https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/What-is-the-ideal-day-to-day-planning-

بی‌شک برنامه ریزی روزانه به شما کمک می‌کند.

چطور یک برنامه ریزی روزانه ایده‌آل و همه‌جانبه داشته باشیم؟

 با برنامه ریزی روزانه، مدیریت و کنترل کارها آسان‌تر می‌شود، می‌توانید میان اهداف کوتاه‌ مدت و بلند‌ مدت تعادل برقرار و کارها را بر اساس اهمیتی که برای‌تان دارند اولویت‌بندی کنید. با ما همراه باشید تا ببینید چطور می‌توانید یک برنامه ریزی روزانه‌ کارآمد داشته باشید.


طرح برای یک برنامه‌ ریزی روزانه

برنامه ریزی  زندگی

حتما بخوانید: هدف از آموزش مدیتیشن چیست؟


1. مشخص کنید روزتان را چگونه می‌گذرانید

پیش از تهیه‌ی یک برنامه‌ ریزی روزانه بهینه باید از کارهایی که طی روز انجام می‌دهید و نحوه‌ی تنظیم آنها آگاه باشید. مثلا اگر باید به دانشگاه یا سر کار بروید، پس این موارد و زمان مربوط به آنها در اختیار شما نیست اما در وقت‌های آزادتان خیلی راحت امکان تغییر و تصمیم‌گیری دارید.
چند روزی را به بررسی کارهایی که می‌کنید و اینکه زمان را چطور سپری می‌کنید، اختصاص بدهید. همه‌ی کارهایی را که انجام می‌دهید دقیق یادداشت کنید. به ویژه به زمان‌های آزادتان و کارهایی که در این اوقات انجام می‌دهید، توجه کنید. آیا این زمان‌ها را به بازی کردن می‌گذرانید یا تمیز کردن خانه؟ فهرستی از همه‌ی فعالیت‌های‌تان و مدت زمان انجام هر یک تهیه کنید.
2. زمانی را که در رفت‌ و‌ آمد برای کار، دانشگاه و… هستید تخمین بزنید

ما بخش عمده‌ای از روز را صرف رفتن از جایی به جای دیگر می‌کنیم. این رفت‌و‌آمدها برای ما ضروری است. زمان لازم برای این آمد‌وشدها را محاسبه کنید و در برنامه‌ خود زمان کافی به آنها اختصاص دهید. بهتر است برنامه تان را بر اساس این زمان‌ها بهبود دهید.
3. مشخص کنید چه زمانی بیشترین 
بهره‌ور‌ی را دارید

بهترین زمان بازدهی خود را در برنامه ریزی روزانه  علامت بزنید.

در حین برنامه ریزی روزانه به ترتیب انجام کارها توجه کنید. بهتر است کارهای مهم‌ را که نیاز به تمرکز بیشتری دارند در زمان‌هایی انجام دهید که بیشترین بهره‌وری را دارید. بیشتر افراد صبح‌ها بهتر کار می‌کنند و بعدازظهر‌ها را به پاسخگویی به تماس‌های تلفنی و ایمیل‌های دریافتی اختصاص می‌دهند.
4. بدانید که عادت‌های شما زندگی روزمره‌تان را تحت تأثیر قرار می‌دهند

انجام کارها بر اساس برنامه‌ ریزی روزانه به ما نشان می‌دهد زندگی‌مان چقدر تحت تأثیر عادت‌های‌مان است. گاهی برخی عادت‌های بد مانع رسیدن شما به اهداف‌تان می‌شوند، در مقابل برخی عادت‌ها سودمند و یاری‌رسان هستند. هنگام برنامه ریزی روزانه تان، عادت‌های سودمند و آسیب‌رسان را شناسایی کنید.
مثلا ممکن است عادت داشته باشید وقت زیادی را صرف انجام کار مورد علاقه‌تان کنید تا جای که برای کارهای دیگر از جمله اهداف بلندمدت‌تان نیرویی نداشته باشید، یا چنان غرق در کارتان و تأمین خواسته‌های دیگران می‌شوید که زمانی برای استراحت و رسیدگی به خودتان ندارید. هر دوی اینها به یک اندازه آسیب‌رسان هستند. پس مهم است که بدانید عادت‌های‌تان چطور بر زندگی شما تأثیر می‌گذارند.
پس از شناسایی عادت‌های آسیب‌رسان، سعی کنید با یافتن روش‌های جایگزین‌ از زمان‌تان بهتر استفاده‌ کنید. این روش‌ها ممکن است به سادگی محدود کردن زمانی باشد که صرف برخی کارها مثل بازی‌های ویدیویی، ساز زدن و… می‌کنید. بهتر است این کارها را به بعد از انجام کارهای ضروری موکول کنید. شاید هم لازم باشد کمی تمرین کنید و نه گفتن به دیگران را یاد بگیرید!

 

5. از وقت‌های تلف‌شده بکاهید


وقت‌های تلف‌شده در برنامه ریزی روزانه

برنامه ریزی درسی

حتما بخوانید: نشانه و معنی عشق واقعی در رابطه عاطفی چیست؟

شاید برخی از کارهایی که می‌کنید اتلاف وقت به نظر برسند. برخی از آنها واقعا اجتناب‌ناپذیر هستند مثل رفت‌و‌آمد به محل کار یا مراجعه به ادار‌ه‌ای خاص در شلوغ‌ترین ساعت روز تنها به این دلیل به یک برگه‌ی امضا شده نیازِ مبرم دارید. برنامه‌ ریزی روزانه خود را بررسی کنید و ببینید آیا امکان دارد با ایجاد تغییرات از اتلاف وقت بکاهید. اگر امکان تغییر کارها نیست شاید بد نباشد در صورت امکان برخی کارها را در وقت‌های تلف شده‌تان انجام بدهید، مثلا می‌توانید صبحانه‌تان را در طول مسیر رفتن به سر کار و در اتوبوس میل کنید.
6. برنامه‌ هر روز را شب پیش بریزید

بهتر است از پیش برای روزتان برنامه ریزی کنید. اگر تجربه‌ای در برنامه ریزی روزانه ندارید، احتمالا مدتی طول می‌کشد تا از عهده‌ی یک برنامه ریزی خوب و بی‌نقص بربیایید. بهتر است یک برنامه‌ موقتی از ترتیب کارها و زمان لازم برای هر یک تهیه کنید و امکان جابه‌جایی و انعطاف‌پذیری را هم برای آن در نظر بگیرید.



برقراری تعادل میان وظایف روز‌مره و اهداف بلند مدت

تعادل میان اهداف بلندمدت و وظایف روزمره در برنامه ریزی روزانه
1. کارهایی که به تحقق اهداف بلندمدت‌تان کمک می‌کند در برنامه‌ ریزی روزانه‌ تان قرار دهید

شناسایی کارهایی که باید در طول روز انجام دهید در عین سادگی، دشوار است! زیرا ما همیشه نمی‌دانیم چه هدفی داریم و به چه می‌خواهیم برسیم. به علاوه کاری که اکنون مایل به انجام آن هستید ممکن است در راستای اهداف بلندمدتان نباشد. بهتر است میان این دو تعادل ایجاد کنید.
اهداف بلندمدت خود را مشخص کنید و آنها را روی کاغذ بنویسید، خوب نیست که آنها فقط تصویری در ذهنتان باشند. شغلی که می‌خواهید به آن برسید، افرادی که مایلید با آنها ارتباط بیشتری داشته باشید و… همه‌ را یادداشت کنید.
فهرستی از کارهایی که به شما در رسیدن به این اهداف کمک می‌کنند تهیه کنید و در برنامه‌ ریزی روزانه‌  زمانی را به آنها اختصاص دهید.

2. انتظاراتی را که از خودتان دارید و انتظارتی را که دیگران از شما دارند تفکیک کنید


تفکیک انتظارات در برنامه ریزی روزانه

برنامه ریزی افراد موفق

حتما بخوانید: چگونه رژیم لاغری شکم را بگیرییم؟

خوب است که در تعیین اهداف‌تان با دیگران مشورت کنید اما فراموش نکنید مهم شناسایی چیزی است که خودتان به آن علاقه دارید. بی‌شک وظایف روزمره‌ی زندگی که ممکن است ربطی به اهداف بلندمدتان نداشته باشند، بخش مهمی از برنامه‌ ریزی روزانه خود را تشکیل می‌دهند.
مثلا شاید آرزوی پدر و مادرتان این باشد که شما وکیل شوید! اگرچه چنین آرزوهایی که بر پایه‌ی آرزوی موفقیت و شادی فرزندان هستند اما ممکن است این شغل خاص واقعا باعث خوشحالی شما نشود. بهتر است با پدر و مادرتان در این باره صحبت کنید بدترین کار این است که مطابق با خواسته‌ی دیگران زندگی کنید بدون اینکه بفهمید چه چیز به راستی شما را خوشحال می‌کند.
پس از اینکه اهداف‌تان را مشخص کردید، سعی کنید راهی برای هماهنگ کردن آنها با انتظاراتی که دیگران از شما دارند بیابید. شما احتمالا نمی‌توانید قید همه‌ی انتظاراتی که دیگران از شما دارند و وظایف‌تان در قبال آنها را بزنید. اما می‌توانید طوری برنامه ریزی روزانه کنید که زمان بیشتری به اهداف خودتان اختصاص یابد.
3. اولویت‌بندی کنید

برخی کارها باید هرچه سریع‌تر انجام شوند و برخی دیگر را می‌توان به تعویق انداخت. در برنامه ریزی روزانه‌ به اولویت‌ها توجه کنید و سپس مدیریت زمان کنید.
در کنار برخی کارها و وظایف روزانه، گاهی کارهای از پیش ندانسته هم برای‌تان پیش می‌آید که لازم است وقتی برای آنها در برنامه تان در نظر بگیرید حتی اگر آنها در برنامه تان وجود نداشته باشند (نمی‌دانستید که قرار بوده وجود داشته باشند!). بهترین کار این است که برای انعطاف‌پذیری بیشتر در برنامه تان با وقفه‌های مناسب وقت‌های آزاد داشته باشید تا در صورت پیشامد یک کار ضروریِ غیرمنتظره، آن زمان‌ها را به این کار اختصاص دهید. اگر هم کاری پیش نیامد می‌توانید این زمان‌های آزاد را به کارهای مورد علاقه‌تان و مواردی که به پیشبرد اهداف بلندمدت‌تان کمک می‌کنند اختصاص دهید.

 


ثبت برنامه‌ ریزی روزانه‌ خود

برنامه ریزی روزانه خود را ثبت کنید.
1. بهترین ابزار را برای ثبت برنامه تان پیدا کنید

نوشتن برنامه بهترین راه اطمینان از این است که طبق برنامه پیش می‌روید. در دسترس بودن برنامه امکان مرور پیوسته‌ی آن را فراهم می‌کند. بهترین روش و مناسب‌ترین ابزار را پیدا کنید و هر زمان که نیاز داشتید از گام بعدی‌تان باخبر شوید نگاهی به برنامه تان بیندازید.
رایانه، لپ‌تاپ، انواع اپلیکیشن‌ها و… امکان ثبت و نگهداری برنامه تان را به شما می‌دهند. حتی امکان استفاده از یادآور برای کارهای مهم هم فراهم است.
2. روزتان را به بخش‌های 30 دقیقه‌ای تقسیم کنید

روزتان را به بخش‌های نیم‌ ساعته تبدیل کنید و تخمین بزنید برای انجام هر کار چند بخش لازم است. با این روش ضرورتی ندارد با ساعت و دقیقه کارتان را پیچیده کنید.
3. کارهای ضروری را سریع‌تر در برنامه‌ ریزی روزانه تان بگنجانید

کارهای ضروری و غیرقابل‌ِحذف را در آغاز برنامه ریزی در نظر بگیرید. مثلا اگر هر روز خودتان باید بچه‌ها را ساعت 8 صبح به مدرسه برسانید و 3 بعد‌از‌ظهر از مدرسه بردارید و پیش از هر کار دیگری این دو وظیفه‌ی ضروری و فعالیت‌های مشابه را در برنامه‌ روزانه‌ تان قرار دهید.
4. وقت‌های آزادِ انعطاف‌پذیر را فراموش نکنید

پس از گنجاندن همه‌ی وظایف و کارهای ضروری در برنامه تان، زمان‌های خالی را که مختص به هیچ فعالیتی نیستند مشخص کنید. این زمان‌ها بخش‌های انعطاف‌پذیر برنامه‌ روزانه تان هستند. اهداف بلندمدت‌ خود را در نظر بگیرید و فعالیت‌هایی را که به شما در رسیدن به این اهداف کمک می‌کنند به این بخش‌ها تخصیص دهید.
همچنین وجود بخش‌های انعطاف‌پذیر امکان پوشش وظایف و کارهای پیش‌بینی نشده و دقیقه‌ی نودی را به شما می‌دهند.
5. مرتب برنامه‌ ریزی روزانه خود را مرور کنید

باید به‌ طور منظم برنامه تان را مرور کنید تا کارها و فعالیت‌هایی که برای‌شان برنامه ریزی کردید به شما یاد‌آوری شود. این کار همچنین شما را در مسیر درست نگه‌ می‌دارد و باعث می‌شود بیش از اندازه روی کار خاصی توقف نکنید و مطابق با زمان تخصیص یافته با آن پیش بروید.
6. در صورت نیاز برنامه تان را اصلاح کنید

با پیروی از برنامه‌ روزانه تان امکان ارزیابی آن را هم خواهید داشت و مثلا می‌توانید زمان تخمینی تخصیص داده شده به فعالیت‌ها را اصلاح کنید و یا ترتیب کارها را تغییر دهید. حواستان به اهداف بلندمدت‌تان باشد و از آنها غافل نشوید.
 


زمانی برای خودتان

برنامه ریزی پولی

حتما بخوانید: باورهای پول را چگونه داشته باشیم

در برنامه ریزی روزانه زمانی برای خودتان در نظر بگیرید
1. به سلامتی خودتان توجه کنید

برنامه ریزی روزانه تنها برای رسیدن به خواسته‌های اجتماعی‌تان و بهره‌وری بیشتر نیست بلکه به حفظ سلامتی و شاد بودن کمک می‌کند. پژوهش‌ها نشان دادند دانشجویانی که در برنامه ریزی خود زمانی را به خودشان اختصاص می‌دهند بهتر بر اضطراب غلبه می‌کنند و موفق‌تر هستند.
افراد گوناگون کارهای مختلفی را در این زمان‌ها انجام می‌دهند. برخی مراقبه (مدیتیشن) می‌کنند، برخی دوست دارند چرت بزنند، عده‌ای دیگر بازی‌های ویدئویی را ترجیح می‌دهند، برخی‌ هم به ملاقات با دوستان علاقه‌مند هستند و بسیاری فعالیت‌های دیگر. فعالیت‌ مورد‌علاقه‌تان را که از آن لذت می‌برید و فشار و اضطراب‌تان را کاهش می‌دهد شناسایی کنید و آن را در برنامه‌ ریزی روزانه  قرار دهید.
2. برای اختصاص زمان‌ مشخص و قطعی به خودتان برنامه ریزی روزانه کنید

زمان‌های مشخص و ثابتی را به خودتان و کارهای موردِ‌ علاقه‌تان اختصاص بدهید. با اینکه از اهمیت توجه به خودتان آگاه هستید ممکن است بدون تعیین زمان‌های مشخص و قطعی، از آن غافل شوید.
ماساژ ماهانه، 30 دقیقه بازی در روز و… یا هر فعالیتی که برای‌تان لذت‌بخش است را در برنامه تان قرار بدهید. اختصاص زمانی به خودتان و کارهای موردِ‌ علاقه‌تان باعث می‌شود انجام کارهای ضروری ناخوشایند آسان‌تر شود.

3. به خودتان پاداش بدهید


پاداش برنامه ریزی روزانه موفق

برنامه ریزی کنکور

حتما بخوانید:  راز موفقیت زندگی چیست؟

درحالی‌ که مطابق با برنامه ریزی روزانه پیش می‌روید به خاطر تلاشی که می‌کنید به خودتان پاداش بدهید. مثلا پس از اتمام موفقیت‌آمیز فعالیتی در زمان معین، به عنوان جایزه خوراکیِ موردِ علاقه‌تان را به خودتان تقدیم و نوشِ جان کنید و از آن لذت ببرید. این حس خوب و لذت‌ بخش به شما در ایجاد تغییرات رفتاری کمک می‌کند.

منبع : wikihow

https://keramatzade.com/What-is-wrong-with-the-negotiations-

چه کاری اشتباه در مذاکره  است؟

 اگر نمی‌دانید چگونه باید قابلیت‌ها و ویژگی‌های خوب خود را بیان کنید (البته بدون اینکه در نظر دیگران خودنما به نظر برسید)، باید بدانید افراد زیادی با این مشکل مواجه‌اند، بنابراین شما تنها نیستید. در اینجا  اشتباه در مذاکره را بیان می‌کنیم و روش اجتناب از این اشتباهات را نیز شرح می‌دهیم.برخی از افراد به طور ذاتی قادر به صحبت کردن در مورد قابلیت‌ها و موفقیت‌های خود نیستند و با وجود اینکه دستاوردهای قابل توجهی داشته‌اند، به دلیل ناتوانی در بیان آنها، به جایگاهی که شایستگی آن را دارند، نمی‌رسند.


در مورد ویژگی های مثبت خود صحبت کنید - اشتباه در مذاکره

مذاکره غلط

حتما بخوانید: 12 ویژگی خاص روغن ماهی برای سلامتی بدن 

فروتنی ویژگی بدی نیست ولی وقتی مسئله‌ی حمایت کردن از خودتان در میان باشد، هیچ کس به جز خودتان، برای شما قدمی برنخواهد داشت. وقتی در صحبت از ویژگی‌های مثبت خود، دلایل محکمی بیان می‌کنید، در مذاکره نیز موفقیت بیشتری به دست می‌آورید. یعنی باید شواهدی داشته باشید و بدانید که چگونه باید این شواهد را برای دیگران نیز بیان کنید. ولی انجام این کار برای همه آسان نیست. در ادامه اشتباه در مذاکره را با استفاده از 3 مثالی که در واقعیت رخ داده است، شرح می‌دهیم:


اشتباه در مذاکره اول: واضح صحبت نکردن درمورد دستاوردهایتان

می‌توانید بگویید: «ما از نظر عملکردی، بسیار کارآمد هستیم.»

بهتر است که بگویید: «متوجه شدیم که در برهه‌ی خاصی از روند کاری خود، دچار ضرر و زیان شده‌ایم. بنابراین با تیم‌های فراوانی کار کردیم تا روش‌هایی را برای ساده کردنِ فرآیند فروش پیدا کنیم. اخیرا با نیروهای واحد فنی‌مان کار کرده‌ایم تا تغییراتی جزئی در وب‌سایت ایجاد کنیم که منجر به صرفه‌جویی 15 درصدی در زمان هر یک از اعضای تیم شده است.»

در نسخه‌ی دوم، گوینده توجه طرف مقابل را به نقشی که داشته است، جلب می‌کند. او از چارچوب ساده‌ی زیر استفاده می‌کند تا مثال خاصی را بیان کند و نقش خود را در نتیجه‌ی به‌دست آمده، برجسته کند:

    وضعیت (مواجهه با ضرر و زیان در کسب‌ و‌ کار)؛
    وظیفه (کار کردن با تیم‌های مختلف)؛
    اقدام (ایجاد تغییرات جزئی در وب‌سایت)؛
    نتیجه (صرفه‌جویی 15 درصدی در وقت اعضای تیم).


اشتباه در مذاکره دوم: تصور اینکه سابقه‌ی کاریتان گویاست و نیازی به توضیح اضافه ندارد

 

مذاکره تجاری

حتما بخوانید: 10 عادت مالی بد که بچه ها نباید یاد بگیرند

در مورد جزئیات کارهایی که انجام داده اید توضیح بدهید - اشتباه در مذاکره

می‌توانید بگویید: «همان‌طور که می‌دانید، تیم ما عملکرد بسیار خوبی دارد.»

بهتر است که بگویید: «سال بسیار خوبی داشتیم. با وجود تغییرات و جایگزینی بعضی از کارکنان، فروش ما در این سه‌ماهه انتظارات را برآورده کرد. من ترتیبی دادم تا 2 کارمندی که به تازگی استخدام شده‌اند با فرهنگ سازمانی و روندهای کاری‌مان آشنا شوند. متأسفانه تصمیم گرفتیم که به یکی از کارکنان اجازه بدهیم تا به دنبال چند اقدام ناموفق برود تا عملکرد او را به حد استاندارد برسانیم، ولی پس از آن تلاش‌های بیشتری کرده‌ایم تا زمانی را به ساخت تیم اختصاص بدهیم.»

هرگز تصور نکنید که مدیر شما تمام جزئیات کارهایی را که در پشت صحنه انجام داده‌اید، می‌داند. معمولا زنان برای دستاوردهایی که در کار گروهی داشته‌اند، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. پس کاری کنید که دستاوردهایتان مورد توجه قرار بگیرند و نقش و کمک‌های خود در کار گروهی را بیان کنید.


اشتباه در مذاکره سوم: عدم استفاده از موفقیت‌های گذشته به عنوان فرصتی برای آینده

 

مذاکره چیست

حتما بخوانید: 25 دانستنی های روانشناسی که جالب است بدانید

می‌توانید بگویید: «من در گذشته، اینترانت بومی کارکنان را به سیستمی حرفه‌ای انتقال داده‌ام.»

بهتر است که بگویید: «می‌دانم که در مورد انتقال به سیستم جدید، با چه چالش‌هایی روبرو هستید. در واقع من در موقعیت شغلی قبلی‌ام، رهبری تیمی را بر عهده داشتم که اینترانت کارکنان را دوباره طراحی کرد و آن را به سیستمی حرفه‌ای انتقال داد. ابتدا این کار را با درخواستِ ارائه‌ی پیشنهادهایی از برترین شرکت‌های طراحی شروع کردم، سپس بازخورد مدیران و کارکنان شرکت را جمع‌ آوری کردم و برای ساخت وب‌سایت جدید، با تیم فنی همکاری داشتم. نظرسنجی‌ها نیز نشان داد که کارکنان، اینترانت جدید را دوست داشتند، زیرا سریع بود و سازمان‌دهی بهتری داشت.»

صحبت از تجربیات گذشته به این معنی نیست که فقط بگویید در کجا بوده‌اید یا چه کاری را انجام داده‌اید. شما باید شواهدی ارائه دهید که نشان دهد در گذشته کاری را انجام داده‌اید و می‌توانید دوباره آن را انجام دهید. درست است که موفقیت‌های گذشته، برای خود شما روشن و بدیهی به نظر می‌رسند، ولی مصاحبه‌کننده به دنبال مثال‌هایی است که به او نشان دهد که شما در شرکت جدید، چه عملکردی خواهید داشت. وقتی مثال‌های دقیقی را بیان کنید که مصاحبه‌کننده را متقاعد کند که شما بهترین گزینه برای آن شغل هستید، او نیز راحت‌تر می‌تواند به شما پاسخ مثبت بدهد.

منبع : forbes.com

دانلود PDF مقاله :  چه کاری در مذاکره غلط و اشتباه  است؟​

https://keramatzade.com/How-to-talk-about-others-to-trust-us-

چگونه صحبت کنیم که دیگران به ما اعتماد کنند؟

دروغ می‌گویید؟ بیشتر اوقات دروغ می‌گویید؟ دروغ گفتن را به‌عنوان مکانیزمی دفاعی در برابر موقعیت‌های دشوار انتخاب می‌کنید؟ جدا از ابعاد سیاه و تاریک دروغ‌گویی که بر شخصیت و درون شما تأثیرات بدی می‌گذارد، روابط کاری و شخصی‌تان نیز در بلندمدت به‌شدت تحت‌ تأثیر دروغ قرار خواهد گرفت. البته صداقت و راست‌گویی هم آیین خود را دارد. اگر سیاست‌های رفتاری و گفتاری درستی به‌خرج ندهید، گاهی‌ اوقات راست‌گویی شما نیز ازسوی دیگران پذیرفته نمی‌شود.
 

ما در این متن به شما می‌گوییم که از چه عباراتی استفاده نکنید تا دیگران بیشتر به شما اعتماد کنند. سوءتفاهم و فهم اشتباهِ منظور شما به‌واسطه‌ی انتخاب اشتباه لغات و عبارات در صحبت کردن می‌تواند کاملا به ضررتان تمام شود. پس، از گفتن این عبارات در کلام خود بپرهیزید:


1. «راست می‌گم»

 

پسر دروغگو

حتما بخوانید: فروشگاه اینترنتی چیست؟

نکته‌ی جالبی در تشخیص راست و دروغ حرف‌های افراد وجود دارد. دروغ‌گوها بیشتر تلاش می‌کنند تا حرف خود را صادقانه و راست نشان بدهند. برای همین بیهوده از واژه‌ی صداقت در حرف‌هایشان بهره می‌برند. مثلا مدام می‌گویند: «صادقانه عرض می‌کنم…» درواقع، آنها تلاش می‌کنند با به‌کار بردن واژه‌ی صداقت و راست‌گویی، مخاطب را به پذیرش دروغ‌شان تشویق کنند. اما از قدیم گفته‌اند: «طلا که پاکه… چه منتش به خاکه»، پس اگر راست می‌گویید نیاز به تأکید نخواهید داشت. در ضمن حواس‌تان را به افرادی که خیلی روی واژه‌ی راست‌گویی و صداقت مانور می‌دهند هم باشد.


2. «باور کن»

افراد دروغ‌گو اصرار دارند که حرف‌شان صادقانه است و مدام به مخاطب می‌گویند: «باور کن… دارم راست می‌گم». چنین تأکیدی، نشانه‌های خوبی ندارد. اگر کسی در گفت‌وگو با شما مدام اصرار کرد که حرفش را باور کنید، زیاد باور نکنید چون دروغ می‌گوید.


3. «تا جایی که من می‌دونم…»

 

دروغ پینوکیو

حتما بخوانید: کسب و کار اینترنتی چیست؟

گاهی‌اوقات استفاده از عبارت بالا به‌ خاطر این است که گوینده می‌خواهد خیلی دقیق به‌ نظر برسد، اما استفاده از چنین عبارتی باعث می‌شود که شنونده احساس کند، گوینده می‌خواهد جایی برای اشتباه کردنِ خودش باقی بگذارد. پس برای اینکه این‌همه پیچیدگی ایجاد نکنید، بهتر است واضح صحبت کنید؛ پس همیشه با صراحت و وضوح بگویید که چه می‌خواهید، چه فکر می‌کنید و چه چیزی می‌دانید.


4. «تا اونجا که خاطرم هست»

وقتی این عبارت را به‌ کار می‌برید، دیگران فکر می‌کنند دروغ می‌گویید. حافظه‌ انسان چیز عجیب‌ و غریبی است، اما با همه‌ی این اوصاف باز هم هنگام صحبت بهتر است از چیزهایی بگویید که دقیقا به‌خاطر می‌آورید. عبارت‌ «تا اونجا که خاطرم هست» را دور بیندازید و از چیزهایی که در ذهن‌تان شفاف هستند، حرف بزنید. اگر هم از چیزی اطمینان ندارید، نترسید و این موضوع را اعلام کنید.


5. «مسئله اصلی اینه که…»

بیشتر افراد دوست ندارند مستقیما و به‌ قول خودمانی، تابلو دروغ بگویند. به‌همین‌خاطر همیشه گفت‌وگو را به‌سمت موضوعی دیگر منحرف می‌کنند و برای این انحراف از عبارت بالا بهره می‌برند. وقتی می‌خواهید موضوع بحث را منحرف کنید، خیلی دروغ‌گو و فراری از بحث به‌نظر می‌رسید. منظور از فراری کسی است که دروغ گفته و حالا می‌ترسد که لو برود؛ پس سعی می‌کند از توضیح بیشتر فرار کند. اگر واقعا موضوع دیگری در گفت‌وگویتان وجود دارد که باید به آن بپردازید، مبحث اول را تمام کنید، سپس به سراغ مطلب بعدی بروید.


6. «واقعیت اینه که…»

بسیاری از افراد وقتی می‌خواهند درباره‌ی مطلبی صحبت کنند که شنیدنش کمی سخت است، از جمله «واقعیت اینه که…» استفاده می‌کنند. اما شما این اشتباه را تکرار نکنید. این عبارت را نگویید و یادتان باشد که این عبارت نیز مانند «صادقانه می‌گم…»، ممکن است اثرات منفی در مخاطب بگذارد و شما را در نظر او حیله‌گر نشان بدهد.


7. «اگه بخوام راستش رو بگم…»

 

دروغگوی حیله گر

حتما بخوانید: معرفی 5 سایت برتر ایرانی  داستان و رمان 

وقتی می‌گویید: «اگر بخوام راستش رو بگم…»، شنونده احساس می‌کند که قبل از این عبارت، دروغ هم میان کلام‌تان بوده است. اگر همیشه صریح و راست‌گو باشید، لزومی ندارد که وانگهی وسط جملات خود به راست‌گویی‌تان اشاره کنید. خب، مگر قبل از این جمله دروغ می‌گفتید که حالا می‌گویید: «اگه بخوام راست بگم». پس همیشه راست بگو دوست عزیز.


8. «من هرگز این کار رو نمی‌کردم»

به این مکالمه دقت کنید: «اگر تو جای آقای ایکس بودی، پول رو برمی‌داشتی؟» «هرگز… من هرگز این کار رو نمی‌کردم.» چنین عباراتی که همراه با قطعیتی زیاد هستند، درمورد آینده حرف می‌زنند. یعنی رفتاری که در آینده خواهید داشت و زمان آنها وابسته به گذشته نیست. از آینده هم که کسی خبر ندارد. پس نمی‌توان درباره‌ی آینده قطعی حرف زد. اگر کسی با قطعیتی مصنوعی صحبت کند، مشکوک به دروغ‌گویی خواهد شد. پس هیچ‌وقت از جملات این‌چنینی استفاده نکنید و به کسی که بیهوده در آینده‌ای موهوم قاطعانه رفتار می‌کند، اعتماد نکنید.


9. تکرار پرسش دیگران

وقتی از شما چیزی پرسیده می‌شود و سؤال را تکرار می‌کنید، انگار برای خود زمان می‌خرید تا دروغی سرهم کنید. البته ممکن است واقعا متوجه منظور فرد مقابل نشده یا حرف او را نشنیده باشید. در این صورت بهتر است واقعیت را بگویید. طوری رفتار نکنید که انگار فرد را به بازی گرفته‌اید و می‌خواهید از خودتان برای پاسخ دادن دروغ بسازید.


10. «چی…؟»

اگر طرف‌دار پروپا قرص مجموعه‌ی «بیگ‌بنگ‌ تئوری» باشید، حتما با شخصیت لئونارد آشنا هستید. لئونارد وقتی دروغ می‌گفت، با یک «چی…؟» معروف، به طرف مقابل می‌گفت که سوالش را نفهمیده و ‌از او توضیح بیشتری می‌خواست. اگر در مقابل سوال کسی با تعجب بگویید: «چی؟» یا از طرف مقابل بخواهید پرسشش را تکرار کند، ممکن است مشکوک به نظر برسد و فکر کنند می‌خواهید بیشتر فکر کنید و راحت‌تر پاسخی از آستین‌تان بیرون بیاورید.


11. «واضح‌تر می‌گی…»

این عبارت هم مانند نمونه‌های قبلی، نوعی بازی دادن مخاطب برای فکر کردن به دروغی است که می‌خواهید بسازید. مثلا فرض کن به دوست‌تان گفته‌اید: «من با نمره‌ی 18 درس سخت استاد را قبول شدم.» حالا فرض کنید که او می‌پرسد: «استاد پروژه‌های بین‌ترمی رو چه جوی نمره می‌ده ؟» خب، اگر شما واقعا نمره 18 گرفته باشید و درباره‌ی شیوه‌ی کار استاد آشنا باشید، سریعا به این پرسش پاسخ می‌دهید. اما اگر دروغ گفته باشید، با طرح عباراتی این‌چنینی از پاسخ دادن صریح، طفره می‌روید: «واضح‌تر می‌گی منظورت از پروژه‌ی بین‌ترمی چیه…؟» دوست عزیز، بهتر است خودت را جای مخاطب قرار بدهید و ببینید که چنین عبارتی واقعا مخاطب‌پسند است؟ اگر خودتان بودید باور می‌کردید که طرف دروغ نگفته و نمی‌خواهد برای دروغ ساختن زمان بخرد؟


12. پاسخ‌های کوتاه

یکی دیگر از نشانه‌های دروغ‌گویی، پاسخ‌های کوتاه است. افرادی که دروغ می‌گویند، معمولا به پرسش‌های مختلف، جواب‌هایی کوتاه می‌دهند. البته این نوع پاسخ‌گویی مختصر و غیرمفید تا حدودی هوشمندانه است، زیرا دوست دروغ‌گوی نامحترم درنظر دارد با استفاده از پاسخ‌های کوتاه در دردسر نیفتد.


13. پرهیز از کاربرد واژه «من»

دروغ‌گوها از ضمیر شخصی استفاده نمی‌کنند. برای اینکه می‌ترسند گیر بیفتند و دست‌شان رو بشود. مثلا فرض کنید، خواهرزاده‌ی بازیگوش شما، گلدانی را شکسته است. اگر بخواهد دروغ بگوید، به سمت شما می‌آید و می‌گوید: «گلدونه شکست». او هیچ توضیحی درباره‌ی فاعل و علت ماجرا نمی‌دهد. این مثال را به افراد دیگر و موقعیت‌های مختلف هم می‌توان تعمیم داد. شخص دروغ‌گو از ضمیر سوم شخص بیشتر استفاده می‌کند، زیرا از توضیح دادن درباره‌ی خود می‌هراسد. توضیح درباره‌ی خود می‌تواند منجر به رو شدن دست او بشود.


14. «باور می‌کنی؟»

مرد دروغگو

حتما بخوانید: معرفی 10 سایت برتر ایرانی دانلود موزیک

دروغ‌گوها مدام می‌پرسند: «باورت می‌شه؟» اگر شخصی راست بگوید، دنبال اثبات حقانیت کلام خود نیست، زیرا پیش‌فرض ذهنی او این است که حرفش باور می‌شود. پس تنها درصورتی از این عبارت استفاده کنید که لازم است و شبهه‌ی دروغ‌گویی به‌وجود نمی‌آید.


15. «چطور می‌تونی به من شک کنی؟»

اگر به دروغ‌گوها شک کنید، عصبی می‌شوند و با پرخاش با شما برخورد می‌کنند. کسی که راست می‌گوید نیازی به اثبات نمی‌بیند و اگر هم کسی دلیل و مدرکی بخواهد، به آنها برنمی‌خورد.

البته قبول است که واژه‌ها و عباراتی که پیش‌تر مطرح شد، همیشه دال بر دروغ‌گویی و دوری از صداقت نیست. اما شناخت عباراتی که با قطعیت همراه نیستند به شما کمک می‌کنند، به برخی از حرف‌ها شک کنید و احتمال بدهید که دروغی در کار است. ضمن اینکه هشداری خوبی برای خودتان هم هست که در حرف‌زدن‌تان از این عبارات استفاده نکنید و همیشه قاطع و صادق باشید.
 

منبع : inc

 

دانلود PDF مقاله : چگونه صحبت کنیم که دیگران به ما اعتماد کنند؟

https://keramatzade.com/Pistachios-and-health

دارد. بیایید به خواص پسته تازه برای سلامتی نگاهی بیندازیم.

20 فایده  پسته برای سلامتی بدن

 

زمانی که به ابرغذاها فکر می‌کنید، نام برخی از خوراکی‌ها بارها و بارها به ذهن شما خطور می‌کنند. از میان این خوراکی‌ها می‌توان به کلم کالی، بلوبری و سیر اشاره کرد. چیزی که ممکن است خیلی درباره‌اش نشنیده باشید، همین پسته ریزه میزه است. اما اشتباه نکنید! پسته از لحاظ کارهایی که می‌تواند برای بدن انجام دهد بسیار تاثیرگذار بوده و با بقیه ابرغذاها که خیلی برای‌شان تبلیغ می‌شود، رقابت می‌کند. در این مقاله ما از خواص پسته تازه برای تان می گوییم و 20 مهمترین فواید پسته خام برای سلامتی را معرفی میکنیم. با ما همراه باشید.

پسته دقیقا چیست؟ پسته یک مغز نیست بلکه یک میوه است. این اولین مسئله عجیب این مطلب است! پوسته بیرونی سفت پسته، آن را شبیه به مغزها می‌کند و آن چیزی که می‌خورید دانه زرد رنگ داخلی آن است!

این دانه، همان جایی است که تمام خواص و فواید را دارد. بیایید به خواص پسته تازه برای سلامتی نگاهی بیندازیم.


1. پسته کمک به سلامت قلب


در درجه اول، پسته تازه در بهبود سطح کلسترول بدن موثر است. به این معنا که نه تنها می‌تواند کلسترول خوب (HDL) را بالا ببرد بلکه می‌تواند کلسترول بد (LDL) را نیز کاهش دهد.

فواید پسته

حتما بخوانید: سرمایه گذاری روی دلاربهتر است یا مسکن؟

این خاصیت بسیار مهم است زیرا اجازه می‌دهد خون به راحتی در بدن گردش کند و چربی، راه آن را مسدود نکند. پسته تازه می‌تواند عصب‌های موجود در قلب را تقویت کرده و در نتیجه به عملکرد صحیح قلب کمک کند.

از این مهم‌تر، پسته تازه حاوی مقادیر زیادی آنتی اکسیدان است که می‌تواند در برابر آسیب به ویژه آسیب‌های ناشی از رادیکال‌های آزاد، از قلب محافظت کند.



خواص پسته تازه 2: ضد التهاب


پسته تازه خاصیت ضد التهابی دارد که این خاصیت به دلیل مقادیر بالای ویتامین A، ویتامین E و آنتی اکسیدان موجود در آن است. این خاصیت بسیار اهمیت دارد زیرا می‌تواند سلامت عمومی شما را بهبود بخشد.

التهاب، دلیل درد ناشی از آرتریت و دیگر مشکلات است و می‌تواند بسیاری مشکلات دیگر – حتی در افراد سالم – را نیز ایجاد کند.

برای مثال، آیا می‌دانستید سیتوکین‌های عامل التهاب می‌توانند مغز را تحت تاثیر قرار داده و به بروز مه مغزی، کسالت و حتی افسردگی منجر شوند؟


3. پسته با پوسته‌های قوی


آن چیزی که قبلا گفتیم را به یاد می‌آورید؟ در حالی که پسته به طور کلی مغز محسوب می‌شود، اما مشترکات زیادی با میوه دارد و آن چیزی که ما  پوسته آن می‌دانیم، در واقع خود میوه است. بنابراین جای هیچ تعجبی نیست اگر بفهمیم که ارزش تغذیه‌ای زیادی در پوسته نیز – درست مانند مغز – وجود دارد.


مقادیر زیادی آنتی اکسیدان و مواد مغذی در پوسته پسته تازه وجود دارد که می‌تواند متابولیسم سلولی را افزایش دهد.


خواص پسته تازه 4: خاصیت ضد پیری


پسته تازه سرشار از آنتی اکسیدان است و به همین دلیل می‌تواند به جلوگیری از برخی علائم پیری کمک کند. آنتی اکسیدان‌ها موادی هستند که با فعالیت مولکول‌های رادیکال‌های آزاد که در بدن حرکت کرده و در صورت تماس با دیواره سلولی باعث آسیب آن می‌شوند، مبارزه می‌کنند.

 

خواص ضد پیری پسته

حتما بخوانید: بی احساسی چیست؟چه علتی دارد که افراد بی احساس میشوند


اگرچه این آسیب آن‌قدر کوچک است که تاثیر آن قابل مشاهده نیست اما در نقطه مورد نظر جمع شده و قابل مشاهده می‌شود.

به همین دلیل، مصرف پسته تازه و دیگر منابع آنتی اکسیدانی می‌تواند راه خوبی برای کاهش علائم پیری باشد.


5. خاصیت ضد سرطانی پسته


با این‌که بر خواص آنتی اکسیدانی پسته تازه تمرکز کرده‌ایم اما بیایید به تاثیری که می‌تواند بر سرطان بگذارد نیز نگاهی بیندازیم. می‌دانید که سرطان به دلیل تاثیر جهش سلولی بر هسته سلول – به ویژه DNA – به وجود می‌آید.

جهش‌های سلولی توسط حمله رادیکال‌های آزاد که می‌توانند به دیواره سلول‌ها آسیب رسانده و عمیقا به هسته سلول نفوذ می‌یابند تا به DNA آسیب برسانند، به وجود می‌آیند. هر زمان که این جهش در زمان تقسیم سلولی میتوز تکرار ‌شود، این آسیب نیز تکثیر می‌یابد.


بنابراین، گنجاندن پسته تازه در رژیم غذایی می‌تواند راه خوبی برای جلوگیری از پیشرفت سرطان باشد.


خواص پسته تازه 6: خاصیت مرطوب کنندگی


پسته تازه به داشتن خاصیت مرطوب کنندگی شناخته شده است و چربی‌های اشباع طبیعی موجود در آن، در طول زمان می‌توانند به نرم شدن پوست کمک کنند. به علاوه،  استفاده موضعی از چربی‌های اشباع موجود در پسته تازه به مرطوب شدن پوست کمک می‌کند.

به همین دلیل است که معمولا از پسته به عنوان روغن پایه برای نرم کننده‌های ماساژ و رایحه درمانی استفاده می‌شود.


7. تقویت قوای جنسی با پسته


تقویت کننده قوای جنسی، هر خوراکی یا ماده‌ای است که میل جنسی را افزایش می‌دهد. این همان چیزی است که مطالعه انجام شده توسط الدمیر و همکاران – در مورد پسته تازه –اثبات کرده است: پسته می‌تواند توانایی جنسی مردان را بالا افزایش دهد.

در این مطالعه، افراد شرکت کننده، به مدت سه هفته، هر روز 100 گرم پسته تازه مصرف کردند که بهبود 50 درصدی نعوظ در این افراد مشاهده شد. این کار با استفاده از اسکن‌های فراصوتی تایید شد.

چرا پسته تازه چنین تاثیری می‌گذارد؟ گفتنش سخت است. به هر حال، ممکن است به چربی و منیزیم موجود در پسته مربوط باشد که هر دوی آن‌ها در افزایش تستوسترون نقش دارند.



خواص پسته تازه 8: فیبر رژیمی


پسته تازه منبعی سرشار از فیبر رژیمی است و یک وعده آن – حدوود 30 گرم پسته –3 گرم فیبر دارد. این مقدار فیبر برای بهبود عملکرد دستگاه گوارش و همچنین بهبود فشار خون کافی است.

بسیاری از ما فیبر کافی را  از رژیم غذایی خود دریافت نمی‌کنیم بنابراین گنجاندن پسته در رژیم غذایی، ایده خوبی است.


9. پسته کمک به جذب آهن


پسته تازه مقدار زیادی مس دارد که جذب آهن از مواد غذایی را افزایش می‌دهد. این مسئله برای زنان که با کاهش ماهانه آهن روبه رو هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد. این خاصت برای هر کسی که به کم‌خونی مبتلاست، مفید است.

آهن، خواص بسیاری دارد از جمله این‌که باعث گردش خون طبیعی و سالم شده و اکسیژن و مواد مغذی بیشتری را به مغز می‌رساند.

زمانی که می‌خواهید مواد مغذی بیشتری دریافت کنید فقط به این مسئله فکر نکنید که چه‌ مقدار از این ماده را می‌توانید به طور مستقیم مصرف کنید بلکه به این فکر کنید که بدن شما قادر به استفاده چه‌ مقدار از این ماده است : این ماده چگونه جذب می‌شود.


10. پسته برای افزایش سلامت چشم


پسته تازه حاوی لوتئین است که ماده‌ای مهم در افزایش سلامت چشم‌ها – به ویژه در سنین پیری – محسوب می‌شود.

لوتئین ماده‌ای مغذی است که می‌تواند از بروز تباهی لکه زرد جلوگیری کرده و فرآیند آن را کند کند و به نظر می‌رسد این کار را با فراهم کردن رنگدانه بیشتر برای چشم و از طریق برگرداندن نور آفتاب و جلوگیری از آسیب شبکیه انجام می‌دهد.

 

پسته وسلامت چشم

حتما بخوانید: اعتماد به نفس چیست؟ چگونه آن را پرورش دهیم؟


به همین دلیل است که مصرف مکمل لوتئین را به افراد مسن که مشکل تحلیل بینایی دارند، توصیه می‌کنند. می‌توانید لوتئین مورد نیاز خود را از پسته تازه دریافت کرده و از همان ابتدا جلوی بروز این مشکلات را بگیرید.


11. کمک به رشد و عملکرد مغز با پسته


مسئله جالب‌تر این است که لوتئین به افزایش عملکرد مغز نیز کمک می‌کند. مطالعات انجام شده دریافتند که کودکانی که در دوران رشد خود لوتئین بیشتری دریافت کردند، سریع‌تر به دوره‌های مهم فرآیند رشد می‌رسند. به عبارت دیگر، اشیاء را سریع‌تر با نگاه دنبال می‌کنند، در هنگام صحبت کردن تماس چشمی برقرار می‌کنند و در امتحان‌های مدرسه عملکرد بهتری دارند.

بزرگسالان نیز با دریافت لوتئین بیشتر، عملکرد ذهنی بهتری خواهند داشت.
لوتئین، تمرکز، توجه، حافظه و دیگر معیارهای هوش را بهبود می‌بخشد.
این مسئله کاملا اثبات نشده است اما با در نظر گرفتن چشم‌ها به عنوان تنها بخش خارجی مغز، معقول به نظر می‌رسد!
لوتئین در بهبود انعطاف‌پذیری مغز – توانایی مغز در پذیرش و تغییر شکل در برابر یادگیری – نقش دارد.
انعطاف‌پذیری مغز با افزایش مصرف منیزیم بهبود می‌یابد. حدس بزنید چه چیز دیگری در پسته تازه وجود دارد؟ بله حدستان درست است، منیزیم!


خواص پسته تازه 12؛ افزایش سطح انرژی


یکی دیگر از خواص پسته تازه، توانایی آن در افزایش سطح انرژی است. این نتیجه یکی از یافته‌های مطالعات انجام شده بر موش‌ها بود که به آن‌ها لوتئین داده شد و آن‌ها را با یک چرخ در قفس گذاشتند. موش‌هایی که لوتئین بیشتر دریافت کردند، مسیرهای طولانی‌تری را – بدون محرک برای انجام این کار –روی چرخ دویدند.

این موش‌ها با سرعت بیشتری چربی سوزاندند و در نتیجه کاهش وزن داشتند. این باعث شد که برخی از نویسندگان، لوتئین را «ماده مغذی مربی شخصی» بنامند.

چیزی که در این‌جا به چشم می‌آید این است که پسته می‌تواند عملکرد میتوکندری را افزایش  دهد. میتوکندری، عناصر کوچکی هستند که درون سلول‌ها شناورند و بدن از آن‌ها برای تولید انرژی از گلوکز استفاده می‌کند. میتوکندری نقش مهمی را در بدن ایفا کرده و کمک می‌کند وزن بیشتری از دست بدهید و صبح‌ها انرژی بیشتری داشته باشید.


13. مبارزه با دیابت


به نظر می‌رسد که پسته تازه برای کنترل علائم دیابت مفید است. افراد مبتلا به دیابت معمولا قند را از پیوندهای پروتئینی نامناسب دریافت می‌کنند که آن را غیر قابل استفاده می‌کند.

این فرآیند را گلیکاسیون می‌نامند. بسیاری از مواد مغذی موجود در پسته تازه به مهار این فرآیند و در نتیجه کنترل علائم دیابت کمک می‌کنند.
ترکیب  این خاصیت با دیگر مکانیزم‌های افزایش انرژی ، پسته را به بهترین گزینه برای افرادی که به دنبال کاهش وزن و انرژی زیاد هستند تبدیل می‌کند.


خواص پسته تازه 14: کالری پایین


پسته یکی از مفیدترین خوراکی‌ها برای افرادی که قصد کاهش وزن دارند محسوب می‌شود. زیرا اندازه آن کوچک است و میان‌وعده خوبی – بدون افزایش وزن – برای طول روز به شمار می‌آید.
اگر زیاده‌روی کرده و پسته زیادی بخورید، بازهم می‌بینید که کالری پایین و مواد مغذی بالا دارد.
از 100 گرم پسته تازه، 562 کالری دریافت می‌کنید که اکثر ما این مقدار را در یک وعده نمی‌خوریم!


15. پشتیبانی از سیستم عصبی


مثال دیگری در مورد توانایی پسته تازه در افزایش انرژی می‌خواهید؟ خوب به سیستم عصبی نگاه کنید. پسته تازه به دلیل داشتن ویتامین B6 برای سیستم عصبی بسیار مفید است. آمین‌ها موادی هستند که سیستم عصبی به عنوان ملوکول‌های پیام‌رسان خود استفاده می‌کند و این آمین‌ها برای ساخته شدن، به ویتامین B6 احتیاج دارند.

این ویتامین برای ساخت غلاف میلین در اطراف فیبرهای عصبی به کار می‌رود و این مسئله به افزایش ارتباط میان این عصب‌ها کمک می‌کند.
پسته از این طریق نیز می‌تواند به افزایش توان ورزشکار و همچنین تقویت قلب کمک کند.


خواص پسته تازه 16: پروتئین


پسته، منبعی عالی از پروتئین است. اگر 100 گرم پسته مصرف کنید، 20 گرم پروتئین دریافت می‌کنید که مقدار زیادی است.

پروتئین به دلایل زیادی، ماده مهمی برای  رژیم غذایی ما محسوب می‌شود. پروتئین چیزی است که بدن، اسیدهای آمینه مورد نیاز خود را از آن دریافت می‌کند که این اسیدهای آمینه به بافت عضله، بافت همبند و غیره تبدیل می‌شوند.

 

پروتین پسته

حتما بخوانید: رازهای زندگی شاد از نظر استاد احمد حلت


از این مهم‌تر، پروتئین منبع خوبی از انرژی است که کالری پایینی دارد (4 کالری در هر گرم، در برابر 9 کالری در هر گرم چربی) و به مقداری انرژی برای گوارش و ایجاد اثر گرمازایی نیاز دارد.
به همین دلیل، پسته یک میان‌وعده خوب برای افرادی که قصد کاهش وزن دارند محسوب می‌شود. پسته به دلیل داشتن پروتئین، فرد را سیر نگه می‌دارد.


17. کمک به حافظه


دیدیم که پسته به فرآیند یادگیری در مغز کمک می‌کند و به دلیل داشتن منیزیم و لوتئین، انعطاف‌پذیری مغز را افزایش می‌دهد.

اما پسته از طریق دیگری نیز یادگیری را بهبود می‌بخشد و آن داشتن ویتامین B6 است. دیدیم که ویتامین B6 برای تولید غلاف میلین به کار رفته و از سیستم عصبی پشتیبانی می‌کند.
این ویتامین برای مغز نیز مفید است که در آن‌جا میلین برای تقویت پیوندهای قدیمی به کار رفته و در به یاد آوردن سریع خاطرات به ما کمک می‌کند.



خواص پسته تازه 18: بهبود خواب


یکی دیگر از خواص منیزیم این است که به بهبود خواب کمک می‌کند.

زیرا منیزیم می‌تواند باعث آرامش عضلات شده و با عمل به عنوان بازدارنده پیام رسان عصبی، نقش مسکن را در مغز ایفا می‌کند.

به همین دلیل است که بسیاری از ما از نوشیدن یک لیوان شیر گرم قبل از خواب لذت می‌بریم.


19. کمک به سلامت استخوان‌ها با پسته


منیزیم موجود در پسته تازه، آن را برای جذب کلسیم مفید می‌کند. پسته تازه دارای کلسیم است ( 10٪ ارزش روزانه از 100 گرم) و منبع خوبی از پروتئین نیز به شمار می‌آید.

همه این‌ها باعث می‌شوند پسته تازه به تقویت استخوان‌ها، جلوگیری از شکستگی و دیگر جراحات کمک کند.


20. بهبودی پس از ورزش با پسته


پسته تازه به دلایل زیادی، یک خوراکی عالی برای بعد از تمرینات ورزشی محسوب می‌شود. مثلا ویتامین B6 و آهن موجود در آن به جریان خون سالم – برای سوخت رسانی به عضلات و ترمیم آن‌ها – کمک می‌کند و بدن نیز می‌تواند از پروتئین برای بازیابی رشته‌های عضلانی استفاده کند.

 

دانلود PDF‌مقاله :20 فایده پسته برای سلامتی بدن

https://keramatzade.com/Why-do-we-fall-in-love

چرا عاشق می شویم؟نشانه های عاشقی چیست؟

رابطه عشق و هورمون انسان

فرضیه‌های متعددی در مورد اساس زیستی عاشق شدن وجود دارد. برخی می‌گویند که عشق نتیجه اوج‌‌گیری میزان ماده فنیل ایتلامین، مولکولی پیام‌دهنده در مغز که ساختمان شیمیایی مشابه آمفتامین دارد، است. بعضی افکار ناخوانده عشق را به کاهش یافتن سیستم‌های سروتونین یک ماده شیمیایی پیام‌رسان دیگر در مغز نسبت می‌دهند. اما بیشتر پژوهشگران بر این باورند که عاشق شدن عاطفه‌ای است که با اضطراب و ترس ارتباط دارد.

آنها اعتقاد دارند افراد اغلب در شرایط ترسناک پیوندهای قوی عاطفی و صمیمی برقرار می‌‌کنند و معیار آنها برای افراد عاشق فکر کردن به معشوق دست‌کم چهار ساعت در روز و رابطه داشتن با او برای بیشتر از شش ماه است و گروهی از روان‌شناسان معتقدند احساس عاشق بودن حدود 18 ماه تا 30 سال ادامه پیدا می‌کند ولی نه به شدت اولیه.


اصلی‌ترین هورمونی که در افراد عاشق بالا می‌رود همان هورمونی است که هنگام استرس در بدن ترشح می‌شود بنابراین وجود استرس و برانگیختگی در مراحل اولیه یک رابطه عاشقانه بارزتر است.

جالب اینجاست که در مردان درگیر عشق میزان تستسترون،‌ همان هورمونی که مسوول ایجاد میل جنسی و رفتار پرخاشگرانه در دو جنس مرد و زن است، کمتر از مردان غیرعاشق است. اما در زنان عاشق میزان این هورمون افزایش می‌یابد که این تغییرات این فرضیه را در بین دانشمندان قوت می‌بخشد که ممکن است عاشق شدن تا حدی تفاوت‌های میان دو جنس را از بین ببرد، یعنی مردان را ملایم‌تر و زنان را تهاجمی‌تر کند.


هورمون‌هایی که شما را عاشق می‌کنند

دانش امروز نشان می‌دهد احتمالا نوع عمل هورمون‌های ما در داشتن یک زندگی سعادتمند دخیل هستند. همه مردها و زن‌هایی که با هم ازدواج می‌کنند، دوست دارند زندگی‌شان دوام داشته باشد، بنابراین سال‌هاست که علم در حال کاوش منشاء عصبی – زیستی احساسات انسان است. داستان‌های رمانتیک پر است از عشق در اولین نگاه، ازدواج، بچه‌دار شدن، خوشبخت شدن و مرگ که با وجود پیچیدگی‌های زندگی امروز، داشتن چنین زندگی‌ای آرزوی هر زوجی است و همه مردها و زن‌هایی که با هم ازدواج می‌کنند خواهان یک زندگی عاشقانه و پایدار هستند.

در اولین برخورد، بدن شما و مرد مقابل‌تان اطلاعات متفاوتی را رد و بدل می‌کند که تبادل اطلاعات با فرومون‌ها نوعی ترکیبات حیاتی که از غدد لنفاوی زیر بغل ترشح می‌شوند، انجام می‌گیرد.

 

دلایل عاشق شدن

حتما بخوانید: هر چیزی که باید درمورد مهاجرت به خارج از کشور بدانید


بعد از طی مرحله نخست، در صورتی که نگاه، خنده یا ژستی از فرد مقابل باعث جذب زن یا مرد شود، شخص احساس می‌کند دلبسته طرف مقابل است. دلیل آن هم افزایش آدرنالین در بدن است که فعالیت مغزی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود فرد احساس خوبی داشته باشد.
وقتی فردی حس می‌کند عاشق طرف مقابل شده حالت سرخوشی به او دست می‌دهد و این حالت نتیجه فعالیت فنیل اتیل آمین یا نوعی آمفتامین مغزی طبیعی است که در شکلات هم وجود دارد و انرژی و اشتیاق فرد را افزایش می‌دهد البته اثر فنیل اتیل آمین دوام چندانی ندارد و برای اینکه این حالت در فرد بماند به فعالیت‌هایی نیاز است تا دوباره سبب ترشح آن شوند.



نگران نباشید طبیعت برای آنکه شما را همچنان مجذوب همسرتان نگه دارد ماده دیگری در گنجه دارد. دوپامین، مسبب حس خوشبختی و آرامش در بدن است. اکسی‌توسین هم هورمونی است که «بانوی عشق» لقب گرفته است. صدای فرد مورد علاقه، خاطرات شیرین، حتی یک نگاه مهربان باعث ترشح این هورمون در بدن می‌شود. اکسی‌توسین به مقدار زیادی در اولین رابطه عاشقانه در بدن ترشح می‌شود (این هورمون عامل انقباض‌های دوره زایمان هم هست). وقتی دو نفر به هم وابسته می‌شوند و اعتماد کامل بین‌شان شکل می‌گیرد ترشح این هورمون در بدن آغاز می‌شود و در حقیقت می‌توان گفت این هورمون جزو هورمون‌هایی است که ترشح آنها نه‌تنها دلایل فیزیولوژیک، بلکه احساسی دارد. اکسی‌توسین باعث وابسته شدن و عشق دو فرد به هم می‌شود و افراد را به داشتن یک زندگی بادوام، رابطه زناشویی مکرر و داشتن فرزند و …. ترغیب می‌کند.


مراحل عاشق شدن


دانشمندان و محققان عاشق شدن را به سه مرحله تقسیم کرده‌اند


مرحله اول: شهوت 

است که در هر دو جنس زن و مرد به دلیل وجود هورمون‌های جنسی استروژن و پروژسترون پدید می‌آید که دوره کوتاهی دارد.


مرحله دوم: مجذوبیت و دل‌باختن 

از این مرحله است که واقعا عشق پا می‌گیرد. در این مرحله فرد دیگر نمی‌تواند به چیزی جز معشوقش فکر کند. این مرحله از علاقمند شدن باعث فعال شدن واکنش‌های استرس‌زا و افزایش سطح آدرنالین و کورتیزول در خون می‌شود. این فرآیند تاثیر فریبنده‌ای در فرد ایجاد می‌کند. وقتی او را برای اولین بار می‌بینید بدن‌تان عرق می‌کند، قلب‌تان سریع‌تر می‌تپد و دهان‌تان خشک می‌شود.



مرحله سوم: دل‌بستن 

دل بستن

 حتما بخوانید: نقش خانواده در آینده فرزندان


که تعهد طولانی‌مدت را به همراه دارد. فکر کنید اگر مرحله اول یعنی شهوت و مرحله دوم یعنی مجذوبیت طولانی بنابراین، هر فردی که عاشق می‌شد نابودیش هم حتمی بود. ولی وقتی فرد وارد این مرحله می‌شود احساساتش کنترل‌ شده‌‌تر می‌شود. این احساسی است که زوج‌ها را به هم متعهد می‌کند و هورمون‌هایی که در این مرحله به وسیله سیستم عصبی آزاد می‌شوند، هورمون‌هایی هستند که باعث می‌شود دو نفر به هم وفادار بمانند.



چرا با وجود این هورمون‌ها چطور همسران عشق را فراموش می‌کنند؟

برای ترشح مداوم این هورمون‌ها به‌ خصوص اکسی‌توسین لازم است زوجین دینامیک و فعال باقی بمانند چون به مرور زمان میزان دوپامین در بدن کاهش می‌یابد و از میزان اشتیاق کاسته می‌شود. برای افزایش آن لازم و ضروری است که زن و مرد خلاق باشند و مدام در مورد خاطرات یا آرزوهایشان صحبت کنند. هر جرقه‌ای می‌تواند سبب ترشح اکسی‌توسین شود؛ اگرجرقه‌ای نباشد طبیعی است که به مرور آتش خاموش می‌شود.برای تداوم زندگی، ایجاد خلاقیت و تازگی برعهده هر دو جنس زن و مرد است در غیر این صورت عشق به راحتی از بین می‌رود و کاری از دست هورمون‌ها برنمی‌آید.


در ادامه 11 دلیل که چرا عاشق می شویم را بررسی می‌کنیم:

 

1. شباهت: این مورد شامل شباهت اعتقادات مردم و به میزان کم‌تر، شباهت ویژگی‌های شخصیتی و شیوه‌های فکر کردن می‌شود.

2. قرابت (نزدیکی): این مورد شامل آشنایی با شخص دیگر می‌شود، که می‌تواند با صرف وقت دو نفر با هم، زندگی در کنار یکدیگر، فکر کردن به آن دیگری، یا پیش‌بینی تعامل با دیگری ایجاد شود.

3. ویژگی‌های مطلوب: این ویژگیِ جاذبه‌ی عمومی، به طور خاص بر ظاهر فیزیکی که مطلوب دیده می‌شوند و تا حد کم‌تری، بر صفات شخصیتی مطلوب متمرکز است.

4. دلبستگی متقابل: هنگامی که فرد دیگری جذب شما می‌شود یا شما را دوست دارد؛ این می‌تواند دلبستگی شما را نسبت به آن فرد افزایش دهد.
دو عامل دیگر که می‌توانند به توضیح دلایل عاشق شدن آدم‌ها کمک کنند، شامل انتخاب جفت می‌شود 

5. تاثیرات اجتماعی: اگر ارتباط بین دو فرد مطابق نرم‌های اجتماعی باشد و در شبکه‌ی روابط اجتماعی فرد نیز پذیرفته شده باشد می‌تواند در عاشق شدن فرد موثر باشد. از سوی دیگر ارتباطی که مطابق نرم‌های کلی اجتماعی نیست یا در شبکه‌ی روابط اجتماعی فرد پذیرفته نیست می‌تواند مانع ازعاشق شدن فرد شود.

6. برآورده کردن نیازها: اگر یک فرد بتواند ملزومات همراهی، عشق، رابطه‌ی جنسی یا ازدواج کردن را برآورده کند، شانس بیش‌تری وجود دارد که فرد دیگری عاشق او شود.


پنج عامل دیگر وجود دارند که به نظر می‌رسد برای پرشور و حرارت بودن عشق (در مقابل این‌که رابطه فقط یک نوع علاقه‌ی دوستانه باشد) لازم باشد 

7. تحریک / غیرمعمول بودن: بودن در یک محیط غیر معمول یا تحریک‌کننده می‌تواند بین دو طرف شور و حرارت ایجاد کند، حتی اگر محیط خطرناک یا اسرارآمیزباشد.

8. ویژگی‌های خاص: وجود یک سری ویژگی‌های خاص در طرف مقابل ممکن است جاذبه‌ی قدرتمندی ایجاد کند (به عنوان مثال، بخش‌هایی از بدن او یا ویژگی‌های صورت‌اش).

9. آمادگی: هرچه بیش‌تر بخواهید در یک رابطه باشید، عزت نفس‌تان پایین‌تر خواهد بود و احتمال عاشق شدن در شما بالاتر خواهد بود.

10. تنها بودن با هم: صرف زمان با شخص دیگری در شرایطی که کسی پیش‌تان نباشد، نیز می‌تواند به توسعه‌ی شور و اشتیاق کمک کند.

11. رمز و راز: اگر کمی رمز و راز حول شخص دیگر باشد و اطمینانی نداشته باشید از این‌که او چه‌طور فکر می‌کند و چه احساسی دارد، فکر کردن به این‌که او چه زمانی ارتباط با شما را آغاز خواهد کرد می‌تواند در ایجاد شور و شوق تاثیرگذار باشد.


 

دلایل عاشقی

حتما بخوانید: عوامل مهم برای ایجاد یک رابطه محکم و پایدار


محققان دریافتند عاملی که بیش از سایر عوامل به دنبال تجربه‌های عاشق شدن ذکر شد، وجود ویژگی‌های خاصی در فرد مورد علاقه‌ی آنها بود، و همچنین احساساتی که دو طرف به طور متقابل تجربه کرده بودند. توصیفاتی که فاکتورهای ایجادکننده‌ی شور و اشتیاق را ذکر کرده بودند، (به عنوان مثال، آمادگی، انگیختگی / غیرمعمول بودن) بسامد متوسطی داشت. توصیفاتی که در آنها شبیه بودن شخص مورد علاقه‌ی شرکت‌کننده‌ها به خودشان، در مطالعه ذکر شده‌ بود، بسامدی کم تا متوسط داشت.

محققان این‌گونه استدلال می‌کنند که مدل خودگسترش نقش هر کدام از این فاکتورها را پیش‌بینی می‌کند. در مدل خودگسترش، بیش‌ترین احتمالعاشق شدن ما زمانی است که شخص مقابل را به عنوان راهی برای تن در دادن سریع به خودگسترش درک می‌کنیم. ورود به یک رابطه‌ی متعهدانه مستلزم این است که برخی از استقلال‌های شخصی خود را با وارد کردن طرف مقابل به زندگی‌مان، ترک کنیم. اگر آن شخص دارای ویژگی‌های مطلوبی باشد، حضور او در زندگی ما می‌تواند برای ما به عنوان راهی جهت گسترش خویشتن دیه شود نه به عنوان دلیلی برای از دست دادن آزادی 

کارهای انجام‌ شده در علوم اعصاب این یافته‌های روانشناسی را برای پاسخ به این سوال که 11 دلیل که چرا عاشق می شویم پشتیبانی می‌کند. سطوح پایین هورمون سیری، سروتونین، یکی از مشخصه‌های مواد شیمیایی عصبی افرادی است که گرفتار عشق شده‌اند (زکی، 2007). در این رابطه، جزء وسواسی عشق جدید آن را شبیه به اختلال وسواس فکری عملی می‌کند.

بنابراین عجیب نیست که چند مورد از عوامل ایجاد کننده‌ی شور و اشتیاق، از جمله انگیختگی / غیرمعمول بودن، آمادگی، و رمز و راز، هم با میل بهعاشق شدن و افزایش نگرانی و اضطراب مرتبط هستند. سطح آدرنالین در خون و دیگر مواد شیمیایی استرس‌ به دنبال ایجاد اضطراب افزایش می‌یابند.

احساس افزایش سطح آدرنالین گاهی اوقات با احساس عاشق شخص دیگری شدن اشتباه گرفته می‌شود. که بیش‌تر مردان عاشق یک زن مصاحبه‌گر جذاب می‌شوند، زمانی که او از آنها در موقعیت‌های اضطراب‌زا سوال می‌پرسد (یک پل معلق ترس‌آور) در مقایسه با زمانی که در موقعیت‌های آرام سوال می‌پرسد (پلی که هیچ ترسی ایجاد نمی‌کند). بنابراین، حتی در غیاب بسیاری از پیش‌بینی‌های دیگر در مورد شروع یک عشق رمانتیک، ملاقات با کسی در یک وضعیت اضطراب‌زا می‌تواند باعث شود که عاشق آن فرد شویم.

یکی دیگر از ویژگی‌های جالب عشق این است که احساس نزدیکی به معشوق جدید، سطوح بالاتری از ماده شیمیایی پاداش و انگیزه‌، دوپامین، ایجاد می‌کند، در حالی که فاصله گرفتن از او می‌تواند به ولع زیاد منجر شود. آرون و همکاران (2005) برای مطالعه افرادی که بین 1 تا 17 ماه به شدت عاشق بوده‌اند، از اف‌آم‌آر‌آی (تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی) استفاده کردند.

سوژ‌ه‌ها یک عکس از شخص مورد علاقه‌شان مشاهده کردند و سپس، بعد از انجام کاری جهت پرت کردن حواس‌شان، عکسی از یک فرد آشنا مشاهده کردند. محققان متوجه فعالیت زیاد مغز شدند در منطقه‌ی تگمنتوم شکمی راست و قسمت خلفی طرف راست بدن و هسته دم‌دار میانی (نواحی غنی از دوپامین که مرتبط با پاداش و انگیزه هستند) در واکنش به عکس فردی که سوژه‌ی مورد مطالعه، عاشق‌اش شده‌ بود. بنابراین، هنگامی که شما عاشق شده‌اید، تصور حضور فرد مورد علاقه‌تان یا حضور واقعی او باعث ایجاد انگیزه می‌شود.

هنگامی که یک شخص به فرد مورد علاقه‌اش فکر می‌کند و خودش رابطه تنگاتنگی را با او شکل می‌دهد، ویژگی‌های مطلوب فرد محبوب یک واکنش پاداش‌گونه را ایجاد می‌کند. این امر می‌تواند ما را وادار کند که هر کاری بکنیم تا با شریک زندگی احتمالی‌مان باشیم و شدیدترین احساس پاداش را تجربه کنیم.
مدل خود گسترش همچنین پیش‌بینی می‌کند که فاکتورهای شباهت و قرابت باید یک اثر متناقض در مراحل اولیه عاشق شدن داشته باشند، اما باید تأثیر قابل‌توجهی بیش‌تری در طول مدت زمان عاشق بودن بگذارند. به این دلیل که آشنایی و شباهت باعث می‌شود که احتمال گسترش شما توسط آن فرد کم‌تر باشد، زمانی که او را وارد زندگی خودتان می‌کنید.

این پیش‌بینی‌ها مطابق با یافته‌های علوم اعصاب است. سطوح پایین سروتونین به احتمال زیاد توسط شباهت و آشنایی خنثی می‌شود، و این می‌تواند مانع از عاشق شدن آدم‌ها شود با این حال در مراحل بعد از یک رابطه‌ی عشقی، همین عوامل ممکن است با سطوح بالاتر مواد شیمیایی دلبستگی و پیوند یعنی اکسی‌توسین و وازوپرسین، که ثابت شده‌است در طول یک رابطه‌ی عشقی که دلبستگی عاشقانه و جفت‌پیوندی را پرورش می‌دهد، مرتبط باشند 

 

دانلود PDF مقاله :چرا عاشق می شویم