https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/How-to-do-yawn-laugh-

چگونه یوگای خنده را انجام بدهیم؟

 

یوگا صورت

حتما درمورد فواید یوگا برای ذهن و جسم زیاد شنیده‌اید، اما چقدر با انواع یوگا آشنایی دارید؟ نکند پیش خودتان فکر می‌کنید که یوگا لزوما ورزش خشکی است؟ اما نه! اتفاقا جالب است بدانید که یوگای خنده هم داریم و کسانی که آن را امتحان کرده‌اند، یوگای خنده را برای کاهش استرس خیلی مفید می‌دانند. در این مقاله شما را با چگونگی شکل‌گیری یوگای خنده، کلاس‌های یوگای خنده، فواید یوگای خنده و 6 تمرین سرگرم‌کننده آن برای کاهش استرس، تقویت سیستم ایمنی و غلبه بر افسردگی آشنا خواهیم کرد.

قبل از اینکه ببینیم یوگای خنده چیست، توجه‌تان را به شرح تجربه‌ی «راشِل کانیگِل» (نگارنده‌ی اصلی این متن) جلب می‌کنم:

«روی کف چوبی کلاس در حالت «شاوآسانا» (حالت جسد یا مرده) دراز کشیدم. ذهنم بعد از یک ساعت ورزش سنگین و تنفس عمیق آرومه. آدم‌های دوروبرم هم آروم‌اند و کلاس ساکته. تنها صدایی که می‌یاد صدای کُند و آهسته‌ی دم‌وبازدمه. لحظات آخر هر کلاس یوگایی معمولا همین شکلیه. اما یکهو کناریم می‌زنه زیر خنده. اون‌طرف کلاس نفر دیگه‌ای در جوابش می‌خنده. خیلی طول نمی‌کشه که کل کلاس با صدای خنده پر می‌شه. هر کلاس یوگایی این‌ شکلی نیست، مگه اینکه کلاس یوگای خنده باشه! دکتر «مادان کاتاریا»، مربی کلاس‌مون، قول داده کمک‌مون کنه طوری از ته دل بخندیم که تا به‌ حال نخندیدیم»


یوگای خنده چیست؟

 

یوگا در خانه

یوگای خنده شامل تمریناتی است که باعث خنده‌ی بی‌دلیل می‌شوند. این تمرینات ترکیبی از تمرینات یوگایی تنفس عمیق و مراقبه‌ی خنده هستند. بیشتر وقت کلاس به آنچه دکتر «کاتاریا»، «شگرد خط‌شکنی» می‌نامد (همان تمریناتی که باعث خنده‌ی بی‌دلیل می‌شوند)، می‌گذرد. تابه‌حال تحقیقات بالینی خیلی کمی در این زمینه انجام شده‌اند، اما دکتر «کاتاریا» معتقد است که یوگای خنده فواید زیادی دارد و موجب کاهش استرس، تقویت سیستم ایمنی، مقابله با افسردگی و حتی مثبت اندیشی می‌شود.

یوگای خنده - دکتر مادان کاتاریا

دکتر «کاتاریا» اهل بمبئی و از مبلغان ارشد یوگای خنده است. جنبشی که دکتر «کاتاریا» ترویج داد، از سال 1995 موجب شکل‌گیری پنج هزار انجمن خنده در سراسر جهان شده است. مردم در این انجمن‌ها دور هم جمع می‌شوند تا فقط بخندند. دکتر «کاتاریا» در تلاش است تا با تربیت مربیانِ متعهد زمینه‌ی افتتاح مراکز بیشتری از این‌ دست را فراهم کند و در این‌باره می‌گوید: «هدف‌مان تشکیل اجتماعی بین‌المللی از افرادی است که به عشق و خنده باور دارند».


فواید یوگای خنده

 

یوگا چیست

یکی از ورکشاپ‌های آموزشی دکتر «کاتاریا» از زبان «راشِل کانیگِل» (نگارنده‌ی اصلی این متن) به شرح زیر می‌گذرد:

دکتر «کاتاریا» با لباسی هندی وارد می‌شود و به شاگردانش خوش‌آمد می‌گوید. لباس ابریشمی باوقار و طرز صاف ایستادنش باعث شده که شبیه شاهزاده‌های هندی به‌ نظر برسد. شبیه روحانیون هم هست، چرا که وقتی وارد شد، اکثرا با دیدی آمیخته به احترامات مذهبی نگاهش کردند. دکتر «کاتاریا» در آغاز صحبت به فواید خنده و خنده درمانی برای بدن اشاره می‌کند: «وقتی می‌خندید، فعل‌ و انفعالات شیمیایی بدن‌تان و همچنین فیزیولوژی بدن‌تان نیز تغییر می‌کند و در نتیجه می‌توانید بیشتر احساس خوشحالی کنید. یوگای خنده هم چیزی بیشتر از آماده سازی ذهن و جسم برای خوشحالی نیست».

سپس دکتر «کاتاریا» به توضیح منابع خنده می‌پردازد و از ذهن و جسم به‌ عنوان دو منبع خنده نام‌ می‌برد. بزرگسالان از ذهن‌ می‌خندند. دکتر «کاتاریا» این‌طور توضیح می‌دهد: «ما از قضاوت و ارزیابی برای تفکیک چیزهای خنده‌دار از غیرخنده‌دار استفاده می‌کنیم»، اما بچه‌هایی که خیلی بیشتر می‌خندند، از بدن خنده می‌کنند. دکتر «کاتاریا» در ادامه می‌گوید: «بچه‌ها تمام مدتی را که بازی می‌کنند، می‌خندند. یوگای خنده حول پرورش همین سرخوشی کودکانه می‌چرخد. همه‌ی ما کودکی در درون‌مان داریم که می‌خواهد بخندد و بازی کند».

حالا بیایید کمی از ورکشاب دکتر «کاتاریا» فاصله بگیریم و درمورد شفابخشی خنده صحبت کنیم. این فرضیه که خنده برای بدن مفید است، ایده‌ی جدیدی نیست. «نورمَن کازِنز»، ویراستار مجله‌ی « سَتِردِی ریویو» (Saturday Review)، در کتاب « آناتومی یک بیماری از دید بیمار» از درمان بیماری‌اش با خنده می‌گوید.

«کازِنز» در اواسط دهه‌ی 1960 مبتلا به «اِسپوندیلیت آنکیلوزان» شده بود. این بیماری دردناکِ پیش‌رونده‌ی بافت همبند «کازِنز» را خیلی ضعیف کرد، تاجایی‌که به‌ سختی قادر به حرکت بود. پزشکان هم امید چندانی به بهبودش نداشت. اما او به‌جای بستری در بیمارستان و درپیش‌گرفتن درمان‌های عادی راهی هتل شد. «کازِنز» در اتاق هتل پروژکتوری برای تماشای فیلم نصب کرد و پای فیلم‌های کمدی نشست. خودش ادعا می‌کند که دوز بالای ویتامین C مصرف می‌کرد و ساعت‌ها برادران مارکس می‌دید. «کازِنز» در کتابش می‌نویسد: «فهمیدم که ده دقیقه خنده‌ی جانانه و از ته دل برایم اثر بیهوشی دارد و باعث می‌شود که حداقل دو ساعت بدون درد بخوابم».

جالب است بدانید که «کازِنز» بهبود یافت و 26 سال دیگر هم زندگی کرد. اما تجربه‌ی جالب‌ توجه او الهام‌بخش تحقیقات زیادی درزمینه‌ی قدرت شفابخشی خنده شد. ازجمله‌ی این تحقیقات می‌توان به کار دکتر «ویلیام فرای» اشاره کرد که در آن زمان استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد بود. دکتر «فرای» و همکارانش طی مجموعه‌ تحقیقاتی دریافتند که «خنده‌ی طربناک» موجب افزایش گردش خون، تحریک سیستم ایمنی، ورزش عضلات و حتی تقویت مغز می‌شود. در تحقیقات دیگری نیز نشان داده، خنده از هورمون‌‌های استرس می‌کاهد و می‌تواند به پیشگیری از بیماری های قلبی کمک کند.

اما آیا خنده‌ی مصنوعی (خنده‌ای که خالی از بامزگی و بیشتر مجبوری باشد تا خودبه‌خودی) هم می‌تواند همین فواید را داشته باشد؟ دکتر «فرای» معتقد است جدای از تحریک مغزی‌ای که در زمان درک جوکی خنده‌دار یا چیزی بامزه رخ می‌دهد، به‌ نظر نمی‌رسد که اثرات خنده‌ی مصنوعی خیلی متفاوت باشند. او که خودش یوگای خنده را تجربه نکرده است، در این‌ باره می‌گوید: «فکر می‌کنم قطعا مفید باشد و خیلی به این برنامه علاقه‌مندم».


یوگای خنده چگونه شکل گرفت؟

 

یوگا درمانی

دکتر «کاتاریا» خودش همیشه آدم شادی نبود و در جوانی می‌خواست پولدار و معروف باشد. اما بعدها به چیزهای بیشتری اشتیاق پیدا کرد. در سال 1995 دکتر «کاتاریا» برای مجله‌ای پزشکی کار و روی مقاله‌ای درزمینه‌ی فواید خنده برای سلامتی تحقیق می‌کرد. ناگهان نیمه‌های شب فکری به‌ سرش زد: اگر خنده چیز خوبی است، چرا خنده را به بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم تبدیل نکنم؟»

صبح روز بعد دکتر «کاتاریا» به پارک کنار منزلش می‌رود و با مردمی که برای پیاده‌روی صبحگاهی آمده بودند، شروع به صحبت می‌کند: «می‌خوام یه انجمن خنده راه بندازم. حاضرید شرکت کنید؟» بیشتر مردم با جوابِ «خیلی کار دارم» و «مزخرفه» حرفش را نادیده گرفتند. اما همسرش و سه نفر دیگر قبول کردند که چنین ایده‌ای را امتحان کنند. پس نوبتی وسط ایستادند و جک تعریف کرند تا همدیگر را بخندانند. دکتر «کاتاریا» باز هم به پارک می‌رفت و جلسات انجمنش را آنجا برگزار می‌کرد. اعضای انجمن دور هم جمع می‌شدند و جوک تعریف می‌کردند. کم‌کم تعداد اعضا بیشتر شد. رهگذران وقتی جماعت درحال خنده را می‌دیدند، به‌ آنها می‌پیوستند. اما بعد از چند هفته مردم از شنیدن جوک‌های تکراری خسته شدند. پس دکتر «کاتاریا» روش دیگری را امتحان کرد: خنده بدون شوخ طبعی و خوش‌مزگی یا به‌ قول خودش «ناب‌ترین شکل خنده».

به‌مرور دکتر «کاتاریا» موفق به طراحی مجموعه‌ تمریناتی شد که بیشترشان شامل تعامل با دیگران بودند. از آنجایی‌ که وی سال‌ها یوگا تمرین می‌کرد و همسرش «مادهوری» هم مربی یوگا بود، تمرینات و حرکات کششی و تنفسی یوگا را نیز در تمریناتی که برای خندیدن ترتیب داده بود، ادغام کرد. تمرینات تنفسی بیشتر از نوع تنفس دیافراگمی عمیق و بازدم طولانی بودند. دکتر «کاتاریا» اسم «هاسیا یوگا» را برای تمریناتش انتخاب کرد، چرا که «هاسیا» در زبان سانسکریت یعنی خنده.

از آن زمان تابه‌حال دکتر «کاتاریا» یوگای خنده را در جاهای مختلفی همچون مدارس، پرورشگاه‌‌ها، زندان‌‌ها، سراهای سالمندان و معلولان و نیز بسیاری شرکت‌ها برگزار کرده است.


کلاس یوگای خنده‌ به چه نحوی پیش می‌رود؟
 
فواید یوگا

به‌ ادامه‌ی شرح ورکشاپ آموزشی دکتر «کاتاریا» از زبان «راشِل کانیگِل» (نگارنده‌ی اصلی این متن) برمی‌گردیم:

دکتر «کاتاریا» کلاس را با گرم‌کردن شروع می‌کند و از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که با ضرباهنگ دست بزنند و چند بار «هو، هو، ها، ها، ها» بگویند. سپس از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که چند نفس عمیق بکشند و ریه‌هایشان را با هوا پر و با یک خنده‌ی درست‌وحسابی خالی کنند. بعد نوبت تمرینات خنده می‌شود. این بار شرکت‌کنندگان باید در کلاس حرکت کنند و به‌همدیگر با خنده سلام دهند. دکتر «کاتاریا» شرکت‌کنندگان را تشویق می‌کند که به چشمان هم نگاه کنند و ضمنا یادآور می‌شود که کسی از خنده‌های الکی ناراحت نباشد: «اگر نمی‌توانید بخندید، ادای خندیدن را دربیاورید. بدن‌تان فرق بین خنده‌ی واقعی و خنده‌ی الکی را نمی‌فهمد».

اینکه در جمع غریبه‌ها بچرخم و بخندم، اولش به‌نظرم کمی مسخره بود. وقتی به چشمان طرف مقابلم نگاه می‌کردم، سعی داشتم بفهمم که خنده‌ش واقعی است یا مثل من الکی می‌خندد؟ حتی فکر می‌کنم در نگاه یکی از خانم‌ها خواندم که از خودش می‌پرسید: «یعنی این ماییم که داریم این کارها رو می‌کنیم؟» اما چند دقیقه‌ای که گذشت، بیشتر شرکت‌کنندگان واقعا داشتند، می‌خندیدند. حتی خانمی را دیدم که از شدت خنده کف زمین افتاده بود و به خودش می‌پیچید. پرستار بود و بعدا گفت که هرگز این‌طوری نخندیده است. انگار روز قبلش در سخنرانی دکتر «کاتاریا» شرکت کرده بود و همان‌جا فورا تصمیم‌ می‌گیرد که برای ورکشاپ ثبت‌نام کند. می‌گفت که این تجربه برایش پیشرفت بزرگی بوده و زندگی‌اش را تغییر داده است، چون در بچگی آسیب روحی دیده بود و به‌ همین‌ خاطر خیلی حالت تهاجمی داشت. برایم تعریف کرد که دیگران مدام علت عصبانیتش را می‌پرسیدند، اما با یوگای خندهتوانست حالات صورتش را تغییر دهد.

«جِفری برایِر» شرکت‌کننده‌ی دیگری بود که یوگای خنده زندگی‌اش را متحول کرد. «برایِر» در سال 2005 موفق به دریافت مدرک تدریس یوگای خنده شد و متعاقبا انجمنی در «لاگونا بیچِ کالیفرنیا» راه انداخت. او 33 سال مدرس یوگا بود و با سبک‌های مختلف یوگا ازجمله «آشتانگا»، «کُندالینی»، «آیِنگار»، «شیواناندا» و «یوگای اینتِگرال» آشنایی داشت. اما ادعا می‌کرد که «هرگز به هیچ سبکی این‌قدر علاقه‌مند نبودم». «برایِر» هر روز در انجمنش کلاس‌یوگای خنده دارد و در طول روز نیز از یوگای خنده برای کاهش استرس‌هایش کمک می‌گیرد. خودش می‌گوید که برای مثال وقتی در ترافیک گیر می‌کند یا عصبانی است، می‌خندد: «می‌تونم تنها در عرض 20 ثانیه استرسم رو با خنده از بین ببرم».

خودم هم طی دو روزی که در ورکشاپ دکتر «کاتاریا» شرکت کردم، هرگز آنقدر از درون فوران خنده را تجربه نکرده بودم، تاجایی‌که در انتهای روز دوم شکمم به‌خاطر فشار خنده درد می‌کرد. چند هفته‌ بعد از تجربه‌ی حضور در این ورکشاپ درحال رانندگی بودم و پسر دوازده‌ساله‌ام هم در ماشین بود. به‌خاطر استرس‌های روزمره کلافه بودم و وقتی پسرم چیزی گفت که از دستش عصبانی شدم و نزدیک بود از کوره در بروم، درعوض زدم زیر خنده، آن هم خنده‌ای که در اعماق شکمم طنین انداخت. پسرم با لبخند پرسید: «یوگای خنده؟» سرم را تکان دادم و پوزخندی واضح روانه‌اش کردم!


6 تمرین یوگای خنده
 
آموزش یوگا

وقتی هیچ چیز خنده‌داری در کار نیست، چطور می‌توان خندید؟ فقط کافی است دهان‌تان را در حد لبخندی به‌ پهنای صورت باز کنید و نفس‌تان را به‌ بیرون برانید. شاید اولش احساس کنید که کار احمقانه‌ای است، اما وقتی این کار را در جمع کسانی که همه برای خنده آمده‌اند انجام دهید، معمولا همین خنده‌های مصنوعی درنهایت به خنده‌های واقعی تبدیل خواهند شد. جلسات یوگای خنده اغلب اوقات با گرم‌کردن شروع می‌شوند. برای مثال از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود که دست‌ بزنند و بگویند «هو، هو، ها، ها، ها». سپس باید چند دم عمیق با بازدم طولانی انجام دهید. 15 تا 20 دقیقه‌ تمرینات خنده ادامه دارند و لابه‌لای تمرینات هم تنفس عمیق انجام می‌شود. بعدش 15 تا 20 دقیقه‌ی دیگر به مراقبه‌ی خنده اختصاص می‌یابد.

6 تمرینی که می‌توانید برای شروع کار انجام‌شان دهید، عبارتند از:
1. سلام‌دادن با خنده

همگی دور اتاق حرکت کنید. حالت سلام‌دادن «ناماسته» به‌ خود بگیرید. یعنی کف دست‌هایتان را به‌هم بفشارید و در محدوده‌ی بالای قفسه‌ سینه نگه دارید یا ساده‌تر اینکه باهم دست دهید و در هر صورت بخندید. بهتر است حین سلام‌دادن و خنده به چشمان طرف مقابل نگاه کنید.
2. خنده‌ شیر

یوگای خنده - خنده‌ی شیر

حین خنده درحالی‌که چشمان‌تان را بازِ باز کرده‌اید، زبان‌تان را بیرون بیاورید و دستان‌تان را هم پنجه‌وار بگیرید.
3. خنده‌ ریز

با دهان بسته و صدای آرام بخندید.
4. خنده‌ خاموش

دهان‌تان را خوب باز کنید و بدون ایجاد هیچ صدایی بخندید. حین انجام این تمرین به چشمان هم نگاه کنید و اداهای خنده‌دار دربیاورید.
5. خنده‌ افت و خیزدار

اولش با لبخند شروع کنید و سپس کم‌کم آهسته بخندید. شدت خندیدن‌تان را همین‌طور افزایش دهید تا به یک خنده‌ی جانانه از ته دل برسید. حالا یواش‌یواش خنده‌تان را کم کنید و دوباره به‌ حالت لبخند برگردید.
6. خنده‌ دل به دل

به طرف مقابل‌تان نزدیک شوید و دست‌ هم را بگیرید و بخندید. اگر اعضای گروه با هم راحت باشند، حتی می‌توانند همدیگر را نوازش کنند یا در آغوش بگیرند.

 

منبع : https://keramatzade.com/How-to-do-yawn-laugh-

 

دانلود PDF مقاله: چگونه یوگای خنده را انجام بدهیم؟

 

https://keramatzade.com/How-to-treat-eyelid-drooping-

چگونه افتادگی پلک را درمان کنیم؟

بیماری افتادگی چشم، با نام «پتوز»، ممکن است در اثر صدمه به چشم، بالارفتن سن یا اختلال‌های مختلف پزشکی رخ دهد. این بیماری ممکن است به‌طور ناگهانی پدیدار شود و خودبه‌خود هم برطرف شود. این مشکل گاهی‌اوقات از بدو تولد با فرد همراه است و به آن افتادگی پلک مادرزادی می‌گویند یا ممکن است در سنین بالاتر رخ دهد که در آن صورت، افتادگی پلک اکتسابی نام دارد. افتادگی پلک بالایی به دلیل اینکه پلک، جلوی مردمک چشم را می‌گیرد، ممکن است بخشی از دید را کاهش دهد و مشکلات بینایی برای فرد ایجاد کند و در موارد شدیدتر، بینایی را کاملا مسدود کند. در این مقاله شما را با علائم و علت افتادگی پلک، تشخیص، پیشگیری و درمان افتادگی پلک آشنا خواهیم کرد.


علت افتادگی پلک

 

افتادگی پلک چشم

افتادگی پلک به دلایل متفاوتی، از دلایل طبیعی گرفته تا شرایط جدی‌تری مانند بیماری‌ها، رخ می‌دهد. پزشک می‌تواند علت واقعی آن را در فرد مبتلا تشخیص دهد. هرکس ممکن است به این بیماری مبتلا شود و آن بین زن و مرد و نژاد‌های مختلف، به یک اندازه شایع است. شایع‌ترین علت این بیماری در افراد مسن، روند پیری است. عضله‌ی بالابر، مسئول بالابردن پلک چشم است. هرچه سن فرد، افزایش می‌شود، این ماهیچه دچار کشیدگی بیشتر شده و درنتیجه باعث پایین‌افتادن پلک می‌شود. باوجود اینکه این مشکل بیشتر در افراد بزرگسال در سنین مختلف دیده می‌شود، می‌تواند کودکان را هم از بدو تولد به خود گرفتار کند. البته افتادگی پلک در کودکان، بسیار نادر است. گاهی‌اوقات دلیل اصلی این بیماری ناشناخته باقی می‌ماند. بعضی مواقع هم صدمه به چشم، مانند ضربه، منجر به افتادگی پلک می‌شود. مشکلات عصب‌شناختی هم می‌تواند فرد را به این بیماری مبتلا کند.


افتادگی پلک در کودکان

 

افتادگی پلک بالا

شایع‌ترین علت افتادگی مادرزادی پلک کودکان، رشدنکردن عضله‌ی بالابر پلک در نوزاد است. همچنین کودکان مبتلا به این بیماری، ممکن است به بیماری «آمبلوپی» (amblyopia)، که با نام تنبلی چشم شناخته می‌شود، نیز مبتلا باشند. این اختلال ممکن است، توانایی دید آنها را به تأخیر اندازد یا دیدشان را محدود کند.
عوامل خطرزا در ابتلا به افتادگی پلک چیست؟

برخی از مشکلات پزشکی هم ممکن است، فرد را در خطر ابتلا به افتادگی پلک قرار دهد.


مشکلات پزشکی

 

افتادگی پلک مادرزادی

اگر به افتادگی پلک مبتلا شدید، به‌ویژه در هر دو چشم، ممکن است که نشان‌دهنده‌ی نوعی مشکل پزشکی باشد. اگر فقط یکی از پلک‌ها دچار افتادگی شد، ممکن است ناشی از صدمه به عصب یا گل‌مژه‌ی موقتی، باشد. گاهی‌اوقات برخی از جراحی‌های مربوط به چشم، مانند لیزیک یا آب مروارید، نیز می‌تواند موجب افتادگی پلک شود؛ زیرا در این نوع جراحی‌ها، ماهیچه یا تاندون چشم، کشیده می‌شود.


بیماری های جدی
 
افتادگی پلک نوزاد

در برخی موارد، بیماری‌های جدی‌تری مانند سکته، تومور مغزی یا سرطان در اعصاب یا ماهیچه‌ها، فرد را به افتادگی پلک مبتلا می‌کنند. اختلال‌های عصب‌شناختی، مانند «میاستنی گراویس» (Myasthenia gravis)، ضعف وخیم عضلانی، فرد را گرفتار افتادگی پلک می‌کنند. در این حالت، عصب‌ها یا ماهیچه‌های چشم دچار ضعف شدید عضلانی هستند.


علائم افتادگی پلک چیست؟
 
افتادگی پلک در کودکان

پایین‌افتادن یک یا هر دو پلک بالایی چشم، اصلی‌ترین علامت افتادگی پلک است. در برخی موارد، این افتادگی روی بینایی اثر منفی می‌گذارد، اما علایمافتادگی پلک در برخی از افراد به راحتی مشخص نمی‌شود یا به شکل دائمی نیست. فقط زمانی‌که چشم‌ها به شدت خشک و مطوب باشند، چهره‌ی فرد به گونه‌ای می‌شود که انگار بسیار خسته است. بخش‌های اصلی که در این بیماری، درگیر می‌شوند، اطراف چشم‌ها هستند و ممکن است فرد در این نواحی، کمی احساس درد کند و درعین‌حال چهره‌اش به نظر خسته بیاید. برخی از افراد مبتلا به افتادگی شدید پلک، هنگام صحبت با دیگران، حتی در یک گفتگوی عادی، مجبور می‌شوند سرشان را کمی عقب نگه‌دارند تا بتوانند اطرافیان را ببینند.

پزشک باید بیماری را که به افتادگی پلک دائمی مبتلا شده است، به خوبی معاینه کند تا مطمئن شود، افتادگی پلک چشم ناشی از بیماری‌های دیگری نباشد. این مسأله زمانی که فرد به سردردهای میگرنی هم مبتلاست، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این هنگام پزشک احتمال بروز مشکلات دیگر را در فرد بررسی می‌کند.


تشخیص افتادگی پلک

 

افتادگی پلک پایین

پزشک ابتدا آزمایش فیزیکی انجام می‌دهد و تاریخچه‌ی پزشکی فرد را جویا می‌شود. اگر افتادگی پلک، بارها رخ دهد و زمان آن طولانی باشد، پزشک برای تشخیص علت واقعی آن، چند آزمایش انجام می‌دهد.

پزشک ممکن است، آزمایش «لامپ اسلیت» (Slit Lamp) را انجام دهد. (لامپ اسلیت، وسیله‌ای دارای منبع نور با شدت بالاست که می‌تواند به صورت متمرکز یک صفحه نازک نور را به داخل چشم بتاباند). چشم‌های فرد برای انجام‌دادن این آزمایش، مدتی کاملا باز می‌ماند و ممکن است او کمی احساس ناراحتی کند.

آزمایش دیگر که به وسیله‌ی آن، علت بیماری‌هایی چون افتادگی پلک، تشخیص داده می‌شود، آزمایش «تنسیلون» (Tensilon) است. پزشک دارویی به نام «تنسیلون» که با نام «ادروفونیوم» هم شناخته می‌شود، به یکی از رگ‌های بیمار تزریق می‌کند. ممکن است پزشک از بیمار بخواهد که پاهایش را روی هم بگذارد یا بردارد یا چندبار بنشیند و بلند شود. پزشک با انجام این کار می‌خواهد بداند که آیا داروی «تنسیلون»، قدرت ماهیچه‌های فرد را افزایش می‌دهد یا خیر. بدین ترتیب او می‌تواند تشخیص دهد که آیا افتادگی پلک، ناشی از «میاستنی گراویس» است یا خیر.
درمان افتادگی پلک چگونه است؟


راه‌های رفع افتادگی پلک

 

افتادگی پلک با بوتاکس

درمان افتادگی پلک بنابر دلیل خاص یا شدت آن، متغیر است. اگر این مشکل ناشی از سن بالا یا علل مادرزادی باشد، پزشک ضرورتی به درمان و جراحی نمی‌بیند. زیرا در این شرایط، افتادگی پلک خطری برای سلامت فرد ایجاد نمی‌کند. اما با استفاده از جراحی پلاستیک، می‌توان شدت افتادگی پلک را کاهش داد.

اگر افتادگی پلک، ناشی از بیماری دیگری باشد، پزشک به درمان آن بیماری می‌پردازد. بدین ترتیب افتادگی پلک هم درمان می‌شود. اگر افتادگی پلک، جلوی دید فرد را گرفت، او به درمان پزشکی نیاز دارد و به احتمال زیاد، جراحی توصیه می‌شود.

نوعی عینک وجود دارد که می‌تواند پلک‌های فرد مبتلا را بالا نگهدارد. این عینک مناسب افرادی است که به‌طور موقت به افتادگی پلک، مبتلا می‌شوند. همچنین افرادی که شرایط بدنی مناسبی برای جراحی ندارند، می‌توانند از این نوع عینک استفاده کنند.


جراحی افتادگی پلک

هنگام جراحی، عضله‌ی بالابر پلک بالایی چشم، سفت و محکم می‌شود. درواقع پلک چشم آنقدر بالا برده می‌شود تا درمحل مناسب قرار گیرد. این جراحی در کودکان به منظور پیشگیری از تنبلی چشم انجام می‌شود. اما در این نوع جراحی چشم، خطراتی از جمله خشکی چشم، کشیدگی قرنیه و «هماتوم»، وجود دارد. «هماتوم»، وضعیتی است که خون در بخشی از بدن و بیرون از رگ‌های خونی، جمع می‌شود. همچنین گاهی‌اوقات پیش می‌آید که جراح، پلک را بیش‌ازحد بالا یا پایین می‌کشد.

نوع دیگری از جراحی برای درمان افتادگی پلک وجود دارد که به آن جراحی «اسلینگ» می‌گویند. در این حالت، برای بالابردن پلک فوقانی چشم، از ماهیچه‌های پیشانی استفاده می‌شود.


عینک مخصوص افتادگی پلک چشم

استفاده از پایه در قاب عینک، گزینه‌ای است که بدون جراحی به کمک افراد مبتلا به بیماری افتادگی پلک می‌رود. این پایه که به قاب عینک متصل می‌شود، می‌تواند پلک چشم را بالا و در محل مناسب خود، نگهدارد.

دو نوع عینک مخصوص افتادگی پلک وجود دارد: عینک‌های دارای پایه‌های قابل تنظیم (که روی یک طرف قاب، پایه متصل شده است) و عینک‌های دارای پایه‌های تقویت‌شده (که در این نوع عینک، روی هر دو طرف قاب، پایه متصل می‌شود). این پایه‌ها را می‌توان روی قاب انواع عینک‌ها نصب کرد. اما روی قاب‌های فلزی، عملکرد بهتری دارند. هنگام استفاده از این عینک‌ها، باید با چشم‌پزشک یا جراح پلاستیک مشورت کرد.


جلوگیری از افتادگی پلک چگونه است؟

متأسفانه هیچ راهی برای پیشگیری از ابتلا به افتادگی پلک، وجود ندارد. اما شناخت علایم و معاینه مرتب چشم، می‌تواند در مبارزه با این اختلال کمک کند. به‌محض مشاهده این مشکل، به‌ویژه در کودکان، باید بلافاصله به پزشک مراجعه کرد. ازآنجایی‌که این مشکل، روی بینایی، اثر منفی می‌گذارد باید آن را جدی گرفت و درمان کرد. با مراجعه زودهنگام به پزشک، می‌توان جلوی بدترشدن آن را گرفت.


آینده‌ی مبتلایان به افتادگی پلک چشم چگونه است؟

این بیماری، معمولا به سلامت افراد صدمه‌ای وارد نمی‌کند. اما اگر این مشکل، جلوی بینایی را بگیرد، برخی از کارها مانند رانندگی را نباید انجام داد، تازمانی‌که بیماری درمان شود. آینده‌ی افراد مبتلا به این بیماری بسته به علت ایجادکننده‌ی آن است. بیشتر مواقع مشکل با عمل جراحی زیبایی برطرف می‌شود. بااین‌حال، گاهی‌اوقات این بیماری نشان‌دهنده‌ی مشکل جدی‌تر و خطرناک‌تری است که باید حتما به پزشک مراجعه شود.

 

منبع : https://keramatzade.com/How-to-treat-eyelid-drooping-

دانلود PDF مقاله : چگونه افتادگی پلک را درمان کنیم؟

https://keramatzade.com/How-to-treat-eyelid-drooping-

چگونه افتادگی پلک را درمان کنیم؟

بیماری افتادگی چشم، با نام «پتوز»، ممکن است در اثر صدمه به چشم، بالارفتن سن یا اختلال‌های مختلف پزشکی رخ دهد. این بیماری ممکن است به‌طور ناگهانی پدیدار شود و خودبه‌خود هم برطرف شود. این مشکل گاهی‌اوقات از بدو تولد با فرد همراه است و به آن افتادگی پلک مادرزادی می‌گویند یا ممکن است در سنین بالاتر رخ دهد که در آن صورت، افتادگی پلک اکتسابی نام دارد. افتادگی پلک بالایی به دلیل اینکه پلک، جلوی مردمک چشم را می‌گیرد، ممکن است بخشی از دید را کاهش دهد و مشکلات بینایی برای فرد ایجاد کند و در موارد شدیدتر، بینایی را کاملا مسدود کند. در این مقاله شما را با علائم و علت افتادگی پلک، تشخیص، پیشگیری و درمان افتادگی پلک آشنا خواهیم کرد.


علت افتادگی پلک

 

افتادگی پلک چشم

افتادگی پلک به دلایل متفاوتی، از دلایل طبیعی گرفته تا شرایط جدی‌تری مانند بیماری‌ها، رخ می‌دهد. پزشک می‌تواند علت واقعی آن را در فرد مبتلا تشخیص دهد. هرکس ممکن است به این بیماری مبتلا شود و آن بین زن و مرد و نژاد‌های مختلف، به یک اندازه شایع است. شایع‌ترین علت این بیماری در افراد مسن، روند پیری است. عضله‌ی بالابر، مسئول بالابردن پلک چشم است. هرچه سن فرد، افزایش می‌شود، این ماهیچه دچار کشیدگی بیشتر شده و درنتیجه باعث پایین‌افتادن پلک می‌شود. باوجود اینکه این مشکل بیشتر در افراد بزرگسال در سنین مختلف دیده می‌شود، می‌تواند کودکان را هم از بدو تولد به خود گرفتار کند. البته افتادگی پلک در کودکان، بسیار نادر است. گاهی‌اوقات دلیل اصلی این بیماری ناشناخته باقی می‌ماند. بعضی مواقع هم صدمه به چشم، مانند ضربه، منجر به افتادگی پلک می‌شود. مشکلات عصب‌شناختی هم می‌تواند فرد را به این بیماری مبتلا کند.


افتادگی پلک در کودکان

 

افتادگی پلک بالا

شایع‌ترین علت افتادگی مادرزادی پلک کودکان، رشدنکردن عضله‌ی بالابر پلک در نوزاد است. همچنین کودکان مبتلا به این بیماری، ممکن است به بیماری «آمبلوپی» (amblyopia)، که با نام تنبلی چشم شناخته می‌شود، نیز مبتلا باشند. این اختلال ممکن است، توانایی دید آنها را به تأخیر اندازد یا دیدشان را محدود کند.
عوامل خطرزا در ابتلا به افتادگی پلک چیست؟

برخی از مشکلات پزشکی هم ممکن است، فرد را در خطر ابتلا به افتادگی پلک قرار دهد.


مشکلات پزشکی

 

افتادگی پلک مادرزادی

اگر به افتادگی پلک مبتلا شدید، به‌ویژه در هر دو چشم، ممکن است که نشان‌دهنده‌ی نوعی مشکل پزشکی باشد. اگر فقط یکی از پلک‌ها دچار افتادگی شد، ممکن است ناشی از صدمه به عصب یا گل‌مژه‌ی موقتی، باشد. گاهی‌اوقات برخی از جراحی‌های مربوط به چشم، مانند لیزیک یا آب مروارید، نیز می‌تواند موجب افتادگی پلک شود؛ زیرا در این نوع جراحی‌ها، ماهیچه یا تاندون چشم، کشیده می‌شود.


بیماری های جدی
 
افتادگی پلک نوزاد

در برخی موارد، بیماری‌های جدی‌تری مانند سکته، تومور مغزی یا سرطان در اعصاب یا ماهیچه‌ها، فرد را به افتادگی پلک مبتلا می‌کنند. اختلال‌های عصب‌شناختی، مانند «میاستنی گراویس» (Myasthenia gravis)، ضعف وخیم عضلانی، فرد را گرفتار افتادگی پلک می‌کنند. در این حالت، عصب‌ها یا ماهیچه‌های چشم دچار ضعف شدید عضلانی هستند.


علائم افتادگی پلک چیست؟
 
افتادگی پلک در کودکان

پایین‌افتادن یک یا هر دو پلک بالایی چشم، اصلی‌ترین علامت افتادگی پلک است. در برخی موارد، این افتادگی روی بینایی اثر منفی می‌گذارد، اما علایمافتادگی پلک در برخی از افراد به راحتی مشخص نمی‌شود یا به شکل دائمی نیست. فقط زمانی‌که چشم‌ها به شدت خشک و مطوب باشند، چهره‌ی فرد به گونه‌ای می‌شود که انگار بسیار خسته است. بخش‌های اصلی که در این بیماری، درگیر می‌شوند، اطراف چشم‌ها هستند و ممکن است فرد در این نواحی، کمی احساس درد کند و درعین‌حال چهره‌اش به نظر خسته بیاید. برخی از افراد مبتلا به افتادگی شدید پلک، هنگام صحبت با دیگران، حتی در یک گفتگوی عادی، مجبور می‌شوند سرشان را کمی عقب نگه‌دارند تا بتوانند اطرافیان را ببینند.

پزشک باید بیماری را که به افتادگی پلک دائمی مبتلا شده است، به خوبی معاینه کند تا مطمئن شود، افتادگی پلک چشم ناشی از بیماری‌های دیگری نباشد. این مسأله زمانی که فرد به سردردهای میگرنی هم مبتلاست، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این هنگام پزشک احتمال بروز مشکلات دیگر را در فرد بررسی می‌کند.


تشخیص افتادگی پلک

 

افتادگی پلک پایین

پزشک ابتدا آزمایش فیزیکی انجام می‌دهد و تاریخچه‌ی پزشکی فرد را جویا می‌شود. اگر افتادگی پلک، بارها رخ دهد و زمان آن طولانی باشد، پزشک برای تشخیص علت واقعی آن، چند آزمایش انجام می‌دهد.

پزشک ممکن است، آزمایش «لامپ اسلیت» (Slit Lamp) را انجام دهد. (لامپ اسلیت، وسیله‌ای دارای منبع نور با شدت بالاست که می‌تواند به صورت متمرکز یک صفحه نازک نور را به داخل چشم بتاباند). چشم‌های فرد برای انجام‌دادن این آزمایش، مدتی کاملا باز می‌ماند و ممکن است او کمی احساس ناراحتی کند.

آزمایش دیگر که به وسیله‌ی آن، علت بیماری‌هایی چون افتادگی پلک، تشخیص داده می‌شود، آزمایش «تنسیلون» (Tensilon) است. پزشک دارویی به نام «تنسیلون» که با نام «ادروفونیوم» هم شناخته می‌شود، به یکی از رگ‌های بیمار تزریق می‌کند. ممکن است پزشک از بیمار بخواهد که پاهایش را روی هم بگذارد یا بردارد یا چندبار بنشیند و بلند شود. پزشک با انجام این کار می‌خواهد بداند که آیا داروی «تنسیلون»، قدرت ماهیچه‌های فرد را افزایش می‌دهد یا خیر. بدین ترتیب او می‌تواند تشخیص دهد که آیا افتادگی پلک، ناشی از «میاستنی گراویس» است یا خیر.
درمان افتادگی پلک چگونه است؟


راه‌های رفع افتادگی پلک

 

افتادگی پلک با بوتاکس

درمان افتادگی پلک بنابر دلیل خاص یا شدت آن، متغیر است. اگر این مشکل ناشی از سن بالا یا علل مادرزادی باشد، پزشک ضرورتی به درمان و جراحی نمی‌بیند. زیرا در این شرایط، افتادگی پلک خطری برای سلامت فرد ایجاد نمی‌کند. اما با استفاده از جراحی پلاستیک، می‌توان شدت افتادگی پلک را کاهش داد.

اگر افتادگی پلک، ناشی از بیماری دیگری باشد، پزشک به درمان آن بیماری می‌پردازد. بدین ترتیب افتادگی پلک هم درمان می‌شود. اگر افتادگی پلک، جلوی دید فرد را گرفت، او به درمان پزشکی نیاز دارد و به احتمال زیاد، جراحی توصیه می‌شود.

نوعی عینک وجود دارد که می‌تواند پلک‌های فرد مبتلا را بالا نگهدارد. این عینک مناسب افرادی است که به‌طور موقت به افتادگی پلک، مبتلا می‌شوند. همچنین افرادی که شرایط بدنی مناسبی برای جراحی ندارند، می‌توانند از این نوع عینک استفاده کنند.


جراحی افتادگی پلک

هنگام جراحی، عضله‌ی بالابر پلک بالایی چشم، سفت و محکم می‌شود. درواقع پلک چشم آنقدر بالا برده می‌شود تا درمحل مناسب قرار گیرد. این جراحی در کودکان به منظور پیشگیری از تنبلی چشم انجام می‌شود. اما در این نوع جراحی چشم، خطراتی از جمله خشکی چشم، کشیدگی قرنیه و «هماتوم»، وجود دارد. «هماتوم»، وضعیتی است که خون در بخشی از بدن و بیرون از رگ‌های خونی، جمع می‌شود. همچنین گاهی‌اوقات پیش می‌آید که جراح، پلک را بیش‌ازحد بالا یا پایین می‌کشد.

نوع دیگری از جراحی برای درمان افتادگی پلک وجود دارد که به آن جراحی «اسلینگ» می‌گویند. در این حالت، برای بالابردن پلک فوقانی چشم، از ماهیچه‌های پیشانی استفاده می‌شود.


عینک مخصوص افتادگی پلک چشم

استفاده از پایه در قاب عینک، گزینه‌ای است که بدون جراحی به کمک افراد مبتلا به بیماری افتادگی پلک می‌رود. این پایه که به قاب عینک متصل می‌شود، می‌تواند پلک چشم را بالا و در محل مناسب خود، نگهدارد.

دو نوع عینک مخصوص افتادگی پلک وجود دارد: عینک‌های دارای پایه‌های قابل تنظیم (که روی یک طرف قاب، پایه متصل شده است) و عینک‌های دارای پایه‌های تقویت‌شده (که در این نوع عینک، روی هر دو طرف قاب، پایه متصل می‌شود). این پایه‌ها را می‌توان روی قاب انواع عینک‌ها نصب کرد. اما روی قاب‌های فلزی، عملکرد بهتری دارند. هنگام استفاده از این عینک‌ها، باید با چشم‌پزشک یا جراح پلاستیک مشورت کرد.


جلوگیری از افتادگی پلک چگونه است؟

متأسفانه هیچ راهی برای پیشگیری از ابتلا به افتادگی پلک، وجود ندارد. اما شناخت علایم و معاینه مرتب چشم، می‌تواند در مبارزه با این اختلال کمک کند. به‌محض مشاهده این مشکل، به‌ویژه در کودکان، باید بلافاصله به پزشک مراجعه کرد. ازآنجایی‌که این مشکل، روی بینایی، اثر منفی می‌گذارد باید آن را جدی گرفت و درمان کرد. با مراجعه زودهنگام به پزشک، می‌توان جلوی بدترشدن آن را گرفت.


آینده‌ی مبتلایان به افتادگی پلک چشم چگونه است؟

این بیماری، معمولا به سلامت افراد صدمه‌ای وارد نمی‌کند. اما اگر این مشکل، جلوی بینایی را بگیرد، برخی از کارها مانند رانندگی را نباید انجام داد، تازمانی‌که بیماری درمان شود. آینده‌ی افراد مبتلا به این بیماری بسته به علت ایجادکننده‌ی آن است. بیشتر مواقع مشکل با عمل جراحی زیبایی برطرف می‌شود. بااین‌حال، گاهی‌اوقات این بیماری نشان‌دهنده‌ی مشکل جدی‌تر و خطرناک‌تری است که باید حتما به پزشک مراجعه شود.

 

منبع : https://keramatzade.com/How-to-treat-eyelid-drooping-

دانلود PDF مقاله : چگونه افتادگی پلک را درمان کنیم؟

https://keramatzade.com/What-is-the-reason-why-weight-loss-is-unreasonable

دلیل کم کردن وزن بی دلیل چیست؟

عوامل مختلفی علت کاهش وزن ناگهانی هستند. در اغلب مواقع، مشکلات پزشکی باعث این عارضه می‌شود و در خیلی از موارد نیز داروها و بیماری‌هایی از جمله دیابت، سلیاک و پرکاری تیروئید می‌توانند علت کاهش وزن ناگهانی باشند. در این مقاله 11 علت کاهش وزن ناگهانی را بررسی خواهیم کرد.

اگر در عرض 6-12 ماه گذشته، بیشتر از 5 درصد وزن خود را از دست داده‌اید، بهتر است با پزشک‌تان مشورت کنید؛ به‌خصوص اگر سن‌تان زیاد است.کاهش وزن ناگهانی می‌تواند نشانه‌ی مشکلات سلامتی باشد.


1. پرکاری تیروئید که علت کاهش وزن ناگهانی است

 

کم-کردن-وزن-در-یک-ماه

اگر غده‌ی تیروئید شما هورمون تیروئید زیادی تولید می‌کند، باعث افزایش متابولیسم می‌شود و شما کالری بیشتری می‌سوزانید. درنتیجه به‌صورت ناگهانی وزن از دست می‌دهید. تعداد دفعات مراجعه به سرویس بهداشتی نیز افزایش پیدا می‌کند و شاهد بالا رفتن ضربان قلب‌تان خواهید بود. همچنین اضطراب بیشتری هم خواهید داشت. پزشک می‌تواند با تجویز دارو این مشکل را برطرف کند. همچنین احتمال دارد بخشی یا کل غده‌ی تیروئید شما را نیز با عمل جراحی خارج کنند.


2. دیابت

 

دلیل کم شدن وزن

دیابت باعث علت کاهش وزن ناگهانی می شود

انسولین هورمونی است که قند خون را به انرژی تبدیل می‌کند. اگر به بیماری دیابت مبتلا باشید یا نمی‌توانید انسولین تولید کنید یا اینکه نمی‌توانید از آن برای تبدیل قند به انرژی استفاده کنید. وقتی سوخت به سلول‌ها نرسد، بدن تصور می‌کند که گرسنه هستید و شروع به سوزاندن عضلات و چربی سوزی می‌کند. در این صورت وزن از دست می‌دهید. همچنین شاهد عوارضی مثل تشنگی، خستگی و تکرر ادرار خواهید بود. اگر متوجه این نشانه‌ها شدید با پزشک مشورت کنید.


3. بیماری سلیاک

 

کم کردن وزن سریع

گلوتن پروتئینی است که در گندم و سایر غلات پیدا می‌شود، اما مبتلایان به بیماری سلیاک نسبت به گلوتن واکنش نشان می‌دهند. وقتی شما این محصولات را مصرف می‌کنید، سیستم ایمنی بدن که باید با باکتری‌ها و سایر میکروب‌ها مبارزه کند، به سلول‌های درون روده‌ی کوچک هجوم می‌برد.

در این صورت نمی‌توانید مواد مغذی را جذب کنید و شاهد کاهش وزن ناگهانی خواهید بود. ازجمله عوارض دیگر سردرد، خارش پوست، زخم دهان و درد مفاصل است. فقط پزشک می‌تواند وجود این حساسیت را تأیید کند. در صورت ابتلا به این بیماری باید رژیم بدون گلوتن را دنبال کنید.


4. داروها
 
کم کردن وزن در یک هفته

داروهایی که برای درمان بیماری‌ها مصرف می‌کنید، ممکن است باعث افزایش سوخت و ساز بدن، سوزاندن کالری بیشتر و کاهش وزن ناگهانی شوند. این داروها شامل داروهای محرک، داروهای شیمی درمانی، داروهای ضد افسردگی و داروهای بیماری دیابت نوع 2 هستند.

اگر با مصرف دارو شاهد کاهش اشتها و وزن‌تان بودید، با پزشک مشورت کنید.


5. استرس
 
دلیل کم شدن وزن بدن

استرس یکی از عوامل علت کاهش وزن ناگهانی است

دیگر علت کاهش وزن ناگهانی، استرس است. از دست دادن وزن بعد از حوادثی مثل بیکار شدن، طلاق یا مرگ عزیزان کاملا طبیعی است. اما وقتی به تغییرات جدید عادت کردید، باید وزن‌تان به حالت عادی بازگردد. شاید به کمک دوستان و آشنایان و حتی مشاوره با روانشناس نیاز داشته باشید. درصورت ادامه‌ی کاهش وزن با پزشک مشورت کنید.
حتما بخوانید: رابطه استرس و چاقی چیست و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟


6. بیماری لوپوس

 

علت کم کردن وزن

بیماری لوپوس زمانی اتفاق می‌افتد که سیستم ایمنی بدن، به بافت‌ها و ارگان‌های حیاتی حمله می‌کند. درنتیجه، به‌خاطر ایجاد حساسیت در سیستم گوارشی و سخت‌تر شدن عمل جذب مواد مغذی، شاهد کاهش وزن خواهید بود. بنابراین شما زود خسته می‌شوید و درد مفاصل خواهید داشت. عده‌ای دچار خارش پوست صورت هم می‌شوند. پزشک می‌تواند با تجویز دارو و تنظیم برنامه‌ی تغییر رژیم غذایی و سبک زندگی، نشانه‌های این بیماری را کمتر کند.


7. بیماری آدیسون

در این بیماری، غدد آدرنال، بعضی از هورمون‌ها به‌خصوص کورتیزول (هورمون استرس) را کمتر تولید می‌کنند. عوارض دیگر بیماری شامل حالت تهوع، استفراغ، درد معده و گاهی‌اوقات اسهال است. این عوارض می‌توانند باعث بی اشتهایی و علت کاهش وزن ناگهانی شوند. پزشک می‌تواند با تجویز دارو، هورمون‌ها را در بدن جایگزین و بیماری را درمان کند.


8. سرطان

 

دلیل کم شدن وزن بدن

سرطان با افزایش مصرف کالری باعث علت کاهش وزن ناگهانی خواهد شد

سلول‌های سرطانی انرژی بیشتری را از بدن جذب می‌کنند و مواد شیمیایی را تولید می‌کنند که باعث تغییر نحوه گوارش مواد غذایی می‌شود. سیستم ایمنی بدن باید بیشتر فعالیت کند. این شرایط شما را خسته‌تر می‌کند و بدن کالری بیشتری می‌سوزاند و وزن از دست می‌دهید.


9. بیماری مزمن انسدادی ریه COPD

مصرف سیگار باعث آسیب به کیسه‌های هوای درون ریه‌ها می‌شود. درنتیجه، مایع غلیظی به‌نام مخاط در گلو ایجاد می‌شود که تنفس را مشکل‌تر می‌کند. برای دریافت اکسیژن بیشتر باید بیشتر هم نفس بکشید و این باعث افزایش مصرف کالری و خستگی شما خواهد شد. از طرفی اشتهای خود را نیز از دست می‌دهید که منجر به کاهش وزن می‌‌شود.


10. نارسایی قلبی

اگر قلب نتواند خون و اکسیژن را به اعضای بدن برساند، سیستم گوارش به‌اندازه‌ی کافی خون دریافت نمی‌کند. در این صورت بدون اینکه غذایی مصرف کرده باشید، احساس سیری می‌کنید و درد معده نیز شروع می‌شود. در این شرایط، روده‌ی کوچک دچار انسداد خواهد شد و نمی‌تواند مواد مغذی را جذب کند. پزشک به شما توصیه می‌کند که مصرف نمک را کمتر کنید و برای پاک‌سازی بدن از مواد زائد، داروهای ادرارآور تجویز می‌کند.


11. زوال عقل

زوال عقل باعث کاهش توانایی تفکر و به‌یادآوردن خاطرات و کاهش توانایی‌های اجتماعی می‌شود. در مراحل نهایی بیماری، به این خاطر که فراموش می‌کنید غذا بخورید یا جویدن غذا مشکل‌تر می‌شود، شاهد کاهش وزن خواهید بود. عفونت های مزمن، رژیم های غذایی خاص و بعضی داروها می‌تواند شرایط را بدتر کند.

منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-reason-why-weight-loss-is-unreasonable

https://keramatzade.com/What-is-the-right-path-of-life-

مسیر درست زندگی چیست؟

معمولا اگر همه‌چیز روی روال باشد، نه لازم است که خودمان را برای به‌دست‌گرفتن افسار زندگی بیش‌ازحد خسته کنیم و نه احساس ناتوانی و سرگشتگی خواهیم کرد. کلا وقتی زندگی‌مان در مسیر درستی در حرکت باشد، آن‌قدر حس‌وحال‌ خوبی خواهیم داشت که می‌توانیم از تک‌تک لحظات‌مان لذت ببریم. در ادامه قصد داریم به معرفی چند نشانه‌ای بپردازیم که عموما از درستی مسیر زندگی خبر می‌دهند. این نکات، گزیده‌ای از تجارب شخصی و تحقیقات علمی نویسنده‌ی اصلی متن، روان‌پزشک گرَنت هیلاری برِنِر، است. همراه ما باشید.


1. چشم که از خواب باز می‌کنیم، مشتاقانه انتظار تجربیات معنی‌دار و لذت‌بخش روز پیش‌رو را می‌کشیم

 

مسیر زندگی

کسانی که از نیازهای خود شناخت کافی دارند، روزشان را طوری برنامه ریزی می‌کنند که در هر روز با حداقل دو تا سه تجربه‌ی لذت‌بخشی که در جهت ارضای نیازهای درونی‌شان باشد، مواجه شوند، اما خودشان را بیش‌ازحد درگیر یا وابسته‌ی این تجربیات نمی‌کنند. این افراد غالبا روزشان را با انتظارات مثبت شروع می‌کنند و با روی خوش به استقبال پیشامدهای هر روز می‌روند. تجربیاتی که حرفش را زدیم، می‌توانند به فعالیت‌های شغلی، تحصیلی یا خانوادگی‌ مربوط باشند یا حتی ممکن است خارج از محدوده‌ی برنامه‌های تنظیم‌شده‌ی روزمره‌تان بگنجند.

چشم که از خواب باز می‌کنید، مشتاقانه انتظار تجربیات معنی‌دار و لذت‌بخش روز پیش‌رو را می‌کشید

مثلا انجام فقط چند دقیقه‌ مراقبه، مطالعه کتاب، تماشای برنامه‌ی مورد علاقه‌تان، وقت‌گذرانی با دوستان یا انجام هر فعالیتی که علاقه‌ی شخصی‌تان باشد، می‌تواند چنین تجربه‌‌ی لذت‌بخشی را برای‌تان رقم بزند. این تجربه هر قدر هم که کوتاه باشد، مهم نیست. اصل مطلب این است: «کاری کنید که لذت ببرید و آن کار چیزی باشد که قسمتی از نیازهای بنیادین‌تان را برطرف سازد و این حس را در درون‌تان به‌وجود بیاورد که به خودتان توجه دارید.» به‌خصوص در مواقعی که زندگی برای‌تان چالش‌برانگیز می‌شود، همین لحظاتی از روز که به خودتان اختصاص می‌دهید، می‌تواند در حفظ و تقویت روحیه شما مؤثر باشد و برای مقابله با چالش‌های زندگی سرپا نگه‌تان دارد.


2. علی‌رغم همه‌ی سختی‌ها و تردیدها به‌طور کلی از زنده‌بودن‌مان حس خوبی داریم

 

مسیر زندگی خوب

همه‌ی ما گاهی بنا به دلایل مختلفی دچار انواع استرس ها می‌شویم. استرس می‌تواند بسته به موقعیتش مثبت (استرس مثبت) یا منفی باشد، اما همیشه فرصت بالقوه‌ای برای رشد و یادگیری است. بعضی اوقات انگار استرس تمامی ندارد و حسابی امان آدمی را می‌برد، تا جایی که حتی ممکن است به تروما یا صدمات روحی‌روانی منجر شود. استرس می‌تواند روی احساس سرزندگی‌مان تأثیر بگذارد و از توجه‌مان به هر آنچه برای‌مان اهمیت خاصی دارد، بکاهد.

هرکسی به‌‌شیوه‌ی خودش با اتفاقات چالش‌برانگیز زندگی روبه‌رو می‌شود و به‌همین دلیل عوارض ناشی از این چالش‌ها می‌تواند در هر فردی متفاوت باشد. برخی افراد در نتیجه‌ی تجربه‌ی مشکلات کاری یا خانوادگی دچار تزلزل شخصیت می‌شوند و به‌راحتی ممکن است که از خودشان و دیگران فاصله بگیرند و مورد حمله‌ی ناامیدی واقع شوند. کاملا طبیعی است که هرازگاهی احساس ناامیدی کنید، اما اگر این احساس به نوعی عادت تبدیل شود و حالتی از «اجتناب تجربی» (خودداری از افکار، احساسات، خاطرات و سایر تجربیات درونی) شکل بگیرد، شاید بهتر باشد که از یک مشاور کمک بگیرید.

به‌طور کلی، وقتی دچار چنین حالاتی می‌شویم، ارتباط‌مان با زمان حال را از دست می‌دهیم و درنتیجه نمی‌توانیم احساس سرزندگی کنیم و وقتی هم که پرانرژی و سرزنده نباشیم، قادر به خوش بینی واقع‌بینانه و انعطاف‌پذیری شناختی نخواهیم بود و دیگر هیچ تمایلی به چالش‌کشیدن خودمان در چالش‌های معنی‌دار نخواهیم داشت.

اگر صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوید، با خودتان قرار می‌گذارید که از امروزتان نهایت استفاده را ببرید و در زمان حال زندگی کنید و این را هم می‌دانید که گاهی ممکن است کارهایتان طبق برنامه پیش نروند (انحراف از مسیر می‌تواند خودش فرصت بالقوه‌ای برای رشد و یادگیری باشد!)، پس یعنی در مسیر درستی در حرکت هستید.


3. به تمامی مراحل زندگی توجه داریم: از گذشته عبرت می‌گیریم و چشم‌به‌راه آینده هستیم، اما در زمان حال زندگی می‌کنیم

 

مسیر صحیح زندگی

یکی از لازمه‌های خودمراقبتی این است که بتوانید در عین توجه به زمان حال از توجه به ابعاد کلی‌تر زندگی‌تان غافل نشوید. مثلا باید بتوانید درکی از روایت زندگی‌تان در طول زمان، از گذشته به حال و از حال تا آینده داشته باشید. باید یاد بگیرید بدون اینکه در گذشته جا بمانید، به اتفاقات گذشته توجه داشته باشید و از تجربیات‌تان عبرت بگیرید، اما حواس‌تان باشد که در اتفاقات بد گذشته قفل نشوید. حتی می‌توانید خودتان را در زمان جلو ببرید و با ذهنیتی منعطف به آینده پیش بروید. خلاصه‌ی کلام اینکه باید علی‌رغم زندگی در زمان حال به توانایی خودنظارتی سالم در گستره‌ی زمان برسید و بدون غرق‌شدن در گذشته از روزهای رفته درس بگیرید و بدون ترس از آینده با رویکردی واقع‌بینانه منتظر فردا و فرداهای دیگر باشید.


4. با احساس رضایت از روزی که گذرانده‌ایم، به استقبال خواب می‌رویم

 

مسیر زندگی چیست

پایان روز علاوه‌بر استراحت وقت مناسبی است تا کمی با خودتان خلوت کنید و ببینید که روزتان را چگونه گذرانده‌اید. ببینید که مجموعا تا خود شب چه حس‌وحالی را تجربه کرده‌اید و مثلا امروز سر کار چطور بوده است، با چه چالش‌هایی روبه‌رو شدید و چه پندهایی گرفتید. خواهید دید که بعضی از روزها را با احساس عالی و بعضی روزهای دیگر را با کمی تأسف و پشیمانی به‌پایان می‌برید. اما کسی که در زندگی در مسیر درستی قرار دارد، تقریبا اغلب اوقات احساس رضایت می‌کند. اینکه از هر روز چه انتظاری باید داشت، از فرد به فرد متفاوت است و به‌ همین دلیل هر کسی باید اولویت‌های خاص خودش را بشناسد.

همچنین شب‌ها وقتی را برای مرور انواع اهداف روز بعدتان درنظر بگیرید و سپس خودتان را از همه‌ی افکار رها کنید. اگر با احساس رضایتی که آلوده به کمال گرایی نباشد، به‌استقبال خواب بروید و بدانید که امروز حواس‌تان به دغدغه‌هایتان بوده است و فردا هم برای دغدغه‌هایتان برنامه دارید، یعنی زندگی‌تان را خوب مدیریت می‌کنید.
 


5. کسانی که حس خوبی از آنها می‌گیریم، پای ثابت تجربیات روزانه‌مان هستند

 

انتخاب مسیر درست زندگی

گاهی اوقات با اینکه روابط اجتماعی گسترده‌ای داریم، در درون احساس تنهایی می‌کنیم. از آنجایی که معمولا در تلاشیم که ظاهرمان را حفظ کنیم، احتمالا اطرافیان‌مان در چنین مواقعی نمی‌دانند که واقعا چه حسی داریم و در درون‌مان چه می‌گذرد. این فشار اجتماعی که فرد را به پوشیدن نقاب خوشحالی وادار می‌کند، متأسفانه موجب تقویت خودفریبی می‌شود. اگر روابط‌مان حقیقی و معنی‌دار باشند، حتی وقتی مدتی با طرف‌های رابطه مکالمه‌ای نداشته باشیم، باز هم می‌توانیم آن روابط را در درون‌مان حفظ کنیم و هر روز از حس حمایت اجتماعی و خصوصا حس خوب دوست‌داشتن و دوست داشته‌شدن سرشار شویم. شبکه‌های اجتماعی علی‌رغم مضرات فراوان درصورتی‌که به‌درستی استفاده شوند، می‌توانند ابزار مفیدی برای حفظ و تداوم ارتباط با دیگران باشند.


6. از اینکه با کنجکاوی ببینیم زندگی برای‌مان چه چیزی در چنته دارد، احساس خوبی پیدا می‌کنیم

 

مسیر خوب زندگی

گاهی کنجکاوی یکی از بارزترین نشانه‌های حرکت درست در مسیر زندگی است. اما چرا؟ کنجکاوی باعث می‌شود که مغز در وضعیتی مثبت، منعطف و پذیرای احتمالات مختلف قرار بگیرد و به‌دنبال تأیید انتظارات غالبا منفی نباشد. البته این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که انتظارات مثبت به‌خودی‌خود کارساز نیستند، زیرا گاهی ممکن است که در انتظارات مثبت‌مان نیز به‌قدری نامنعطف و سفت‌وسخت شویم که آخرش به ناامیدی بخوریم. به‌طور کلی، کنجکاوی، فارغ از نتیجه‌ای که انتظارمان را می‌کشد، باعث می‌شود که ذهن‌مان احتمالات مختلف را جست‌وجو کند.

کنجکاوی کمک‌مان می‌کند که درگیر تجربیات احساسی شویم، اما بیش‌ازحد در این تجربیات دست‌وپا نزنیم. کنجکاوی با خودنظارتی سازنده بسیار جور درمی‌آید و کمک‌مان می‌کند تا از چالش‌ها درس بگیریم و علاوه‌بر تمرکز روی زمان حال به دورنمایی که برای خودمان متصوریم نیز توجه داشته باشیم و بتوانیم جنبه‌های مختلف زندگی‌مان را در تناسب باهم ببینیم. یادتان باشد که وقتی جنبه‌ی خاصی از زندگی همه‌ی تاب‌وتوان‌تان را بگیرد، سایر مسائلی که برای‌تان مهم تلقی می‌شوند، از اهمیت ساقط خواهند شد. اما کنجکاوی خصیصه‌ای است که باعث احیاء و حفظ تعادل در زندگی می‌شود و نمی‌گذارد که از نیازهای واقعی زندگی‌تان غافل شوید.


7. به شغل‌مان عشق می‌ورزیم و برای فعالیت‌های غیرشغلی مورد علاقه‌مان وقت می‌گذاریم

 

مسیر خوب زندگی هدفمند

بسیاری از ما خودمان را فقط و فقط به فعالیت‌های شغلی‌مان محدود کرده‌ایم و به‌غلط فکر می‌کنیم که فعالیت‌های حرفه‌ای به‌تنهایی می‌توانند باعث رضایت‌‌ از زندگی شوند. اما این طرز تفکر نوعی تله است که شاید بر اثر عوامل فرهنگی و اجتماعی به ذهنیت‌مان تلقین شده باشد. این تله به‌ویژه در کمین کسانی است که از پیشینه‌ای پرکار می‌آیند و خصوصا زمانی فاجعه‌سازتر خواهد بود که طرف به شغلش عشق و علاقه‌ی کافی نداشته باشد. درعوض به‌کار به‌عنوان سکوی پرتابی نگاه کنید که اگر در قابی کلی‌تر در نظر گرفته شود، می‌تواند ما را به اهداف فردی و حرفه‌ای دل‌خواه‌مان برساند. کار درواقع وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است و درعین‌حال نباید نقشی را که در ارضای نیازهای بنیادین ایفا می‌کند، نادیده گرفت.

منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-right-path-of-life-