https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/employment

این زمینه‌ی کاری فعالیت کرده باشد

چگونه در مصاحبه شغلی مورد علاقه خود استخدام شویم؟

تصور کنید دنبال پیدا کردن شغل مورد علاقه‌ی خود هستید و بعد از گذشت مدتی یک آگهی استخدام توجهتان را جلب می‌کند. شغل مورد نظر همان کاری است که مدت‌ها دنبالش بوده‌اید و می‌خواهید رزومه‌ی خود را هرچه سریع‌تر ارسال کنید؛ اما مشکل این است که در قسمت توضیحات نوشته شده شخص مورد نظر باید مهارت‌های زیادی داشته و چند سال در این زمینه‌ی کاری فعالیت کرده باشد. شما هیچ‌کدام از این شرایط را ندارید و با ناامیدی از ارسال رزومه منصرف می‌شوید؛ اما فراموش نکنید افراد کمی پیدا می‌شوند که همه‌ی شرایط را داشته باشند و بهترین کار این است که رزومه‌ی خود را باتمرکز روی نقاط قوت ارسال کنید.

گاهی‌ اوقات رزومه‌ای که در آن از کلمات کلیدی مناسب استفاده شده باشد و با تأییدیه‌ی کارفرمای قبلی یا استاد دانشگاه همراه باشد توجه مسئولاستخدام را جلب خواهد کرد. هدف اصلی این است که بتوانید قرار مصاحبه ترتیب دهید. بعد از اینکه وارد شرکت مورد علاقه شدید نیمی از راه را طی کرده‌اید و در مسیر درستی قرار گرفته‌اید.

 

استخدام

حتما بخوانید: کارآفرینی چیست؟و کارآفرین کیست؟​

                              موفقیت شغلی چگونه به دست می آید؟​

سرنا هولم، مدیرعامل و مدیر استخدام شرکت Tigris Events می‌گوید: «ما در روند استخدام نمی‌توانیم عوامل انسانی را نادیده بگیریم. مصاحبه واستخدام نیروی مورد نیاز برای یک موقعیت شغلی کار احساسی است. اگر بتوانید به مرحله‌ی مصاحبه برسید و احساسات مدیر منابع انسانی را تحت تأثیر قرار دهید احتمالا آن‌ها نیز فراموش می‌کنند که شما به‌طور صد درصد شرایط لازم برای استخدام را ندارید.»

سؤال مهم این است که چگونه می‌توانیم در جلسه‌ی مصاحبه احساسات طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهیم و در شغل رؤیایی خود استخدام شویم.


1- در رزومه‌ استخدام خود از کلمات کلیدی استفاده کنید

بدترین کاری که یک متقاضی شغل می‌تواند انجام دهد این است که یک رزومه‌ی عمومی تهیه و برای تمامی درخواست‌های شغلی ارسال کند. اگر در حال حاضر تمام شرایط درج‌شده در آگهی درخواست شغلی را ندارید بهتر است این موضوع را در رزومه بزرگ جلوه ندهید. در عوض سعی کنید آگهیاستخدام را یک بار دیگر با دقت مطالعه کنید و روی الزامات و صلاحیت‌هایی که به دنبالش هستند تمرکز کنید. اگر تجربیاتی که دارید مطابق با نیازمندی‌های شرکت است، بهتر است افعال مناسب برای بیان آن‌ها به کار ببرید و سپس آن‌ها را داخل رزومه درج کنید. استفاده از کلمات کلیدی و پررنگ کردن توانایی‌های مورد نظر کمک می‌کند از فیلترهای اولیه عبور کنید.


حتما بخوانید: موفقیت اجتماعی چیست؟​

           روانشناسی شخصیت​

2- در شبکه‌های اجتماعی فعال باشید

گاهی اوقات شنیده شدن نام فرد در یک حوزه‌ی کاری می‌تواند بسیار مفید واقع شود و همان‌طور که می‌دانید شبکه‌های اجتماعی به دیده شدن فرد در این زمینه کمک زیادی می‌کنند. بنابراین سعی کنید در مورد شرکت مورد نظر در شبکه‌های اجتماعی فعالیت بیشتری داشته باشید. به‌عنوان مثال شرکت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و در مورد پست‌هایی که به اشتراک گذاشته‌اند نظر دهید. این کار نشان می‌دهد که شما واقعا به این شرکت علاقه دارید و می‌خواهید در آنجا کار کنید.


3- سخنرانی آسانسوری خود را تمرین کنید

سخنرانی آسانسوری به مهارتی گفته می‌شود که شخص می‌تواند خودش را در مدت‌زمان کوتاهی معرفی کند. موضوع سخنرانی آسانسوری در جلسه‌ی مصاحبه باید به گونه‌ای انتخاب شود که به طرف مقابل توضیح دهد چرا شما برای استخدام در شغل مورد نظر مناسب هستید. این سخنرانی از سه قسمت باید تشکیل شده باشد: اینکه در گذشته چه فعالیت‌هایی انجام داده‌اید، در زمان حال به انجام چه کاری مشغول هستید و در آینده قصد دارید چه کاری انجام دهید.

این سخنرانی معمولا باید زمانی گفته شود که مسئول منابع انسانی از مصاحبه‌شونده بخواهد بیشتر در مورد خودش توضیح دهد. اگر در مصاحبه‌های شغلی شرکت کرده باشید می‌دانید که این سؤال در تمام آن‌ها مشترک است. بنابراین یک متن مناسب تهیه کنید و آن را در مدت دو دقیقه بیان کنید. هرقدر پاسختان کوتاه‌تر و در عین حال کامل‌تر باشد، کارمندان منابع انسانی بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.


4- ارتباطات خود را افزایش دهید

اگر مدیر منابع انسانی یا مسئول استخدام شرکت در شبکه‌های اجتماعی مانند لینکدین فعالیت دارد، با او ارتباط برقرار کنید. پست‌هایی را که به اشتراک می‌گذارند لایک کنید و شما هم پست‌های مرتبط به اشتراک بگذارید. این کار توجه مسئولین منابع انسانی را جلب و نامتان را در ذهن آن‌ها ماندگار می‌کند. همچنین می‌توانید با کارمندان فعلی شرکت روابط دوستانه برقرار کنید و در مورد شرایط کار از آن‌ها بپرسید. اگر فردی را می‌شناسید که در آن شرکت مشغول به کار است، از او بخواهید شما را معرفی کند.

 

 

فرمول استخدام

حتما بخوانید: موفقیت چیست؟​

مهارت های ارتباطی و فن بیان در بازاریابی

تکنیک هاو فرمول پذیرش در مصاحبه و استخدام

پس اگر به دنبال کار هستید سه چیز را بدانید:
1-فرمول استخدام
2-چه زمانی ار آن استفاده کنیم
3-چگونه از آن استفاده کنیم.


 دودوتا چهارتا:

فرمول استخدام خیلی ساده است مهمترین قدم دانستن اصل طلایی استخدام است.بیشتر از اینکه شما به دنبال کار هستید کارفرما به دنبال کارجوی مناسب است. این قضیه هم شرکت های دولتی مصداق دارد هم در شرکت های خصوصی مصداق دارد و شک نکنید درست است.حتما تا کنون ده ها کارمند بی استفاده را دیده اید؟ یا شاید بارها کارفرمایانی دیدید که از کارمند یا عده ایی از کارمندانشان می نالند…کمر خیلی از کارفرماهه زیر استخدامکارمندتا می شود.چون در نهایت شخص مناسب را پیدا نمی کنند و با خوشون میگویند.”جهنم مجبورم فلان شخص را استخدام کنم بین این افرادی که آمدند لاقل فلانی بهتر بود”حال تصور کنید شما فرمول استخدام شدن را بلد باشید میدانید کارفرماوسط جلسه چی به ذهنش میاد؟”زدم تو خال همینه” یکی دو روز هم برای کلاس کاری ماجرا را کش میدهد و بعد از آن تبریک میگویم شما شغل مورد نظر خود را پیدا کردید.بد نیست اگر تجربه یک کارفرما که درگیر استخدام کردن بوده را با شما درمیان بگذارم. اینکه کارفرما چه فکرهایی در سر دارد.چقدر طول میکشه تا به نتیجه برسد و…


 در مغز کارفرما برای استخدام چیست؟

مسلما داخل جمجمه کارفرما هم مخ است.چرا این را گفتم؟چون باید این نکته را درک کرد که کارفرماهم آدمیست مانند همه ما.با این تفاوت که دنبال چیزی است.آیا راز کارفرما را به شما گفتم؟ کارفرمایی که به دنبال استخدام کردن است دقیقا مثل فردی می ماند که دنبال خرید چیزی است. فرض کنید شما برای خرید یک دستگاه خنک کننده روانه ی فروشگاهها هستید.مبلغ دویست هزار تومان هم برای خرید آن کنار گذاشتید. حال اینجا هنر فروشنده مطرح میشود. اولا باید دستگاهیی که دنبال آن هستید را به شما نشان دهد کمی راجع به آن هم به شما بگوید مزیت های آن را بشمارد راجع به گارانتیو اطمینان کار آن با شما صحبت کند بعد از آن راجع به امکانات فرعی آن حرف بزند.


به عبارتی مخ شما رادرست همانجور که مایلید شست و شو دهد خدا را چه دیدید؟ اگر درست عمل کند شاید علاوه بر اینکه یک دستگاه خنک کننده به مبلغ400هزار تومان خریدید یک دستگاه آبمیوه گیری هم به شما فروخت. حال بد نیست بدانید در مغز کارفرما چه میگذرد؟

 


 قبل مصاحبه استخدام :

قبل از اینکه شما وارد جلسه مصاحبه شوید قبل از اینکه کسی رزومه شما را دیده باشد یا حتی تصوری از شما در ذهن داشته باشد این حرف ها در ذهن کارفرما بارها و بارها مرور میشود کاش این همان کارمندی باشد که می خواهم کاش مثل قبلی ها نباشد کاش گیج نباشد امیدوارم از این جوان های قرطی نباشد کاش آدم پر رویی نباشد نکند از این آدم هایی باشد که بدون توقف حرف میزند نکند از آدم هایی باشد که فکر کند که عقل کل است و همه را مثل گله گوسفند میداند یعنی ممکن است این همان فرد مورد نظر باشد تا من بتونم با خیال راحت به بفیه کارها برسم؟ واقعا از این مصاحبه های مزخرف خسته شدم….

 

استخدام

 حتما بخوانید: قانون جذب چیست؟چگونه عمل می کند؟

رموز جذب ثروت با قانون جذب​

هنگام مصاحبه استخدام :

همه فکر میکنن کارفرما کمین کرده تا کوچکترین سوتی شما را تو هوا بقاپد اگر یک سری آدم عقده ایی را کنار بگذاریم90درصد کارفرمایان سوتی های کوچیک شما را نادیده میگیرند دلیل آن را میدانید؟
کارفرما دائم با خودش میگوید”زود باش یه چیزی نشون بده تا تورا استخدام کنم.دیگر سوتی نده” اما چقدر وقت دارید تا خود را به کارفرما ثابت نمایید؟1ساعت؟2ساعت؟ اگر راستش را بخواهید به جز یک سری مصاحبه های بسیار جدی شغلی که برای تعیین مسول یک پست کلیدی سازمان است در99درصد مصاحبه در 5دقیقه اول شما یا انتخاب شدید یا رد شدید بعد از آن کارفرما دنبال اتلاف وقت خود و شماست.

درست دیدید5دقیقه.در این 5دقیقه شما آینده شما برای چندین سال مشخص خواهد شد.دقت کنید مصاحبه دقیقا مثل کنکور می ماند…شما روزها وقت گذاشتید و برای کنکور آماده شدید برای هر سوال کمتر از دو دقیقه وقت دارید.در لحظه جواب دادن باید همه مطالب مرتبط با ان سوال را به خاطر بیاورید. فرمولهل و مسائل مشابه و نحوه حل و….. اما مصاحبه یک کنکور است. یک کنکور تشریحی که در آن یک سوال مطرح میشود و برای آن3تا4 دقیقه به شما وقت میدهند. و آن سوال این است:چرا من باید شما را استخدام کنم؟


 کدام را می پسندید؟

شخصی که اصلا حرف در کله اش نمی رود یا فردی که انعطاف دارد؟ کارفرما اگر حس کند شما آدم خود رای یا یک کلامی هستید هر چقدر هم لایق باشید هیچ وقت شما را استخدام نمی کند اما اگر تقریبا نشان دهید که شخص مورد نظر هستید(حتی کمی از حداقلی که در ذهن وی است ضعیف تر) ولی بداند که ایرادات کوچک شما قابل اصلاح است شما را استخدام می کند و بعد ها کمی تغییر در شما ایجاد می کند> انعطاف داشتن به معنی تزلزل یا ضعف شخصیتی نیست حتی برعکس.یک هدیه است و نشان از هوش بالای شما دارد. همانطور که می دانید در علم روانشناسی روز تعریف قدیم آی کیو عوض شده وجای خود را به تعریف جدید داده است.آی کیو:”قدرت تطبیق با محیط اطراف”. پس اگر در امور خود انعطاف دارید و با محیط اطراف تطبیق پیدا می کنید شما آی کیو بالایی دارید و روراست باشم من خودم به دنبال استخدام فردی مثل شما هستم. پس یادتان باشد اگر سوتی وحشتناکی ندهید در آن 5 دقیقه طبق فرمول استخدام شدن رفتار کنید و انعطاف پذیری خود را نشان دهید کارفرما شما را استخدام می کند.

الان شاید میگویید: پس فرمول استخدام چیست؟ یا دارید در تیترها به دنبال تیتر فرمول استخدام شدن میگردید. کارجویان عزیز این شما و این فرمول استخدام


حتما بخوانید: روانشناسی شخصیت​

10 اصول موفقیت در کسب وکار​


 فرمول استخدام:

فرمول استخدام شدن ساده است:

1-رزومه:قبل از اینکه کارفرما شما را ببیند از شما خوشش بیاید

2-ظاهر:وقتی کارفرما شما را دید از دیدن شما لذت ببرد

3-حرف زدن:وقتی حرف های شما را شنید از شنیدن آن لذت ببرد

4-القا:با تکنیک هایی که به شما یاد میدهیم کارفرما را به خود علاقه مند میکنید

5-نبایدها:تو ذوق کارفرما نزنید به عبارتی مثل یک لکه سیاه روی یک دیوار سفید به چشم نیایید.

 

حتما این جمله را در ابتدای بحث به یاد دارید مهمتر ازفرمول پنج گانه استخدام شدن این است که اولا این پنج مورد را درک کنیم.مهمتر از آن کی و چگونه استفاده کردن آن است. پس قدم اول میشود درک فرمول استخدام شدن
 

گروه تحقیقاتی کرامت

 

دانلود PDF مقاله:چگونه در مصاحبه شغلی مورد علاقه خود استخدام شویم؟

مطالب مرتبط

https://keramatzade.com/self-relaxation

ما نهفته است و لزومی ندارد ان را درجایی دیگر پیدا کنیم.

رازهای آرامش درون و راه های رسیدن به ان

 

آرامش چیست؟
آرامش به معنای طمأنینه و راحتی فکر در زندگی، حقیقت مطلوبی است که 
اسلام آن را ستوده است و راه هایی برای رسیدن به آن تعیین کرده است. برخی از عوامل رسیدن به آرامش که در متون اسلامی ما آمده است عبارت اند از: یاد خدا، حسن ظن، اعتماد به نفس، دوری از آرزو های دور و دراز،ازدواج، نظم در زندگی و کارها، استفاده از شب برای استراحت، استفاده از غذا های سالم و طبیعی؛ مثل انگور سیاه، نظافت؛ مانند شستن سر، شستن لباس و...، در مقابل عوامل متعددی وجود دارد که مانع تحقق آرامش اند ؛ مانند رغبت و علاقه به دنیا، حسادت، شک و دو دلی، طمع و... .
نتیجه این که در متون دینی ما راه های دست یابی آرامش بیان شده است و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست رسی به آن است، علاوه بر آن از مطالعه زندگی بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده اند و به آرامش درونی رسیده اند می توان به این واقعیت رهنمون شد که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن را در خود احساس و تجربه نماییم.


حتما بخوانید: استخاره چیست؟

 رسیدن به ارامش با یاد خدا


اساسا ارتباط با خدا آرامش ‏آور است؛ یعنى، انسان ذاتا دوستدار و عاشق خدا است و وقتى عاشق به معشوق برسد آرامش مى‏یابد. از طرف دیگر خداوند در قرآن فرموده است که: «در مؤمنان سکینه و آرامش نازل مى‏کند».
بهترین چیزى که روح انسان را صفا مى‏بخشد و حالت آرامش و سکونت براى انسان ایجاد مى‏کند، ذکر و یاد خدا است. قرآن مى‏فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل‏ها اطمینان و آرامش پیدا مى‏کند»

آرى این خاصیت ذکر و توجه به خدا است و دعا و مناجات هم نوعى ذکر است. ازاین‏رو اگر با حال توجه و خلوص داشته باشد انسان بعد از تمام شدن آن احساس یک حالت سبکى و

آرامش در خود مى‏ کند. کسى که درد دلش را با خدا در میان مى‏گذارد به این معنا است که قلبا با خدا انس گرفته است و به او توجه پیدا کرده است. خداوند نیز وعده فرموده است که: «هر کس با توجه به او رو کند، سخن او را بشنود و حاجتش را روا کند و دل و روحش را نورانى نماید». آنچه بعد از این حالت در خود احساس مى‏کنید، حاکى از آن افاضه و توجه خدا نسبت به شما است. پس باید شاکر باشید و توجه داشته باشید که این یک حالت مادی نیست؛ زیرا روح یک عنصر مجرد از ماده است و تصرفاتى هم که از طرف حق در آن مى‏شود مادى نیست.
برای گام گذاشتن در این راه، باید ارتباط با خدا و بهره مندی از نفحات معنوی را تجربه کرد و این تجربه را بارها تکرار کرد تا انسان حضور در محضر خدا را لمس کند. برای این منظور گفته شده است در هر هنگام نمازها و هنگام حلال و حرام ها، یک الهام رحمانی رو به سوی انسان می آید و او را به انجام آن کار نیک تشویق می کند. اگر پاسخ مثبت داد این الهامات رحمانی بیشتر تکرار می شود و انسان از وسوسه ها و اوهام شیطانی دور می ماند.


اما اگر پاسخ منفی داد یا سستی کرد فرشته رحمت دور می شود و شیطان وسوسه گر راه می یابد و انسان از آرامش و یاد خدا دور می شود. این تجربه را می توان در هنگام اذان برای نماز صبح و قبل از آن به خوبی حس کرد که اگر بعد از بیداری، دوباره خواب را ادامه دادیم خواب های پریشان و شیطانی رو به سوی آدمی می آید و کسالت روحی و آشفتگی وجود آدمی را فرا می گیرد.


حتما بخوانید: ثروتمند شدن از دیدگاه قرآن​
 

براى رسیدن به حالت آرامش و قرار روانى، توجه به نکات زیر ضرورت دارد: 


•     ناآرامى عوامل و زمینه‏هایى دارد که باید شناسایى و زدوده شود؛ مثلاً گذراندن وقت به بیهودگى و انجام کارهاى بى‏ هدف و بیهوده خود علّت تشویش و بى‏قرارى است. در مقابل خلوت‏گزینى، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و کسب معارف خود به خود آرامش ظاهرى و باطنى به ارمغان مى‏ آورد



•    برنامه‏ ریزى در امور زندگى و اختصاص اوقاتى براى تفریحات سالم و تهى از گناه، مثل راهپیمایى در فضاى روح‏بخش و شنا، در آرامش انسان تأثیر شگرف دارد


•     مشاوره‏هاى علمى و تخصصى و نیز تغذیه مناسب در تقویت اعصاب و روان مؤثر است. گرسنگى شدید و مفرط و حتى پرخورى و زیاده‏روى در خورد و خوراک موجب ناراحتى‏هاى روحى و روانى مى‏گردد. 


•    گناه و معصیت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى ناراحتى‏هاى روانى است. گناه یعنى خارج شدن از مسیر خداوند. گناه به معناى برآشفتن و تیره ساختن درون و باطن است. روح آدمى با رسیدن به ساحل پاکى و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش مى ‏رسد؛ چون روح با طهارت سنخیت دارد و با گناه ناسازگار است. از این رو، گناه قرار را از انسان مى‏گیرد. هر گناه قبح فعلى و قبح فاعلى در بردارد. قبح و زشتى فعلى به مفاسد موجود در خود عمل مربوط است و قبح فاعلى به شرایط ذهنى و روحى گناهکار مربوط مى‏شود. شرایط ذهنى گنهکار عبارت است از داشتن روح تمرّد، طغیان، قانون‏شکنى و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنین روحى جز با ترک گناه به آرامش دست نخواهد یافت. 


 توجه به این نکته ضرورى است که آرامش روحى مراتبى دارد و دستیابى به آن به تدریج حاصل مى‏شود؛ درست مانند سایر ملکات روحى که با تمرین و گذشت زمان حاصل مى‏شود. رسیدن به آرامش نیز نیازمند طى این مراحل است. این مراحل بعضى جنبه سلبى دارد مانند ارتکاب محرمات که دل را آلوده و در نتیجه ناآرام مى‏کند. کسى که مى‏خواهد به آرامش واقعى دست یابد راهى ندارد جز این که در گام اول مطیع نواهى خداوند متعال شود و از آنچه حضرت حق نهى کرده اجتناب کند؛ و بعضى جنبه ایجابى دارد؛ یعنى بعد از این که دل از گرد غبار گناه پاک گردید، مستعد پذیرش حقایق و ملکات پسندیده نفسانى مى‏شود و این کار صرفاً از طریق انجام تکالیف الاهى و واجبات و مستحبات امکان‏پذیر است. 

 

آرامش درون


رازهای آرامش درون


    راز آرامش درون خویشنداری است. انرژی‌های خود را پراکنده نکن. آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایت کن.
    راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.
    راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
    راز آرامش درون در آسایش درون است. آسایش جسمانی، عاطفی، ذهنی و سپس معنوی است.
    راز آرامش درون در دل نبستن است. این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.
    راز آرامش درون در شادی است. افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن.
    راز آرامش درون در آرزو نداشتن است. این را بدان که شادی در درون تو جای دارد، نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو.
    راز آرامش درون در این است که همه چیز را همان طور که هست بپذیری. آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.
    راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی‌توانی دنیا را تغییر دهی. اما می‌توانی خودت را تغییر دهی.
    راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است. از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند، اجتناب کن.
    راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است.
    راز آرامش درون در یک زندگی ساده است. ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.
    راز آرامش درون در یک زندگی سالم است. هر روز 
ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.
    راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است. به آرمان‌هایت پاینده باش.

    راز آرامش درون در رفتار آزادانه است. رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.
    راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.
    راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است. این را بدان که آنچه حق توست، هر طور شد خود را به تو خواهد رساند.
    راز آرامش درون در گله‌مند نبودن است. آنچه دنیا به تو می‌بخشد، در مقابل چیزی است که پیش‌تر ، تو به او بخشیده‌ای.
    راز آرامش درون در این است که اشتباهات خود را بپذیری و بدانی که فقط خود تو می‌توانی آنها را به 
موفقیت تبدیل کنی.
    راز آرامش درون در این است که بر دشمن درونت غلبه کنی، نه این که او را سرکوب کنی.
    راز آرامش درون در تمرین اراده است. حتی اگر نفست به شدت مخالف باشد.
    راز آرامش درون در این است که دلت همیشه شاد باشد، حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.
    راز آرامش درون در این است که به جای توقع خوشحالی از دیگران، خود آنها را خوشحال کنی.
    راز آرامش درون در این است که خیر و 
سلامت دیگران را خیر و سلامت خود بدانی.
    راز آرامش درون در بی‌آزار بودن است. هرگز عمدا کسی را نرنجان.
    راز آرامش درون کار کردن "در کنار دیگران"، نه "در مقابل" آنها.


حتما بخوانید: رازهای قدرت درون

قانون خلاء برای رسیدن به ارامش درونی

هرچه خلاء بیشتر باشد، هر چه خالی بیشتر باشد جذب بیشتر است. اگر من می‌خواهم موهبت‌های الهی را جذب کنم ابتدا باید جایی خالی باز کنم. درستی قانونمندی طبیعت نگاه عمیق به طبیعت و الهام گرفتن از آن است. یکی از معلمان بزرگ ما در طبیعت «گردباد» است. شما مسلما می‌دانید قدرت گردباد خیلی بیشتر از باد است. 


گردباد مجموعه‌ای از بادهای شدید و قدرتمند است که همه چیز را به داخل خود می‌کشد اما گردباد این قدرت جذب فوق‌العاده را از کجا دارد؟ حدستان درست است، علت جذب فوق‌العاده گردباد، خلاء درون آن است. گردباد حرکت دارد اما داخلش خالی است و همه این جذب‌ها و کشش‌ها را از آن «درون خالی» دارد. انسان هم باید مانند گردباد باشد. اگر می‌خواهید نیایش‌ها و دعاهایتان اجابت شود، اول باید جا باز کنید و درون را خالی کنید. این خالی‌ درون در همه ابعاد انسانی قابل بررسی است. خلاء ذهنی و خلاء دل اولین خلاء است که باید ایجاد کنید. اگر می‌خواهید نیایش‌ها و دعاهایتان اجابت شود، اول باید جا باز کنید و درون را خالی کنید.

اول باید ذهنتان و دلتان را خالی ‌کنید. از چه؟ از هر آنچه بیهوده در آن جای دارد، هر آنچه وجودش زیانبار است یا سودی ندارد. از کینه‌ها، نفرت‌ها، انتقام، حسادت، حسرت، یأس و ناامیدی، سوء‌ظن، بدخواهی و کج‌اندیشی و خلاصه همه آن چیزهایی که ذهن و دل خالی ما را بی‌سبب پر کرده‌اند. اما چگونه می‌توان این خالی را ایجاد کرد؟

 

ارامش-درون

 بخشیدن


یکی از راه‌های ایجاد خلاء بخشودن دیگران است. گاهی اوقات ما فکر می‌کنیم با بخشودن دیگران احیانا به کسی لطف کرده‌ایم، اما ابدا چنین نیست. بخشیدن اول از همه لطفی است که ما در حق خود می‌کنیم تا میدان ذهنی‌مان خالی شود حدیث 704 نهج‌افصاحه درباره اهمیت فوق‌العاده بخشایش است: «خداوند بخشاینده است و بخشایش را دوست دارد.»

اما لزوما بخشیدن به معنای برقراری ارتباط دوباره نیست. مثلا اگر کسی به شما لطمه زده است، این بدان معنا نیست که او را ببخشید و مجددا با او به همان وسعت ارتباط برقرار کنید تا مجددا به شما لطمه بزند. بخشودن پیش از هر چیز یک فرایند ذهنی و درونی است


حتما بخوانید: آرامش و آگاهی در زندگی
 

خالی‌تر


گاهی اوقات نه تنها باید ذهنمان را از چیزهای بد خالی کنیم بلکه باید از چیزهای مثبت هم خالی شویم تا امکان جذب بیشتری ‌داشته باشیم. فرض کنید شما دانش، اطلاعات و تجربیات مفیدی برای دیگران دارید. انتقال این اطلاعات به دیگران نیز به نوبه خود ایجاد خلاء می‌کند و شما را برای جذب اطلاعات بیشتر مهیا می‌سازد. ثابت شده است که یکی از بهترین راه‌های یادگیری،‌نوشتن است. نوشتن یعنی انتقال اطلاعات بر روی کاغذ، خالی کردن حافظه کوتاه مدت و آمادگی برای جذب مطالعه بعدی.
گاهی ابراز عشق، در قلب شما ایجاد خلاء می کند. شما با ابراز 
عشق میدان ذهن خود را از آنچه هست خالی می‌کنید و این باعث جذب محبت بیشتر می‌شود. افرادی که از ابراز عشق خودداری می‌کنند در واقع خودشان را از جذب مهر و محبت بیشتر محروم می‌سازند.

 


 خالی زبان


یکی دیگر از چیزهایی که خلاء آن بسیار مهم است زبان است. ایجاد خلاء در زبان یعنی نگاه داشتن زبان از آنچه بیهوده، مضر و یا زیان‌بار است. سکوت یک خلاء درونی است. .
 خالی از گناه
یکی از مهمترین کارها برای ایجاد خلاء، خالی شدن از گناه است. اعتراف به 
گناه و پشیمانی و ندامت نزد خدا باعث خلاء می‌شود و این خلاء به وعده مسلم الهی باعث جذب موهبت‌های الهی و جذب دعاهایتان می‌شود.
اگر از خدایتان چیزی می‌خواهید اما اجابت نمی‌شود یکی از علت‌هایش همین نداشتن خلاء است. از خودتان بپرسید چه نیت یا عمل ناپاکی در درون و بیرون من است که باید از آن بری و پاک شوم.


حتما بخوانید: موفقیت اجتماعی چیست؟​
 

رهایی


یکی از قوانین خلاء قانون رهایی‌است. گاهی اوقات به یک هدف وابسته می شوید. وابستگی به یک هدف هم مانع خلاء است. اگر شما بیش از حد به یک هدف فکر می‌کنید این ناشی از ترس و نگرانی شما از برآورده نشدن آن هدف است. کسی که مطمئن است دعایش اجابت می‌شود و به وعده الهیایمان دارد وقتی دعایش را کرد در مسیر تلاش آن را به خدا می‌سپارد. این رها کردن به نوبه خود بخشی از ایجاد خلاء است.


 

دانلود PDF مقاله:رازهای آرامش درون و راه های رسیدن به ان

https://keramatzade.com/Happiness

زلزله، سیل، یک کوه بدهی و قرض و وام و تورم هم در مسیرمان قرار گرفت.

چگونه انسان شاد و خوشبخت باشیم؟


شادی چیست؟
اکثر ما احتمالا باور نداریم که ما نیاز به تعریف رسمی از شادی داشته باشیم؛ ما آن را زمانی می دانیم که احساس می کنیم و اغلب از این اصطلاح برای توصیف طیف وسیعی از احساسات مثبت از جمله شادی، افتخار، رضایت و قدردانی استفاده می کنیم.

اما برای درک علل و اثرات شادی، محققان ابتدا باید آن را تعریف کنند. بسیاری از آنها با اصطلاح "رفاه ذهنی" به طور تعاملی استفاده می کنند که به سادگی از مردم می خواهند که گزارش کنند که چگونه احساسات خود را با زندگی خود و احساسات مثبت و منفی آنها تجربه می کنند. سونیا لووبومیرسکی، محقق روانشناسی مثبت، در کتاب «چگونگی خوشبختی» در سال 2007 توضیح داد: خوشبختی به عنوان «تجربه شادی، محبت و یا رضایت مثبت همراه با حس بودن زندگی، خوب، معنی دار و ارزشمند است».

خنده تنها شادی با خود به همراه نمی‌آورد، بلکه سلامتی هم جزوی از ارمغان‌های آن است. نخستین یکشنبه ماه مه روز جهانی خنده نام دارد. این روز به ابتکار دکتر «مادان کاتاریا»، بنیانگذار حرکت «یوگای خنده» چنین نام گرفته است. این نوع از یوگا مبتنی بر یک اصل ساده اما شاید در عین حال دشوار استوار است؛ یعنی قهقهه زدن بدون دلیل، حتی اگر قهقهه مصنوعی باشد.

حتما بخوانید: روش قران در روان درمانی​

نوزادان از سن دو تا شش ماهگی با بالا بردن گوشه‌های دهان یا درآوردن صدا، شروع به نشان دادن خوشحالی خود به هنگام دیدن چهره‌ای آشنا می‌کنند. کودکان پس از طی دوران نوزادی نیز همچنان الگویی برای شادی و صمیمیت هستند. آنها در طول روز تا 400 مرتبه می‌خندند در حالی که بزرگسالان به طور میانگین 15 تا 20 بار در روز می‌خندند.


نه تنها انسان‌ها که حیوانات نیز قادر به خندیدن هستند. اگرچه ارسطو، فیلسوف سرشناس یونانی معتقد بود که خنده عامل تمایز میان انسان و حیوان است اما دانشمندان بعدها دریافتند که حتی حیوانات نیز می‌توانند شادی‌شان را با قهقهه و خنده بیان کنند. هر چند خنده آنها صدای دیگری دارد برای مثال شامپانزه‌ها به هنگام خنده نفس‌نفس می‌زنند یا موش‌ها صدای جیغ‌ ریتمیکی از خود در‌می‌آورند.

 

شادی

افراد با خلق و خوی آرام افراد شادی هستند

بعضی‌ها در این مواقع سؤالاتی شبیه به این را مطرح می‌کنند: «آیا کسانی که همیشه کوکائین مصرف می‌کنند، افراد خوشحالی هستند؟»، اگر تنها چیزی که نیاز داریم احساس خوشحالی همیشگی باشد باید در جواب گفت بله افراد خوشحالی هستند! اما نگران نشوید قصد نداریم بگوییم برای اینکه به جمع خوشحالان بپیوندید کوکائین مصرف کنید! آخرین تحقیقات علمی جواب کامل‌تری برای این موضوع مطرح می‌کند؛ افراد با خلق و خوی آرام و متعادل نسبت به کسانی که حد بالایی از شادی موقتی را تجربه می‌کنند، سلامت روانی بالاتری دارند، چون مثل تمام احساساتی که تجربه می‌کنیم شادی کاذب هم هر اندازه به اوج برسد به همان اندازه، افت می‌کند و حال بدتری را تجربه خواهیم کرد.

از طرف دیگر معمولا هنگامی که از افراد مختلف درباره‌ی اینکه چه چیزی به زندگی‌شان ارزش می‌دهد سؤال می‌کنیم، به ندرت حرفی درباره‌ی خلق و خو و احساسات خود می‌زنند. آدم‌ها معمولا به چیزهایی استناد می‌کنند که هویت‌شان را می‌سازد؛ چیزهایی مثل شغل یا روابط‌شان! از طرف دیگر همین یافته‌های علمی نشان می‌دهد اگر بیش از حد روی تلاش برای شادی بیشتر و تجربه‌‌ی همیشگی حس خوب تمرکز کنید، توانایی‌تان برای داشتناحساس خوب ضعیف‌تر می‌شود، بعد از این اتفاق، هیچ مقدار احساس خوب شما را راضی نمی‌کند. از طرف دیگر آنچه شما انتظار دارید یعنی همان «شادی همیشگی» به لحاظ فیزیکی هم برای اغلب افراد امکان‌پذیر نیست.


حتما بخوانید: موفقیت
 

شادی ثروتمند بودن یا به‌دست آوردن هر چیزی که می‌خواهیم، نیست

هر چند با زندگی کردن زیر خط فقر، خوشحال بودن واقعا کار سختی است! اما گذشته از این، به نظر نمی‌رسد شادی را هم بشود با پول خرید. تصور کنید ناگهان 50 میلیون تومان در سال افزایش درآمد داشته باشید، قبول دارم! من هم بودم هیجان‌زده می‌شدم! اما این خوشحالی مقطعی فقط تا زمانی طول می‌کشد که توقعات‌ جدیدی هماهنگ با این بودجه‌ی تازه پیدا کنید. شما خوشحال شدید چون قبل از این توقعاتی داشتید که کمتر از درآمد جدید‌تان بود و حالا اوضاع تغییر کرده است. شما خوشحال‌تر از قبل شدید چون پیش از این نمی‌دانستید قرار است پولدار‌تر شوید حالا که فهمیدید خوشحال شدید وگرنه شاید قبلش هم به اندازه‌ی کافی خوشحال بوده‌اید.

این شرایط درباره‌ی تمام چیزهایی که هر فردی مدت‌ها در حسرت داشتنش بوده‌ است، صدق می‌کند. درباره‌ی خانه‌ی جدید، اتومبیل جدید، ابزارهای جدید و… اما شما بهتر از من می‌دانید وقتی به هرکدام از این چیزها برسیم اولش شاد می‌شویم اما بلافاصله چیز دیگری می‌خواهیم تا با داشتن آن چیز جدید بتوانیم دوباره خوشحال بشویم. اما یک مورد استثنا وجود دارد، زمانی که پول‌تان را صرف تجربه با آدم‌های دیگر می‌کنید. مثلا پول‌تان را برمی‌دارید و به تعطیلات و سفر می‌روید، مکان‌های تازه را می‌بینید و اوقات هیجان‌انگیز و جذابی را با دوستان یا افراد خانواده‌تان می‌گذرانید، در این‌صورت به مفهوم واقعی شادتر خواهید بود. اما چه می‌شود کرد، به ندرت افراد این شادی‌ها را به کسب ثروت‌های بادآورده ترجیح می‌دهند.


برای شادی هایتان یادداشت های سپاسگذاری بنویسید

ضرب‌المثل قدیمی «بالاخره رسیدیم»، اغلب برای بحث شادی صادق است، هرکس در پی شادی باشد بالاخره روزی به آن می‌رسد! اما برخلاف تصور عموم شادی مقصد نهایی نیست چون تمام شادی‌ها موقتی هستند. مگر اینکه شما ژنتیکی فرد خوش‌شانسی باشید یا طبیعت شادی داشته باشید، در واقع چیزی که مهم است شاد ماندن و حفظ بقای احساس شادی درون شماست که تلاش زیادی می‌خواهد.

بیشتر تکنیک‌های ابداع شده برای شاد بودن، مثل یادداشت‌های سپاسگزاری، برای این است که شاد بودن جزو عادات ما باشد پس می‌توانید برای همه‌ی اتفاقات، یادداشت شکرگزاری بنویسید. نه تنها برای یک اتفاق، بلکه برای تمام رویدادهای زندگی‌تان حتی آنها که مدت کوتاهی خوشحال‌تان کرده است مثل ازدواج یا ترقی کردن، چون تمام این خوشحالی‌ها بعد از اینکه به آنها برسیم از بین می‌روند.

شادی و خوشبختی

 

حتما بخوانید: علم ثروتمندی​
چگونه خود را تبدیل به انسان شادی کنیم؟

o    به دنبال آرامش باشید


با قبول این عادت شروع کنید: چند دقیقه در روز را در تنهایی و سکوت بگذرانید. سوزان ویلیس، دکتر و مربی زندگی می‌گوید: واقعیت‌های زندگی مدرن، معمولا ما را مجبور به فکر کردن در مورد مسائل نگران کننده می‌کند. مثلا شما درباره‌ی این چیزها فکر می‌کنید: امروز چه کاری باید انجام دهید، 5 دقیقه پیش، چه چیزی گفته‌اید یا در مورد تماس تلفنی فردا که نگرانش هستید فکر می‌کنید.

یک زمان ساکت و آرام به شما این امکان را می‌دهد که آن سر و صداها را قطع کنید و متوجه شوید که واقعا چه چیزی برایتان مهم است. سوزان پیشنهاد می‌کند که ساعتتان را 10 دقیقه زودتر از وقت بیداری معمولتان تنظیم کنید (قبل از بیدار شدن اعضای خانواده یا زنگ خوردن تلفن) و به یک اتاق ساکت بروید.

در دفتر وقایع روزانه‌تان چیزی بنویسید، تمرینات تنفسی پاکسازی ذهن انجام دهید یا فقط یک شمع روشن کنید و آرام بنشینید. این تمرین، به شما کمک می‌کند که به دو روش شادی را پیدا کنید.

اول، جلوی ترشح هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول را می‌گیرد. اگر این هورمون‌ها تولید شوند، شما مضطرب، تحریک پذیر و ناراضی می‌شوید.

دوم، پزشکانی که در زمینه‌ی بودیسم و یوگا فعالیت می‌کنند معتقدند هنگامی که یاد بگیرید این نداهای درونی را ساکت کنید، چیز جالبی اتفاق می‌افتد. استفان کوپ، محقق مرکز یوگا و سلامت در لنوکس می‌گوید: هنگامی‌که شما آرام و ساکت هستید، پاسخ سوال «چه چیزی مرا خوشحال می‌کند؟» خود بخود مشخص می‌شود.


o    در زندگیتان، بدنبال خیر و خوبی باشید


کارشناسان می‌گویند اگر می‌خواهید واقعا خوشحال باشید، عادت کنید که در زندگی‌تان بدنبال خوبی باشید. هر روز لیستی از پنج چیزی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید تهیه کنید. شاید از چرت زدن روی نیمکت یا در آغوش گرفتن فرزندتان لذت می‌برید یا از اینکه وقت دارید تا با همسرتان شام بخورید، خوشحال و سپاسگزارید.

اینکه چطور این قدردانی را انجام می‌دهید به خودتان بستگی دارد. برخی از کارشناسان توصیه می‌کنند که آن 5 چیز را قبل از خواب بنویسید. بنابراین بطور ناخوداگاه با یک احساس مثبت به خواب می‌روید. بعضی دیگر پیشنهاد می‌کنند که قبل از هر وعده‌ی غذایی، در ذهنتان آنها را بررسی کنید. می‌توانید هر روز روی 5 چیز ثابت تمرکز کنید یا هر روز یک لیست جدید تهیه کنید.

 

شادباشیم

o    مانند یک دوست، با خودتان رفتار کنید


اگر به روش‌های منفی با خودتان صحبت کنید، نمی‌توانید خوشحال باشید. سوزان می‌گوید: چیزهایی که به خودتان می‌گویید، روی اخلاق و بدنتان تاثیر می‌گذارد.

افکار منفی باعث ترشح هورمون‌های استرس می‌شود و در نتیجه احساس بدتری پیدا می‌کنید. بسیاری از ما، یکسری انتقادات تند و خشن داریم که بی وقفه در ذهنمان در جریانند. اگر شما با این نوع صحبت کردن، شانس خود را برای رضایت و آرامش درونی از بین می‌برید، تصمیم بگیرید که با خودتان مانند یک دوست خوب صحبت کنید.

قول دهید که به افکارتان توجه کنید و وقتی متوجه افکار منفی شدید، آنها را با افکار مثبت جایگزین کنید.


حتما بخوانید: چگونه دیگران را متقاعد کنیم

                        هفت قانون معنوی موفقیت

o    کسی را به شام دعوت کنید


عادت دیگری که می‌تواند شما را به خوشبختی واقعی برساند، بخشنده بودن است. استفان کوپ می‌گوید: «بودا می‌گفت اگر ما قدرت بخشندگی را برای ایجاد شادی درک می‌کردیم، هرگز به تنهایی غذا نمی‌خوردیم.» او توصیه می‌کند که بیشتر کارهای سخاوتمندانه انجام دهید.

همه‌ی ما انگیزه‌های طبیعی برای بخشندگی داریم. مثلا ممکن است به ذهنتان خطور کند که یک دوست تنها را به شام دعوت کنید، به عمه‌ی پیرتان زنگ بزنید یا برای همکارتان قهوه بگیرید.


شاید بهانه بیاورید که وقت ندارید یا نمی‌خواهید پول خرج کنید. اما دفعه‌ی بعد که یکی از این افکار به ذهنتان رسید، به آن عمل کنید. بخشش، باعث ایجاد شادی می‌شود، هم در کسی که می‌بخشد و هم در گیرنده. آن احساسات خوب می‌توانند بمدت طولانی باقی بمانند.


o    یک لیست از لحظات شاد تهیه کنید


در نهایت برای شاد بودن، شما باید استعدادهای خود را بشناسید و هر روز از آنها استفاده کنید. بسیاری از مردم، زندگیشان را صرف تلاش برای رفع نقاط ضعفشان می‌کنند (صفاتی مانند بی نظمی، زود عصبانی شدن یا کمرویی شدید).

بجای اینکه روی نقاط ضعف‌تان تمرکز کنید، برای نقاط قوت‌تان، بیشتر انرژی بگذارید. توجه کنید که وقتی لبخند می‌زنید، در حال انجام چه کاری هستید. حداقل یک هفته، لیستی از این لحظات شاد تهیه کنید و در روز بعد، آنها را مطالعه کنید. تعدادی از لحظات شاد خود را انتخاب کنید و با خودتان قرار بگذارید تا جایی که می‌توانید، آن‌ها را تکرار کنید.
 

 

دانلود PDF مقاله:چگونه انسان شاد و خوشبختی باشیم؟

مطالب مرتبط

https://keramatzade.com/Motivation

می شوند و به بهانه های مختلف کاری که انجام می دهند را رها می کنند.

انگیزه چیست؟چرا برای ادامه زندگی به انگیزه نیاز داریم؟

 

انگیزه چیست؟


اگر بگوییم چون در زندگی مشکل هست دیگر نمی توان به زندگی امیدوار بود، حرف درستی نیست. زیرا اگر بدین شکل به زندگی بنگریم پس قطعا نباید در دنیا هیج فرد امیدوار و باانگیزه ای وجود داشته باشد. هیچ اختراعی نباید در دنیا صورت می گرفت؛ زیرا تا فرد به کوچکترین مشکلی در کار بر می خورد انگیزه و امید خود را از دست می داد. یا هیچ فوتبالیست معروفی نباید وجود می داشت زیرا اگر توپش وارد دروازه نمی شد ناامید و بی انگیزه می شد و فوتبال را کنار می گذاشت.


حتما بخوانید: کارآفرین​

                                 معنویت درمانی

تعریف انگیزه :


 افراد بسیاری هستند که در زندگی موفق نیستند، نه بخاطر اینکه استعداد، مهارت یا توانایی ندارند، بلکه بخاطر اینکه انگیزه کافی ندارند و خیلی زود خسته می شوند و به بهانه های مختلف کاری که انجام می دهند را رها می کنند.

یقینا داشتن امید در شرایط سخت زندگی کار آسان و راحتی نیست. بی شک بزرگترین هنر هر انسانی امیدوار بودن در شرایط سخت و دشوار زندگی است.

را از خود رفتاری را نشان می دهیم،مثلا به دنبال غذا می رویم؟چرا رفتارهای متفاوتی را نشان می دهیم،مثلا در پی غذا،اب،شهرت،کسب قدرت،پذیرش اجتماعی و جمع اوری مال می رویم؟چرا در اغلب اوقات فعال هستیم و لحظه ای نیز نمی توانیم ارام باشیم؟به قول اقبال لاهوری،چرا((ما زنده به انیم که ارام نگیریم))و به قول شهریار،چرا((پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه))و بسیاری چراهای دیگر.



برای پاسخگویی به سوالهای بالا چاره ای نداریم جز اینکه بپذیریم عواملی وجود دارند که نه تنها ما رابه فعالیت وا می دارند بلکه فعالیت ما را به سوی هدف خاصی سوق می دهد.روانشناسان این عوامل را انگیزه می نامند.بنابراین،می توان گفت که انگیزه، در زندگی موجود زنده،جایگاه بسیار مهمی دارد و اولین عنصر تشکیل دهنده ی رفتار است.انگیزه است که دانشجویی را وادار می کند تا ساعتها به مطالعه ی روانشناسی بپردازد،دانشجوی دیگر در ازمایشگاه به کشف و مشاهده ی میکروبها مشغول شود و دانشجوی سوم به ورزش یا هنر روی اورد.انگیزه است که یکی را به کسب ثروت وا می دارد و دیگری را در جهت خدمت به مردم سوق می دهد. بنابراین،مطالعه ی انگیزه ها از اهمیت خاصی برخوردار است.


هروقت بحث انگیزه یا انگیزش پیش می اید معمولا این سوال برای دانشجویان مطرح می شود که انگیزه با انگیزش چه تفاوتی دارد. از نظر دستور زبان فارسی،انگیزه اسم و انگیزش اسم مصدر از مصدر انگیختن است.بنا به نوشته ی لغت نامه ی دهخدا،انگیختن یعنی به حرکت دراوردن،چنان که حافظ می گوید

 

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد                     من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

 

انگیزه یعنی سبب،علت و انچه کسی را به کاری وادار کند.انگیزش یعنی تحریک و ترغیب.بنابراین،همانطور که در بالا اشاره کردیم، انگیزه یک عامل درونی است که انسان یا،بطور کلی موجود زنده را به حرکت در می اورد و انگیزش حالتی است که در اثر دخالت انگیزه به موجود زنده دست می دهد.برای مثال،می توان گفت کمبود مواد غذایی بدن یا نیاز به غذا،انگیزه و حالت گرسنگی یا احساس گرسنگی،انگیزش است؛کمبود اب بدن یا نیاز به اب،انگیزه و احساس تشنگی یا حالت تشنگی،انگیزش است؛نیاز به جنس مخالف،انگیزه و عاشق شدن و احساس تمایل به جنس مخالف،انگیزش است.در این رابطه،تلاش موجود زنده برای بدست اوردن غذا،اب یا جنس مخالف،رفتار نامیده می شود.

حتما بخوانید: علم ثروت​

راه های رسیدن به انگیزه

 


تفاوت انگیزه با انگیزش در چیست؟

فرق انگیزه با انگیزش تا اندازه ای مثل فرق محرک با تحریک است.می دانیم که تحریک حالتی است که در اثر دخالت یک محرک بوجود می اید،مانند انقباض و انبساط مردمک چشم،ترشح بزاق،لرزش پرده ی گوش،لرزیدن و عرق کردن که حالتهایی از تحریک را منعکس می کنند و در اثر محرکهای نور،غذا،صدا،سرما و گرما به وجود می ایند.گرسنگی و تشنگی،حالتهایی از انگیزش هستند که در اثر دخالت انگیزه های نیاز به اب و غذا تجلی می کنند.اما انگیزش با تحریک تفاوتهایی دارد که در زیر به برخی از انه اشاره می کنیم.


تفاوت انگیزه با تحریک در چیست؟

گفتیم که محرک موجب تحریک می شود.بنابراین،محرک نیز مثل انگیزه موجود زنده را به حرکت در می اورد.مثلا،وقتی صدایی می شنویم،به طرف ان بر می گردیم،وقتی نور شدیدی به چشمهای ما می تابد روی از ان بر می گردانیم یا پلکها را روی هم می گذاریم تا از ورود نور زیاد به چشمها جلوگیری کنیم.وقتی مورد حمله ی یک سگ قرار می گیریم،فرار می کنیم و در جایی پنهان می شویم یا به مقابله برمی خیزیم.وقتی به شدت می ترسیم یا به شدت سردمان می شود مثل بید بر خود می لرزیم.حال این سوال پیش می اید که فرق انگیزه با محرک(که هر دو ارگانیسم را به تحرک وا می دارند)و فرق انگیزش با تحریک(که هر دو حالتهایی از ارگانیسم را منعکس می کنند)چیست؟

در روانشناسی،انگیزه و انگیزش را معمولا زمانی به کار می برند که رفتار فرد از درون هدایت شود.وقتی از باز و بسته شدن مردمک چشم در اثر نور صحبت می کنیم،وقتی از ترشح بزاق در اثر قرار گرفتن غذا در دهان حرف می زنیم یا از لرزش پرده ی گوش در اثر صدا سخن می گوییم،صحبت از انگیزش نیست،زیرا همه ی این حالتها را محرکهای بیرونی راه می اندازند.


تا زمانی که نور،غذا و صدا وجود داشته باشند،مردمک چشم،غده ی بزاقی و پرده ی گوش،مثل ادمکهای خیمه شب بازی عمل خواهند کرد و هیچ نوع استقلال و خودمختاری نخواهند داشت.

رفتار حیوانات سطوح پایین،تقریبا به صورتی است که در پاراگراف بالا دیدیم،یعنی محرکهای بیرونی انها را هدایت می کند.اما به تدریج که در مقیاس تکاملی حیوانات بالاتر می اییم،رفتارهایی که یاداور رفتارهای ادمکهای خیمه شب بازی باشند کمتر می شود. حیوانات سطوح بالا(انسان و میمون)را بیشتر حالت فیزیولوژیک انها،حالاتی که دایما در حال تغییر است،و ضبط عصبی تجربه های گذشته اداره می کنند.به سخن دیگر،رفتار حیوانات سطوح بالا و مخصوصا رفتار انسان،تنها به کمک محرکهای بیرونی(محرکهایی که بطور دایم حضور دارند)هدایت نمی شود بلکه براساس نیازهای فیزیولوژیک و براساس اثار ظبط شده ی تجربه های قبلی در دستگاه عصبی(یادگیری)هدایت می شود.

بنابراین،نمی توان گفت کودکی که در کنار چشمه ایستاده است حتما اب خواهد خورد،مگر اینکه از تشنه بودن ان خبر داشته باشیم.همچنین نمی توان،تنها با مشاهده ی کودکی که به اتش نزدیک می شود،پیش بینی کرد که او خواهد سوخت یا اسیبی نخواهد دید،مگر اینکه از تجربه ی قبلی او درباره ی اتش اطلاع داشته باشیم.بدین ترتیب،اولین فرق انگیزش با تحریک این است که انگیزش در اثر دخالت در عوامل درونی بوجود می ایداما تحریک معمولا محصول دخالت عوامل بیرونی است.


انگیزه یکی از وجوه مهم زندگی انسان است. به گونه‌ای که یک فرد برای ادامه زندگی، بقاء، فعالیت و حتی تغییر نیازمند انگیزه است و بدون انگیزهزندگی انسان بدون حرکت، راکد، سرد و بی‌روح خواهد بود. برای پرورش، رفتارهای جدید باید یاد گرفت، اما برای عمل به آنچه یاد گرفته‌ایم، نیازمندانگیزه هستیم. اهمیت انگیزه اگر بیشتر از یادگیری نباشد، کمتر نیست.

حتما بخوانید:  چرا استرس خطرناک است؟

همه ما می‌دانیم که چگونه وزن خود را کم کنیم، نمره بالا بگیریم و با دیگران مهربان باشیم. سد راه رسیدن به بسیاری از اهداف، این است که آن‌قدر برایش ارزش قائل نیستیم که وقت بگذاریم و تلاش کنیم. 

برای تغییر، هم باید دانست(یادگیری) و هم باید خواست(انگیزه)؛ اما باید به این نکته توجه کرد که از دانستن تا انجام دادن فاصله زیادی است. خیلی چیزها مثل نیاز، بقاء، فشار، احساس، آسیب، ترس از خطر، پاداش، تعلق، آرزو، تصمیم، ارزش، مهارت، آزادی، ارضاء درونی، علاقه، لذت، تنفر، عادت، هدف و غیره به انسان انگیزه می‌دهد و همه اینها همزمان تاثیر خود را می‌گذارند. آنچه که باعث شروع فعالیت در انسان می‌شود، انگیزه است. به عبارتی انگیزه، نقش استارت را ایفا کرده و انسان توسط یادگیری بقیه راه را می‌رود.

 

انگیزه چیست

مراحل تنظیم انگیزه‌ فیزیولوژیک 


مرحله اول: حالت اشباع یا سیری 


در این مرحله هیچ نوع نیازی احساس نمی‌شود. موجود زنده (انسان یا حیوان) در یک حالت تعادل و عدم برانگیختگی فرار دارد. این حالت با گذشت مدت زمانی معین از بین می‌رود و کم‌کم نشانه‌های محرومیت بروز می‌کند. برای مثال پس از خوردن غذا در حالت اشباع قرار داریم. 

 


مرحله دوم: شروع حالت محرومیت 


پس از گذشت مدت زمان معینی کم‌کم علائم و نشانه‌های محرومیت از یک انگیزه (‌نیاز) بروز می‌کند. در این مرحله موجود زنده احساس نوعی عدم تعادل فیزیولوژیکی می‌کند. به عنوان مثال پس از گذشت مدتی معین فرد دوباره احساس محرومیت از غذا می‌کند. 


حتما بخوانید: والدین بچه های موفق​

                                                  راه های افزایش انگیزه در بی حوصلگی​

مرحله سوم: احساس نیاز 


با ادامه حالت محرومیت و عدم تعادل ، موجود زنده احساس نیاز (Need) می‌کند.نیاز واژه‌ایست که حالت فقدان یا کمبود در درون بدن موجود زنده را توصیف می‌کند. برای مثال با ادامه حالت محرومیت از غذا در موجود زنده احساس نیاز به غذا بوجود می‌اید. 


مرحله چهارم: بروز سایق (کشاننده) فیزیولوژیکی 


با گذشت زمان احساس نیاز منجر به بروز سایق (Drive) در موجود زنده می‌شود. سایق (کشاننده) واژه‌ایست حالت محرومیت را در سطح «روان شناختی» توصیف می‌کند. در واقع سایق (کشاننده) حالت تمایل روانی به چیزی خاص برای برآورده کردن احساس نیاز جسمی است. برای مثال احساس نیاز به غذا باعث به وجود آمدن تمایل به غذا خوردن در موجود زنده می‌شود. 


مرحله پنجم: بروز رفتارهای هدف‌گرا 


سایق‌ها (کشاننده‌ها) باعث بروز رفتار هدف‌گرا در موجود زنده می‌شوند. منظور از رفتار هدف‌گرا کارهایی است که با انجام دادن آن حالت نیاز از بین می‌رود. برای مثال سایق گرسنگی (تمایل به غذا) باعث بروز رفتار «گشتن به دنبال غذا یا رفتارهای دستیابی به غذا» می‌شود. 


مرحله ششم: بروز رفتارپایانی 


تمام رفتارهایی که به برآورده شدن سایق و نیاز کمک کند در مرحله رفتار پایانی انجام می‌شود. بدین ترتیب غذا خورده می‌شود، آب نوشیده می‌شود و ... 
مرحله هفتم: کاهش سایق (کشاننده)
کاهش سایق فرآیندی است که رفتار پایانی مرحله ششم توسط آن بازداری می‌شود. این موضوع خیلی اهمیت دارد، چرا که اگر رفتارهای مرحله ششم که توسط مراحل قبل از آن برانگیخته شده است، در این مرحله بازداری نشود، نتیجه آن فاجعه جسمانی خوآهد بود. برای مثال اگر موجود زنده قادر بازداری رفتار غذا خوردن نشود، امکان دارد آنقدر بخورد که بمیرد. همزمان که رفتار پایانی بروز می‌کند، بدن و در واقع مغز میزان دریافت مواد لازم را برای ارضا یک نیاز برآورد کرده و آن را کنترل می‌کند.


 با برآورده شدن مقدار لازم یک نیاز بدن حالت سیری یا اشباع را علامت می‌دهد و در واقع موجود زنده وارد مرحله اول می‌شود. 


حتما بخوانید: چگونه جذاب صحبت کنیم؛ نکاتی برای اینکه دیگران را مبهوت خود کنیم​

ارتباط تعادل حیاتی با انگیزه‌ فیزیولوژیکی 


زندگی موجود زنده از جمله انسان در گرو ثابت ماندن برخی رویدادهای درونی‌است. انسان و حیوان بر لبه پرمخاطره میان دو حد فیزیولوژیایی (هدم احساس نیاز و عدم اشباع یا سیری) گام برمی‌دارد. اما موجود زنده طوری ساخته شده است که این تعدل را حفظ می‌کند. حتی وقتی دنیای بیرونی تغییر می‌کند، وضعیت درونی ما نسبتا ثابت می‌ماند. در واقع بدن با ابزار فرایندهای فیزیولوژیک در جهت حفظ تعادل حیاتی (Homeostasis) گام برمی‌دارد. فرآیند تعادل حیاتی سامانه‌ای است که فعالانه برای حفظ وضعیتی ثابت تلاش می‌کند.

تحقیقات آزمایشگاهی نشان داده است که بدن برای حفظ تعادل حیاتی خود مقداری آب ، نمک ، قند ، کلسم ، اکسژن ، حرارت ، درجه اسیدی بودن ، میزان پروتئین‌ها و چربی‌ها را در سطح خون به میزان ثابتی حفظ می‌کند. این ثبات مرهون کنش متقابل پیچیده‌ای میان دستگاههای عصبی ، دستگاههای غدد درون ریز ، اندام‌های بدن و بازتاب‌های فطری است

رفتارهای انسان به استثنای برخی بازتاب‌های ساده به «انگیزه» (Motive) بستگی دارد. به عبارت دیگر ، ظهور رفتار انسان تنها به وجود محرک و متغیرهای ژنتیک وابسته نیست، بلکه شدت و فرکانس متغیرهای مداخله‌گر درون ارگانیزمی (درون انسان) در پدیدآیی رفتارهای انگیزشی سهم بسزایی دارد. فرایندهای انگیزشی جهت و شدت رفتارهای هدفمند را تعیین می‌کنند و افراد این فرایندها را در ذهن خود به صورت امیال آگاهانه تجربه می‌کند. 

 

اما در یک جمع‌بندی کلی می‌توان انگیزش را به صورت « مجموع متغیرها‌ی پیچیده ارگانیزمی و محیطی که کنش آنها به فعالیت عمومی و جهت‌دار احساس و رفتار منجر می‌شود.» تعریف کرد.

 

دانلود PDF مقاله: انگیزه چیست؟چرا برای ادامه زندگی به انگیزه نیاز داریم؟

مطالب مرتبط

https://keramatzade.com/Thinking-positive

متوجه می‌شویم که این دسته از اتفاقات را اتفاقات به‌ظاهر بد نام‌گذاری کردم.

مثبت اندیشی و 11 نتیجه فوق العاده ی آن در زندگی

افکار منفی بدون اینکه خودمان بخواهیم در مغز و فکرمان در حال پچ پچ کردن هستند و بعضی اوقات آنقدر صدای پچ‌پچ‌شان بلند می‌شود که کلافه کننده است. همه تجربه صداهایی را در مغزمان داشتیم که می‌گفت : باز این کار رو خراب کردی، از پس این کار هم بر نمیایی یا من در مقایسه با دیگران هیچم! و صدها صدای اینچنینی. صدای افکار یک فرایند طبیعی در مغز است اما مشکل از جایی شروع می‌شود که به جای افکار مثبت فکرهای منفی سهم بیشتری تصاحب می‌کنند.


حتما بخوانید: معجزه های علمی قرآن

                                                                                            ترجمه نامه 31 نهج البلاغه

مثبت اندیشی چیست؟

نظر من در خصوص مثبت اندیشی این است که مثبت اندیشی برداشتی است که ما نسبت به وقایع، اتفاقات و شرایطی که برایمان پیش می‌آید داریم، در کل باید بگویم که ما دو نوع اتفاق داریم:
اتفاقات خوب
اتفاقات به‌ظاهر بد
من نمی‌گویم اتفاقات بد چراکه معتقد هستم اصلاً این دسته وجود ندارد و هر اتفاقی که برایمان رخ می‌دهد، هر شرایطی را که ما تجربه می‌کنیم، هر رویدادی که پیش می‌آید، در کل هر چیزی که در جهان رخ می‌دهد خیر است و خوبی و غیر از این نمی‌تواند باشد، اما ما یا خیر آن را همان لحظه می‌فهمیم که اسم این دسته را گذاشته‌ام اتفاقات خوب یا خیر آن را بعد متوجه می‌شویم که این دسته از اتفاقات را اتفاقات به‌ظاهر بد نام‌گذاری کردم.


پس با این حساب هر اتفاقی که برایمان رخ می‌دهد به نفع ماست یا آن را همان موقع متوجه می‌شویم یا بعداً.
فکر مثبت می تواند زندگی شما را به طرز چشمگیری تغییر دهد اما در عین حال مجبور کردن خود برای اندیشیدن به یک سبک خاص، 
ایده خوبی نیست.

 

معجزات مثبت اندیشی چیست

حتما بخوانید: عاداتی که انسانهای دوست داشتنی دارند

معجزات مثبت اندیشی چیست؟


1.    با مثبت اندیشی با استرس مقابله کنید.


به خاطر داشته باشید که صاحبان تفکرات مثبت به جای مشکلات به راه حل ها نگاه می کنند. وقتی روی راه حل ها متمرکز می شوید بدون شکاسترس شما کمتر می شود.


2.    با مثبت اندیشی به آرامش ذهنی برسید.

مثبت اندیشی موجب می شود به طرف مثبت سکه زندگی توجه کنید. وقتی فردی به بخش مثبت زندگی فکر می کند به آرامش ذهنی می رسد. افکار مثبت شما را آرام می کنند چون دیگر محدود نیستید برای رسیدن به اهدافتان از روش حمله و خشونت استفاده کنید.

 


3.    با مثبت اندیشی می توانید روابط عمیق تری داشته باشید.

آیا شما هم جذب افرادی که اندیشه مثبت بیشتری دارند، نمی شوید؟ چرا انسان هایی که صاحب تفکر مثبت هستند روابط عمیق تری با دیگران ایجاد می کنند و ارتباط گرفتن با آنها آسانتر است.



4.    با مثبت اندیشی برنامه ریزی بهتری برای زندگی داشته باشید.

وقتی ذهنتان از افکار منفی و غیرضروری پاک شود، بی تردید افکارتان سازمان یافته تر می شوند که تاثیر این امر در فعالیت ها و کارهای روزمره شما منعکس می گردد.

در نهایت نیز حاصل مثبت اندیشی شما سازمان یافتگی بهتر فضا و محیط زندگی تان است. وقتی مثبت می اندیشید، انرژی بیشتری دارید و کارهای خود را بهتر و مرتب تر انجام می دهید. فردی که تفکر مثبت دارد کمتر دچار آشفتگی و بی برنامگی می شود.


5.    با مثبت اندیشی بهتر به اهداف خود برسید.

با تفکر مثبت شما روی راه حل متمرکز می شوید و وقت و انرژی خود را صرف احساسات منفی نمی کنید. حذف احساسات منفی انرژی تمرکز شما را روی کارهایتان افزایش داده و سریعتر به هدفتان می رسید.

 

تاثیرات مثبت اندیشی


حتما بخوانید: 6 اخلاق سمّی که آدم‌ها را از شما می‌راند​

6.    با مثبت اندیشی قدرت تمرکز خود را بلا ببرید


وقتیکه مثبت اندیش باشید قدرت تمرکزتان رو چیزی که میخوایید و هدفی که دارید بالاتر میره و باعث میشه که دیگه به حواشی، نویزها، منفی بافی ها، و کلا هر چیزی که بوی غم و اندوه میده یا براتون ناامیدی به بار میاره و حواستون رو پرت میکنه، کاری نداشته باشید. یعنی رها میکنید، هر چی که اذییتون میکنه و باعث میشه اعتماد به نفس و عزت نفستون رو ازتون بگیره. عکسش هم صادقه، یعنی زمانیکه انرژی و اعتماد به نفستون پایین باشه دیگه نمی تونید رو نقاط مثبت زندگیتون تمرکز کنید و به چیزی که میخوایید برسید. پس در این بین فقط داشتن روحیه بالا و تفکر مثبته که شما رو از این دالون فکری بیرون میاره و به سر منزل مقصود میرسونه.


7.    با مثبت اندیشی شانس های جادویی زندگی خود را بیشتر کنید


تا زمانیکه بنا منفی بافی و غر زدن و نق و نوق کردن داشته باشی، هیچوقت نمیتونی نیمه پر لیوان رو ببینی. همینجوری میشه که هر جا میری بدشانسی پشت سرت میاد، هر جا میرسی مشکلاتت از تو جلوتر اونجا اتراق کرده و بدبیاری پشت بدبیاری و به قول معروف: به دریا میرسی، خشک میشه. اما همینکه دیدگاهت تو عوض میکنی و بر روی نکات مثبت زندگیت تمرکز میکنی، دیگه انگار دنیا برات رنگه دیگه ست. دیگه فقط نیمه پر لیوان رو میبینی و از آسمون واست طلا میباره و دست به خاکستر میزنی طلا میشه. مثبت اندیشی این رو بهت یاد میده مشکلات در زندگی انسانها ابدی و همیشگی نیستند و هر چالشی تو زندگی یه حکمتی داره و قطعاً راه حلی براش پیدا میشه. وقتیکه مثبت باشی به خودت میگی اینم یه خوان دیگه هست که من حتما ازش با موفقیت عبور خواهم کرد. یه انسان مثبت رو زندگی خودش سواره و مهندس زندگی خودشه. پس شعارش اینه: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.


8.    با مثبت اندیشی اعتمادبه نفس خودرا بالاببرید


خود باوری یکی دیگری از نشانه ها و اثرات مثبت اندیشی در فرد است. مثبت اندیشی ارتباط مستقیمی با اعتماد به نفس شما دارد. وقتیکه مثبت اندیش باشی اعتماد به نفس شما بالا میره و این باعث میشه که به خودت و تواناییهات اعتماد و اعتقاد داشته باشی. و به خودت بگی: این منم که لایق رسیدن به تمام هدفهام در زندگی هستم، این منم که از پس هر چالشی تو زندگیم برمیام و به اوج آرزوهام تو زندگی میرسم. قطعاً زمانیکه شما چنین تصوراتی از خودت داری تمام آدمهای اطرافت هم مجبور میشند که مثل تو فکر کنند و باهات هم عقیده باشند.


حتما بخوانید: چگونه میلیاردر شویم؛ 7 راهکاری که با آن می‌توانید پول پارو کنید
 

9.    با مثبت اندیشی فردی بااراده می شوید


مثبت اندیشی این خاصیت رو داره که در موتور اراده تو روشن میکنه و برنامه نویسی شو طوری انجام میده که تا زمانیکه به هدفی که تعیین کردی و زندگی رویایی که میخوای داشته باشی نرسی از حرکت بازنمی ایسته. همه ی عزمتو جزم میکنه تا به جایی که تعیین کردی برسی. تلخی و شکست ها تو رو متوقف نمیکنه و بر عکس دیدت رو بازتر میکنه ومسیر رو واست هموارتر میکنه.

 


10.    با مثبت اندیشی میتوانی  علایق و استعدادهای خود را کشف کنی


با داشتن یه ذهن مثبت میتونی علایقت رو کشف کنی و با تمرکز روی اونها شانس موفقیتت رو افزایش بدی. وقتیکه کار مورد علاقه تو با تمام شور و اشتیاق و هیجان درونت انجام میدی، انرژی مثبتی سمت کائنات میفرستی که زمین و زمان دست به دست هم میدن تا هرچی که بخوای همون بشه و تسلیم امر تو میشن.


11.    با مثبت اندیشی تبدیل به اسطوره میشوی


وقتیکه مثبت اندیش باشی، اعتماد به نفست بالا میره همین باعث میشه که به خود باوری برسی، وقتیکه خودت رو بشناسی و باور داشته باشی پس به علایق و تواناییهات هم اعتقاد پیدا میکنه و با شور و حرارت و هیجان درونیت برای رسیدن به هدفات تلاش میکنی. و آخر قصه اینه که وقتیکه در نهایت سربلندی به اون چیزی که میخواستی رسیدی تبدیل میشی به یک اسطوره در جمع خانواده و دوستان و آشنایان و هر کسی که تو رو میشناسه و از خطرات و خاطراتت خبر داره. اینجویه که میشی نقل محافل میشی الگوی عمل واسه بقیه، همه میان پیشت تا ازت مشاوره بگیرن همه ازت میپرسن: تو چی کار کردی ما هم همون کار رو انجام بدیم. پس میشی یه الگو، یه مشاور، یه معلم، و یا شایدم یه رهبر.


حتما بخوانید: افزایش درآمد با 8 راهکاری که جیب‌تان را پر پول می‌کند

 

معیارهای انتخاب همسر​

جمع بندی مثبت اندیشی


تو تقدیرت نوشته هرچی خواستی، پس خوب باش و خوب بخواه
دیگه نیازی نیست که بخوام خیلی توضیح بدم. در واقع نتیجه کلی همه موارد بالا که مفصل در موردش حرف زدیم نهایتش همین میشه. وقتیکه در نهایت آرامش و تمرکز خدا رو به خاطر داشته هات شکر کنی و روی نقاط مثبت زندگیت تمرکز کنی با وفور نعمت در زندگیت مواجه میشی، به خودباوری میرسی، علایقت رو کشف میکنی، واسه زندگیت هدف گذاری میکنی، با شور و هیجان به سمتشون میری و به دستشون میاری و تبدیل به موجودی افسانه ای میشی. دیگه لازم نیست همه بدبیاری ها و تقصیراتت رو بندازی گردن سرنوشت و تقدی و نصیب و قسمت و اینجور چیزا. تقدیر همه چیز دست خودته، اینو باور کن.

 

برگرفته از: successstory

احمدرضا کرامت

گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده

 

دانلود PDF مقاله:مثبت اندیشی و 11 نتیجه فوق العاده ی آن در زندگی