان مصرف – یک فنجان پوره (225 گرم)
یک وعدهی مصرف موز حاوی 45 میکرو گرم اسید فولیک است که میتواند 11 درصد از نیاز روزانهی بدن را به این ویتامین تامین کند. همچنین، موز منبعی غنی از ویتامین B6 است که به فراهمآوری پادتنها جهت مبارزه با انواع مختلف بیماریها کمک میکند. این ویتامین همچنین به حفظ کارکرد معمول دستگاه عصبی و سطح قند خون در محدودهی طبیعی نیز کمک میکند.
میزان مصرف – یک فنجان (149 گرم)
یک وعدهی مصرف گوجه فرنگی حاوی حدود 22 میکرو گرم اسید فولیک است. گوجه فرنگی حاوی چربی اشباع شده، سدیم، و کلسترول اندکی است. این مادهی غذایی منبع بسیار خوبی برای کاروتنوئیدهایی نظیر بتا کاروتن و لیکوپن است که دارای خواص آنتیاکسیدانی و ضد سرطانی هستند.

میزان مصرف پرتقال – یک فنجان (180 گرم)
میزان مصرف گریپ فروت – یک فنجان با آب (230 گرم)
مادربزرگها و مادرهایمان همیشه از فواید مصرف مرکبات تعریف میکنند. البته، آنها حق دارند، زیرا مرکبات فواید بسیاری برای سلامتی انسان به همراه دارند. این میوهها نظیر پرتقال (54 میکرو گرم در هر وعدهی مصرف) و گریپ فروت (29.9 میکرو گرم در هر وعدهی مصرف) حاوی مقادیر زیادیاسید فولیک هستند.
طبق نتایج مطالعات دانشمندان چینی، مصرف مرکبات برای حفظ سلامت قلب، مغز، و کبد مفید است. این میوهها، همچنین، دارای خواص ضد التهابی و آنتیاکسیدانی هستند و با مصرف آنها از داشتن زندگی سالم بهرهمند خواهید شد.
میزان مصرف – یک فنجان (192 گرم)
یک وعده مصرف عدس حاوی مقدار قابل توجهی اسید فولیک است – 920 میکرو گرم؛ از این جهت، عدس به عنوان منبع بسیار خوبی برای این ویتامین به شمار میرود. عدس، همچنین، غنی از پتاسیم است که میتواند به حفظ سطوح مناسب فشار خون کمک میکند. این مادهی غذایی به عنوان منبع خوبی برای پروتئین نیز شناخته میشود؛ به همین خاطر، اگر گیاهخوار هستید و نمیتوانید گوشت قرمز یا سفید مصرف کنید، باید عدس را در برنامهی غذاییتان قرار دهید.

میزان مصرف – یک فنجان (100 گرم)
یک وعدهی مصرف گل کلم حدود 57 میکرو گرم اسید فولیک دارد و میتواند 14 درصد از نیاز روزانهی بدنتان را به این ویتامین تامین کند. گل کلم غنی از مواد مغذی است و طبق یافتههای علمی، میتواند از بروز بیماریهای خطرناکی نظیر سرطان پیشگیری کند.
مواد غذایی سرشار از اسید فولیک 18: ذرت
میزان مصرف – یک فنجان (166 گرم)
ذرت یکی از تنقلات محبوب بسیاری از آدمها است. یک وعدهی مصرف این مادهی غذایی حاوی حدودا 32 میکرو گرم اسید فولیک است. به علاوه، ذرت غنی از منگنز، منیزیوم، فسفر، مس، و روی (زینک) است که همهی اینها فواید بسیاری برای سلامتی به همراه دارند.

میزان مصرف – یک فنجان خرد شده (128 گرم)
یکی وعدهی مصرف هویج حاوی 24.3 میکرو گرم اسید فولیک است. هویج که به عنوان یکی از سبزیجات محبوب به شمار میرود، جزء تشکیل دهندهی بیشتر غذاهای حاوی سبزیجات و میوهها است. همچنین، هویج منبعی غنی از بتا کاروتن، فیبر، و بسیاری دیگر از ریز مغذیها است.
میزان مصرف برای تخم کتان – یک فنجان (به اندازهی 168 گرم)
میزان مصرف برای تخمه آفتاب گردان – یک فنجان با پوست (46 گرم)
میزان مصرف برای بادام – یک فنجان خرد شده (به اندازه 95 گرم)
دانههایی مانند تخم کتان (146 میکرو گرم در هر وعدهی مصرف) و تخمه آفتاب گردان (104 میکرو گرم در هر وعدهی مصرف)، یا آجیلی نظیر بادام (48 میکرو گرم اسید فولیک در هر وعده مصرف) سرشار از فولات یا ویتامین B9 هستند. به راحتی میتوانید این دانهها را به صورت خام مصرف کنید یا آنها را در سالادتان بریزید تا به اندازهی کافی اسید فولیک برای بدنتان فراهم آورید.
به علاوه، تخم کتان غنی از منگنز و سایر ویتامینهایی است که همگی به حفظ سلامت دستگاه ایمنی، دستگاه عصبی، استخوانها، و بیشتر فرایندهای بدن کمک میکنند.
تخمه آفتاب گردان و بادام نیز غنی از ویتامین E است که میتواند به حفظ سلامت پوست و چشمها کمک کند. این مواد غذایی سرشار از اسید فولیکواقعا عالی هستند.
وقتی میگوییم تبلیغات یک صنعت است، طبیعتاً انتظار داریم تمام آنچه در مورد صنایع مطرح میشود و مورد توجه قرار میگیرد، در مورد تبلیغات هم مصداق داشته باشد.
به عبارتی باید بتوانیم از دیوارهای ورود به صنعت تبلیغات حرف بزنیم.از میزان تمرکز در صنعت تبلیغات صحبت کنیم.ساختار صنعت تبلیغات را بررسی کنیم و به طور خلاصه، مانند هر صنعت دیگری، آن را مشاهده، درک و تحلیل کنیم.
الف. فردی را توصیف کنید که بیشترین احتمال را دارد به محصول شما نیاز داشته باشد یا آن را بخواهد.
ب. چرا باید خواهان خرید محصول شما باشد؟
پ. وقتی انگیزه را بدانید میتوانید محصولتان برای پایه مشتری درست هدفگذاری کنید.
ت. نمیتوانید محصولی را قبل از تعریف و استقرار بفروشید.
توجه: یک شرکت دارویی یک داروی سرماخوردگی را کنار گذاشت، چرا که نمیتوانست خوابآلودگی ناشی از آن را کنترل کند. یک نفر دیگر آن را NyQuil نامید و به عنوان داروی سرماخوردگی هنگام خواب معرفی کرد. این دارو به پرفروشترین داروی سرماخوردگی بازار تبدیل شد. صرف این که محصولتان خوب است فروش آن را تضمین نمیکند. باید آن را به درستی تعریف کنید. و این کاری است که بازاریابی انجام میدهد.

تحت بایگانی با کمیسیون تنظیم مققرات پستی، نامههای مقصدهای بینالمللی از 1.15 دلار به 1.20 دلار میرسد. در حالی که کارتهای پستال از 34 سنت به 35 سنت میرسند.
ب. کارتهای پست حس فوریت را به مشتری القا میکند. شاید نامه تان را نخوانند اما پشت کارت پستال را میخوانند. ( شما 3 ثانیه وقت دارید پیامتان را برسانید. این متوسط زمانی است که افراد به یک تبلیغ نگاه میکنند.)
پ. با استفاده از یک کارت پستال همیشه جلوی چشم است. و علاوه بر فرد گیرندهی کارت پستال، سایر مشتریان بالقوه نیز آن را خواهند دید.
مرحله 1: به مشتریانی که تخصصتان را نمایش میدهند، یک فکت شیت رایگان ارائه دهید.
مرحله 2: این مشتریان را به فهرست پست خود اضافه کنید و غالبا به آنها نامه دهید.
الف. هزینههای تبلیغات را با یک شرکت دیگر شریک شوید.
ب. شراکت در هزینهها باعث میشود بتوانید تبلیغات بزرگتر و باکیفیتتری چاپ کنید.
پ. آیا میتوانید محصولتان را با محصول دیگری ترکیب کنید؟ (مثلا یک روغن موتور را همراه قیف ابداعی جدید خود بستهبندی کنید.)
الف. تحقیقات نشان میدهد یک پیام برای به خاطر سپرده شدن باید تکرار شود.
ب. به هر فرد چندین با نامه بفرستید.
پ. اگر تبلیغات میکنید، جایی آن را انجام دهید که بتوانید چندین بار دیگر هم آنجا تبلیغات انجام دهید.

الف. قبل از آن که تبلیغات پر هزینه انجام دهید، یک ایده جدید را با تلفن امتحان کنید.
ب. پاسخ حاصل از 100 تماس تلفنی به مثابه ارسال 1000 نامه است.
پ. شما نتایج سریعتری کسب خواهید کرد، هزینهی کمتری برایتان خواهد داشت و ورودی و بازخورد بهتری تولید خواهید کرد.
الف. رقبایتان قیمت را بالا بردهاند؟ شاید بهتر است شما هم همین کار را بکنید.
ب. قیمتهای بالاتر شما را از جمعیت جدا میکند و به نوعی کیفیت بهتر محصول شما را القا میکند، و آن را شایستهی یک قیمت بیشتر نشان میدهد. BMW با Yugos رقابت نمیکند.
پ. در این حوزه مراقب باشید. مشتری باید ارزش قیمت بالاتر را ببیند.
الف. آیا میتوانید محصول یا خدماتتان را با محیط زیست، المپیک، یا رقابتهای جهانی پیوند دهید؟
ب. به وسیلهی همکاری با گروههای شناخته شد، اعتبار ارزشمندی کسب کنید.
الف. از عکسهای خود و کارمندان تان برای تبلیغات استفاده کنید.
ب. نقل قولی از فردی که در تصویر حضور دارد صمیمت را منتقل کرده و باعث ایجاد اعتماد دیگران به شرکتتان میشود.
پ. وقتی در سمینارها و برنامهها از تصاویر استفاده شود، پاسخ به آنها به حد چشمگیری افزایش مییابد.
الف. حتما برای تبلیغات خودتان محدودیت زمانی بگذارید.
ب. مراقب تاریخهای انقضا باشید. (پیشنهاد ویژهتان چه روزی به پایان میرسد؟)
الف. برای محصولاتی که امنیت، ایمنی یا سلامت شخصی را افزایش میدهند، ترس میتواند یک ابزار تقویت کنندهی موثر در کسب وکار باشد.
ب. اگر الان محصول شما را نخرند، ضرر خواهند کرد. مثلا یک تخفیف یا یک هدیهی ویژه را از دست خواهند داد. ترس از دست دادن از انتظار بهدست آوردن قویتر است.
الف. به انتشارات محلی، نامههایی حاوی موضوعات مرتبط با کسب وکارتان بفرستید.
ب. محصول یا کسب وکارتان را به رویدادهای جدیدی که در صدر اخبار هستند پیوند بزنید.
پ. اگر نام شما و نام کسب وکارتان چاپ شده باشد احتمالا مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
ت. به عنوان متخصصی در حوزهی خود شناخته خواهید شد.
ث. شما این اطلاعات را به خاطر یک وبسایت اینترنتی یا یک تبلیغ محلی یا ملی در اختیار دارید.

الف. تبلیغاتی بخرید که ماهها طول بکشد، نه فقط چند دقیقه. (نشریات زرد محلی یا آنلاین)
ب. علائم مغناطیسی برای خودروها یا ونها بسازید. پشت اتومبیلتان را فراموش نکنید. علائمی را روی شیشه عقب و پشت کامیونها بچسبانید. بیشتر مشتریها با رانندگی کنار وسیلهی شما آدرس یا شماره تلفن را برنمیدارند. احتمال این کار پشت چراغ قرمز بیشتر است.
پ. از برچسبهای سپر یا تیشرتهایی با طرح زیرکانه استفاده کنید.
ت. اگر یک تبلیغ رنگ گرانقیمت را چاپ میکنید از مسئول آن بخواهید قیمت چاپخانه را نیز درج کند.
ث. بیرون بروشور را طوری طراحی کنید که ثابت بماند و در آینده فقط داخل آن را تغییر دهید. به این ترتیب میتوانید بروشورهای خالی را چاپ کنید و دم دست نگه دارید. سپس با تغییر پیامهای تبلیغاتیتان فقط داخل آنها را چاپ کنید.
ج. با چاپ تعداد زیادی در همان ابتدای کار، در هزینههای خود صرفهجویی خواهید کرد. بعدها نیز تنها با چاپ آن چه متناسب با تغییرات شرکتتان نیاز دارید، صرفهجویی بیشتری خواهید کرد. از بروشورهای قدیمی و از مد افتاده پرهیز کنید.
الف. حتما از مواد بستهبندی درجهی یک برای کارتهای تبلیغاتی، سربرگها، بروشورها و غیره استفاده کنید.
ب. رقبایتان از چه موادی برای تبلیغات استفاده میکنند؟
پ. اگر نمیتوانید از پس هزینهی بروشورهای 4 رنگ برآیید، از دو یا سه رنگ استفاده کنید. استفاده از رنگ پاسخ به آن را تا 26٪ افزایش میدهد.
ت. اگر نمیتوانید تبلیغات 2 رنگ چاپ کنید… از اسکرین استفاده کنید.
توجه: اسکرین نام دیگری است برای سایه (تاریکتر) یا تهرنگ (روشنتر). برای مثال: یک گل فروش برای حاشیههای بروشور گلهای قرمز و برای متن ان رنگ مشکی را انتخاب میکند. یعنی دو رنگ. رنگ صورتی 50٪ تهرنگ قرمز دارد، پس یک رنگ دیگر محسوب نمیشود. میتوانید تعدادی گل صورتی را هم به آن اضافه کنید و هزینهی اضافی اندکی برای آن بپردازید یا اصلا هزینهای برایتان نداشته باشد. به این ترتیب در ظاهر سه رنگ قرمز، صورتی و مشکی را دارید. با استفاده از رنگ خاکستری (ته رنگی از مشکی)، میتوانید
با هزینهی یک بروشور 2 رنگ، بروشوری 4 رنگ داشته باشید. گران به نظر میرسد در حالی که این طور نیست.
الف. از کارت ویزیتتان یک بروشور کوچک بسازید. اگر به نقشه یا اطلاعات دیگر نیاز دارید از پشت کارت استفاده کنید. وقتی خودتان نیستید کارتتان نمایندهی شماست.
ب. هزار کارت ویزیت 2 رنگ حدود 30 الی 60 دلار هزینه برمیدارد اما ارزشش را دارد.
پ. کارتهای رقبایتان چه شکلی است؟ چه پیامی به شما منتقل میکنند؟
ت. به شرکای کاری که ممکن است بتوانند کسب و کارتان را تبلیغ کنند، چندین کارت ویزیت بدهید. به هر کسی که ملاقات میکنید کارت بدهید، و در هر نامه (و حتی صورتحسابها) نیز کارت بگذارید.
توجه: جو گیرارد، فروشندهی اتومبیل معروف، عادت داشت در مسابقات فوتبال از صندلیهای قسمت بالایی یک مشت کارت ویزیت را مانند کاغذ رنگی به هوا بیندازد تا روی سر کسانی بیفتد که روی صندلیهای گرانقیمت پایین نشسته بودند. پشت هر کارت برای خرید هر ماشین در دوشنبهی بعدی، تخفیفی در نظر گرفته شده بود.
الف. با یک پیشنهاد ویژه از مشتریان خود تشکر کنید.
ب. از هر کسی که کسب وکارش را به شما ارجاع میدهد با یک کارت شخصیسازی شده، یک تماس تلفنی، یک تخفیف، گل، شام یا حتی یک حق کمیسیون تشکر کنید.
پ. از تامینکنندگان قابل اطمینانتان با یک نامه و افزایش سفارشات تشکر کنید.
ت. مردم مهربانی شما را به خاطر میآورند.

الف. فروشندگان؟ رانندگان؟ بله. آنها هم آنقدر اهمیت دارند که این سرمایهگذاری کوچک را انجام دهید.
ب. آنها از ارائهی کارت ویزیت به هر مشتری به خود میبالند.
پ. آنها از کارت ویزیت در خانواده و جمع دوستانشان استفاده میکنند و نام شما به مکانهای خیلی بیشتری خواهد رسید.
الف. آیا شرکتی وجود دارد که تحسیناش کنید؟ استراتژیهای بازاریابی ان را تحلیل کنید.
ب. استراتژیهایی را که به دردتان میخورد به کار بگیرید و بهبودشان دهید.
پ. از چیزهایی استفاده کنید که جواب میدهند. تبلیغات که شما را جذب کرده و توجهتان را جلب میکند جمعآوری کرده و آنها را با کسب و کار خودتان تطبیق دهید.
الف. مشتریان و دوستان را به کسب وکار یا فروشگاه خانگیتان دعوت کنید، از آنها پذیرایی کنید و نمایشگاه جالبی از محصول یا خدمات تان رابرنامهریزی کنید.
ب. خرید یا سفارش محصول را برای مشتریانتان آسان کنید. کارت اعتباری و چک را قبول کنید و فرمهای اعتباری طولانی و پیچیده را حذف کنید.
پ. صمیمی و خوش مشرب باشید. اگر شخصیتتان این طور نیست از یک دوست بخواهید پذیرای مهمانان باشد.
الف. کالای ویژه و مفیدی پیشنهاد کنید که ارزش نگهداری را داشته باشد و به عنوان یادآور کسب و کارتان عمل کند. یک نامه بازکن، لیوان ماگ قهوهخوری، گیره کاغذ و غیره. در نشریات زرد دنبال چیزهای تازه باشید.
الف. باید متعهد باشید. پول را به کار بگیرید و آن را به حال خود بگذارید. بذری بکارید که بعدها رشد کند.
ب. باید ثابت قدم باشید. چرا مکدونالد هر روز در هر شبکهای تبلیغات میکند؟ کسی در امریکا هست که اسم مک دونالد را نشنیده باشد. پیام بازاریابی باید مدام مورد تاکید قرار بگیرد. اگر مشتریهایتان اسم شما را نشنوند، شما را از یاد خواهند برد.
پ. باید اعتماد به نفس داشته باشید. بیشتر برنامههای بازاریابی برای تولید حتی حداقل نتایج، حداقل 60-90 روز طول میکشند. صبور باشید، تلاشهایتان در طولانیمدت جواب خواهد داد.
الف. صادقانه به مشتریانتان محصولات و خدمات مفیدی ارائه دهید که شما و مشتریانتان را خرسند کند.
ب. کاری را انجام دهید که عاشقش هستید و پول به دنبالش خواهد آمد.
الف. هر فصل تعدادی از این مشاوران (دوستان، خانواده، شرکای کاری که نطرات و قضاوتشان برای شما ارزشمند است) را در اتاقی گرد هم آورده و اجازه دهید تمام جنبههای کسب و کارتان را مورد انتقاد قرار دهند. تنها به بهای یک ناهار خوب این “هیات مشاوران” میتوانند نگرش متفاوتی به شما بدهند.
ب. نازک نارنجی نباشید، شاید به شما یا محصولتان سخت بگیرند اما هدف از این کار همین است. آنها میتوانند مشکلاتی را ببینند که شما نمیبینید. از طریق این تجارب است که رشد میکنید.