

متقاعد کردن
5,480 بازدیدمطالعه بیشتر ...

اینکه یاد بگیریم دیگران را چگونه متقاعد کنیم، خیلی جاها به کارمان میآید. راز متقاعد کردن افراد-یک وقت لازم است رئیستان را با زبان متقاعد کنید که روی فلان پروژه سرمایهگذاری کند، گاهی هم پیش میآید که با زبان خوش از یک بچه مهدکودکی بخواهید قبل از خواب مسواک بزند یا کسی که قصد خودکشی دارد را از لب سکوی مترو به عقب فرابخوانید. اگر بدانید چطور این زبان را در کام خود بچرخانید که حرفهایتان متقاعدکننده باشد، خرتان از پل خواهد گذشت. پس بیمعطلی با ما باشید با 15 راز افرادی که متقاعد کردن دیگران را خوب بلدند.راز متقاعد کردن افراد
اصولا به کسی میگویند آدم خوش سر و زبان که قادر باشد با چهار کلام حرف زدن آدمهای دیگر را متقاعد کند کاری که او میخواهد را انجام دهند. سلاح مخفی این افراد «فرو کردن خود در دل دیگران» است. با همین زبان 10 سانتیمتریشان کاری میکنند که نه تنها شیفتهی نظراتشان بشوید، بلکه کشته و مردهی خودشان هم بشوید. لابد میپرسید رازشان چیست؟
آدم خوش سر و زبان مخاطب خودش را مثل کف دستش میشناسد و از این شناخت برای صحبت کردن به زبان او استفاده میکند. راز متقاعد کردنافراد-اگر بداند طرفش خجالتی است با لحنی آرام سر صحبت را باز میکند و اگر بداند مخاطبش پر جنب و جوش و قاطی پاتی است، پرحرارت سخن میراند تا او را متقاعد کند. موقع گفتگو هر کسی قلق خودش را دارد و به کار گیری ظرافت در این راه باعث خواهد شد حرفهایتان راهی به گوش دیگران پیدا کند.

اگر مردم بدانند شما چه جور آدمی هستید، امکان اینکه حرفی را ازتان قبول کنند و شما بتوانید آنها را متقاعد کنید، خیلی بیشتر است. تحقیقاتی در همین زمینه در دانشگاه استنفورد برگزار شد و از دانشجویان خواسته شد تا در سر کلاس با یکدیگر به توافقاتی برسند. ابتدا، بدون ارائه هیچگونه دستورالعملی، دانشجویان موفق شدند در 55 درصد از مذاکرات به توافق برسند. اما پس از اینکه به دانشجویان گفته شد قبل از هر گونه مذاکره، پیشزمینهای از شخصیت خود را به طرف مقابل ارائه دهید، این میزان به 90 درصد افزایش پیدا کرد.راز متقاعد کردن افراد
نکتهی کلیدی در اینجا این است که از گیر افتادن در پس و پیش بحث خودداری کنید. کسی که دارید باهاش صحبت میکنید یک آدمیزاد است، نه یک حریف یا سیبل تیراندازی. فارغ از اینکه محتوای گفتگویتان تا چه حد متقاعد کننده باشد، اگر نتوانید با طرف مقابل یک رابطهی آدمیزادی تشکیل بدهید، حرفتان هیچ اثری در او نخواهد داشت.
آدمهایی که راز متقاعد کردن دیگران و اصول تاثیرگذاری را خوب میدانند، اهل زورتپان کردن نظراتشان در حلق دیگران نیستند، در عوض با آرامش و اعتماد به نفس، پرده از روی ایدههایشان برمیدارند. حرفی که قرار باشد به زور داد و قال به کرسی بنشیند مفت نمیارزد. شیوهی «الان حالیات میکنم حق با کیه» در بهترین حالت باعث جیم شدن طرف مقابل خواهد شد.
آدم خوش سر و زبان در گفتگو زیادهخواه نیست. حواسش هست که برای حفظ جایگاه فتیلهی خود را بالا نکشد، چرا که میداند زیرک بودن در این است که در دراز مدت قلب آدمها را تسخیر کنی، نه اینکه با بحث کردن فتیلهپیچشان کنی. اگر در بحثی بودید که بالا گرفت، سعی کنید اعتماد به نفس خودتان را حفظ کنید اما آرامشتان را از دست ندهید. عجول نباشید و لجاجت را کنار بگذارید. مطمئن باشید که اگر ایدهتان واقعا خوب است، کافی است به دیگران وقت بدهید تا آن را به درستی درک کنند.
طرف دیگر بوم این است که ایدهی خودتان را با ترس و لرز بهصورت سؤالی مطرح کنید یا طوری آن را بیان کنید که انگار مستلزم تأیید دیگران است. اگر آدم خجالتیای هستید سعی کنید ایدههایتان را به شکل خبری و یا «دانستنیهای جالب» بیان کنید تا مخاطبتان را به فکر فرو ببرد. شاخ و برگهای اضافی را هم از حرفهایتان هرس کنید. کجای «به نظر من» یا «امکانش هست که» باعث خواهد شد حرفهای شما ترغیبکنندهتر به نظر برسند؟

اگر میخواهید موقع صحبت کردن ذهن آدمها را درگیر خودتان بکنید، بد نیست از حرکات و حالات بدن و لحن صدای خود آگاه باشید. استفاده کردن از لحن مشتاقانه، باز کردن دستها از یکدیگر، حفظ ارتباط چشمی و متمایل کردن بدن به سمت فردی که دارد صحبت میکند، همگی از مثالهای زبان بدن مثبت به شمار میروند. زبان بدن مثل زیرنویسی برای حرفهای شما عمل میکنند. اگر این زیرنویس با صحبتهایتان هماهنگ باشد، شنونده مجذوب صحبت کردن شما خواهد شد و حرفهایتان راحتتر متقاعدش خواهند کرد. پس یکی از رازهای خوش سر و زبانی این است که «چگونه گفتن از چه چیزی گفتن مهمتر است».
آدم خوش سر و زبان قادر است محتویات داخل ذهنش را خیلی سریع و واضح برای دیگران بیان کند نه اینکه پت پت کند و حرفهای اضافه بزند. اگر به چیزی که بر زبان میآورید به خوبی احاطه داشته باشید، آنگاه توضیح دادن آن به کسی که با آن موضوع آشنا نیست، کار چندان سختی نخواهد بود. یعنی باید چنان به سوژهی مورد بحثتان مسلط باشید که حتی بتوانید آن را به یک بچهی دماغو هم توضیح بدهید.
خود اورجینالشان هستند. اصل بودن و راستگویی از ملزومات خوش سر و زبانی است. جنس قلابی مشتری ندارد. آدمها مجذوب کسانی میشوند که جنس اصل هستند. به جنس اصل است که میتوان اعتماد کرد چه میخواهد آدم باشد چه چرخگوشت. نمیدانم چطور میتوان به کسی اعتماد کرد که واقعا مشخص نباشد چه جور آدمی هست و چه احساساتی دارد.
آدم خوش سر و زبان خودش را میشناسد و به اندازهی کافی هم به خودش اعتماد به نفس دارد که از بیان کردن درونیاتش خجالت نکشد. اگر سعی کنید تمرکزتان را بگذارید روی چیزهایی که شما را به عنوان یک فرد خوشحال میکنند، صد برابر جذابتر و خوش سر و زبانتر از آن زمانی خواهید شد که زور بزنید کس دیگری باشید تا بلکه نگاه مردم را به خود جلب کنید.

یکی از تاکتیکهای قدرتمند خوش سر و زبانی این است که در جایی از بحث و گفتگو نظرات طرف مقابل را تصدیق کنید. به هر حال بیعیب و خطا که نیستید و در جاهایی از بحث ممکن است حق با دیگری باشد. تصدیق کردن نظر طرف مقابل، نشانهی روشنفکری و ارادهی نیکو برای بهتر شدن است. اگر بر خلاف کوالا که به درخت میچسبد، با سماجت به حرفتان نچسبید، در واقع دارید به مخاطبتان میگویید که عمیقا برایش ارزش قائلید. آسمان به زمین نمیآید اگر وسط بحث به جای پارازیت-وِل-دادنهایی نظیر «اوکی، حتما درست میگی!» برگردید و صادقانه بگویید «حق با توئه. منطقی بود حرفت».
حرف زدن مثل پینگپُنگ میماند. خیلی وقتها هم سرویس حریفان در زمین شما میخوابد. هیچ پینگپنگبازی هر روز از خواب بلند نمیشود به امید اینکه تا آخر عمرش بقیه را 21-0 شکست بدهد. آدم خوش سر و زبان بازندهی بدی نیست که هر وقت حریفش از او امتیاز گرفت راکت را بکوبد روی میز.
یکی از بزرگترین اشتباهات آدمها در حین صحبت کردن این است که به جای خوب گوش کردن به حرف طرف مقابل، حواسشان به این است که هنوز جملهی یارو به انتها نرسیده، عینهو اژدر زیردریایی حرف خودشان را وِل بدهند. گوششان هیچ ایرادی ندارد؛ در واقع تک تک کلمات را خیلی خوب میشنوند، اما صبر نمیکنند تا معنی آنها را هم آنالیز کنند.
راه آسانی که برای مهار اژدر وجود دارد این است که میان حرفهای طرف، راجع به چیزهایی که میگوید از او سؤال بپرسیم. آدمها ناراحت میشوند که بفهمند به حرفهایشان گوش نمیدهیم. این سؤال پرسیدن ما فایدهاش این است که طرف مقابل نه تنها متوجه میشود که گل لگد نمیکند، بلکه ما آنقدر پیگیر هستیم که اگر جایی رد حرفهایش را گم کردیم سعی میکنیم با سؤال کردن دوباره خودمان را به او برسانیم. باورتان نمیشود که طرف مقابل چه احساس خوبی از حرف زدن خود به دست میآورد و این را مرهون شماست. او قطعا دفعهی بعد هم برای صحبت کردن دنبال شما خواهد گشت.
تحقیقات علمی نشان میدهند که آدمها با تصویرسازی زودتر قانع میشوند. آدمهای خوش سر و زبان که روشهای متقاعد کردن دیگران را خوب میدانند، گنجینهی قدرتمندی از تصاویر ذهنی دارند که موقع صحبت کردن به خوبی ازش استفاده میکنند. وقتهایی که موضوعات بیش از حد انتزاعی باشند و نتوان تصویری از آنها ارائه داد، آدم خوش سر و زبان شروع میکند داستانی تعریف کند که به ایدهاش زندگی ببخشد. اگر داستان خوبی تعریف کنید، تصویری از حرفهای شما در ذهن گیرنده ایجاد میشود که به سختی فراموش میشود و به راحتی به یاد آورده میشود.
مقاله مرتبط : چگونه ثروتمند شویم؟

تحقیقات نشان میدهند که بیشتر مردم در همان 7 ثانیه اولی که چشمشان به شما میافتد، تصمیمشان را میگیرند که ازتان بدشان بیاید یا خوششان بیاید. از ثانیهی 8 به بعد تا آخر مکالمه، پیش خودشان سبک سنگین میکنند که آیا تصمیم اولیهشان درست بوده یا نه. خب اینکه خیلی بد است! البته اگر با این قضیه آگاهانه برخورد کنید چه بسا که حسابی به نفعتان تمام شود و اسم خودتان را در دفترچهتلفن طرف به عنوان یک آدم باحال ذخیره کنید. چیزهایی که باید رعایت کنید عبارتند از: زبان بدن مثبت، حالت ایستادن یا نشستن قدرتمند، محکم دست دادن، لبخند خوشگل و باز بودن شانهها در حین صحبت کردن. این روش تضمینی است.
سخنان ضربتی با مقولهی خوش سر و زبانی به هیچ رقم آبشان در یک جوی نمیرود؛ در نتیجه با ملایمت برخورد کنید. تحقیقات نشان دادهاند که وقتی بخواهید به شیوههای اورژانسی آدمها را به موافقت با خود دربیاورید، آدمها ترجیح میدهند روی مواضع خودشان بیشتر پافشاری کنند. آژیر زدن شما باعث میشود که بیفتند جلوی شما و راه را بهتان ببندند. اگر مو لای درز حرفتان نمیرود پس نگران چه هستید؟ آمبولانس را خاموش کنید و اجازه بدهید زمان کار خودش را بکند. معمولا ایدههای خوب مثل ترشیبندری هستند. زمان میبرد تا جا بیفتند.
اسم هر کسی بخش جداییناپذیر هویتش است و موقعی که دیگران آدم را به اسمش صدا میزنند احساس خاصی به آدم دست میدهد. آدمهای خوش سر و زبان حواسشان هست هر دفعه که هر شخصی را در حین راه رفتن هم دیدند او را به اسمش صدا کنند، نه اینکه فقط وقت حال و احوالپرسی باهاش اسمش را به کار ببرند. تحقیقات نشان میدهند به کار بردن اسم برای خطاب کردن اشخاص باعث میشود اعتبارتان پیش آن شخص تأیید شود.
اگر از آن آدمهایی هستید که فقط قیافهها یادشان میماند و موقع به خاطر آوردن اسامی ریپ میزنند، بد نیست کمی تمرین حافظه کنید تا این نقیصه برطرف شود. اگر دفعهی اولی است که با کسی ملاقات میکنید و پس از معرفی اسمش را درست نشنیدید یا همان لحظه فراموشتان شد، خجالت نکشید. ارزشش را دارد که برای بار دوم اسمش را بپرسید.
خوش سر و زبانها جایی نمیخوابند که زیرش آب بدهد. آنها میدانند چطور و کِی سر موضعشان سفت و سخت باقی بمانند و در عین حال چه موقعی و چطور آسان بگیرند. اگر همه چیز را دست خودتان بگیرید که باعث خوشحالی بقیه نمیشود. چیزهای خوب باید دست بچرخد تا همه احساس خوشحالی کنند. آدم خوش سر و زبان این کار را میکند چون میداند که در دراز مدت باعث میشود احترام آدمها را به دست بیاورد؛ هر چه باشد موفق بودن بهتر از «درست بودن» است.
آدمها به طور طبیعی (و البته ناخواسته) زبان بدن آدمی که باهاش صحبت میکنند را آینه میکنند. اگر میخواهید دیگران شما را باور کنند و دوستتان داشته باشند، موقعی که باهاشان صحبت میکنید لبخند بزنید تا آنها هم بیاختیار لطف شما را جبران کرده و لبخندی به شما برگردانند. آدمهای خوش سر و زبان را زیاد در حال لبخند زدن میبینید، چون شور و شوق خاصی برای محقق شدن ایدههایشان در سر دارند و این خوشحالیشان واگیردار است.رازمتقاعد کردن افراد
در ابتدا میخوام بگم که قدرت کلمات چیه تا بگم جملات تاکیدی چی هستند و چه نقشی در زندگی دارند و
چه تاثیر بر آینده ما دارند و نحوه گفتن و شرایط جملات تاکیدی را خدمت تان بیان خواهم کرد.
دانلود ویدیو رایگان مرتبط : چگونه با قانون جذب ثروتمند شویم؟
1- قدرت باور نکردنی جملات تاکیدی
کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند. به عبارت ساده
آنچه می گویی فکری است که بیان میشود. کلمهها و اندیشهها
دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امور ما شکل
میدهند. ناخودآگاه مان، تنها افکار و کلمات به کار برده شده را
میشنود و غیرارادی آنها را تکرار میکند، و بر وجود ما تاثیر
میگذارد. پس چه بهتر که این افکار را در مسیر مثبت و سازنده و
با کلماتی نیرو زا و قدرتمند به کار ببریم تا اثرات فوق العاده آن را در
خود حس کنیم .
بنابراین به جای ... بگوییم ... به جای "پدرم در آمد" ; بگوییم: خیلی راحت نبود
به جای "خسته نباشید" ; بگوییم: خدا قوت
به جای "دستت درد نکند" ; بگوییم: ممنون از محبتت - سلامت باشی
به جای "ببخشید مزاحمتون شدم" ; بگوییم: از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای "گرفتارم" ; بگوییم: در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای "دروغ نگو" ; بگوییم: راست می گی؟ راستی؟
به جای "خدا بد نده" ; بگوییم: خدا سلامتی بده
به جای "قابل نداره" ; بگوییم: هدیه برای شما
به جای "شکست خورده" ; بگوییم: با تجربه
به جای "مگه مشکل داری" ; بگوییم: مگه مسئله ای داری؟
به جای "فقیر هستم" ; بگوییم: ثروت کمی دارم
به جای "بد نیستم" ; بگوییم: خوب هستم
به جای "به درد من نمی خوره" ; بگوییم: مناسب من نیست
به جای "مشکل دارم" ; بگوییم: مسئله دارم
به جای "جانم به لبم رسید" ; بگوییم: خیلی راحت نبود
به جای "فراموش نکنی" ; بگوییم: یادت باشه
به جای "داد نزن" ; بگوییم: آرام باش
به جای "من مریض و غمگین نیستم" ; بگوییم: من سالم و با نشاط هستم
به جای "غم آخرت باشد" ; بگوییم: شما را در شادی ها ببینم .
2-حالا جملات تاکیدی چی هستند؟
جملات تاکیدی، جملات و عباراتی کوتاه هستند که از طریق آنها میتوان به آنچه که انسان از خود دور کرده
است برسد. به عبارتی دیگر ، شخص با توجه به آرزویی که دارد و با رعایت اصولی، آنها را یادداشت میکند و
در فواصل زمانی مشخص چندین و چند بار، تکرار میکند تا اینکه پس از مدتی به خواسته خود میرسد . به
بیانی ساده جملات مثبت در جهت رسیدن به خویشتنی واقعی است .
اصل این فرضیه بر این است که به هر چه بیندشی به همان سمت خواهی رفت و هر آنچه را در ذهنت تصور
کنی و تجسم قوی از آن ایجاد کنی و در فواصل زمانی به طور مداوم به آن بیندیشی حتما و بدون استثنا به
آن خواهی رسید.
در واقع جهان و موقعیت ما بازتابی از حالات ذهنی ماست. مثلا هر چقدر ما مثبت اندیش باشیم و به زیبایی
ها فکر کنیم، بهره بیشتری از شادی و موفقیت خواهیم داشت و بر عکس هر چقدر بدبین و منفی باف باشیم،
رنگی از خوشی و سعادت در زندگی نخواهیم دید .
دانلود مقاله مرتبط : علم ثروتمندی
و همانطور که از تعریف باور پیداست باور فکر یا ایده ای است که بارها و بارها تکرار شده تا در نهایت از فیلتر
ضمیر خود آگاه عبور کند و بر ضمیر ناخودآگاه نشسته و در آن حک شود.
بر این اساس و برای آشنا کردن ذهن و بارور کردن افکار مورد نظر جملات تا کیدی را تنظیم میکنند . که اگر
بدانید از هر کدام از آنها در چه زمانی استفاده کنید می توانید بهترین بهره را از آن ببرید .
از طرفی ضمیر ناخودآگاه که از آن به عنوان ذهن معنوی یا کائناتی نام برده میشود، حد و مرزی نمیشناسد
مگر برای هرآنچه خود آگاهانه انتخاب میکنید. عادتهای شما در ضمیر ناخودآگاهتان وجود دارد. ضمیر
ناخودآگاه به مراتب قویتر و سریعتر از ضمیر خودآگاه است. ضمیر ناخودآگاه میتواند شما را به هرجایی که
میخواهید ببرد و کمک میکند تا سریع تر و راحت تر از آنچه ضمیر خودآگاه میتواند برایش کاری کند، به
آرزوهایتان در زندگی برسید .
ضمیر خودآگاه قادر نیست مفاهیم یا عقاید را رد کند، که بدین معناست ما میتوانیم با استفاده از ضمیر
خودآگاه، باورهای ضمیر ناخودآگاه را دوباره برنامه ریزی کنیم، و ذهن ناخودآگاه مجبور است عقاید و باورهای
جدید را بپذیرد، یعنی ذاتا نمیتواند آنها را رد کند .
بنابراین با برنامهریزی ضمیر ناخودآگاه خود، خودتان را برای موفقیت و کسب ثروت، کارآفرینی، اعتماد به
نفس، عشق و محبت روز افزون و ... آماده میکنید .
با این روش که هر روز به صورت مستمر انجام میدهید عادتهای خود را برنامهریزی نموده و به گام های مهمی
در راستای هر چیزی که میخواهید، برمیدارید.
یکی از بهترین و موثر ترین روشها برای رسیدن به خواستهها استفاده مستمر از
جملات تاکیدی است. در حقیقت به کمک تکرار جملات تاکیدی شما به ضمیر ناخودآگاه خود
اطلاع میدهید که تمایل به رسیدن خواستههایتان ) عشق ، ثروت ، روز زیبا و ... ( را دارید . این
ضمیر ناخودآگاه ماست که مدام نقشی اساسی بازی میکند .
در واقع ما میتوانیم با اراده و عزمی آگاهانه، با تکرار جملات تاکیدی محتوای ضمیر ناخودآگاه را تغییر دهیم .
وقتی شما جملات تاکیدی برای رسیدن به خواسته هایتان را مدام تکرار می کنید و یا میشنوید،
کائنات را از خواسته تان مطلع میکنید و به طرز باور نکردنی و شگفت انگیزی، تمام هستی تلاش
برای رسیدن شما به خواستهتان را دارد و راههایی را که تاکنون ندیده بودید را برای شما میگشاید .
در واقع شما میآموزید که چگونه ضمیر ناخودآگاهتان را مجددا برنامهریزی کنید و افکار درونی
منفی خود را به افکاری مثبت و دلخواه تبدیل نمایید . .
بنابراین شما باید برنامهریزی منفی ذهنی را رها کنید و باورهای مثبت و سالم را جایگزین آن کنید. باورها
صرفا افکار عادتی خودتان هستند که از طریق جملات تاکیدی، گفتگوی ذهنی مثبت،تحولات رفتاری و روش
های تجسمی، قابل تغییرند .
مقاله مرتبط : رازهای-ثروتمند-شدن
مقاله مرتبط : چگونه پولدار شویم؟
نکته: شکستن یک سنگ به ضربات مکرر چکش نیاز دارد. از بین بردن باورها و عادات منفی
گذشته و همچنین نفوذ جملات مثبت جدید نیز به تکرار نیازمند است .
در واقع اگر بخواهیم لیستی از باور های منفی که روزانه به ضمیر ناخودآگاه خود وارد میکنیم را
تهیه کنیم، خود نیز از وجود این همه عبارت و جمله منفی در زندگی روزمره خود تعجب خواهیم
کرد، و اینجاست که متوجه می شویم چرا هیچ پیشرفت عمدهای در زندگی نمیکنیم و همان آدمی
هستیم که قبلا بودیم !
برای تحول و پیشرفت در زندگی باید ابتدا ذهن خود را از جملات منفی خالی کرده و سپس با عبارات
مثبت و سازنده ، جایگزین نماییم .
پس چرا حرکت در جاده ها آرزوهایتان آسان نیست؟
یک چیزی که من در فرهنگمان متوجه شدهام این است که افکار منفی و چشم انداز وحشتناک برای
آینده کاملا طبیعی است و متاسفانه با وجود رسانههای جمعی، بیش از 59 درصد ورودیهایی که در طول
روز دریافت میکنیم منفی هستند و اگر مراقب این منفیها نباشیم و ذهن خود را بر دریافت ورودی مثبت
ها متمرکز نکنیم، ناخودآگاه و بدون اینکه بدانیم ذهن ما برای اتفاقات ناگوار و شکست در زندگی
برنامهریزی میشود و این امری است که شما را از اهدافتان دور میکند و زندگیتان را مختل میکند.
برای اینکار جملات تاکیدی ابزار ی فوق العاده موثر برای رها کردن الگوهای فکری منفی ریشه دار هستند، که
استفاده مستمر از جملات تاکیدی در راستای خواسته خود، مهمترین و کارآمدترین روش رسیدن به خواسته
است .
عبارات تاکیدی مثبت، جملاتی ساده، روان و برانگیزاننده با ادبیات شخصی خود ما هستند که میتوانند
سرعت رسیدن ما به اهدافمان را چند برابر کنند .
همچنین ایمان و باور از تکرار کلمات بر میخیزد، به عبارتی به اندازهای در زندگی موفق
هستیم که در ذهن خود باور داریم، پس با خود گفتار درونی مثبت داشته باشید و به
خودتان تلقین مثبت کنید، تا تاثیر آن را در زندگی خود حس کنید .
و خواسته ها نصیب کسانی میشود که سختکوش اند و از مداومت لازم برخوردارند.
وقتی اندیشیدن را شروع میکنید و ثروتمند میشوید در مییابید که خواستهها با یک حالت ذهنی آغاز
میشود، باید هدف مشخصی داشته باشید. یکی از نقاط ضعف اشخاص این است که از غیرممکن حرف
میزنند. همه آن چیزهایی را که به نتیجه نمیرسند میدانند، همه از نشدنیها حرف میزنند.
موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند و شکست از آن کسانی است که بی تفاوت اجازه
میدهند ذهنیت شکست در آنها نفوذ کند .
"هر چه ذهن انسان تصور و باور کند، به آن دست مییابد "
پیشنهاد ما : باید جملات تاکیدی مثبت را هر شب قبل از خواب و هر روز
بلافاصله پس از بیداری با صدایی بلند تکرار کنید. یا می توانید با کامپیوتر،
موبایل، پخش صوتی اتومبیل یا هر دستگاه پخش کننده صوتی دیگر به فایل
های صوتی گوش دهید و تکرار کنید .
3-چرا باید از جملات تاکیدی استفاده کنیم؟
جملات تاکیدی مربوط به خواستهتان، ابزاری موثر برای افزایش ارتعاشاتتان هستند.
زمانی که خواستهتان را بصورت شفاف مشخص کردید، نوشتن یک جمله تاکیدی مربوط به آن، کمک میکند تا
تمرکز و توجه بیشتری به خواسته خود معطوف کنید.
به یاد داشته باشید که قانون جذب تنها به چیزی پاسخ میدهد که شما، وقت، انرژی و تمرکز بیشتری روی آن
گذاشته باشید. و جملات تاکیدی، درست همین ابزار را در اختیارتان قرار میدهد.
برای مثال ممکن است بگویید: " چقدر دلم میخواست صاحب خانه میشدم" ، در همین لحظه قانون جذب شرایط
و اتفاقاتی را کنار هم قرار میدهد که شما به خواستهتان برسید.
اما ممکن است مثل بقیه مردم باشید و بلافاصله با گفتن جملاتی مانند: " من که توان مالی ندارم " و یا " با این
حقوق کم امکانپذیر نیست" ، با دستان خود قانون جذب را به عقب برانید، زیرا ارتعاشی از کمبود مالی را منتشر
کرده اید و قانون جذب نیز مقداری بیشتر از این موج را به شما باز میگرداند.
زمانیکه جملات تاکیدی مربوط به خواستهتان را نوشتید، احساساتی مانند هیجان ، شور و امید به سراغتان میاید.
تمامی این احساسات نشان از آن دارد که با نوشتن صحیح عبارات تاکیدی، ارتعاش یا موج خود را ارتقا دادهاید.
چگونه جملات تاکیدی مخصوص خود را بسازیم
.1 با کلمات "من هستم " شروع کنید. کلمات من هستم قدرتمندترین کلمات در زبان است . .2 جمله را به صورت " مثبت" بیان کنید. بر آنچه میخواهید تاکید کنید، نه بر آنچه نمیخواهید . .3 آن را " خلاصه و کوتاه " بیان کنید . هر چه عبارات تاکیدی سادهتر و کوتاهتر باشد، نفوذشان به ناخود آ گاه
سریعتر انجام میشود. درست مانند میخی که هر چه نوک آن تیز تر باشد راحتتر در چوب فرو میرود.
.4 آن را به گونهای خاص بیان کنید که " همه جزئیات " را داشته باشد. عبارت تأکیدی مبهم نتایجی مبهم به
بار میآورند . .9 عبارت خود را " در حال انجام " و یا به زمان حال بیان کنید. ادای فعل در حال انجام تاثیرگذاری آن را
22 برابر افزایش میدهد.
.6 با رعایت شرایطی از این قبیل عبارت مورد نظر را تهیه و سر لوحه امور روزمرّه قرار داده و هر صبح و شام
و در هر مجال باید تکرار شوند . .7 بهتر است جملات تاکیدی خود را به این صورت آغاز کنید :
" به لطف خدا ... " " با کمک خدا ..." " به لطف الهی ..."
چرا "به لطف الهی"؟
چون طراح مغز ما اون رو جوری طراحی کرده که وقتی اسم خودش میاد، کلی انرژی برامون بهمراه
خواهد داشت .
نکات اساسی برای تاثیر گذاری بیشتر عبارات تاکیدی مثبت
.1 جملات مثبت باید در حالت دستیابی باشند .
اگر می خواهید به چیزی برسید ، آنرا در حال ببینید. مثلا چنانچه در پی
خوشبختی هستید بگویید " من خوشبختم " ، در حالی که این غلط است . وقتی
می گوییم خوشبختم در حالی که اوضاع چندان مناسب نیست، ضمیر
خودآگاه که دادههای منطقی را میپذیرد ، خوشبختی فعلی را نپذیرفته و رد
میکند در حالی که ضمیر ناخوداگاه آنرا قبول می کند .
وقتی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در مورد کاری همسو بشوند ، توان آنها در هم ضرب می شود ، پس چه
بهتر که کاری کنیم که آنها را با هم همسو کنیم ، اما چگونه ؟
خب ، من میخواهم خوشبخت بشوم ، همچنین میخواهم ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه را هم با یکدیگر
همسو کنم تا نتیجه بهتری بگیرم ، پس بهتر است بگویم : من روز به روز به خوشبختی نزدیک تر میشوم.
.2 عبارت های تاکیدی را باید باور کنیم .
ناپلئون میگوید " نبردهای زندگی همیشه به نفع سریعترینها و یا قویترینها پایان
نمیپذیرد. بلکه دیر یا زود، بردن از آن کسی است که برد را باور دارد ."
اگر شما عباراتی رو بگید که اونها رو باور نداشته باشید به هیچ نتیجه ای نمی رسید .
بعضیها علیرغم بکار بردن عبارات تاکیدی مثبت به نتیجه نمیرسند ، دلیل آن دو چیز میتواند باشد .
الف( برنامه ریزی و تلاش جسمی را شروع نکرده اند .
ب( عبارات تاکیدی را باور ندارند. یعنی در ذهنشان میگویند :
- من که میدونم آخرش اینا نتیجه نمیده.
- ما از این شانسا نداریم حالا هی این عبارتها را بگم ، همش واسه دلخوشیه.
- حالا چه فایده؟ هی بگم خوشبختم ، من همون آدم بدبختم. و ...
دقت کنید که لزوما این ما نیستیم که عبارات را باور نداریم ، این طعنهها و تمسخر ها میتواند از جانب
اطرافیان هم باشد، یا باید آنقدر قوی باشیم که بتوانیم بر انرژیهای منفی دیگران غلبه کنیم و یا اینکه اصلا
اطرافیان را در جریان حرکت خود در مسیر تحول قرار ندهیم .
امام علی )علیه السلام( می فرمایند :" با یقین به همه چیز میتوان رسید ."
باید هر طور شده نسبت به راهی که انتخاب کردهایم باور کنیم. باید یقین داشته باشیم "میشود و میتوانیم"
، وقتی این باور در کنار تلاش جسمی و عبارات تاکیدی مثبت قرار گیرد ، اتفاقات خوبی در زندگی ما خواهد
افتاد .
3. بهتر است در مواقع مناسب عبارات تاکیدی مثبت گفته شود.
مثلا وقتی ذهنمان از دغدغه ها آرام است و آرامش داریم بهترین حالت برای تکرار
عبارات تاکیدی است.
سعی کنید در مواقع استرس و اضطراب عبارات تاکیدی را بکار نبرید مگر عبارات تاکیدی کاهش استرس.
.4 حتی الامکان سعی کنید عبارات تاکیدی را با صدای بلند تکرار کنید
به طوری که خودتان صدا را بشنوید ، البته چنانچه افراد منفی دور و بر شما هستند
که با شنیدن عبارات شما را مسخره کرده و نسبت به ادامه کار سرد میکنند. سعی کنید
آرام عبارات را تکرار کنید .
.9 تا حصول نتیجه عبارات تاکیدی را تغییر ندهید.
تکرار یک عبارت ثابت در یک موضوع ، برای ضمیر ناخودآگاه بهتر است. مثلا چنانچه عبارات تاکیدی برای
تلاشگری ، اعتماد به نفس و ... است ، سعی کنید تا رسیدن به اون خواسته، عبارت تاکیدی را به همان صورت
اولیه تکرار کنید .
6. رعایت استمرار و نظم در تمرینات
انجام تمرینات منظم روزانه تا رسیدن به آرزوها ضروری است و از آن پس، به صورت هفتگی
یا ماهیانه فقط برای حفظ دستاوردهای به دست آمده کفایت میکند.
رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
جیم ران میگوید : هر تلاشی پاداشی دارد ،اما تلاش منظم و مستمر پاداش مضاعف دارد.
اشکال مختلف به کار گیری جملات تاکیدی
)1 به صورت شفاهی و فردی : من جملات رو خودم برای خودم بیان میکنم . راه میرم میگیم "به لطف الهی روز به روز حافظه ام قویتر می شود ." " به لطف الهی روز به روز زندگیم شیرینتر میشه " "به لطف الهی روز به روز به خرید خانه مورد علاقهام نزدیکتر میشوم "
2 ( به صورت شفاهی و غیر فردی : چند نفر با هم قرار میزاریم که من عبارت رو میگم شما تایید کن، شما بگو من تایید میکنم . من به دوستم میگم "ماشالا روز به روز باهوشتر میشی " خودش میگه "کجاشو دیدی؟ !" من میگم او تایید میکنه، خودش میگه من تایید میکنم .
3 ) به صورت شعر و آواز : "ببین چقدر باحالم .... چه محکم و سرحالم " اصلا مهم نیست که این شعر وزن و قافیه دارد یا ندارد ! جدیه یا شوخیه ! در جلسات قبل گفتیم که ضمیر ناخودآگاه همه ورودیها را میپذیرد و اهل تجزیه و تحلیل نیست. 4 ) به صورت کتبی : عبارات رو می نویسیم و نصب میکنیم در جاهایی که در معرض دیدمون باشه . رو داشبورد ماشین- در یخچال- کابینت- توی کیف- توی سررسید- تو جیب لباس
هر بار که چشم شما اون عبارت رو ببینه در واقع، یکبار عبارت رو وارد ضمیر ناخودآگاه تون کردید . بعضی ها میگن چرا بنویسیم؟
تو ذهنمون هست دیگه؟
از اونجایی که روزانه چندین هزار اندیشه از ذهن من و شما عبور میکند، جملات تاکیدی توی اون چند
هزار تا گم میشوند . ما هر لحظه داریم به کلی چیزهای متفاوت فکر میکنیم.
این یکی از معروف ترین جملاتی است که تقریبا تمام افراد ثروتمند دنیا(چگونه میلیاردشویم؟) با آن موافقند، فقط یک میلیارد اول بدست آوردنش سخت است، بعد از آن همانطور که بند کفش تا را با موفقیت می بندید، به همان راحتی میتوانید یک میلیارد دیگر نیز کسب کنید.
میدانید چرا؟
ذهن انسان طوری کار میکند که تجربیات شکست را از گذشته حذف و تجربیات موفقیت را ضبط میکند.
مثلا، فرض کنید شما یک توپ بسکتبال در دست دارید و آنرا به سمت حلقه بسکتبال شوت میکنید.
شاید 50 شوت اول به شکست منتهی شود، اما فقط 1بار داخل حلقه بیافتد، به نظر شما ذهن شما آن 50 بار را در مهم تر خواهد دانست یا آن 1 بار موفقیت را؟ بله درست جدس زدید…
ذهن شما، موفقیت را ضبط میکند
و الگویی را که باعث موفقیت شد را در ذهن نگه میدارد برای شوت های دفعات بعدی.
دلیل اینکه تمرین کردن باعث بدست آوردن مهارت میشود هم همین است.
شما با شکست های فراوان، سعی میکنید الگوی موفقیت را پیدا کنید تا بعد از آن همیشه از آن الگو پیروی کنید.
دلیل اینکه امروز دیگر در لباس پوشیدن، بستن بند کفش، دوچرخه سواری، رانندگی و … موفق عمل میکنید دقیقا ضبط الگوی موفقیت تان از قبل است، خب با این اوصاف؛
شما سه گزینه، پیش رو دارید؛
میتوانید با آزمون خطا رفتن بلاخره الگوی موفقیت در راه اندازی یک کسب و کار میلیاردی را بدست آورید
میتوانید به کمک کسب دانش و بالا بردن اطلاعات الگوی راه اندازی یک کسب و کار را بدست آورید
میتوانید به کمک تجربیات دیگران، الگوی راه اندازی کسب و کار میلیاردی را بدست آورید
گزینه اول (آزمون خطا) طولانی است…
گزینه دوم راه آزمون و خطا را کوتاه تر میکند اما، در حد تئوری قابل اجراست (مانند آموزش نوشتن بیزینس پلن… اما آیا بیزینس پلن در دنیای واقعی جواب خواهد داد یا خیر؟)
3- کوتاه ترین مسیر برای راه اندازی یک کسب و کار میلیاردی
تجربه، تلفیقی از آزمون و خطا و دانش است.
شما برای اینکه بفهمید آتش داغ است، لازم نیست دست تان را بسوزانید، میتوانید از تجربیات و دانش دیگران که قبلا امتحان کرده اند بفهمید آیا آتش داغ است یا خیر؟
مقاله مرتبط : رازهای-ثروتمند-شدن
پس اگر،
این مطلب، برای شماست :
یکی از آسان ترین و سریع ترین راه های ساخت کسب و کارهای میلیاردی ،ورود به بازارهای رو به رشد است.
زیرا این بازارها، با رشد خود، درآمد شما را نیز افزایش میدهند.
اما از طرفی دیگر، اگر در بازارهای قدیمی و سنتی وارد شوید، نه تنها با گذشت زمان درآمد شما خیلی سخت افزایش پیدا خواهد کرد، بلکه احتمال شکست شما نیز به مراتب بیشتر است.
بازارهای رو به رشد (برای مثال بازار اپلیکیشن های موبایل) بازارهای نوظهوری هستند که تقاضا به شدت زیاد است و عرضه آن به نسبت خیلی کم است، پس شانس زیادی دارید در این بازارها موفق شوید.در دهه اخیر، اکثر ثروتمندان در حوزه IT، فضا و موبایل بوده اند… پس منتظر چی هستید؟
دوران چک، سفته و حساب های دفتری به پایان رسیده، شما در عصر حاضر نمیتوانید نقد بخرید و نسیه بفروشید ! این اشتباهی است که اکثر کسب و کارها را به سمت پرتگاه شکست هدایت میکند.
شما نمیتوانید یک کسب و کار راه اندازی کنید و به امید یک روزی که معلوم نیست کی از راه برسد، به فکر سودآوری و برگشت سرمایه تان باشید. از همان بدو شروع، باید مشخص کنید از چه راهی و به چه میزان قرار است درآمد داشته باشید.
و از همه مهم تر
آنچه را که فکر میکنید، بنویسید… مهم نیست اگر بعدا اشتباه باشد، مهم این است فعلا یک برنامه برای اجرا دارید، بعدا در صورت اشتباه بودن یک برنامه به مراتب ویرایش آن راحت تر است از از نو نوشتن.
آیا میدانیند 80% شرکت هایی که درآمد زیان ده دارند، محصولات معمولی بازار را تولید میکنند؟
این شرکت ها فکر میکنند فقط قرار است تولید کنند، اما به چه قیمتی؟
اگر میخواهید خیلی خیلی خیلی سریع تر از رقیبانتان به موفقیت برسید، بهتر است از همان ابتدا ورودتان به بازار، محصولات یا خدماتتان تعجب مشتریانتان را برانگیزد. طوری که مشتری بیشتر از چیزی که نسبت به پولش دریافت میکند، تعجب کند.
از کجا بدانید که محصول شما خوب است یا عالی؟
خیلی ساده، از مشتری بپرسید… در خانه یا شرکت ننشینید و ساعت ها فکر کنید بهترین محصولی که میتوانید تولید کنید چیست، بروید بیرون و از مشتری هایتان سوال بپرسید، از آنها نظر بپرسید و چیزی تولید کنید که آنها نـــیـــاز دارند، نه چیزهایی که میتوانید یا شما دوست دارید.
بعد از ورود به بازار، تعیین روند درآمدزایی و تولید محصولی که مشتری میخواهد، از این به بعد شما باید بـــــر روی کسب و کارتان کار کنید، نه در کسب و کارتان.
یعنی اینکه، کارهایی که فکر میکنید میتوانید به دیگران محول کنید را با استخدام افراد مورد نظر، بار مسئولیت را از دوش تان بردارید و شما بر روی کارهایی مهم تری تمرکز کنید.
رساندن یک کسب و کار به ارزش یک میلیارد تومان در سال رقم بالایی است، اما شما به تنهایی از عهده آن برنخواهید آمد، نیاز به کارمند و کارگر دارید. برای این منظور دو گزینه پیشِ رو دارید : استخدام کارمند با حقوق و مهارت های کم، استخدام کارمند با حقوق و مهارت های بالا
میدانید افراد ثروتمند کدام گزینه را انتخاب میکنند؟
بله گزینه دوم، میدانید
اما اگر صاحبان کسب و کار مدیران درجه 2 استخدام کنند، مدیران درجه 2 بدون شک کارمندان درجه 3 استخدام خواهند کرد زیرا احساس رقابت برای از دست دادن شغل شان آنها را نگران میکند و کارمندان درجه 3، نه تنها به اندازه کارمندان درجه 1 کار نمیکنند، بلکه بازده فوق العاده پایینی دارند، پس انتظار نداشته باشید کسب و کار شما رشد زیادی داشته باشد…
خب، حالا که کارمندهای درجه 1 هم استخدام کردید، کار شما در شرکت چیست؟ مصرف داده ها !
بله، شما از این به بعد باید داده ها را جمع آوری کنید و از انها استفاده کنید.
لیست مشتریان روزانه، هفتگی، ماهیانه، سالیانه، مقدار خرید هر مشتری، تعداد دفعات هربار خرید، نسبت رشد هفتگی، ماهیانه، سالیانه به نسبت هزینه تبلیغات و … را باید محاسبه کنید.
هرچقدر میتوانید باید نسبت بگیرید.
نسبتِ مشتریان احتمالی به زنگ های زده شده، نسبتِ سود به قیمت محصولات و …
شما باید دقیقا محصولات پرسودتان را شناسایی کنید، کارمندان پرفروش تان را پیدا کنید و کانال های درآمدزایی شرکتتان را پیدا کنید و بر آنها تمرکز کنید، شما نباید شخصا کار کنید، باید پیدا کنید جاهایی را که سودآور هستند و افرادی را در آنجا ها قرار دهید تا تولیدِ سود کنند.
و در آخر
شاید هیچکدام از این 5 قدم در دفعه اول استفاده جواب ندهد، اما مهم نیست. چیزی که مهم است داشتن یک مسیر در راه کسب و کاراست، شما اگر ندانید به کجا میخواهید برسید، چه فرقی میکند از کدام مسیر بروید
سوالی که در کلاسها و سمینارها زیاد از من میشود این است که آیا میشود با استفاده از قانون جذب عشق و فرد موردعلاقه خود را به سمت خود جذب کرد؟
قانون جذب عشق یکی از مهمترین و اصلیترین احساسات انسان است، عشق احساسی عمیق و لذتی بسیار زیبا برای افراد است، اکثر افراد اگر در مورد مسائل احساسی به خواسته و هدف خود نرسند دچار افسردگی و دردهای شدید میشوند، پس این مطلب را به ما یادآوری میکند که موضوع قانون جذب عشق موضوع بسیار مهمی است و خبر خوب این است که میتواند با استفاده از قانون جذب عشق، فرد موردعلاقه خود را به سمت خود جذب کنید.
قانون جذب عشق بیان میکند که میتوانید با استفاده از افکار و قدرت ذهن خود هر چیزی را به واقعیت تبدیل کنید. افکار و توجه ما روی هر موضوعی که باشد قانون جذب آن را به سمت ما جذب میکند.
اما شاید این سوال برایتان پیش آید که آیا میتوان با استفاده از قانون جذب عشق را جذب کرد؟
خبر خوب این است که پاسخ بله است.
پیش از آنکه بتوانیم از قانون جذب عشق استفاده کنیم نیاز است که ابتدا ذهن خود را بررسی کنیم و ذهن را از هرگونه احساسات منفی که باعث میشود ما را از مسیر خود دور کند خالی کنیم. احساساتی مانند (ترس، شک، نگرانی، تردید و …)
برای این کار زمانی را برای خود اختصاصی دهید و بررسی کنید که دارای چه احساساتی نسبت به خود هستید، آیا فردی دوستداشتنی برای خود هستید یا خیر؟
زمانی که تمرین قبلی را انجام میدهید باور فوقالعاده قوی در شما شکل میگیرد که شما عالیترین فردی هستید که میشناسید و باعث میشود که دیگر نگران حرف بقیه نباشید، برایتان مهم نباشد که دیگران شما را دوست دارند یا خیر، چرا که در مرحله نخست باید شما خودتان را دوست داشته باشید و به خودتان عشق بورزید تا بتوانید عشق را جذب کنید.
برای اینکه به خواسته و هدف خود دست پیدا کنید در واقع برای اینکه بتوانید از قانون جذب عشق استفاده کنید نیاز است که ابتدا بدانید چه چیزی میخواهید. پس زمانی را برای خود اختصاص دهید و بررسی که کنید به دنبال چه ویژگیهایی هستید، فردی را که میخواهید به سمت خود جذب کنید دوست دارید دارای چه ویژگیهای باشد؟
اغلب افراد نسبت به چیزهایی که نمیخواهند بسیار بهتر از قانون جذب استفاده میکنند، بعداز اینکه احساسات منفی را از خود بیرون کردید و ویژگیهای مثبت خودتان را پرورش دادید و همچنین ویژگیهای و شرایطی که دوست دارید تجربه کنید را یادداشت کردید دیگر نگذارید افکار منفی سراغ شما بیایند و باعث شوند که شما از مسیر خواسته خود روزبهروز دورتر شوید.
عدهای از افراد بر روی چیزهایی که نمیخواهند تجربه کنند تمرکز میکنند و بارها آن شرایط را در رابطههای مختلف تجربه میکنند. به این دلیل که تمام توجه و ذهن افراد روی همان اتفاقات قرارگرفته است. پس اگر میخواهید رابطه خوب و فرد ایدهال خودتان را جذب کنید و از قانون جذب عشق به نفع خود استفاده کنید تمام توجه و تمرکز شما روی ویژگیها و نکاتی باشد که میخواهید.
زمانی که شما خود را از احساسات بد خالی میکنید و خود را آماده دریافت عشق میکنید بسیار زیاد میتوانید در این قدم خوب پیش بروید. برای اینکه باور کنید که فرد موردعلاقه شما و رابطه ایده آل را جذب میکنید کافی است که همیشه سطح انرژی خود را بالا نگهدارید به این معنا که همیشه مثبت اندیش باشید و تمرکز خود را روی نکات مثبت نگهدارید و هرگاه افکار منفی سراغ شما آمد بلافاصله با نگاه کردن و به یادآوردن ویژگیهای مثبتی که یادداشت کردید توجه ذهن خود را معطوف به نکات مثبت کنید.
بپذیرید شخصی که دوست دارید با او زندگی کنید وجود دارد و با او هستید، طوری رفتار کنید که گویا او در حال حاضر هست، احساساتی را تجربه کنید که فرد مورد نظر حضور دارد، قانون جذب با احساسات شما کار میکند، هرچقدر بتوانید آن احساسات را بهطور واقعی تجربه کنید سطح ارتعاشات وفرکانس به مراتب قویتری را ارسال خواهید کرد.
نکتهای که بسیار اهمیت دارد این است که زمانی که خواستهی خود را شناختید و آن را یادداشت کردید و به کائنات اعلام کردید، دیگر مرتب چک نکنید که چرا هیچ اتفاقی نمیافتد، زمانی که این کار انجام میدهید مشخص است که باور ندارد که خواستهی خود را دریافت خواهید کرد.
آرام باشید و خواستهی خود را به جهان اعلام کنید و مطمئن باشید درصورتیکه آرام و آماده دریافت باشید به شما داده میشود.
1- برای آنکه بتوانید احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید، در یک برگه تمام ویژگیهای مثبت خود را یادداشت کنید؛ و این برگه را همیشه همراه خود داشته باشید و مرور کنید تا این باور که شما فردی دوستداشتنی هستید شکل بگیرد.
2- ویژگیهایی که میخواهید همسر آینده شما داشته باشد را یادداشت کنید و دقت کنید که باید ویژگیهای مثبتی که شما میخواهید را یادداشت کنید.
3- تمام توجه و تمرکز خود را روی ویژگیهای مثبت قرار دهید.
4- طوری رفتار کنید که گویا شخص موردنظر حضور دارد و تمام احساساتی و عشق که با آن فرد دوست دارید تجربه کنید را احساس کنید.
5- آماده دریافت باشید.قانون جذب عشق
زمانی که کودکی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران کاری را آغاز کند و بکوشد تا آن را به اتمام برساند، میگوییم «اعتماد به نفس» دارد. کودک از همان ابتدا که شروع به شناخت خود و پیرامونش میکند،به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیانش می شود. یکی از عوامل موثر در رشد اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان،والدین و اعضای خانواده هستند. اگر کودک در خانوادهیی سرشار از صمیمیت ،محبت و مهربانی رشد یابد میتواند ویژگیهای شخصیتی خود را بشناسد و با اطمینان به تواناییهای خود یا مشکلات و مسائل گوناگون روبرو شود و از طرفی میتواند با رفتارهای نامطلوب ومنفی خود،برخوردی واقعبینانه داشته باشد و در صدد رفع و تغییر آنها برآید. از آنجایی که اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست،اگر کودک ضمن انجام فعالیتهای مختلف مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب جدید و مفیدی در زندگی کسب کند،ترسو ،کمرو و خجول بار میآید و قدرت تصمیمگیری هم در او رشد نخواهدیافت. نتایج تحقیقات محققان نشان میدهد که اغلب پدران و مادران نسبت به پرورش فرزندان پسر و دختر خود دید یکسانی ندارند. زمانی که کودکی متولد میشود، نخستین پرسشی که پس از سلامتی نوزاد مطرح میشود،جنسیت اوست. اگر نوزاد دختر بود،لباس صورتی و اگر پسر بود لباس آبی به تن او میکنند و برهمین اساس رفتار بزرگسالان نیز طبقهبندی میشود.راه اعتماد به نفس
به پسران فرصت بیشتری برای کندوکاو دنیای فیزیکی پیرامونشان داده میشود و همین امر موجب تقویت مهارتهای حرکتی بیشتر آنان میشود. برعکس دختران به شیوهیی محدودتر پرورش مییابند و آنان را برای تعاملات کلامیشان بیشتر تشویق میکنند.
جانبیکس ،دریافت که دختران در سنینبین 14 - 10سالگی بطور محسوسی دچار ضعف اعتماد به نفس میشوند. طبق تحقیقاو دختران در آغاز سن مدرسه و شروع دبستان از خود پنداره بالاتر و اعتماد بهنفس بیشتری نسبت به پسران برخوردارند. در حالی که طی سالهای پایانیدبستان و آغاز دوران نوجوانی این نسبت برعکس شده است و دختران دچار ضعف وکاهش اعتماد به نفس میشوند. این امر میتواند ناشی از نظامآموزشی،دیدگاههای فرهنگی و نحوه تعاملات اجتماعی،درباره نقش جنسیتنوجوانان باشد.
دکتر دیپولد (1995) طی تحقیقی به این نتیجه رسید کهنوجوانان دختر در مقایسه با نوجوانان پسر،بیشتر دچار اضطراب فشار روانی وافسردگی میشوند.
یکی از عوامل موثر در کاهش اعتماد به نفس و ضعفخودپنداره دختران،بلوغ جنسی و تغییرات جسمانی آنان است. بطور معمولدختران 2 الی 3 سال زودتر از پسران بالغ میشوند و همین امر باعث میشود کهآنها با پختگی کمتری با این فرایند روبرو شوند.راه اعتماد به نفس
به عبارت سادهتر یک دختر در 11 -10سالگی مراحل بلوغ خود را طی میکند،در حالی که یک پسر در حدود 14 -13سالگی،یعنی حدود 3 -2 سال بعد از دختر به این مرحله میرسد. طی این مدتدختران ناگهان با تغییرات جسمانی گوناگونی روبرو میشوند که برای آنهامحدودیت هایی را نیز به همراه میآورد. این احتمال وجود دارد که افسردگی وضعف خودپنداره دختران ناشی از احساس نارضایتی آنان نسبت به وضعیت ظاهر وتن انگاره خود باشد. زیرا ضعف تنانگاره،ازدیاد وزن و زیبایی ظاهر برایدختران بسیار مهمتر از پسران است.
در مواردی نیز دختران نمیتوانند خود رابا این تغییرات جسمانی سازگار کنند و آن را بپذیرند. در نتیجه خود پندارهآنان لطمه میبیند و دچار ضعف اعتماد به نفس میشوند.
یکی از روانشناسانمعاصر به نام دکتر «نانسی اسمیت» معتقد است :«پسران برای ماجراجویی وقدرتمندی و دختران برای وابستگی و محتاط بودن تشویق میشوند»زمانی کهپسری دچار مشکل میشود،او را تشویق میکنند تا درصدد مبارزه با آن مشکلبرآید. در حالی که وقتی دختری در چنین شرایطی قرار میگیرد با گفتن: «اجازهبده تا کمکت کنیم»و یا حتی بدتر از آن، «بگذار ما این کار را برایت انجامدهیم...» در صدد رفع مشکل او برمی آیند و این موضوع ،مفهومی از احساس «درماندگی آموخته شده» دربردارد. به عبارت سادهتر او را به ناتوانی ووابستگی عادت میدهیم. دکتر اسمیت معتقد است که میتوان دختران را همچونپسران افرادی قوی و متکی به نفس بار آورد. وی نکات زیر را به منظورراهنمایی والدین و مربیان یادآور میشود:
1-اجازه دهید که دخترتان نیز همچون پسرتان با شن و خاک بازی کند و از اینکه خود را کثیف میکند،ناراحت نشوید.
2- به دخترتان اجازه دهید که با حیوانات خانگی مثل پرندگان،ماهیها،لاکپشت، ... بازی کند وبعد از بازی خوب دستهایش را بشویید.
3 -والدین میتوانند دخترانشان را نسبت به انجام کارهای فنی گوناگون تشویق کنند و آنان را با وسایل و ابزارآلاتی مثل میخ،چکش،آچار و از این قبیل آشنا سازند . حتی اگر ضربهیی با چکش بر روی دست خودش زد،چندان هول و پریشان نشوند.
جاناسموتنی ، توجه به نکات زیر را برای رشد و ارتقای اعتماد به نفس دختران لازم و ضروری می داند:
1 -دختران خود را تشویق به مطالعه زندگینامههای زنان سرشناس و برجسته تاریخ،علوم،هنر ،ادبیات، ورزش و ... کنید.
2 -سعی کنید دخترانتان را به مشاهده فیلمهایی تشویق کنید که هم مردان و هم زنان دارای نقشهای مثبت و سازندهیی در آن باشند.
3 -به سوالات دخترتان به همان میزان که به سوالات پسرتان اهمیت میدهید،توجه کنید. با آنها درباره روابط خانوادگی ،دوستیها و مباحث مختلف فرهنگی اجتماعی صحبت کنید.
بسیاری از افراد، حتی آنهایی که به نظر خوش برخورد و صمیمی می رسند، با مسئله کمبود اعتماد به نفس مواجه هستند. اما خوشبختانه گام های اولیه ای وجود دارد که میتوان برداشت تا احساس بهتری نسبت به خود داشته و در مسائل اجتماعی آسوده تر باشیم.
|
اعتماد
کمرویی هم مانع روابط شخصی و هم مانع موفقیت شغلی می شود. مردم بیشتری دارندبرای حل این مسئله کاری می کنند.
|
2- اعتماد بنفس بالا، یک ضرورت حیاتی
عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنیادی ترین بخش شخصیت یـک فرد می بـاشـد که در تمام جوانب زندگی فرد خود را به نـحـوی متـظـاهــر می سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا یک ضرورت حـیـاتی و مـطـلق بـــرای هر فردی میباشد. اعتماد بنفس را میتوان چنین تعریف کرد:
*باورو اعتقادی که فرد نسبت به خود دارا میباشد.
* شناخت ارزش و اهمیت خویش-داشتن اعتماد و رضایت از خویش.
* توانایی برخورد و کنارآمدن با چالشهای اساسی زندگی.
* تـوانـایـــی ارزیابی درست و دقیق خویش-پذیرش خویش
و ارزش نهادن به خود بدون هیچگونه قید و شرطی.
* توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف و قـوت و محدودیت های خویش.
افرادی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردار میباشند دارای خصوصیات زیر هستند:
* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند.
* هنگام صحبت کردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نمیکنند. با سر پایین و قدمهای آهسته قدم بر میدارند.
* در پذیرش تعریف و تمجیدها و تعارفاتی که به آنان میشود مشکل دارند (تصور میکنند سزاوار آنها نبوده و یا دیگران در صدد تمسخر آنها میباشند).
* معمولا احساس میکنند قربانی رفتار دیگران هستند.
* احساس تنهایی میکنند حتی زمانی که در یک جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچی میکنند.
* احساس میکنند با دیگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگی، گناه و شرمساری دارند.
* نسبت به تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند. عدم خودباوری.
* از موقعیتهای نو و جدید می هراسند.
* از شکست وموفقیت می هراسند.
* مرتبا سعی در راضی نگاهداشتن دیگران دارند.
* دچار هراس اجتماعی میباشند.
* قادر به مدیریت زمان خود نمیباشند.
* عادت به پشت گوش انداختن کارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهای دیگران (خواه واقعی، خواه واهی) بسیار آسیب پذیر میباشند.
* از ابراز عقاید و احساسات خود خودداری میکنند زیرا از چگونگی واکنش دیگران هراس دارند.
* خود را درگیر مواد مخدر و یا روابط مخرب میکنند.
* از تعیین یک هدف مشخص و پیروی از آن عاجز میباشند.
* قادر به بیان خواسته ها و نیازهای خویش نمیباشند.
* معمولا عصبانی و پرخاش گر میباشند.
* ارزیابی غیر واقعی از خود دارند.
* تحمل عیب و کاستی را نداشته و کمالگرا میباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجی اعم از وقایع روزانه و یا نوع رفتار دیگران با آنها دارد.
* وابستگی هیجانی دارند: برای دستیابی به یک احساس خوشایند به دنیای خارج خود وابسته میباشند. مانند:
وابستگی به مواد: مانند غذا، داروها، الکل مواد مخدر به منظور پر کردن خلاء درونی خود و تسکین دردهایشان.
وابستگی به رفتارها: مانند خرج کردن پول، قمار بازی و تماشای تلویزیون. به منظور پر کردن خلاء درونی و تسکین دردهایشان.
وابستگی به مال: برای تعیین میزان ارزش و شایستگی خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگی عاطفی : برای داشتن حس ارزشمندی، شایستگی و امنیت به توجه، پذیرش و تائید فرد دیگری (معشوق خود) وابسته میباشند.
وابستگی به سکس : برای پر کردن خلاء درونی به سکس پناه میبرند.
مقاله مرتبط : متقاعد کردن افراد
اعتماد بنفس حقیقی یک حس درونی می باشد بدون وابستگی به جهان خارج، رویدادها، موفقیتها، شکستها و افراد دیگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعی بسیار نادر و نایاب میباشد زیرا اغلب اعتماد بنفسها کاذب و نقابی برای پنهان سازی اعتماد بنفس پایین میباشد. اعتماد بنفسهای غیر واقعی را میتوان در موارد زیر یافت:
*اعتماد بنفسهای کاذب: اینگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر میباشند.مانند اعتماد بنفسهایی که به جهت ثروت،شهرت،محبوبیت،به تن داشتن لباسهای فاخر،قدرت و زیبایی ظاهر در افراد نمود می یابند که همگی کاذب بوده و ارتباطی به ماهیت واقعی فرد ندارند.
* گستاخی: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه میگیرند.اما پررویی نیز یک نوع نقاب برای استتار بی کفایتی و اعتماد بنفس پایین میباشد.
* متظاهرها: اینگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شکست ناپذیر نشان میدهند. اما از درون احساس پوچی و خلاء کرده و از شکست بسیار هراسانند.
همچنین اعتماد بنفس به مفهوم برتری داشتن، تکبر وخود بینی نمیباشد زیرا این خصوصیات رفتاری از اعتماد بنفس پایین نشات میگیرند. اعتماد بنفس شما نباید یک پدیده مقایسه ای و رقابتی باشد زیرا در این هنگام شما خود را در معرض احتیاج و وابستگی به پذیرش دیگران قرار خواهید داد که با اعتماد بنفس واقعی و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نیازی به پذیرش، موافقت، تائید، تشویق و دلگرمی دیگران ندارند. همچنین اعتماد بنفس بالا اینگونه نیست که شما را از هر گونه تردید، یاس ونگرانی مصون بدارد بلکه تنها تحمل و غلبه بر آنها را برای شما آسانتر میسازد.
خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* برخوردار از مرکز کنترل درونی: غم و شادی آنان وابسته به عوامل خارجی نیست.
* از لحاظ جسمانی، احساسی، ذهنی و معنوی از خود مراقبت میکنند.
* میانه روی را در افکار، احساسات و رفتارهای خویش حفظ میکنند.
* قادر به پذیرش و پند گیری از اشتباهات خود میباشند. قادر به بیان جمله "من اشتباه کردم" میباشند.
* توانایی بخشش اشتباهات خود و دیگران را دارند.
* مسئولیت اداره زندگی خود را بعهده میگیرند.
* تفاوتهای فردی میان افراد را ارج مینهند.
* به نقطه نظرات دیگران گوش میدهند.
* همواره مسئولیت ادراکات، احساسات و واکنشهای خود را بعهده گرفته و هیچگاه آنها را فرافکنی نمیکنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند.
* همواره در حال پیشرفت و ترقی بوده و از ریسکهای مثبت در زندگی بیم ندارند.
* دارای اعتماد بنفس و خود باوری بوده و به خود ارج میدهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبینی و غرور میباشد.
* از آنکه مورد انتقاد قرار گیرند نمی هراسند.
* هنگامی که از آنان پرسشی میگردد حالت تدافعی بخود نمیگیرند.
* در برابر موانع و مشکلات به آسانی تسلیم نمیگردند.
* نیازی به تحقیر و تمسخر دیگران ندارند.
* از آنکه در کاری شکست بخورند ویا در حضور دیگران نادان بنظر برسند ابایی ندارند.
* هیچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شدید قرار نمیدهد.
* توانایی خندیدن به خود و زیاد جدی نگرفتن خود را دارند.
* به خویشتن و توانایی خودشان ایمان و اعتماد دارند.
* به تصمیم گیری هایشان اعتماد دارند.
* باور دارند که فردی با ارزش، با قابلیت، دوست داشتنی، پذیرفتنی و مهم میباشند.
* نیازی به کمالگرایی ندارند.
* هیچگاه خودشان را با دیگران مقایسه نمیکنند.
* از آنکه دیگران چگونه نسبت به آنان می اندیشند واهمه و نگرانی ندارند.
* نیازی به اثبات و توجیه افکار و عقاید خود به دیگران ندارند.
* آگاه باشید که ارزش شما به عنوان یک انسان بستگی به داشتن وزن ایده آل، زیرکترین و باهوشترین بودن، مشهوربودن، محبوب ترین بودن، سریع ترین بودن، بالاترین نمره و یا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترین بودن، خوش لباس ترین بودن، بهترین خانه و ماشین را داشتن و بهترین دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگی دارد.
* توانایی ها، استعدادها و موفقیتهای خود را جشن بگیرید.
* خود را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب گشته اید عفو کنید.
* بروی نقاط ضعف خود تمرکز نکنید. هر انسانی نقاط ضعف خاص خود را دارد.
* با حقوق فردی خود آشنا شده و از آنها پیروی کنید.
* از تحقیر و سرزنش خود دوری کرده و مثبت اندیشی را فرا گیرید.
* خود را بر اساس یک سری استانداردهای منطقی و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهید.
* یاد بگیرید که شما یک انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصمیم گیریهای زندگیتان میباشید.
* بیاموزید که با پشتکار و سماجت قادر خواهید بود به موفقیت دست یابید.
* بیاموزید که شما نیازی به تلاش بی وقفه برای کامل گشتن ندارید.
* خودتان تعیین کننده مفهوم موفقیت باشید.