
رموز جذب ثروت با قانون جذب
2,216 بازدیدمطالعه بیشتر ...
قانون جذب در فلسفه اندیشه نوین، باوری است که طبق آن با تمرکز بر افکار منفی یا مثبت، مردم میتوانند تجربههای مثبت یا منفی را به زندگی خویش وارد آورند و آن را تجربه کنند. این باور بر اساس ایدهای است که مردم و افکارشان هر دو از «انرژی خالص» ساخته شدهاند و از طریق فرایند «انرژیهای همانند، همدیگر را جذب میکنند» شخص میتواند سلامت، رفاه و روابط شخصی خویش را ارتقا بخشد.
باور به فرضیه جذب مبتنی بر این ایده است که مردم و افکارشان از «انرژی خالص» ساخته شدهاند، و از آنجا که «انرژیهای مشابه یکدیگر را جذب میکنند»، شخص میتواند با «افکار مثبت» سلامتی، ثروت و ارتباطات فردی اش را بهبود بخشد.
هواداران پارادایم ذهن-قدرت عموماً تکنیکهای تجدید شناختی را با تاییدها و تجسم خلاقانه ترکیب میکنند تا افکار «منفی» و خود تخریبگر را محدود سازند و افکار «مثبت» و سازگارانه را جایگزین آن نمایند. مولفهٔ کلیدی این فلسفه این است که به منظور تغییر مؤثر الگوهای فکری منفی یک نفر، شخص باید احساس کند که (از طریق تجسم خلاقانه) مایل است این تغییرات رخ دهند. ترکیب افکار مثبت و احساسات مثبت به شخص اجازه میدهد تا از طریق قانون انرژیک «پیشنهادی»، تجارب و فرصتهای مثبت را «جذب» نماید. قانون جذب هیچ اساس علمی ندارد و به عنوان شبه علم مورد خطاب قرار گرفتهاست. تعدادی از محققان سوءاستفاده از مفهوم علمی توسط هواداران را مورد انتقاد قرار دادهاند.

حتما بخوانید: اختلالات وسواس و روش های درمان آن
مهارت ارتباط موثر چیست؟
در اینجا 10 نکته را ذکر میکنیم که هنگام تمرین قانون جذب، باید در ذهن خود داشته باشید. این 10 نکته طلایی عبارت اند از:
بدانید چه می خواهید.
فقط روی چیزهایی که در زندگی می خواهید، تمرکز کنید.
تصور کنید اکنون خواسته حقیقی تان را دارید.
احساس کنید که در حال حاضر خواسته خود را دارید و آن حس عالی و شعف انگیز را تجسم کنید.
هرگز نتیجه را به مورد خاصی محدود نکنید.
هنگامی که فرصتی به شما رو می کند، بدون تردید از ان استفاده کنید.
ایمان داشته باشید که آنچه در خواست می کنید، در راه است.
طوری عمل کنید که گویی خواسته حقیقی تان را اکنون دارید.
کارهایی را که موجب خوشحالی تان می شوند ، انجام دهید.
بابت چیزهایی که در حال حاضر در زندگی خود دارید، سپاسگزار و قدردان باشید.
به محض دستیابی به خواسته تان، باید قدردانی خود را از این بابت نشان دهید. اگر در قبال هر چه در زندگی به دست می آورید سپاسگزار باشید، قانون جذب به راستی باعث شگفتی تان خواهد شد؛ زیرا هرچه قدردان تر باشید، چیزهای بیشتری دریافت می کنید.
این راز طبیعی قانون جذب است؛ بنابراین اگر میخواهید قانون جذب کارهای شگفت انگیزی برایتان انجام دهد، در ذهن خود برای داشته های کنونی تان شکرگزاری کنید و همیشه در زندگی خود دورنمای مثبتی داشته باشید.

همه می خواهند موفق شوند و تمام چیزهای خوب زندگی را به دست آورند، اما فقط تمایل و تفکر راه به جایی نمی برد. شما باید هنر جذب کردن را به کار بگیرید. باید چیزهایی را که می خواهید به سمت خود جذب کنید.
قانون جذب هیچ گاه تغییر نمی کند و همواره ثابت است. عامل متغیر در این قانون هیچ فرد دیگری جز خود شما نیست؛ بنابراین باید خودتان را تغییر دهید تا قانون جذب برایتان کار کند. هر چه بیشتر خود را تغییر دهید، قانون جذب نیرومندتر می شود و چیزهایی که می خواهید به سمت تان سرازیر می شوند.
حتما بخوانید: روش های درمان جوش صورت
آداب معاشرت در مهمانی ها
شاید این سخن را شنیده باشید که به محض کشف قانون جذب، همه چیز فورا در زندگی شما تغییر خواهد کرد؛ ولی من به شما اطمینان می دهم که این افسانه ای بیش نیست. تنها چیزی که موجب می شود این قانون برای شما کار کند، تغییری است که در خودتان به وجود می آورید.
فقط به یاد داشته باشید که اگر بهترین ها را از زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را در پیش بگیرید و هنگامی که زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را پیش بگیرید و هنگامی که زندگی کردن به نحوه دلخواه خود را شروع کردید، می توانید به خود اطمینان دهید که قانون جذب برای شما شروع به کار کرده است. پس نگرش و رفتار خود را تغییر دهید. کلامتان را تغییر دهید. باورهایتان را تغییر دهید. عادت هایتان را تغییر دهید…
شما باید درباره قانون جذب برای دیگران صحبت کنید و به آنان آموزش دهید. هرچه بیشتر برای آموزش آن تلاش کنید، توانایی شما در فهم و درک پیچیدگی های آن بالاتر می رود.
هیچ کس بدشانس نیست
زمانی که قانون جذب برای اولین بار مطرح شد و میلیونرهای موفق پرده از این راز بزرگ برداشتند، هرکس وسوسه شد تا برای یک بار هم شده این قانون را در زندگی شخصی اش به کار گیرد. حتی آنهایی که در ظاهر مخالف این موضوع بودند در خلوت خودشان عبارات تاکیدی را مثل یک اکسیر جادویی به زبان می آوردند تا با چشم های خودشان از صحت این موضوع باخبر شوند.
بر اساس قانون جذب، شما می توانستید هرچیزی را در زندگی تان جذب کرده و برای این کار تنها کافی بود چشم هایتان را ببندید و جذب کنید. جذب کردن با تکرار عبارات تاکیدی مثبت و تجسم کردن راهی میانبر برای رسیدن به رؤیاهایی بود که همیشه سرکوبش می کردید.
حتما شما هم برای یک بار هم شده این کار را انجام داده اید اما جز موارد جزئی نتوانستید نتیجه شگفت انگیزی که قانون جذب از آن صحبت می کرد را به دست بیاورید و نتیجه این شد که دیگر خودتان را از گروه دوستداران قانون جذب کنار کشیدید و باز هم با کسالت و از سر ناامیدی گفتید:« آدم باید کمی شانس داشته باشد» این جمله شما و خیلی از افرادی است که دیگر اعتقادی به قانون جذب ندارند. اما نتیجه مطالعات دکتر «بروس لیپتون» روانشناس، نشان داده هیچ اشتباهی در قانون جذب اتفاق نیفتاده است بلکه گره اصلی این معمای پیچیده ذهن ناخودآگاه شماست.

حتما بخوانید: هدف گذاری در فروش و روش های پیاده سازی آن
ذهن آگاهی چیست؟
من عاشق میلیونر شدن هستم و شب و روز به این موضوع فکر می کنم. قانون جذب به من یاد داده که خودم را در خانه زیبا و اتومبیل های مجلل تصور کنم و با تکرار عبارات تاکیدی مثبت رؤیای میلیونر شدن را سوی خودم جذب کنم. کمی بعد، ناگهان در محیط کاری من اتفاقی جدید می افتد. رئیس بخشی که در آن کار می کنم، سمت من را به سمتی بالاتر تغییر می دهد و حقوق من به همین اندازه افزایش پیدا می کند.
اما بعد از اینکه در سمت جدید شغل مشغول به کار شدم آنچنان از این وضعیت متعجب و شگفت زده هستم که بیشتر از اینکه به تثبیت کارم فکر کنم، ترس از دست دادن سمت جدیدم جایگزین همه افکار مثبت من می شود تا جایی که حتی خودم را لایق درآمد بیشتر نمی دانم و به همین دلیل بعد از مدتی سمت جدیدم را به راحتی از دست می دهم.
این مثالی است که دکتر لیپتون می زند. در واقع 99درصد (به این رقم دقت کنید) زندگی شما در دست ذهن ناخودآگاه شماست و حققیت تلخ این است که بخش عمده ای از ذهن ناهوشیار شما توسط افکار منفی پر شده است که تنها با تصویرسازی رؤیاها و تکرار عبارات تاکیدی نمی توانید آنها را از ذهنتان پاک کنید. مثل این می ماند که هوا کاملا تاریک است و شما مدام تکرار می کنید «هوا روشن است.» در این شرایط تکرار عبارات تاکیدی در مورد روشن بودن هوا نمیتواند اصل موضوع را تغییر دهد پس کمی به آن فکر کنید.
دکتر «بروس لیپتون» می گوید:«ذهن ناهشیار میلیون ها برابر قوی تر از ذهن هوشیار است. اگر ذهن ناهوشیار با خواسته های ذهن هوشیار ناهماهنگی نداشته باشد هیچ مسئله ای نیست، چون در این شرایط قانون جذب به صورت خودکار عمل می کند و هیچ نیازی نیست کاری کنید کهقانون جذب را در زندگیتان خلق کنید اما اگر این 2 ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه شما با یکدیگر هماهنگ نباشد، قانون جذب هیچ تاثیری ندارد. برای مثال شما آگاهانه می خواهید که حسابتان پر از پول باشد و با تکرار عبارات تاکیدی سعی می کنید این حس را به وجود بیاورید اما اگر در ذهن ناخودآگاه شما این عقیده وجود داشته باشد که شما لایق آن همه پول نیستید، هرگز ثروتمند نمی شوید. ذهن ناخودآگاه شما شبیه یک ضبط صوت عمل می کند و همیشه تمایل دارد که موزیک های قدیمی تان را پخش کند؛ به خصوص همان ترانه هایی که از دوران کودکی والدین بارها و بارها برایتان تکرار کرده اند. شما ترانه های ضبظ صوت ذهنی تان را در 6 سال اول زندگی با جملات منفی پر کرده اید.
جملاتی مانند: «تو به اندازه کافی خوب نیستی» «تو لیاقتش را نداری» یا «آدم های دیگر بهتر از تو هستند و تو مجبوری بهتر از دیگران باشی» و... چه این پیام ها مستقیم به شما رسیده باشد چه غیرمستقیم، بعد از سال ها که در چنین موقعیت های مشابهی قرار می گیرید آن نوارها دوباره تکرار می شود و مشکل اینجاست؛ شما روی نواری که در حال پخش است عباراتی دقیقا مخالف را به زبان می آورید و در این حالت هیچ نتیجه ای دریافت نخواهید کرد. شما خودتان را فریب داده اید که فرد مثبتی هستید، چون در تمام لحظاتی که در حال تکرار جملات مثبت و تصویرسازی برای رؤیاهایتان هستید، نوار منفی ضبط صوت ذهن ناهوشیارتـــان درحال پخش ترانه های ناامیدکننده و دلسردکننده است.
داشتن هدف، چیزی است که به زندگی ما انسان ها معنی می بخشد. همه ی ما به دنبال تعیین و دسترسی به اهدافی هستیم که بتوانند به ما حس بهتر و یک زندگی خوب را هدیه بدهند. احتمالا مقالات زیادی در رابطه با تعیین اهداف و برنامه ریزی برای رسیدن به آن ها خوانده اید. مشکل اصلی در نرسیدن به اهداف، خود ما هستیم. خیلی وقت ها بدون این که متوجه باشیم، به طور ناخودآگاه مانع موفقیت خودمان می شویم. این مساله به گذشته و پس زمینه ی ذهنی هر کدام از ما بر می گردد.
بنابراین شناخت ریشه ی مقاومت در برابر تغییر و شکست در عملی کردن اهداف، می تواند قدم بسیار مهمی در تغییر این شرایط باشد. برایان تریسی، نویسنده و سخنران، تکنیک های ساده و کاربردی ای برای موفقیت در بخش های مختلف زندگی ارایه می دهد.
ما دراین مقاله قصدداریم قوانین موفقیت از دیدگاه برایان تریسی را برای شما مطرح کنیم.

حتما بخوانید: 60 روش برای افزایش اعتماد به نفس
هر چیز به دلیلی رخ میدهد. برای هر علتی معلولی هست، و برای هر معلولی علت یا علتهای بخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.
همه علتها و معلولها ذهنی هستند. افکار شما تبدیل به واقعیت میشوند. افکار شما آفرینندهاند. شما تبدیل به همان چیزی میشوید که درباره آن بیشتر فکر میکنید. همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن نستید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید.
زندگی ایدهآل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند، حفظ کنید.
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل میشود. شما آنچه را که میبینید باور نمیکنید، بلکه آن چیزی را میبینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کردهاید. پس باید:
- باورهای محدود کنندهای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید.
- آنها را از بین ببرید.
نحوه عملکرد شما همیشه با زیربناییترین ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است.
آنچه براستی ارزشهایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان میکند ادعاهای شما نیست بلکه گفتهها، اعمال و انتخابهای شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
هر چه میگویید یا انجام میدهید از تمایلات درونی، خواستهها و غرایز شما سرچشمه میگیرد. این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است:
- تعیین اهداف و برنامهریزی برای آنها.
-مشخص کردن انگیزهها.
ذهن ناخودآگاه شما موجب میشود همه گفتهها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است.
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامهریزی کنید میتواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد.
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا میکند.
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید.

حتما بخوانید: 12 راه برای جلب اعتماد همسر
فنون درست انتقاد کردن را یاد بگیرید
حداقل 95٪ از کارهایی که انجام میدهید از روی عادت است، خواه عادتهای مفید و خواه عادتهای مضر.
شما میتوانید عادتهایی را که موفقیتتان را تضمین میکند در خود پرورش دهید. به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید.
شما مرتبا افکار، ایدهها و موقعیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب میکنید، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت.
شما میتوانید بهتر از اینکه هستید باشید، ثروتمند تر از اکنون باشید و تواناییهای بیشتری داشته باشید چون میتوانید افکار غالب خود را تغییر دهید.
زندگی شما نتیجه انتخابهای شما تا این لحظه است.
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق میافتد در دست شماست.
برای موفقیت و شادی در تمام جنبههای زندگی تفکر مثبت امری ضروری است.شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزشها، اعتقادات و انتظارات شماست.
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت میشود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است.
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر میکنید بستگی به این دارد که فکر میکنید تا چه حد زندگیتان را تحت کنترل دارید.
سلامتی، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود میآید.
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواستهاید.
مسئولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که بدست آوردهاید و آنچه که خواهید داشت بر عهده خود شماست
عالم در نظم و تعادل کامل به سر میبرد. شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را میگیرید.
همیشه از همان دست که میدهید از همان دست میگیرید. اگر از عالم بیشتر دریافت میکنید به این دلیل است که بیشتر میبخشید.
پاداشهایی که در زندگی میگیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد.
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و تواناییهای خود را افزایش دهید، در عرصههای مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست میآورید.
همه امیدها، رویاها، هدفها و آرمانهای شما در گرو سخت کوشی شماست.هر چه بیشتر تلاش کنید، بخت و اقبال بهتری پیدا میکنید.هیچ راه میانبری وجود ندارد.

حتما بخوانید: روش های بالا بردن دقت و تمرکز در کودکان
قانون جذب کائنات
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کاملاست که مراحل کسب آن اغلب از هفتهها، ماهها و سالها قبل آغاز میشود.
در هر حوزهای موفقترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد ناموفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار میکنند.
هیچ وقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است. هر چه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا میکنید. اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجهای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد.
مصمم بودن از ویژگیهای اساسی افراد موفق است.در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت، هنگامی حاصل میشود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید.
ذهن شما میتواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد.
هر نوع پیشرفتی در زندگیتان با یک ایده آغاز میشود و چون توانایی شما در خلق ایدههای جدید نامحدود است آینده شما نیز محدودیتی نخواهد داشت.
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطافپذیر باشید.در عصر تحولات سریع، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز، انعطافپذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است.
معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختیها، شکستها و نا امیدیهاست.
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است. اگر شما به اندازه کافی استقامت کنید، طبیعتا سرانجام موفق میشوید.
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما میآید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزشها و عمیقترین اعتقادات خود زندگی کنید.
همیشه با آن بهترین _ بهترینها که در درون شماست صادق باشید.
شما در فکر کردن، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل میکنید. با احساستان تصمیم میگیرید و با عقلتان توجیه میکنید.از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده شما در کنترل افکارتان دارد.
کیفیت زندگیتان را احساس شما در هر لحظه تعیین میکند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین میکند نه خود وقایع.
هرگز برای اینکه تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست. کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشتهاید تغییر دهید .
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط میتواند یک فکر را در خود جای دهد، یا مثبت یا منفی. شما میتوانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید.ذهن مانند باغی است که در آن یا گل میروید یا علف هرز.

حتما بخوانید: 20 نکته در مدیریت زمان برای بهره وری بیشتر
ویژگی ها و اختلالات شخصیت های وابسته چیست؟
هر گفتهای تاثیری به جا میگذارد. وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان میگویید، افکار، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود میآید.
فقط راجع به چیزهایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید.
افکار و احساسات شما تعیین کننده اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه خود تعیین کننده افکار و احساسات شماست.
اگر برخوردی مثبت، خوشایند و خوشبینانه داشته باشید، فردی مثبت، خوشایند و خوشبین خواهی شد.
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست. تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار میدهد.
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت میپیوندد.
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید میشود . شما میتوانید رویکردها، تواناییها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند.
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که میخواهند با یکدیگر رابطه موفقی داشته باشند.نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بیقید و شرط متعهد باشید.
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزشها، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید، جذب می شوید.عشق کور نیست.
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزشها، رویکردها، هدفها و باورهای مشترکی دارید.
کیفیت روابط شما را، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین میکند.ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد.
شما به چیزی توجه میکنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید.
با دقت گوش کردن به دیگران باعث میشود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان میشود، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است.
هر کاری که در زندگی انجام میدهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است. شما در کنار کسی احساس خوشبختی میکنید که باعث میشود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید.هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد.
داشتن هدف، چیزی است که به زندگی ما انسان ها معنی می بخشد. همه ی ما به دنبال تعیین و دسترسی به اهدافی هستیم که بتوانند به ما حس بهتر و یک زندگی خوب را هدیه بدهند. احتمالا مقالات زیادی در رابطه با تعیین اهداف و برنامه ریزی برای رسیدن به آن ها خوانده اید. مشکل اصلی در نرسیدن به اهداف، خود ما هستیم. خیلی وقت ها بدون این که متوجه باشیم، به طور ناخودآگاه مانع موفقیت خودمان می شویم. این مساله به گذشته و پس زمینه ی ذهنی هر کدام از ما بر می گردد.
بنابراین شناخت ریشه ی مقاومت در برابر تغییر و شکست در عملی کردن اهداف، می تواند قدم بسیار مهمی در تغییر این شرایط باشد. برایان تریسی، نویسنده و سخنران، تکنیک های ساده و کاربردی ای برای موفقیت در بخش های مختلف زندگی ارایه می دهد.
ما دراین مقاله قصدداریم قوانین موفقیت از دیدگاه برایان تریسی را برای شما مطرح کنیم.

حتما بخوانید: 60 روش برای افزایش اعتماد به نفس
هر چیز به دلیلی رخ میدهد. برای هر علتی معلولی هست، و برای هر معلولی علت یا علتهای بخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.
همه علتها و معلولها ذهنی هستند. افکار شما تبدیل به واقعیت میشوند. افکار شما آفرینندهاند. شما تبدیل به همان چیزی میشوید که درباره آن بیشتر فکر میکنید. همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن نستید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید.
زندگی ایدهآل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند، حفظ کنید.
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل میشود. شما آنچه را که میبینید باور نمیکنید، بلکه آن چیزی را میبینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کردهاید. پس باید:
- باورهای محدود کنندهای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید.
- آنها را از بین ببرید.
نحوه عملکرد شما همیشه با زیربناییترین ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است.
آنچه براستی ارزشهایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان میکند ادعاهای شما نیست بلکه گفتهها، اعمال و انتخابهای شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
هر چه میگویید یا انجام میدهید از تمایلات درونی، خواستهها و غرایز شما سرچشمه میگیرد. این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است:
- تعیین اهداف و برنامهریزی برای آنها.
-مشخص کردن انگیزهها.
ذهن ناخودآگاه شما موجب میشود همه گفتهها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است.
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامهریزی کنید میتواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد.
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا میکند.
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید.

حتما بخوانید: 12 راه برای جلب اعتماد همسر
فنون درست انتقاد کردن را یاد بگیرید
حداقل 95٪ از کارهایی که انجام میدهید از روی عادت است، خواه عادتهای مفید و خواه عادتهای مضر.
شما میتوانید عادتهایی را که موفقیتتان را تضمین میکند در خود پرورش دهید. به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید.
شما مرتبا افکار، ایدهها و موقعیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب میکنید، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت.
شما میتوانید بهتر از اینکه هستید باشید، ثروتمند تر از اکنون باشید و تواناییهای بیشتری داشته باشید چون میتوانید افکار غالب خود را تغییر دهید.
زندگی شما نتیجه انتخابهای شما تا این لحظه است.
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق میافتد در دست شماست.
برای موفقیت و شادی در تمام جنبههای زندگی تفکر مثبت امری ضروری است.شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزشها، اعتقادات و انتظارات شماست.
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت میشود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است.
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر میکنید بستگی به این دارد که فکر میکنید تا چه حد زندگیتان را تحت کنترل دارید.
سلامتی، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود میآید.
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواستهاید.
مسئولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که بدست آوردهاید و آنچه که خواهید داشت بر عهده خود شماست
عالم در نظم و تعادل کامل به سر میبرد. شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را میگیرید.
همیشه از همان دست که میدهید از همان دست میگیرید. اگر از عالم بیشتر دریافت میکنید به این دلیل است که بیشتر میبخشید.
پاداشهایی که در زندگی میگیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد.
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و تواناییهای خود را افزایش دهید، در عرصههای مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست میآورید.
همه امیدها، رویاها، هدفها و آرمانهای شما در گرو سخت کوشی شماست.هر چه بیشتر تلاش کنید، بخت و اقبال بهتری پیدا میکنید.هیچ راه میانبری وجود ندارد.

حتما بخوانید: روش های بالا بردن دقت و تمرکز در کودکان
قانون جذب کائنات
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کاملاست که مراحل کسب آن اغلب از هفتهها، ماهها و سالها قبل آغاز میشود.
در هر حوزهای موفقترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد ناموفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار میکنند.
هیچ وقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است. هر چه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا میکنید. اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجهای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد.
مصمم بودن از ویژگیهای اساسی افراد موفق است.در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت، هنگامی حاصل میشود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید.
ذهن شما میتواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد.
هر نوع پیشرفتی در زندگیتان با یک ایده آغاز میشود و چون توانایی شما در خلق ایدههای جدید نامحدود است آینده شما نیز محدودیتی نخواهد داشت.
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطافپذیر باشید.در عصر تحولات سریع، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز، انعطافپذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است.
معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختیها، شکستها و نا امیدیهاست.
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است. اگر شما به اندازه کافی استقامت کنید، طبیعتا سرانجام موفق میشوید.
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما میآید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزشها و عمیقترین اعتقادات خود زندگی کنید.
همیشه با آن بهترین _ بهترینها که در درون شماست صادق باشید.
شما در فکر کردن، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل میکنید. با احساستان تصمیم میگیرید و با عقلتان توجیه میکنید.از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده شما در کنترل افکارتان دارد.
کیفیت زندگیتان را احساس شما در هر لحظه تعیین میکند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین میکند نه خود وقایع.
هرگز برای اینکه تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست. کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشتهاید تغییر دهید .
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط میتواند یک فکر را در خود جای دهد، یا مثبت یا منفی. شما میتوانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید.ذهن مانند باغی است که در آن یا گل میروید یا علف هرز.

حتما بخوانید: 20 نکته در مدیریت زمان برای بهره وری بیشتر
ویژگی ها و اختلالات شخصیت های وابسته چیست؟
هر گفتهای تاثیری به جا میگذارد. وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان میگویید، افکار، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود میآید.
فقط راجع به چیزهایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید.
افکار و احساسات شما تعیین کننده اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه خود تعیین کننده افکار و احساسات شماست.
اگر برخوردی مثبت، خوشایند و خوشبینانه داشته باشید، فردی مثبت، خوشایند و خوشبین خواهی شد.
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست. تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار میدهد.
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت میپیوندد.
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید میشود . شما میتوانید رویکردها، تواناییها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند.
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که میخواهند با یکدیگر رابطه موفقی داشته باشند.نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بیقید و شرط متعهد باشید.
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزشها، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید، جذب می شوید.عشق کور نیست.
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزشها، رویکردها، هدفها و باورهای مشترکی دارید.
کیفیت روابط شما را، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین میکند.ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد.
شما به چیزی توجه میکنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید.
با دقت گوش کردن به دیگران باعث میشود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان میشود، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است.
هر کاری که در زندگی انجام میدهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است. شما در کنار کسی احساس خوشبختی میکنید که باعث میشود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید.هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد.

اولین بار که فیلم راز (The Secret) منتشر شد و در شبکه دو سیما پخش شد همه از پیام موجود در فیلم در جای خود میخکوب شدند. فیلم راز ازقانونی معنوی و غیر مادی اما جاری در عالم به نام قانون جذب سخن می گفت. براساس قانون جذب هر انسانی همان چیزی را به سمت خود جذب می کند که بیشتر به آن توجه می کند. هرکسی همان چیزی در اطرافش ظاهر می شود که خودش طلبیده و احضار کرده است. فیلم راز پرده از یکی از بزرگترین اسرار موفقیت موفق های بزرگ عالم برداشت.
فیلم راز با فروشی بی نظیر در سطح جهان منتشر شد. بیش از سی مترجم کتاب راز را که دیالوگ های همین فیلم راز بودند را فقط به زبان فارسی ترجمه کردند. مردمانی از سراسر جهان به بیان موفقیت های خود بر اساس قانون جذب روی آوردند و شبکه های اجتماعی پر شد از شکل های متفاوت بیان قانون جذب از زبان افراد مختلف.
قانون جذب فقط قانون موفق ها نیست. قانونی است که در مورد همه آدم ها صدق می کند و اتفاقا در مورد آدم هایی که زندگی ناخوشایندی هم دارند بیشتر صادق است!
بعد از فیلم راز و با توجه به موفقیت بی نظیری که نصیب سازندگان آن شد، عده زیادی از صاحب نظران و اندیشمندان حوزه موفقیت ، بخصوص کسانی که در خود فیلم راز سخنرانی کرده بودند از جمله باب پراکتور، جک کانفیلد و... یا خود راسا اقدام به ساخت فیلم هایی مشابه اما کامل تر و بی نقص تر با موضوع قانون جذب نمودند یا در فیلم هایی که فیلم سازان بزرگ می ساختند حضور می یافتند.
پیام های فیلم ها نیز یکی پس از دیگری کاربردی تر می شد و قانون جذب موجود در فیلم راز را که به تدریج حالت افراطی گری و توهمی تری به خود می گرفت را واقعی تر و کاربردی تر ساختند. فیلم هایی مثل قطب نما، آن سوی راز، متاراز و نظیر آن از جمله این فیلم ها هستند. شکل ارائه مفاهیم موفقیتی با حضور استادان پرانرژی و امید بخش به تدریج فیلم های مستند جدیدی رابه دنیا معرفی کرد.

حتما بخوانید: عوامل طلاق و از هم پاشیدن زندگی ها چیست؟
12 راه برای جلب اعتماد همسر
مستند فیلم راز می تواند با عوام بسیار قوی ارتباط برقرار کند و به ظاهر بیانی صادقانه و دلسوزانه دارد. و علت این که آن را به ظاهر می بینم را در ادامه خواهم گفت.
راز فیلمی خوش ساخت است و از نظر فنی فیلمی قوی ست، و البته در ایجاد شخصیت برای کسانی که با آن ها مصاحبه می شود هم همچنین. و این خود باعث شده که مخاطب رفتاری منفعلانه در برابر یک فیلسوف یا فیزیک دان کوانتوم و ... پیدا کند . این عمل کاملا از پیش تعین شده است.
این که صدا وسیمای مان در بسیاری از مواقع فیلمی را بدون شناخت و تحلیل صحیح آن را پخش می کند برایم چیز تازه ای نیست اما یکی دیگر از این فیلم ها همین فیلم راز است که در سینما ماوراء(!) شبکه 4 پخش شده است.
در اولین نریشن و جمله فیلم با صدای آن خانم می شنویم:
(( یک سال پیش زندگی من مثل ویرانه ای در اطرافم بود))...!
او در ادامه می گوید: گوشه چشمی از یک راز عظیم به من نمایان شد!)) ما که می دانیم این عالم سراسر همه راز است اما کجا راز در بیان می آید؟
راوی داستان از ابتدا واقعیات زندگی اجتماعی و خصوصی خود می گوید که برای همه انسان های این کره خاکی اتفاق افتاده است، و یا ممکن است پیش بیاید، و به قول حکیم شهیدمان از سنت های تغییر ناپذیر آفرینش است. که این خود می تواند یک اجبار تلقی شود در برابر این که سخن اصلی فیلم این است که ذهن انسان همه اتفاقات و پدیده ها است. و هیچ جبری در محیط اطراف ما و در زندگی بشر وجود ندارد!
آیا از ابتدا می دانستند و آگاه به این راز(!) به موفقیت رسیده اند؟
کسی نیست که بگوید من هیچ فکر نمی کردم که روزی به این موفقیت برسم؟
راوی در آغاز فیلم راز با بیان این واقعیات سعی در ایجاد تشنگی در مخاطب دارد که البته موفق هم می شود و پس از آن محتوای از پیش تعیین شده خود را بدون مقاومت و تفکر کردن بیننده در ذهن او جای می دهد و مخاطب بدون گارد گرفتن طبیعی در مقابل فیلم های مستند، آن را می پذیرد.
مستند فیلم راز، به شدت از اومانیست و سوبژکتیویسم رنج می برد و آنگاه اومانیستی که از دکارت نباشد را مبنا قرار داده است. فیلم راز در ساحت روانشناسی مردن به سر می برد و غایت بشر مردن را ابتدای عالم ناسوتی تصور می کند. این فیلم به صراحت سوبژکتیویسم را نه با مباحث علمی و معرفتی، بلکه با ادعا و تیترهای جذاب و خوش رنگ نهادینه می نماید و ذهن انسان را سوژه عالم قرار می دهد. در این مضمون انسان با ذهن خود، به عنوان سوبژه در عالم و همه طبیعت را ابژه، قرار داده و انسان قادر است با ذهن خود هر آنچه اراده می کند را رقم بزند.

حتما بخوانید: بهبود رابطه جنسی و روابط زناشویی
6 مردی که مرد زندگی هستند
درب پراکتور، که به نام فیلسوف معرفی می شود، اولین کسی است که با او مصاحبه صورت می گیرد و ظاهرا او از نتیجه فیلم و سوالاتی که قرار است از او پرسیده شود و همچنین از گفتارها و پاسخ های دیگران هم آگاه است و در این کدام فیلم ساز علمی شک نمی کند؟
مگر نه آن است که در فیلم سازی پژوهشی و علمی همه چیز با پرسش و پاسخ و جستجو به نتیجه می رسد؟
پس آزمون و خطای این فیلم کجاست؟
دکتر جووتیالی، دومین شخصی است که مصاحبه می کند و به عنوان متخصص متافیزیک معرفی می گردد و می گوید:
شما می توانید هر چه که می خواهید باشید، و یا انجام دهید، یا داشته باشید!
بله، درست است که انسان در دنیا مختار است و از قوه ی اراده و اختیار برخوردار است اما آیا کسی در این دنیا مدعی این است که هر چه می خواهد و آنچه را خواسته داراست؟
آیا جز خداوند کسی دیگر چنین قدرتی دارد؟
نگاه اومانیستی این مستند فاش می شود و این که انسان خداست و از قدرت بی نهایت برخوردار است و البته اختیار مطلق! انسانی با عقل ناقص! مگر کسی می تواند ادعا داشته باشد که من در طول زندگی ام حتی یک اشتباه نکرده ام؟ پس چگونه عقل ناقص نیست؟
انسانی که می خواست با تفکر کانت و هگل و دکارت و جان لاک روی زمین باری خود بهشتی بسازد(!) غافل از آن که این کره خاکی پلی نیست و کیست که روی پل خانه بسازد؟ و این گونه جز جهنم برای خود رقم نزد.
و سپس با منولوگ های یک طرفه و پشت سرهم آمال و آرزوهای حقیر دنیایی و سکولار ی را نام می برد تا گوش هایمان به طبع نیز شود و اماده شنیدن بدون تحلیل درست.

در چه خانه ای دوست دارید زندگی کنید؟
دوست دارید میلیونر باشید؟
چه شغلی را دوست دارید داشته باشید؟
و... .
و تنها راه کارشان هم به زبانی ساده این است که هر چیز را که می خواهید داشته باشید فقط آن را دوست داشته باشید، یعنی بفرمایید خانه روی پل!
نه برای خدا بودن، که همه این بودن ما از اوست... .
البته نمی خواهم این را انکار کنم که اساس تمام امور باور است، و این شک است که انسان را از درد و رنج هزار تکه می کند، (سید مرتضی آوینی).
اما این ((باور)) تنها از قلب متحقق می شود و نه از ذهن!
هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.
مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند کهت بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهت گیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.
هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.
به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.
چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید.

حتما بخوانید: 60 روش برای افزایش اعتماد به نفس
اهرام مدیریت و سطوح سازنده آن
زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.
جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید: فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.
آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.
آن چیزی را که میخواهید طلب کنید.( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.
اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد.
بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.
اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود.
اگر به دنبال حس لذت درونی ، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار میشود.
شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمیتواند برای شما فکر کند.این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید ٬ میخواهید در مورد آن بنویسید ، راجع به آن با دیگران حرف بزنید ، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آنرا نمیخواهید در موردش با کسی حرف نزنید ، توجهتان را منحرف کنید.
کارل لی یونگ: با هر چه مقابله کنید ایستادگی میکند

اولین بار که فیلم راز (The Secret) منتشر شد و در شبکه دو سیما پخش شد همه از پیام موجود در فیلم در جای خود میخکوب شدند. فیلم راز ازقانونی معنوی و غیر مادی اما جاری در عالم به نام قانون جذب سخن می گفت. براساس قانون جذب هر انسانی همان چیزی را به سمت خود جذب می کند که بیشتر به آن توجه می کند. هرکسی همان چیزی در اطرافش ظاهر می شود که خودش طلبیده و احضار کرده است. فیلم راز پرده از یکی از بزرگترین اسرار موفقیت موفق های بزرگ عالم برداشت.
فیلم راز با فروشی بی نظیر در سطح جهان منتشر شد. بیش از سی مترجم کتاب راز را که دیالوگ های همین فیلم راز بودند را فقط به زبان فارسی ترجمه کردند. مردمانی از سراسر جهان به بیان موفقیت های خود بر اساس قانون جذب روی آوردند و شبکه های اجتماعی پر شد از شکل های متفاوت بیان قانون جذب از زبان افراد مختلف.
قانون جذب فقط قانون موفق ها نیست. قانونی است که در مورد همه آدم ها صدق می کند و اتفاقا در مورد آدم هایی که زندگی ناخوشایندی هم دارند بیشتر صادق است!
بعد از فیلم راز و با توجه به موفقیت بی نظیری که نصیب سازندگان آن شد، عده زیادی از صاحب نظران و اندیشمندان حوزه موفقیت ، بخصوص کسانی که در خود فیلم راز سخنرانی کرده بودند از جمله باب پراکتور، جک کانفیلد و... یا خود راسا اقدام به ساخت فیلم هایی مشابه اما کامل تر و بی نقص تر با موضوع قانون جذب نمودند یا در فیلم هایی که فیلم سازان بزرگ می ساختند حضور می یافتند.
پیام های فیلم ها نیز یکی پس از دیگری کاربردی تر می شد و قانون جذب موجود در فیلم راز را که به تدریج حالت افراطی گری و توهمی تری به خود می گرفت را واقعی تر و کاربردی تر ساختند. فیلم هایی مثل قطب نما، آن سوی راز، متاراز و نظیر آن از جمله این فیلم ها هستند. شکل ارائه مفاهیم موفقیتی با حضور استادان پرانرژی و امید بخش به تدریج فیلم های مستند جدیدی رابه دنیا معرفی کرد.

حتما بخوانید: عوامل طلاق و از هم پاشیدن زندگی ها چیست؟
12 راه برای جلب اعتماد همسر
مستند فیلم راز می تواند با عوام بسیار قوی ارتباط برقرار کند و به ظاهر بیانی صادقانه و دلسوزانه دارد. و علت این که آن را به ظاهر می بینم را در ادامه خواهم گفت.
راز فیلمی خوش ساخت است و از نظر فنی فیلمی قوی ست، و البته در ایجاد شخصیت برای کسانی که با آن ها مصاحبه می شود هم همچنین. و این خود باعث شده که مخاطب رفتاری منفعلانه در برابر یک فیلسوف یا فیزیک دان کوانتوم و ... پیدا کند . این عمل کاملا از پیش تعین شده است.
این که صدا وسیمای مان در بسیاری از مواقع فیلمی را بدون شناخت و تحلیل صحیح آن را پخش می کند برایم چیز تازه ای نیست اما یکی دیگر از این فیلم ها همین فیلم راز است که در سینما ماوراء(!) شبکه 4 پخش شده است.
در اولین نریشن و جمله فیلم با صدای آن خانم می شنویم:
(( یک سال پیش زندگی من مثل ویرانه ای در اطرافم بود))...!
او در ادامه می گوید: گوشه چشمی از یک راز عظیم به من نمایان شد!)) ما که می دانیم این عالم سراسر همه راز است اما کجا راز در بیان می آید؟
راوی داستان از ابتدا واقعیات زندگی اجتماعی و خصوصی خود می گوید که برای همه انسان های این کره خاکی اتفاق افتاده است، و یا ممکن است پیش بیاید، و به قول حکیم شهیدمان از سنت های تغییر ناپذیر آفرینش است. که این خود می تواند یک اجبار تلقی شود در برابر این که سخن اصلی فیلم این است که ذهن انسان همه اتفاقات و پدیده ها است. و هیچ جبری در محیط اطراف ما و در زندگی بشر وجود ندارد!
آیا از ابتدا می دانستند و آگاه به این راز(!) به موفقیت رسیده اند؟
کسی نیست که بگوید من هیچ فکر نمی کردم که روزی به این موفقیت برسم؟
راوی در آغاز فیلم راز با بیان این واقعیات سعی در ایجاد تشنگی در مخاطب دارد که البته موفق هم می شود و پس از آن محتوای از پیش تعیین شده خود را بدون مقاومت و تفکر کردن بیننده در ذهن او جای می دهد و مخاطب بدون گارد گرفتن طبیعی در مقابل فیلم های مستند، آن را می پذیرد.
مستند فیلم راز، به شدت از اومانیست و سوبژکتیویسم رنج می برد و آنگاه اومانیستی که از دکارت نباشد را مبنا قرار داده است. فیلم راز در ساحت روانشناسی مردن به سر می برد و غایت بشر مردن را ابتدای عالم ناسوتی تصور می کند. این فیلم به صراحت سوبژکتیویسم را نه با مباحث علمی و معرفتی، بلکه با ادعا و تیترهای جذاب و خوش رنگ نهادینه می نماید و ذهن انسان را سوژه عالم قرار می دهد. در این مضمون انسان با ذهن خود، به عنوان سوبژه در عالم و همه طبیعت را ابژه، قرار داده و انسان قادر است با ذهن خود هر آنچه اراده می کند را رقم بزند.

حتما بخوانید: بهبود رابطه جنسی و روابط زناشویی
6 مردی که مرد زندگی هستند
درب پراکتور، که به نام فیلسوف معرفی می شود، اولین کسی است که با او مصاحبه صورت می گیرد و ظاهرا او از نتیجه فیلم و سوالاتی که قرار است از او پرسیده شود و همچنین از گفتارها و پاسخ های دیگران هم آگاه است و در این کدام فیلم ساز علمی شک نمی کند؟
مگر نه آن است که در فیلم سازی پژوهشی و علمی همه چیز با پرسش و پاسخ و جستجو به نتیجه می رسد؟
پس آزمون و خطای این فیلم کجاست؟
دکتر جووتیالی، دومین شخصی است که مصاحبه می کند و به عنوان متخصص متافیزیک معرفی می گردد و می گوید:
شما می توانید هر چه که می خواهید باشید، و یا انجام دهید، یا داشته باشید!
بله، درست است که انسان در دنیا مختار است و از قوه ی اراده و اختیار برخوردار است اما آیا کسی در این دنیا مدعی این است که هر چه می خواهد و آنچه را خواسته داراست؟
آیا جز خداوند کسی دیگر چنین قدرتی دارد؟
نگاه اومانیستی این مستند فاش می شود و این که انسان خداست و از قدرت بی نهایت برخوردار است و البته اختیار مطلق! انسانی با عقل ناقص! مگر کسی می تواند ادعا داشته باشد که من در طول زندگی ام حتی یک اشتباه نکرده ام؟ پس چگونه عقل ناقص نیست؟
انسانی که می خواست با تفکر کانت و هگل و دکارت و جان لاک روی زمین باری خود بهشتی بسازد(!) غافل از آن که این کره خاکی پلی نیست و کیست که روی پل خانه بسازد؟ و این گونه جز جهنم برای خود رقم نزد.
و سپس با منولوگ های یک طرفه و پشت سرهم آمال و آرزوهای حقیر دنیایی و سکولار ی را نام می برد تا گوش هایمان به طبع نیز شود و اماده شنیدن بدون تحلیل درست.

در چه خانه ای دوست دارید زندگی کنید؟
دوست دارید میلیونر باشید؟
چه شغلی را دوست دارید داشته باشید؟
و... .
و تنها راه کارشان هم به زبانی ساده این است که هر چیز را که می خواهید داشته باشید فقط آن را دوست داشته باشید، یعنی بفرمایید خانه روی پل!
نه برای خدا بودن، که همه این بودن ما از اوست... .
البته نمی خواهم این را انکار کنم که اساس تمام امور باور است، و این شک است که انسان را از درد و رنج هزار تکه می کند، (سید مرتضی آوینی).
اما این ((باور)) تنها از قلب متحقق می شود و نه از ذهن!
هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.
مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند کهت بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهت گیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.
هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.
به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.
چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید.

حتما بخوانید: 60 روش برای افزایش اعتماد به نفس
اهرام مدیریت و سطوح سازنده آن
زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.
جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید: فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.
آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.
آن چیزی را که میخواهید طلب کنید.( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.
اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد.
بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.
اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود.
اگر به دنبال حس لذت درونی ، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار میشود.
شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمیتواند برای شما فکر کند.این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید ٬ میخواهید در مورد آن بنویسید ، راجع به آن با دیگران حرف بزنید ، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آنرا نمیخواهید در موردش با کسی حرف نزنید ، توجهتان را منحرف کنید.
کارل لی یونگ: با هر چه مقابله کنید ایستادگی میکند