
اقتصاد امروز بسیار متفاوت از نسل قبلی است.
اگر موفقیت شغلی خود را تعریف نکرده اید، به این معنا است که شخص دیگری آن را برای شما انجام داده است
شما ممکن است یک فرد خوش شانس باشید که به نوعی کار شما در مسیر درست قرار گرفته است.. بنابراین اگر ایده موفقیت شغلی شما صعود از نردبان شرکت باشد، می توانید تصمیم بگیرید که آیا موفق شده اید یا نه. سپس ایده ی موفقیت شغلی حرفه ای شما ممکن است وازکارهایی که انجام می دهید لذت می برید، و اگر این اتفاق می افتد، شما نیز موفق به موفقیت هستید...
مقاله مرتبط:موفقیت چیست؟
• بالا رفتن و پرش شما از نردبان شرکت
• مقدار درآمد شما
• اعتبار شما در داخل سازمان
• اعتبار شما خارج از سازمان
بیایید برخی از بهترین اسرار را برای موفقیت شغلی حرفه ای بیان کنیم:
• شما باید کار خود را مدیریت کنید مثل اینکه کسب و کارتان را مدیریت می کنید
• برای افزایش موفقیت شغلی، ارزش خود را به کارفرمای خود نشان دهید
• از تجربیات عملکرد خود استفاده کنید
• کار خود را در اطراف آنچه دوست دارید بسازید
• به طور دقیق شبکه ای را برای کار در داخل ایجاد کنید
• مثبت باقی بمان
"اگر موفقیت شغلی را تعریف نکنید، هرگز نمی دانید" چه زمانی آن را به دست آورده اید"
انسان در نهاد خود پذیرای تمام انسان های دیگر است اما در گذر زمان و به علت کسب تجربیات مختلف به میزان زیادی این باور را از دست می دهد و در وضعیت نامناسب به برقراری ارتباط با دیگران می پردازد.
بیشتر افراد با این نوع موفقیتها آشنایی بیشتری دارند و اصولاً شاخصهای موفقیت در ذهن آنها شامل همین موفقیت اجتماعی است.
نظیر پست و مقام سازمانی، مدرک تحصیلی، شهرت، ثروت، زیبایی و …. ارتقای پست سازمانی برای کارمندان، اخذ مدرک تحصیلی بالاتر برای دانشجویان، شهرت روزافزون برای هنرمندان، ثروت و سود برای تجار و بازرگانان، طراحی و اجرای یک پروژه موفق برای مهندسان، درمان یک بیماری صعبالعلاج برای پزشکان، رفع اتهام از موکل و یا اثبات حقانیت موکل برای وکلا و نظایر اینها همگی مصادیقی از موفقیت اجتماعی هستند.
درواقع بخش قابلتوجهی از راحتی و آسایش ما مرهون تلاشهای همین انسانهای موفق است. شاید بهظاهر، آنها را نشناسیم، اما باید بدانیم که هرلحظه از حاصل دسترنج آنها استفاده میکنیم. کشف راه درمان بیماریها جان هزاران نفر را نجات میدهد و در رگهای ناامیدان زیادی، امید به زندگی و شادابی را به جریان میاندازد.
مقاله مرتبط:موفقیت چیست؟
مقاله مرتبط:موفقیت شخصی
منبع:.webmd
این امر توام با پذیرش خطرات است ولی اغلب منجر به معرفی محصول یا ارائه خدمت به جامعه میشود.
بنابراین «کارآفرینان» عوامل تغییر هستند که گاهی موجب پیشرفتهای حیرتانگیز نیز شدهاند.
ژوزف شومپیتر (1934 (کارآفرین را نیــروی محرکــه اصلی در توسعه اقتصادی می داند و می گوید: نقش کارآفرین نوآوری است. از دیدگاه وی ارائه کالایی جدید، ارائه روشی جدید در فرآیند تولید، گشایش بازاری تازه، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت و ... از فعالیت های کارآفرینان است.
او فرآیند کارآفرینی را "تخریب خلاق" می نامد به عبارت دیگر ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید و یا ابداع روشهای نوین در امور جاری است. روش نوین همان "تخریب خلاق" می باشد.
از نظر وی نوآوری در هر یک از زمینه های ذیل کارآفرینی محسوب می شود:
1 - ارائه کالای جدید.
2 - ارائه روش جدید در فرآیند تولید.
3 - گشایش بازاری جدید.
4 - یافتن منابع جدید.
5 - ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت.
کـرزنر نیز کـه از استــادان اقتصاد دانشگاه نیویورک می باشد کارآفرینی را این گونه تشریح می کند:
مقاله مرتبط:6گامی که برای راه اندازی کسب و کار نیاز است
که از جمله آنها: نیاز به موفقیت، نیاز به کسب درآمد و ثروت، نیاز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نیازمندی به احساس مفید بودن و استقلال طلبی را میتوان نام برد. افراد از ویژگیهای شخصیتی خاص و گوناگونی برخوردار میباشند طبیعی است که برخی از ویژگیهای کارآفرینان متمایز و برجسته از سایر افراد است به طور مثال داشتن خلاقیت و نوآوری، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آینده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شیوه های پرورش این ویژگیها متفاوت است.
ریچارد کانتیلون (1730 (اولین کسی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را این چنین تعریف نمود:
جان باپتیست سی (1803 (کارآفرین را فردی می داند که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد.
کارآفرینان کسانی هستند که با ایجاد محصولات و خدمات نوین مورد نیاز مردم، درآمد خوبی کسب می کنند. معمولاً گمان می رود که کارآفرینان در راه اندازی شرکتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هیچ، کسب و کارجدید خلق می کنند. انها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام کارهای جدید می شوند. هرکس به سلیقه خود از واژه های کارآفرین و کارآفرینی برای اشاره به مدیران، افراد موفق، سرمایه داران، سرمایه گذاران، صادرکنندگان، دلال ها و تاجران استفاده می کند.
هر چند هرکدام از این افراد ممکن است کارآفرین باشند ولی هیچکدام مصداق کاملی برای این مفهوم نیستند.
به راستی کارآفرین کیست؟ آیا کارآفرینان ویژگیهای متمایزی از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد دارند؟
نگاهی به مسیر حرکت فعالیت های کارآفرینان، مبدا و منشا حرکت و انرژی که در طول مسیر آنان را تغذیه می نماید در تصویری اجمالی از شخصیتکارآفرین ارائه شده است.
آنها اغلب این کار را با ایجاد شرکتی تازه انجام می دهند. اما آنها همچنین فرصتهای جدید شغلی را با ورود یک محصول یا ایجاد یک بازار جدید بوجود می آورند. بنابراینکه در کارخانجات بزرگ خطوط تولید تازه ای به راه می اندازند و یا با ایجاد بخش هایی تازه که قبلاً وجود نداشت باعث ایجاد بازاری جدید می شوند با این تعریف کارافرین هستند.
به بیان کلی تر کارآفرینان منابع را مدیریت میکنند تا چیز تازه ای بسازند اعم از شغل تازه یا کالا یا خدمت یا حتی بازار تازه آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است.
آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد. آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند که از این نظر مبتکر و مخترع شناخته می شوند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها را به راه بیندازند که دین کار را قبلاً کسی انجام نداده بود.
مقاله مرتبط:کسب و کار
دیوید مک کللند از استادان روانشناسی دانشگاه هاروارد آمریکا که اولین بار "نظریه روانشناسی توسعه اقتصادی" را مطرح نمود، معتقد است که عامل عقب ماندگی اقتصادی در کشورهای در حال توسعه مربوط به عدم درک خلاقیت فردی است. بنابر عقیده ایشان با یک برنامه صحیح تعلیم و تربیت می توان روحیه کاری لازم را در جوامع تقویت نمود، به گونه ای که شرایط لازم برای صنعتی شدن جوامع فراهم آید.
فعالیتهای با میزان خطر معتدل، آنهایی هستند که مهارت و کوشش شخص نقش اصلی را ایفـا میکند. ممکن است شرایط مساعد هم در آن نقشی داشته باشد، اما تاثیر آن به وسیلهی مهارت و کوشش شخصی به حداقل رسیده تا نتیجهی کار جزء مسئولیتهای خود شخص باشد.
در صورتی که خطر محاسبه شده باشد. به عبارت دیگر، آنها مسئولیت فعالیتهایی را که در آنها هیچ امکان موفقیتی وجود نداشته باشد و یا یک خودکشی مالی باشد را به عهده نمیگیرند.
اما در شرایط نامطمئن تمام جوانب را برای حل مشکلات در نظر گرفته و بنا بر تناسبشان، آنها را طبقه بندی میکنند.
یکی از انگیزه های اصلی برای دنبال کردن آینده، کارآفرینی است. او ترجیح میدهد که خودش تصمیم بگیرد و در جریان آن، تمام کوشش، دانش، مهارت و سرمایه خود را نیز به کار میگیرد. اگر شکست بخورد، فقـط مـیتواند خود را مقصر بداند و اگر موفق بشود، فقط صلاحیت کارآفرینی خود را تایید کرده است.
کارآفرینان به خاطر اعتماد به نفس خود، شهرت دارند. آنها بر این باورند که میتوانند انتظاراتی که از آنها هست برآورده کنند. به عبارت دیگر، آنها امکان موفقیت خود را بیش از آن چیزی که هست، در نظر میگیرند. ظاهرا کارآفرینان واقعی به خاطر اعتماد به نفس بالایی که در خود میبینند و برای دیگران غیرقابل لمس است، موفق میشوند.
کارآفرینان به خاطر آگاهی از وضعیت موجود به دنبال بازتاب عملکرد خود چه خوب، چه بد، هستند. بدون داشتن این اطلاعات ادامهی کار برای آنها خیلی مشکل است.
بدین ترتیب که آنها همیشه به فکر اهداف طولانی مدت خود بوده و کارهایی که امروز انجام میدهند، در راستای اهداف آیندهشان است. آنها همیشه چیزی را مورد هدف قرار داده و اهداف آنها معمولا عادی نیستند. به همین خاطر دیگران آنها را بلندپرواز می نامند.
بنابراین استانداردهای بالایی را برای کار خود در نظر میگیرند. آنها محصولاتی با کیفیت بالا تولید و بر اساس مرغوبیت و راندمان رقابت میکنند. آنها از مواجه شدن با رقابت ترسی ندارند و در حقیقت از رقابت لذت میبرند.
آنها از توانایی خود در خلاقیت لذت میبرند. از تصورات و ابتکارات شخصی خود برای یافتن راههای جدید و کنار هم گذاشتن چیزها استفاده میکنند. آنها پر از پرسش هستند
در برابر مشکلات به دنبال راه حل گشته و سریعاً برای حل آنها اقدام میکنند. آنها میدانند با کار موثر، به اهداف خود خواهند رسید.
چه چیز باعث می شود که نشاط حرکت به لختی و سکون غلبه کند؟ آرزوی آن چیزی که امروز نیست ولی فردا می تواند باشد، اولین چیزی است که جمود کارآفرین را درهم می شکند.
از درون او برمی خیزد.عزم او برای حرکت یا توقف و اقدام یا عدم اقدام، چیزی نیست که مولود شرایط، محیط یا اطرافیان باشد.یعنی کارآفرین کنترل درونی دارد.
او برای اینکه بتواند درست آن چه را که می اندیشد عینیت بخشد و عزم خود را عملی کند باید رئیس و کارفرمای خود باشد.
ازدواج، تاریخچه ای به قدمت پیدایش انسان ها در کره زمین دارد و در تمام مکاتب و ادیان مطرح است اما هیچ مکتبی به اندازه اسلام برای این موضوع اهمیت قایل نبوده است. اسلام اساس ترقی و رشد و تکامل در تمامی شؤون زندگی را در چگونگی تشکیل خانواده ها می داند و برای این مهم اهدافی در نظر گرفته است; قرآن مجید خلقت همسران و ایجاد رشته مودت و دوستی بین زن و مرد را از نشانه های شناخت خداوند شمرده و به برخی از فواید ازدواج مانند آرامش روحی و جسمی، ارضای غریزه جنسی، ایجاد دوستی و علاقه، بقای نسل و تکامل فرد، اشاره می کند: «از جمله نشانه های وجود خداوند این است که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفریده تا بدان ها آرام گیرید و میان شما و آن ها دوستی و مهربانی قرار داد. در این (دوستی و محبت) برای کسانی که تفکر می کنند، نشانه هایی وجود دارد.
اسلام برای تحکیم کانون خانواده و جلوگیری از فروپاشی آن، قوانین خاصی وضع کرده و بر طبق آن، محدوده وظایف هر کدام از اعضا را تعیین نموده است. به طور کلی، این مقررات را به چند دسته می توان تقسیم کرد:
1. مقرراتی که مربوط به پیش از تشکیل خانواده است و از زمان خواستگاری باید رعایت گردد.
2. وظایف و حقوقی که هر یک از افراد خانواده پس از تشکیل خانواده باید رعایت کنند.
3. مقرراتی که در صورت عدم توافق زن و مرد و انحلال خانواده و یا فوت یکی از افراد آن باید عمل شود.
ایمان و تقوا ملاک اصلی انتخاب همسر است. در سایه ایمان و تقواست که روابط عمیق عاطفی بین زوجین ایجاد می شود. نزد چنین همسرانی، زمینه تا حدود زیادی برای پرورش صحیح فرزندان فراهم است و زن و شوهر می توانند بر همه مشکلات زندگی، اعم از اقتصادی و روانی، فایق آیند و فرزندان خود را مطابق موازین و برنامه های دینی تربیت کنند. دراین زمینه، رسول اکرم صلی االله علیه و آله می فرمایند: «زن را برای زیبایی اش به همسری مگیر; چون ممکن است جمال زن باعث پستی و سقوط اخلاقی اش بشود. هم چنین به انگیزه مالش، با او پیوند زناشویی برقرار مکن; زیرا مال می تواند موجب طغیان او گردد، بلکه به سرمایه دینی اش متوجه باش و با زن با ایمان ازدواج کن.»
مقاله مرتبط:رازهای داشتن یک ازدواج موفق
مردی به امام حسن علیه السلام عرض کرد: دختری دارم، او را به ازدواج چگونه فردی درآورم؟ حضرت فرمودند: «او رابه ازدواج مردی با تقوا درآور; که اگر دوستش داشته باشد، او را گرامی می دارد و اگر هم دوستش نداشته باشد، به او ستم نمی کند.»
دو اصل دین و اخلاق نیک، ملاک های اصلی برای شایستگی زن و شوهر است و این اصل چه در دوران جنینی و شیرخوارگی، و چه در سایر مراحل زندگی کودک و تربیت او نقش به سزایی دارد. پیامبر گرامی اسلام صلی االله علیه و آله می فرمایند: «بهترین زنان شما زنی است که وقتی همسرش به او می نگرد، شاد و مسرورش گرداند.»
مردی در این زمینه با حضرت ابوالحسن علیه السلام مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده، ولی او اخلاق بدی دارد. حضرت فرمود: «اگر بد خلق است، دخترت را به ازدواج او درنیاور.»
جابربن عبداالله انصاری می گوید، در محضر رسول خدا صلی االله علیه و آله بودم. آن حضرت درباره همسر شایسته چنین فرمود: «بهترین همسران شما کسانی هستند که دارای ده خصلت باشند:
o برای آمدن فرزندان متعدد آمادگی داشته باشند. (زایا باشند.)
o مهربان باشند.
o عفت و پاک دامنی خود را رعایت کنند.
o در میان بستگان خود عزیز و سربلند باشند.
o نزد شوهر فروتن باشند.
o خود را برای شوهر بیارایند و خود را به او بنمایانند.
o نسبت به نامحرمان خود نگه دار باشند و پوشش خود را حفظ کنند.
o از شوهر حرف شنوی و اطاعت داشته باشند.
o در مسائل جنسی، میل شوهر را جلب کنند.
o در عشق و علاقه به شوهر، افراط نکنند و حد اعتدال را حفظ نمایند.»
در جایی دیگر، رسول اکرم صلی االله علیه و آله می فرمایند: «من سعادة المرء الزوجة الصالحة »; از سعادت مرد این است که دارای همسری شایسته و خوب باشد.
اسلام تاکید دارد که درباره سابقه خانوادگی همسر، تحقیق لازم صورت گیرد و به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی او در نظر گرفته شود و نیز تا حد امکان، همسر از خانواده ای پاک و عفیف انتخاب گردد. این اصالت خانوادگی در نحوه زندگی جدید و در نسل بعد تاثیر دارد. اگر نطفه،که متاثر از خصایص وراثتی والدین است، ناسالم باشد، دیگر امیدی به اصلاح فرزند نیست. به همین دلیل امام صادق علیه السلام می فرمایند: «تزوجوا فی الحجر الصالح، فان العرق دساس »;
با خانواده شایسته ازدواج کنید; زیرا ژن ها خصایص والدین و اجداد را به نسل بعدی سرایت می دهند.
پیامبر گرامی اسلام صلی االله علیه و آله در این مورد به مردم آگاهی می دهند و می فرمایند: «ایها الناس ایاکم و خضراء الدمن »; ای مردم بپرهیزید از گیاهان سبز و خرمی که در مزبله دان ها پرورش یافته است. وقتی توضیح خواستند، مقصودشان را زنان زیبا و خوب رویی دانستند که در محیط فاسد و خانواده بد پرورش یافته اند.
ازدواج با افراد هم کفو و هم شان باعث توافق بیش تر در زندگی می شود; زیرا درصد بالایی از اختلافات بین زن وشوهرها در نتیجه نبودن طرفین در یک شان و طبقه است. کفویت در جنبه های ایمانی، فکری، اقتصادی و... مطرح است،اما تکیه اساسی اسلام در کفویت، بیش تر بر مساله ایمان و اعتقاد است. علت این که پیامبر صلی االله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام را برای همسری دختر خود انتخاب نمودند، همین مساله بوده است. بعضی روایات، کفویت، را شامل دوچیزدانسته اند: یکی عفت ناشی از ایمان و اعتقاد و دیگری تامین امکانات زندگی.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار»; (10 (کفو (هم ردیف در ازدواج) کسی است که عفیف باشد و مالی هم داشته باشد.
مصداق این فرموده پیامبر گرامی اسلام صلی االله علیه و آله را که «هر زن مسلمانی، کفو هر مرد مسلمان است »، درماجرای ازدواج جویبر می یابیم; جویبر مردی از اهل یمامه، تازه مسلمان شده و به مدینه آمده بود. او مؤمن و مخلص، ولیسیاه پوست و مستمند بود و در مسجد زندگی می کرد. روزی پیامبر صلی االله علیه و آله به او فرمودند: چرا ازدواج نمیکنی؟ جواب داد: چه کسی به من بینوا زن می دهد؟ پیامبر صلی االله علیه و آله فرمودند: اسلامهر خوار و ذلیلی را عزیزآله را به زیاد گفت. زیاد پاسخ داد: ما دخترانمان را به هم ردیفان خود - از انصار - می دهیم. پیامبر صلی االله علیه و آله،که ماجرا را متوجه شدند، فرمودند: «ای زیاد، جویبر مؤمن است، هر مؤمنی کفو زن مؤمنه و هر مرد مسلمانی کفو زن مسلمان است.» (11 (زیاد پس از این فرمایش پیامبر صلی االله علیه و آله، اطاعت کرد و دخترش را با تشریفاتی، به ازدواج جویبر درآورد. کرده است. برو نزد زیادبن ولید - از اشراف انصار - و دختر او را خواستگاری کن. جویبر فرمایش پیامبر صلی االله علیه را اطاعت نمود.
عدم سلامت، مانع از ازدواج نیست، ولی در تداوم زندگی مشترک اثر منفی دارد. بر همین اساس، علمای اخلاق با استفاده از روایات اسلامی، گفته اند: با شش گروه از زنان ازدواج نکنید; یک گروه از این ها زنان انانه هستند; یعنی بسیار ناله می کنند، مریض احوالند و خود را به بیماری می زنند.
پیامبر اسلام صلی االله علیه و آله به مغیرة بن شعبه، که دختری را برای همسری خود نامزد کرده بود، فرمود: «پیش از ازدواج، درباره مزایای جسمی دختر مورد نظرت تحقیق کن; زیرا این بررسی در ایجاد الفت و محبت و توافق های بیش تر بین تو و همسرت پس از ازدواج، تاثیر زیادی دارد.» به همین دلیل به مرد اجازه داده شده در انتخاب همسر، برای به دست آوردن اطلاعات بدنی، یک بار به زن نظر بیفکند.
سلامت فکر و اندیشه نیز بر سلامت رفتار و اعتدال در برخوردها، اثر بسزایی دارد; زیرا روابط انسانی زوجین، تابع شرایط نفسانی و روانی آن هاست و با عدم وجود سلامت روان، نمی توانند روابط مستحکم خانوادگی را بنیان گذارند.
امام صادق علیه السلام از رسول اکرم صلی االله علیه و آله نقل کرده اند که آن حضرت فرمودند: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که هم نشینی با او مایه اندوه و بلاست.»
مقاله مرتبط:معیارهای انتخاب همسرمناسب
از معیارهای دیگری که در لابه لای احادیث اسلامی به چشم می خورد و پس از موارد مزبور، باید مورد نظر قرار گیرد،عبارت است از:
دوشیزگی همسر، نداشتن قرابت و فامیلی نزدیک، زیبایی و... .
رسول خدا صلی االله علیه و آله فرمودند: «بهترین زنان شما، زنی است که بچه آور، مهربان، پاک دامن، نزد فامیل محترم و در برابر شوهر متواضع باشد، خود را برای شوهر بیاراید، به دیگران بی اعتنا و در خلوت، در اختیار همسر خود بوده و مثل برخی از مردان مبتذل نباشد.»
عدم وجود اختلافات نژادی، سنی و منطقه ای از شرایط اساسی ازدواج نیستند و ازدواج دختر و پسر مسلمان با وجود این اختلافات، صحیح است.
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی االله علیه و آله دختر عبدالمطلب را به ازدواج مقداد در آورد تا ازدواج به سهولت صورت گیرد (تعنیات خرافی و تشریفات جاهلی از میان برود) و مسلمانان از رسول خدا صلی االله علیه و آله پیروی کنند و بدانند که «گرامی ترین آن ها نزد خدا، باتقواترین آن هاست.»
بنابراین، باید مسائل جزئی و ظاهری از قبیل ثروت، زیبایی، مقام و دل بری کم تر مورد توجه قرار گیرد و در مقابل، سعی شود ملاک های ضروری و اصلی هم چون ایمان، تقوا و اصالت خانوادگی بیش تر مورد اهمیت قرار گیرد. پیامبر اسلام صلی االله علیه و آله نهی فرمودند که زنی را برای مال یا جمالش بگیرند; زیرا مالش موجب طغیان و جمالش مایه تباهی اوست. ملاک اصلی برای زن، دین و ایمان اوست.
مشاهده لینک pdf مقاله:معیارهای انتخاب همسر مناسب از دیدگاه اسلام
ذهن آدمی همواره به دنبال قضاوت کردن است. این ویژگی ما در فرایند تکامل باعث بقای ما شده است. ما در یک چشم به هم زدن قضاوت میکنیم:
آیا این فرد تهدیدی برای جان من است؟
آیا این فرد جذّاب است؟
آیا این فرد برای بقای (اجتماعی) من فایدهای دارد؟
به این غریزه توجه کنید، اما بدون شناخت بهتر فرد، هرگز تحت تاثیر آن عمل نکنید. ترفندهای زیر به شما کمک خواهند کرد تا به شیوههایی رفتار کنید که دیگران برداشت خوبی از رفتار شما داشته باشند.
این بخش منحصرا دربارهی زبان بدن نیست، بلکه این نگرشها به طور ناخودآگاه بر زبان بدن شما تأثیر خواهند گذاشت.
این نگرش آنقدر مهم است که باید یک مقالهی کامل را به آن اختصاص داد. شما نمیتوانید 100٪ اوقات از این نگرش برخوردار باشید. بهعلاوه، قطعا مواردی هست که مطمئن به نظر نرسیدن به شما مزیت دوستداشتنی بودن را میدهد، اما نگرش عنوان شده روی هم رفته درست است.
دو نکته را باید در این خصوص در نظر بگیرید:
مسئلهی دیگر انتخاب لباس بود که آن را با به همراه بردن یکی از دوستانم هنگام خرید، حل کردم.همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود.
در اینجا نیز، با احترام گذاشتن به دیگران یا چیزی به دست میآورید یا اصلا چیزی را از دست نمیدهید. این به آن معنا نیست که تمام روز باید تملّق کسی را بگویید، بلکه به این معنا است که نباید کسی را از سر باز کنید یا کاری کنید که احساس کماهمیت بودن داشته باشند.
مقاله مرتبط:23 ترفند زبان بدن که شما را دوستداشتنی میکند
غریبهها استحقاق این را دارند که به آنها فرصت اثبات حقانیتشان را بدهید. در دنیای ما هر کس میتواند چیزی باشد که در ظاهر نیست. من انسانهای نفرتانگیزی را دیدهام که در ظاهر، مهربان به نظر میرسیدند و میلیاردرهایی که مثل کودکان هیجانزده رفتار میکردند.
فرد نفرتانگیز یا میلیاردر هیچ کدام از دیگری «بهتر» نیستند. اما بودن در کنار یکی من را ناراحت و بودن در کنار دیگری به من احساس لذت و اشتیاق میدهد.
برای یافتن یک حالت بدنی مثبت، موارد زیر را دنبال کنید:
1. پاهایتان را هنگام ایستادن به عرض لگنتان باز کنید.
2. قد خود را تا جای ممکن بالا بکشید، تصور کنید از سر در حال کشیده شدن به بالا هستید.
3. حالا این حس بلند بودن را حفظ کنید، اما شانههایتان را شل کنید
4. گردنتان را سفت نگه ندارید و به سرتان طوری زاویه بدهید که برای نگاه کردن در چشمان فردی با قد متوسط مجبور نباشید به بالا یا پایین نگاه کنید.
چند توصیه:
هنگام حفظ حالت بدن، تا جای ممکن راحت باشید.
وقتی شروع به صاف نشستن کنید، خواهید دید که جثهی اغلب افراد، با صاف ننشستن کوچک میشود. وقتی با این حالت صاف پشت میز مینشینید، فورا احساس بلند بودن خواهید کرد. پشتتان را صاف، اما تا جای ممکن راحت نگه دارید.
وقتی پای خنده وسط باشد، دهان میتواند دروغ بگوید اما چشمها نه! خندههای واقعی به چشمها میرسند و پوست دور چشم را برای ایجاد “چین و چروک پنجه کلاغی” چروکیده میکنند. آدمها غالبا لبخند میزنند تا آنچه را واقعا در فکرشان است و احساس میکنند، پنهان کنند،
بنابراین بار دیگر که میخواهید بدانید لبخند مخاطبتان واقعی است یا نه، به چروکهای گوشهی چشمهایاش نگاه کنید. اگر چین و چروکی در آنجا ندیدید، آن لبخند میخواهد چیزی را از شما پنهان کند.
هنگامی که اضطراب دارید، این احتمال وجود دارد که سرعت صحبت کردن و تکان های بدن تان افزایش پیدا کند. «پیتر اکونومی» یکی از متخصصین و مدیران موفق در این باره می نویسد: “در چنین زمانی بهتر است اندکی حرکات خود را آرام تر کنید. زمانی که در حرکات خود دقت بیشتری کنید، توانایی شما برای انجام آنها نیز افزایش پیدا می کند. ذهن نیز به خوبی از این روند آگاهی دارد.”
بنابراین بهتر است نفس عمیقی کشیده، آرام باشید و بر روی حرکاتی که انجام می دهید، تسلطی عامدانه داشته باشید. با این کار در زمان مواجه شدن با دیگران، معتمد به نفس و مقاوم تر به نظر خواهید آمد.
هنگامی که اضطراب دارید، این احتمال وجود دارد که سرعت صحبت کردن و تکان های بدن تان افزایش پیدا کند. «پیتر اکونومی» یکی از متخصصین و مدیران موفق در این باره می نویسد: “در چنین زمانی بهتر است اندکی حرکات خود را آرام تر کنید. زمانی که در حرکات خود دقت بیشتری کنید، توانایی شما برای انجام آنها نیز افزایش پیدا می کند. ذهن نیز به خوبی از این روند آگاهی دارد.”
بنابراین بهتر است نفس عمیقی کشیده، آرام باشید و بر روی حرکاتی که انجام می دهید، تسلطی عامدانه داشته باشید. با این کار در زمان مواجه شدن با دیگران، معتمد به نفس و مقاوم تر به نظر خواهید آمد.
به ویژه زمانی که در یک جمع و یا چند نفر قرار دارید و می خواهید با کسی صحبت کنید تمرکز خود را روی او قرار دهید و او را محور قرار دهید. این مسئله از اهمیت زیادی برخورد دار است. زمانی که این فرد به شما نزدیک می شود، تمام بدن خود را متوجه به او نگه دارید نه فقط صورت خود را ! مثلا به طور کامل برگردید و به سمت او بایستید.
این بی قرار می تواند شامل ضربه زدن با خودکار به روی میز، بازی با کاغذ، تکان دادن پا و … می شود. هیچ چیزی بدتر از این در ملاقات ها نیست زیرا این پیام را به فرد مقابل انتقال می دهد که از دیدار با او خرسند نیستید و حوصله شما سررفته است یا طرف مقابل شما را کلافه و عصبی کرده است.
سعی کنید آرام باشید و این حس آرامش را نیز به طر مقابل انتقال دهید.
منبع: lifehack
مشاهده لینک pdf مقاله:با این 20ترفند زبان بدن اطرافیان را به سمت خودجذب کنید