
افکار منفی بدون اینکه خودمان بخواهیم در مغز و فکرمان در حال پچ پچ کردن هستند و بعضی اوقات آنقدر صدای پچپچشان بلند میشود که کلافه کننده است. همه تجربه صداهایی را در مغزمان داشتیم که میگفت : باز این کار رو خراب کردی، از پس این کار هم بر نمیایی یا من در مقایسه با دیگران هیچم! و صدها صدای اینچنینی. صدای افکار یک فرایند طبیعی در مغز است اما مشکل از جایی شروع میشود که به جای افکار مثبت فکرهای منفی سهم بیشتری تصاحب میکنند.
حتما بخوانید: معجزه های علمی قرآن
نظر من در خصوص مثبت اندیشی این است که مثبت اندیشی برداشتی است که ما نسبت به وقایع، اتفاقات و شرایطی که برایمان پیش میآید داریم، در کل باید بگویم که ما دو نوع اتفاق داریم:
اتفاقات خوب
اتفاقات بهظاهر بد
من نمیگویم اتفاقات بد چراکه معتقد هستم اصلاً این دسته وجود ندارد و هر اتفاقی که برایمان رخ میدهد، هر شرایطی را که ما تجربه میکنیم، هر رویدادی که پیش میآید، در کل هر چیزی که در جهان رخ میدهد خیر است و خوبی و غیر از این نمیتواند باشد، اما ما یا خیر آن را همان لحظه میفهمیم که اسم این دسته را گذاشتهام اتفاقات خوب یا خیر آن را بعد متوجه میشویم که این دسته از اتفاقات را اتفاقات بهظاهر بد نامگذاری کردم.
پس با این حساب هر اتفاقی که برایمان رخ میدهد به نفع ماست یا آن را همان موقع متوجه میشویم یا بعداً.
فکر مثبت می تواند زندگی شما را به طرز چشمگیری تغییر دهد اما در عین حال مجبور کردن خود برای اندیشیدن به یک سبک خاص، ایده خوبی نیست.
حتما بخوانید: عاداتی که انسانهای دوست داشتنی دارند
مثبت اندیشی موجب می شود به طرف مثبت سکه زندگی توجه کنید. وقتی فردی به بخش مثبت زندگی فکر می کند به آرامش ذهنی می رسد. افکار مثبت شما را آرام می کنند چون دیگر محدود نیستید برای رسیدن به اهدافتان از روش حمله و خشونت استفاده کنید.
آیا شما هم جذب افرادی که اندیشه مثبت بیشتری دارند، نمی شوید؟ چرا انسان هایی که صاحب تفکر مثبت هستند روابط عمیق تری با دیگران ایجاد می کنند و ارتباط گرفتن با آنها آسانتر است.
وقتی ذهنتان از افکار منفی و غیرضروری پاک شود، بی تردید افکارتان سازمان یافته تر می شوند که تاثیر این امر در فعالیت ها و کارهای روزمره شما منعکس می گردد.
در نهایت نیز حاصل مثبت اندیشی شما سازمان یافتگی بهتر فضا و محیط زندگی تان است. وقتی مثبت می اندیشید، انرژی بیشتری دارید و کارهای خود را بهتر و مرتب تر انجام می دهید. فردی که تفکر مثبت دارد کمتر دچار آشفتگی و بی برنامگی می شود.
با تفکر مثبت شما روی راه حل متمرکز می شوید و وقت و انرژی خود را صرف احساسات منفی نمی کنید. حذف احساسات منفی انرژی تمرکز شما را روی کارهایتان افزایش داده و سریعتر به هدفتان می رسید.
حتما بخوانید: 6 اخلاق سمّی که آدمها را از شما میراند
وقتیکه مثبت اندیش باشید قدرت تمرکزتان رو چیزی که میخوایید و هدفی که دارید بالاتر میره و باعث میشه که دیگه به حواشی، نویزها، منفی بافی ها، و کلا هر چیزی که بوی غم و اندوه میده یا براتون ناامیدی به بار میاره و حواستون رو پرت میکنه، کاری نداشته باشید. یعنی رها میکنید، هر چی که اذییتون میکنه و باعث میشه اعتماد به نفس و عزت نفستون رو ازتون بگیره. عکسش هم صادقه، یعنی زمانیکه انرژی و اعتماد به نفستون پایین باشه دیگه نمی تونید رو نقاط مثبت زندگیتون تمرکز کنید و به چیزی که میخوایید برسید. پس در این بین فقط داشتن روحیه بالا و تفکر مثبته که شما رو از این دالون فکری بیرون میاره و به سر منزل مقصود میرسونه.
تا زمانیکه بنا منفی بافی و غر زدن و نق و نوق کردن داشته باشی، هیچوقت نمیتونی نیمه پر لیوان رو ببینی. همینجوری میشه که هر جا میری بدشانسی پشت سرت میاد، هر جا میرسی مشکلاتت از تو جلوتر اونجا اتراق کرده و بدبیاری پشت بدبیاری و به قول معروف: به دریا میرسی، خشک میشه. اما همینکه دیدگاهت تو عوض میکنی و بر روی نکات مثبت زندگیت تمرکز میکنی، دیگه انگار دنیا برات رنگه دیگه ست. دیگه فقط نیمه پر لیوان رو میبینی و از آسمون واست طلا میباره و دست به خاکستر میزنی طلا میشه. مثبت اندیشی این رو بهت یاد میده مشکلات در زندگی انسانها ابدی و همیشگی نیستند و هر چالشی تو زندگی یه حکمتی داره و قطعاً راه حلی براش پیدا میشه. وقتیکه مثبت باشی به خودت میگی اینم یه خوان دیگه هست که من حتما ازش با موفقیت عبور خواهم کرد. یه انسان مثبت رو زندگی خودش سواره و مهندس زندگی خودشه. پس شعارش اینه: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
خود باوری یکی دیگری از نشانه ها و اثرات مثبت اندیشی در فرد است. مثبت اندیشی ارتباط مستقیمی با اعتماد به نفس شما دارد. وقتیکه مثبت اندیش باشی اعتماد به نفس شما بالا میره و این باعث میشه که به خودت و تواناییهات اعتماد و اعتقاد داشته باشی. و به خودت بگی: این منم که لایق رسیدن به تمام هدفهام در زندگی هستم، این منم که از پس هر چالشی تو زندگیم برمیام و به اوج آرزوهام تو زندگی میرسم. قطعاً زمانیکه شما چنین تصوراتی از خودت داری تمام آدمهای اطرافت هم مجبور میشند که مثل تو فکر کنند و باهات هم عقیده باشند.
حتما بخوانید: چگونه میلیاردر شویم؛ 7 راهکاری که با آن میتوانید پول پارو کنید
مثبت اندیشی این خاصیت رو داره که در موتور اراده تو روشن میکنه و برنامه نویسی شو طوری انجام میده که تا زمانیکه به هدفی که تعیین کردی و زندگی رویایی که میخوای داشته باشی نرسی از حرکت بازنمی ایسته. همه ی عزمتو جزم میکنه تا به جایی که تعیین کردی برسی. تلخی و شکست ها تو رو متوقف نمیکنه و بر عکس دیدت رو بازتر میکنه ومسیر رو واست هموارتر میکنه.
با داشتن یه ذهن مثبت میتونی علایقت رو کشف کنی و با تمرکز روی اونها شانس موفقیتت رو افزایش بدی. وقتیکه کار مورد علاقه تو با تمام شور و اشتیاق و هیجان درونت انجام میدی، انرژی مثبتی سمت کائنات میفرستی که زمین و زمان دست به دست هم میدن تا هرچی که بخوای همون بشه و تسلیم امر تو میشن.
وقتیکه مثبت اندیش باشی، اعتماد به نفست بالا میره همین باعث میشه که به خود باوری برسی، وقتیکه خودت رو بشناسی و باور داشته باشی پس به علایق و تواناییهات هم اعتقاد پیدا میکنه و با شور و حرارت و هیجان درونیت برای رسیدن به هدفات تلاش میکنی. و آخر قصه اینه که وقتیکه در نهایت سربلندی به اون چیزی که میخواستی رسیدی تبدیل میشی به یک اسطوره در جمع خانواده و دوستان و آشنایان و هر کسی که تو رو میشناسه و از خطرات و خاطراتت خبر داره. اینجویه که میشی نقل محافل میشی الگوی عمل واسه بقیه، همه میان پیشت تا ازت مشاوره بگیرن همه ازت میپرسن: تو چی کار کردی ما هم همون کار رو انجام بدیم. پس میشی یه الگو، یه مشاور، یه معلم، و یا شایدم یه رهبر.
حتما بخوانید: افزایش درآمد با 8 راهکاری که جیبتان را پر پول میکند
معیارهای انتخاب همسر
تو تقدیرت نوشته هرچی خواستی، پس خوب باش و خوب بخواه
دیگه نیازی نیست که بخوام خیلی توضیح بدم. در واقع نتیجه کلی همه موارد بالا که مفصل در موردش حرف زدیم نهایتش همین میشه. وقتیکه در نهایت آرامش و تمرکز خدا رو به خاطر داشته هات شکر کنی و روی نقاط مثبت زندگیت تمرکز کنی با وفور نعمت در زندگیت مواجه میشی، به خودباوری میرسی، علایقت رو کشف میکنی، واسه زندگیت هدف گذاری میکنی، با شور و هیجان به سمتشون میری و به دستشون میاری و تبدیل به موجودی افسانه ای میشی. دیگه لازم نیست همه بدبیاری ها و تقصیراتت رو بندازی گردن سرنوشت و تقدی و نصیب و قسمت و اینجور چیزا. تقدیر همه چیز دست خودته، اینو باور کن.
گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده
دانلود PDF مقاله:مثبت اندیشی و 11 نتیجه فوق العاده ی آن در زندگی
همه باید کار کنند. تقریب زده می شود که افراد به طور متوسط در حدود 40 تا 50 درصد از زمان زندگی خود را صرف کار کردن می کنند. در این میان 4/1 این افراد همواره در این فکر هستند که چگونه می توانند درآمد خود را افزایش دهند.
همیشه در این مورد چیزهایی می شنویم: “هزینه های زندگی در حال افزایش هستند، هزینه حمل و نقل افزایش پیدا می کند، مالیات ها زیاد می شوند اما درآمد ها همچنان ثابت باقی می مانند.” بعد از خودم می پرسم “چرا؟” درآمد شما حتماً باید افزایش پیدا کند، اگر این اتفاق نمی افتد پس حتماً نمی دانید که برای افزایش آن باید چه کاری انجام دهید.”
البته سوء تفاهم ایجاد نشود. کار خوب و سخت کوشی، همیشه موفقیت را با خود به همراه می آورد، اما اگر بخواهید هر روز فقط کار کنید و امیدوار باشید که حقوقتان افزایش پیدا کند، شاید هیچ وقت چنین اتفاقی در زندگی برایتان رخ ندهد. چیزی که شما به آن احتیاج دارید، سخت کوشی و کار زیاد است. باید قدری زرنگی هم داشته باشید. خوشبختانه این مورد کاملاً اکتسابی است و اگر کمی تمایل داشته باشید به راحتی می توانید آنرا یاد بگیرید.
شاید مدت طولانی است که منتظر این اتفاق هستید، اما رییس هیچ اقدامی در این زمینه نکرده است. منتظر چه هستید؟ وقت آن رسیده که خود شما درخواست افزایش حقوق بدهید. در ادامه به راهکارهایی اشارهشده است که برای انجام این کار به شما کمک میکنند:
حتما بخوانید: 12 عبارتی که هرگز نباید به افراد افسرده بگویید
اولین قدمی که باید بردارید این است که بدانید ارزش واقعی موقعیت شغلی شما چقدر است . یک جستجوی کوچک در گوگل اطلاعات زیادی را در مورد موقعیت شغلی شما و میزان حقوق متوسط آن بدست خواهید آورد.پس میزان متوسط را با درآمد کنونی خود مقایسه کنید. آیا اختلاف زیادی دارد؟ اگر بعد از مقایسه متوجه شدید که حقوق دریافتی شما کمتر از میزان متوسط و واقعی است دلیل خوبی برای درخواست افزایش حقوق دارید.
آیا شرکت و سازمان محل کار شما اجازه می دهد که در هر زمانی تقاضای افزایش حقوق داشته باشید؟ یا اینکه باید تا پایان سال مالی و ارائه گزارش عملکرد سالانه صبر کنید؟ در هر صورت باید کمی صبر داشته باشید . دلایل خود را برای درخواست افزایش حقوق آماده کنید و در فرصت مناسب در مورد آن با افراد مسئول در شرکت و یا سازمان خود صحبت کنید.
برخی دیگر نیز از تلاش کارکنان برای مناسب و خوشایند کردن محیط کار قرار می گیرند شما نیز باید با توجه به این عوامل دلیل مناسبی را برای درخواست افزایش حقوق آماده کنید.
اگر دلیل و ارزش واقعی خود را ندانید نمی توانید به خوبی درخواست افزایش حقوق داشته باشید. این مسأله بسیار اهمیت دارد اما نکته این است که چطور می توانید ارزش واقعی خود را نشان دهید؟ اگر قابلیت و توانایی خاصی در کار خود دارید آن را ذکر کنید.اگر تعامل خوبی در محیط کار با کارکنان دیگر دارید. به آن اشاره کنید در نهایت تلاش کنید دلیل برتری خود نسبت به میزان حقوق دریافتی خود را به طور واضح شرح دهید.
شاید به کار بردن عبارت درخواست افزایش حقوق کمی گمراه کننده باشد در واقع کاری که شما انجام می دهید درخواست افزایش حقوق به دلیل بالاتر بودن ارزش کار شما است.هنگامیکه درخواست افزایش حقوق می کنید رئیس شما به این موضوع فکر می کند که ارزش واقعی کار شما به چه اندازه است؟ بنابراین وظیفه شما این است که ارزش واقعی کار خود را به نحو احسن به رئیس خود نشان دهید.آنها دوست ندارند که بشنوند شما به این دلیل درخواست افزایش حقوق دارید که برای مثال در پرداخت اقساط خود مشکل دارید. آنها می خواهند دلیل های مبنی بر بالاتر بودن ارزش واقعی کارتان را بشنوند.
اگر موفق نشدید با درخواست خود افزایش در میزان حقوق خود داشته باشید مأیوس نشوید . در مورد نقاط ضعف خود سوال کنید و سعی کنید تا جای ممکن بر روی آنها کار کنید. و در نهایت به یاد داشته باشید که زمانی می توانید درخواست افزایش حقوق داشته باشید که واقعا شایسته آن باشید. بنابراین در زمان مناسب اقدام لازم را انجام دهید.
حتما بخوانید: 10 نکته شگفتانگیزی که بر جذابیت رفتاری شما میافزاید
چگونه خاص باشیم؛ نکاتی که شما را برجسته و متفاوت نشان میدهد
من یک فردی هستم که همش کارهای روتین و تکراری رو بدون هیچ خلاقیتی و همونجوری که بهم دیکته شده انجام میدم.
شخصی هستم که هیچ تجربه خاصی ندارم.
اگر توی شرکت باشم یا نباشم هیچ فرقی نمیکنه و هر کس دیگهای میتونه از پسِ کارِ من و با همون کیفیتی که من انجامش میدم بر بیاد.
فقط میرم سره کار که وقتم رو بگذرونم.
شخصی هستم که هیچ هدفی ندارم.
من یک فرد کاملاً معمولی هستم و برای به دست آوردن یک مبلغ مشخص کار میکنم، (که بیشتر اوقات این مبلغ پایه حقوق وزارت کاریِ) آخه خودمم تا مدتها همیجوری بودم. فکر میکردم که بیشتر از کفِ حقوق وزارت کاری نمیتونم جایی حقوق بگیرم و میگفتم مگه حقوق بیشتر از وزارت کاری هم داریم؟ هر جا هم برای مصاحبه میرفتم حقوقم رو طبق وزارت کار ثبت میکردم.
“نیروی انسانی یا همون منابع انسانیِ خوب، کار بلد و متعهد جزو سرمایههای اصلی هر شرکت و مجموعه به حساب میآیند.”
آماده بودن ضروری است. اگر آماده نباشید نمی دانید چه چیزی می خواهید. دو نوع مدرک قبل از مطرح کردن تقاضای خود جمع آوری کنید.
اولین و مهمترین، حقایقی در مورد نحوه ی مشارکت و همکاری منحصر بفردتان، همانند روش هایی که بکار برده اید تا هزینه ها را کاهش دهید، تاییدات مثبتی که از مشتری گرفته اید یا تشویق هایی که از سوی مدیران ارشد شده اید. ممکن است رئیس شما از تمام کارهایی که در یک سال گذشته انجام داده اید آگاهی نداشته باشد. همچنین باید اطلاعاتی درمورد محدوده ی حقوق در صنعتی که فعالیت دارید جمع آوری کنید.
در هر حال برای شروع، اگر فکر میکنیم، کیفیت کاری که در حال حاضر در هر سِمَت و هر شغلی که هستیم بسیار عالی هست و روز به روز میتونیم کارمون رو بهتر و با خلاقیت بیشتری ادامه بدیم، پس به احتمال خیلی زیاد میتونیم با راهکارها و نکتههایی که در ادامه بیان میشه حقوق دریافتی سال آینده خودمون را افزایش بدیم:
حتما بخوانید: ارتباط چشمی جذاب
کسب و کار
جملات تاکیدی
بهترین راه ممکن برای درخواست افزایش حقوق اینه که خیلی صادقانه این موضوع رو مطرح کنیم.
زمانیکه داریم در این مورد صحبت میکنید به هیچ وجه، به هیچ وجه خودمون رو با شخص هم ردهی خودمون و یا هر کس دیگه ای مقایسه نکنیم و بدتر از اون، برای مقایسه کردن از هیچ شخصی اسم نبریم، چون زمانیکه از شخصِ خاصی اسم میبریم و مثلاً میگیم چرا حقوق آقای رضایی و یا خانم کاتبی از من بیشتره… و یا چرا به فلانی وام تعلق گرفت ولی با درخواست وام من موافقت نشده، کارفرما نسبت به ما جپهه میگره و با صدها دلیل منطقی میخاد این قضیه رو اثبات کنه که اگه حقوق فلانی از شما بیشتر یا اگه به فلانی وام دادیم بخاطر اینه که … ، و ممکنه این موضوع باعث تنش بین دو طرف بشه و یا به کلی مسیر صحبت عوض شه، بنابراین به هیچ وجه خودمون رو با شخصِ دیگهای مقایسه نکنیم.
به نظرِ من، تنها کسی که ما مجاز هستیم خومون رو باهاش مقایسه کنیم: “خودِ دیروزمون با خودِ امروزمون، هست.“
پیشنهاد میکنم از تواناییهایی که داریم و شمارو از دیگران متمایز میکنه صحبت کنیم و محور صحبتهامون تخصص و کیفیت کاریمون باشه، اما اونقدر هم شورش رو در نیاریم که آدم خودخواه و مغروری به نظر برسیم. بهتره که از قبل یک لیست تهیه کنیم و تمام این موارد رو بنویسیم.
فن بیان ما هنگام درخواست افزایش حقوق و درحین صحبتهاتون اگر پیشنهاد و یا خلاقیتی برای بهتر انجام شدنِ کار داریم ارائه بدیم، به احتمال زیاد مدیرمون خوشش میاد.
اگر مدیرمان گوشی شنوا دارد و برای مشکلاتِ ما احترام قائل است بصورت خیلی کلی سفره دلمون رو باز کنیم و از مشکلات زندگیمون بگیم و جوری منطقی تفسیر کنیم که دخلمون با خرجمون نمیخونه.
پیشنهاد میکنم قبل از اینکه بخواهیم سر میزه مذاکره بنشینیم چندین بار این موضوع رو تمرین کنیم، سوالات و صحبتهایی که در حین مذاکره پیش میاد رو پیشبینی کنیم و جوابهای عالی برایش پیدا کنیم، صدای خودمان را ضبط کنیم، بارها و بارها صدایمان را بشنویم و اصلاحش کنیم.
دانلود PDFمقاله :چگونه به رئیس خود درخواست افزایش حقوق دهیم؟
آرى این خاصیت ذکر و توجه به خدا است و دعا و مناجات هم نوعى ذکر است. ازاینرو اگر با حال توجه و خلوص داشته باشد انسان بعد از تمام شدن آن احساس یک حالت سبکى و
آرامش در خود مى کند. کسى که درد دلش را با خدا در میان مىگذارد به این معنا است که قلبا با خدا انس گرفته است و به او توجه پیدا کرده است. خداوند نیز وعده فرموده است که: «هر کس با توجه به او رو کند، سخن او را بشنود و حاجتش را روا کند و دل و روحش را نورانى نماید». آنچه بعد از این حالت در خود احساس مىکنید، حاکى از آن افاضه و توجه خدا نسبت به شما است. پس باید شاکر باشید و توجه داشته باشید که این یک حالت مادی نیست؛ زیرا روح یک عنصر مجرد از ماده است و تصرفاتى هم که از طرف حق در آن مىشود مادى نیست.
برای گام گذاشتن در این راه، باید ارتباط با خدا و بهره مندی از نفحات معنوی را تجربه کرد و این تجربه را بارها تکرار کرد تا انسان حضور در محضر خدا را لمس کند. برای این منظور گفته شده است در هر هنگام نمازها و هنگام حلال و حرام ها، یک الهام رحمانی رو به سوی انسان می آید و او را به انجام آن کار نیک تشویق می کند. اگر پاسخ مثبت داد این الهامات رحمانی بیشتر تکرار می شود و انسان از وسوسه ها و اوهام شیطانی دور می ماند.
اما اگر پاسخ منفی داد یا سستی کرد فرشته رحمت دور می شود و شیطان وسوسه گر راه می یابد و انسان از آرامش و یاد خدا دور می شود. این تجربه را می توان در هنگام اذان برای نماز صبح و قبل از آن به خوبی حس کرد که اگر بعد از بیداری، دوباره خواب را ادامه دادیم خواب های پریشان و شیطانی رو به سوی آدمی می آید و کسالت روحی و آشفتگی وجود آدمی را فرا می گیرد.
براى رسیدن به حالت آرامش و قرار روانى، توجه به نکات زیر ضرورت دارد:
• ناآرامى عوامل و زمینههایى دارد که باید شناسایى و زدوده شود؛ مثلاً گذراندن وقت به بیهودگى و انجام کارهاى بى هدف و بیهوده خود علّت تشویش و بىقرارى است. در مقابل خلوتگزینى، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و کسب معارف خود به خود آرامش ظاهرى و باطنى به ارمغان مى آورد
• برنامه ریزى در امور زندگى و اختصاص اوقاتى براى تفریحات سالم و تهى از گناه، مثل راهپیمایى در فضاى روحبخش و شنا، در آرامش انسان تأثیر شگرف دارد
• مشاورههاى علمى و تخصصى و نیز تغذیه مناسب در تقویت اعصاب و روان مؤثر است. گرسنگى شدید و مفرط و حتى پرخورى و زیادهروى در خورد و خوراک موجب ناراحتىهاى روحى و روانى مىگردد.
• گناه و معصیت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى ناراحتىهاى روانى است. گناه یعنى خارج شدن از مسیر خداوند. گناه به معناى برآشفتن و تیره ساختن درون و باطن است. روح آدمى با رسیدن به ساحل پاکى و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش مى رسد؛ چون روح با طهارت سنخیت دارد و با گناه ناسازگار است. از این رو، گناه قرار را از انسان مىگیرد. هر گناه قبح فعلى و قبح فاعلى در بردارد. قبح و زشتى فعلى به مفاسد موجود در خود عمل مربوط است و قبح فاعلى به شرایط ذهنى و روحى گناهکار مربوط مىشود. شرایط ذهنى گنهکار عبارت است از داشتن روح تمرّد، طغیان، قانونشکنى و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنین روحى جز با ترک گناه به آرامش دست نخواهد یافت.
توجه به این نکته ضرورى است که آرامش روحى مراتبى دارد و دستیابى به آن به تدریج حاصل مىشود؛ درست مانند سایر ملکات روحى که با تمرین و گذشت زمان حاصل مىشود. رسیدن به آرامش نیز نیازمند طى این مراحل است. این مراحل بعضى جنبه سلبى دارد مانند ارتکاب محرمات که دل را آلوده و در نتیجه ناآرام مىکند. کسى که مىخواهد به آرامش واقعى دست یابد راهى ندارد جز این که در گام اول مطیع نواهى خداوند متعال شود و از آنچه حضرت حق نهى کرده اجتناب کند؛ و بعضى جنبه ایجابى دارد؛ یعنى بعد از این که دل از گرد غبار گناه پاک گردید، مستعد پذیرش حقایق و ملکات پسندیده نفسانى مىشود و این کار صرفاً از طریق انجام تکالیف الاهى و واجبات و مستحبات امکانپذیر است.
راز آرامش درون در رفتار آزادانه است. رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.
راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.
راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است. این را بدان که آنچه حق توست، هر طور شد خود را به تو خواهد رساند.
راز آرامش درون در گلهمند نبودن است. آنچه دنیا به تو میبخشد، در مقابل چیزی است که پیشتر ، تو به او بخشیدهای.
راز آرامش درون در این است که اشتباهات خود را بپذیری و بدانی که فقط خود تو میتوانی آنها را به موفقیت تبدیل کنی.
راز آرامش درون در این است که بر دشمن درونت غلبه کنی، نه این که او را سرکوب کنی.
راز آرامش درون در تمرین اراده است. حتی اگر نفست به شدت مخالف باشد.
راز آرامش درون در این است که دلت همیشه شاد باشد، حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.
راز آرامش درون در این است که به جای توقع خوشحالی از دیگران، خود آنها را خوشحال کنی.
راز آرامش درون در این است که خیر و سلامت دیگران را خیر و سلامت خود بدانی.
راز آرامش درون در بیآزار بودن است. هرگز عمدا کسی را نرنجان.
راز آرامش درون کار کردن "در کنار دیگران"، نه "در مقابل" آنها.
هرچه خلاء بیشتر باشد، هر چه خالی بیشتر باشد جذب بیشتر است. اگر من میخواهم موهبتهای الهی را جذب کنم ابتدا باید جایی خالی باز کنم. درستی قانونمندی طبیعت نگاه عمیق به طبیعت و الهام گرفتن از آن است. یکی از معلمان بزرگ ما در طبیعت «گردباد» است. شما مسلما میدانید قدرت گردباد خیلی بیشتر از باد است.
گردباد مجموعهای از بادهای شدید و قدرتمند است که همه چیز را به داخل خود میکشد اما گردباد این قدرت جذب فوقالعاده را از کجا دارد؟ حدستان درست است، علت جذب فوقالعاده گردباد، خلاء درون آن است. گردباد حرکت دارد اما داخلش خالی است و همه این جذبها و کششها را از آن «درون خالی» دارد. انسان هم باید مانند گردباد باشد. اگر میخواهید نیایشها و دعاهایتان اجابت شود، اول باید جا باز کنید و درون را خالی کنید. این خالی درون در همه ابعاد انسانی قابل بررسی است. خلاء ذهنی و خلاء دل اولین خلاء است که باید ایجاد کنید. اگر میخواهید نیایشها و دعاهایتان اجابت شود، اول باید جا باز کنید و درون را خالی کنید.
اول باید ذهنتان و دلتان را خالی کنید. از چه؟ از هر آنچه بیهوده در آن جای دارد، هر آنچه وجودش زیانبار است یا سودی ندارد. از کینهها، نفرتها، انتقام، حسادت، حسرت، یأس و ناامیدی، سوءظن، بدخواهی و کجاندیشی و خلاصه همه آن چیزهایی که ذهن و دل خالی ما را بیسبب پر کردهاند. اما چگونه میتوان این خالی را ایجاد کرد؟
اما لزوما بخشیدن به معنای برقراری ارتباط دوباره نیست. مثلا اگر کسی به شما لطمه زده است، این بدان معنا نیست که او را ببخشید و مجددا با او به همان وسعت ارتباط برقرار کنید تا مجددا به شما لطمه بزند. بخشودن پیش از هر چیز یک فرایند ذهنی و درونی است
گاهی اوقات نه تنها باید ذهنمان را از چیزهای بد خالی کنیم بلکه باید از چیزهای مثبت هم خالی شویم تا امکان جذب بیشتری داشته باشیم. فرض کنید شما دانش، اطلاعات و تجربیات مفیدی برای دیگران دارید. انتقال این اطلاعات به دیگران نیز به نوبه خود ایجاد خلاء میکند و شما را برای جذب اطلاعات بیشتر مهیا میسازد. ثابت شده است که یکی از بهترین راههای یادگیری،نوشتن است. نوشتن یعنی انتقال اطلاعات بر روی کاغذ، خالی کردن حافظه کوتاه مدت و آمادگی برای جذب مطالعه بعدی.
گاهی ابراز عشق، در قلب شما ایجاد خلاء می کند. شما با ابراز عشق میدان ذهن خود را از آنچه هست خالی میکنید و این باعث جذب محبت بیشتر میشود. افرادی که از ابراز عشق خودداری میکنند در واقع خودشان را از جذب مهر و محبت بیشتر محروم میسازند.
یکی دیگر از چیزهایی که خلاء آن بسیار مهم است زبان است. ایجاد خلاء در زبان یعنی نگاه داشتن زبان از آنچه بیهوده، مضر و یا زیانبار است. سکوت یک خلاء درونی است. .
خالی از گناه
یکی از مهمترین کارها برای ایجاد خلاء، خالی شدن از گناه است. اعتراف به گناه و پشیمانی و ندامت نزد خدا باعث خلاء میشود و این خلاء به وعده مسلم الهی باعث جذب موهبتهای الهی و جذب دعاهایتان میشود.
اگر از خدایتان چیزی میخواهید اما اجابت نمیشود یکی از علتهایش همین نداشتن خلاء است. از خودتان بپرسید چه نیت یا عمل ناپاکی در درون و بیرون من است که باید از آن بری و پاک شوم.
یکی از قوانین خلاء قانون رهاییاست. گاهی اوقات به یک هدف وابسته می شوید. وابستگی به یک هدف هم مانع خلاء است. اگر شما بیش از حد به یک هدف فکر میکنید این ناشی از ترس و نگرانی شما از برآورده نشدن آن هدف است. کسی که مطمئن است دعایش اجابت میشود و به وعده الهیایمان دارد وقتی دعایش را کرد در مسیر تلاش آن را به خدا میسپارد. این رها کردن به نوبه خود بخشی از ایجاد خلاء است.
اغلب افراد موفق اعتماد به نفس بالایی دارند. پر واضح است که آنها به خود و آنچه که انجام می دهند ایمان دارند. به یاد داشته باشید موفقیتآنها سبب افزایش اعتماد به نفسشان نشده؛ بلکه روحیه ی خودباوری این افراد، آنها را به سمت موفقیت سوق داده است.
یک انسان با اعتماد به نفس سالم و طبیعی می تواند احساس خوب نسبت به خود داشته باشد، ارزش خود را بداند و بخاطر قابلیت ها، مهارت ها و موفقیت هایش احساس غرور و رضایت کند. اما کسی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد، احساس می کند مورد قبول و علاقه ی هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد..
"زندگی باعزت نفس پایین مانند رانندگی با ترمز دستی است." - ماکسول مالت
هیچ کس با اعتماد به نفس بی حد و حصر متولد نمی شود. اگر کسی به نظر اعتماد به نفس باور نکردنی داشته باشد، به این دلیل است که او برای ساختن آن سالها کار کرده است. اعتماد به نفس چیزی است که شما یاد می گیرید که آن را بسازید، زیرا جهان دشواری کسب و کار و زندگی به طور کلی می تواند آن را از بین ببرد.
در بالا از این، ما باید با منتقد داخلی ما خود شک و تردید داشته باشیم که دائما به ما می گوید که ما به اندازه کافی خوب نیستیم. وقتی که توسط بسیاری از عناصری که اعتماد به نفس ما را تهدید می کنند بمباران می شود، ما باید مسئول ساخت آن برای خودمان باشیم.
"آنچه که ذهن می تواند تصور کند و باور دارد که می تواند به آن دست یابد" -
تکنیک تجسم دیدن یک تصویر از خودتان است که به آن افتخار میکنید. هنگامی که ما با اعتماد به نفس پایین دست و پنجه نرم می کنیم، ما ادراک ضعیفی از خودمان داریم که اغلب نادرست است. تمرین تجسم یک نسخه فوق العاده از خودتان، باعث دستیابی به اهداف خو می شوید.
"اعتقادات یک ابزار قدرتمند برای باور دلخواه خود در مورد خودتان هستند." -
ما تمایل داریم که مطابق با خود تصویر خودمان رفتار کنیم. ترفند برای ایجاد تغییرات طولانیم دت این است که چگونه خودتان را ببینید.
تأکیدات بیانیه های مثبت و شگفت انگیز است که ما به خودمان می گوییم. این به طور معمول موثرتر است اگر صدای بلند را بشنوید تا بتوانید خودتان آنرا بشنوید. ما تمایل به باور هر آنچه که به طور مداوم به ما می گویند داریم. به عنوان مثال، اگر از ظاهر فیزیکی خود نفرت دارید، تمرین می گوید چیزی که شما در مورد آینه خود در مورد آینده خود قدردانی می کنید یا دوست دارید.
"اگر شما ناامن هستید، حدس بزنید چی؟ بقیه جهان نیز هستند. از رقابت زیاد انتقاد نکنید و خودتان را دست کم نگیرید. شما بهتر از این فکر می کنید. "- T. هار اکر
بهترین راه برای غلبه بر ترس این است که با آن مواجه شوید. با انجام کاری که هر روز ترسناک می شود و اعتماد به نفس هر تجربه ای را به دست می آورد، اعتماد به نفس خود را افزایش می دهد. بنابراین، از منطقه راحتی خود خارج شوید و با ترس خود مواجه شوید!
"سالهاست که خودتان را مورد انتقاد قرار داده اید و کار نکردی. سعی کنید خودتان را تأیید کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. "- لوئیز ل. هی
برخی از خشن ترین دیدگاه هایی که ما از خودمان به دست می آوریم، از طریق "صدای منتقد درونی" است. اگر با کمترین اعتماد به نفس خود مبارزه کنید، ممکن است منتقد درونیتان بیش از حد و نادرست باشد.
استراتژی هایی مانند درمان شناختی رفتاری به شما کمک می کند که منتقد درونی خود را مورد پرسش قرار دهید و به دنبال شواهدی برای حمایت یا رد کردن چیزهایی که منتقد درونی خود را به شما می گوید، نگاه کنید. به عنوان مثال، اگر فکر می کنید که شما یک شکست خورده هستید، از خودتان بپرسید: "شواهدی وجود دارد که به این فکر می کنم که من شکست خورده ام" و "چه شواهدی وجود دارد که فکر نمی کند که من شکست خورده باشم؟ "
پیدا کردن فرصت هایی برای تبریک، تعریف و پاداش دادن به خود، حتی برای کوچکترین موفقیت ها.
"برای ایجاد اعتماد به نفس واقعی، ما باید بر موفقیت هایمان متمرکز شویم و شکست ها و منفی ها در زندگی ما ن را فراموش کنیم." - دنیس وایتلی
بیش از حد بسیاری از مردم در مورد توانایی هایشان دلسرد می شوند؛ زیرا آنها اهدافی را که برای رسیدن به آن دشوار است، تعیین می کنند. با تنظیم اهداف کوچک خود که می توانید به راحتی برنده شوید، شروع کنید.
هنگامی که شما جریان موفقیتهایی را ایجاد کرده اید که احساس خوبی در مورد خودتان دارید، می توانید به اهداف سخت تر برسید. اطمینان حاصل کنید که شما همچنین لیستی از تمام دستاوردهای خود را، هر دو بزرگ و کوچک را نگه دارید، برای یادآوری زمان هایی که شما به خوبی انجام داده اید.
کمک به دیگران اغلب ما را قادر می سازد تا خودمان را فراموش کنیم و احساس کنیم که چه چیزی داریم. همچنین هنگامی که شما قادر به ایجاد یک تفاوت برای شخص دیگری هستید احساس خوب نیز می کنید.
به جای تمرکز بر نقاط ضعف خود، داوطلب شدن به مربیگری، تمرین کردن یا آموزش دیگری، و اعتماد به نفس خود را به طور خودکار در روند رشد خواهید دید.
"مراقبت از خود هرگز یک عمل خودخواهانه نیست - این تنها هدفی است که من تنها هدیه ای دارم، هدیه ای که بر روی زمین گذاشتم تا به دیگران ارائه دهم" - Parker Palmer
اعتماد به نفس بستگی به ترکیبی از سلامت جسمانی خوب، سلامت روانی و سلامت اجتماعی دارد. اگر شما از بدن خود بدتان می اید یا انرژی کمتری دارید، سخت است که در مورد خودتان احساس خوبی داشته باشید.
زمانی را برای تمرین ورزش، خوردن غذا وخواب تنظیم کنید.
"میخواهم شخص دیگری باشد، اتلاف شخصی کسی است که هستی" - مریلین مونرو
افراد با اعتماد به نفس کم اعتقاد دارند که دیگران بهتر یا سزاوارتر از خودشان هستند. به جای حمل این ادراک، خود را به عنوان برابر بودن با همه مشاهده کنید. آنها بهتر از شما نیستند. یک تغییر ذهنی به ذهنیت تساوی ببخشید و به طور خودکار بهبود اعتماد به نفس خود را خواهید دید.
تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان داد که هر چقدر نه گفتن برایتان دشوارتر باشد، احتمال اینکه به اضطراب، فرسودگی شغلی و حتی افسردگی دچار شوید، بیشتر می شود و همه ی این عوامل باعث کاهش اعتماد به نفس در شما خواهند شد. افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به خوبی می دانند که "نه" گفتن، به نفع آنهاست.
این افراد چنان عزت نفسی دارند که مخالفت خود را به وضوح بیان می کنند. وقتی زمان نه گفتن فرا می رسد، آنها از جملاتی مانند "فکر نمی کنم بتوانم انجام دهم" یا "شک دارم" استفاده نمی کنند. این افراد با اعتماد به نفس "نه" می گویند زیرا می دانند نه گفتن به یک تعهد جدید، احترام به تعهدات فعلی شان است و به آنها فرصت می دهد تا با خیال راحت، وظایف قبلی شان را انجام دهند.
داشتن روحیه ی پرخاشگری نشان دهنده ی اعتماد به نفس نیست؛ بلکه زورگویی شما را نشان می دهد. هنگامی که خودتان را باور نداشته باشید، به راحتی و بدون اینکه بخواهید، قلدری و دیگران را تهدید می کنید. سعی کنید در اظهار نظر های خود، بدون اینکه تهاجمی عمل کنید و شخصیت دیگران را زیر سوال ببرید قاطعانه سخن گفتن را تمرین کنید. بخاطر داشته باشید هیچگاه نمی توانید بدون اینکه روی خودتان کنترل داشته باشید، اعتماد به نفستان را افزایش دهید. همواره با صدا و لحن مناسب حرف بزنید و نسبت به طرز ایستادن خود حساس باشید. حالت بازوها، دست ها و استفاده ی بجا از آنها در هنگام حرف زدن، می تواند اعتماد به نفس را در ظاهر شما نمایان کند.
دانلود PDF مقاله: 10 چیز که می توانید برای تقویت اعتماد به نفس خود انجام دهید
شرکت در کلاس های یوگا در خارج از منزل شما یک روش عالی برای شناخت خودتان از یوگا است یا تمرین موجود را عمیق تر می کند. با این وجود، ممکن است وقت و پول برای پیوستن به یک استودیو یوگا پیدا شود یا شاید استودیو یوگا در نزدیکی محل اقامت شما وجود نداشته باشد. این که آیا شما دارای محدودیت های مالی، زمان یا مکان هستید یا فقط ترجیح می دهید یوگا را در خانه تمرین کنید، می توانید یک تمرین یوگا قوی داشته باشید که بتواند از سلامت روحی و جسمی شما حمایت کند.
یوگا روش زندگی است که شامل دستورات اخلاقی، رژیم های غذایی و تمرینات جسمانی می باشد. متخصصین یوگا بر این باورند که دانش یوگا توانایی تغییر واکنش های ذهنی و جسمی طبیعی انسان به فراتر از آنچه قابل انتظار است را دارد. در طول 80 سال گذشته پزشکان و دانشمندان در هند و غرب در مورد پتانسیل های درمانی یوگا و مدیتیشن تحقیقات زیادی انجام دادند. تا به امروز هزاران تحقیق نشان داده اند که با ورزش یوگا فرد کنترل پارامترهای فیزیکی مانند فشار خون، ضربان قلب، تنفس، متابولیسم، امواج مغزی، دمای بدن و ... را می آموزد. همچنین در افزایش اعتماد به نفس و کاهش استرس نیز می تواند موثر باشد.
یوگا پروسهی معکوسکردن جریان انرژی و آگاهیِ بیرونی به درون است تا ذهن، به مرکز پویایی از هوشیاری تبدیل شده و دیگر وابسته به حواسهای خطاپذیر نباشد.
انجام تمرین های یوگا به صورت گام به گام به فرد این امکان را میدهد تا با ایجاد اتحاد بین ذهن و بدن، در زندگی روزمره نیز تعادلی ایجاد کند. درحقیقت واژهی یوگا به معنای اتحاد است؛ اتحادی بین هوشیاری فرد با روح طبیعت.
بسیاری از مردم عقیده دارند یوگا تنها مجموعهای از تمرینات فیزیکی است که در چند دههی اخیر به محبوبیت رسیدهاست، اما این دیدی سطحی نسبت به دانش عمیق یوگا با قدمتی 5000ساله است.
بهطورکلی، تمرینات یوگا از حرکاتی کششی به همراه تنفس عمیق و مدیتیشن تشکیل شدهاند که به تقویت عضلات بدن به همراه افزایش سلامت ذهن و بهبود تمرکز کمک میکنند. بیش از 100نوع متفاوت یوگا وجود دارند که برخی از آنان، سرعت و قدرت بیشتر را میطلبند و برخی دیگر، آرام و ملایم اند.
هاتا: مشهورترین و ابتداییترین نوع یوگا که تمرکز آن بیشتر روی جنبهی فیزیکی یوگاست وشامل حرکاتی پایهای به همراه کنترل تنفس است.
وینیاسا: شامل حرکات و پوزیشنهای متفاوتی است که بهآرامی جریان مییابند.
یوگای قدرتی: این نوعاز یوگا شامل حرکاتی شدیدتر و سریعتر است و تمرکز عمدهی آن روی تقویت عضلات است.
آشتانگا: نوعی از یوگا که با تکنیکهای تنفسی خاصی همراه است و برای افرادی مناسبتر است که سابقهی ورزشی دارند چرا که نیروی فیزیکی زیادی را میطلبد.
بیکرام یا یوگای داغ: شامل 26 پوزیشن متفاوت است که در اتاقی با حرارت 40درجهی سانتیگراد و رطوبت 40% انجام میشود.
آینگار: در این نوعِ یوگا، از اشیائی مانند طناب، تسمه، بلوک و صندلی برای یافتن موقعیت مناسب برای بدن استفاده میشود.
یوگای یین: این نوع یوگا از سنت تائویست منشا میگیرد و تمرکز اصلی آن روی ناحیهی تحتانی بدن است. بیشتر پوزیشنهای یین، منفعل و نشسته میباشند و عضلات ران، لگن و کمر را تقویت میکند. این نوع یوگا تنش و استرس را بهتر آزاد میکند و راه مناسبی برای ریلکسیشن است.
یوگای کندالینی: این یوگا برای تحریک آزادسازی انرژی در ستون فقرات طراحی شدهاست. کلاسهای این نوع یوگا شامل مدیتیشن، تکنیکهای تنفس و پوزیشنهای متفاوت میباشند.
تنها 20 دقیقه انجام هاتا یوگا، یک مدل باستانی یوگا که تاکید آن بیشتر بر حالت قرار گرفتن بدن است تا ترتیب و جریان آن و میتواند عملکرد ذهن را بهتر کند، موجب تقویت تمرکز شود و حافظه را به کار بیاندازد. نتایج حاصل از آزمایش عملکرد مغز شرکتکنندگان در مطالعهای که در دانشگاه ایلینوی صورت گرفته، نشان میدهد که بعد از انجام یوگا مغز آنها در مقایسه با انجام بیست دقیقه تمرین شدید ایروبیک به طور قابل ملاحظهای بهتر عمل میکند.
یوگا به دلیل کاستن از فعالیت پروتئینهایی که گفته میشود موجب التهاب میشوند به داشتن نیروهای ضد استرس شناخته شده است.
مطالعه مختصری که در نروژ انجام شده نشان میدهد که بسیاری از فواید یوگا ناشی از قابلیت آن در تغییر بیان ژن در سلولهای ایمنی است.
بررسیهای اخیر نشان میدهد که بیکرامیوگا، شکلی از یوگا که از 26 حالت مختلف تشکیل شده و در 90 دقیقه داخل یک اتاق گرم انجام میشود، موجب افزایش انعطاف شانهها، پایین کمر و عضلات عقب ران میشود. در این بررسی ورزشکاران با نیروی بیشتری حرکت ددلیفت را انجام دادند و چربی بدنشان نسبت به گروه کنترل، کاهش بیشتری پیدا کرد.
انجام تمرینات یوگا برای افرادی که دچار فشار خون خفیف یا متوسط هستند به پایین آوردن سطوح فشار خون آنها کمک میکند. یکی از مطالعات انجام شده در این زمینه نشان داده است انجام تمرینات یوگا نسبت به پیادهروی، برنامه غذایی و برنامههای کاهش وزن کمک بیشتری به کاهش فشار خون میکنند.
در یکی از بررسیهای انجام شده مشخص شد که انجام تمرینهای هاتایوگا به مدت 15 هفته تاثیر زیادی در افزایش ظرفیت ریه داشته است که نشان دهنده افزایش حداکثری مقدار هوای بازدم هنگام گرفتن یک نفس طولانی است. برخورداری از ظریفت ریوی حیاتی، یعنی رسیدن اکسیژن کافی به مغز تنها با داشتن یک ریه سالم امکان پذیر است.
نتایج حاصل از یک مطالعه آلمانی نشان داده است که 4 هفته تمرین اینگاریوگا(نوعی یوگا که روی همترازی و استفاده از ابزار تاکید دارد) در کاهش شدت گردن درد بزرگسالان موثر بسیار موثر است.
یکی دیگر از مطالعات انجام شده در این زمینه نشان میدهد که 12 هفته انجام این فعالیت به کاهش استرس و افزایش سطوح گاما آمینو بوتیریک در مغز کمک میکند. (سطوح پایین GABA ارتباط مستقیم با اختلالاتی چون اضطراب و افسردگی دارد.)
محققان دردانشگاه ویرجینیا به تاثیرات اینگار یوگا در کاهش درد و تقویت خلق و خو نسبت به درمانهای استاندارد دارویی در میان کسانی که دچار دردهای مزمن در ناحیه پشت هستند پی بردهاند.
انجام یوگا در کنار یک رژیم غذایی و مراقبتی برای دیابت موجب ثابت نگه داشتن سطوح قند خون میشود. بر اساس گزارشی از خبرگزاری رویترز، تنها سه ماه انجام یوگا همراه با مراقبتهای ویژه بیماران مبتلا به دیابت موجب کاهش توده بدن، همینطور ثابت ماندن سطوح قند خون میشود.
انجام اینگار یوگا که ویژه سالمندان طراحی شده باشد، طبق مطالعهای که در دانشگاه تمپل انجام شده موجب تقویت تعادل و جلوگیری از زمین خوردن خانمهای بالای 65 سال شده است.
انجام تمرینهای یوگا موجب بیشتر شدن تراکم استخوان در افراد مسن میشود. پزشکان بعد از اسکن تراکم معدنی استخوان روی گروهی از سالمندان, به آنها یوگا آموزش دادند و پس از دو سال اسکن دیگری انجام دادند. بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه، نه تنها این افراد نه تنها تراکم استخوان از دست ندادند بلکه به دست آوردند. گروه دیگری که این تمرینات را انجام نداده بودند اما، همانطور که انتظار میرفت تراکم استخوانشان کمتر شد.
محققان پی به ارتباطی بین یک تمرین یوگای معمولی و کاهش وزن یا ثابت نگه داشتن آن بردهاند. در مطالعهای که بین بیش از 15000 فرد میانسال انجام شد، گروهی که در ابتدا دچار اضافه وزن بودند تقریبا در مدت زمانی ثابت 2/5 کیلو وزن کم کردند. در حالی که گروه دیگری که یوگا انجام نداده بودند 7 کیلو اضافه کردند.
یوگا به عنوان بخشی از یک سبک زندگی سالم میتواند عوامل خطرناک بیماریهای قلبی عروقی مانند فشار خون، کلسترول و قند خون را کم کند.
در این حرکت کف دست و پا باید بصورت کامل بر روی زمین قرار گیرد، دست و پاها باید صاف و کشیده باشد. باسن خود را به سمت بالا نگه دارید، شکم را به داخل بکشید، در این حرکت بسیار مهم است که کمر خود را صفت و محکم نگه دارید.
در پلانک متحرک، شما باید ابتدا در حالت های (high) پلانک قرار بگیرید پاهایتان را جفت کنید شکم را به داخل بکشید، کمر خود را محکم نگه دارید و سعی کنید بدنتان در یک خط قرار داشته باشد. سپس به پایین بیاید (می توانید هم بروی کف دست باشید هم بر روی آرنج) در این حالت نیز سعی کنید که بدنتان را در یک خط نگه دارید، در این حالت تا حدی قرار بگیرید که بدنتان شروع به لرزش کند، سپس دوباره به حالت (های) پلانک باز گردید.
بر روی شکم بخوابید، دست هایتان را در اطراف قرار دهید و پاهایتان رو جفت کنید، سر خود را نیز بر روی زمین قرار دهید. سپس به آرامی سر و سینه، دست ها و پاهایتان را رو به بالا بیاورد ، شکمتان بر روی زمین نگه دارید. سعی کنید در انجام حرکت نفس عمیق بکشید.
ابتدا در حالت Downward dog قرار بگیرید، حالا یکی از پاهایتان (برای مثال چپ) را به سمت دستتان بیاورید به طرزی که زانویتان در زاویه 90 درجه قرار بگیرد، پای راستتان نیز کشیده باقی بماند. حالا دست راست خود را از زمین بلند کنید و همراه با سر و کمر به سمت چپ بچرخید، سعی کنید کمر و شانه هایتان کاملا صاف باشند.
بر روی زمین بشینید، پاهایاتان را دراز کنید و کف پاها را به سمت بالا بیاورید ، کمر را صاف نگه دارید. حالا بر روی باسن کمی رو به عقب خم شوید و کم کم پاهایتان را به سمت بالا بیاورید، سعی کنید تعادلتان را نیز حفظ کنید حالا دستتان را نیز بصورت مستقیم در کنار پاها بیاورید.